خودخوری/ کارتونی از توکا نیستانی

خبر و عکس


دیروز بیمارستان راضیه فیروز کرمان با وضعیت تحول یافته اش افتتاح شد.
مراسم افتتاحیه نیز با حضور شخصیتهای مختلف حوزه شهری،اقتصادی و سیاسی و جمعی از پزشکان شهر کرمان در سالن اجتماعات این بیمارستان برگزار شد.در این مراسم بعد از سخنرانی مهندس اکبری و مرضیه شهریاری رییس جدید بیمارستان که در تحولات روی داده بیمارستان نقش اساسی داشته اند شیخ محمد هاشمیان امام جمعه رفسنجان به سخنرانی پرداخت و گفت که برخی موقوفات از جمله این بیمارستان به هیچ عنوان به شیخیهای کرمان تعلق ندارد و به تشریح این وضعیت و مدارک موجود که آنها را پیگیری کرده است پرداخت.
در پایان سخنرانی وی بود که یکی از پزشکان شیخی کرمان خواستار پاسخگویی به این موارد شد که با پادرمیانی های صورت گرفته مساله منتفی شد.
به هر حال بیمارستان به صورت قابل توجهی بازسازی شده و تغییرات صورت کرفته چشمگیر است.
در این میان یک مقام کارگری گفت: کارکنان بیمارستان هنوز مشکلاتشان باقی است و حدود 80 درصد آنچه که قرار بود در مورد آنها اجرا شود به قوت خود باقی است و انجام نشده است. وی افزود:پیگیر کار آنها هستیم ولی هنوز مراحل زیاذی در پیش است و وضعیت آنها فرق چندانی نکرده است.
***
همچنین او در مورد پرونده کشته شدگان انفجارهای معادن ذغالسنگ شمال استان کرمان گفت: روال کار رسیدگی به پرونده در دادگستری کند است و هنوز پیشرفت قابل ملاحظه ای در رسیدگی به پرونده آنها صورت نگرفته است.
گفتنی است حدود 15 نفر از کارگران طی سال گذشته در انفجار های معدن ذغالسنگ شمال استان جان باختند.
پایان مشروط تحصن دانشجویان در دانشکده فنی
با حضور یکی از مسوولان دانشگاه شهید باهنر کرمان در جمع دانشجویان معترض در دانشکده فنی و قول وی مبنی بر عدم پیگیری تحصن دانشجویان در کمیته انضباطی و نیز تعویق 5 روزه امتحانات پایان ترم تحصن دانشجویان به شرط عملی شدن قولها پایان یافت.
یکی از دانشجویان معترض گفت: دکتر صاحب الزمانی معاون دانشجویی دانشگاه کرمان اعلام کرده است فردا 3 نفر از دانشجویان معترض در جلسه شورایعالی دانشگاه حضور خواهند یافت تا 5 روز تعویق امتحانات بررسی شود.
وی افزود در صورت تصویب این موضوع و عدم ارجاع پرونده دانشجویان معترض به کمیته انضباطی تحصن به پایان قطعی خواهد رسید.
اتحاد بسیج دانشجویی و انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان در اعتراض به برخی سیاستهای دانشگاه
اعتراض و تحصن دانشجویان در محوطه دانشکده فنی کرمان در اعتراض به جلو افتادن ناگهانی تاریخ امتحانات پایان ترم بدون مشورت با دانشجویان همچنان ادامه دارد و آنها تا این لحظه تحصن خود را ادامه داده اند.
این در حالیست که بسیج دانشجویی، انجمن اسلامی دانشجویان و شورای صنفی دانشگاه به صورت کم سابقه ای به هم نزدیک شده اند و اعضای فعال آنها در تحصن حضور دارند.
امروز هیات انتخابی دانشجویان قصد مذاکره با رییس دانشگاه را داشت که دکتر امیری خراسانی با رد این درخواست اعلام کرده فردا در دفتر کارش دانشجویان را به حضور می پذیرد.
در عین حابل یک دانشجوی عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فنی گفت:"به ما اعلام کرده اند دکتر صاحب الزمانی معاون دانشجویی دانشگاه کرمان در جمع ما حاضر می شود و خواسته ما این است که او نوشته کتبی بدهد اولا تاریخ امتحانات به همان تاریخ قبلی باز خواهد گشت و ثانیا کسی از دانشجویان معترض از تحصیل معلق نخواهد شد."
وی افزود:" اگر به این خواسته ها توجه نشود این اعتراض و تحصن ادامه خواهد یافت."
گفتنی است دانشجویان اعلام کرده اند امشب را نیز در محوطه دانشکده فنی به صبح خواهند رساند.
ادامه اعتراض صنفی دانشجویان دانشگاه علوم و دانشکده فنی کرمان
تحصن و اعتراض دانشجویان در دانشکده فنی کرمان در حالی در اعتراض به تغییر تاریخ امتحانات ادامه یافت که آنها از عدم حضور دکتر امیری خراسانی رییس دانشگاه کرمان در جمعشان گلایه داشتند.
در این حال یک کمیته 5 نفره برای مذاکره با رییس دانشگاه کرمان از میان معترضان انتخاب شده است.همچنین صبح امروز دکتر نادری رییس بخش صنایع دانشکده فنی به جمع معترضان آمد و از آنها خواست به اعتراض و تحصن خود خاتمه دهند و مطالبات خود را از طریق دیگری پیگیری کنند اما ظاهرا مذاکرات او با دانشجویان نتیجه ای در بر نداشت.
در عین حال جمعی از دانشجویان دختر دانشکده های فنی و علوم نیز به جمع دانشجویان پسری که شب را در محوطه دانشکده فنی به صبح رساندند ملحق شدند و مصرا خواستار حضور رییس دانشگاه کرمان برای پاسخ به مطالبات خود شدند.




