تبليغاتX
کرمان خبر

کرمان خبر

خبر و عکس

در حاشیه تاخیر در سفر محمود احمدی نژاد به کرمان

همه استانها از کرمان محروم ترند!

در حالیکه عنوان شده بود سفرهای استانی رییس جمهور با اولویت مناطق محروم است و استاندار کرمان نیز در مقطعی از زمان به شدت بر محروم بودن استان کرمان تاکید می کرد اما ظاهرا نیامدن محمود احمدی نژاد نشان می دهد که نه تنها کرمان جزو استانهای محروم نیست بلکه از این استانهایی که احمدی نژاد تاکنون به آنها سفر کرده توسعه یافته تر است!

از طرفی در تابستان عنوان شد که قرار است رییس جمهور به کرمان سفر کند که همان روزها اعلام شد که بدلیل گرمی هوا در استان کرمان او به کرمان نمی آید! هوا که معتدل شد باز هم احمدی نژاد به کرمان سفر نکرد و الان هم خب... هوا خیلی سرد است...!

در حالیکه دو شهر زلزله زده بم و زرند در استان کرمان واقع شده اند و از طرفی جنوب استان کرمان از محرومیت شدید اقتصادی رنج می برد احساس می شود که مساله نیامدن احمدی نژاد به کرمان از گرمی و سردی هوا خارج است و به مسائلی که شاید خواص از آن مطلع باشند برمی گردد....به هر حال منتظر می مانیم تا ببینیم چه زمانی بالاخره رییس جمهور تصمیم میگیرد که به کرمان سفر کند و آن زمان مشخص می شود که آمدن او نیازمند تغییراتی در مدیریت استان هم بوده است یا خیر؟...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 17:33  توسط وحید قرایی  | 

افتتاح نمایشگاه دائمی آثار خبری اسماعیل عمرانی

سال گذشته بود که اسماعیل عمرانی خبرنگار ایسنا منطقه کویر و جمعی از خبرنگاران کشورمان در سانحه سقوط هواپیمای سی -۱۳۰ که عازم یک ماموریت خبری بود جان خود را از دست دادند.

به همین مناسبت هم نمایشگاه دائمی آثار خبری اسماعیل عمرانی در دفتر ایسنا منطقه کویر افتتاح شد. در این مراسم مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاون بنياد شهيد و رييس جهاد دانشگاهي استان كرمان و جمعي از خبرنگاران جرايد استان و ايسنا منطقه كوير نيز حضور داشتند.

تمبر تصوير اسماعيل عمراني

عكسهاي شهداي دانشگاه كرمان بر ديوار ايسنا منطقه كوير

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 16:51  توسط وحید قرایی  | 

شب یلدای فقرا/ کارتونی از فیروزه مظفری

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 4:14  توسط وحید قرایی  | 

موفقیتهای اخیر صالح رزم حسینی(ابوکورش) کاریکاتوریست کرمانی در جشنواره های مختلف

برگزیده جشنواره ی کاریکاتور باور

برگزیده چشنواره کاریکاتور مقاومت

برگزیده ی جشنواره کاریکاتور سلام برنصراله

کسب دیپلم افتخار از کشور رومانی در جشنواره کاریکاتور با موضوع ( اروپا عاشقت هستیم)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 18:18  توسط وحید قرایی  | 

چند نمای شهری از کرمان...

 آتش، رستوران عقیق را در خود فرو برد...(شهرک باهنر-روبروی پارک ظفر)

وضعیت نامناسب این گاری حمل زباله در خیابان مطهری، نرسیده به چهارراه احمدی (روبروی شرکت رزوه) برای رهگذران خیلی زننده شده...

حالا آقایون و خانمهای کاندیدا همت کنن شهر رو تمیز کنن!

عکسها: وحید قرایی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 11:36  توسط وحید قرایی  | 

همايش کشوری CBR فردا در كرمان آغاز مي‌شود

معاون توانبخشي اداره‌كل بهزيستي كرمان گفت:همايش كشوري ‪ CBR‬يا "توانبخشي مبني بر جامعه" روزهاي ‪ ۲۹‬و ‪ ۳۰‬آذرماه جاري در كرمان برگزار مي‌شود.

دكتر عليرضا اسدي به ایرنا گفت: طي دو روز برپايي اين همايش ‪ ۵۵‬نفر از كارشناسان ‪ CBR‬در زمينه نحوه عملكرد طرح و همچنين ارزيابي اجراي آن در استانها به بحث و تبادل نظر مي‌پردازند.

