تبليغاتX
کرمان خبر

کرمان خبر

خبر و عکس

"نظارت سرسری" بر ساخت و ساز در شهر

 

باز هم گود برداری غیر اصولی خسارت به بار آورد

 

کرمان خبر- گودبرداری غیر اصولی می رفت تا فاجعه ای مرگبار برای یک خانواده خلق کند اما با خوش شانسی این حادثه به خسارت مالی منتهی شد.

دوشنبه ساعت 30/22شب دو دختر یک خانواده به همراه مادرشان برای رساندن نامزد یکی از دخترها به منزلش از خانه خارج می شوند. ساعت 11 شب با لرزش و فروریختن بخشی از منزل پدر خانواده به سرعت از خانه خارج می شود اما از زمین لرزه خبری نیست. در کنار این منزل گودبرداری انجام می شد و عدم رعایت نکات ایمنی باعث شد تا این خانواده در آستانه فاجعه قرار گیرند. بر اثر فروریختن بخش هایی از منزل، اتاق دختران خانواده کاملا فروریخته و ظاهر امر نشان می دهد که در آن ساعت شب اگر آناه در خانه و اتاقشان می بودند قطعا زیر آوار مدفون می شدند. حتی این حادثه اگر در صبحگاه روی می داد می توانست به مرگ دو کارگر افغانی منجر شود که آنجا در محل گودبرداری کار می کردند.

چهارسال پیش گودبرداری غیراصولی در یکی از کوچه های بلوار جهاد دو نفر را به کام مرگ فرستاد و این بار نیز در کوچه شماره یک جهاد می رفت تا چنین حادثه ای تکرار شود. جالب اینکه پلیس ساختمان شهرداری کرمان نیز به پیمانکار در مورد حوادث احتمالی اخطار داده و دستور توقف کار تا رعایت نکات ایمنی را داده بود. دو روز پس از حادثه دست اندرکاران ساخت و ساز تازه یادشان آمده که باید اطراف محل گودبرداری را حصار کشی کنند تا این بار عابر پیاده و یا اتومبیلی داخل آن نیفتند!

تاکنون بارها چنین اتفاقات خسارت باری که ناشی از گودبرداری غیر اصولی بوده است در شهر کرمان افتاده است اما گویا قرار نیست جلوی چنین اتفاقاتی با نظارت بیشتر و رعایت اصول اولیه ایمنی گرفته شود. در این میان جایگاه سازمان نظام مهندسی در این زمینه باید بیش از این روشن شود تا نظارت بر امر ساخت و ساز "سرسری" گرفته نشود. نگاهی به وضعیت ساخت و ساز در شهر کرمان و بساز و بفروشی های بدون نظارت و صرفا برای رسیدن به منافع مالی این موضوع را به خوبی نشان می دهد...

 عکس: وحید قرایی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 12:34  توسط وحید قرایی  | 

اعتراض طبیعت دوستان به یک تخریب زیست محیطی در استان کرمان

 

جلوی این تخریب را بگیرید

 

 جمعی از طبیعت دوستان کرمانی در نامه ای به استاندار کرمان از او خواستند از فعالیت یک معدن در یک منطقه بکر طبیعی در منطقه دهبکری جلوگیری کند. آنها معتقدند که فعالیت این معدن به طبیعت منطقه آسیب فراوانی وارد می آورد. در نامه آنها به استاندار کرمان آمده است:

"ما جمعی از کوهنوردان استان کرمان به مناسبت گرامی‌داشت 22آوریل، 2اردیبهشت روز جهانی زمین پاک برنامه‌ای را در منطقه جنگلی آب‌گرم چهل‌تن دهبکری تدارک که قریب80 نفر از دوستداران طبیعت در آن برنامه شرکت کردند(منطقه آب‌گرم چهل‌تن دهبکری یکی از انبوهترین جنگل‌های بنه، کهکم، اورس استان کرمان را در خود جای داده و محل منحصر به فرد زندگی خرس سیاه‌آسیایی نیز می‌باشد خرسی که نسل آن در آستانه انقراض قرار گرفته و به واسته همین جاده‌ها و نداشتن زیستگاه مناسب چهار قلاده از آن طی سال‌های گذشته در اثر تصادف  با وسایل نقلیه نابود گردیده).

با کمال تاسف مشاهده شد که از دل این جنگل انبوه جاده‌ای که در بسیاری از نقاط، عرض آن بیش از 20متر می‌باشد احداث گردیده که با پرس‌ و جو مشخص شد این جاده ظرف دو سه سال گذشته به منظور بهره‌برداری از معدن کائولن در آبادی تیتون ساخته شده و در اثر آن هزاران درخت بنه و کهکم و میلیون ها بوته از بین رفته و نابود گردیده است. دیدن این صحنه‌های وحشتناک موجب شد تعدادی از اعضای خانه کوهنوردی ماموریت یابند(تا در راستای یکی از اهداف خانه، یعنی حفظ و جلوگیری از زوال و نابودی طبیعت) تحقیقات بیشتری در زمینه شناسایی عوامل و انگیزه‌های ایشان از احداث جاده به عمل آورند.

ابتدا طی تحقیقاتی از ادارات منابع طبیعی و حفظ محیط‌ زیست در منطقه و همچنین ادارات کل در مرکز استان مشخص شد که احداث‌کنندگان جاده هیچ‌گونه مجوز رسمی از بانیان اصلی جنگل و مرتع و حیات‌وحش نداشته و هنگام احداث جاده با قربانیان و محیط‌بانان درگیری فیزیکی نیز داشته‌اند که نهایتا صدای عزیزان بانی حفظ جنگل و مرتع و حیات‌وحش به جایی نرسیده و احداث‌کنندگان جاده یکی از بزرگترین جنایت‌ها را در حق طبعیت فقیر منطقه مرتکب و زمینه‌های نابودی کل جنگل و چشم‌انداز زیبای آن را نیز فراهم آورده‌اند.

دستاورد تلاش‌های خانه کوهنوردی با تحقیقات به عمل آمده به شرح زیر با استحضار می‌رسد:

رویش درختان بنه و کهکم و سایر نمونه‌های قید شده از قبیل ارس و ارچین تحت شرایط جوی ویژه‌ای در قرون گذشته اتفاق افتاده که احتمالا نزولات آسمانی و شرایط مناسب محیطی برتر و قدرتمند‌تر از وجود دام و انسان تاثیر‌گذار بوده و منجر به پدید‌آمدن جنگل انبوه در این خطه شده است. چرا که در مناطق جنگلی استان طی      70 تا 80 سال گذشته به ندرت و بسیار نادر می‌توان درخت بنه‌ای با عمر 5-10 یا 15سال مشاهده کرد و آن‌چه موجود است درختانی است که طبق گفته کارشناسان بیش از 200 تا 300 سال عمر دارند و طبیعت فقیر نتوانسته پس از آن به ترمیم خود بپردازد. دست‌کاری انسان‌ها و چرای بی‌رویه دام و کم‌شدن میزان بارندگی‌ها امکان رویش، زادآوری و مانایی درختان را از بین برده. شرایط موجود اقلیمی وظیفه ما را در حفظ و نگهداری منابع طبیعی صد چندان کرده است، به حدی که بریدن یک شاخه از درختان جنگلی را بایستی منوط به انجام کارشناسی‌های دقیق کرد.

پراکنش خرس سیاه‌آسیایی در ایران در سه منطقه استان هرمزگان، کرمان و سیستان و بلوچستان می‌باشد که در استان کرمان قریب 50 قلاده در کوهستان‌های دهبکری تا مرز "رمون" و "بحرآسمان" زیست می‌کنند و تنها منطقه شناخته شده زیست خرس سیاه در کرمان، منطقه یاد شده می‌باشد. خرس سیاه یکی از نادرترین نمونه‌های وحش است که بنا به گفته کارشناسان متاسفانه نسل آن رو به انقراض می‌باشد و حفظ زیست‌گاه‌های طبیعی حیات این وحش از وظایف خطیر دوستاران طبیعت و مسئولین است تا آن‌چه را امروز به طور امانت در اختیار گرفته‌ایم، چنان‌چه قادر به افزودن چیزی آن نیستیم، حداقل بدون کوچک‌ترین آسیب به نسل‌های آینده منتقل کنیم.

گفته می‌شود احداث جاده به منظور فراهم کردن امکان بهره‌برداری از معدن کائولین بوده که بیش از 15 کیلومتر یعنی حدود 35 هکتار از جنگل را نابود کرده و موجب فرسایش سریع خاک منطقه گردیده. حال آن‌که از قریب 25 سال پیش این معدن از طریق دهبکری جاده‌ای به طول تقریبی 9 کیلومتر و با تخریبی کمتر برای دسترسی داشته و وجود این جاده صاحبان و بهره‌برداران معدن را از داشتن جاده‌ای جدید کاملا بی‌نیاز می‌کرده است.

پرسش این است بر فرض چنان‌چه بهره‌برداری از این معدن امری حیاتی بوده کدام کار کارشناسی روی محل احداث صورت گرفته و چگونه است که کارشناس مربوطه از جاده قدیم آماده استفاده بی‌خبر و احیانا مجوز احداث جاده‌ای را در عمق تنها جنگل منطقه داده است.