دانشجویان معترض دانشکده فنی کرمان شب را در محوطه دانشگاه به صبح رساندند
اعتراض دانشجویان به جلو افتادن ناگهانی و ده روزه تاریخ امتحانات پایان ترم بدون مشورت با دانشجویان است
در حالیکه اعتراض و تحصن جمعی از دانشجویان دانشکده فنی کرمان نسبت به تغییر تاریخ امتحانات از دیروز در مقابل سالن کلاسهای این دانشکده آغاز شده بود، تعدادی از دانشجویان معترض با وجود سردی هوا دیشب را در همین محوطه به صبح رساندند.
این درحالیست که آنها خواستار حضور رییس دانشگاه شهید باهنر کرمان در جمع خود هستند.تحصن و اعتراض دانشجویان به جلو افتادن ناگهانی و ده روزه تاریخ امتحانات پایان ترم بدون مشورت با دانشجویان است.
دلیل جلو افتادن امتحانات برگزاری یک جشنواره ورزشی دانشجویی در دانشگاه کرمان اعلام شده است.
تعدادی از دانشجویان دلیل تداوم این تحصن را بی توجهی مسوولان دانشگاه به خواسته هایشان ذکر کردند. گفتنی است اعضای تشکلهای مختلف دانشجویی در این تحصن شرکت کرده اند.
علاقه به وبلاگ نویسی در میان روزنامه نگاران افزایش یافته است
تنفس رسانه ای در فضای مجازی

یک روزنامه نگار، مخاطب سازی برای خبرنگاران و روزنامه نگاران از طریق وبلاگ ها را عاملی برای گرایش روزافزون این قشر برای حضور در فضای مجازی اینترنت می داند و می گوید: «روزنامه نگاران وبلاگ نویس چون احساس می کنند از این طریق مخاطب بیشتری برای مطالبشان جلب می شود انگیزه بیشتری برای وبلاگ نویسی پیدا می کنند.»
وحید قرایی- چندی است که روزنامه نگاران ایرانی علاوه بر فعالیت مطبوعاتی خود وبلاگ نویسی را نیز در دستور کار روزانه خود قرار داده اند و اتفاقا مخاطبان قابل توجهی را نیز جلب کرده اند.
بسیاری از فعالین مطبوعاتی که نام آنها در عرصه مطبوعات ماندگار شده است در وبلاگهای خود موضوعات مختلفی را مورد توجه قرار می دهند و چه بسا بسیاری از مطالب و اخباری که راهی به نشریات چاپی نمی یابند در وبلاگهای آنها قابل مشاهده است.
نوشتن در این فضای سهل الوصول باعث شده است که روزنامه نگاری در ایران راه توسعه خود را در فضای مجازی اینترنت با سرعت قابل توجهی بپیماید و هر روز به روزنامه نگاران وبلاگ نویس افزوده شود.
در کرمان نیز چنین وضعیتی را می توان مشاهده کرد. تعدادی از خبرنگاران و روزنامه نگاران این استان با ایجاد یک وبلاگ شخصی در زمینه های مختلف، نوشتن و جلب مخاطب بیشتر را می آزمایند وبه نظر می رسد تعداد این وبلاگها رو به افزایش است. در این وبلاگها علاوه بر اخبار می توان تحلیل های روزانه و دل نوشته هایی را دید که در بسیاری از مواقع در نشریات محلی منتشر نمی شوند و همین باعث شده است که این روزنامه نگاران هویتی جدا از حرفه خود در وبلاگهای شخصی خود پیدا کنند.
«مرتضی دلاوری پاریزی» روزنامه نگار و وبلاگ نویس کرمانی در این مورد می گوید:" از نخستين روزهايی كه وبلاگ را دفتر خاطرات ديجيتالی میشناختيم چند سال میگذرد و اگر چه اين كاركرد هنوز از وبلاگ گرفته نشده اما قابليتهای جديدی از آن كشف شده است. وبلاگ در هر حال يك رسانه است. رسانهای كه از ويژگی متن بهره میبرد ولي به اقتضای رسانه بودنش به آن محدود نشده. مالتیمديا ست. تصوير، انيميشن، موسيقی و ... و البته حضور ابرمتن hyper text)) - كه متنها را در دنيای سايبر به هم پيوند میدهد- آن را جذاب و دوستداشتنیتر میكند. وبلاگنويس با فضايِی منعطف روبروست كه سردبير، خودش است و در آن، فراتر از زمان و مكان، ديدگاههای مستقل، غيرفرمايشی، رها از سانسور، غيركليشهای و گاه ضد كليشه را با فشردن يك دكمه، در سرتاسر عالم منتشر میكند."
وی می افزاید:"در نگاه اول، يكی از خصلتهايی كه وبلاگ را از ديگر رسانهها متمايز میكند، ظهور تقريبا همزمان آن در كشور ما با كشورهای پيشرفته است. تاخير تاريخی در حضور رسانههای مكتوب، راديو و تلويزيون در كشور ما، باعث شده است هنوز كه هنوز است نتوانيم به گرد نمونههای اصلی و پديدآورندگان آنها برسيم. اين يك شكستهنفسی نيست! اكثر رسانههای قديمی ما با تقليدی ناقص و گرتهبرداری از همتايانشان در غرب، ناقصالخلقه متولد شدند و همينگونه هم به حياتشان ادامه میدهند. اما وبلاگ اين شانس را يافته كه ما پابهپای جهان مدرن، دست به قلم (كيبرد) شويم و ببينيم در اين رقابت نفسگير چه خواهيم كرد؟"
این روزنامه نگار کرمانی در ادامه می گوید:" مطمئنا اگر توقعمان را از وبلاگ، در حد يك رسانهی خبری تقليل دهيم – كه البته اين امكان نيز در آن مستتر هست – با مشكلاتی در فهم ماهيت آن روبرو خواهيم شد. مسايلی از قبيل اعتبار خبر، كمتجربگی و محدوديت تعداد افراد توليدكنندهی خبر، حرفهای نبودن و البته شخصیبودن و... به اينها اضافه كنيد نبود دروازهبانی خبر- كه اگرچه نعماتی دارد اما گاهی نقماتش دامنگير میشود!- اين كاركرد را محدود میكند."