وي افزود: "توانبخشي مبتني بر جامعه" راهبردي هدفمند و متعلق به جامعه است و توسط افراد و مسوولان جامعه عرضه مي‌شود. او گفت: اين طرح با محوريت فرد معلول و با مشاركت خانواده و جامعه در جهت حل مشكلات معلولان و افزايش توانمندي آنان اجرا مي‌شود.

وي افزود: اجراي اين طرح در جامعه، باعث آگاهي مسوولان و ملزم شدن آنان به توسعه كمي و كيفي توانبخشي در جامعه است. او گفت: اجراي طرح ‪ CBR‬در استان كرمان از چهار سال پيش و در شهرهاي بم، رفسنجان، سيرجان و كرمان شروع شده است.


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 11:1  توسط وحید قرایی  | 

آراء اعضای شورای شهر کرمان مشخص شد

 ۱-مویدی ۳۶۳۶۶ رای ۲- مهاجری ۳۴۸۶۱ رای ۳- لری ۳۴۳۶۷ رای ۴-ایرانمنش ۳۱۶۶۸ رای ۵- سلاجقه ۲۹۱۹۳ رای ۶- صنعتی ۲۸۷۱۸ رای ۷- سیف الهی ۲۷۵۳۲ رای ۸- سام ۲۶۴۳۲ رای ۹- داوری ۲۴۳۱۳  همچنین، شریعت - کاربخش - نامجو - مهدوی وباهنر نیزبه عنوان اعضای علی البدل انتخاب شده اند.

بدين ترتيب اصلاح طلبان كرماني با ۱۵۰۲۱۱ راي و اصولگرايان نيز با ۱۲۴۲۳۹ راي در شوراي شهر كرمان حضور دارند.

ائتلاف رايحه خوش خدمت كه از هواداران محمود احمدي نژ‍اد محسوب مي شوندنيز
راهي به شوراي شهر كرمان نيافتند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 11:51  توسط وحید قرایی  | 

خستگی ناپذیر/ کارتونی از جمال رحمتی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 6:15  توسط وحید قرایی  | 

 

بازگشت اصلاح طلبان به شورای شهر کرمان

با پایان شمارش آرای انتخابات شورای شهر کرمان پیروزی اصلاح طلبان و حضور 5 نفر از آنها در میان 9 نفر عضو شورای شهر کرمان مسجل شد.

بنا به این گزارش، علی مهاجری، ابوالقاسم سیف الهی، زهرا ایرانمنش، محمد سام و کامران صنعتی از اعضای اصلاح طلب شورای جدید شهر کرمان خواهند بود.

مویدی، پروفسور سلاجقه، زهرا لری و داوری نیز از اعضای دیگر شورای شهر کرمان خواهند بود.دکتر شریعت و عباس کاربخش نیز به عنوان اعضای علی البدل انتخاب شدند.

امیدواریم شورای شهر جدید کرمان بتواند برنامه های قابل توجهی را برای بهبود اوضاع شهر کرمان از لحاظ ساختاری و ظاهری در سالهای آتی ارائه نماید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 21:29  توسط وحید قرایی  | 

آتش سوزی گسترده در یک ساختمان سه طبقه در شهرک باهنر کرمان

رستوران عقیق و دو طبقه ساختمان مسکونی بالای ان (روبروی پارک ظفر در شهرک باهنر)طعمه حریق شد.

بنا به این گزارش این اتفاق ساعت 7 صبح روز شنبه روی داد و 5 نفر از ساکنان این ساختمان دچار مشکل تنفسی ناشی از دودگرفتگی شده و به بیمارستان منتقل شدند.

برخی شاهدان عینی گفتند که ماشینهای آتش نشانی با تاخیری 22 دقیقه ای به محل حادثه رسیدند اما مسوول روابط عمومی آتش نشانی کرمان گفت: ماشینهای آتش نشانی در کمتر از 5 دقیقه پس از حادثه به محل آتش سوزی رسیدند و کار بزرگ، نجات جان 5 نفر از ساکنان ساختمان بود. گفتنی است یک ایستگاه پلیس در 50 متری رستوران عقیق در شهرک باهنر قرار داشت و برخی حاضران در محل آتش سوزی گفتند که ماموران انتظامی در جریان اطلاع دادن به آتش نشانی برای اطفای حریق سریع تر کوتاهی کرده اند. 60 تا 70 میلیون تومان خسارت به این ساختمان پیش بینی می شود.

