تبليغاتX
کرمان خبر

کرمان خبر

خبر و عکس

نوستالژی فعالیت سیاسی در دانشگاه

وحید قرایی

سال 1379و زمانی که هنوز در دانشکده فنی سیرجان دانشجو بودم در شرایط سیاسی آن دوره،  احساسی در من و تعداد دیگری از دوستانم به وجود آمده بود که باعث شد برای حضور فعال تر در عرصه اجتماعی- سیاسی کشور اقدام به تاسیس واحدی از انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان در دانشکده سیرجان کنیم.

یادم می آید که در آن سال آنقدر شور و تکاپو در جمع دانشجویان کشور بود که حتی دانشکده 300-400   نفری آن زمان سیرجان هم برای خودش صاحب یک انجمن فعال سیاسی شود، دانشکده را از حالت تک قطبی برای فعالیتهای فرادرسی دانشجویی خارج کند، به مطالبات صنفی بپردازد، نشریه منتشر کند و حتی این انجمن تریبون آزاد برگزار کند و در انتخابات هشتم ریاست جمهوری حضور فعال داشته باشد.شاید محیط آن روز جامعه و دانشگاه، نوع نگاه مسئولان دانشگاه به فعالیتهای سیاسی و پذیرش یک تنوع حداقلی آرا و نظرات باعث می شد که از وجود انجمن اسلامی دانشجویان که سعی می کرد خود را بخشی از دفتر تحکیم وحدت آن زمان معرفی کند استقبال شود و حتی انتخاباتی قابل توجه برای آن برگزار شود.

آن روز ها اگر از فعالیت سیاسی هم در دانشگاه نگرانی داشتیم ربطی به نوع نگاه مسئولان دانشگاه و وزارت علوم دولت خاتمی نداشت و کسی از این موضوع نگرانی نداشت که فعالیت سیاسی و حتی شرکت در تجمعات سیاسی دانشجویی و نوشتن مطالب سیاسی در نشریات دانشجویی،  او را از ادامه تحصیل در مقطعی بالاتر باز دارد و اتفاقا بسیاری از دانشجویان فعال سیاسی آن زمان اکنون یا در حال تحصیلات تکمیلی اند یا آن را به پایان برده اند.... 

مدتی است که از آن روزها گذشته است و وضعیت به کلی دگرگون شده است. این بار اتفاقا بیشتر نگرانی فعالان سیاسی دانشجویی از برخوردهای دانشگاهها و وزارت علومی است که قرار بوده حامی دانشجویان در قبال برخوردهای خارج از دانشگاه باشد. خبرهای بدی به گوش می رسد. به دانشجویان ستاره میدهند! و براساس فعالیتهای سیاسی و شرکت در تجمعات و انتشار مطالب منتقدانه سیاسی در نشریات آنها را یا به سختی بعد از قبولی در آزمون کارشناسی ارشد به دانشگاه راه می دهند و یا اصلا راه نمی دهند!

آیا قرار است سکوتی مطلق از صدای منتقدان بر دانشگاهها حاکم شود و کسی جرات فعالیت در تشکلهای سیاسی خصوصا منتقدان دولت را نداشته باشد... ؟

چند وقت پیش شنیدم انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده سیرجان که با استقبال قابل توجه دانشجویان یک دانشکده 300-400 نفری در سال 1379 تاسیس شد به حالت تعطیل درآمده و کمتر کسی حاضر می شود فعالیتی در آن داشته باشد در حالیکه جمعیت دانشجویان این دانشکده بیش از 3000 نفر است. شاید حق با دانشجویان این دوره باشد...آنها مشتاقند که بدون نگرانی تحصیلشان را به پایان برسانند و بدون ستاره تحصیلات تکمیلی خود را دنبال کنند...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 22:6  توسط وحید قرایی  | 

برای ورود به دانشگاه پیام نور کرمان از خندق عبور کنید!!

مدت مدیدی است که دانشجویان دانشگاه پیام نور کرمان برای رسیدن به دانشگاهشان بایستی از خندقی که در مقابل دانشگاه است عبور کنند.

این خندق قرار است بخشی از یک پروژه راهسازی در این مسیر باشد که هنوز به سرانجام نرسیده است. اعتراضات و درخواستهای دانشجویان هم برای بهبود وضعیت که به جایی نرسیده است. از مسئولان شهر کرمان خواهشمندیم یک بار هم که شده بدون اتومبیل از این مسیر عبور کنند تا هم سختی آن را ببینند و هم در آستانه فصل بارندگی فکری به حال آن بکنند.

وجود چنین وضعیتی آن هم مقابل یک دانشگاه پر جمعیت در شهر کرمان اصلا صورت خوشی برای بینندگان ندارد...

یک مسیر برای عبور دانشجویان!

مسیر دیگر برای عبور دانشجویان...یا همان خندق!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 16:40  توسط وحید قرایی  | 

هوشنگ مرادي کرماني براي همه قصه مي نويسد

 

نام هوشنگ مرادي کرماني خاطره قصه هاي مجيد را زنده مي کند. نوجواني حاضر جواب که با ماجراجويي ها و سادگي هاي خود مخاطب را شيفته خود و آن زبان شيرين اصفهاني مي کند.

 نوجواني که دوست دارد دنيا او را شاعر بداند و او و دغدغه هايش را بفهمد. اين همه مخلوق ذهن کودکانه هوشنگ مرادي کرماني، نويسنده کرماني و خونگرمي است که او نيز درست مثل آدمهاي داستاني اش از نوعي سادگي و خوي ملايم و اميدوار به آينده برخوردار است. هوشنگ مرادي کرماني اگرچه حالا در تهران ساکن است اما متولد روستايي به نام سيرچ است.

تا سيزده سالگي فرصت داشت كه پا به پاي طبيعت بدود و در ميان دشت و رودخانه ذهن خود را آماده پردازش آثاري کند که تا ساليان دور در ميان مخاطبان کودک و بزرگ دست به دست بپرخد. خودش مي گويد:« بين راه مدرسه تا خانه ما، رودخانه اي بود كه هنگام بارندگي شديد، طغيان ميكرد و پا را با خود مي برد و خود به خود مدرسه براي ما تعطيل مي شد. ولي بچه هاي آن طرف رودخانه، مجبور بودند به كلاس بروند. آنها هميشه آرزو مي كردند كاش خانه هايشان در كنارخانه هاي ما بود و از اينكه چنين كاري ممكن نبود، ناراحت بودند.

 ما هم مدام سربه سرآنها مي گذاشتيم.» آدمهاي مرادي كرمان همگي ساده و بي پيرايه هستند. آدمهايي که صداقت و سادگي و محروميت آنها را دور هم گردآورده است تا بيشتر درباره هم بدانند و بيشتر يکديگر را بفهمند. مرادي كرماني که در روستايي از توابع بخش شهداد كرمان متولد شده و تا كلاس پنجم ابتدايي در آن روستا درس خواند، در نوجواني عازم کرمان مي شود.

 

دوره دبيرستان را در يكي از دبيرستان‌هاي شهرستان كرمان گذراند و سپس وارد دانشگاه شد. و دوره دانشكده هنرهاي دراماتيك را در تهران گذراند و در همين مدت در رشته ي ترجمه زبان انگليسي نيز ليسانس گرفت. او فعاليتهاي هنري خود را از سال 340 ۱با راديو كرمان آغاز كرد و بعد اين فعاليت را در تهران ادامه داد. نويسندگي را از سال 1347 با مجله خوشه آغاز كرد سپس قصه هاي مجيد را براي برنامه «خانواده» راديو ايران نوشت. همين قصه ها، جايزه مخصوص «كتاب برگزيده سال1364» را نصيب وي ساخت. کتابهاي هوشنگ مرادي کرماني به زبانهاي مختلف: آلماني، انگليسي، فرانسوي، اسپانيايي، هلندي، عربي و ارمني ترجمه شده است و چندين فيلم از آثار او ساخته شده است. آثار ترجمه شده او جوايزي را از مؤسسات فرهنگي و هنري خارج از كشور به دست آورده است. از جمله:جايزه دفتر بين المللي كتابهاي نسل جوان ، IBBY و جايزه ي جهاني هانس كريستين آندرسن. برخي از آثار او به اين شرح هستند: قصه هاي مجيد، بچه هاي قاليباف خانه، نخل، چکمه، خمره ، مشت بر پوست، تنور، کوزه، مهمان مامان، شما که غريبه نيستيد و مرباي شيرين.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 18:37  توسط وحید قرایی  | 

اداره کل ارشاد استان کرمان، لیست خبرگزاریهای معتبر را کوتاه تر کرد

در حالیکه وزارت ارشاد دولت احمدی نژاد در نامه  ای به مطبوعات، خبرگزاري ها ی "ايرنا، ايسنا، فارس، ايپنا، ميراث، شانا، ايكنا، شبستان، باشگاه خبرنگاران جوان، ايانا، ايونا، مركز اطلاع رساني فلسطين، واحد مركزي خبر، ايلنا، مهر، پانا، شبكه خبر دانشجو، موج، آنا، ايتكا، قدس، سينا، ايسكا نيوز و ايسجا" را معتبر و دارای مجوز دانسته است، اداره کل ارشاد استان کرمان حتی همین لیست خبرگزاری ها را برای معرفی به مطبوعات محلی کرمان تعدیل کرده است!

در فاکس اداره کل ارشاد استان کرمان به مطبوعات محلی، خبرگزاریهای معتبر تنها "ايسنا، فارس، ايپنا، ميراث،  ايكنا، ايلنا، مهر، موج و قدس"معرفی شده اند و مطبوعات محلی را برای جلوگیری از تبعات غیر معتبر بودن منابع اخبار از استفاده از اخبار آنها برحذر داشته است!

این در حالیست که در لیست ارشاد کرمان حتی نام "ایرنا" که خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی است نیز به چشم نمی خورد!

معلوم نیست این اشتباه تایپی و فراموشی نگارنده نامه بوده و یا اختیاراتی برای تعدیل لیست خبرگزاریهای مورد تایید وزارت ارشاد به اداره کل ارشاد اسلامی کرمان داده شده است؟! 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 14:47  توسط وحید قرایی  | 

تقدیم به انوشه انصاری اولین فضانورد ایرانی/ کارتونی از کیوان زرگری

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 7:31  توسط وحید قرایی  | 

کارتهایی برای تذکر...

نیروی انتظامی در کرمان اقدام به توزیع کارتهایی نموده است که در آن در مورد بدحجابی برخی خانمها در شهر تذکر داده شده است.

در این کارتها قوانینی که به استناد آن با موارد بد حجابی برخورد می شود نیز قید شده است.

اما سوال اینجاست که حد ومرز بدحجابی و یا نداشتن حجاب شرعی چگونه تعیین می شود و در حالیکه هنوز معیارهای بدحجابی به روشنی معین نشده بدحجابهای جامعه ایران کدامها هستند؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 0:17  توسط وحید قرایی  | 

اطلاعيه انجمن صنفي درباره توقيف روزنامه شرق، ماهنامه هاي نامه‌‏، حافظ و خاطره

انجمن صنفي درباره توقيف روزنامه شرق ، ماهنامه هاي نامه‌‏, حافظ و خاطره اطلاعيه صادر كرد.
 در اين اطلاعيه آمده است:
در هفته گذشته مجددا توقيف دامن‌‏گير 4 نشريه شد و صدها تن از همكاران مطبوعاتي ما از حق اشتغال خود محروم شدند . متاسفانه ناامني شغلي در صنف روزنامه نگاران اين كشور طي سال هاي گذشته از وضع هشدار دهنده نيز عبور كرده و نه تنها روزنامه هاي مستقل , بلكه دامن‌‏گير نشريات دولتي هم شده است مشكل روزنامه نگاران و مطبوعات ما بيش از آنكه يك نظام حقوقي محدود نگر باشد , برخوردهاي سليقه اي و غلبه تفاسير سياسي بر راهكارهاي روشن حقوقي است به طوري كه چشم‌‏انداز اشتغال در اين صنف را مبهم و مكدر مي‌‏سازند.
سوال اساسي كه دولت محترم بايد پاسخ دهد اين است كه حد و مرزهاي روزنامه نگاري مستقل و آزاد و بالنتيجه معنا يافتن جريان آزاد اطلاعات و تحقق رسالت‌‏هاي مطبوعاتي و روزنامه نگاري از نظر مسوولان كجاست؟
متاسفانه به نظر مي رسد روندي كه در گذشته توسط دستگاه قضايي دنبال مي شد اينك در احكام هيات نظارت تجلي دارد، احكامي كه از نظر قاطبه حقوقدانان با روح قانون اساسي و حتي احكام عادي فاصله زيادي دارد. متاسفانه در وضعيت كنوني "حكم توقيف " يك نشريه , به منزله شديدترين حكم , به قدري آسان صادر مي شود كه شائبه غلبه نگاه سياسي بر نگاه‌‏هاي حقوقي و قانوني را تشديد مي كند .
در مورد توقيف اخير مطبوعات بايد گفت كه به طور كلي اجراي اختيارات مندرج در تبصره ماده 12 قانون مطبوعات كه مورد استناد هيات نظارت بر مطبوعات قرار گرفته است بايد مقيد به شرايط و اصول حقوقي باشد. چنانچه هيات نظارت بر مطبوعات بدون رعايت اصول اوليه‌‏اي از قبيل ابلاغ موارد تخلف به نشريه و ايجاد امكان پاسخ و دفاع صرفا براساس نظر و برداشت شخصي اعضاي هيات نظارت اقدام به توقيف كند‌‏ اصل 168 قانون مطبوعات به طور كامل تعطيل خواهد شد و در نتيجه امنيت حرفه‌‏اي مطبوعات و روزنامه نگارران عميقا مخدوش مي شود .
انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران ضمن همدردي با همكاران نشريات توقيف شده از احكام اخير هيات نظارت بر مطبوعات مبني بر توقيف نشريات شديدا ابرا تاسف مي كند و آنها را در تضاد با اصول استقلال حرفه‌‏اي و امنيت شغلي همكاران دانسته , بر لغو توقيف آنها و تجديد نظر در رويه غير موجه فعلي تاكيد مي كند و به مسوولان مربوطه در خصوص تفاسير مضيق و يا سليقه‌‏اي از قوانين موضوعه تذكر مي دهد و اميدوار است اين روند غير اصولي هر چه سريع‌‏تر متوقف شود .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 8:41  توسط وحید قرایی  | 

در آرزوی خوب دیدن/ کارتونی از جمال رحمتی

کاش می شد مسائل رو از زوایای مختلف ببینیم.......

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 10:24  توسط وحید قرایی  | 

دبیر جبهه مشارکت منطقه کرمان :

فضای سیاسی حاکم بر جامعه باعث شده تا نگاه مردم ، دوباره به اصلاحات معطوف شود

فضای سیاسی حاکم بر جامعه ، بسیاری از مردم ایران را به مسائل کشور آگاه کرده است و باعث شده تا نگاه مردم ، دوباره به اصلاحات معطوف شود و از این بابت از اصولگرایان تشکر می کنم .

دکتر محمدرضا کریمی دبیر جبهه مشارکت منطقه کرمان با بیان این مطلب در گفتگو با ایسنا منطقه کویر گفت : سید محمد خاتمی ، رهبر اصلاحات ایران ، اهدافی عالی برای توسعه سیاسی ، اقتصادی کشور داشت اما افراط و تفریط های باعث شد تا مسیر اصلاحات به اینجا ختم شود .

وی افزود : مواضع اصلاح طلبان واقعی ، خردگرایی ، منطق ، توجه به مردم و تبلوری از اندیشه های امام  راحل(ره) بوده است .

دکتر کریمی خاطرنشان کرد : چهره هایی که در دوران اصلاحات خود را در پوشش اصلاح طلبان در آوردند و به کلی مواضع اصلاح طلبان برایشان معنا نداشت اکنون برای مردم شناخته شده اند .

دبیر جبهه  مشارکت منطقه کرمان در ادامه گفت : در استان کرمان نیز بسیاری از افراد در پوشش اصلاح طلبان ظاهر شدند و خود را پرچم دار اصلاحات در استان معرفی کردند و سیاست های غلط همین آقایان باعث شد تا اکنون اصلاحات جایگاه واقعی خودش را در استان کرمان از دست داده باشد .

وی افزود : همین افراد بدون اعتقاد به توسعه سیاسی ، به خیلی ها میدان ندادند و یک گروه خاص را بر فضای سیاسی استان حاکم کردند و اکنون اصلاح طلبان واقعی ، چوب عملکرد همان آقایان اصلاح طلب نما را می خورند .

دکتر کریمی گفت : دوستی دنیا نه تنها باعث شد تا آنها دوست و یار واقعی اصلاحات نباشند بلکه موجب شد تا خیلی ها  نسبت به اصلاح طلبان بدبین شوند .

وی افزود: متاسفانه استان کرمان در همه دهه ها از یک نوع استبداد سیاسی رنج برده است و همیشه با تغییرات سیاسی کشور ، فضای مدیریتی استان در زیر چتر گروه خاصی قرار گرفته است  و با این روش ما هرگز به موفقیت نخواهیم رسید .

این فعال سیاسی خاطر نشان کرد : رویکرد مردم ایران اطلاح طلبانه بوده ، هست و خواهد بود.

وی توهین باب شده به شخصیت های بزرگ انقلاب اسلامی ، در ماههای گذشته در کشور را تقبیح کرد و افزود : توهین به شخصیت های بزرگ انقلاب همیشه در مقاطع خاصی صورت گرفته است و این نشان دهنده این است که جریانات فوق برنامه ریزی شده ، مغرضانه و هدفمند صورت می گیرد .

دکتر کریمی افزود : توهین به شخصیت های نظام توهین به اصل نظام است و دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران باید با برنامه ریزان این امر که در صدد تضعیف نظام هستند برخورد کند .

دبیر جبهه مشارکت منطقه کرمان در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه آیا در انتخابات آتی خبرگان رهبری و شورهای اسلامی ، حزب مشارکت در کرمان کاندیدا معرفی می کند یا خیر ؟ گفت : در انتخابات خبرگان رهبری بنا به دلایلی ، کاندیدا معرفی نمی کنیم اما در انتخابات شوراهای اسلامی به احتمال زیاد حزب مشارکت در کرمان کاندید معرفی می کند .

دکتر کریمی وضعیت کنونی طرفداران این حزب در استان کرمان را امیدوار کننده دانست و گفت : در آینده ای نزدیک اعضای شورای مرکزی حزب مشارکت ایران اسلامی به این استان سفر خواهند کرد و تشکیلات این حزب درکرمان سامان می یابد .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 21:52  توسط وحید قرایی  | 

گزارشی از وضعیت بازسازی بم

شهری که هنوز زیر آوار مانده است

وحید قرایی

انگار شهر بم را هنوز به طور کامل از زیر آوار بیرون نکشیده اند. پویایی و نشاط کاملا به شهر باز نگشته و نخاله ها و آوارهای باقی مانده از زلزله دی ماه 1382 در بسیاری از مناطق شهر روی هم تلنبار مانده اند. در شهری که قرار بود آباد تر و زیبا تر از قبل برای مردمانش ساخته شود هنوز می توان بوی آوارهای زلزله را به خوبی استشمام کرد.

 پرویز داوودی معاون اول رییس جمهور نیز که چندی پیش به بم سفر کرده بود روند بازسازی را کند ارزیابی کرد. او  گفت:" در حالی که تلاش بسیار خوبی از سوی مدیران استانی صورت می گیرد اما نواقص کار بسیار بالا بوده و سرعت انجام عملیات بازسازی کافی نیست." این همان حرفی است که شهروندان بمی هم می گویند. آنها معتقدند آن طور که از سوی دولت وعده داده شد و آن طور که گفتند، هنوز در بازسازی، شهر بم به نقطه مطلوب نرسیده است.شهروندان بمی از آوار مشکلاتی که بعد از زلزله روی دوششان مانده است خسته هستند...

منتقدان

در همان روزهایی که آمارها در مورد بازسازی بم توسط دولت جدید ارائه می شد و انتقادات بمی ها در مورد روند بازسازی به حساب عمق ویرانی ها و برخی توقعات بیش از حد شهروندان گذاشته می شد اعضای یک انجمن غیر دولتی که تحصیلکرده های شهر بم آن را تشکیل داده اند به تشریح دلایل انتقادات خود از روند بازسازی بم پرداختند.

مهندس کامکار مدیر کارگروه عمران این انجمن با انتقاد از کند شدن روند بازسازی بم گفت: "هزینه های این کندی حرکت را مردم بم می پردازند."

وی تصریح کرد:" قیمت تمام شده هر متر مربع ساختمان در سال 83 در شهر بم حدود 140 هزار تومان بود که تورم موجود باعث شده است قیمت تمام شده به متری 200 هزار تومان برسد که افزایش قیمت فولاد و آهن نیز بر این موضوع اثر بد زیادی گذاشته است ."

کامکار در ادامه با اشاره به آمار رسمی ستاد بازسازی بم در مورد صدور پروانه های ساختمانی گفت:" اگر این آمار صحت داشته باشد تا پایان 85 بازسازی کامل شهر بم برخلاف و عده های داده شده عملی نخواهد شد ."

وی در مورد واحد های تجاری نیز گفت:" تعداد معدودی واحد تجاری از حدود 5 هزار واحد تجاری به طور کامل ساخته شده است که آمار جالب توجهی نیست ."

کامکار تاکید کرد:" نگران این هستیم که بگویند بازسازی بم تمام شده است اما این اتفاق نیفتاده باشد." این عضو انجمن حامی بم در ادامه گفت:" سیستم نظارت بر استحکام ساختمان نیز به خوبی عمل نمی کند و بخشی از ناظرین ساخت و سازها خودشان در بم پیمانکارند که باعث ایجاد و اختلاط کاری ، کندی کار و سوار شدن هزینه های اضافی بر مردم بم شده است ."

مهندس کامکار پیشنهاد کرد:" سقف وام اعطایی برای بازسازی به مردم بم حداقل 5 میلیون تومان افزایش یابد ، دوره تنفس وام های پرداختی قبلی تمدید شود، رئیس جمهور اگر به بم آمد وقت بیشتری صرف بازدید از مناطق مرکزی شهر بم بکند و نیروی کار فعال و فنآور برای تداوم بهتر روند بازسازی به شهر بم جذب شود."