جناب آقای استاندار:

زادگاه ما و شما سرزمینی خشک است که بایستی هر قطره باران و هر شاخه درختش را پاس داشت. طوفان‌هایی که زندگی را برای ما ساکنین حاشیه کویر تلخ می‌کند به علت فقدان همین منابع و جنگل‌ها است. کرمان در گذشته به واسطه طوفان‌های شن و ماسه برای بسیاری غیر قابل تحمل و سکونت بوده. تصمیم به طاق‌کاری اطراف آن‌که در سال‌های قبل از انقلاب با امکانات و تکنولوژی آن عهد اتخاذ شده و توسط سازمان منابع طبیعی اجرا گردیده در خور تقدیر و معجزه‌گونه است. اکنون حفظ و نگهداری این جنگل‌ها به عهده ما است."

در ادامه این نامه آمده است:"ما کوهنوردان و دوست‌داران طبیعت که حضرتعالی را همدرد خویش می‌دانیم، دردی مشترک، که زاده سرزمین خشکیم و راضی به بنفشه‌ای خواسته هایمان را به شرح زیر اعلام می‌کنیم، باشد که با عمل خیر دیگری بر کارنامه درخشان خود زرین برگ دیگری بیفزاید و در زمان تصدی شما بر اریکه استانداری به‌ عنوان انسانی فرهیخته که لباس خرد و دانش در بر دارد، و چه شایسته، شاهد تحقق خواسته‌های بر حق خود باشیم.

شایسته است که سازمان صنایع و معادن استان در صدور مجوز بهره‌برداری از معادن قوانین و مقررات زیست‌محیطی را رعایت و دلایل خود را در صدور مجوز بهره‌برداری از دو معدن الف) معدن سنگ مرمر جوپار که بر بالای قنات تاریخی گوهر ریز قرار گرفته ب) معدن کائولین تیتون اعلام نموده و مورد بازخواست قرار گیرد.

با عنایت به این‌که جاده مذکور از تونل دهبکری تا تیتون هیچ آبادی دیگری را به هم پیوند نمی‌دهد و ضرورتی بر وجود آن نیست و از سویی این جاده بسترهای مناسب را برای افراد سودجو در قطع و نابودی درختان باقی مانده و هم‌چنین در تصرف آبشخورها فراهم می‌کند تقاضا می‌کنیم دستور فرمایید سریعا این جاده مسدود گردد.

با توجه به مصوبه‌ی اخیر هیات محترم دولت مبنی بر ارتقای بخشی از مناطق مستعد به مناطق حفاظت شده، به همراه مسوولین محترم محیط ریست تقاضا می‌کنیم جنگل دهبکری زیستگاه خرس سیاه و کوه شیر به عنوان منطقه‌ی حفاظت شده معرفی گردند."

در پایان این نامه متذکر شده است:"از آن‌جا‌ که ممکن است در آینده نیز فرد یا افرادی بدون تفکر یا با سواستفاده از مقام و منصب خود اجازه انجام پروژه‌هایی نظیر پروژه یاد شده را صادر کنند ما امضاکنندگان خواستار صدور دستور مقامات ذیربط مبنی بر شناسایی و تعقیب عامل یا عاملین این جنایت و هم‌چنین محاکمه، مجازات و معرفی ایشان به پیشگاه مردم هستیم."

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 12:30  توسط وحید قرایی  | 

دو نفر از برترين سخنرانان جهان به كرمان می آیند

اوايل تيرماه امسال كرمان ميزبان دو شخصيت مطرح جهاني در زمينه مدريت مالي و سخنرانيهاي آموزشي است.

فرانك فرنس كه به مدت 20 سال به تحقيق، بررسي و مصاحبه با مديران 500 كمپاني موفق و مطرح دنيا پرداخته و راه هاي پيروزي و موفقيت آنها را در بيش از 50 كشور دنيا، به صدها هزار مدير ديگر آموزش داده و نيز پرفروش ترين كتاب سال جهان (در حوزه كتابهاي مديريت) با عنوان «راه رفتن با ببرها» را به نگارش درآورده است. او سالها به عنوان مشاور ارشد نظام هاي خلاق مديريت فروش و خدمات مشتري كمپاني هاي VISA،PANASONIC، HEWLETT PACKARD مشغول بكار بوده است.او همچنين رياست انجمن سخنرانان حرفه اي اروپا را عهده دار است. موفقيت او در ارائه ايده هاي خلاق و ايجاد انگيزه در بزرگترين كمپاني هاي جهان سبب شد تا او به عنوان مربي انگيزشي تيم كريكت انگلستان انتخاب شده و در همان سال اين تيم به عنوان نايب قهرماني جهان دست پيدا كند. در رده بندي بهترين سخنرانان جهان فرانك پس از آنتوني رابينز و زيك زيگلر عنوان سوم جهان را داراست. سخنراني خلاقيت فرانك در ماه گذشته در سايت YOUTUBE نظر بيش از ده ميليون بازديد كننده را به خود جلب كرده است. او در سال 2007 نيز به عنوان بهترين سخنران سال VISTAGE (بزرگترين سازمان مديريت عامل 500 كمپاني برتر دنيا) انتخاب شد.

دكتر گوستاو گاس كه استاد دانشگاه هاي پريتوريا و آفريقاي جنوبي است. او بنيانگذار مفهوم تيم هاي الماسي در جهان است و تا كنون به تشكيل اين تيمها در بيش از 10 كمپاني بزرگ جهان كمك كرده است. استفاده از هوش هيجاني و استرس در سازمانها جهت ايجاد ايده هاي خلاق و نوآورانه از ويژگيهاي بي نظير سخنرانيهاي دكتر گاس مي باشد. او همچنين رياست كالج بليك هال لندن را عهده دار است و ماه گذشته با عقد قرار داد يك ميليون دلاري مسئوليت تشكيل تيم هاي الماسي در گروه هتل هاي MARRIOT را برعهده گرفته است. گوستاو به مدت 9 سال مديركل ابركمپاني پتروشيمي جهان (SASOL) بوده است.نلسون ماندلا رهبر بزرگ آفريقاي جنوبي در مورد سخنرانيهاي او گفته است: گوستاو، سخنراني هاي تو الهام بخش و ملت ساز است.

اين دو نفر براي شركت در كنفرانس بين المللي بهره وري سازماني، سود آوري و فروش در دوران ركود به كرمان مي آيند. اطلاعات بيشتر در مورد شركت در اين كنفرانس را هم مي توانيد در اينجا بخوانيد. www.manzaredu.ir
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 9:39  توسط وحید قرایی  | 

موزه ديرين شناسي كرمان مجددا بازگشايي شد

 

روایتی از "بهشت زمین‌شناسی جهان"

 

عکس: وحید قرایی

قدیمی‌ترین فسیل موجود در موزه‌«تریلوبیت»‌ها مربوط به دوره‌ی کامبرین هستند یعنی متعلق به 550 تا 600 میلیون سال قبل

وحيد قرايي-کارتون«سفر به اعماق زمین» را که یادتان هست؟ دانشمندانی که بر اساس نظریه‌ها و فرضیه‌های موجود، به اعماق زمین سفر کردند تا موجوداتی که میلیون‌ها سال پیش منقرض شده بودند را در دل زمین ببینند و بر این نظریات علیرغم مخالفت برخی همکارانشان صحه گذارند... البته قصدم از یادآوری داستان این بود که بگویم در همین شهر خودمان موزه‌ای مجددا بازگشایی شده است که اگر فرصت کنید و سری به آن بزنید تا حدی همان حس «سفر به اعماق زمین» ژول‌ ورن به شما دست می‌دهد.

دیدن سنگواره‌ی موجوداتی که میلیون‌ها سال پیش در همین استان کرمان زندگی می‌کرده‌اند و البته حتی آن زمانی هم که استان کرمان کاملا زیر آب بوده است بسیار جذاب و جالب توجه است.

محسن تجربه‌کار 26 سال است که در سرتاسر استان کرمان به گردآوری مجموعه‌ی عظیمی از سنگواره‌های ارزشمند دست زده است تا تاریخ ده‌ها میلیون ساله‌ای از این استان را پیش روی علاقه‌مندان بگذارد.

به گفته‌ی او قدیمی‌ترین فسیل موجود در موزه‌«تریلوبیت»‌ها مربوط به دوره‌ی کامبرین هستند یعنی متعلق به 550 تا 600 میلیون سال قبل.

وی می‌گوید: این موزه مربوط به سنگواره جانورانی است که میلیون‌ها سال قبل در استان فعلی کرمان می‌زیسته‌اند که شامل انواع مهره‌داران مثل ماهی‌ها، قطعاتی از خزندگان هم‌عصر با دایناسورها و بی‌مهرگان شامل انواع تریلوبیت‌ها، اسفنج‌ها، مرجان‌ها، آمونیت‌ها، نویولیت‌ها، شکم‌پایان، بازوپایان، خارپوستان، دوکفه ای ها  و... می‌باشد.هم‌چنین فسیل انواع گیاهان و تنه‌ی درختان مربوط به دوره‌ی ژوراسیک و کربونیفر در این موزه به نمایش گذاشته شده است.