نویسنده وبلاگ «کتیبه زخم» به یکی از خاطرات خود در مورد وبلاگ نویسی اشاره کرده و می گوید:" در ماجرای زلزلهی بم، با درج اولين گزارش، يك روز پس از فاجعه، بهيكباره تعداد بازديدكنندگان وبلاگ شخصی و البته تعطيلشدهی من از 100نفر در روز تا 8000نفر هم رسيد! عطش دانستن و عدم اعتماد به رسانههای رسمی بههمراه چند دليل كوچك ديگر! در چنين مواقعی باعث میشود وبلاگها پيش بيفتند، همچنانكه در ماجرای حملهی آمريكا به عراق، قابل اعتمادتر و جذابتر از سیانان و بیبیسی، وبلاگ جوانی عراقی بود كه در گوشهی بغداد، شرح ماجرا میگفت."
وی در مورد علاقه روزافزون به وبلاگ نویسی نیز می گوید:" در اين ميان و بهويژه در جامعهی ما شرايطی وجود دارد كه اقبال جوانان را بدان بيشتر میكند. هويتی كه يك وبلاگنويس در شبكههای ارتباطی كسب میكند را نمیتوان ناديده گرفت. او همچنين میتواند بهراحتی و با بدون مواجهشدن با دردسر رسانههای مكتوب و ديداری و شنيداری – كه با همهی محدوديتها، از دسترس بسياری دورند- توانمندیهای خويش در حوزههای متنوع انديشهگی، علمی، هنری، فناوری و... محك بزند."
فعال مطبوعاتی در کرمان همچنین یادآور می شود:" عرصهی وبلاگ تنها به وبلاگنويسی محدود نمیشود، وبلاگخوانی نيز تاثيرات خودش را در ارتقای فرهنگی نشان خواهد داد چرا كه در اين شبكهی گسترده، از اساتيد رشتههای متنوع گرفته تا كارشناسان، هنرمندان، انديشمندان، سياستورزان، منتقدان و در مجموع، صاحبان انديشه و دغدغه حضور دارند كه میتوانند به نشو و نمای فرهنگی ياری رسانند."
او این موضوع را هم مطرح می کند که در آشفتهبازار نشرهم، وبلاگها فرصتی برای شاعران و قصهنويسان فراهم آورد تا بتوانند ارتباط بلاواسطه و دوسويهای را با مخاطبان خويش برقرار كنند كه بهترين واژه برای توصيف اين كنش و واكنشها، تعامل است. بسياری از شاعران جوان را میشناسم كه در همين ظرف زمانی محدود توانستند با استفاده از همين ابزار تعامل، خودشان را محكی جدی بزنند و تجربهای حتی شيرينتر از چاپ كتاب را تجربه كنند.
دلاوری، در ادامه عنوان می کند:"با اينهمه بايد اعتراف كرد اين حوزه بهدليل نو بودن، رشد فوقالعاده سريع و همهگيری آن به موازات گسترش فناوری اينترنت در كشورمان، آسيبهايی را در دل خود بههمراه دارد كه به باور من، اثراتش نسبت به ديگر تجارب تايخیمان كمرنگتر است. يادمان نرود كه هر كس با هر اسم و هرطور كه میپسندد اين اجازه را دارد كه با يك كليك، دنيايی از واژهها را وارد ادبيات جهانی كند. ادبياتی كه ممكن است به مذاق سياسيون، متوليان فرهنگ و اخلاق و... خوش نيايد."
وی در پایان می گوید:"نقش اين رسانه در آموزش نوجوانان و جوانان، تاثير آن در گشودن عقدههای فروخورده، يافتن شبكهای از انسانها با مسايل مشترك، تمرين گفتوگو و تعامل، نقش وبلاگ در تكثر فرهنگی، سياسی و... جلوگيری از انحصارات خاص تريبون و رسانه، حضور و ارتقای كمی و كيفی زبان فارسی در ادبيات جهانی، نشان دادن تصويری دقيقتر و واقعی از چهرهی ايران در انظار جهانی، گسترش ارتباطات سالم و واقعی در دنيای مجازی و مواردی از اين دست، از ديگر مزايای اين رسانهی نوظهور است."
محمد لطیف کار روزنامه نگار و کارشناس مسائل اجتماعی نیز مخاطب سازی برای خبرنگاران و روزنامه نگاران از طریق وبلاگ ها را عاملی برای گرایش روزافزون این قشر برای حضور در فضای مجازی اینترنت می داند.
وی می افزاید: «روزنامه نگاران وبلاگ نویس چون احساس می کنند از این طریق مخاطب بیشتری برای مطالبشان جلب می شود انگیزه بیشتری برای وبلاگ نویسی پیدا می کنند.»
او به تاثیر بسته شدن فضای رسانه ای مکتوب به گسترش وبلاگ نویسی نیز اشاره کرده و می گوید: «اگر فضای رسانه ای بسته شود روزنامه نگاران برای اطلاع رسانی به این سمت می روند و از آنجا که شهروندان به دنبال خبر و تحلیل اند اگر از طریق مطبوعات اقناع نشوند از طریق این وبلاگ ها اطلاعات مورد نیاز خود را به دست می آورند.»
لطیف کار در مورد صحت اخبار وبلاگ ها نیز می گوید:« اگر نویسندگان وبلاگ های خبری و تحلیلی احساس مسئولیت کنند، این وبلاگ ها می توانند قابل اعتماد و به تبع آن برای مخاطبان مفید واقع شوند.»