مدیر کار گروه کشاورزی و محیط زیست انجمن حامی نیز گفت:" بعد از هر زلزله مخرب ، مدیریت بحران وظیفه ای مهم در جمع آوری به موقع نخاله های ساختمانی دارد که متاسفانه این مورد در بم به صورت مطلوب کامل انجام نشد."

مهندس جزینی زاده،  تصریح کرد:" اکثر نخاله های ساختمانی روی سفره های آب زیر زمینی تخلیه شده و تخلیه این نخاله ها در نزدیکی مناطق مسکونی ضمن بر هم زدن چشم اندازهای طبیعی،  مشکلات بهداشتی به وجود آورده است. علاوه بر این تخلیه این نخاله ها در مسیر باد های غالب شهر بم، هزینه های بهداشتی زیادی بر مردم تحمیل کرده است."

مدیرکل سابق محیط زیست استان کرمان در ادامه گفت:" حدود 227 واحد صنعتی ، تولیدی و خدماتی روی سفره آب شرب بم ساخته شده است که روزانه 6900 لیتر فاضلاب را وارد آب های زیر زمینی منطقه می کند."

مهندس جزینی  زاده با اشاره به اینکه در بسیاری واحد های ساخته شده حتی " سپتیک تانک " نیز وجود ندارد گفت:" یکی از زیر ساخت های اصلی، حفظ سلامت مردم است و یکی ا زخواسته های عمده مردم بم این است که سیستم تصفیه فاضلاب بم اجرا شود اما تا کنون این اتفاق نیفتاده است."

وی هشدار داد:" ذرات معلق در برخی مناطق بم بسیار بیش از حد استاندار است که باعث افزایش بیماریهای تنفسی شده است و باید خاک روبی و جمع آوری نخاله های ساختمانی در بم به نحوه بهتری انجام شود."

دکتر نیکیان یکی از متخصصان بهداشتی انجمن حامی نیز گفت:"هنوز هزاران تن آوار در شهر بم وجود دارد و اگر مردم خودشان مشارکت کنند، در امر تخلیه نخاله ها و رسیدن به وضعیت مطلوب بهداشتی موفق تر خواهیم بود."

وی با اشاره به اینکه آب سالم  آشامیدنی در شهرها و روستاهای بم باید تامین شود گفت :"به دلیل عدم اتمام روند بازسازی، بایستی در شهر و روستاهای زلزله زده حمام و توالت بهداشتی ایجاد شود، زباله ها به صورت منظم جمع آوری شود و بر بهداشت مواد غذایی نظارت ویژه شود." وی همچنین افزود:"مبارزه جدی تر با بیماری سالک و دفع حشرات موذی باید در دستور کار قرار گیرد و بیماری های روانی و اعتیاد خصوصا در میان جوانان بمی کنترل شود که روند نگران کننده ای یافته است."

مسئول کارگروه امنیت انجمن حامی بم گفت:"برای ایجاد امنیت روانی برای شهروندان بمی باید ابتدا امنیت فیزیکی ایجاد کرد و تا زمانی که شهر به طور کامل بازسازی نشود و حدود ان مشخص نشود این امنیت حاصل نمی شود."سرهنگ افشار افزود:"علاوه بر آن باید برای شهروندان، شغل و درآمد ایجاد شود تا کارهای خلاف کاهش یابد ضمن اینکه نیروی انتظامی نیز باید در مناطق مختلف حضور پر رنگی داشته باشد تا احساس امنیت بیشتری نیز در بم فراهم شود."

اما چندی پیش از سوی یکی از اعضای انجمن حامی بم  صحبتی از طرف یکی از نمایندگان استان کرمان در مجلس نقل شدکه هیچگاه کسی با وجود انعکاس در نشریات کرمان آن را تکذیب نکرد و می تواند برای بسیاری از کسانی که روند بازسازی شهر بم را دنبال می کنند جالب توجه باشد: "تا کنون به ازاء هر خانواده بمی 50 میلیون تومان اعتبار به بم آمده است ."

وی در این مورد افزوده بود:"اگر از این پول 30 میلیون تومان به هر خانواده بمی می دادند و 20 میلیون تومان نیز خرج زیرساختها می شد ، اکنون شهر از نظر بازسازی کامل شده بود . مسئولان کشور باید در این زمنیه پاسخ شفاف بدهند تا دیوار های بی اعتمادی میان مردم و مسوولان بلند تر نشود."

مسوولان

این اظهارات در حالی است که مسوول ستاد بازسازی بم بدون اینکه در مورد انتقادات بسیاری از شهروندان بمی در زمینه روند بازسازی توضیح دهد می گوید:" : ۲۵ هزار واحد روستایی و ۱۳ هزار واحد شهری تا پایان امسال در بم ساخته و تحویل داده می شود."

نصرالله دهقانی می افزاید:" ۲۵ هزار واحد روستایی تا پایان سال ۸۴ ساخته و تحویل شد. همچنین از مجموع احداث ۲۵ هزار واحد مسکونی در بم تا کنون ۱۲ هزار واحد احداث شده است."وی در خصوص میزان پیشرفت عملیات ساخت و تحویل واحدهای شهری و روستایی بم، خاطرنشان می کند:" مجموع پروژه های عمران شهری و روستایی بم تا کنون ۷۶ درصد پیشرفت داشته و پیش بینی می شود اجرای این پروژه ها تا پایان امسال ۹۷ درصد پیشرفت کمی و کیفی داشته باشد."

رئیس ستاد بازسازی مناطق زلزله زده بم به پیشرفت ۷۵ درصدی این ستاد در رابطه با بازسازی و احداث ساختمان های اداری اشاره کرد ه و می گوید:" خوشبختانه روند توسعه کمی و کیفی در این بخش قابل قبول بوده است."

دهقانی مهمترین مشکل ساخت و ساز در بم را نوسانات قیمت آهن می داند:" با توجه به تلاش‌های صورت گرفته در بخش عرضه و فروش مصالح ساختمانی با قیمت مصوب اما همچنان بالا بودن قیمت آهن عمده ترین مشکل ساخت و ساز در این شهر است."

اما وی در رابطه با احداث راه های درون شهری و برون شهری اظهار می دارد :" تا کنون در زمینه احداث جاده‌های برون شهری کار جدی صورت نگرفته و به لحاظ عمران درون شهری نیز همچنان از برنامه تفصیلی عقب هستیم."

رئیس ستاد بازسازی مناطق زلزله زده بم با اشاره به پیشرفت فیزیکی بخش آموزش در بم عنوان می کند:" با اعتبارات تخصیص یافته به این بخش، تا فرا رسیدن سومین سالگرد وقوع زلزله بم به پیشرفت ۱۰۰ درصدی در بخش آموزشی دست پیدا خواهیم کرد."

 در این میان دهقانی روند توسعه کمی و کیفی فضاهای بهداشتی در بم را کند می داند و پیش بینی می کند تا ۱۰ سال آینده فضای بهداشتی مورد نیاز برای ارایه خدمات به ساکنین بم احداث شود."

در این حال وزیر مسکن و شهرسازی، وعده داد تا پایان امسال 25 هزارمین واحد مسکونی شهرستان بم به بهره برداری برسد.

محمد سعیدی کیا در مراسم افتتاح 12هزارمین واحد مسکونی بم ، اظهار داشت: "روند بازسازی بم تا حد قابل قبولی پیشرفت داشته و امیدواریم بخش اعظم پروژه های عمرانی این شهرستان که طی دو سال اخیر نیمه کاره مانده و یا در دست احداث است ، به مرحله اجرایی و بهره برداری برسد."

وزیر مسکن و شهرسازی همچنین اعلام کرد: "با توجه به طولانی شدن زمان به نتیجه رسیدن بسیاری از طرح های عمرانی ، تا پایان امسال ساخت و بازسازی واحدهای مسکونی و تجاری شهرستان بم و بروات به اتمام می رسد."

سعیدی کیا، با اشاره به تعویق چند ماهه اجرای پروژه های عمرانی بم، اظهار داشت:"متاسفانه به علت عدم تخصیص اعتبارات برخی از پروژه های عمرانی بم که می بایست تا الان به مرحله بهره برداری می رسید، به حالت معلق درآمده و زمان بهره برداری از آن به طول انجامیده است."

وزیر مسکن و شهرسازی تصریح کرد:"هم اکنون 47 درصد کل پروژه های ساخت واحدهای مسکونی در بم به پایان رسیده و شناسنامه فنی مهندسی برای اکثر واحدها صادر شده است."

معاون اول رئیس جمهور نیز در سفر یک روزه خود به شهرستان بم ، خواسته های جمعی مردم این شهرستان را به رغم تناقض با ضوابط و مقررات ، به حق دانست و گفت:" حق همیشه با مردم است ، بنابراین تقاضاهای جمعی شهروندان باید مورد به مورد بررسی و تا حد امکان مساعدت شود."

پرویز داودی در جلسه ستاد بازسازی مناطق زلزله زده بم روند بازسازی مناطق آسیب دیده بم را امیدوارکننده دانست و افزود: "در حالی که تلاش بسیار خوبی از سوی مدیران استانی صورت می گیرد اما نواقص کار بسیار بالا بوده و سرعت انجام عملیات بازسازی کافی نیست."وی با اشاره به سفرهای استانی دولت نهم ، اضافه کرد:" فکر ایجاد عدالت اقتصادی و تمرکز زدایی منابع از برخی شهرها به تمامی استانها منجر به ایجاد روحیه تلاش و خدمت گذاری بدون توقف مسئولان در استان ها شده و امروز بعد از گذشت یک سال از عملکرد دولت نهم قدم های مثبتی در جهت کاهش محرومیت زدایی از بسیاری از استان ها برداشته شده است."

اما استاندار کرمان در زمینه بازسازی بم از مسولان دیگر خوش بین تر به نظر می رسد. عبدالمحمد رئوفی نژاد با اشاره به عملکرد قابل قبول دولت نهم در بازسازی و احیای شهرستان بم، می گوید:"خوشبختانه با وفاق ، همدلی و همکاری تنگاتنگ مدیران استانی و شهرستانی بم و سفر استانی مسئولان مربوطه به این شهرستان، امروز مشکل عمده ای در بحث بازسازی بم وجود ندارد".

وی می افزاید:" تا کنون 27 هزار واحد مسکونی در بم احداث شده ، به گونه ای که 76 درصد پروژه های عمرانی تکمیل ، بازسازی و ساخته شده است."

وی با اذعان بر اینکه حق یک نفر هم در شهرستان بم و بروات در بحث زلزله و بازسازی پایمال نشده است ، تصریح می کند:"اگر کسی هم نسبت به احقاق حقوق خود در این زمینه معترض بوده باشد ، به دلیل انتظارات مضاعفی است که نسبت به دریافت تسهیلات ارایه شده دارد."

استاندار کرمان در رابطه با میزان پیشرفت در بازسازی بم و ارایه خدمات شهری ، عنوان می دارد: "تاکنون 76 درصد پروژه های شهری تکمیل و بازسازی شده و نیز در بخش خدمات شهری 83 پیشرفت حاصل شده که در قالب 23 پروژه در بم و بروات دنبال می شود."

وی ، تامین گاز مورد نیاز شهروندان بم را از مهم ترین اولویت های پروژه های عمرانی دانسته و می گوید:"طی درخواست های مکتوب شهروندان به استانداری و ستاد بازسازی شهرستان بم ، امیدواریم همزمان با اجرای پروژه های آب و برق ، خط انتقال گاز را از ماهان به بم ایجاد کنیم."

رئوفی نژاد در خصوص پروژه جاده های برون شهری بم ، یادآور می شود: "رسیدگی به وضعیت باند دوم جاده بم - کرمان از مهم ترین برنامه های این ستاد است ، چرا که میزان تلفات در این جاده بسیار بالا بوده و باید هر چه سریع تر معضلات این بخش رفع شود. همچنین جاده های کرمان - بم و بم - رستم آباد در آینده نه چندان دور اصلاح می شود."

شهروندان

شهروندان اما در این میان اکثرا از وضعیت حرکتی بازسازی بم رضایت کامل ندارند. یکی از این شهروندان می گوید:" روند بازسازی شهر بم با گذشت بیش از 2 سال بسیار کند پیش می رود و با وجود مبالغ هنگفتی که در طی همان روزها از کمک های داخلی و بین المللی جمع آوری شد٬ اما هنوز هم مردم بم در سختی و تنگنا قرار دارند."

 او می افزاید:" بنا به گفته وزیر مسکن و شهرسازی و اظهار امیدواری ایشان در نشست ستاد بازسازی بم٬ بازسازی شهر در انتهای سال 1385 پایان می یابد اما با توجه به اظهار نظر برخی مسئولین دیگر و آنچه که می بینیم در مورد بازسازی به موقع بم دچار شک و تردید می شویم."

یکی دیگر از شهروندان، مدیریت چندگانه در شهر بم و نبود نماینده ای از بم در مجلس را دلیل کندی در روند بازسازی این شهر می داند و معتقد است:" دولت و مجلس باید با مدیریت صحیح به این چندگانگی در مدیریت شهر انسجام بخشند."

او می افزاید:"نکته قابل توجه در اینجاست که مدیریت های چندگانه٬ با وجود همگرایی دولت و مجلس چگونه شکل می گیرد؟ چه کسانی یا ارگان هایی باعث می شوند تا روند بازسازی بم کند باشد و چرا برخورد نمی شود؟"

یک خبرنگار فعال در شهر بم نیز می گوید:"یکی از مشکلاتی که ذهن مردم را درگیر کرده است صحبتهای برخی از مسوولین است که از شهر بم بازدید می کنند. به عنوان مثال معاون اول رییس جمهور در در سفر اخیر خود به بم در گفتگو با شبکه خبری استان کرمان می گوید « به تمامی درخواستهای مردم بم رسیدگی شده است.» شهری که با توجه به موقعیت بحرانی می بایست بیش از این مورد توجه مسولان قرار می گرفت با چنین صحبتهایی به سمت فراموشی سوق داده می شود و احساس می شود که مشکلات آن حل شده است در حالیکه رسیدگی به مشکلات مردم بم با وضعیت فعلی به این سادگی نخواهد بود."

یکی از مشکلات دیگری که عنوان می شود افزایش قیمت آهن آلات، مصالح ساختمانی و دستمزد پیمانکاران و کارگران است است.شهروندی می گوید:"بیشتر وامی که می گیریم صرف پرداخت به پیمانکار و کارگران و خرید آهن با قیمت بالا می شود. قیمت ها متغیرندو این بی عدالتی محرز در بم به عینه دیده می شود. مسولان باید به فکر چاره باشند تا مردم بی گناه بم بیچاره تر از این نشوند."

تحلیلگر

در این مورد دکتر سیامک زند رضوی، جامعه شناس و استاد دانشگاه معتقد است:" در کشور ما یک سیستم مدیریت و برنامه ریزی از بالا به پایین وجود دارد، یعنی در جایی که برنامه ریزی می شود از همان جا برای اجرا ابلاغ صادر می شود، از همان جا نظارت می شود و کسی که برنامه ریزی می کند اساسا ممکن است از واقعیت شناخت خیلی کمی داشته باشد یا اصلا نداشته باشد.در ثانی ساختار اداری کشور به شدت بخشی نگر است. مثلا در بم بعد از وقوع زلزله، کمیته امداد، هلال احمر، بهزیستی وارد یک سری خدمات رسانی شدند. همزمان آموزش و پرورش، مدیریت بانک ها و ادارات مختلف، گروهی را جهت شناسایی اعضای سازمان های خود و کمک می فرستند و هرچند از نظر انسانی حرکت خوبی است اما واقعیت این است که ما یک سیستم امداد اضطراری از پایین مبتنی بر جامعه را طراحی نکرده بودیم و هر اداره ای باید مسئولیت خود را ول می کرد و می رفت دنبال پخت غذا و نصب چادر و رساندن مجروحان به بیمارستان. آیا این کار اصلا در توانش است؟ بماند! خود این دستگاه ها، نگاهشان به سطح بالاترشان است( مثلا اداره شهرستان به استان) در نتیجه این ها نمی توانند هماهنگ عمل کنند. نمونه ساده اش را در شهرهای خودمان می بینید. خیابان ها را دائم می کنند یک بار آب، یک بار برق، مخابرات و  ... این عدم هماهنگی بخشی در شرایط اضطراری خودش فاجعه بار می شود."

او می افزاید:" وقتی اضطرار هم پیش می آید یعنی ارایه خدمات آب، برق، فاضلاب و بهداشت که باید به صورت منسجم در آیند، این بخش ها هر کدام ساز خود را می زنند و نمی توانند هماهنگ شوند."

او تاکید می کند:" کشور ما اساسا کشور «مبتنی بر اقتصاد نفتی است» که به آن کشورهای رانتیر نیز می گویند. ما جزو کشورهایی هستیم که به عوض آنکه در درجه اول به مالیات شهروندان متکی باشد، به درآمدی خارج از مالیات متکی است.این درآمد نوعی سروری و نوعی قدرت به دستگاه های اجرایی می دهد که می تواند نظر و خرد شهروندان را در برنامه ها لحاظ نکند، برای آنکه نیازی به خرد شهروندان ندارند. این دستگاه رانتی، بخشی و به شدت مترکز در شرایط بحرانی به شدت فلج می شود. درعین حال مشکلات بم جدا از مشکلات کشور نیست. فقط در شرایط اضطراری همه چیز به خوبی نمود پیدا می کند، یعنی هر تصمیمی، پیامدش ظرف یک هفته تا یک ماه آشکار می شود و چون در تصمیم گیری ها و هماهنگی های بین بخشی بسیار دشوار است و ما عادت به این نوع هماهنگی ها نداریم و با وجود آنکه هزینه خیلی زیادی صرف شده اما هنوز صورت مساله در برخی مسایل سرجایش باقی مانده است."

وی در پاسخ به این سوال که چرا طبق آمارها میزان مشکلات روان پریشی در بم 2 برابر نرم جهانی آن است می گوید:"اصل داستان برمی گردد به فرآیندی که شهروندان را بی اختیار می کند. انسان زنده مادامی که احساس می کند شرایط زندگی به درجه ای در کنترل خودش می باشد این احساس به او کمک می کند تا به دیگران کمک نماید. احساس شادی کند، با دیگران ارتباط برقرار نماید و اساسا از درون خودش خارج می شود و مسائل دیگران برایش مهم باشد.فرآیندی که در امدادرسانی، اسکان اضطراری و بعدا در اسکان موقت بم انجام شد، مدیریت بحران به سمتی رفت که شهروندان را از فرآیند برنامه ریزی، اجرا، ارزشیابی و تقسیم منابع محروم کند.در روزهای اول استدلال این بود که برای ایجاد امکانات امکان موقت نیروی کافی وجود ندارد، بنابراین از بیرون هم نیرو هم مصالح و هم امکانات وارد شد و حالا هم برای ساختن اقامتگاه دایم، ستاد بازسازی تاکید دارد که شما باید بروید پیمانکار بیاورید، یعنی شما به عنوان یک شهروند برخلاف جاهای دیگر کشور که خودتان راسا مدیریت اقتصادی واحد مسکونی را بر عهده می گیرید با ورود پیمانکار خلع ید می شوید. بی اختیار کردن شهروندان به هر دلیل و به هر درجه، موجب رفتن به درون خودشان است و این موجب می شود بیکاری، روزشان را به بطالت بکشد و برخی نزاع ها، گرایش به اعتیاد و ... صورت پذیرد.روان پریشی، پیامد بی اختیار کردن شهروندان بم بود که به هر دلیل که انجام شده است عوارضش همین است."

**********

ماههای اول که بحث بازسازی شهر بم مطرح بود کسی گمان نمی کرد که کار بازسازی و پویا سازی شهر بم با چالشهایی روبرو شود که منتقدان بسیاری را از میان کارشناسان و شهروندان به اظهارنظرهای مختلف در مورد کم کاری ها و کندی روند بازسازی وادار کند. اما در این میان مشکل بزرگتری ریشه دوانده است که رفع آن به سادگی برای دولتیها ممکن نیست.

آنچه از شواهد و ظواهر امر در بم برمی آید به دلایل مختلف، دیواری از کم اعتمادی و حتی بی اعتمادی بسیاری از شهروندان به بازسازان شهر بم به وجود آمده است که جز با تسریع روند بازسازی و عمل هرچه سریعتر به وعده ها برای ایجاد شهری پویا فرو ریختنی نیست.

شهر بم را باید به طور کامل از زیر آوار زلزله دیماه 82 بیرون آورد...مردم خسته اند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 7:42  توسط وحید قرایی  | 

وزیر مسکن و شهر سازی در بازدید از نمایشگاه گل و گیاه کرمان عنوان کرد:

زندگی آپارتمانی را باید با طبیعت تلفیق کرد

وزیر مسکن و شهر سازی گفت: در شرایط فعلی از زندگی آپارتمانی گریزی نیست اما می توان این نوع زندگی را با طبیعت تلفیق کرد تا شهروندان به صورت مطلوبتری زندگی کنند.

مهندس سعیدی کیا در حاشیه بازدید از نمایشگاه گل و گیاه کرمان افزود: استقبال مردم از از این نمایشگاه و جشنواره نشان می دهد که آنها چنین محیطهایی را دوست دارند و می توان آن را وارد زندگی مردم کرد.

وی افزود: تلفیق محیط طبیعی با زندگی آپارتمانی چیزی نیست که با بخشنامه و دستور عملی شود و مردم و معماران ساختمانها خودشان باید به سمت این تلفیق بروند.

سعیدی کیا با اشاره به اینکه با معماری اصیل و سنتی خودمان فاصله داریم تصریح کرد: یکی از اولویتهای ما تلفیق تکنولوژی نوین و مصالح ساختمانی با معماری و هنرهای سنتی خودمان است که کار در این زمینه را به صورت مشاوره آغاز کرده ایم و قاعدتا رسیدن به وضعیت مطلوب زمان می برد.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 9:14  توسط وحید قرایی  | 

برخورد با شركتهاي هرمي در دستور كار فرماندهي انتظامي كرمان قرار گرفت

معاون آگاهي فرماندهي انتظامي كرمان گفت: برخورد قاطع با شركتهاي هرمي در دستور كار فرماندهي انتظامي اين استان قرار گرفته است.

سرهنگ علي قاضي‌زاده به ایرنا گفت: با توجه به فعاليت گسترده شركتهاي هرمي به ويژه شركت گلدكوئيست در كرمان در همين راستا با اجراي چند عمليات سه شبكه از شركت گلدكوئيست در شهرهاي كرمان و شهربابك شناسايي شدند.