تجربه‌کار هم‌چنین عنوان می‌کند: مجموعا 140 هزار قطعه فسیل پیدا کرده‌ام که در این موزه به دلیل محدودیت ها 4-3 هزار قطعه از آنها به نمایش درآمده است.

البته تعدادی فسیل تخم پرندگان با حفظ تمامی مشخصات آن‌ها نیز در موزه وجود دارد. هم‌چنین نشانی‌هایی از تبدیل گوشت به فسیل نیز در موزه‌ی دیرین‌شناسی کرمان وجود دارد که قرار است هیاتی علمی از فرانسه به بررسی آن بپردازند.

بدین ترتیب علاقه‌ندان و دانشجویان و دانش‌آموزان و حتی کودکان کرمانی می‌توانند با مراجعه به این موزه، فسیل‌های جالب توجهی را که تنها در کتاب‌های خود دیده‌اند مشاهده کنند و با تاریخ چند صد میلیون ساله‌ی زمینی که بر آن زندگی می‌کنند و موجودات«سنگ شده‌ی» آن آشنا شوند.

اما در دوره‌ی جدید بازگشایی موزه‌ی دیرین‌شناسی کرمان همسر محسن تجربه‌کار نیز به او پیوسته است تا در موزه‌‌داری هم مثل 20 سال گذشته که در جمع‌آوری فسیل‌ها، همکار خوبی برای او بوده است به آقای تجربه‌کار کمک کند. البته فعالیت‌ برای جمع‌آوری این فسیل‌ها آسان نبوده است. از روزها فعالیت در بیابان‌ها و کوه‌ها تا گرفتار اشرار منطقه شدن ...

اما همسر محسن تجربه‌کار با وجود سختی‌های بسیاری که در راه جمع‌آوری این فسیل‌ها متحمل شده است یک جمله‌ی جالب توجه در مورد همسرش می‌گوید:«محسن را به خاطر این فعالیت‌ها ستایش می‌کنم.»

به هر حال خانواده‌ی تجربه‌کار این بار در موزه‌ی دیرین‌شناسی کرمان آمادگی دارند تا راهنمای تمام کسانی باشند که برای بیش‌تر دیدن و بیش‌تر دانستن به موزه مراجعه کنند. حتی آن‌ها این آمادگی را دارند که با فسیل‌هایشان به مدارس و حتی مهدکودک‌ها بروند تا از تجربیات خود به کودکان و نوجوانان کرمانی بگویند... روایتی از «بهشت زمین‌شناسی جهان».

موزه‌ی دیرین‌شناسی کرمان در پارک انقلاب کرمان واقع شده و از 12-9 صبح و 8-5 بعد از ظهر پذیرای علاقه‌مندان است.

به نظر می‌رسد این موزه می‌تواند حتی نقش موثری در جلب گردشگر به استان کرمان داشته باشد البته اگر مسوولان شهر و استان کرمان بیش از گذشته اهمیت این موزه و داشته‌هایش را مورد توجه قرار دهند...

‌اين بار خانواده تجربه كار داستان سنگواره هاي چند ميليون ساله را روايت مي كنند

 این مطلب در نشریه کرمان جوان منتشر شده است

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 17:43  توسط وحید قرایی  | 

پرونده ای که گشوده ماند

 

مرگ در" باب نیزو"

 

وحید قرایی - امیر خردمند

 

این گزارش با عنوان "اعماق مرگبار زمین" در همشهری جوان منتشر شده است

****

علی ویسی،کارگر کرمانشاهی معدن باب نیزو حدود یک سال است که با مدیرعامل شرکت دلتا 1000 که این معدن را اداره می‌کند رابطه نزدیکی دارد. آقای مهندس کارش را قبول دارد و حتی از او می‌خواهد که وقتی برای مرخصی به کرمانشاه می‌رود برایش کارگرانی «کاری» و «به درد بخورد» بیاورد. علی هم زمانی که برمی‌گردد عمو و شوهر خواهش را با خود می‌آورد تا در معدن به کار مشغول شوند. اتفاقاً نسبت به بسیاری از کارگران، این دو تازه وارد خوش شانس بودند که وعده دستمزد روزانه 20 هزار تومان به آنها داده شده است.

روز اول علی ویسی آنها را با خود برای کار به یکی از تونل‌های معدن می‌برد تا زغالسنگ استخراج کنند اما روز دوم آقای رئیس اصرار دارد که آنها با 9 نفر دیگر به قسمت دیگری از معدن برای استخراج بروند، اصرارهای علی هم که می‌گوید آنها بی‌تجربه‌اند به نتیجه نمی‌رسد. علی در جایی و عمو و شوهر خواهرش در جایی دیگر. ساعت 10 صبح دنیا روی سر علی خراب می‌شود. صدای انفجار می‌شنود آن هم در تونلی که اقوامش مشغول به کار بوده‌اند. با سرعت به طرف محل انفجار حرکت می‌کند. او می‌داند که از انفجار این معدن کسی زنده بیرون نخواهد آمد. ذهنش هنوز مشغول این است که چه جوابی به خواهرش و فرزندان عمویش بدهد که ناگهان یک خواب سنگین او را می‌برد.

همان زمان که علی بر اثر وجود گاز در محیط بیهوش می‌شود، مهندس زارع بدشانس است که بدنش تاب این گاز را ندارد و نفس‌های آخرش را به سختی می‌کشد.  بعد از انفجار اولین کسی است که خود را به تونل معدن می‌رساند تا شاید راهی برای نجات کارگران پیدا کند. تمام ذهن او مشغول دیه‌ی پرداخت نشده آن 11 کارگری است که در 4 سال گذشته در این معدن جان داده‌اند و سندهایی که از قوم وخویش‌ها گرفته تا گروی این معدن و کارگران مرده‌اش باشد.

شاید یادش می‌آید که آقای مدیرعامل قول داده بود تا کارهای معدن هر چه زودتر راست و ریست شود تا او هم سندهای گرویی‌اش را برگرداند اما... به خاطر همین بود که احساس می‌کرد همه چیزش را باخته است و زندگی‌اش را حالا مهندس حمید زارعی که کارگرها می‌گفتند هیچ وقت از او بدی ندیده‌اند و خیلی دلش می‌خواست کارگرها آن زیر نمیرند اکنون کنار آنهاست. کنار محمود ویسی و عزیزا... احمدی که از کرمانشاه آمده بودند. کنار حمید محمدی، مسعود تاج الدینی، حمید طغرلی و جواد سلیمانی که از بافت آمده بودند. کنار محمد محمدی که از جیرفت آمده بود و اکبر ابراهیمی که بچه کرمان بود و کنار روح‌ا... چناریان و محمد احمدی و ماشاءا... مؤمنی که در چترود و ریحانشهر زندگی می‌کردند.

مجید طغرلی متولد 66 بود و قرار بود تا یک ماه دیگر رخت دامادی بپوشد. البته این روزها خیلی سر حال نبود. 4 ماه حقوق و عیدی امسال او را هنوز نداده بودند و نمی‌دانست که چه زمانی قرار است پول او را بدهند تا رنج بی‌پولی اینگونه آزارش ندهد.

پسر 17 ساله مسعود تاج الدینی بعد از چند روز از مرگ پدر هنوز مثل روزی که شنیده پدرش در معدن جان باخته است گریه می‌کند. سه ماه دیگر قرار بود بازنشسته شود. 6 ماه حقوق نگرفته بود و عیدی دو سال را هم همینطور. پسرش می‌گوید: «مدیرعامل همه چیز را انداخته گردن مهندس زارعی ولی من از این قضیه کوتاه نمی‌آیم. حق پدرم که دیگر نیست و خانواده‌ام را از او می‌گیرم....»

مادر و همسر جواد سلیمانی هم حسابی مستأصلند. «جواد 34 ساله بود و دو فرزند خردسال دارد. پول سنگی را که روی قبرش گذاشتیم هم قرضی بوده است.»او هم 4 ماه حقوق و دو سال عیدی را از شرکت طلب داشته است.

برادر اکبر ابراهیمی هم حسابی از کم کاری‌های کارفرمای معدن شاکی است. خود او سالها در همین معدن کار کرده است و می‌گوید: «قبلاً که من مسئول ایمنی بودم نمی‌گذاشتم اینگونه در معدنی که میزان گازش از حد استاندارد بالاتر است کسی کار کند. دفعه قبلی هم که 9 نفر کشته شدند من قبل از انفجار کار را تعطیل کرده بودم و به همه گفتم به خانه‌هایشان بروند اما مسئول معدن عده‌ای را به معدن باز گرداند و 9 نفرشان کشته شدند.»

او ادامه می‌دهد: «مدیرعامل برادرم را تهدید کرده بود اگر پولش را می‌خواهد باید باز هم در معدن کار کند. برادرم اکبر از سال 50 در این معادن کار کرده بود ولی دست از سرش برنداشتند تا او این گونه جان بدهد.»

ابراهیمی هم 6 ماه حقوق دو سال عیدی خود را نگرفته بود و شاید اگر طلبش را صاف می‌کردند دیگر پایش را هم به این معدن نمی‌گذاشت.

بسیاری می‌گویند که در معدن باب نیزو حق کارگرها پایمال می‌شد و آنها برای نان شب هم مشکل داشتند. در نانوایی «ریگ‌آباد» زرند دفتر حساب کارگرها سیاه سیاه است ....