اما عبدالرحیم عبدالکریمی که به تازگی به جمع وبلاگ نویسان پیوسته است در مورد دلائل افزایش گرایش روزنامه نگاران کرمانی به وبلاگ نویسی می گوید:" مهمترین دلیلی که می توان ذکر کرد این است که وبلاگ هم مانند هر رسانه دیگر مخاطب خاص خودش را دارد، مخاطبی که یک نویسنده وبلاگ احساس می کند راحت تر می تواند حرف هایش را به او بزند. "
این روزنامه نگار کرمانی می افزاید: "از دیگر سو عمده وبلاگ نویسان بدین سبب رو به وبلاگ آورده اند که حرف ها، افکار و اندیشه هایشان را نمی توانند در جایی دیگر و فضایی دیگر منتشر کنند ]به دلایل مختلف سیاسی، اجتماعی، مصلحت اندیشی عرف جامعه[... و یا اینکه دل نوشته هایی دارند که دوست دارند بقیه هم از آن مطلع شوند. دل نوشته هایی که قبلا روی کاغذ می آمد و دفترچه خاطره می شد اما حالا با پدیدار شدن این فضای جدید جایگاه نوینی پیدا نمود."
نویسنده وبلاگ «یادداشتهای من» همچنین می گوید: "البته دلایل دیگری را هم می توان برای این موضوع ذکر کرد. مثلا ارزان تر بودن وبلاگ. فکر کنید که یک عکاس خبری که بیش از 1000 عکس دارد اگر بخواهد آن ها را در اختیار مخاطبش قرار دهد از کدام راه ارزانتر و راحت تر است؟»
وی در ادامه عنوان می کند: "در سال های قبل شاید به دلیل اینکه هنوز وبلاگ نویسی و اصولا فضای مجازی اینترنت جای خود را در میان عامه مردم باز نکرده بود روی آوردن به آن چندان ضروری نمی نمود اما امروزه می بینیم که با عمومی تر شدن اینترنت مخاطبان وبلاگ ها و سایت های مختلف خصوصا آن ها که جذابیت های خاص خودشان را دارند بسیار افزایش یافته و همین مسئله باعث تاثیرگذاری آن در جامعه و خصوصا جامعه جوانان شده است که اگر اینگونه نبود برخوردهای قضای با وبلاگ ها وجود نداشت، پس وبلاگ ایجاد حساسیت کرده. یا اینکه شما کافی است تا به بعضی از وبلاگ ها(مثلا وبلاگ محمدعلی ابطحی و یا یونس شکرخواه ...) مراجعه کنید آن وقت است که با دیدن تعداد بازدید کنندگان و آن هایی که نظر خود را ارائه داده اند به تاثیرگذاری وبلاگ هایی می برید، یعنی احساس می کنید که مخاطب خواه ناخواه تحت تاثیر اندیشه های وبلاگ نویس قرار گرفته است به طوری که تاثیر و بازخورد آن اندیشه را (بسته به نوع ارائه آن) می توانید در جامعه مشاهده نمایید.»
همچنین محمدرضا نژادحیدری، روزنامه نگار و نویسنده وبلاگ «یادداشت های شیشه ای» در مورد علاقه روزافزون به وبلاگ نویسی می گوید: «خبرنگاران براساس وظیفه ای که بر عهده دارند، «سانسور» را برنمی تابند. پدیده وبلاگ نویسی که در حال توسعه است می تواند زمینه ای مناسب باشد تا خبرنگاران بدون سانسور به انتشار اخبار و افکار و عقاید خود بپردازند. زیرا فضای وبلاگ ها تابوی مدیرمسئول و سردبیر وجود ندارد تا نوشته های یک روزنامه نگار را سانسور کند. از طرفی وبلاگ نویسی گستره ای فراتر از نشریه مکتوب دارد و شاید همین عامل نیز باعث گرایش روزافزون روزنامه نگاران و خبرنگاران به سمت وبلاگ نویسی باشد.»
وی همچنین معتقد است: «وبلاگ نویسی باعث تحرک بیشتر یک نویسنده می شود. به این معنی که یک روزنامه نگار در یک استان شاید هفته ای یک مطلب را برای چاپ آماده کند، اما اگر همین روزنامه نگار یک وبلاگ نویس هم باشد باید حداقل هفته 2یا 3 یادداشت مشترکند که این امر باعث افزایش قدرت نویسندگی می گردد. از طرفی وبلاگ نویس هنگامی که پشت کامپیوتر می نشیند تا مطلب خود را تایپ کند با استفاده از جریان سیال ذهن یک موضوع را پرورش می دهد.
از طرفی اگر همین وبلاگ نویس در فضای اینترنت به وبگردی بپردازد اطلاعات خود را افزایش داده که به روز بودن، یکی از ویژگی های یک روزنامه نگار موفق است.»
نژاد حیدری در پایان تصریح می کند:«استقبال از وبلاگ ها می تواند گام موثری در گردش اطلاعات باشد. اگر تا دیروز روزنامه ها برای انتشار یک خبر تلاش می کردند امروز این رقابت به عرصه وب منتقل شده است و شاید همین موضوع باشد که آینده مطبوعات چاپی را به مخاطره بیندازد. بنابراین مطبوعات باید از حالت خبری به تحلیلی تغییر پیدا کنند تا بتوانند پایدار باقی بمانند.»