وي افزود: در اين زمينه ‪ ۲۰‬نفر از سرشاخه‌هاي اصلي و اعضاي اين شركت دستگير و براي رسيدگي به اتهاماتشان تحويل مراجع قضايي شدند.

او ضمن هشدار به افرادي كه در پوشش اين شركتها مبادرت به اغفال مردم مي‌كنند، از شهروندان خواست تا فريب اينگونه افراد را نخورند و اطلاعات خود را در اين مورد به مديريت مبارزه با جرايم اقتصادي معاونت آگاهي نيروي انتظامي اطلاع دهند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 13:11  توسط وحید قرایی  | 

تکذیب شایعه سانحه در فرودگاه کرمان

سانحه نبود، تمرین اطفاء حریق بود

در حالیکه سه شنبه گذشته شایعاتی مبنی بر یک سانحه در فرودگاه کرمان دهان به دهان می گشت یک مقام آگاه در فرودگاه کرمان گفت: روز سه شنبه تنها یک تمرین اطفاء حریق در فرودگاه کرمان انجام شده است و سانحه ای در کار نبوده است.

این در حالیست که برخی شهروندان کرمانی می گفتند دود غلیظی را در اطراف فرودگاه کرمان مشاهده کرده اند.این مقام آگاه افزود: برای این تمرین تعدادی لاستیک در نزدیکی فرودگاه آتش داده شد.

به نظر می رسد سانحه هوایی فرودگاه مشهد در ایجاد ذهنیت سانحه در فرودگاه کرمان موثر بوده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 13:2  توسط وحید قرایی  | 

مادرانه/ کارتونی از شیون حسن پور از مهاباد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 8:24  توسط وحید قرایی  | 

یک عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان :

آستانه تحمل دولت بسیار پایین است

یک عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان با انتقاد از توقیف روزنامه شرق و 3 نشریه دیگر توسط هیات نظارت بر مطبوعات آن را در ادامه روند فشار بر منتقدان دولت و روشنفکران دانست .

 حسام سعیدی در گفتگو با خبرنگارایسنا منطقه کویر افزود : در عین حال 70 فعال سیاسی دانشجویی به کمیته های انضباتی دانشگاهها احضار شده اند و این نشان می دهد که استانه تحمل دولت چقدر پائین است .

 وی اینگونه اتفاقات را با رویداد ها ی بین المللی مرتبط با ایران در ارتباط دانست و تصریح کرد : معمولا هر اتفاقی که در حوزه بین المللی افتد بازتابهای داخلی خاصی را ایجاد می کند.

 سعیدی همچنین گفت : باید از دولت پرسید جوابگوی تعطیلی این موسسه بزرگ فرهنگی و در نتیجه بیکاری تعداد زیادی از شاغلین آن کیست ؟

 این فعال  دانشجویی در مورد ارتباط سفر سید محمد خاتمی به آمریکا و تعطیلی روزنامه شرق گفت : در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی ، هر گاه که وی در سفر بود چنین اتفاقاتی می افتاد و گویا آقایان هیات نظارت بر مطبوعات فراموش کرده اند که آقای خاتمی یک سال است که رئیس جمهور نیست !

 سعیدی در ادامه گفت : ظاهرا دولت نهم در تحقق شعار هایش نا کام مانده و بدین صورت فضای رسانه ها را محدود میکند تا کسی خواستار پاسخگویی دولت در مورد تحقق شعار هایش نشود .

 وی در عین حال اضافه کرد : در زمان فعلی کنترل رسانه ها بسیار مشکل شده است و تا زمان طولانی نمی توان به این روند ادامه داد .

  این عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان  اظهار داشت : اصلاح طلبان بایستی به شعار ایجاد جامعه مدنی باز گردند و از پائین به بالا ساختار های جمعی خود را تقویت کنند و اولین قدم باید اصلاح اصلاح طلبان باشد .

 سعیدی در پایان گفت : دولت نهم  با قرار گرفتن در در خط مقدم فشار بر اصلاح طلبان و فعالان ، دگر اندیش شده است و این نشان می دهد که در جریان محافظ کار نیز، دولت رادیکالتر عمل می کند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 8:5  توسط وحید قرایی  | 

رییس کل دادگستری کرمان:

فعالیت شرکتهای تجارت هرمی نظیر کوئیست غیر قانونی است

رییس کل دادگستری کرمان فعالیت شرکتهای هرمی نظیر کوئیست را غیر قانونی خواند و گفت: در صورت گزارش فعالیت چنین شرکتهایی با آنها برخورد جدی می شود.

دکتر تویسرکانی در حاشیه بازدید از نمایشگاه گل و گیاه افزود: بارها تذکر داده ایم که این حرکت از لحاظ اقتصادی و اجتماعی تخریبگر است و آثار سوء زیادی دارد و ما نیز به عنوان دستگاه قضایی مرتکبان چنین اعمالی را مجازات خواهیم کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 7:18  توسط وحید قرایی  | 

نگاهی به وضعیت پرچمهای برافراشته شده در شهر

سبزوسفید وقرمزگم شده اند!

وحید قرایی

شاید این موضوع چندان برای بسیاری اهمیت نداشته باشد.به هر حال ظاهرا وضعیت پرچمهایی که در شهر برافراشته اند نسبت به هزار و یک مشکل از قبیل اعتیاد و فقر و بیکاری و ناامیدی جوانان و... چندان مهم نیست اما مگر می شود به نماد ملی کشورمان بی اعتنا بود. اگر از امروز دقت کنید به راحتی می توانید ببینید که چه بر سر نماد ملی کشورمان که با دیدنش در هر جای دنیا باید کلمه ایران در ذهن ها تداعی شود، آمده است.

به نظرم شکستن اهمیت این موضوع از مدارس شروع می شود که سالی یکبار هم این پرچم در اکثر مدارس نه شسته می شود و نه تعویض. نهادهای دولتی هم که همین وضعیت را دارند و در بسیاری از این مکانها گویی این پرچم برای یک بار افراشتن و فراموش شدن است. ما که هویت اصیل ایرانیمان را کم کم برایمان رنگ باخته است گویی نمادمان را هم باید بگذاریم در هر جا بر می افرازیمش بی رنگ و کثیف و پاره شود.

چند سال پیش در روزنامه ای خواندم گویا در زمانی که سید محمد خاتمی مسئولیت وزارت ارشاد را داشته است وضعیت بد برافراشتن پرچم ایران در مدارس و اماکن عمومی مورد توجه این وزارتخانه قرار می گیرد اما برای اینکه کسی به ناسیونالیسم متهم نشود پیگیر این موضوع نمی شوند!

اما هر چه هست در کنار همه مشکلاتمان باید به یاد بیاوریم هر زمان که قرار است نام ایران را طنین انداز کنیم به همه جهانیان همین پرچم را نشان می دهیم و به سبز و سفید و سرخش افتخار می کنیم...کاش در شهرهایمان نیز بعد از برافراشتنش تقدس آن در خاطرمان می ماند....

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 16:22  توسط وحید قرایی  | 

شرق هم آرمید! /کاری از صالح رزم حسینی(ابو کورش)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 8:32  توسط وحید قرایی  | 

پایان جشنواره چهارم گل و گیاه در کرمان

چهارمین جشنواره گل و گیاه کرمان با حضور گسترده مردم در بوستان مادر به کار خود پایان داد.

به گزارش خبرگزاری شهری کرمان، در مراسم اختتامیه، معاون سیاسی امنیتی استاندار کرمان در سخنانی گفت: از این حرکت زیبا، عبادی و معنوی که شکل گرفت احساس خوشحالی می کنم.

نصرالهی تصریح کرد: فضای ایجاد شده از این جهت قابل تحسین است که روحیه نشاط را برای شهروندان کرمانی به همراه آورده است.

معاون شهری شهردار کرمان نیز با اشاره به اینکه 5/4 هکتار از فضای 14 هکتاری این مجموعه در 53 روز آماده برگزاری جشنواره شده است گفت: قسمت پارک این مجموعه به صورت دائمی پذیرای شهروندان کرمانی خواهد بود.

مهندس شفیعی از تلاش بی وقفه کارگران شهرداری برای آماده سازی این مجموعه تشکر و قدردانی کرد و افزود: در هفته دفاع مقدس چندین پروژه جدید از سوی شهرداری کرمان به بهره برداری خواهد رسید.

افلاطون امیری، عضو شورای شهر کرمان نیز با تشکر از برگزار کنندگان و حامیان این جشنواره گفت: امیدواریم این جشنواره در سالهای آتی به صورت بین المللی در کرمان برگزار شود.

گفتنی است در مراسم اختتامیه، گروه دف نوازی ارفع کرمانی نیز به اجرای برنامه پرداختند و به غرفه های برگزیده نیز لوح تقدیر و تندیس ویژه جشنواره اهدا شد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 6:56  توسط وحید قرایی  | 

توقیف دردناک/ نوشته ای از محمد علی ابطحی

خبر کوتاهی بود. شرق توقیف شد. دلایل مثل همیشه: ۷۰ شکایت مقامات رسمی و غیررسمی که در روزهای تصمیم به کار حقوقی می آید و پشتوانه ی عملیاتی میشود؛ نکته دیگر چندی پیش به خاطر کاریکاتوری که باز هم معتقدبودند به افتخارات ترک زبانان و آذری ها جفا شده است میخواستند شرق را تعطیل کنند.

گویا کسانی هستند که همواره میخواهند ترکها را رویاروی اهل فرهنگ قرار دهند. اگر چنین باشد این از همه ی اهانت ها برای ترکهای با فرهنگ ایران توهین آمیزتر است. بعدا باز هم کاریکاتوری که میگویند به مسائل داخلی و حوزه ریاست جمهوری مربوط استُ دستور تعطیلی روزنامه آمده است. زبان کاریکاتورفهم ویژه ای میخواهد که همیشه کاریکاتوریستها در نهایت قربانی آن بوده اند . از نیک آهنگ تا نیستانی. آخری را هم خدا بخیر کند.

 دلیل فنی تغییر مدیر مسئول هم که بنا به گفته ی مسئولان شرق قابل حل بود. اما جدای از این حرفها، شامه اهالی سیاست بفهمی نفهمی حس میکنند که روزنامه ها نباید از یک حد معینی در جامعه تأثیرگزارتر شوند؛ و در بعضی مسائل هم که اصلاً کسی نباید هیچ نوع اطلاع رسانی انجام دهد. شرق هم تأثیر گزار شده بود و هم تنها رسانه جدی و پرتیراژ مجموعه ای بود که قرار نبود حرفشان شنیده شود.

 سال انتخابات و روزهای سرنوشت ساز اتمی، شب سالگرد شرق و حضور همه ی اندیشمندانی که بهتر است نیندیشند و دفاع از خاتمی و پوشش مخالفت گسترده با هتاکان هم مثل رفیق بد و ذغال خوب نباید بی تأثیر باشند. ما که امیدواریم شرق دوباره منتشر شود، ولی اگر نشد تا همین جای کار هم شرقی ها در این دوران سخت که قرار نبوده صدای خیلی ها شنیده شود و آنها چنین کردند، کارشان کارستان بوده است. ملت ایران و تاریخ، قدر شناس بر و بچه های شرق خواهند بود. حیف شد. شرق واقعاً روزنامه بود!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 18:51  توسط وحید قرایی  | 

مدیر روابط عمومی شهرداری کرمان:

جشنواره گل و گیاه کرمان تبدیل به یکی از جاذبه های گردشگری کرمان شده است

ایجاد پارک دائمی گل و گیاه و باغ "بوتانیکی" از سال گذشته در دستور کار معاونت خدمات شهری شهرداری کرمان قرار گرفته ولی به دلیل کمبود اعتبار تاکنون تحقق نیافته است

مدیر روابط عمومی شهرداری کرمان گفت: از اهداف جشنواره گل وگیاه ایجاد روحیه نشاط و شادابی در مردم این خطه کویری، شناساندن فعالیت های مرتبط با ایجاد و توسعه فضای سبز در کرمان، توسعه فرهنگ نگهداری گل و گیاه و ترغیب شهروندان برای مشارکت در گسترش فضای سبز است.

رضا صاحبقدم لطفی افزود: استقبال شایان توجه شهروندان کرمانی در سالهای گذشته این اندیشه را تقویت تمود که نمایشگاه گل و گیاه مهر ماه 82 به جشنواره ای با فعالیتهای جانبی گسترده تغییر یابد و رفته رفته به عنوان یکی از جاذبه های گردشگری کرمان مطرح شود. وی در این مورد اضافه کرد: توجه مردم این باور را برای مدیران شهری به وجود آورد و امروز شاهد حضور هموطنانی هستیم که از سایر استانها به بازدیدکنندگان این جشنواره پیوسته اند.

صاحبقدم لطفی همچنین گفت: ایجاد پارک دائمی گل و گیاه و باغ "بوتانیکی" از سال گذشته در دستور کار معاونت خدمات شهری شهرداری کرمان قرار گرفته ولی به دلیل کمبود اعتبار تاکنون تحقق نیافته که با جذب اعتبار به آن پرداخته می شود.

وی در مورد کمکهای سازمانهای دولتی به شهرداری کرمان برای تحقق برنامه های اینچنینی گفت:سازمانهای دولتی در حد مقدور خود کمکهایی را داشته اند که به عنوان نمونه اداره کل منابع طبیعی، فضاهای مجموعه شهید باهنر و بوستان مادر را در اختیار شهرداری قرار داده اند. همچنین استاندار و معاون عمرانی استاندار حمایتهای مادی و معنوی خود را اعلام نموده اند و برخی سازمان ها راسا نسبت به ایجاد و توسعه فضای سبز در مراکز تحت پوشش خود اقدام کرده اند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 15:56  توسط وحید قرایی  | 

نمود انتقاد ناپذیری دولت مهرورز!

"شرق" توقیف شد

توقیف روزنامه شرق توسط هیات نظارت بر مطبوعات صورت گرفت

نشریات حافظ، خاطره و نامه نیز توقیف شدند...

هيات نظارت بر مطبوعات روزنامه‌ي شرق را به استناد تبصره‌ي ماده‌ي ‌١٢ و بر اساس بندهاي ‌١،‌٢،‌٤ و به ويژه بند ‌٨ ماده‌ي ‌٦ قانون مطبوعات توقيف و پرونده‌ي آن را به دادگاه ارسال كرد.

در متن ارسال شده از سوي دبيرخانه‌ي هيات نظارت بر مطبوعات آمده است: « اين هيات در تاريخ ‌١٩/٥/١٣٨٥ و به منظور حمايت از ادامه‌ي انتشار نشريه‌ي شرق به صاحب امتياز فرصت داد تا ظرف يك ماه نسبت به معرفي مديرمسوول جديد كه امكان نظارت بيشتر بر مطالب نشريه را داشته باشد اقدام نمايد كه صاحب امتياز در تاريخ ‌٢٠/٦/١٣٨٥ با ارسال نامه‌اي تقاضاي مهلت دو ماه ديگر نمود. ليكن با توجه به تخلفات مكرر روزنامه و عدم اصلاح در يك ماه اخير و خصوصا با توجه به انتشار كاريكاتور توهين‌آميز در يكي از شماره‌هاي اخير آن نشريه به اتفاق آراء روزنامه‌ي شرق را توقيف كرد و پرونده‌ي تخلفات اين نشريه را به دادگاه ارجاع نمود.»

 

 

  کاریکاتوری که منجر به توقیف شرق شد: 

البته معلوم نیست چرا بعضی آن را توهین به خود تلقی کردند!                                                                                   

   

مديرمسوول شرق:

واكنش درباره كاريكاتور جزو وظايف هيات نظارت برمطبوعات نيست

 مهدي رحمانيان در مورد انتشار كاريكاتور توهين‌آميز در يكي از شماره‌هاي اخير اين روزنامه كه در نامه‌ي هيات نظارت بر مطبوعات ذكر شده است، گفت: انتشار كاريكاتور توهين‌آميز را قبول ندارم.

مديرمسوول روزنامه شرق در گفت‌وگو با ايسنا با بيان اينكه هنوز -تا لحظه ارسال خبر- نامه توقيف روزنامه شرق از سوي هيأت نظارت بر مطبوعات به دستش نرسيده است، اظهار داشت: در رابطه با تغيير مديرمسوول روزنامه، روز گذشته نامه‌اي به هيأت نظارت بر مطبوعات نوشتم و نامه ارسال شده است؛ اعتراض حق ماست و قطعا به اقدام هيأت نظارت بر مطبوعات اعتراض خواهيم كرد.

وي درباره‌ي موضوع انتشار كاريكاتور توهين‌آميز كه در متن اطلاعيه هيات نظارت بر مطبوعات آمده است، گفت: در يكي از صفحات شماره‌هاي اخير روزنامه، صفحه‌ي شطرنجي كشيده شد كه دو مهره‌ي سفيد و سياه در آن وجود داشت و براي ديده شدن و نمايان شدن مهره‌ي سياه بقيه‌ي خانه‌ها سفيد بود و هيچ مفهوم ديگري نداشت.

رحمانيان، وارد جزييات مطلب و تاريخ انتشار كاريكاتور نشد و در مورد اين كه آيا درخصوص تخلفات متعددي كه در اطلاعيه هيات نظارت اشاره شده، اخطاريه‌اي دريافت كرده است؟ گفت: اخطاريه‌اي دريافت نكردم به جز يك مورد و موارد متعدد را قبول ندارم.

مديرمسوول روزنامه‌ي شرق، درباره‌ي روند توقيف نشريات در هيات نظارت بر مطبوعات اظهار داشت: اين كار را از طرف هيات نظارت بر مطبوعات نمي‌دانم؛ هيات نظارت اگر مساله‌اي دارد بايد اين پرونده به دادگاه برود و دادگاه در اين مورد تعيين تكليف مي‌كند.

رحمانيان ادامه داد: قانون موارد توقيف نشريات را براي هيات نظارت بر مطبوعات مشخص كرده است. واكنش در مورد كاريكاتور جزو وظايف هيات نظارت بر مطبوعات نيست و نمي‌تواند به اين دليل روزنامه‌اي را توقيف كند و طبق قانون اين مورد جزو وظايف هيات نظارت بر مطبوعات نيست.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 15:45  توسط وحید قرایی  | 

سقوط 4 متری پژو 206!

 

شب گذشته یک دستگاه پژو 206 به داخل یک محل گودبرداری شده 4 متری در انتهای خیابان شفای کرمان(روبروی بیمارستان شفا) سقوط کرد.

این خودرو دو نفر سرنشین داشت که هر دو زخمی شده و به بیمارستان منتقل شدند.

به گفته شاهدان سرعت زیاد و نبود حفاظ مناسب در اطراف این محل گودبرداری شده باعث این رویداد شد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 23:50  توسط وحید قرایی  | 

گزارش تصویری چهارمین جشنواره گل و گیاه کرمان/24-18 شهریور- بوستان مادر

عکس:وحید قرایی

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 15:46  توسط وحید قرایی  | 

افتتاح جشنواره گل و گیاه در کرمان

مراسم افتتاح جشنواره گل و گیاه کرمان با استقبال گسترده مردم کرمان هراه بود.

کرمان استاندار کرمان در این مراسم اعلام کرد، ایجاد روحیه شاداب که ضرورت جامعه است باید در دستور کار قرار گیرد و به شهرداران استان کرمان اعلام کرده ایم هر پروژه ای در این زمینه در هر منطقه ای و با هر هزینه ای که انجام شود تامین هزینه آن با مدیریت استان خواهد بود.

عبدالمحمد رئوفی نژاد با اشاره به پارک مادر که جشنواره گل و گیاه در آن افتتاح شده است، افزود: امروز به عنوان یک الگو به جهت سرعت و دقت و صرفه جویی توسط یک مدیریت با اراده می توانیم شاهد افتتاح پروژه ای باشیم که زمانی محل انبوهی از خار و خاشاک بود ولی امروز شاهد چنین جلوه های زیبایی هستیم.

وی تاکید کرد: حق مسلم مردم کرمان است که این نوع پروژه ها در شهر افتتاح شود و امروز در تلاش هستیم تا عقب ماندگیهای استان نسبت به استانهای همجوار جبران شود و اتفاقات بزرگتری در این زمینه رخ خواهد داد.

او همچنین به پروژه جنگل قائم در کرمان اشاره کرد و گفت: این پروژه در کشور بی نظیر است و در چنین پروژه هایی نه زمان حال که 50 سال آینده مد نظر است.و مردم نیز نباید به این حداقل ها در اختیارشان است اکتفا کنند و باید این فرهنگ ایجاد شود که مردم سطح توقع بالاتری داشته باشند و مدیران نیز باید هم سطح مطالبات مرد حرکت کنند.

رئوفی نژاد در این سخنرانی از افتتاح شرکت ملی پسته ایرانیان و شرکت توسعه آبادانی استان کرمان خبر داد و گفت: این شرکتها با حضور مردم  و برای مردم فعالیت خود را آغاز کرده اند.

شهردار کرمان نیز در مراسم افتتاحیه جشنواره گل و گیاه کرمان گفت:در سال 82 با حضور 30 شرکت جشنواره گل و گیاه برگزار شد و امروز در فضایی جدید و با وسعت چهار و نیم هکتار و با حضور 120 شرکت این جشواره برگزار می شود.

مهندس جلال مآب با اشاره به افتتاح بلوار پرستار و اولین تلویزیون شهری کرمان گفت: امیدواریم شاهد توسعه پارکها و فضای سبز توسط شهرداری کرمان باشیم.

وی در این زمینه افزود: بنا داریم با نساعدت مدیران استان پروژه جنگل قائم، پارک جنگلی ابتدای جاده ماهان و پارک ملت، جنب مصلی کرمان را به بهره برداری برسانیم.

او اظهار امیدواری کرد: با ایجاد پارکها و فضای سبز جدید در شهر کرمان شرایط زندگی بهتری برای شهروندان فراهم آید.

وی همچنین ضمن تشکر از مسولان فعلی استان و شهر کرمان از مسئولان سابق نیز که در ایجاد زمینه احداث این فضای سبز و پارکها همکاری داشته اند تشکر کرد.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 10:53  توسط وحید قرایی  | 

نوشته ای از احمد یوسف زاده مدیر مسئول نشریه رودبارزمین کرمان

روزگار غريبي است نازنين!