اما خانواده مهندس زارعی هم دلشان خون است ... همسرش می‌گوید: «تمام زندگی، برای وام‌های این معدن و دیه جان باختگان قبلی گرو است. حتی سند خانه پدر من و خانه برخی اقوام»

او ادامه می‌دهد: نمی‌دانم چرا حمید این قدر تابع نظر مهندس «ز» بود که این گونه از جان خودش هم بگذرد.»

ظاهراً مهندس زارعی که زمانی مدیر کنترل کارخانه زغالشویی زرند بوده است خود را پیش از موعد بازنشسته می‌کند تا در کنار مهندس «ز» معدن باب نیزو را اداره کنند اما از این شراکت چیزی جز دردسر و در نهایت مرگ عایدش نمی‌شود ....

*****

معدن زغالسنگ باب نيزو در فاصله 38 كيلومتري جنوبشرق شهر زرند در شمال استان کرمان واقع شده است. اين معدن بيشترين گاز را در بين معادن زغالسنگ استان توليد مي‌كند اما ظاهرا كمترين توجه به نكات و تجهيزات ايمني در اين معدن خصوصي صورت گرفته است.

به همين دليل بارها از طرف برخي مسئولين رسيدگي به وضعيت اين معدن با مقامات مربوطه مطرح شده و حتي خواستار تعطيلي دائم آن شده‌اند. پيش از اين نيز در دو حادثه جداگانه در سالهاي 84 و 87 يازده نفر از كارگران اين معدن بر اثر انفجار و گازگرفتگي جان خود را از دست داده‌اند و اكنون اين معدن كه از امكانات امداد و نجات مناسب هم برخوردار نيست آمار قربانيانش به 23 نفر رسیده است و در حالي كه هنوز ديه فوت شدگان حوادث قبلي نیز پرداخت نشده، مسئولين معدن با وعده‌هايي كه هيچ وقت به آنها عمل نشده است از خانواده قربانيان قبلی رضايت محضري گرفته اند. پس از عملب نشدن به این وعده ها بود که مرحوم مهندس زارع و آقای "ز" بازداشت می شوند اما  دادستان زرند به آنها 15 روز مرخصي از زندان مي‌دهد تا آنها بتوانند در ديدار با رئيس جمهور يا هيأت همراه مشكلات خود را حل كنند اما....

روز وقوع حادثه، كارگران در دفتر شيفت، گاز متان موجود در معدن را 4 درصد ثبت كرده‌اند اما مسئولين معدن از كارگران مي‌خواهند وارد معدن شوند و كار را شروع كنند كه ساعت 10 صبح به دليل انفجار تمامي كارگران فوت مي‌كنند و حتي مهندس زارع كه براي نجات با تمام تجهيزات وارد معدن مي‌شوند جان خود را از دست مي‌دهد.

 پیگیری در مجلس

نماینده مردم زرند وکوهبنان در مجلس شورای اسلامی در مورد این حادثه می گوید:"پيش از اين در مورد غير ايمن بودن اين معدن هشدارهای لازم را داده بودم." دکتر حسین امیری علت اين حادثه را جمع شدن گاز در اعماق زمين عنوان كرده و می افزاید:" اين معدن به دليل اينكه مملو از زغالسنگ است به طور طبيعي گاز توليد مي‌كند و در صورتي كه اين گاز با تهویه مناسب خارج نشود انفجار و گاز گرفتگي صورت مي‌گيرد."

وی تصريح می كند:" اين حادثه را به دقت پيگيري خواهم كرد تا علت اصلي انفجار مشخص شود."

اما دكتر اميري در تذكری كتبي به دكتر جهرمي وزير كار و امور اجتماعي خواستار پيگيري جدي جهت نحوه نظارت بر مسائل ايمني معادن زغالسنگ و بررسي علت حادثه باب نيزو شده است.

وي در نامه ی خود به وزیر کار نوشته است:"با توجه به اين كه معدن باب نيزو در مالكيت و اختيار بخش خصوصي مي‌باشد و حوادثي مشابه در سال هاي قبل نيز در اين معدن اتفاق افتاده لازم است جناب وزير دستور دهند به صورت جدي بررسي شود تا چنانچه قصوري از جانب عوامل اجرايي و كنترلي معدن بوده برخورد و اگر ساختار زغال و معدن مشكل دارد و قابل كنترل نمي باشد از فعاليت آن جلوگيري شود."

در عین حال نماينده مردم زرند و كوهبنان در مجلس شوراي اسلامي همچنين در تذكري به وزير صنايع نيز خواستار پيگيري جدي اين وزارت و بررسي علت حادثه معدن باب نيزو شده است. در نامه او به وزیر صنایع آمده است: "با توجه به اين كه در سال 84 نيز چنين حادثه اي در اين معدن اتفاق افتاد و 9 نفر از كارگران جان خود را از دست دادند. لازم  است وزير محترم دستور دهند در صورتي كه اين حادثه و حوادث قبلي قابل پيش بيني نبوده و ساختار معدن مشكل دارد از فعاليت آن جلوگيري و اگر قصوري صورت گرفته با عوامل آن برخورد شود."

 20 سال قبل روس ها، اين حوادث را پیش بینی کرده بودند

دبیر خانه كارگر استان كرمان اما به شدت پیگیر این موضوع است تا این بار مانند دفعات قبل موضوع انفجار معدن به فراموشی سپرده نشود. وی با نشان دادن نامه ای که در سال 84 در مورد خطرناک بودن فعالیت معدن برای مسئولان کشور فرستاده است می گوید:"در آن سال با دكتر جهرمي، وزير كار در خصوص حادثه آفرين بودن معدن باب نيزو صحبت كردم البته تماس با ايشان بسيار مشكل است و بنده از طريق دكتر زاهدي وزير علوم كه زماني در شوراي شهر همكار بوديم توانستيم با دكتر جهرمي ارتباط برقرار كنم.

عباس کاربخش ادامه می دهد:" وزير كار همان زمان با مديركل كار استان کرمان تماس گرفت و خواستار تطعيلي معدن براي مدت ظولانی شد كه متأسفانه اين كار صورت نگرفت. همچنين دكتر جهرمي قول داد كه در خصوص ديه فوت شدگان انفجار دفعه قبل نیز رسيدگي كنند كه اين ديه‌ها هم هنوز پرداخت نشده است."  وي با اشاره به حدود وظايف قانوني خانه كارگر تصريح می کند: "ما از نظر قانوني نمي‌توانيم از فعالیت كارگران در معدن جلوگيري كنيم و اگر اين اختيار را داشتيم قطعاً اين كار را انجام مي‌داديم."

كاربخش با اشاره به این که مسئوليت امنیت محیط های کار  با اداره كار است و آنها بايد پاسخگو باشند می گوید:" مديركل كار و امور اجتماعی استان کرمان بايد در این مورد پاسخگو باشد. آنها مي‌بايست بر اساس گزارش بازرسين، موضوع را بررسي كنند و اگر قصوري شده آنها بايد پاسخ بدهند چون حفظ صيانت محيط كار به عهده آنهاست." وي با بيان اينكه بارها براي بررسي وضعيت معدن به باب نيزو سفر كرده می گوید:"من با مسئولين آنجا مشاجره كردم و حتي كار به جدال كشيد. من خواستم تا اين معدن كه هر سال جان عده‌اي را مي‌گيرد و تبديل به قربانگاه شده را تعطيل كنند اما متأسفانه نه تنها توجهي نكردند بلكه در نهايت بنده را به سياسي بودن متهم كردند و برخی از این آقايان گفتند شما نماينده كارگران نيستيد."

دبیر خانه كارگر استان کرمان با اشاره به این که  اگر تشكيلات كارگري و خانه كارگر نماينده كارگران نيست پس چه كسي نماينده صنفي این قشر است اظهار می دارد:" ما فقط مي‌توانيم فرياد بزنيم تا وسايل ايمني در اختيار كارگر گذاشته شود اما قدرتي كه كار را تعطيل كنيم در اختيار ما نگذاشتند و اين يكي از ضعف‌هاي قانوني و تشكيلاتي كشور ماست. در سراسر دنيا سنديكاهاي كارگري بسياري از كارهايي كه مربوط به جامعه كارگري است مانند تعيين دستمزد، محاكمه كارفرما و ... را بر عهده دارند اما در اين جا قدرت اجرايي نداريم."

کاربخش خاطرنشان می کند:" در معدن باب نيزو وسايل ايمني مناسب وجود ندارد و ما هميشه در حد وظايف قانوني خود صحبت كرده‌ايم، اعتراض كرده‌ايم و گفته‌ايم كه اين معدن بايد تعطيل شود.20 سال پيش هم كارشناسان روسي اين معدن را غير قابل بهره‌برداري اعلام كردند و از وجود حفره‌هاي گازي قابل انفجار در پشت سنگها خبر دادند كه با رسيدن معدن به آن نقاط انفجار صورت خواهد گرفت اما متأسفانه عده‌اي افراد سودجو با خريد اين معدن و با حداقل امكانات و تجهيزات ايمني از آن بهره‌برداري كردند و من حتي به مرحوم زارعي هم هشدار دادم كه حتي جان خودش هم در خطر است."