سعید قرایی که یک خبرنگار ورزشی در کرمان است نیز در اظهارنظری می گوید:« فکر می کنم کسانی که در خود توانایی قلم زدن می بیننند هیچگاه مرز و محدوده ای را برای خود قائل نمی شوند و علاقمند هستند که روز به روز بر تعداد خوانندگان مطالب آن ها بیشتر شود، از این رو چه محیطی بهتر از اینترنت که بدون مرز و محدوده می تواند طیف وسیعی را خواننده مطلب کند و به همین خاطر نویسندگان به دلیل هزینه های بالا راه اندازی سایت رو به وبلاگ نویسی می آورند که هزینه های کمتری دارد.»
نویسنده ی وبلاگ ورزشی «تک به تک»می افزاید:" بارها اتفاق افتاده که با علم به اینکه، مطلبی قابلیت چاپ در روزنامه ها و سایت های رسمی را ندارد در وبلاگ شخصی به راحتی در معرض دید قرار گرفته است و این می تواند عطش های درونی هر نویسنده ای را فرونشاند.»
قرائی تصریح می کند: «در دوره ای که راه اندازی روزنامه با هزینه های بالا امکان پذیر نیست وبلاگ می تواند روزنامه شما تلقی شود پس چرا یک نویسنده این فرصت را از دست بدهد، ضمن اینکه اعتقاد دارم رقابت در بین وبلاگ نویسان برای جذب مخاطب و بیننده بسیار بیشتر از رقابتی است که روزنامه ها دارند (نه واسطه تعداد زیاد وبلاگ ها) و این نمی تواند بر روی قلم یک نویسنده که یک وبلاگ دارد بی تاثیر باشد.»
***
در حال حاضر حدود 15 وبلاگ متعلق به روزنامه نگاران کرمانی وجود دارد که از طریق آن خبر، تحلیل و نوشته های آن ها در مورد موضوعات مختلف منتشر شود و به نظر می رسد در آینده فعالان مطبوعاتی استان کرمان از طریق وبلاگ ارتباط بیشتری با هم برقرار کنند.
به هر حال این فضا به وجود آمده است تا مطبوعاتی ها از امکاناتی که از طریق وبلاگ ها برای اطلاع رسانی به وجود آمده است استفاده بیشتری ببرند. استفاده ای که در نهایت به بهره گیری بیشتر مخاطبان از اخبار کمتر فیلتر شده منتهی می شود.
وبلاگ، کارخانه مفهوم سازی
وبلاگ سیبستان-بر اساس يک رهيافت نقشگرا، بايد گفت که امروز وبلاگ ايرانی کارخانه مفهومسازی است. دستگاه معناسازی است. وبلاگ برد اجتماعی اوليه ای که برايش گمان میرفت ندارد اما برد نخبگانیاش کاملا قابل توجه است. به زبان ديگر، وبلاگ امروز محل طرح نظرها و بحث و درگيری فکری گروههای معينی از جامعه است که معمولا از اليت جامعه ايرانی به حساب می آيند: روزنامه نگارند، معلم دانشگاه اند، اهل تخصص اند، دانشگاه ديده اند، سياست شناس اند، زبان شناس اند، مترجم اند، روشنفکرند يا دقيقتر: کار روشنفکری میکنند.
اگر ارزش بحثهای وبلاگی را با ميزان انعکاس آنها در عرصه عمومی جامعه بسنجيم به احتمال بسيار نااميد می شويم چنانکه ديگران شدند و گاه وبلاگشان را هم تخته کردند و خداحافظ... اما وبلاگها بويژه وبلاگهايی که می توان آنها را وبلاگ مرجع ناميد – من عمدا از صفت پرخواننده پرهيز میکنم- حلقههای بسيار قابلی برای گفتگوی نخبگان هستند. نخبگان را هم با اغماض به کار میبرم. حالیا کلمه بهتری ندارم. قصد هم ندارم صف بندی نخبه و غيرنخبه کنم و يا مدعی شوم که همه بحثهای نخبگانی در وبلاگهاست که دارد مطرح می شود. به هيچ وجه. نکته ام اين است که نقش/کارکرد وبلاگ در حال حاضر اين است که «حلقه های مفهوم ساز»ی بين گروههايی ايجاد کرده که جنس بحث آنها از بحث های نخبگانی است. يعنی ادعای بزرگ ندارم. ادعای من مینیمال است و ناظر به وبلاگهای مرجع. مرجع بودن را هم بر اساس ميزان ارجاع و مورد بحث قرار گرفتن و انعکاس يافتن نظر وبلاگنويس تعريف میکنم. در اين نوع نگاه دو نکته ديگر هم وجود دارد: اولا -و اين بسيار مهم است- وبلاگی که ديده نشود و خوانده نشود و مورد بحث کامنتنويسان و وبلاگنويسان قرار نگيرد وبلاگ نيست. بنابرين وبلاگها حلقههای تو-در-تويی هستند که هر زمان يکی در ميان آنها به مرجع بحث تبديل میشود. در واقع منظومههايی که به طور پيوسته باز و بسته میشوند. از اين حلقه بحث به حلقه بحث ديگر میپيوندند. شناخت وبلاگستان يعنی شناخت وبلاگهای مرجع اش و منظومههای بحثی آن. و البته بحث های آن!
دوم هم اين که آنچه در اينجا میگويم چيزی از ديگر خصايل طبيعی وبلاگ را که قبلا هم من هم ديگران بحث کرده ايم نفی نمیکند. من به همه تعريف های پیشگفته که متکی بر نقش/کارکرد وبلاگ باشد اعتقاد دارم. با آنچه گفتم در واقع يک نقش ديگر وبلاگ را برجسته میکنم. نقشی که گرچه ناشناخته نيست و اين جا و آنجا از آن به ابهام و اجمال سخن رفته است اما با تاکيد بر آن و برجسته کردناش ما وبلاگ را با نقشی به ياد میآوريم که در دقيقه اکنون احتمالا مهمترين نقش آن است. شناخت اين مساله به طور طبيعی بر رفتار وبلاگ نويسان – آنها که مرجع شماری از بحث ها بوده اند يا بالقوه میتوانند مرجع شماری از بحثهای آينده شوند- تاثير خواهد گذاشت. زبان و رهیافت آنها را جهت می دهد و مخاطب آنها را روشنتر خواهد ساخت.