روزگاري كه غلامحسين الهام، سخنگوي دولت مهرورز با يك كُپه ريش كه بايد نشانه دينداريش باشد حاضر نمي شود فحش نامه زنش را خطاب به محبوب ترين شخصيت ايراني و اسلامي يعني آقاي خاتمي محكوم كند، روزگار غريبي نيست؟

روزگاري كه يك خانم وابسته به دولت عدالتگرا! در روز روشن نماينده بیش از  20 ميليون ايراني كه حكم تنفيذش دو بار توسط رهبر معظم انقلاب امضاء شده را مزدور آمريكا معرفي و تقاضاي خلع لباس وي را مي كند و آب هم از آب تكان نمي خورد، روزگار غريبي نيست؟!

روزگاري كه غول هاي خبر رساني جهان از جمله سي ان ان به دفعات سخنان حكيمانه فرزند فاضل و دانشمند امام (ره) (به تعبير خود امام) را در بخش هاي خبري خود پخش مي كند و همه خبر گزاري ها خبر سخنراني او را در اجتماع 10 هزار نفري مسلمانان آمريكايي مخابره مي كنند و از اين سو، تلويزيون جمهوري اسلامي با تنگ چشمي تمام سكوت اختيار مي كند، روزگار غريبي نيست؟!

در اين روزگار غريب آيا مردي از خود برون نمي آيد كه نو دولتاني مثل زن غلامحسين الهام را بر خر خودشان بنشاند؟

آدم حيرت زده مي شود كه نفس كشيدن خاتمي چقدر بعضي ها را نفسگير كرده است كه از هيچ توهين و اتهامي به وي رويگردان نيستند. يك روز او را جعفر كذاب و يك روز آمريكايي و سازشكار معرفي مي كنند! مباد كه لبخند مهربان او 3 سال ديگر بنياد اخمشان را براندازد!

زنگ خطر خاتمي زماني گوش نو دولتان را آزرد كه در سفر مازندران اجتماع عظيمي از مردم در استقبال او فرياد زدند: «خاتمي، خاتمي هنوز اميد مايي» و اين واژه ي «هنوز» چه بار معنايي كه به دنبال خود نمي كشيد.

كاش عزت ا... ضرغامي اين شهامت را به خرج مي داد و اشك هاي شوق مسلمانان آمريكايي در زمان سخنراني خاتمي را به ملت ايران نشان مي داد و مواضع قاطعانه او را در مقابل آمريكاي زورگو كه در همين سفر و در سرزمين آمريكا مطرح نمود را    پخش مي كرد تا ملت ايران با ديدن آن همه عظمت كه ناشي از درك صحيح خاتمي از دين است را مستقيم مي شنيدند و در تصميم گيري هاي آينده شان دخيل مي كردند.

اگر چه اين توقع از اين رسانه بي جاست، زيرا خاتمي در زمان رياست جمهوري اش از آن چه خيري ديد كه حالا ببيند؟!

براي تحليل اين روزگار غريب نياز به غور در تاريخ سياسي ايران و جهان و گمانه زني هاي روشنفكر مآبانه نيست. فقط كافي است به حرف آن راننده كاميون برسي كه روي ماشينش با خطي خوش نوشته است: «اين نيز بگذرد»

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 22:37  توسط وحید قرایی  | 

تلاش بین المللی/ کارتونی از فرهاد فروتنیان

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 9:34  توسط وحید قرایی  | 

انجمن دفاع از آزادی مطبوعات:

شرایط کنونی حاکم بر مطبوعات و رسانه های گروهی بخشی از سیاه ترین دوران های خفقان آور تاریخ یک صد ساله ایران است

انجمن دفاع از مطبوعات با صدور بیانیه ای ضمن بیان نگرانی های فزاینده خود در مورد افزایش فشارها و محدودیت ها علیه مطبوعات و رسانه های مستقل گروهی، خواستار تحت پیگرد قانونی قرار گرفتن نقض کنندگان آشکار قوانین شد.
در بیانیه صادره که روز چهارشنبه 15 شهریور 1385 در پی نشست شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات منتشر شد آمده است:
انجمن دفاع از آزادی مطبوعات طی چند ماه اخیر گزارش های نگران کننده ای از نقض آشکار قانون اساسی و قانون مطبوعات به وسیله مقام های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شورایعالی امنیت ملی و دادستان های تهران و شهرستان ها دریافت کرده است.
طی چند ماه اخیر به دنبال تغییر آشکار سیاست های فرهنگی کشور، مطبوعات ایران دستخوش مشکلات فراوانی از قبیل اعمال سانسور رسمی و تحت فشار قرار دادن خبرنگاران، دبیران، سردبیران و مدیران مطبوعات برای خودسانسوری شده اند. برابر گزارش های رسیده به انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اخیرا با انتشار لیستی از سایت های مجاز خبری، مطبوعات کشور را زیر فشار قرار داده است که برای چاپ اخبار، گزارش ها و مصاحبه های خود صرفا از سایت های مورد تائید وزارت ارشاد استفاده کنند. همچنین تا چندی پیش این وزارتخانه به همراه شورایعالی امنیت ملی و داستانی تهران و شهرستان ها محدوده هایی را که مطبوعات نباید به آن وارد شوند، به آن ها گوشزد کرده و اخطارهای شفاهی و کتبی می دادند. این وضعیت امروزه به سطح تدوین و ارائه توصیه ها به مطبوعات درباره اینکه در چه موضوع هایی و از چه کسانی مطلب بنویسند، ارتقا پیدا کرده است. همچنین خبرنگاران و روزنامه نگاران در چارچوب انجام وظایف حرفه ای خود برای کسب و انتشار اخبار در داخل و خارج ایران با محدودیت های فراوانی مواجه شده اند.
این موارد، در مجموع نگرانی ها در مورد افزایش فشارها و محدودیت ها علیه مطبوعات و رسانه های مستقل گروهی را تشدید می کند، به ویژه آنکه پاره ای از اقدام های نهادهای نظارتی مطبوعات، جنبه ی وضع قانون و مقررات جدید پیدا کرده است که با قوانین موضوعه کشور در تعارض است.
به استناد اصل 36 قانون اساسی و ماده 2 قانون مجازات اسلامی، اصل بر قانونی بودن جرم و مجازات بوده و تنها مرجع تقنینی جهت جرم شناخته شدن هر عمل ارتکابی مجلس شورای اسلامی است. حتی این مرجع قانونگزاری نیز به استناد اصل 9 قانون اساسی حق ندارد به وسیله وضع قانون آزادی های مشروع مردم را محدود کند.
انجمن دفاع از آزادی مطبوعات با بیان این نکته که شرایط کنونی حاکم بر مطبوعات و رسانه های گروهی بخشی از سیاه ترین دوران های خفقان آور تاریخ یکصد ساله ی اخیر ایران ست، خواهان توقف کلیه ی اقدام های غیرقانونی نهادهای نظارتی مطبوعات و احترام به روح و مفاد قانون اساسی و قانون مطبوعات کشور است.
انجمن دفاع متذکر می شود که اقدام های اخیر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شورایعالی امنیت ملی و دادستانی های تهران و شهرستان ها نقض آشکار قوانین موجود کشور بوده و مسئولان آن ها باید تحت پیگرد قانونی قرار گیرند.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 9:31  توسط وحید قرایی  | 

به دلیل شرایط اقتصادی

سالی 180 هزار تحصيلکرده از ايران می روند

حمید احدی-روز/تاکيد بر مهاجرت سالانه 180 هزار تحصيلكرده از ايران به خاطر شرايط اقتصادي، تکان دهنده ترين موضوعی بود که در گزارش وضعيت جمعيت جهان ارائه شد. به خصوص که بقيه گزارش ها مثبت بود از آن جمله تمايل 32 درصد از افغان‌ها براي بازگشت داوطلبانه، رشد شهرنشيني و مشكلات فرزندان مادران ايراني و پدران افغاني که باز به نوعی به ايران مربوط می شد.

کنت اوستيبی هماهنگ کننده مهاجران سازمان ملل در گزارش خود در اين سمينار بين المللی با اشاره به ترکيب جمعيتی جوان ايران و بيکاری بالا در کشور گفت ايران دارای مهاجرت بيش تری است، از ميزبانی ايران از مهاجران تحسين کرد و گفت مهاجرت ها برای ايران به موضوعی حاد بدل شده است.

در جلسه چهارشنبه 15 شهريور سمينار، كنت اوستبي (هماهنگ‌كنندهء مقيم سازمان ملل) با بيان اين‌كه 50 درصد مهاجران جهان را زنان تشكيل مي‌دهند، گفت امروزه نيمي از مهاجران بين‌المللي يعني 95 ميليون نفر زنان و دختران هستند. با وجود اين كه زنان مهاجر سهم عمده‌اي در هر دو خانوادهء خود، ‌چه در وطن و چه در اجتماعات خارج از كشورشان دارند ولي همچنان نيازهاي اين زنان ناديده گرفته مي‌شود.

اين نكته‌اي را مدير اجرايي برنامهء صندوق جمعيت سازمان ملل در گزارش وضعيت جمعيت جهان در سال 2006 آورده بود که محمد عبدالاحد نماينده صندوق جمعيت سازمان ملل در ايران قرائت كرد.

مهاجرت افغان ها

گزارش جذاب ديگری که در سمينار قرائت شد متعلق به دكتر محموديان عضو هيات علمي دانشگاه تهران بود که ضمن بررسي وضعيت افغان‌ها در ايران به نتايج تحقيقي در اين باره اشاره کرد و گفت «ايران در سال 74 روزانه 10 ميليون دلار براي مهاجران افغاني هزينه مي‌كرد. سياست‌هاي ايران در طي سه دوره مهاجرت افغان‌ها به كشور به ترتيب سياست درهاي باز، سياست جلوگيري از ورود پناهندگان غيرقانوني و بازگشت داوطلبانه و سياست قرارداد سه جانبه با كميسارياي عالي پناهندگان و افغانستان است.»

وي مي‌افزايد: «وضعيت اقتصادي اجتماعي مردان طبق تحقيق در سه شهر مشهد، زاهدان و تهران به اين شرح بوده است:30‌درصد مردان افغان بي‌سوادو نيم ديگر افراد، در سطح ابتدايي درس خوانده‌اند. مشهدي‌ها در بين اين شهرها باسوادترند. بيش‌تر افغاني‌ها در ايران به كارهاي پيشه‌وري، ‌نجاري، خياطي و ... مي‌پردازند، 25 درصد كارگر ساده و 22 درصد فروشنده هستند، باقي افراد در امور اداري تخصص دارند. مشهد بيش‌ترين و زاهدان كم‌ترين شاغل را دارند. 55 درصد اين مهاجرين از نقاط روستايي و 45 درصد از شهرهاي افغانستان آمده‌اند.»به گفتهء محموديان 45 درصد وضعيت كنوني خود را بهتر از زماني مي‌دانند كه در افغانستان بودند و 29 درصد معتقدند اوضاعشان بدتر شده است.26 درصد هم مي‌گويند اوضاع اقتصاديشان تفاوتي نكرده است. افراد شاغل و تحصيلكرده كم‌تر رضايت داشته و كساني كه در افغانستان شغل و تحصيلات نداشته‌اند اكنون احساس رضايت دارند، 62 درصد مهاجرين با افراد همكار و همسايگان ارتباط گرفته‌اند و 38 درصد نتوانسته‌اند با ايرانيان ارتباط برقرار كنند.

از روستا به شهر

به گزارش روزنامه اقتصادی سرمايه شهلا كاظمي‌پور عضو هيات علمي دانشگاه تهران در سمينار تحقيقي ارائه داد که نشان می داد سالانه يك ميليون مهاجر از روستاهای ايران به شهر مي‌روند كه دليل اصلي اين مهاجرت نامكفي بودن درآمد روستاييان و دسترسي به منابع كسب و كار است.كاظمي‌پور معتقد است: «شهرهاي ايران را مي‌توان شهرهاي مهاجران ناميد. دو سوم اين مهاجران مرد هستند و يك سوم را زنان تشكيل مي‌دهند.»اين استاد دانشگاه مي‌گويد: «سهم مهاجرت زنان افزايش يافته و در دههء اخير بحث مهاجرت تحصيلكردگان هم باعث بالاتر رفتن آمار زناني شده است كه از شهرها يا روستاهاي ايران به شهرهاي ديگر مهاجرت مي‌كنند.»

فرار تصيلكرده ها

مهم ترین گزارش ها متعلق به نمايندهء سازمان بين‌المللي مهاجرت بود که ايران را داراي بالاترين ميزان برون‌كوچي، درون‌كوچي و رشد شهرنشيني در جهان دانست و گفت: «سالانه 180 هزار تحصيلكردهء دانشگاهي در ايران به خاطر شرايط اقتصادي به خارج از كشور مهاجرت مي‌كنند.»

علي اوليايي ‌‌افزود «مهاجرت از ايران داراي سه موج اجتماعي، سياسي و اقتصادي است و سالانه بين 150 تا 180 هزار تحصيلكرده به منظور بهتر شدن وضعيت اقتصادي كشور را ترك مي‌كنند.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 7:46  توسط وحید قرایی  | 

مراقبت/ کاری از حمید خلوتی

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 7:23  توسط وحید قرایی  | 

یادمان

 نيچه از مؤثرترين انديشمندان فلسفه جديد

"فردريش ويلهلم نيچه" در 15 اكتبر سال 1844 در روكن واقع در زاكسن پروس به دنيا آمد، مقارن بود با روز تولد "فردريش ويلهلم چهارم" كه پادشاه وقت پروس بود. به يمن اين تقارن ، پدر اين كودك، كه سال ها معلم اعضاي خاندان سلطنت بود، نام فرزند خود را فردريش ويلهلم گذاشت. نام خانوادگي او "نيچه" بود.
خود اين كودك بعدها كه بزرگ شد در يكي از كتاب هايش گفته: اين تقارن به هر حال به نفع من بود؛ زيرا در سراسر ايام كودكي روز تولد من با جشني عمومي همراه بود.
"نيچه" در همان محل تولد به تحصيل پرداخت. پدر او از كشيشان لوتري بود و اجداد مادري او نيز همگي كشيش بودند.
وقتي" نيچه" 5 سال بيشتر نداشت، پدرش درگذشت و او به همراه مادر، خواهر، مادر بزرگ و دو عمه‌‏اش زندگي مي‌‏كرد. اين محيط زنانه و ديندارانه بعدها تأثير عميقي بر "نيچه" گذاشت.
"نيچه" در مدرسه پفورتا درس خواند و به دانشگاه بن رفت تا اينكه در سال بعد از آن، وارد دانشگاه لايپزيك شد و در آنجا به تحصيل در رشته زبان‌‏شناسي تاريخي پرداخت.
اين فيلسوف نقاد تمام زندگي خود را وقف كارهاي فلسفي كرد، اما تقريباً در سن 64 سالگي دچار جنون شد. او دو سال را با اين شرايط سپري كرد تا در سال 1900 ميلادي درگذشت.
"نيچه" مي‌‏گويد: من كسي را كه بخواهد چيزي برتر از خود بيافريند و پس نابود شود را دوست دارم.
شايد بتوان گفت كه او خود چنين كرد. اگر چه فلسفه انتقادي "كانت" نقطه اوج تفكر روشنگري است، اما چهره‌‏اي كه توانست پارادايم يا الگوي تفكر مدرن را مورد بسط و نقد قرار دهد، كسي جز "نيچه" نيست. البته "نيچه" در ميانه حيات فكري خود از انديشه انتقادي صرف دست مي‌‏شويد و فهم و بررسي حقايق خرد را نماد فرهنگ والا قلمداد مي‌‏كند.
او مي‌‏گويد "فلسفه در سايه روشي دقيق، متضمن وجهي از دانش طبيعي است كه غايت خود را حقايق خاص قرار مي دهد."
"نيچه" در دوره‌‏ بعدي زندگي خود اين رويكرد تماشاگرانه به دانش را رها كرده و به سوي لذت دانش يا آنچه خود "دانش شادان" مي‌‏نامد، حركت مي‌‏كند. او مي‌‏گويد انسان جوياي حيات و دانش موجودي است كه همواره مي‌‏كوشد تا خواب و رؤياي خود را استمرار بخشد.
شايد بر اساس اين تقسيم‌‏بندي بتوان گفت حيات فكري "نيچه" با سوالات كانتي قرابت زيادي دارد. اين پرسش‏ها در آراء "نيچه" در سه خط فكري قابل بازشناسي است. خط اول با "اراده معطوف به قدرت" بيان مي‌‏شود. در اين خط "نيچه" به مسأله تجربه از زاويه‌‏اي "داروين"ي و بحث از نيازهاي بشري و جانوري از نوع خاص، اشاره مي‌‏كند. او در نهايت تأكيد مي‌‏كند كه حقيقت همان منفعت است و اگر واقعيت براساس نيازهاي بشر شكل مي‌‏گيرد، حقيقت نيز به دروغ هايي كه براي اين جانور، يعني بشر، سودمند است بازمي‌‏گردد.
خط فكري دوم "نيچه" در مقوله زيبايي‌‏شناسي تعريف مي‌‏شود. انسان جهان را به شيوه‌‏اي زيبايي‌‏شناختي مي‌‏سازد و سپس آن را فراموش مي‌‏كند. خلق هنري ارزش ها، مي‌‏تواند هر لحظه تغييركند و هر نوآوري زيبايي‌‏شناختي، همواره مي‌‏تواند دگرگون شود و با خلق ارزش هاي جديد وضعيتي نوين را فراهم سازد.
"چنين گفت زرتشت" نيچه خط سوم تفكر او را شكل مي‌‏دهد. اين كتاب بيان تعاليم و آموزه‌‏هاي زرتشت نيست، بلكه تلاش "نيچه" در راستاي كشف بيانيه‌‏هاي جديد، براي كنش و سخن گفتن است. "نيچه" مي‌‏دانست هرگونه تقابل انتزاعي ميان جهان ظاهري و جهان حقيقي، نهايتاً در ذهني‌‏گرايي ريشه دارد و اين "سوژه" يا فاعل شناساگر (SUBJECT) است‌‏ كه زمينه را براي بروز "ابژه" يا جهان عيني(OBJECT) فراهم‌‏مي‌‏كند؛ بنابراين هيچ گاه نقش خود را به عنوان سوژه در بازآفريني آثارش انكار نكرد.
"نيچه" در بخش اول كتاب "چنين گفت زرتشت" نشان مي‌‏دهد چگونه "جان" در بدو وجود شتر مي‌‏شود، سپس از مرحله شتري به حالت شير و سرانجام به كودكي مي رسد. او وضعيت انسان امروز را به مثابه انسان هايي كه هميشه به ساعت مچي خود نگاه مي‌‏كنند و پيوسته سودجويي و منفعت طلبي را مد نظر دارند وصف مي‌‏كند.
"نيچه" معتقد است انسان امروز برده مدها، باورها و ژورناليسم است. به زعم وي ژورناليسم، همه عرصه‌‏ها را تحت سلطه خود درآورده است؛ در صورتي كه يونانيان قديم، به مد احتياجي نداشتند و اين انسان امروز است كه از مد پيروي مي‌‏كند و همه چيز او تابع مد شده است. مد به صورت يك فرهنگ عامه درآمده و مي‌‏توان گفت، اين شرايط ناشي از ماشينيسم است. اين مسأله، يعني فرهنگ مد، نه تنها انسان هاي عادي، بلكه حتي دانشمندان و نخبگان را نيز تحت‌‏تأثير قرار داده است.
از اين منظر، "نيچه" ‌‏يكي ازمؤثرترين انديشمندان فلسفه جديد است. علت اين اثرگذاري و جذابيت نه تنها در تحليل شرايط مدرن، بلكه بيشتر در نبوغ شاعرانه اوست. به دليل همين بي‌‏مايگي محيط انساني كه پس از رنسانس و با پيدايش عصر روشنگري و خصوصاً انقلاب فرانسه به ‌‏وجود آمده، هرگونه جو شاعرانه فوق طبيعي از جهان بازگرفته شد و هنرمندان وادار شدند در غياب هر نوع عالم معنادار، عالمي دورني براي خود بيافرينند؛ اما چون اين فضا نيازمند ارتباط بود، بيروني شد.
اگرچه "نيچه" به دنبال نفي متافيزيك است، اما بناي هيچ‌‏انگارانه "نيچه" از متافيزيك به معناي گذشتن از متافيزيك و منطق متافيزيكي نيست. "نيچه" در كتاب "برضد دجال" سعي كرده با استفاده از مفهوم"معادشناسي"، هرم مسيحيت را برعكس كند. هنر "نيچه" در اين كتاب از ميان برداشتن مسائل ماتقدم (APIRIORI) فلسفه است. به ‌‏همين نحو الهيات "نيچه" با مسيحيت سازگار نيست؛ بلكه بيشتر به عنوان علمي رفتاري بررسي مي‌‏شود.
شايد به همين دليل عده‌‏اي مي‌‏گويند "نيچه" با آنكه مي‌‏خواست به تفكر مابعدالطبيعي افلاطون پايان دهد، اما خود در دام مابعدالطبيعه افتاده؛ زيرا با ارائه مفهوم "اراده قدرت"، كه هيچ‌‏انگاري مضمر متافيزك افلاطون را نشان مي‌‏دهد, خود در آخرين مرحله تاريخ كه "اراده‌‏ اراده" است و بر سيطره تام تكنولوژيكي و اختفاء وجود دلالت دارد، گرفتار شده است. البته نبايد فراموش كرد كه چون "وجود"، مانند چيزهاي ديگر داراي ماهيت نيست و تنها "حضور" دارد؛ در آخرين مرحله، يعني"اختفاء تام وجود"، "وجود" همان"عدم" است.
هدف "برضد دجال" نشان دادن تعلق مسيح به مسيحيت نوظهور است. يعني درست برخلاف آن چيزي‌‏كه عده‌‏اي فكر مي‌‏كنند هدف رابطه مسيح با زهد مسيحي و پروتستانتيسم نوظهور نيست. طبق نظر "نيچه"، مسيحيت آييني انحرافي است كه اولين بار پولوس قديس با طرح مسأله منجي به تحريف آن پرداخت.
يكي ديگر از مسائل محوري در كتاب بر ضد دجال موضوع تقليد از مسيح و پيش‌‏داوري درباره اوست. اين بحث نشان مي‌‏دهد مسيحيت ناصره چه مقدار با مسيحيت جديد و مسيحيت شهر رم تفاوت دارد. بحث پيش‌‏داوري در آثار "نيچه" مسأله مهمي است؛ زيرا نشان مي‌‏دهد آنچه درباره معاد در مسيحيت بيان شده ناشي از عدم توانايي آنان براي حل مشكلات اين جهاني است.
به زعم "نيچه"، طرح مسأله معاد منجر به قلب ارزش جهان شده است. معاد مبين قريحه نفرت است كه توسط پولوس قديس بيان شده است. به نحوي كه انسان سنگيني بار جهان را در پس مفهوم معاد پنهان كرده است. البته با رشد و گسترش علوم جديد و بخصوص طبيعت‌‏باوري، زمينه رهايي از قيد آرمان‌‏ زاهدانه را فراهم كرده است.
از اين منظر به نظر مي‌‏رسد يكي از عناوين الهيات نيچه‌‏اي "ارزش هاي بردگي و تقويت زاهدانه خويش" است. "نيچه" با اين مفهوم نقدهايي به مسيحيت وارد كرده است. از ديگر عناوين مي‌‏توان به "استقلال و وابستگي اخلاقي" يا "رنج تفاوت" اشاره كرد كه اين رنج بر اساس تبارشناسي اخلاق قابل تبيين است. به نظر "نيچه"، نوع بشر همواره از طرف طبقه حاكم تحت سلطه است و مسيح با از بين بردن خود سعي در نابود كردن اين سلطه داشته است.
در چارچوب روانشناسي" نيچه"، توانايي و آزادي، ناشي از ضعف و قدرت روح است. "نيچه" با موقعيتي بالاتر از سطح بشر سعي دارد درباره مفاهيم مسيحيت شك و ترديد ايجاد كند تا بتواند بنيادهاي آن را از بين ببرد؛ بنابراين موضوع ديگري كه براي او اهميت مي‌‏يابد "شك و يقين" است. اين موضوع براي "نيچه" تا آنجا اهميت دارد كه او مقاله‌‏اي به نام"حقيقت و دروغ" مي‌‏نويسد و در آن از معرفت، حدود و ويژگي‌‏هاي آن ياد مي‌‏كند. از اين منظر او به موضوع هنر نيز توجه مي‌‏كند.
به نظر "نيچه"، هنر در مقابل حقيقت قرار دارد؛ زيرا او مي‌‏پندارد كه در طول تاريخ، دروغ, حقيقت ناميده شده است. لذا حقيقت به انسان زيان مي‌‏رساند. اساساً همواره زندگي پيش پاي حقيقت ذبح شده است. اگرچه "نيچه" حقيقت را افسون و افسانه مي‌‏داند؛ اما آن را براي زندگي، كه عين سيلان است و به خودي خود از هرگونه ثباتي عاري است،لازم و ضروري مي‌‏داند.
به نظر "نيچه"، نگاه زيبايي‌‏شناختي در مقابل نگاه عقلاني قرار دارد؛ زيرا در نگاه عقلاني ما به عنوان فاعل شناسانده در بيرون جهان قرار مي‌‏گيريم؛ اما در نگاه زيبايي‌‏شناختي ما با شفاف‌‏ترين شكل اراده روبرو هستيم؛ البته تلقي "نيچه" از حقيقت همچنان در محدوده‌‏ متافيزيكي از حقيقت به مثابه مطابقه، قرار دارد؛ به همين دليل او حقيقت را كذب مي‌‏انگارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 5:38  توسط وحید قرایی  | 