وی اما به نکته قابل توجهی اشاره می کند: "صحبت‌هايي وجود دارد كه در معدن دو مكان درست كرده بودند، يك قسمت ايمن شده براي بازديد بازرسين اداره كار و قسمت ديگر هم به هر نحوي كه مي‌خواستند استخراج كنند يعني به صورت غير اصولي و غير منطقي بوده است."

او با تأكيد بر اينكه استخراج و ورود از افق دو يعني محل وقوع حادثه ممنوع بوده می گوید:" روز قبل از حادثه گاز معدن بيش از يك درصد ثبت شده و احتمال انفجار وجود داشته و حتي برخي مي‌گويند بخش ايمني ميزان گاز را بيش از 6 درصد ثبت كرده است كه اين واقعاً يك فاجعه است."

این فعال کارگری با اظهار تأسف از جان باختن دو كارگر كرمانشاهي در این حادثه می گوید: "افرادي كه تازه از كرمانشاه آمده بودند نه از ايمني و كار در معدن چيزي مي‌دانستند و نه قرارداد و بيمه‌اي داشتند با اين حال آنها را به عمق معدن مي‌فرستند و اين واقعاً یک سوء استفاده ی فاجعه آمیز بوده است. حداقل مي‌بايست كارگران تازه وارد در سطح زمين به كار گرفته شوند و يا آموزش لازم را ببينند و بعد از بستن قرارداد و بيمه آنها را به عمق زمين بفرستند.

كاربخش با بيان اينكه پرونده‌هاي قبلي با گذشت حدود 4 سال هنوز به نتيجه نرسيده است می گوید:"اين پرونده‌ها در دادگستري معطل مانده و هر زمان كه پيگيري و مراجعه مي‌كنيم مي‌گويند كه به نظر كارشناسي اداره كار اعتراض شده به طوري كه با گذشت 4 سال هنوز خيلي از خانواده‌ها ديه دريافت نكرده‌اند."

حادثه طبیعی بود

اما معاون سیاسی امنیتی استاندار کرمان از زاویه دیگری به این ماجرا نگاه می کند و عنوان می دارد:علت حادثه يك امر طبيعي بوده به اين معني كه هيچ دستگاهي خراب نشده بلكه انفجار در حفره گازي داخل معدن رخ داده است. البته اين موضوع به معناي آن نيست كه از نكات ايمني غافل بمانيم." جواد کمالی می افزاید:" بعد از حادثه استاندار و مسئولين مرتبط بلافاصله در محل حاضر شدند و همه امكانات استان را براي امداد و نجات به منطقه گسيل شد اما در گاز گرفتگي به دليل انفجار امكان نجات افراد وجود ندارد و حتي مهندس زارعی نيز با اينكه با امكانات کافی وارد معدن ‌شد فوت ‌كردند.

وی در خصوص پيگيري قانوني جهت بررسي علت حادثه می گوید:"در استان يك هيأت ويژه براي بررسي جوانب مختلف این موضوع تعيين شده تا تمام زوایای كار سنجيده شود. همچنين هيأت بازرسي وزارت كار و امور اجتماعي نيز به كرمان سفر كرده است تا موضوع با دقت بررسی شود." او از تشكيل يك هيأت ويژه فني- تخصصي توسط وزارت صنايع و معادن نيز خبر داده و تصريح می کند: "مسائل توسط اين گروه ها بررسي مي‌شود و آنها موظفند بر اساس چارچوب و برنامه تعريف شده نظرشان را اعلام كنند و بر اساس آن حكم صادر كنيم البته معدن هم تا اطلاع ثانوي تعطيل شده و اجازه كار ندارد."

معاون سیاسی استانداری کرمان در مورد وضعیت خانواده‌هاي قربانيان حادثه می گوید:"خانواده جان باختگان معدن، حقوقشان محفوظ است و در اين فاصله بيمه بيكاري به آنها پرداخت خواهد شد و ديه جان باختگان نيز برابر مقررات قانوني پرداخت مي‌شود." كمالي از بازداشت مسئولين معدن خبر داده و می گوید: "مسئولين معدن طبق مقررات تحت تعقيب هستند و اگر در اين مورد كوتاهي كرده باشند به شدت با آنها برخورد خواهد شد.  وي نیز در این میان معدن باب نيزو را يكي از معادن حادثه خيز كشور دانسته و اظهار می دارد: اين معدن در ايران به دليل بيشترين تولید گاز و خطرات زیاد مشهور است."

معاون سياسي استاندار کرمان در خصوص تعطيلي معدن به دليل خطرات زياد و واگذاري آن به بخش خصوصي می گوید: "كسي حاضر نيست به خاطر سود كاري كند كه جان مردم به خطر بيافتد و مسئولين استان و كشور هم نمي‌خواهند حقي از كسي ضايع شود."

وی کم کاری مسئولان دولتی در این زمینه را قبول ندارد و می گوید:" این معدن متعلق به بخش خصوصی بوده است و نه دولت  اما ما هم روی اسن مسائل بسیار حساس هستیم و از همان روز اول فعالیت های گسترده ای برای بررسی موضوع و حمایت از خانواده قربانیان آغاز کرده ایم. جلسات مکرر برگزار شده و به خانواده همه این کارگران سرکشی شده است و بینی و بین الله تا آنجا که امکان داشته فعالیت های لازم انجام شده است."

او با اشاره به اینکه کارشناسان و بازرسان قول داده اند تا نظرات نهایی کارشناسی خود را تا یک ماه آینده ارایه دهند وعده می دهد که پس از آن مشکلات خانواده های کارگران هم به طور کامل حل شود.

تهويه معدن به طور كامل فعال نبوده است‌

در این حال رئيس بازرسي اداره كل كار و امور اجتماعي استان كرمان می گوید:"پس از گذشت چند روزاز انفجار و گازگرفتگي معدن باب نيزو به دليل وجود گاز بالا‌ي 2 درصد امكان بازرسي از معدن بوجود نيامده است اما با اين حال به تلاش برای تکمیل کردن تحقیقات در مورد حادثه معدن باب نیزو ادامه می دهیم." امامی پور در مورد علت حادثه معدن باب نيزو می افزاید:"زمان انفجار كسي در معدن ميزان گاز را اعلا‌م نكرده است اما بر حسب تجربه يقيناً بين 5  تا 9 درصد بوده است. با اين ميزان تراكم گاز، احتمال انفجار قطعي است و اين را هر كارشناسي تأييد مي‌كند."

وی ادامه می دهد:"گاز و خطر انفجار هميشه در معادن زغالسنگ وجود دارد اما با تهويه و نصب تجهيزات مونيتورينگ احتمال آن را كاهش مي‌دهند و در صورتي كه گاز موجود از يك درصد تجاوز كند فعاليت در معدن بايد كاملا‌ تعطيل شود و چيزي كه مسلم است اين كه در كارگاه اين معدن تهويه انجام نشده و الا‌ به احتمال زياد شاهد بروز اين اتفاق نبوديم."

وي در خصوص درصد خطر كار در معدن باب نيزو اظهار می دارد:"معدن زغال سنگ به 4 طبقه تقسيم مي‌شوند، در معادن طبقه چهارم به ازاي هر تن توليد زغال بيش از 15 متر مكعب گاز متان توليد مي‌شود و باب نيزو جزء اين طبقه از معادن است و هميشه امكان انفجار وجود دارد و در نتيجه هميشه بايد ايمني به طور كامل رعايت شود. يعني تهويه بايد هميشه فعال باشد و ميزان گاز نيز مرتباً به طور دقيق اندازه گيري شود تا از بروز خطرات احتمالي جلوگيري كرد."

بايد معدن را تجهيز کرد نه تعطیل‌

رئيس بازرسي اداره كل كار و امور اجتماعي استان كرمان در ادامه عنوان می کند:"متأسفانه دستگاه هاي تهويه كه بايد هواي تازه را از سطح زمين به داخل كارگاه هاي استخراج زغال در معدن بدمد، به طور كامل كار نمي‌كرده است. يعني اگر انجام شده بود، گاز تجمع پيدا نمي‌كرد و انفجاري هم رخ نمي‌داد."

امامی پور در پاسخ به اين سؤال كه با اين سابقه خطرآفريني معدن، آيا ادامه بهره‌برداري از آن به صلا‌ح بود، می گوید":هر معدن زغال كه تعطيل شود براي راه اندازي مجدد آن بايد هزينه بسياري صرف شود اما با وجود خطرناك بودن معدن باب نيزو، اگر اين معدن مجهز شود، مي‌توان خطر آن را كم كرد."

وی در خصوص اين كه با وجود حادثه در سال‌هاي 84 چرا اداره كار براي تجهيز معدن اعمال فشار نكرده است، اظهار می دارد:"این معدن گاز خيز است و بحث تجهيز آن به اعتبار زيادي نياز دارد و هزينه‌بر است و شايد بيشتر از آن قيمتي كه معدن به بخش خصوص واگذار شده بايد هزينه كرد تا ايمني كامل باشد، اما با وجود اين اگر تهويه در اين معدن درست انجام مي‌شد حادثه اتفاق نمي‌افتاد.