اگر وبلاگها حلقههای بحثهای نخبگان اند و اگر کار عمده آنها که بالقوه ارزش اجتماعی داشته باشد مفهومسازی است روشن است که وبلاگنويسان بايد به اين دو جنبه نقش بالقوه خود توجه خاصی داشته باشند. ممکن است بپرسيد مفهومسازی چيست و چه ارزشی دارد. می گويم مفهومسازی طرح انديشه و نظری است که پيش از آن مطرح نبوده يا برجسته نشده بوده و نور نورافکن صحنه بر آن نيفتاده بوده است. ارزش رسانهای وبلاگ در اين زمينه کمابيش شبيه ارزش کميسيونهای مجلس شورا ست. بحثها در حلقههای کوچک طرح میشوند و تست می شوند و ورز میيابند و سپس میتوانند راهی رسانه های بزرگ و روزنامه ها و کلاسهای درس و مانند آن شوند. طبعا اين نگاه، ارزش آموزشی-کارشناسی وبلاگ را بسيار بالا می برد. ضمن آنکه توقع ما را از وبلاگ هم تنظيم می کند. امری که بسيار در آن خطا می کنيم...
فیلم "سمفونی خاموش" در اختیار علاقمندان قرار می گیرد
فیلم سمفونی خاموش که به زندگی استاد علی اکبر صنعتی کرمانی می پردازد آماده ارائه به علاقمندان شد.
در این فیلم بخشهایی مستند از زندگی این مجسمه ساز فقید کشورمان نیز به تصویر کشیده شده است.
علاقمندان می توانند با شماره ۰۹۱۳۱۹۷۰۲۳۴(احسان دباغیان)تماس حاصل نمایند تا یک نسخه از این فیلم در اختیار آنها قرار گیرد.
برخی نمی خواستند وضعیت زندگی استاد صنعتی در سالهای پایانی عمر به تصویر کشیده شود
سال 1382 یک فیلمساز جوان کرمانی اقدام به ساخت فیلمی در مورد زندگی استاد علی اکبر صنعتی کرمانی کرد که درآن وضعیت زندگی این استاد برجسته مجسمه ساز و فروش آثار استاد به دلیل نیاز مالی توسط دو نفر از فرزندانش به روشنی به تصویر کشیده شده بود .صحنه های مستند این فیلم وصراحتی که در مورد وضعیت زندگی استاد در سالهای پیری در آن وجود داشت، باعث شد واکنش های متفاوتی در مورد این فیلم که سال گذشته به نمایش عمومی درآمد صورت گیرد .
با سید حمید میر حسینی که اقدام به ایجاد یک انجمن برای تجلیل از مفاخر استان کرمان نیز نموده است در مورد این فیلم به گفت و گو نشستیم .
برخی معتقدند پخش برخی صحنه های مربوط به وضعیت زندگی استاد صنعتی در سالهای پیری به صلاح نبود و باید حذف می شد . نظر شما در این مورد چیست ؟
- برخی مخالف واقعیت ها هستند و می خواهند صورت مسئله را پاک کنند تا جوابی به مسئله ندهند یکی از مسئولان فرهنگی بعد از ساخت فیلم پیشنهاد داد صحنه های مستندی که در خانه استاد می گذرد سانسور شود و گفت تاریخ بایستی برخی واقعیتها را نبیند . گفتم تاریخ باید قضاوت کند و شاید این یکی از اعجابهای سینماست که توانست موجی ایجاد کند که بدینگونه به واقعیتهای تلخ زندگی یک هنرمند بپردازد و زوایای تاریک را روشن کند .
در ایجاد آن وضعیت برای استاد صنعتی چه کسی مقصر بود ؟
فقط مسئولان فرهنگی مقصر نیستند .کل جامعه ما مقصر است که هنرمندان خود را به درستی نمی شناسند ، خیلی از همشهری های استاد صنعتی را می شناسیم که حتی نام او را نمی دانستند و بسیاری ا ز آنها نیز که می دانستند تصور می کردند که استاد سالها پیش درگذشته است .
آیا همین مردم می توانند تصویر یک جامعه عاری از هنر و هنرمند را را داشته باشند . آیا می توان در چنین جامعه ای زندگی کرد ؟
جامعه ای که عاری از هنرمندان است فقط شامل یک سری ساختمانها و خیابانهای بی روح است که انگیزه ای برای زندگی ایجاد نمی کند .
تلاشی را برای پخش عمومی فیلم انجام داده اید ؟
- در یک سال گذشته تلاش زیادی شد تا فیلم در ایران به نمایش عمومی درآید اما به دلیل مختلف این مجال پیش نیامد و امیدواریم بعد از درگذشت ایشان امکان نمایش فیلم به وجود آید .
آیا به اهدافی که از ساخت این فیلم داشتید ، رسیدید ؟
مطمئن بودم این فیلم یک موج ایجاد می کند و این موج باعث می شود که به مسائل زندگی استاد صنعتی و مشکلات او بیشتر پرداخته شود .
در یکی دو سال امیدواریم سایر فیلمسازان نیز به این مسائل نیز بپردازند تا هنرمندی به وادی فراموشی سپرده نشود .
***
خلاصه داستان فیلم سمفونی خاموش : نویسنده ای قصد دارد زندگی استاد علی اکبر صنعتی از بزرگترین مجسمه سازان و نقاشان معاصر ایران را به صورت کتابی گردآوری کند اما به صورت اتفاقی ، زمانی استاد را می بیند که آثار او به دلیل فقر مالی در حال حراج است ، در ذهن خود به کرمان سال 1300 ( زمان کودکی استاد ) می رود و داستان زندگی استاد صنعتی را مرور می کند ....