نامه روسای دانشگاههای پیام نور استان کرمان به رئیس دانشگاه پیام نور کشور در مورد انتصاب رییس این دانشگاه در کرمان

روسای دانشگاههای پیام نور استان کرمان و اعضای هیات علمی این دانشگاه در نامه ای به رئیس دانشگاه پیام نور کشور خواستار ابقای دکتر طاهر رییس مستعفی دانشگاه پیام نور کرمان و یا انتصاب دکتر کریمی رئیس منطقه چهار پیام نور کشور به عنوان رییس دانشگاه پیام نور کرمان شدند.

 در این نامه که رونوشت آن به وزیر علوم تحقیقات و فن آوری و نیز نمایندگان استان کرمان در مجلس ارسال شده است، عملکرد مثبت این افراد در توسعه کمی و کیفی دانشگاههای پیام نور تحت مدیریت خود و توانمندی آنها به عنوان دلیل ارسال این نامه ذکر شده است.

این در حالی است که تمامی دانشگاههای پیام نور فعال در حوزه استان کرمان از سال تحصیلی جدید قرار است تحت پوشش دانشگاه پیام نور کرمان قرار گیرند.

این گزارش حاکی است دانشگاه پیام نور کرمان در سالهای اخیر توسعه فیزیکی 100 درصی ، افزایش مراکز نابعه از 5به 13 مرکز ،افزایش دانشچو از 4 هزار به 15هزار و افزایش رشته های کارشناسی از 6 به 28 رشته و ایجاد 3 رشته و 6 گرایش در مقطع کارشناسی ارشد داشته است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 19:11  توسط وحید قرایی  | 

قابل توجه کرمانی ها:

مردم به هنگام مشاهده تخلف و گزارش آن به سازمان بازرگاني ضعيف عمل مي‌كنند

معاون بازرسي و نظارت سازمان بازرگاني استان كرمان گفت: بين ‪ ۳۰‬تا ‪۳۵‬ درصد پرونده‌هاي تخلف واحدهاي صنفي در اين استان مربوط به گرانفروشي است.

به گزارش خبرگزاری شهری کرمان، عباس محبي فرد با اعلام مطلب فوق افزود: بررسي‌ها نشان مي‌دهد فقط ‪ ۶۰‬درصد فروشندگان كالا، برچسب قيمت را درج مي‌كنند. وي عرضه خارج از شبكه توزيع، صادرنكردن برگ فروش و نداشتن پروانه كسب را از ديگر تخلفات واحدهاي صنفي در استان كرمان بيان كرد. وي گفت: بيش از پنج هزار واحد صنفي بدون پروانه كسب در اين استان فعال است. محبي‌فرد افزود: در اين مدت ‪ ۱۶۶‬جلسه رسيدگي به تخلفات واحدهاي صنفي و غيرصنفي در سازمان بازرگاني استان كرمان برگزار شد.

وي شمار پرونده‌هايي كه به تنظيم تخلف منجر شده‌اند را دو هزار و ‪۳۱۰‬ پرونده اعلام كرد و گفت: از اين تعداد انجام تخلف در ‪ ۲۱۹‬مورد محرز نشد. وي اظهار داشت: ‪ ۲۰۹۰‬مورد محكوميت نقدي و يك مورد محكوميت غيرنقدي داشته‌ايم. معاون رييس سازمان بازرگاني كرمان ميزان كل جريمه‌هاي نقدي را يك ميليارد و ‪ ۷۵۹‬ميليون و ‪ ۹۷۱‬هزار و ‪ ۸۱۰‬ريال اعلام كرد.

وي همچنين گفت: مردم به هنگام مشاهده تخلف و گزارش آن به سازمان بازرگاني ضعيف عمل مي‌كنند.

محبي‌فرد افزود: به طور ميانگين هر ماه ‪ ۳۵۰‬مورد شكايت در استان كرمان از سوي مردم ارائه مي‌شود كه برخي از آنان نيز محتواي لازم را ندارد. وي همچنين نخستين مرجع دريافت و رسيدگي به شكايات را سازمانهاي صنفي دانست و گفت: اتحاديه‌هاي صنفي در اين زمينه نقش پررنگي ندارند. وي افزود: اتحاديه‌هاي يا در حال تكميل كردن كادر خود هستند و يا به اين امور توجه نمي‌كنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 6:24  توسط وحید قرایی  | 

جشنواره موسیقی نواحی امسال در شهداد برگزار می شود

جشنواره موسيقي نواحي استان كرمان همزمان با جشنواره كوير گردي امسال در بخش شهداد برگزار مي‌شود.

گویا اداره کل ارشاد استان کرمان و سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كرمان در مورد كليات اين طرح به توافق رسيده‌اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 6:20  توسط وحید قرایی  | 

از سوی وزارت ارشاد صورت گرفت

تعیین"منابع خبري" معتبر نشريات در ايران 

بر اساس نامه اي كه از سوي وزارت ارشاد به مطبوعات سراسری ايران ارسال شده از اين پس  روزنامه و نشريه ها بایستی از منابع تایید شده خبري به نقل اخبار و رويداد ها بپردازد.

به گزارش وب سایت "روز" اين نامه منابع خبري مورد "وثوق و معتبر" را نيز اعلام كرده كه شامل 24 خبرگزاري "داراي مجوز" در ايران مي شود.

اين خبرگزاري ها عبارتنداز: "ايرنا، ايسنا، فارس، ايپنا، ميراث، شانا، ايكنا، شبستان، باشگاه خبرنگاران جوان، ايانا، ايونا، مركز اطلاع رساني فلسطين، واحد مركزي خبر، ايلنا، مهر، پانا، شبكه خبر دانشجو، موج، آنا، ايتكا، قدس، سينا، ايسكا نيوز و ايسجا".

بر اساس اين نامه خبرگزاري ها هم نمي توانند از "منابع مشكوك خبري" خبر يا مطلبي را نقل و يا ترجمه كنند. "منابع مشكوك" نيز منابعي هستند كه "دستاوردهاي انقلاب اسلامي، روح مردمگرايي و ضد فساد و امپرياليسم ستيز دولت نهم و از جمله دستاوردهاي جهش علمي يكساله اخير ايران را ناديده مي گيرند."

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 5:55  توسط وحید قرایی  | 

تنگ نظری برخی اصولگرایان و عدم حضور زنان در عرص های مدیریتی

 

متاسفانه عملکرد اصولگرایان استان در برقرار کردن رابطه معنی دار بین جایگاه زنان در عرصه مدیریت و آنچه بعنوان تخصص و صلاحیت این طیف ارزشمند جامعه است ضعیف بوده است.

 مسعود مرادزاده دبیر جمعیت مدافعین عدالت کرمان در ادامه مطلب فوق گفت : این موضوع محصول تنگ نظری و برداشت های ناصواب برخی از اصولگرایان در رابطه با زنان جامعه است که از این رهیافت می بینیم کنار گذاشتن زنان از عرصه مدیریت و پیشرفت در کار ، نوعی بی انگیزه گی و خمودگی را در حوزه اجتماعی زنان به وجود خواهد آورد که البته این موضوع بسیار خطر ناک است .

 وی افزود : دولت نهم بر عکس دولت اصلاحات که به مقوله های اجتماعی بیش از معیشت اهمیت می داد به معیشت زنان و علی الخصوص زنان سرپرست خانواده اهمیت می دهد .

 این فعال سیاسی اظهار داشت : آنچه باید اتفاق بیفتد گسترش و توسعه  هر دو پارامتر اجتماعی و معیشی به موازات یکدیگر است چرا که غفلت از هر یک از این دو موضوع مهم ، موجبات تالم و ناراحتی بخشی از زنان جامعه را بوجود خواهد آورد زیرا هر دو گروه زنان خانه دار و زنان شاغل قشر قابل توجهی از جامعه را تشکیل می دهند و باید برای هر دو طیف جایگاه ویژه ای در عرصه اجتماع در نظر گرفته شود .

 مرادزاده تصریح کرد : اگر در دولت نهم تصدی چند وزارت خانه را به زنان می سپردند قطعاً برای جایگاه ایران در عرصه داخلی و بین المللی موثر بود حتی اگر برخی از وزرا معاونین خود را از جامعه زنان انتخاب می کردند بازهم بسیار مفید بود چرا که امروز واقعاً در دنیا بحث جنسیت مطرح نیست و آنچه مهم است لیاقت و شایستگی است .

 وی در ادامه بحث فوق اضافه کرد : این موضوع مهم ربطی به زن یا مرد بودن ندارد و در بسیاری از موارد مدیریت زنان نه تنها کمتر از مردان نمی باشد بلکه خیلی بهتر از انان نیز در زمینه مدیریت عمل می کنند .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 10:25  توسط وحید قرایی  | 

نگاهی به سفر اخیر سید محمد خاتمی به آمریکا

حاشیه ای فربه تر از متن

وحید قرایی

سفر سید محمد خاتمی به آمریکا و استقبال قابل توجه مردم و مسلمانان این کشور از او نشان داد که میانه روی و صلح خواهی همچنان آرمانی است که نه تنها در ایران بلکه در کشوری چون آمریکا و در میان مسلمانان این کشور نیز جایگاه خود را حفظ کرده است.

خاتمی که اینک بیش از یک سال است که قبای ریاست جمهوری ایران را آویخته است این روزها به چهره ای که معرف صلح خواهی و تمایل به گفتگو به جای جنگ و ستیز تبدیل شده که باعث گردیده جایگاه سیاسی ایران در جهان که بنا به پاره ای رفتارهای دولت نهم دچار خدشه شده است تا حدی خود را به صورت بهتری حفظ کند و امیدهایی برای دور ماندن کشور از انزوای بین المللی باقی بماند.

در این میان نکته جالب این است که طیفهای تندرو محافظه کاران چه در ایران و چه در آمریکا یک شعار را سر داده اند و آن مخالفت با حضور رییس جمهور سابق ایران در آمریکا و بیان مواضع صلح خواهانه مردم ایران در این کشور است! و این طیفها قبل از سفر خاتمی به نوعی قصد ممانعت از انجام این سفر را داشته اند.جالب اینکه حتی عده ای در ایران اتهام نوکری آمریکا را به او زدند که خود از عجایب روزگار بود.

باید گفت در حالیکه مقامات رسمی دولت از چنین سفرهایی به کشورهایی که تنشهای سیسی بیشتری با ایران دارند معذورند حضور شخصیت جالب توجهی همچون خاتمی می تواند حساب دولتها از ملتها را در مواضع خود به نحو خوبی جدا کند و طرح گفتگوی ملتها را به صورتی مطلوب تر به پیش ببرد.

خاتمی این روزها به حاشیه ای از سیاست ایران تبدیل شده است که گاه از متن آن تاثیر گذارتر و مقبول تر جلوه می کند و این می تواند موج صلح خواهی، حقوق بشر دوستی و  میل گفتگو به جای ستیز را تقویت کند...گرچه در این بین حتی رسانه ملی ایران نیز تلاش می کند چیزی را نبیند و چیزی را به مردم ایران که از مجاری مختلف پیگیر آن هستند نشان ندهد.

اما بهترین حالت این است که حتی دولت احمدی نژاد برای تنش زدایی بین المللی از جایگاه فعلی رییس جمهور سابق استفاده کند تا کشور در مسیری قرار گیرد که مردم ایران در عرصه بین المللی آرامش بیشتری را برای حیات خود احساس کنند. کاری که نو محافظه کاران آمریکایی نیز باید خود را برای پذیرش آن آماده کنند.

 به هر حال محافظه کاران تند رو باید این را بپذیرند که فعالیتهای جدید خاتمی در جهان آغاز گر راهی شده است که می تواند بخشی از منازعات بین المللی را فرو نشاند که خواست مردم و استقبال جهانی از این موضوع نیز بر این حرکت صحه گذاشته است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 19:18  توسط وحید قرایی  | 

گزارشی در مورد امنیت جنوب استان کرمان/منتشر شده در روزنامه آینده نو

دایره معیوب چوبه دار و حمله با آرپی جی

 

وحید قرایی

شهادت 8 نفر از رزمندگان نیروی انتظامی توسط اشرار منطقه ی جنوب استان کرمان باعث شد تا بار دیگر موضوع وضعیت مناطقی از استان کرمان و سیستان و بلوچستان از نظر وجود انسان هایی که اغلب به واسطه ارتباط با باندهای مواد مخدر، درگیری با ماموران انتظامی و گروگان گیری به «اشرار» شهرت یافته اند مورد توجه قرار گیرد. در حالی که ظاهرا با ایجاد قرارگاه عملیاتی رسول اکرم در منطقه جنوبشرق توان عملیاتی نیروی انتظامی برزای مقابله با این افراد افزایش یافته است اما به نظر نمی رسد تنها با پرداختن به مبارزه فیزیکی با اشرار بتوان وضعیت اشرارخیزی منطقه را به کلی ریشه کن کرد.

سردار قاسم رضایی جانشین قرارگاه عملیاتی رسول اکرم با اشاره به وضعیت خاص منطقه جنوبشرق ایران از لحاظ اقلیمی و مرزهای طولانی با کشورهایی نظیر افغانستان و پاکستان می گوید:«سابقه تاریخی نشان می دهد که همیشه در این منطقه ناامنی و شرارت وجود داشته است و آنچه مشهود است عقب ماندگی اقتصادی در منطقه است که باعث شده وضعیت نامناسب فعلی در آنجا حاکم باشد.»

وی می افزاید:«با وجودی که منطقه از بسیاری جهات با گذشته تفاوت های زیادی دارد اما عقب ماندگی آنجا خصوصا از لحاظ اقتصادی بسیار عمیق است.»

اشاره ی دیگر او به کاهش بهره مندی کشورهای استکبارگر در این مناطق است که باعث شده است آن ها از طریق مرزهای پاکستان و افغانستان منطقه را درگیر مسائل مختلف و ناامنی کنند که شرارت های عبدالمالک ریگی از آن جمله بوده است.

سردار رضایی ریشه بخشی از ناامنی ها را به کشت گسترده مواد مخدر در افغانستان و قاچاق آن از طریق ایران ربط میدهد و می گوید:«به عنوان نمونه 88 درصد گروگان گیری های منطقه با مواد مخدر مرتبط است.»

وی در ادامه به لزوم تشکیل قرارگاهی واحد برای ایجاد امنیت و جلوگیری از قاچاق مواد مخدر در استان های کرمان، سیستان و بلوچستان، شرق هرمزگان و خراسان جنوبی اشاره کرده و عنوان می کند:«قرارگاه رسول اکرم بنا به همین نیاز در سیستان و بلوچستان ایجاد شده که وظیفه اش مبارزه با اشرار مسلح، مسدود نمودن مرزها، مبارزه با کاروان های قاچاق مواد مخدر، ساماندهی اتباع بیگانه همراه با ماموریت جانبی جمع آوری سلاح های غیرمجاز در منطقه است.»

این فرمانده انتظامی تاکید می کند:«با ایجاد قرارگاه رسول اکرم همه نیروهای انتظامی، اطلاعاتی و قضایی با هماهنگی بیشتری عمل خواهند کرد و خلأهایی که قبلا در این زمینه وجود داشت برطرف شده است.»

سردار رضایی در ادامه می گوید:«در مدت تشکیل قرارگاه 60 هزار مورد عملیات در منطقه صورت گرفته است که 53 مورد هلاکت اشرار، دستگیری 266 شرور، کشف 51 تن مواد مخدر و 181 مورد رهایی گروگان از دستاوردهای ما بوده است.» البته وی به این موضوع نیز اشاره می کند که 9 شهید و 45 مجروح (بدون احتساب 8 شهید و 3 زخمی عملیات اخیر اشرار) یکی از تبعات این حجم گسترده عملیات بوده است.

سردار رضایی سپس به نکته بسیار مهمی اشاهر می کند:«امنیت پایدار نیازمند توسعه پایدار این مناطق است.»

او در این مورد می افزاید:«اگر شغلی نباشد و جوانان منطقه بیکار باشد، این مناطق خود به خود به سمت ناامنی می روند. مثلا ایجاد صنایع تبدیلی و طرح های کوتاه مدت و بلندمدت اقتصادی می تواند به ایجاد شغل و در نتیجه امنیت کمک کند و امیدوارم همراه با اقدامات امنیتی کارهای زیربنایی برای ایجاد توسعه پایدار اقتصادی فرهنگی و اجتماعی صورت گیرد تا منطقه از وضعیت فعلی خارج شود.»

معاون سیاسی – امنیتی استاندار کرمان نیز با اشاره به اینکه مشکلات اقتصادی مردم در جنوب استان کرمان در میزان امنیت این منطقه تاثیرگذار است، می گوید:«از ابتدا مهم ترین سیاست گذاری ها معطوف به ایجاد امنیت پایدار در جنوب استان کرمان بوده است، اما متاسانه چون این استان بارانداز مواد مخدر در کشور است، همیشه با مشکلاتی از این نوع مواجه هستیم.»

ابوالقاسم نصرالهی، با اعتقاد به اینکه باید به همه ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی منطقه توجه شود می افزاید:«باید به همه این مقولات توجه ویژه ای شود تا شاهد یک امنیت پایدار در منطقه باشیم.»

وی از تمامی دستگاه های مرتبط می خواهد در فراهم کردن بسترهای مناسب اقتصادی برای حل مشکلات معیشتی مردم منطقه تلاش بیشتری بکنند.

اما در مورد شرارت موجود در منطقه و درگیری های روزانه ماموران انتظامی با اشرار نظرات دیگری نیز وجود دارد.

دکتر سیامک زندرضوی، جامعه شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه کرمان معتقد است که بخش عمده ی ناامنی ناشی از فعالت کاروان های حمل مواد مخدر و گروه های توزیع منطقه ای مواد مخدر است. او می گوید:«در حالی که اشتغال پایداری برای انبوه جوانان منطقه وجود ندارد و هنوز ساختارها متکی به روابط طایفه ای است و فردیت شخص در آن کم رنگ است به راحتی می توان تصور کرد گروه های ثروتمند حمل مواد مخدر در محدوده ی مرزهای شرقی تا نواحی مرکزی کشور، از این نیروی جوان، آماده به اشتغال، کم سواد، غیرپرسشگر و عاشق تفنگ و زندگی همراه با رفاه به نفع خود سود ببرند و آن ها را در وضعیت فعلی قرار دهند.»

دکتر زندرضوی می افزاید:«از طرف دیگر تا زمانی که بازار مصرف مواد مخدر در استان کرمان و استان های دیگر پر رونق است، کار تنها به حمل و نقل مواد مخدر برای مصرف اروپا ختم نمی شود بلکه باراندازها و گروه هایی برای توزیع منطقه ای فراهم می آیند که آن ها هم در ایجاد ناامنی و درگیری مداوم با نیروی انتظامی موثر می شوند.»

این استاد جامعه شناسی دانشگاه تصریح می کند:«بایستی مسئله اشتغال هزاران جوان در نواحی جنوبی استان کرمان و سیستان و بلوچستان بیش از این مورد توجه قرار گیرد تا شرارت، شامل درگیری مسلحانه با نیروی انتظامی و گروگانگیری برای تصفیه حساب های توزیع داخلی مواد مخدر محو شود.»