او با بيان اين كه تنها كاري كه مي‌توان انجام داد اين است كه با هزينه مناسب تهويه معدن را به طور صحيح فعال كرد نه اين كه با تعطيلي معدن كارگران آن را بي‌كار كنيم.

رئيس بازرسي اداره كل كار و امور اجتماعي كرمان با بيان اين كه اگر معدن منافعي نداشت، بخش خصوصي معدن را نمي‌خريد، می گوید:"مديرعامل شركت دلتا هزار قبلا‌ً در همين معدن كار مي‌كرده و اطلا‌ع داشته كه اين معدن گازخيز است ولي چرا آن روز با وجود گزارش وجود بيش از حد مجاز گاز اجازه كار داده مهم است، در حالي كه مي دانسته بايد كار و فعاليت در معدن تعطيل شود و فقط تهويه فعال بماند تا گاز به طور كامل خارج شود، اما نه تنها اجازه فعاليت در معدن را صادر كرده بلكه تهويه نيز به طور كامل فعال نبوده است.

امامی پور می افزاید:"با توجه به اين كه وي چند روز قبل از حادثه از زندان آزاد شده بود، به نظر مي‌رسد كه دستور صحيح در مورد وارد شدن كارگران را به معدن صادر نكرده است."

کارگران مقصر نیستند

اما یک کارشناس معدن می گوید: در متن زغال سنگ گاز متان وجود دارد و انتشار گاز متان در معادن زغال از يك سو موجب كاهش مقدار اكسيژن محيط و از سوي ديگر در صورت افزايش آن به پنج درصد، به دليل شباهت زياد آن به گاز شهري با موجب انفجار مي‌شود، بنابراين نظارت‌هاي مستمر و مناسب، وجود دستگاه‌هاي سنجش گاز و فعاليت‌ سيستم تهويه مناسب از ملزومات كار در معادن زغال سنگ است."

او که نمی خواهد نامش در این گزارش آورده شود تصريح می کند: "طبق استانداردها، در صورت افزايش مقدار گاز به بيش از 1.5 درصد، معدن بايد تعطيل شده و كارگران خارج شوند." وي می افزاید: "بايد توجه كرد كه چك كردن مقدار گاز موجود در معدن كار پيچيده و دشواري نيست، بلكه نياز به دقت، توجه و مديريت دارد كه در اين صورت بروز حادثه منتفي است. "

او با بيان اين‌كه در حادثه باب نيزو، به دليل عدم ارزیابی مناسب مقدار گاز و يا به دليل مسدود شدن سيستم تهويه، مقدار گاز به بيش از پنج درصد افزايش يافته كه موجب انفجار شده است، می گوید: "حادثه انفجار در معدن باب نيزو و مرگ 12 كارگر جزو معدود مواردي است كه نمي‌توان در آن كارگر را مقصر دانست، زيرا وظيفه سنجش مقدار گاز موجود و رعايت اين مساله، برعهده مسوول ايمني و مديريت معدن است."

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 18:34  توسط وحید قرایی  | 

قائم مقام مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیاسیون را در مورد اعتراضات اخیر هنرمندان مقصر دانست

 

سعیدی:اتفاق جدید رخ نداده است

قائم مقام مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان گفت : به دلیل عدم اقدام به موقع کانون هنر، مدیریت این مرکز به دبیرخانه نظارت بر فعالیت کانون های فرهنگی هنری مساجد واگذار شد .

سعیدی در گفت وگو با ایسنا منطقه کویر در خصوص واگذاری مکان انجمن های فرهنگی هنری ارشاد شهرستان به کانون های فرهنگی هنری مساجد و علت نارضایتی هنرمندان به این مهم ، گفت : از نظر ما هیچ گونه جا به جایی در بحث انجمن های فرهنگی هنری صورت نپذیرفته است و این انجمن ها در محل مجتمع فرهنگی هنری مستقراند و همچنان مورد حمایت دستگاه فرهنگی استان می باشند و هیچ اتفاق جدیدی رخ نداده است .

وی ادامه داد : آنچه که  که در بحث برداشت انجمن ها در حال حاضر جاری است بیشتر عدم اطلاع از موضوع است چرا که بر اساس اصل 44 قانون اساسی باید بسترسازی واگذاری مراکزدولتی  به بخش خصوصی فراهم شود که دبیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در این راستا اقدامات لازم را انجام داده است .

سعیدی افزود : هرچند که انجمن های فرهنگی هنری و کانون هنر در اولویت مدیریت این مرکز قرارداشتند اما به دلیل عدم اقدام به موقع کانون هنر، مدیریت این مرکز به دبیرخانه نظارت بر فعالیت کانون های فرهنگی هنری مساجد که خود دارای انجمن های مختلف فرهنگی وهنری و گروه های کارشناسی ویژه درحوزه های مختلف فرهنگی و هنری می باشد واگذار گردید.

وی یادآور شد : با توجه به اینکه تاکنون مدیریت این مجتمع با اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بود و اکنون این مدیریت در راستای خصوصی سازی به کانون های فرهنگی و هنری مساجد واگذار گردیده لذا باعث ایجاد اختلاف نظراتی گردیده است .

قائم مقام اداره ارشاد و فرهنگ اسلامی استان کرمان تاکید کرد : البته در پشت این صحنه با توجه به شرایط خاص کشور از حیث انتخابات سیاسیونی هستند که دست به تحرکاتی زدند که در فرصت مناسب و در صورت ضرورت به استحضار هنرمندان و دوستداران فرهنگ و هنر خواهد رسید وگرنه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی همچون ادوار گذشته وظیفه خود می داند در ابعاد مختلف بر فعالیت های انجمن های فرهنگی و هنری نظارت، هدایت و حمایت لازم را بر طبق وظایف و ماموریت های خود داشته باشد و در این جهت تمام تلاش خود را در سطح استان برای تحقق این هدف به کار خواهد بست.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 18:15  توسط وحید قرایی  | 

در ديدار خانواده كارگران جان باخته در حادثه انفجار معدن باب نيزو با يك نماينده مجلس عنوان شد:

 

همه جوانب اين حادثه بايد پيگيري شود

 نامه خانواده کارگران جان باخته به نمايندگان عضو كميسيون صنايع و معادن مجلس

جمعي از اعضاي خانواده هاي كارگران جان باخته در حادثه معدن باب نيزو با دكتر اميري نماينده مردم زرند و كوهبنان در مجلس شوراي اسلامي ديدار كردند.

 در ابتداي اين ديدار فرزند يكي از كارگران جان باخته با انتقاد از ديدگاه برخي مسئولان نسبت حادثه انفجار در معدن باب نيزو و مرگ 12 كارگر اين معدن گفت: برخي از مسئولان تصور مي كنند كه پيگيري هاي ما تنها براي ديه و مستمري است اما ما عزيزانمان را از دست داده ايم و خواستار پاسخگويي نسبت به سهل انگاري هاي منجر به انفجار هستيم.

ابراهيمي افزود: ما از مسئولان مي خواهيم به اين اتفاق، تنها به عنوان يك حادثه صرف نگاه نكنند بلكه به اصل ماجرا و قرار دادي كه با پيمانكار بخش خصوصي براي اداره اين معدن منعقد شده بپردازند و اين مسائل را ريشه اي حل كنند.

وي با اشاره به اينكه بعضي مسئولان توجهي به ريشه اين قضايا ندارند گفت: ‌ما مي خواهيم بدانيم چه كسي پاسخگوي كشته شدن دهها انسان بي گناه در حوادث معدن باب نيزو است.

او تاكيد كرد: حق ما اين است كه مسئولان امر پاسخ دهند چرا اين همه بچه يتيم شدند و اين همه خانواده داغدار؟

ابراهيمي خطاب به دكتر اميري اظهار داشت: خواهش مي كنم اين پيام ما را به رييس مجلس بدهيد كه اگر روزي به دليل بي توجهي ها در مقابل مجلس حاضر شديم ما را به عنوان شورشي و ياغي نشناسند بلكه ما را خانواده هاي داغداري بدانند كه در پي رسيدن به پاسخ پرسش هاي خود هستند.

وي همچنين گفت: سكوت ما از رضايت نيست بلكه احترام به اقدامات برخي از مسئولان و نمايندگان مجلس است كه وقعا و ريشه اي اين مساله را پيگيري مي كنند.

او همچنين نسبت  به سخنان يك نماينده عضو كميسيون صنايع و معادن مجلس كه اين حادثه را يك حادثه عادي در معدن ذكر كرده بود عتراض كرد و گفت: كدام كار كارشناسي انفجارها و مرگ و ميرهاي معدن باب نيزو را حوادث عادي مي داند درحاليكه بارها در مورد خطرناك بودن فعاليت در اين معدن هشدار داده شده بود.

در ادامه اين ديدار نماينده مردم زرند و كوهبنان در مجلس شوراي اسلامي، به ارايه گزارشي در مورد روند پيگيري اين حادثه پرداخت و گفت: از لحطه اي كه خبر انفجار در معدن باب نيزو را شنيدم مرتبا با نهادها و افراد ذيربط در ارتباط و تعامل بوده ام و ضمن تذكر به وزراي صنايع و معادن و كار به اتفاق آقاي محجوب، نماينده تهران در مجلس نامه نگاري هايي با مسئولان مختلف تا رسيدن به نتيجه قابل قبول انجام داده ايم.