به احترام استاد از جا برخیزیم...

کمترین انتظار این است که در این روزها برای معرفی بیشتر استاد مراسمی خاص در بزرگداشت او برگزار شود و نام او را بر یکی از معابر و خیابان های اصلی شهر کرمان بگذارند(کاری که در زمان حیاتش انجام نشد) تا بیش از گذشته یاد این هنرمند توانای کرمانی در ذهن مردم دیارش تداعی شود
وحیدقرایی-سیما کارآموزیان
کاش می توانستیم او را بار دیگر در کرمان ببینیم و کاش می شد در دیار خودش بوسه بر دستانش می زدیم که با هنر آنها آثاری خلق شد که تا همیشه ی همیشه، مایه سرافرازی هر ایرانی در عرصه هنر است.
استاد علی اکبر صنعتی به دیار باقی شتافت و افسوس که دیگر امکان آن نیست که قدم بر خاکی بگذارد که از آن برخاست و هنر خود را به همگان عرضه کرد.
کسانی که به موزه 13 آبان تهران سر زده اند به خوبی می توانند افکار انسان دوستانه و رنج و غم پنهان او را از خلال همان آثار به نمایش گذاشته شده دریابند.
تسخیر دیده بینندگان و بردن ذهن آنها به تکه ای از تاریخ ایران زمین که استاد، خود، آن را به خوبی لمس کرده است، کمترین اثری است که از دیدن این آثار بر بازدید کنندگان موزه بر جای می ماند...
جای خالی استاد و رنج سال های پیری استاد صنعتی زمانی بیشتر احساس شد که گزارش هایی از وضعیت او پس از بیماری و سکته مغزی که منجر به ناتوانی او در حرکت و تکلم شده بود در روزنامه های کشور منتشر شد و از همان روزها بود که همه دریافتند که قدرت خلق اثر از استاد سلب شده است.
نگرانی از وضعیت استاد صنعتی به گونه ای بود که «صفار هرندی» وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و نماینده رییس جمهور کشورمان در روزهای بیماری استاد در بیمارستان ایرانمهر حضور یافتند تا در جریان وضعیت عمومی وی قرار گیرند. در این دیدارها از استاد صنعتی به عنوان هنرمندی توانا و خلاق یاد شد که توانسته است با خلق آثار هنرمندانه و مردمی در هنر مجسمه سازی و نقاشی، برگ زرینی بر دفتر هنری این مرز و بوم بیفزاید.
اما استاد صنعتی به عنوان شخصیتی متواضع و مردمی، همیشه مورد توجه علاقمندان به عرصه هنر بوده است. جمشید مشایخی بازیگر توانای سینمای ایران این خصوصیات را موجب ماندگاری جاودان نام استاد در عرصه هنر ایران دانسته و در این مورد گفته بود: از این افسوس می خورم که هیچگاه این امکان پیش نیامد که در نقش او به بازی در فیلمی بپردازم و ای کاش چنین فرصتی برایم پیش می آمد.
در عین حال او این نکته را نیز مورد توجه قرار داده بود که متاسفانه در ایران هنرمندان بزرگی چون استاد صنعتی را در روزهایی به یاد می آورند که یا در اوج ناتوانی جسمی هستند و یا دیگر در این دیار خاکی زندگی نمی کنند.
البته نباید فراموش کرد که در 2 دوره ملتهب سیاسی در ایران آثاری از جمله چندین مجسمه ساخته دست او را از بین برده اند.
اما در این میان کرمانی ها نیز حساسیتی بیش از گذشته نسبت به وضعیت استاد پیدا کرده اند. ساخت فیلمی درباره زندگی او به نام سمفونی خاموش و انتشار گزارش هایی در مورد دوران بیماری و خانه نشینی او علاقه مندان به او را تحت تاثیر قرار داد. اقدام به تکمیل و تعمیر موزه صنعتی کرمان که بخشی از آثار استاد در آن نگهداری می شود البته با چندین ماه تاخیر ناشی از همین حساسیت ها بوده است.
اما کمترین انتظار این است که در این روزها برای معرفی بیشتر او به کرمانی ها، مراسمی خاص در تجلیل و بزرگداشت او برگزار شود و نام او را بر یکی از معابر و خیابان های اصلی شهر بگذارند(کاری که در زمان حیاتش انجام نشد) تا بیش از گذشته یاد این هنرمند توانای کرمانی در ذهن مردم دیارش تداعی شود.
***
استاد علی اکبر صنعتی در سال 1295 ه. ش در کرمان به دنیا آمد. پدرش زمانی که او 6 ماهه بوده بر اثر طاعون درگذشت و مادرش که مانند بسیاری از مردمان آن روزگار تهی دست بود او را به مرحوم حاج علی اکبر صنعتی، مؤسس پرورشگاه صنعتی کرمان سپرد و او بود که با شناختن استعداد هنری کودکی که به او سپرده شده بود، زمینه تحصیلات و شکوفایی هنری او را به وجود آورد.
بالاخره با کمک حاج علی اکبر موفق شد در مدرسه صنایع مستظرفه که با همت استاد کمال الملک تاسیس شده بود ثبت نام کند. در زمانی که او به این مدرسه آمد کمال الملک به نیشابور رفته بود و او از محضر اساتیدی چون ابوالحسن خان صدیقی، علی محمد حیدریان، حسین خانشیخی و علی رخسار بهره برد.
در سال 1319 به درجه ليسانس در نقاشي نائل مي شود در همان سال به كرمان مي آيد و برحسب وظيفه واداي دین نسبت به پرورشگاهی كه در آن پرورش يافته بود تعداد 40 تن از كودكان يتيم پرورشگاه راانتخاب نموده و به آنها تعليم نقاشي مي دهد كه تعدادي از آنها در اين زمينه به موفقيت دست يافتند. او درسال 1324 با کوشش عبدالحسین صنعتی زاده موزه ای در میدان توپخانه ساخت.