دکتر زندرضوی تاکید می کند:«مادامی که بازار مصرف مواد مخدر در ایران به دلیل بیکاری گسترده، کاهش امید به یک زندگی انسانی و برخودار از حداقل های مناسب زندگی قرن بیست و یکمی و پایین بودن شادمانی عمومی گسترده است، همیشه جوانان داوطلب و نیرومندی پیدا می شوند که جای اشرار از میان رفته را پر نمایند.»

او با اشاره به اینکه برپا کردن چوبه دار و حمله با آرپی جی به خودروی نیروی انتظامی دایره ی معیوبی است که در 50  سال اخیر پیوسته تکرار و تکرار شده است، تاکید می کند:«دستگاه سیاسی – اداری کشور نباید با مسئله امنیت و زندگی شهروندان مناطق جنوبی استان کرمان برخوردی سطحی داشته باشد.»

وی همچنین پیشنهاد می کند:«اعتیاد از قوانین مجرمانه خارج شود و دولت مراکز متعددی زیر نظر کادر پزشکی برای مصرف کنندگان مواد مخدر ایجاد کد تا بازار تقاضا برای مواد مخدر وارداتی از افغانستان و پاکستان در ایران به صفر برسد.»

دکتر زند رضوی در این مورد می افزاید:«در نتیجه این اقدام، تجارت 500 میلیارد دلاری حمل و نقل مواد مخدر باراندازهای داخلی اش را از ایران برمی چیند چرا که نمی تواند به خرده فروشی آن امیدوار شد و حتی ممکن است خط ترانزیت افغانستان – تاجیکستان به طور کامل جایگزین عبور از ایران و استان کرمان شود.»

مجید حکاک زاده، کارشناس علوم اجتماعی نیز در تحقیق خود در زمینه مسئله شرارت در جنوب استان کرمان با اشاره به اینکه شرارت و وجود اشرار در استان کرمان یکی از مهم ترین معضلات اجتماعی استان می باشد عنوان می کند:«این وضعیت باعث به وجود آمدن بسیاری از مشکلات دیگر از جمله ایجاد جو ناامنی در استان و در نتیجه عدم  رغبت به سرمایه گذاری در منطقه، افزایش مهاجرت مردم و در نهایت عدم رشد و توسعه منطقه به ویژه در مناطق اشرارخیز استان شده است ضمن اینکه مشکلات دیگری از جمله صرف وقت و هزینه ی بسیار جهت سرکوبی محاکمه و تنبیه اشرار و ایجاد خسارت های مالی و جانی بسیار را نمی توان از نظر دور داشت. »

او می افزاید:«حل هر چه سریع تر این مسئله و معضل اجتماعی از اهمیت بسیاری برخوردار است البته بدون بررسی و شناخت دقیق و ریشه ای متغیرهای موثر بر آن این امکان وجود ندارد.»

حکاک زاده در ادامه عنوان می کند:«براساس تحقیقات و مصاحبه با اشرار، فقر اقتصادی و عدم استطاعت مالی، بیکاری، وجود نابرابری های اجتماعی – اقتصادی، بی سوادی و کم سوادی، وجود نابسامانی های خانوادگی و اعتیاد عوامل اصلی تمایل به شرارت در مناطق جنوبی استان بوده اند.»

 

************

این روزها بحث اشرار و شرارت در مناطق جنوبی استان کرمان داغ است اما به نظر می رسد تداوم سیاست های فعلی، تداوم چرخه ای است که سال ها نتیجه ای برای تغییر وضعیت منطقه نداده است.

شاید برخورد ریشه ای تر با مسائل جنوب استان کرمان و بهره گیری از نظرات تمامی صاحبنظران در این زمینه، سرمایه گذاری اقتصادی کارشناسی و برنامه ریزی شده و گسترش امکانات فرهنگی و اجتماعی برای زندگی مرفه تر مردم منطقه بتواند به این وضعیت ناخوشایند در جنوب استان کرمان پایان دهد تا جان های کمتری در این پروسه شوم از انسان ها گرفته شود.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 20:45  توسط وحید قرایی  | 

برخي از سوانح بزرگ هوايي ايران از سال ‌‌١٣٥٩ تاكنون

 ‌‌١٧ سانحه مرگبار با حدود ‌‌١٥٠٠ كشته 
سقوط دوازدهمين هواپيماي مسافربري در ايران

در 25 سال گذشته 17 سانحه مرگبار هوايي در ايران اتفاق افتاده است كه بدون احتساب كشته‌شدگان سقوط هواپيماي توپولوف امروز (جمعه) در فرودگاه مشهد، 1464 نفر از مسافران جان خود را از دست دادند.

در اين سوانح كه به دلايل گوناگون اتفاق افتاده هواپيماهاي مختلف نظامي و غير نظامي سقوط كرده‌ و بسياري از مسافران بخش هوايي ايران جان خود را از دست داده‌اند.

برخي از سوانح بزرگ هوايي ايران از سال 1359 (1980) تاكنون به شرح زير است:

1 ـ شهريور 1385 (سپتامبر 2006): سقوط هواپيماي توپولوف در فرودگاه مشهد (  ۳۰ نفر اغلام شده برخی خبرها حکایت از مرگ ۹۰ نفر دارد)؛

2 ـ دي 1384 (دسامبر 2005): سقوط هواپيماي فالكن سپاه پاسداران حوالي اروميه با 12 كشته؛

3 ـ آذر 1384 (دسامبر 2005 ): سقوط هواپيماي سي 130 در نزديكي فرودگاه مهرآباد با 106 كشته؛

4 ـ فروردين 1384 (آوريل 2005): سقوط هواپيماي بويينگ 707 در فرودگاه مهرآباد با دو كشته؛

5 ـ آبان 1383 (نوامبر 2004 ) : سقوط هواپيماي فوكر 50 در نزديكي فرودگاه شارجه با 45 نفر كشته؛

6 ـ اسفند 1382 (فوريه 2003) : سقوط هواپيماي ايلوشين در جنوب شرق ايران با 276 كشته؛

7 ـ دي 1381 (دسامبر 2002): سقوط هواپيماي آنتونوف در مركز ايران با 46 كشته؛

8 ـ اسفند 1381 (فوريه 2002) : سقوط هواپيماي توپولوف در خرم‌آباد با 119 كشته؛

9 ـ ارديبهشت 1380 (مه 2001): سقوط هواپيماي ياك و كشته شدن 29 نفر (از جمله وزير راه و ترابري)؛

10 ـ اسفند 1379 (فوريه 2000): برخورد دو هواپيماي نظامي و مسافربري در تهران با شش كشته؛

11 ـ فروردين1376 (مارس 1997): سقوط هواپيماي نظامي در شمال شرق ايران با 80 كشته؛

12 ـ آبان 1373 (اكتبر 1994): سقوط هواپيماي فوكر شركت آسمان در نطنز با 66 كشته؛

13 ـ فروردين 1373 (مارس 1994): سقوط هواپيماي ترابري ارتش با 24 كشته؛

14 ـ اسفند 1372 (فوريه 1993): برخورد دو هواپيماي نظامي و مسافربري با 132 كشته؛

15 ـ تير 1367 (ژوييه 1988): سقوط هواپيماي ايرباس بر اثر حمله موشكي ناو آمريكايي با 290 كشته؛

16 ـ آبان 1365 (نوامبر 1986): سقوط هواپيماي ترابري ارتشي در زاهدان با 103 كشته؛

17 ـ بهمن 1359 (ژانويه 1980): سقوط هواپيماي مسافربري بويينگ در مسير مشهد تهران با 128 كشته.

اطلاعيه جبهه مشاركت ايران درباره سانحه هواپيماي مسافربري در فرودگاه مشهد

جبهه‌ي مشاركت ايران اسلامي درباره‌ي سانحه‌ي هواپيماي مسافربري در فرودگاه مشهد اطلاعيه اي صادر كرد.

در اين اطلاعيه آمده است: وقوع سانحه‌ آتش‌سوزي هواپيماي مسافربري در فرودگاه مشهد كه به درگذشت تعدادي از هموطنان و آسيب ديدن شمار ديگري از آنان انجاميد موجب تاسف و تاثر شد.

تكرار اين نوع حوادث در سال‌هاي اخير وضعيت نگران‌كننده‌اي را از وضعيت سامانه‌ي پروازي كشور نشان مي‌دهد كه از اين جهت امنيت پرواز‌ها را به نازل‌ترين سطح خود رسانده است.

جبهه‌ي مشاركت ايران اسلامي با ابراز تاسف از وقوع حادثه‌ي اخير و عرض تسليت به خانواده‌هاي جان‌باختگان اين حادثه و آرزوي بهبودي براي مجروحان، از مسوولان امر خواستار رسيدگي جدي به وضعيت ناوگان و سامانه پروازي كشور و رفع نگراني و دغدغه خاطر از شهروندان در اين رابطه است.

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 19:12  توسط وحید قرایی  | 

نگاهی به ضرب و جرح شدید یک مامور رفع سد معبر شهرداری در کرمان

شهردار منطقه یک کرمان:

 مغازه ها به انباری تبدیل شده اند و خیابان و پیاده روها به واحدهای تجاری!

عکس: وحید قرایی

سیما کارآموزیان- در روزهای گذشته خبری منتشر شد مبنی بر اینکه یکی از ماموران رفع سد معبر شهرداری کرمان طی 8 روز 3 بار در حین انجام وظیفه مورد ضرب و جرح ایجاد کنندگان سد معبر در بازار کرمان قرار گرفته است.

جواد سلیمانی در آخرین مورد توسط یک شرور سابقه دار که در بازار بزرگ کرمان بساط پهن کرده بود از ناحیه بازو و قفسه سینه مورد اصابت چاقو قرار گرفت و به شدت مصدوم شد.

شهردار منطقه یک کرمان با اشاره به اینکه شهرداری مجموعه وظایفی دارد که تلقی بخشی از مردم از آن اشتباه است در این مورد می گوید:مطابق قانون، شهرداری مکلف است تا نسبت به رفع سد معبر ایجاد شده در شهر اقدام کند اما ماموران شهرداری برای انجام وظایف خود با مشکل مواجه هستند.

مهندس علیرضا باقری با طرح این پرسش که مگر پیاده رو و خیابان، واحد تجاری هستند و مگر مغازه دار حق دارد به این حریم تجاوز کند، عنوان می کند: ما با رفع سد معابر حق مردم و حقوق اجتماعی را اعاده می کنیم و این در حالیست که این کار نه برای شهرداری درآمد دارد و نه برای ماموران شهرداری جذابیت اما به هر حال مکلفیم این کار را انجام دهیم تا حقوق شهروندان کرمانی مراعات شود.

وی می افزاید: به برخی اماکن دهها بار اخطار رفع سد معبر داده ایم اما به هیچ عنوان به این اخطارها توجه نشده است و متاسفانه بسیاری از کسانی که درخواست رفع سد معبر از آنها داریم وظیفه ما را درک نمی کنند.

او همچنین به این موضوع اشاره میکند که شهروندان کرمانی باید به این سوال پاسخ دهند که آیا می خواهند به بسیاری از حقوق شهروندی خود از جمله داشتن شهری زیبا و عبور بی دغدغه از پیاده روها و خیابانها برسند یا خیر؟

باقری در ادامه اظهار می دارد: حقوق اجتماعی که تنها یک سازمان بتواند آن را برای مردم به دست آورد و در وهله اول شهروندان کرمانی باید به این نتیجه برسند و خودشان برای رسیدن به این حقوق تلاش کنند.

وی خاطر نشان می کند: با فراموش شد این حقوق خصوصا در زمینه لزوم رفع سد معابر، بسیاری از مغازه ها به انباری تبدیل شده اند و خیابان و پیاده روها به واحدهای تجاری و مغازه ها با کمترین زیبایی ظاهری محل عبور مردم را اشغال کرده اند.

او با اشاره به اینکه فراموش شدن حقوق شهروندی نتیجه اش وضعیت فعلی شهر کرمان از لحاظ ظاهری و روابط درونی است می گوید: گردشگران با همین نشانه ها وضعیت شهر را می سنجند و تحلیل می کنند و شهروندان کرمانی برای خارج شدن از این وضعیت باید به اجماع برسند تا کرمان مفهوم شهر را از ذست ندهد و بسترهای لازم برای پویایی شهر به وجود آید.

شهردار منطقه یک کرمان سپس با اشاره به مضروب شدن  سه باره ی یک مامور رفع سد معبر می گوید: با این شرایط ماموران شهرداری نیز انگیزه خود را خود را برای بازگرداندن حقوق شهروندان در چنین مواردی از دست می دهند ضمن اینکه برخی نهادها و افراد نیز که بایستی حامی ما باشند حمایتهای لازم را به عمل نمی آورند و از چنین قضایایی به سادگی می گذرند و حتی برخی ماموران به دلیل انجام وظایفشان بازخواست می شوند.

باقری تاکید می کند: اگر روزی افراد بابت انجام وظایف خود برای احقاق حقوق شهروندان بازخواست شوند آن شهر به مرگ مغزی رسیده است و اتفاق خطرناک دیگر این است که برخی اداره کنندگان شهر بخواهند برداشتهای شخصی خود را از قوانین شهرداری تسری دهند.

او همچنین با اشاره به اینکه ماهیانه حداقل 15 میلیون تومان برای رفع سد معابر شهر کرمان هزینه می شود می گوید: باید به شرایطی برسیم که حمایت جمعی از یک مامور شهرداری برای انجام وظایف قانونی اش صورت گیرد.

این مقام مسوول در شهرداری کرمان در پایان می گوید: همه شهروندان کرمانی باید به این نتیجه برسند که زندگی در یک شهر زیبا و پویا حق همه آنهاست.

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 8:30  توسط وحید قرایی  | 

خبر تکراری!!!

بازگشايي موزه هنرهاي معاصر صنعتي كرمان باز هم به تعويق افتاد!

فقدان چارت اداري مناسب موزه و دير ابلاغ  شدن اعتبارات اختصاص يافته ،علل به تعويق افتادن پياپي بازگشايي موزه هنرهاي معاصر صنعتي كرمان اعلام شد .

محسن روحي معاون هنري و سينمايي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي استان كرمان در توجیه اين وضعیت افزود:« موزه هنرهاي معاصر صنعتي كرمان كه قرار بود اواخر ارديبهشت سال جاري بازگشايي شود ، در حال حاضر آخرين مراحل بازسازي و راه‌اندازي را طي مي‌كند و درصد كمي از كارهاي ساختماني از جمله محوطه سازي آن باقي مانده است و چهار گالري موزه كه در آنها آثار سهراب سپهري و نقاشان معاصر به نمايش در مي‌آيد ، آماده افتتاح است.»

روحي درباره مشكلات اعتباري موزه توضيح داد:« ما تلاش داشتيم تا موزه را در زمان اوليه آماده كنيم اما با توجه به اين كه  ابلاغ اعتبارات در شش ماه اول با تاخير انجام شد؛ در سه ماهه نخست با كمبود بودجه مواجه شديم كه آماده سازي موزه را با تاخير رو به رو كرد. اما تلاش شد تا بعد از ابلاغ اعتبارات بازسازي موزه را سرعت ببخشيم.»

وي همچنين نبود چارت اداري موزه! را به عنوان يكي از مهمترين دلايل تاخير در راه‌اندازي موزه دانست:« زماني كه داشتيم كارهاي داخلي موزه را ساماندهي مي‌كرديم متوجه شديم كه چارت اداري موزه كامل نيست. نمي‌توانستيم موزه‌اي را بدون نيروي تخصصي بازگشايي كنيم و بعد از مدتي آن را تعطيل كنيم. اين موزه يك موزه تخصصي است كه حداقل بايد 10 تا 12 نيروي رسمي كارشناس پرسنل داشته باشد. ما تلاش كرديم در كنار ساير كارهاي آماده سازي موزه برنامه‌اي براي تعريف و به كارگيري نيروهاي كارآمد در موزه را داشته باشيم. »

روحي  گفت:« ما قصد داريم تا فاز نخست اين موزه را با برنامه‌اي رسمي در حضور رئيس جمهور افتتاح كنيم.»

به گفته معاون هنري اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي براساس هماهنگي انجام شده سفر استاني هيات دولت به ماه مهر و آبان موكول شده است !

در فاز نخست اين موزه گالري آثار سهراب سپهري با بيش از 550 اثر از اين شاعر و نقاش معاصر راه اندازي مي‌شود.

قرار است همزمان با سفر رياست جمهوري اعتبارات فاز دوم اين موزه كه شامل گسترش فضاي موزه  نيز  ابلاغ شود. فاز دوم موزه در فضاي پشت ساختمان كنوني   قرار دارد. اين بخش مجزا از قسمت ثبتي شده ميراث فرهنگي است. در اين بخش قرار است گالري هاي جديد و استاندارد جهت نمايش آثار هنري ، كرويدور ارتباطي بين گالري هاي جديد و قديم (فعلي ) موزه جهت گردش مرتبط در كل فضاي موزه ، سالن پژوهشهاي فرهنگي و هنري و امكانات رفاهي طراحي شده است . همچنين عمليات به سازي فضاي سبز موزه به شكل فراگير و يكدست در اين فاز انجام مي‌شود . فاز دوم موزه بيش از 3ميليارد تومان هزينه براي ساخت مي‌خواهد.

بنيانگذار مجموعه موزه هنرهاي معاصر صنعتي كرمان مرحوم حاج علي اكبر صنعتي زاده است كه در سال 1318 هـ. ش پرورشگاهي را جهت نگهداري كودكان يتيم بنيان نهاد. زمين اين پرورشگاه درسال 1313 ه . ش از ورثه امير احتشام با وجوه دريافتي از صندوق استانداري خريداري شد. آغاز فعاليت فرهنگي در پرورشگاه صنعتي سال 1328با احداث كارگاه و نمايشگاهي از آثار نقاشي و مجسمه‌هاي علي اكبر صنعتي يكي از فرزندان پرورشگاه صنعتي آغاز شد. پس از درگذشت مرحوم حاج علي اكبر صنعتي زاده هيات مديره پرورشگاه( كانون پرورش نونهالان صنعتي ) مسئوليت اداره پرورشگاه را به عهده گرفت.موزه صنعتي سال 1356 در محل پرورشگاه صنعتي افتتاح شد.اين موزه از سال 82 براي انجام برخي تعميرات و گسترش تعطيل شده بود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 14:20  توسط وحید قرایی  | 

پارک گل و گیاه کرمان دائمی می شود

مدیر عامل سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری کرمان گفت: حسن جشنواره گل و گیاه امسال در مجموعه فرهنگی تفریجی مادر این است که گلها و گیاهان کاشته شده برای نمایشگاه در این مجموعه به صورت دائمی باقی می مانند.

مهندس بابایی افزود: در سالهای قبل یکی از مشکلات ما در برگزاری جشنواره گل و گیاه تراکم شرکتهای حاضر و بازدیدکنندگان بود که حتی محاطب یابی برای شرکتهای پرورش گل و گیاه را مشکل می کرد که با توجه به وسعت و فضای محیط جشنواره چهارم این مشکل حل شده است.

وی با اشاره به تنوع طراحی مجیط جشنواره و استفاده از سیستمهای آبیاری تحت فشار گفت: غرفه های فروش گل و گیاه و ادوات وابسته از زمان افتتاح جشنواره فعال است و کارتی به صورت رایگان به بازدیدکنندگاه داده می شود که می توانند در قرعه کشی های شبانه جشنواره شرکت کنند.

بابایی همچنین با اشاره به اینکه سرانه فضای سبز در شهر کرمان 58/11 متر مربع به ازای هر شهروند کرمانی است گفت: سرانه مطلوب برای شهر کرمان 17 متر است که قصد داریم به این رقم دست یابیم.

مدیر عامل سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری کرمان همچنین گفت: کار احداث و تکمیل پارک ملت در کنار موزه دفاع مقدس با همکاری شهرداری منطقه یک و مجموغه فرهنگی و تفریحی گلها واقع در جاده ماهان با همکاری شهرداری منطقه یک در حال انجام است.

بابایی در پایان تصریح کرد: تنها عامل محدود کننده برای توسعه فضای سبز شهر کرمان نتود تودجه و اعتبارات مورد نیاز این سازمان است.

گفتنی است چهارمین جشنواره گل و گیاه کرمان از 18 تا 24 شهریور ماه در مجموعه فرهنگی، تفریحی مادر واقع در چهارراه فرهنگیان کرمان به میزبانی سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری کرمان و با همکاری شهرداری منطقه 2 برگزار خواهد شد. 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 15:4  توسط وحید قرایی  | 

کاریکاتوری از صالح رزم حسینی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 15:2  توسط وحید قرایی  | 

دکتر سیامک زند رضوی:

دستگاه اداری و سیاسی با مشکلات نواحی جنوبی استان کرمان برخوردی سطحی داشته است

 

دکتر سیامک زندرضوی، جامعه شناس و استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان معتقد است که در استان کرمان دستگاه اداری و سیاسی با شهروندان نواحی جنوبی استان کرمان برخوردی سطحی داشته است.

وی توضیح می دهد: به عنوان مثال، در ماه های اول انتصاب استاندار جدید کرمان یک cd از زندگی مردم بخشیی از منطقه ی عنبرآباد پخش شد که زندگی ابتدایی این مردم را نشان می داد. این مسئله گسترش پیدا کرد تا یک نمایند مجلس نیز این موضوع را اعلام کرد و نتیجه آن شد که وعده داده شود 10 هزار واحد مسکونی برای اسکان کپرنشینان برپا می شود که این برخورد بدون شناخت از تاریخ مناطق جنوب استان صورت گرفت.

دکتر زندرضوی می افزاید: با کمی مطالعه می توان پی برد که ساخت خانه های پیچ و مهره ای برای طوایف و به ویژه کوچندگان از دوره رضا شاه در استان های فارس، اصفهان و کرمان آغاز شد و تا زمان محمدرضا شاه نیز استمرار یافت و در مدت کمی هم این واحدها از بین رفت.

این استاد دانشگاه ادامه می دهد: محمد بهمن بیگی کتابی دارد با عنوان "بخارای من، ایل من" که این کتاب داستانی دارد به نام گاوز زرد که در این داستان بی ثمر بود ساخت خانه ای پیچ و مهره ای برای این مردم را توضیح داده است .