دكتر اميري ادامه داد: درخواست تحقيق و تفحص پيرامون اين حادثه هم داشته ايم كه در دست هيات رييسه مجلس است.

وي همچنين گفت: اين حادثه بايد از دو جنبه مورد پيگيري قرار گيرد كه يكي شناسايي و برخورد با افراد و عوامل موثر در ايجاد اين حادثه است و ديگري حق و حقوق خانواده كارگران و كودكان بي سرپرست شده آنها است.

وي ابراز اميدواري كرد كه دولت، مجلس و قوه قضاييه با تمام توان اين مساله را پيگيري كنند تا حق كسي ضايع نشود.

نامه به نمايندگان عضو كميسيون صنايع و معادن مجلس

در همين حال خانواده هاي جان باختگان حادثه انفجار در معدن باب نيزو در نامه اي خطاب به نمايندگان عضو كميسيون صنايع و معادن مجلس خواستار رسيدگي ريشه اي به مطالبات خود شدند.

در اين نامه آمده است: "قرين يك ماه است كه از  انفجار معدن باب نيزو در شهرستان زرند مي گذرد. گرچه مدتهاست گرد و غبار انفجار معدن بر زمين نشسته است اما هنوز غبار غم و اندوه بر چهره هاي معصوم بر چهره هاي معصوم فرزندان يتيم اين حادثه نمايان است. در ميان اين همه غم و اندوه تحمل سكوت مرگبار بعضي از مسئولين و نوع نگاه به اين موضوع از تحمل مصيبت وارده سخت تر شده است. همان مسئوليني كه وقوع اين گونه حوادث را عادي مي دانند. گويي اتفاقي پيش نيامده. به نظر مي رسد موضوع فراموش شده اين انفجار، جان انسان ها و ارزش آن مي باشد."

در ادامه اين نامه آمده است:" ما خانواده هاي داغديده انتظار داريم همانطور كه شما عزيزان نسبت به فجايع انساني در ساير نقاط دنيا  نگاهي فرا ملي داريد در خصوص اين حادثه نيز به عنوان يك هم وطن نگاهي ملي داشته باشيد. مهم نيست اين انفجار در حوزه استحفاظي كدام نماينده اتفاق افتاده است. ما همه ايراني هستيم و به كشور عزيزمان ايران و كشته شدگان انفجار معدن باب نيزو افتخار مي كنيم. ما خانواده هاي داغدار، شناسايي و تعقيب كيفري افراد خاطي را خواستاريم."

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 10:44  توسط وحید قرایی  | 

اعتراض هنرمندان کرمانی به اقدام اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان در مورد واگذاری کانون هنر

روز گذشته جمعی از هنرمندان کرمانی در اعتراض به واگذاری ساختمان کانون هنر کرمان به کانون فرهنگی مساجد در تالار عماد مجتمع فرهنگی هنری ارشاد گرد هم آمدند...

البته قائم مقام مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان هم در کنار آنها نشست تا هم حرف هنرمندان را بشنود و هم حرف های خود را به آنها بزند...

تعدای به نمایندگی از هنرمندان حرف خود را به گوش حضار رساندند...

تا اینکه نوبت به آقای قائم مقام رسید...

این مقام مسئول از رویکرد نوکری مسئولان دولتی نسبت به هنرمندان سخن گفت و اینکه کانون هنر طبق یک روال قانونی و در راستای اجرای اصلل ۴۴ به کانون فرهنگی مساجد واگذار شده است. او این را هم گفت که بر اساس یک تفاهم نامه قرار است طبقه دوم این مجتمع در اختیار کانون های هنری باقی بماند.

اما بعد از چند دقیقه بسیاری از شرکت کنندگان در این نشست اعتراضی با بیان اینکه حرف های آقای سعیدی تکراری و بی فایده است معترضانه تالار را ترک کردند...

 

تا صحبتهای نماینده اداره ارشاد شنونده زیادی نداشته باشد...

البته معترضان بیرون از تالار بیکار ننشستند و یک بیانیه در مورد قضایای اخیر کانون هنر و خواسته ایشان را امضا کردند...

در این بیانیه سه مطلب مهم عنوان شده است:

۱-از اداره محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی درخواست می شودحداکثر تا روز دوشنبه مورخ ۲/۳ /۸۷ نسبت به واگذاری مدیریت فرهنگی و هنری به کانون هنر و تخلیه کلیه فضاهای اشغال شده اقدام نماید

۲-در صورت تحقق نیافتن بند اول، جامعه هنرمندان روز شنبه ۹/۳/۸۸ دفاتر انجمن ها را تخلیه و با استفاده از فضای باز و مجاور کانون هنر جهت تعیین تکلیف مستقر می گردند

۳-چنانچه به اقدامات فوق پاسخ مساعد داده نشود روز شنبه مورخ ۱۱/۳/۸۸ در محل استانداری گرد هم آمده از مسئولین محترم استان به منظور احقاق حقوق از دست رفته استمداد می طلبیم.

در پایان این بیایه هم آمده است: مسلم است تحت هیچ شرایطی وضعیت موجود را به رسمیت نمی شناسیم و حق خود می دانیم از همه ظرفیت های قانونی جهت رفع این بی عدالتی استفاده نماییم.

هنرمندان می خواهند که وضعیت مجتمع فرهنگی هنری ارشاد به روال سابق خود بازگردد...

 

روایت علی کبر کرمانی نژاد از این ماجرا...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 11:29  توسط وحید قرایی  | 

ماجرای حمله یک نماینده مجلس به معاون کرمانی وزیر نیرو

یک نماینده مجلس در یک اقدام عجیب به صورت معاون کرمانی وزیر نیرو سیلی زد.
 
بنا به این گزارش ظهر روز سه شنبه هفته گذشته وزیر نیرو به همراه تعدادی از مدیرانش از جمله مهندس مجید نامجو مدیرعامل  کرمانی شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور به مجلس آمده بودند تا پس از اقامه نمازجماعت به کمیسیون های مجلس رفته و پاسخگوی سوالات نمایندگان باشند. اما پس از اقامه نمازجماعت در نمازخانه مجلس، ناگهان س- ب نماینده بروجن به سمت مهندس نامجو رفت و در مقابل چشم حاضران به بهانه اینکه نامجو وقت ملاقات به وی نداده محکم به صورت وی سیلی زد
روزنامه کیهان در همین مورد نوشت که این برخورد ناپسند تعجب حضار را برانگیخت و همه متحیرمنتظر واکنش نامجو بودند اما مدیر آبفای کشور عکس العمل دیگری از خود نشان داد. او ابتدا دو رکعت نماز خواند و سپس از درگاه خداوند برای این نماینده طلب عفو و بخشش کرد. ابوترابی نائب رئیس اول مجلس که همچون تعدادی از نمایندگان ناظر این صحنه ها بود بعد از این واکنش به سوی نامجو رفت و بابت برخورد نماینده از او عذرخواهی کرد.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 9:28  توسط وحید قرایی  | 

تبعات آماده نبودن در برابر حوادث طبيعي

 

شايعه و زمين لرزه هر دو ما را مي لرزاند...

 

وحيد قرايي-مدتی است که شهروندان کرمانی با کوهی از شایعات در زمینه‌ی بروز زمین‌لرزه دست و پنجه نرم می‌کنند و البته از آن جهت که مانند همیشه از آمادگی لازم برای مقابله و حتی همزیستی با چنین پدیده‌‌ای که دایما دست نوازش! بر سر ما می‌کشد نداریم نگرانی‌هایمان دوچندان است.

در این میان نکته‌ی اساسی این است که با وجود این‌که می‌دانیم زمین‌لرزه در فواصل زماني نه چندان طولاني بخشی از این استان را به شدت تکان می‌دهد و البته خسارات جانی و مالی نتیجه‌ی این پدیده است چندان به کار زیربنایی برای بیش‌تر آماده شدن بیش‌تر و کم‌تر خسارت دادن روی خوش نشان نمی‌دهیم. در این حال در کنار نحوه‌ی ساخت و سازهایی که در موارد بسیاری بدون توجه کافی به نکات ایمنی مربوط به مناطق در معرض زمین‌لرزه صورت می‌گیرد در شهرهایی نظیر کرمان زمین زیرپای‌مان با بالا آمدن آب‌های زیرسطحی حسابی سست شده است تا خودمان با دست خودمان امکان خسارت بار بودن زمین‌لرزه‌ها را بیش‌تر کنیم. در عین حال شبکه‌ی فاضلاب شهری کرمان هم به دلیل اعتبارات قطره‌چکانی آن تاکنون به بهره‌برداری نرسیده است تا این اثرات خودساخته را کاهش دهیم.

اما در مورد وضعیت ‌لرزه‌‌خیزی استان کرمان و امکان پیش‌بینی زلزله و شرایط موجود در کشور و استان کرمان سرپرست سازمان زمین‌شناسی جنوب خاوری کشور می‌گوید:«در زمین‌لرزه‌ها سه عامل مکان، زمان و بزرگی مورد توجه قرار دارد که در هر نوع پیش‌بینی علمی زمین‌لرزه بایستی این سه فاکتور مدنظر قرار گیرد.»