این موزه به عنوان نخستین موزه مردمی در سال 1325 با برگزاری نمایشگاهی افتتاح و با استقبال مردمی روبرو شد.
در سال 1352 ش عبدالحسين صنعتي زاده پسر حاج اكبر از دنيا مي رود و چهار سال بعد از مرگ وي با كوشش نوه حاج اكبر (همايون صنعتي زاده ) و جمعي از دوستداران هنر موزه هنرهاي معاصر (موزه صنعتي ) افتتاح ميگردد. در اين موزه تعدادي از تابلوها ومجسمه هاي استاد نمونه هاي ارزنده ديگري از آثار هنرمنداني مانندكمال الملك و شاگردان او و همچنين ساير هنرمندان معاصر ايراني و خارجي به صورت دائم به نمايش گذارده گردید.
آثار وی در سال های بعد در نمایشگاههای متعددی به نمایش درآمده است و مورد استقبال مردم قرار گرفته است. چندی پیش نمایشگاهی از آثار او در لندن نیز برپا شد.
سایت اختصاصی موزه صنعتی کرمان نوشته است: «استاد صنعتي در طول زندگي خود مكرر شاهد از ميان رفتن آثارش به دليل رويدادهاي گوناگون مي باشد ولي از پاي نمي افتد. در سال 1357 شمسي پس از رفتن پهلوي دوم تني چند از ميوه فروشان روبروي نمايشگاه واقع در ميدان توپخانه قفل نمايشگاه را شكسته و آثار او را پاره پاره و مجسمه ها را مي شكنند و تعدادي را غارت مي كنند و بدين طريق اكثر آثارش از بين مي رود. آنچه مسلم است او در آستانه 90 سالگي و با بيش از نيم قرن هنر آفريني صاحب 2000 تابلوي رنگ روغن ، آبرنگ و صدها مجسمه گچي ، سنگي و برنزي است.»
استاد صنعتي چه خوب مردم را درك كرد و نسبت به آنها اداي دين نمود ، افتخار او هميشه اين بود كه هنرمند مردم بوده و هنرمند مردم باقي خواهد ماند. وي با مصالحي مانند گچ ، برنز و سنگ نهضت هنري خودرا دنبال مي كرد و با آثارش فاصله بين مردم كوچه و بازار را از ميان برداشت. دار و ندار ، گاندي ونادر، سلطان و فقير همه و همه در ضيافت شكوهمند مجسمه هاي او گرد هم آمده اند.
آنچه در آثارش مشخص است ، خلاقيت است و رابطه با مردم. در يك جمع بندي بي ترديد چه در مجسمه ها و چه در نقاشي ها، وي بزرگ هنرمندي است خلاق، مبتكر، صاحب سبك با سليقه اي ويژه و از همه بالاتر و موثرتر جسارت و بي پروايي. او حتي در طي خلق آثارش با ياد ياران يتيم و بي پناه خود در يتيم خانه ،هنرخود را نثار آنان مي كند. بدون شك علي اكبر صنعتي استاد آثار عارفانه است.
***

دو سال پیش که استاد علی اکبر صنعتی بر اثر عارضه سکته مغزی راهی بیمارستان شد، بار دیگر به یاد آوردیم که او چه آثاری را خلق کرده است افسوس مجسمه هایی را خوردیم که در حمله اراذل و اوباش از بین رفتند و به یاد آوردیم که بخشی از گنجینه آثارش نیز در مکان های غیراستاندارد رو به نابودی است.
استاد قبل از مرگ بر اثر سکته مغزی قدرت تکلم را از دست داد و ما که همواره نیازمند فریادهای بلند برای یادآوری وظایف خود هستیم فراموش کردیم که استاد هنوز در بین ماست و اما سکوت ابدی استاد دیگر مجالی برای ما باقی نگذاشت...

دو تن از متهمان قتلهاي محفلي كرمان با قرار وثيقه آزاد شدند
نعمت احمدي گفت: با وجود عدم ابلاغ حكم به وكلا و منقضي نشدن اعتراض، دو تن از متهمان پروندهي قتلهاي محفلي كرمان با قرار وثيقه آزاد شدند.
نعمت احمدي، وكيل چند تن از اولياي دم قربانيان قتلهاي محفلي كرمان در گفتوگو با ايسنا، با اشاره به آخرين برگشت پرونده به كرمان عنوان كرد كه حكم شعبه 31 ديوان عالي كشور مورد توجه قرار نگرفته و درمورد حكم اعدام «علي. م» اظهارنظري نشده است.
به گفتهي احمدي، حكم قصاص نفس «محمد. س» و «سليمان. ج» از سوي شعبه 102 به رياست قاضي دوستعلي، تبديل به حبس شده است.
همچنين بنا به گفتهي وي، اتهام سرقت، تخريب و زنا از «محمدحمزه. م» و «چنگيز. س» حذف شده و هر كدام به ترتيب به 10 سال و 6 سال زندان براي تنبيه محكوم شدهاند.
احمدي گفت: با اين كه احكام به خانواده اولياي دم و وكلا ابلاغ نشده و موعد قانوني آنها هم منقضي نشده اما «محمدحمزه. م» با 200 ميليون تومان وثيقه آزاد شده است.
وي افزود: اين آزادي برخلاف قانون ربايندگان مصوب سال 51 و بر خلاف رويه قضايي است زيرا قطعيتي از باب اعتراض پيدانشده و قاضي حق پذيرفتن سند را ندارد.
نوروز باستانی بر همه ایرانیان و کسانی که نوروز را جشن می گیرند مبارکباد
.jpg)