دکتر زندرضوی تصریح می کند: حداقل در دو دهه اخیر که من کم و بیش در عرصه مطالعات عشایری و روستایی فعال هستم هرگز دستگاه اداری دغدغه و برنامه ای جدی برای بررسی ریشه ای، عمیق و حل واقعی مسائل شهروندان جنوب استان نداشته است. البته هزینه شده است. به عنوان مثال در اواخر دهه 70 موتور پمپ های طرح امنیتی به بخشی از طوایف جنوب استان واگذار شد ( البته بدون توجه به مسئله تواناسازی مردم برای تغییر معیشت از دامداری محدود و باغ داری ابتدایی به تولید کشاورزی نوین.)

وی بار دیگر موضوع ساخت خانه های دائمی برای شهروندان جنوب استان اشاره می کند و یادآور می شود: طرح برپا کردن اسکان های پیچ و مهره ای بنیاد مسکن نه با شرایط منطقه سازگار است و نه توسط ساکنان قابل بازتولید است و در بهترین حالت این واحدها تبدیل به نقاطی خواهند شد که اطراف آن دوباره مسکن ناپایدار برپا می شود و تنها منفعت آن متوجه تولید کنندگان بزرگ طرف قرارداد یعنی دستگاه های متولی است.

این استاد دانشگاه راه حل را در لغو پروژه می داند و تصریح می کند: باید متناسب با توانایی ها و قابلیت خود شهروندان مسئله معیشتشان بهبود یابد.

دکتر زندرضوی در ادامه مسئله مواد مخدر در جنوب استان را مورد بحث قرار می دهد و می گوید: بخشی از مسئله برخورد نیروی انتظامی در مناطق جنوبی استان حول محور مبارزه با کاروان های حمل مواد مخدر و گروه های توزیع کننده مواد مخدر است. واقعیت این است که در وضعیتی که اشتغال پایدار برای انبوه جوانان وجود ندارد و هنوز ساختارهای متکی به روابط طایفه ای که فردیت شخص در آن کمرنگ است این معضل پا برجاست.

او می افزاید: به راحتی می توان تصور کرد که گروه های بسیار ثروتمند حمل مواد مخدر از افغانستان و پاکستان به اروپا بتواند در محدوده مرزهای شرقی تا نواحی مرکزی کشور از این نیروهای جوان، آماده به اشتغال، کم سواد، غیرپرسشگر، عاشق تفنگ و زندگی همراه با رفاه سود ببرند و حتی بزرگان بعضی طوایف این فعالیت را تنها راه اشتغال جوانان منطقه می دانند.

وی ادامه می دهد: از طرف دیگر تا زمانی که بازار مصرف مواد مخدر در استان کرمان و استان های هم جوار پررونق است کار، تنها به حمل و نقل ساده برای مصرف اروپا ختم نمی شود بلکه بازارها و گروه هایی برای توزیع منطقه ای فراهم می آید.

او در پاسخ به این سئوال که چه باید کرد عنوان می کند: این پیشنهاد ممکن است در نگاه اول بسیار بحث برانگیز باشد اما تجربه جهان نشان می دهد که همیشه راه حل های دور از ذهن در زمان دیگر پذیرفتنی می شوند.

او پیشنهاد خود را چنین مطرح می کند:1- اعتیاد از قوانین مجرمانه خارج شود2- دولت مراکز متعدد زیر نظر کادر پزشکی و رایگان برای مصرف کنندگان مواد مخدر به طور گسترده فراهم آورد 3- مصرف کنندگان اعم از معتاد و تفننی، مواد مصرفی خود را در این مکان ها زیر نظر کادر متخصص دریافت کنند و در نهایت مدت انتظار هر فرد متقاضی کمتر از حداقل زمان فاصله بین دو مصرف معمول باشد.

این جامعه شناس پیامدهای مثبت پیشنهاد خود را نیز اینگونه برمی شمرد: اول اینکه بازار تقاضا برای مواد مخدر وارداتی به صفر گرایش پیدا می کند در نتیجه تجارت 500 میلیارد دلاری حمل و نقل مواد مخدر، باراندازهای داخلی اش را از ایران برمی چیند چرا که نمی تواند به خرده فروشی آن امیدوار باشد و حتی ممکن است خط ترانزیت افغانستان – تاجیکستان به طور کامل جایگزین استان کرمان شود ضمن اینکه همزمان مسئله ی اشتغال ده ها هزار جوان در نواحی جنوبی استان های کرمان، سیستان و بلوچستان باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد.

دکتر زندرضوی تاکید می کند: در این صورت شرارت شامل درگیری مسلحانه با نیروی انتظامی، گروگانگیری برای تصفیه حساب های توزیع داخل مواد مخدر به طور منظم و منطقی محو می شود.

وی تاکید می کند: مادامی که بازار مصرف مواد مخدر سراسر ایران به دلیل بیکاری گسترده، کاهش میزان امید به زندگی انسانی برخوردار از حداقل های مناسب زندگی قرن 21 و کمی شادمانی عمومی وجود دارد همیشه جوانان داوطلب مشتاق نیرومند و جسوری پیدا می شوند که جای اشرار از میان رفته را پر نمایند.

دکتر زند زضوی تاکید می کند:در نظر داشته باشید که برپا کردن چوبه دار و حمله با آرپی چی به خودروی نیروی انتظامی دایره معیوبی است که در 50 سال گذشته پیوسته تکرار شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 13:20  توسط وحید قرایی  | 

گزارش علی نقوی از وضعیت مطبوعات محلی منتشر شده در روزنامه سرمایه

بزرگترين استان ايران روزنامه ندارد

حكايت مطبوعات محلي كرمان، حكايت جالبي است. سال‌هاست از هر كس كه دستي بر آتش دارد از روزنامه‌نگاري در كرمان مي‌پرسم، مشابه هم حرف مي‌زنند. بازگويي اين قصهء پرغصه دردي را دوا نكرده است و باوجود اذعان همه به نقاط ضعف موجود در مطبوعات محلي، كسي براي رفع آن قدمي برنمي‌دارد. بعضي اوقات ديدني‌ترين روزنامه‌اي محلي خنده‌اي از سردرد را بر لب نمايان مي‌كند، نام نمي‌برم چون اين قضيه بيش و كم در اكثر اين نشريات ديده مي‌شود شما اگر آگهي تبريك يا تسليتي را به عنوان تيتر روزنامه‌تان بزنيد خنده‌آور نيست. بدشكلي و نداشتن فرم گرافيكي مناسب، ديگر عادي شده است. كرمان بيش‌ترين تعداد نشريهء محلي را به خود اختصاص داده است اما كيفيت آن‌ها هيچ گاه نياز مخاطبان را اقناع نكرده است. همه ساله ارديبهشت ماه و مردادماه به مناسبت برگزاري نمايشگاه كتاب و روز خبرنگار فرصتي براي تلنگر به عملكرد خود پيش مي‌آيد. اما دريغ كه هر سال جز حسرت چيزي نمي‌ماند و گويي اين حرف‌هاي تكراري كه سال‌هاست بيان مي‌شود اثري ندارد. اصلائ معلوم نيست اين حرف‌ها را به كي بايد بگوييم، ارشاد، خانهء مطبوعات، روزنامه‌نگاران، خوانندگان يا مجموعه‌اي از همهء اين‌ها؟ در اين گزارش سعي داريم بار ديگر مروري بر وضعيت نشريات محلي استان كرمان داشته باشيم. شايد دوستان نظري كنند و تلنگري باشد بر بي‌ساماني نشريات محلي كرمان.

تاريخچهء روزنامه‌نگاري در كرمان

مطابق پژوهش اسماعيل رزم‌آسا در كتاب تاريخ كرمان، «اعتبار» قديمي‌ترين روزنامهء كرماني است كه شيخ محمد طلبه آن را در سال 1327 هجري قمري برابر 1288 هجري خورشيدي و در ايام مشروطه منتشر كرده است. (جريده‌اي كه به حسب اقتضاي وقت، همه هفته منتشر مي‌شود و عمده مسلكش آگاهيدن مردم است).

96 سال روزنامه‌نگاري كرمان سه سال پس از مشروطه آغاز و تاكنون بنا به برخي آمارها در حدود 86 نشريه به زيور طبع آراسته شده كه 42 نشريه مربوط به قبل از انقلاب و 44تاي آن به سال‌هاي پس از انقلاب باز مي‌گردد.

در حال حاضر رقم دقيقي از نشريات در حال چاپ و ميزان تيراژ آن‌ها در دست نيست چه آن‌كه بسياري به واسطهء بهره‌مندي از سهميهء كاغذ و آگهي‌هاي دولتي هرچند گاهي منتشر شده و تا زماني كه آگهي آن‌ها به كفايت نرسد منتشر نمي‌شود.

مشكلات و معضلات مطبوعات محلي

مرتضي دلاوري سردبير سابق هفته نامهء فتح نوين و نويسندهء مطبوعات محلي كرمان مشكلات و معضلات مطبوعات محلي را جداي از مشكلاتي كه گريبان مطبوعات سراسري را نيز گرفته‌اند ندانسته و مي‌گويد: «نمي‌دانم چرا بعضي‌ها فكر مي‌كنند فاصلهء مطبوعات سراسري با مطبوعات محلي در اين مورد خاص مطبوعات كرمان، بيش از فاصلهء تهران-كرمان است. همان طور كه فاصلهء مطبوعات پايتخت با جرايد ديگر ممالك نيز كم‌تر از فاصلهء تهران و مثلائ توكيو نيست. (گفتم توكيو نه لندن و يا فلان ايالت در ينگه دنيا چرا كه در آينهء آمال ما انگار تهران، تصويري از توكيوي اسلامي خواهد بود)

از نظر وي، پرداختن به آسيب‌هاي مطبوعات محلي، رانتي است كه روزنامه‌نگاران محترم به همكارانشان در شهرستان قايل مي‌شوند و مي‌افزايد: «زماني اين مساله موضوعيت دارد كه بتوانيم و جرات كنيم آن را دربارهء سطح و كيفيت همهء وجوه حيات اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي يك شهرستاني و يك پايتخت‌نشين مطرح كنيم. يعني از نگاه من، اين آسيب‌ها يا ضعف‌ها آشكارا متوجه بقيهء حوزه‌ها هم هست، همه هم مي‌توانند; اما اگر قرار به طرحشان باشد معلوم نيست چه از داخلش در بيايد.» دلاوري ادامه مي‌دهد: «اگر مهم‌ترين ملاك براي ارزيابي توفيق يك نشريه را تيراژ يا شمارگان منظور كنيم، مطبوعات سراسري حتي به نسبت شرايط و بضاعتشان در مقابل شهرستان‌ها كم مي‌‌آورند. در يكي از شهرستان‌هاي 200 هزار نفري همين استان، نشريه‌اي با شمارگان 10 هزار به فروش مي‌رود. يعني يك نشريه به ازاي 20 نفر. اگر نشريه‌اي سراسري بخواهد در گستره‌اي 60 ميليوني توزيع شود، در مقايسه با آن سرانه، بايد شمارگاني سه ميليون نسخه‌اي داشته باشد. چيزي كه بيش‌تر به يك آرزوي دور و دراز شبيه است. مي‌خواهم، خيالتان را راحت كنم و بگويم كه در شهرستان‌ها خون دل به اندازهء كافي براي خوردن موجود است، بال براي پريدن هست و آسمان نه، زخم نهان فراوان هست و مجال آه نه

طاهري، سردبير حديث كرمان هم مشكل اصلي را در تعريف روزنامهء محلي دانسته و مي‌گويد: «در كرمان هر كس كه دست به قلم باشد و توانايي نوشتن مطلب را داشته باشد، بلافاصله ،خودش درخواست مجوز مي‌دهد و استعدادها در جهت تقويت نشريات موجود به كار بسته نمي‌شوند

محمد لطيف‌كار از نويسندگان و روزنامه‌نگاران با سابقهء كرمان هم با اتكا به پژوهش مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها دربارهء نشريات محلي، خلاصهء مشكلات مطبوعات كرمان را اين‌گونه بيان مي‌كند: «از نظر اصول حرفه‌اي، بيش‌تر نشريات محلي، فاقد ويژگي‌ها و استانداردهاي روزنامه‌نگاري‌اند. به طور مثال عمده تيترهاي اصلي داراي ارزش خبري قابل توجهي نبوده و از وزن و  اهميت كافي برخوردار نيستند. تيتر و ليد مطالب ضعيف است. در تنظيم مطالب خبري، مشكل و ضعف جدي دارند. در تدوين و تنظيم گزارش‌ها عمدتائ به كنار هم قرار دادن نقل‌قول‌ها بسنده مي‌كنند. نوعائ از انجام مصاحبه‌هاي عمقي و چالش‌برانگيز پرهيز مي‌كنند. ستون مطالب خبري از غيرخبري جدا نيست. به سياست بيش از ساير زمينه‌ها اهميت مي‌دهند. اخبار توليدي اندك است. در انتشار مطالب اقتصادي بسيار ضعيف‌اند. در ايفاي نقش نظارتي خود عمدتائ ضعيف هستند و با وجود آن كه رويكردي انتقادي دارند اما كم‌تر به نهادهاي دولتي و مدني توجه دارند

لطيف‌كار در ادامه به مشكلات فني روزنامه‌ها اشاره كرده و مي‌افزايد: «نشريات محلي از نظر گرافيك اصول صحيح زيبايي‌شناسي و طراحي مطبوعاتي را به خوبي رعايت نمي‌كنند. بعضائ انتشار نامرتب دارند و پوشش خبري و موضوعي مورد انتظار مخاطبان خود را برآورده نمي‌كنند و به همين دليل اغلب با بحران مخاطب روبه‌رو  هستند و توزيع رايگان اين قبيل نشريات نتوانسته زمينه‌ساز تعامل رسانه‌اي موثري را فراهم كند.» وي با بيان اين مطلب كه نقاط ضعفي كه نشريات محلي كرمان گريبانگير آن هستند در نشريات بيش‌تر استان‌هاي كشور هم وجود دارد به خنده مي‌گويد:«اين مساله داستان مفصلي دارد

اما يكي از خبرنگاران كرماني كه خواهان فاش كردن نامش نيست انگشت اتهام را به سوي مديرمسوولان برده و بخش عمدهء ضعف مطبوعات را ناشي از بي‌كفايتي آن‌ها مي‌داند و مي‌گويد: «برخي از مديران محترم به تنها چيزي كه فكر نمي‌كنند نيروي انساني  مجرب است آن‌ها حاضرند پول چاپ و هزينهء اجاره و توزيع را بدهند اما ريالي به نويسندگان نپردازند. از ديدگاه آنان، چاپ مطالب ما، لطفي است كه در حق ما روا داشته‌اند و بيش از اين نبايد پرداخت شود، آن‌ها به ما به چشم بازارياب تبليغاتي نگاه مي‌كنند كه تنها وظيفه‌مان گرفتن رپرتاژ آگهي است. وقتي كه اقتصادمان تامين نباشد، چگونه مي‌توانيم با فراغ بال به فكر توليد خبر و سوژه‌هاي ناب باشيم، تا كي مي‌توان با عشق كار كرد و مزد تلاشت را ديگران به يغما برند؟ با بخشي از گفته‌هاي او موافقم - گرچه كمي تند و غيرمنصفانه است - چرا الان كه براي تهيهء گزارش‌يا درخواست مصاحبه به مديران مراجعه مي‌كني اول از تو سوال مي‌كنند آيا در قبال گفته‌هايشان  پولي هم بايد بپردازند يا خير؟ و به جاي آن كه به چشم خبرنگار و روزنامه‌نگار به ما نگاه كنند، به واسطهء عملكرد بد برخي همكاران، طردمان مي‌كنند. مسوولي حتي از تهديد مديرمسوولي به واسطهء عدم پرداخت هزينهء چاپ گزارش‌اش خبر مي‌دهد و مي‌گويد: «اين آقا كه گويا سابقه‌اي طولاني دارد تهديد مي‌كند كه در روزنامه‌اش دست به افشاگري زده و الفاظي را به كار مي‌برد كه دور از شأن اخلاق است چه برسد به اخلاق روزنامه‌نگاري

متاسفانه، سياست‌هاي حمايتي متوليان هم دردي دوا نمي‌كند به گفتهء بلوردي، مدير مسوول هفته‌نامهء نگارستان سيرجان،« ادارهء ارشاد بايد كميتهء ارزيابي عملكرد مطبوعات را تشكيل داده و به وضعيت مطبوعات رسيدگي كند و نشريات خوب و بد را از هم متمايز كند. وي معتقد است ارشاد حمايت لازم را از مطبوعاتي‌ها به عمل نياورده است

كرمان شهر بي‌روزنامه

استان كرمان، پهناورترين استان كشور به شمار مي‌آيد كه بيش از دو ميليون از جمعيت ايران را در خود جاي داده است كه بالغ بر 400 هزار نفر آن در شهر كرمان زندگي مي‌كنند. وجود دانشگاه‌هاي بزرگي چون شهيد باهنر و آزاد اسلامي در كرمان و ده‌ها واحد ديگر در اقصي نقاط استان چهره‌اي نسبتائ فرهنگي به استان داده است. تنها بيش از 30 هزار نفر دانشجو در كرمان ساكنند. علاوه بر اين سابقهء فرهنگي كرمان نيز قابل توجه است، از منظر اقتصادي نيز كرمان جزو استان‌هاي برتر كشور محسوب شده كه توانايي‌هاي بالقوه و بالفعل زيادي دارد اما اين استان بزرگ كه سابقه‌اي 96 ساله در مطبوعات دارد، فاقد روزنامه است. تاكنون تلاش‌هاي كمي براي راه‌اندازي يك روزنامهء حرفه‌اي و مناسب ‌شأن كرمان صورت گرفته است و برخي تلاش‌ها نيز نافرجام مانده است در حالي كه استان‌هاي همجوار كرمان كه سابقهء مطبوعاتي، اقتصادي و فرهنگي كم‌تر‌ي نسبت به اين ديار كويري دارند صاحب روزنامه‌اند.

دلاوري، تمركز امكانات و نيروي انساني حرفه‌اي - كه عمدتائ و بالاجبار از شهرستان‌ها به تهران كوچانده شده‌اند را باعث و باني آسيب‌هاي مطبوعات محلي ميداند و با ذكر مثالي مي‌گويد: «اجازه دهيد از نظر سخت‌افزاري كه ام‌المصايب است مثالي بزنم. شما تصور كنيد اگر بخواهيد يك شماره از روزنامه‌اي مثل همشهري (با همان تعداد صفحات و چاپ چهاررنگ) را در جايي مثل كرمان منتشر كنيد بايد تمام چاپخانه‌هاي استان را بسيج كنيد تا بتوانند در طول يك هفته بخشي از آن را منتشر كنند. ضمن اين كه بايد ده‌ها نفر نيروي انساني را مامور كنيد تا پس از چاپ هزار نسخه از يك صفحه، آن‌ها را از زير ماشين چاپ بيرون بياورند و فوت كنند تا خشك شود و بتوان صفحهء پشتي را رويش چاپ كرد. ده‌ها نفر ديگر هم بايد شبانه‌روز كار كنند تا اين صفحات چاپ شده را تا كنند و لاي هم بگذارند. اين‌ها در حالي است كه از سيستم توزيع و شبكه‌اي كه بايد اين كالاي فرهنگي را به دست مشتري برساند چشم‌پوشي كرده باشيم.»اين روزنامه‌نگار كرماني ادامه مي‌دهد: «بحث من اين نيست كه مثلائ اگر يك ماشين چاپ رول در مركز استان مستقر كنيم مساله حل شده است. نه; اما بايد به اين نكته هم توجه كرد كه تا وقتي امكانات زيربنايي مفقود باشد، انگيزه‌اي براي حضور نيروي انساني متخصص هم موجود نخواهد بود. طبيعتائ به اين زنجيره، مي‌توان حلقه‌هايي چون بخش خصوصي بي‌رمق و انگيزه، سيستم نازك‌نارنجي و كم‌تحمل مديريتي (كه در خوش‌بينانه‌ترين حالت اگر سد راه نشود، كمكي هم نمي‌كند)، شرايط آموزشي، فرهنگي و سرانهء مطالعه و ده‌ها حلقهء مفقودهء ديگر اضافه كرد تا به اين جايي برسيم كه رسيده‌ايم. با تمام اين حرف‌ها، معتقدم رنج و مشقتي كه دست‌‌اندركاران مطبوعات محلي نسبت به همتايان سراسري مي‌كشند قابل مقايسه نيست و برون‌ده كاري آن‌ها نيز اگر بيش‌تر نباشد كم‌تر نيست

محمد لطيف‌كار نيز در اين باره مي‌گويد: «البته نشرياتي  هم داريم كه مدعي روزنامه‌اند; ولي روزنامه تمام عيار كه هر روز منتشر شود و حداقل در هشت صفحه موضوعات گوناگون و عمومي استان را پوشش دهد نداريم

وي با اشاره به سابقهء روزنامه‌نگاري كرمان مي‌افزايد: «متاسفانه كرمان با وجود سابقهء يك قرن انتشار نشريه، هنوز هم به لحاظ سخت‌افزاري يعني امكانات چاپ و هم به لحاظ نرم‌افزاري يعني همان ضعف‌هايي كه درخصوص نشريات محلي برشمردم دچار عدم توسعه است

اين نويسنده ادامه مي‌دهد: «اي‌كاش به جاي اين همه هفته‌نامه و نشرياتي كه گاه تا سه روز يا چهار روز در هفته منتشر مي‌شوند و بيش‌تر‌به آگهي نامه شبيه‌اند دست‌كم يك يا دو روزنامه منتشر مي‌شد»

اما طاهري، سردبير حديث كرمان برخلاف ديگران معتقد است ما در كرمان روزنامه داريم و حديث هر روز منتشر مي‌شود. وي با بيان اين مطلب كه نبايد با تعريف روزنامهء كثيرالانتشار، روزنامه محلي را تعريف كرد مي‌گويد: «از ديدگاه من، روزنامه محلي مثل لبنيات محلي است، بدشكل ولي داراي محتواي قوي با بار محلي. در كرمان اگر بخواهيم روزنامه داشته باشيم كه خبري باشد چيزي بيش از يك صفحه نخواهد بود و يا بايد از چارچوب خبر عدول كنيم، يا خبر محلي چاپ نكنيم

وي روزنامهء چهار صفحه‌اي خود را مثال زده و مي‌افزايد: «من هر روز خود را ملزم به چاپ 20 خبر از استان كرده‌ام و بقيه را با پاورقي و بحث‌هاي ديگر پر كرده‌ام

بلوردي هم دلايل متعدد و متفاوتي را براي نداشتن روزنامه در كرمان عنوان مي‌كند و مي‌گويد: «حتي خيلي از هفته‌نامه‌هايي كه منتشر مي‌شوند، هفته‌نامه نيستند و ما در كرمان حتي يك هفته‌نامهء 16 صفحه‌اي كه دربرگيرندهء بخش‌هاي مختلف كار مطبوعاتي باشد نداريم

وي همچنين معتقد است: «در كرمان پتانسيل لازم از لحاظ فني و انساني براي داشتن روزنامه وجود نداشته و بايد نيروي مناسب براي اين كار پرورش داده شود

واقعيت آن است بخشي از مشكلات مطبوعات محلي به نظام رسانه‌اي ما و نارسايي‌هاي آن برمي‌گردد اما اين كه بگوييم نمي‌توان در استان‌ها رسانهء محلي خوب و تاثيرگذار داشت كه بتواند تحول آفرين باشد سخني نارواست. ما تجربياتي موفق چون همسايه‌ها در خوزستان و خراسان در استان خراسان داشته‌ايم و هم اكنون نيز در برخي استان‌ها نشرياتي با كاركرد محلي و با پشتوانهء خوب در حال انتشارند. در همين كرمان در يكي از شهرستان‌هايش هفته‌نامه‌اي 12 صفحه‌اي منتشر مي‌شود كه در سطح شهرستان خود موفق است. پس اگر بگوييم داشتن روزنامهء مناسب در كرمان امكان‌پذير است سخني به گزاف نگفته‌ايم كافي است بر آنچه در اين سال‌ها گذشته مروري دوباره كنيم شايد راه‌حل‌هاي بهتر بيابيم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 21:12  توسط وحید قرایی  | 

47 آفیس(office) فعال برای اشاعه گلد کوئیست در کرمان

کرمان خبر-در حالیکه مدتها از غیرقانونی اعلام شدن گولدکوئیست و شرکتهای هرمی مشابه می گذرد اما برخی اخبار حکایت از آن دارد که حدود 47 دفتر مستقل کاری گردانندگان این شرکتها که مهمترین عایدی آنها خروج مبالغ هنگفتی از کشور است در شهر کرمان فعال شده است.