مهندس مسعود ناظم‌‌زاده شعاعی می‌افزاید:«تاکنون تلاش‌های بشری برای پیش‌بینی زمین‌لرزه با توجه به سه‌عامل ذکر شده به جایی نرسیده است ضمن این‌که اقدامات زیادی برای پیش‌بینی زلزله انجام گرفته که البته گاهی این پیش‌بینی ها هم درست از آب درآمده است اما همه‌ی این‌ها رهاکردن تیر در تاریکی بوده است و نمی‌توان چندان روی این پیش‌بینی‌ها حساب باز کرد.»

وی با اشاره به این‌که آن‌چه اهمیت دارد در قدم اول مکان‌یابی رخداد زمین‌لرزه‌های احتمالی است اضافه می‌کند:«این مکان‌یابی توسط سازمان زمین‌شناسی به صورت نقشه‌های زمین‌شناسی ارایه و گسل‌های لرزه‌زا شناسایی شده‌اند. البته این ادعا که همه‌ی گسل‌ها شناخته شده‌اند گزاف‌گویی است و احتمال وجود گسل‌های پنهان و کشف نشده نیز وجود دارد.»

او در مورد وضعیت استان کرمان در زمینه‌ی وجود این گسل‌ها ابراز می‌دارد:«استان کرمان در این زمینه وضعیت منحصر به فردی دارد و بدون اغراق به تعداد شهرها و مراکز جمعیتی بزرگ این استان گسل وجود دارد چرا که هسته‌ی اولیه‌ی تشکیل این اجتماعات به واسطه‌ی این گسل‌ها به دلیل وجود آب شکل گرفته است (گسل‌ها محل مناسبی برای خروج آب در سطح زمین هستند).»

ناظم‌زاده ادامه می‌دهد:«برای احاطه‌ی بیش‌تر بر عملکرد گسل‌ها نیاز به امکانات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری فراوانی است که تغییراتی را که قبل از هر زمین‌لرزه در پوسته‌ی زمین روی می‌دهد از دیدگاه‌های مختلف مثل تغییرات الکترو مغناطیس پوسته‌ی زمین، حرارت، سطح آب‌های زیرزمینی، تغییرات گازهای متصاعد شده از گسل‌ها و... مورد بررسی و کنترل قرار دهد و با این اقدامات دست‌کم می‌توان متوجه شد که می‌توان منتظر یک رخداد لرزه‌خیزی باشیم یا خیر؟»

وی تاکید می‌کند:«سال‌هاست که استان کرمان در انتظار احداث یک شبکه‌ی لرزه‌نگاری مجهز است اما متاسفانه به وقوع نمی‌پیوندد و کسی نمی‌داند چه نهاد و دستگاه و سازمانی متولی این کار است و اساسا این سوال مطرح است که چه نهادی در کشور در زمینه‌ی زلزله باید حرف آخر را بزند و متولی آن کیست و چرا کمیته‌ای تشکیل نمی‌شود تا با بودجه‌ای ثابت ضمن آموزش و تربیت نخبگانی در این حیطه، راهکارهای لازم را در این زمینه در مواقع بحرانی و اضطراری ارایه دهد؟»

او تصریح می‌کند:«اگر زمین‌لرزه بتواند توسعه‌ی یک جامعه را به تاخیر بیاندازد بی‌گمان شایعه‌ی زمین‌لرزه نیز همان کار را خواهد کرد.»

سرپرست سازمان زمین‌شناسی جنوب خاوری کشور در ادامه با اشاره به این‌که کشور ایران از لحاظ مطالعات«لرزه‌ زمین ساخت» و "لرزه‌شناسی" بسیار جوان است و این علم در ابتدای راه خود قرار دارد می‌گوید:«کشور ما که از لحاظ ریسک زمین‌لرزه در مقام‌های بالای دنیاست، متخصصان زیادی در این زمینه ندارد و دانشگاه‌های ما متخصصان این رشته را به تعداد مورد نیاز تربیت نمی‌کنند و رشته‌های مرتبط را توسعه نمی‌دهند. در کنار آن امکانات مرتبط و مورد نیاز و شبکه‌های لرزه‌نگاری مجهز نیز به تعداد کافی وجود ندارد.»

ناظم‌زاده در عين حال تصریح می‌کند:«باید هم‌زیستی با زمین‌لرزه را مردم ما بیاموزند و حداقل تا زمانی که پیش‌بینی دقیق زلزله امکان‌پذیر می‌شود این آموزش برای هم‌زیستی مانند کشورهای نظیر ژاپن باید تداوم داشته باشد تا زندگی مردم هر از چندگاهی دچار اختلال نشود. ما اول باید زمین‌ زیر پایمان را بشناسیم و بدانیم که زمین‌لرزه و گسل‌ها یکی از حلقه‌های زنجیره‌ی تکامل و تحول پوسته‌ی زمین هستند و وجودشان اجتناب‌ناپذیر است.»

وی تاکید مي‌کند:«چه دانشمند چینی و چه هر کس دیگری در شرایط فعلی پیش‌بینی زلزله بکند یا نکند برای ما در صورت‌مساله تغییری به وجود نمی‌آید و با توجه به وضعیت زمین‌شناسی استان کرمان ما باید با اتخاذ تدابیر لازم از قبیل ساختمان‌سازی مناسب، رعایت نکات ایمنی، از بین بردن اثرات منفی بالاآمدن آب‌های زیرسطحی با تکمیل هر چه سریع‌تر شبکه‌ی فاضلاب و آموزش‌های مداوم به مردم، برای مقابله با شرایط پیش‌ آمده در هنگام و بعد از زمین‌لرزه آمادگی همیشگی داشته باشیم تا تنها در هنگامه‌ی شایعات فقط به هراس و دلهره دچار نشویم.»

اما مسئول پایگاه لرزه نگاری کرمان نیز با غیر علمی دانستن پیش بینی های زمین لرزه می گوید: «تاکنون با توجه به پیشرفت های علمی صورت گرفته هیچ کس نتوانسته است در زمینه پیش بینی دقیق محل و زمان زمین لرزه ابراز نظر کند و تمام صحبتهای مطرح شده در حد فرضیه می باشد. »

جلیل الدین فاطمی در گفتگو با مهر تصریح مي كند: «حتی کشورهای صاحب علم دنیا نیز در این زمینه به موفقیت دست نیافته اند و تنها می توان از بروز و مشاهده برخی شواهد امکان بروز زمین لرزه را در یک منطقه تشخیص داد.

وی عنوان مي كند: استان کرمان از مناطق زلزله خیز کشور محسوب می شود و ایران نیز روی کمربند زلزله قرار گرفته است و درصورت بروز زمین لرزه نباید به پیش بینی های صورت گرفته اکتفاء کرد زیرا که هر لحظه امکان بروز این حادثه در استان وجود دارد و مختص این زمان نیست. » وی با اشاره به وجود چندین گسل خطرناک در کرمان مي گويد: «در استان کرمان گسل های مختلفی وجود دارد که در حال ذخیره انرژی هستند و احتمال تخلیه انرژی این گسل ها وجود دارد اما زمان مشخصی نمی توان اعلام کرد بلکه تنها باید با هوشیاری در راستای مقاوم سازی سازه ها و آگاه سازی مردم در زمان بروز زمین لرزه اقدام کرد. »

وی با تاکید بر مقاوم سازی سازه ها تاكيد مي كند: «انجام مانورهای امدادی و آمادگی دستگاههای مختلف و مدیریت صحیح بحران از نکاتی هستند که باید در مناطق زلزله خیز با جدیت دنبال شوند. »

***

ما كرماني ها حق داريم كه از صورت مساله زلزله، شايعات و تبعات آن هراس داشته باشيم. ما از زماني كه حافظه مان ياري مي كند هر از چندگاهي خسارت و مرگ و جراحات هم استاني هاي خود را بر اثر زلزله ديده ايم اما نكته مهم اين است كه هيچگاه عزمي جدي در ميان مردم و مسئولان براي همزيستي با قهر طبيعت و بي خطر كردن آن براي خود نداشته ايم. اگر همين امروزپرسيده شود كه منازل و مدارس و ادارات و هر آنچه كه انسان زير سقف آن زندگي مي كند در استان كرمان چقدر ما را در برابر زمين لرزه هاي شديد حفظت مي كنند چه پاسخي خواهيم داشت و آيا از تجارب تلخ گذشته درس گرفته ايم؟ آيا در همين شهر سازمان هاي مرتبط توانسته است با جذب اعتبارات لازم حداقل با تكميل شبكه فاضلاب شهري و بيرون كشيدن آب هاي زير سطحي حداقل از سست شدن بيشتر زمين زيرپايمان جلوگيري كنند؟ ديروز كه از دست ما رفته است پس بهنر است بجاي هراس هميشگي از  زلزله صاحب عزمي هميشگي شويم تا با شناخت از وضعيت فعلي خود راهكارهاي زندگي در كنار احتمال هميشگي زلزله را بياموزيم و به كار بنديم و شهر و استان كرمان را در برابر اين خطر كه مطمئنا هميشه در كنارمان و حتي زير پايمان وجود دارد ايمن كنيم.

 

این مطلب در نشریه کرمان جوان منتشر شده است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 10:0  توسط وحید قرایی  |