در این حال مسوولان قضایی و انتظامی کرمان همچنان به سکوت خود در این مورد ادامه داده اند تا این تجارت شوم در کرمان تنیده تر و فعال تر شود... به بهر حال شاید مصلحتهایی!! در شهر کرمان اقتضا می کند این دفاتر کاری زیر سکوت سنگین مسوولان ذیربط با طیب خاطر بیشتر همچنان به فعالیت خود ادامه دهند تا مضرات اقتصادی آنها سودهایی برای هرچند عده ای معدود به بار بیاورد... 

 

بازاریابی چندسطحی به استناد قوانین گذشته نیز کلاه‌برداری است

امید نقشینه ارجمند-  مجلس شورای اسلامی مدتی پیش قانونی را برای مقابله با بازاریابی چندسطحی ناسالم تصویب کرد. همان‌طور که در قانون اساسی تصریح شده است قوانین عطف به ما سبق نمی‌شوند و در نتیجه فعالیت شرکت‌هایی که پیش از تصویب قانون اخیر دست به فعالیت‌هایی بر پایه بازاریابی چندسطحی زده‌اند را نمی‌توان به استناد قوانینی که اخیراً در مجلس محترم تصویب شده است محکوم کرد. با این وجود به نظر می‌رسد قوانین موجود نیز برای اثبات کلاه‌بردار بودن شرکت‌هایی که از بازاریابی چندسطحی استفاده کرده‌اند کافیست....

بازاریابی چندسطحی هر چند در نگاه اول شبیه تجارت به نظر می‌رسد ولی با تحلیل آن می‌توان فهمید که این فعالیت کلاه‌برداری‌ای بسیار زیرکانه است. مجلس شورای اسلامی این روزها قانونی را برای مقابله با بازاریابی چندسطحی ناسالم تصویب کرده است. همان‌طور که در قانون اساسی تصریح شده است قوانین عطف به ما سبق نمی‌شوند و در نتیجه فعالیت شرکت‌هایی که پیش از تصویب قانون اخیر دست به فعالیت‌هایی بر پایه بازاریابی چندسطحی زده‌اند را نمی‌توان به استناد قوانینی که اخیراً در مجلس محترم تصویب شده است محکوم کرد و معیار قضاوت در مورد فعالیت گذشته آن‌ها، قوانین سابق است. با این وجود به نظر می‌رسد قوانین موجود نیز برای اثبات کلاه‌بردار بودن شرکت‌هایی که از بازاریابی چندسطحی استفاده کرده‌اند کافیست.  

قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاه‌برداری، مصوب 28/6/1364 و تأیید 15/9/1367 مجمع تشخیص مصلحت نظام، ماده ۱ می‌گوید: 

«هر كس از راه حیله و تقلب مردم را به وجود شركت‌ها یا تجارتخانه‌ها یا كارخانه‌ها یا موسسات موهوم یا به داشتن اموال و اختیارات واهی فریب دهد یا به امور غیرواقع امیدوار نماید یا از حوادث و پیش‌آمدهای غیرواقع بترساند و یا اسم و یا عنوان مجعول اختیار كند و به یكی از وسایل مذكور و یا وسایل تقلبی دیگر وجوه و یا اموال یا اسناد یا حواله‌جات یا قبوض یا مفاصاً حساب و امثال آن‌ها را تحصیل كرده و از این راه مال دیگری را ببرد كلاه‌بردار محسوب و علاوه بر رد اصل مال به صاحبش، به حبس از یك تا 7 سال و پرداخت جزای نقدی معادل مالی كه اخذ كرده است محكوم می‌شود. [...]» 

بخشی که به بازاریابی چندسطحی مربوط می‌شود این است:

«هر كس از راه حیله و تقلب مردم را [...] به امور غیرواقع امیدوار نماید [...] و [...] وجوه و یا اموال [...] آن‌ها را تحصیل كرده و از این راه مال دیگری را ببرد كلاه‌بردار محسوب [...] می‌شود.»

شرکت‌های گسترش‌دهنده بازاریابی چندسطحی مصداق این قانون هستند. به عنوان مثال شرکت کوئست اینترنشنال (مشهور به گلدکوئست) با دادن وعده‌هایی چون رسیدن به درآمد هفته‌ای پنج هزار دلار، سرمایه‌های مردم را جذب می‌کند و این در حالی است که با در نظر گرفتن قوانین پورسانت‌دهی، ممکن نیست جز درصد ناچیزی از مشتریان (کم‌تر از دو درصد) در مجموع پنج هزار دلار دریافت کنند و این حقیقت هیچ ارتباطی با میزان فعالیت اعضای گلدکوئست ندارد. این کار مانند این است که شخصی بیش از صد نفر را امیدوار کند که صاحب خانه شوند و با این امید وجوهی از آن‌ها بگیرد در حالی که تعداد خانه‌هایی که قرار است واگذار شود دو تاست! چنین عملی به وضوح کلاه‌برداری است. مشابه این مطالب در مورد شرکت‌های دیگر چون مای‌سون‌دایموندز، گلدماین، ای‌بی‌ال، ایران‌بین، پارسیان، وست‌ویژن و ... با اعداد و ارقامی دیگر صادق است و در نتیجه، برخورد با این شرکت‌ها عطف به ما‌ سبق محسوب نمی‌شود. در مورد شرکت‌های داخلی، حتی اگر خوش‌بینانه تصور کنیم صاحبان آن‌ها نمی‌دانسته‌اند که مرتکب کلاه‌برداری شده‌اند، دست‌کم باید هر چه از این راه کسب کرده‌اند، به مال‌باختگان برگردانده شود. 

نقدی بر فلسفه بازاریابی چندسطحی

مبلغان بازاریابی چندسطحی در معرفی این فعالیت مثالی می‌زنند که قابل توجه است: اگر شما رستورانی را به دوستان خود معرفی کنید و آن‌ها نیز افراد دیگری را تشویق به استفاده از رستوران کنند و این شبکه ادامه پیدا کند عمل شما منافع بسیاری برای رستوران داشته است ولی مالک رستوران، شما را در این منافع شریک نمی‌کند. در بازاریابی چندسطحی شما به این حق خود می‌رسید. 

این مثال در نگاه اول منطقی و جذاب به نظر می‌رسد ولی دسیسه از همین‌جا آغاز می‌شود! فرض کنید معرفی هر مشتری به رستوران 100 تومان ارزش داشته باشد. اگر شما با تلاش و کوشش دو مشتری برای رستوران بیابید انتظار دارید 200 تومان به شما داده شود. ولی اگر توقع داشته باشید، در ادامه، بابت افرادی که توسط این دو نفر، مشتری رستوران می‌شوند هم به شما مبلغی داده شود، این مبلغ باید از آن‌چه به زیرشاخه‌های شما داده می‌شود کسر گردد، ولی آن‌ها هم مانند شما توقع دارند بابت معرفی هر مشتری مزد کارشان را به طور کامل دریافت کنند. به یاد بیاورید که وقتی قرار بود به شما 200 تومان پرداخت شود این سؤال پیش نیامد که آیا خود شما زیرشاخه فرد دیگری هستید و آیا باید بخشی از این 200 تومان به بالاسری‌ها داده شود؟ دو مشتری را شما پیدا کرده‌اید و اگر بر فرض رستوران را فرد دیگری به شما معرفی کرده باشد، آن شخص برای پیدا کردن این دو مشتری فعالیتی نکرده است که مستحق شریک شدن در آن 200 تومان باشد.

در بازاریابی چندسطحی در ابتدا نه تنها فرد برای بازاریاب شدن باید مقداری پول از دست بدهد، بلکه پس از پیدا کردن مشتریان جدید یا حق‌الزحمه‌ای به او داده نمی‌شود و یا فقط کسری از آن داده می‌شود. پرداخت مابقی حق‌الزحمه به توسعه زیرشاخه‌ها موکول می‌شود. در واقع شرکت در آینده این بدهی را نه از جیب خود که از جیب افراد کثیری که در هر مقطع در انتهای شبکه هستند پرداخت می‌کند و پرداخت طلب آن‌ها را به ورود افراد بعدی موکول می‌کند. 

نکته دیگری که لازمه این نوع دسیسه است این است که هیچ‌کس با معرفی تنها یک مشتری حق بازاریایی‌ای دریافت نمی‌کند. با این کار، شبکه به شکل دودویی (یا سه‌سه‌ای و یا اشکال مشابه دیگر) رشد می‌کند و در نتیجه تعداد کسانی که در لایه‌های زیرین قرار دارند چندین برابر تعداد افرادی است که در لایه‌های بالایی قرار دارند. بدین وسیله شرکت با جابجا کردن پول و بی‌هیچ نیازی به فروش کالا یا ارایه خدمات، پیوسته در حال سود کردن است! کالا و خدمات تنها نقششان این است که ظاهری اقتصادی به این فعالیت بدهند و با حذفشان این بازیِ با پول، ماهیت خود را حفظ می‌کند. 

آن‌چه در بازاریابی چندسطحی انجام می‌شود در حقیقت بازاریابی نیست. در یک بازاریابی سالم، حق‌الزحمه بازاریاب باید برای هر تعداد مشتری لحاظ گردد و نباید پرداخت تمام یا قسمتی از حق‌الزحمه یافتن مشتری اول، مشروط به پیدا کردن مشتری‌های بعدی باشد. به‌علاوه دریافت تمام یا قسمتی از حق‌الزحمه بازاریاب نباید مشروط به خرید جنس، استفاده از خدمات و یا پرداخت حق عضویتی به شرکت باشد. بازاریاب مستحق گرفتن حق بازاریابی است، چه خود مشتری شرکت باشد و چه نباشد. به طور خلاصه، نباید مشتری بودن در پرداخت حق بازاریابی تأثیری داشته باشد. نکته آخر این که حق‌الزحمه یافتن مشتری متعلق به بازاریاب است و نباید کسری از آن را به افرادی داده شود که نقشی در این فعالیت نداشته‌اند. 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 7:59  توسط وحید قرایی  | 

اعتصاب رانندگان طرف قرار داد مس سرچشمه كرمان

معترضان: مسئولان بر عملكرد شركت هاي خصوصي نظارت كنند

200 تن از رانندگان طرف قرار داد با مجتمع مس سرچشمه كرمان صبح دیروز دست به اعتصاب زدند .

به گزارش ايلنا، اين رانندگان كه تحت پوشش شركت نيمه خصوصي" راهبار" هستند خواستار برخورداري از مزاياي قانون كار و جاري شدن مقررات در اين مجتمع شدند .

آنان هم‌‏چنين بر نظارت مسوولان ذي صلاح بر عملكرد شركت‌‏هاي خصوصي فعال در مجتمع مس سرچشمه شدند . آنان اظهار داشتند كه شركت "راهبار" زمان عقد قرار داد‌‏, 5 درصد ماليات از در آمد وضع شده و حقوق پرداختي ما كسر مي‌‏كند اين در حالي است كه اتومبيل‌‏هاي 60 تا 300 ميليون ريالي را خريدار كرده و در اختيار اين شركت گذاشته‌‏ايم , اما با اين وجود و با تمام مشكلات كاري , مسوولان اين شركت هيچگونه مزايايي در اختيار رانندگان نمي گذارند . يكي از رانندگان معترض گفت : در حاليكه رانندگان شركتي مثل گل‌‏گهر سيرجان ساعتي 4800 تومان دريافت مي كنند چرا ما بايد ساعتي 1200 تومان بگيريم.

مدير عامل شركت "راهبار" مس نيز در جمع معترضان با پذيرش اين موضوع كه مبالغ قراردادها پايين است، قول مساعد داد كه براي حل اين مشكل تلاش نمايد .

اين رانندگان تاكيد كردند كه تا زماني كه به مشكلاتشان رسيدگي نشود به اعتراض خود ادامه خواهند داد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 7:57  توسط وحید قرایی  | 

مذاکره/ کارتونی از آروین

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 8:22  توسط وحید قرایی  | 

نقد نویسنده وبلاگ گواشیر(علی اصغر هنرمند) بر نحوه ساخت سایت خبرگزاری شهری کرمان

kerna.ir

مدتی است که وب سایت خبری کرمانشهر متعلق به شهرداری کرمان به آدرس : www.Kerna.ir راه اندازی شده. این پایگاه که با هدف خبر رسانی از طریق اینترنت شروع به کار نموده از جهات مختلفی قابل نقد و بررسی می باشد. در ابتدا این نکنه که شهرداری کرمان تصمیم به خبر رسانی از طریق رسانه ی پر قدرت اینترنت گرفته بسی جای تقدیر دارد اما اینطور به نظر میرسد که این تنها نکته مثبت این پروژه است.

این پایگاه که میتواند یکی از بهترین راه های اطلاع رسانی و ارتباط متقابل با مخاطب باشد را از جهات زیر به صورت کلی بررسی میکنیم :

از دیدگاه گرافیک و طراحی : سایت فاقد هرگونه طراحی به نظر میرسد. صفحات به صورت کاملا مبتدی و بدون در نظر گرفتن هیچ یک از اصول و معیار های استاندارد طراحی وب ساخته شده اند. حتی ابتدایی ترین موارد طراحی که در قالب های آماده نیز وجود دارد رعایت نشده است. سایت فاقد طراحی یک دست و هماهنگ است . رنگ بندی ها درست نیست. متن ها در حاشیه ها فرو رفته اند. عکس ها حجم استاندارد ندارند و کشیده شده اند و موارد بسیار دیگر...

از دیدگاه فنی و کد نویسی : هر برنامه نویسی که در زمینه برنامه نویسی وب فعالیت کرده باشد با مشاهده این سایت متوجه این نکته میشود که این سایت تقریبا فاقد یک سیستم جامع و دارای نقایص فاحش بسیاری است. قالب بندی سایت برپایه هیچ اصلی نیست و فقط سعی شده که چیزی شبیه یک وب سایت از کار دربیاید. متن های متحرک – فونت های زیر خط دار و فریم هایی از سایت های خبری دیگر بار گذاری میشنود. اکثر لینک های سایت کار نمیکند. در طبقه بندی مطالب سایت دسته بندی ها خنده دار است مطالب شهری در آدرس kerna.ir/shahr در دسترس ، مطالب اقتصادی در آدرس : kerna.ir/eghtesadi و مطالب ورزشی در آدرس : kerna.ir/soprt طبقه بندی شده اند. دقت کنید : shahr - eghtesadi و sport!!! . صفحات هیچ گونه بهینه سازی برای موارد مختلف از قبیل موتور های جستجو نشده اند. آدرس ها اشتباه است . بخش جستجو ناقص است .کلا ایراد ها در قسمت فنی آنقدر بالاست که قابل بحث نیست.

از دیدگاه امنیت وب سایت : هنگامی که برای اولین بار به این وب سایت مراجعه کردم با صفحه هک این سایت مواجه شدم ! بله وب سایت kerna.ir به همراه وب سایت رسمی کرمان شهر kermanshahr.com هر دو هک شده بودند و هکر صفحه ای را که در زیر میبینید به جای صفحه اصلی قرار داده بود. ذکر این نکته که این وب سایت ها دچار ضعف شدید امنیتی هستند و به راحتی هک
میشوند برای پرداختن به موضوع امنیت این وب سایت کافی به نظر میرسد.

kerna-kermanshahr-kermanhost-hack picture

طراحی وب سایت ها و پایگاه های داده ، علمی است که نیاز به وجود متخصصین خود دارد. مدیران مراجع دولتی و خصوصی باید به این نکته واقف باشند که وب سایت محلی برای ارتباط متقابل نزدیک میان کاربر و اداره کننده آن است. امکاناتی که رسانه ای به نام اینترنت ( هرچند که اینترنت خیلی فراتر از یک رسانه است اما ما در اینجا به عنوان یک رسانه از آن نام می بریم ) در اختیار افراد قرار میدهد بسیار فراتر از نشریات و در آینده نزدیک رسانه هایی مانند تلویزیون است. این امکانات که به ما کمک میکند مطالب و اطلاع رسانی های خود را از طریق آن به بهترین نحو در اختیار مخاطب قرار دهیم باید به صورت مناسب و درخور ، عرضه شوند. در دنیای باز اینترنت اطلاع رسانی همان قدر برای شهرداری کرمان ساده است که برای یک کودک 10 ساله. اما تفاوت این دو در کیفیت و رعایت نکاتی است که از یک کودک 10 ساله انتظار نمیرود ولی از شهرداری کرمان انتظار میرود. از مدیران جامعه ما انتظار نمیرود که کاملا بر این علم واقف باشند اما لازم است که بدانند که برای انجام این کار نیاز به متخصص آن است.

اینترنت یک فضای مجازی است. یک دنیای مجازی ، همان طور که در دنیای واقعی افرادی وجود دارند که در آن در زمینه های کاری خود تخصص و اعتبار بالایی دارند ، برای ورود به دنیای مجازی نیز نیاز به افرادی است که در دنیای مجازی تنفس میکنند و در کار خود در فضای مجازی تخصص و اعتبار دارند.

در این مطلب به صورت کلی به مشکلات این پایگاه اشاره شد و حرف های تخصصی زیادی میتوان در این مورد ارائه کرد و اینها فقط مشتی بود نمونه خروار. اما به هر حال امیدوارم که پروژه kerna.ir مانند خیلی از پروژه های پایگاه ها و پورتال های دیگری که توسط نهاد های دولتی کرمان اجرا و به دلیل همین مشکلات با شکست مواجه شدند با بازنگری مسیر درست خود را پیدا کند.

آدرس اصلی مطلب:

http://weblog.govashir.net/archives/001256.html

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 8:20  توسط وحید قرایی  | 

خارج از محدوده...

FROGS
قورباغه ها

Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... who

arranged a running competition.

روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با

هم مسابقه ی دو بدند .

The goal was to reach the top of a very high tower.
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود .

A big crowd had gathered around the tower to see the

race and cheer on the contestants....

جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند...

The race began....

و مسابقه شروع شد ....

Honestly,no one in crowd really believed that the tiny

frogs would reach the top of the tower.
راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی

بتوانند به نوک برج برسند .

You heard statements such as:
شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید
:
"Oh, WAY too difficult!!"
"
اوه,عجب کار مشکلی!!"
"They will NEVER make it to the top."
"
اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند."

or: 
یا:

"Not a chance that they will succeed. The tower is too

high!"
"
هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه!"

The tiny frogs began collapsing. One by one....
قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند...

Except for those, who in a fresh tempo, were climbing

higher and higher....
بجز بعضی که هنوز با ئshy;رارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند
...
The crowd continued to yell,  "It is too difficult!!! No one

will make it!"
جمعیت هنوز ادامه می داد,"خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه
!"
 
More tiny frogs got tired and gave up....
و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف

...

But ONE continued higher and higher and higher....
ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر
....
This one wouldn't give up!
این یکی نمی خواست منصرف بشه!

At the end everyone else had given up climbing the

tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort,

was the only one who reached the top!
بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه

کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید !
THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to

know how this one frog managed to do it?
بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو

انجام داده؟

A contestant asked the tiny frog how he had found the

strength to succeed and reach the goal?
اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا

کرده؟
It turned out....
و مشخص شد که ...
That the winner was DEAF!!!!
برنده ی مسابقه کر بوده !!!
The wisdom of this story is:
Never listen to other people's tendencies to be negative or

pessimistic....   because they take your most wonderful

dreams and wishes away from you -- the ones you have in

your heart!
Always think of the power words have.
Because everything you hear and read will affect your

actions!
نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که
:
هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون

اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند--چیز هایی که

از ته دلتون آرزوشون رو دارید !
هیشه به قدرت کلمات فکر کنید .
چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره
Therefore:
پس:
ALWAYS be....
همیشه ....
POSITIVE!
مثبت فکر کنید !
And above all:
و بالاتر از اون
Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill

your dreams!
کر بشید هر وقت کسی خواست به شما  بگه که به آرزوهاتون نخواهید رسید !
Always think:
و هیشه باور داشته باشید :
God and I can do this!
من همراه خدای خودم همه کار می تونم بکنم

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 8:5  توسط وحید قرایی  | 

مطالب قدیمی‌تر