علت حادثه انفجار ناشی از نشت لوله های گاز در رستوران اعلام شده است.

عکس: وحید قرایی

عکس: وحید قرایی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 17:44  توسط وحید قرایی  | 

ویژگی خاص انتخابات شورای شهر کرمان

عکس: وحید قرایی

انتخابات شورای شهر کرمان دارای ویژگی خاصی بود و آن عدم اقبال عمومی به ائتلاف " رایحه خوش خدمت" که خود را به عنوان حامیان و هواداران محمود احمدی نژاد معرفی کردند بود.

 در عین حال ضمن اینکه چهره های شاخص اصلاح طلب آراء خوبی را از سوی مردم کسب کردند چهره های متعادل اصولگرایان نظیر مویدی و پروفسور سلاجقه که اولی دارای صراحت بیان در طرح مشکلات مردم و دومی دارای چهره شاخص علمی هستند نیز مورد اقبال عمومی قرار گرفتند. این انتخابات نشان داد که اگر مردم حضور گسترده ای در انتخابات داشته باشند بسیاری از فرضیات جریانات تندرو به هم می ریزد و اصلاح طلبان هنوز مورد وثوق مردم می باشند...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 17:40  توسط وحید قرایی  | 

چند عکس از تبلیغات انتخاباتی در کرمان

بدون شرح!

تبلیغ روی در خونه ی مردم و کنده شدنش توسط صاحبخونه!

تبلیغ روی دیوارهای مرمت شده توسط سازمان میراث در خیابان زریسف!

تبلیغ اقتدارگرایانه!

عکسها: وحید قرایی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 13:51  توسط وحید قرایی  | 

گاف مطبوعاتی...

یکی از نشریات محلی کرمان خبر بازی مس و سپاهان را در لیگ برتر چاپ کرده ولی عکس بازیهای بانوان غرب آسیا بین تیم بانوان ایران و یکی از تیمهای بانوان منطقه را برای گزارش این بازی منتشر کرده!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 13:33  توسط وحید قرایی  | 

نوشته ای از مسعود بهنود

برای شهری که زنده است

سخن کوتاه است و فرصت هم اندک. از اين روزهای حساس هم در سرنوشت آدم ها بسيار رخ نمی نمايد. من اين را با شما که نسل جوان هستيد می گويم. با هم مروری مختصر کنیم که با خود چه کردیم در این سال ها.

جامعه ايرانی انقلابی کرد و پانزده سالی درگير نتايج آن بود. در آن پانزده سال یک باره جمعيت تکان بزرگی خورد. دو میلیون از کشور رفتند. سه میلیون افغانی و عراقی وارد کشور شدند. آب ساکن جمعيت که با رشدی حدود یک ممیز هشت بالا می رفت، همه همديگر را می شناختند. مانند همه جوامع مدرن بودیم از این جهت، ناگهان متلاطم شد. از آن سی و چند ميليون که زمان انقلاب زنده بودند و سنشان ايجاب می کرد در نتيجه موثر بودند در انقلاب، ده ميليونی مردند به طور طبيعی. نزديک سی ميليون چهره تازه وارد صحنه شدند [فاصله سنی هجده به بالا]. چنين آش شله قلمکاری می جوشید که لای در باز شد و دوم خرداد ساخته شد و همه را گيج کرد.

عجب آشی شد. آن ها که در پختنش دست داشتند و بالای سر ديگ بودند و در بيش تر سال ها هم آشپز [یواشکی بگویم مثل آقای هاشمی رفسنجانی که قديم ترين موثر حاضرست] در تحليل اين آش ماندند. چه برسد به حسن آقا که اصولا در عمرش رای نداده و همان انتخابات دوم خرداد را هم تحريم کرده بود، گرچه بعدش دو سه ماهی شد از علمداران دوم خرداد. سرنوشتش و اثرش را بعد می گويم.

همه از هيبت آشی که درش در دوم خرداد برداشته شد به حيرت بودند. حيرت زده تر از همه محمد خاتمی که اصلا تا سه روز پیش در کتابخانه ملی پیپش را می کشید و گمان نداشت چنین می شود.

نسل جوان باورش نبود که می شود. اما شده بود. جالب این گونه حوادث در ژستی است که حضرات خودخواه بعدش می گيرند. آن يکی می گويد من دعا کرده و از خدا همین را خواسته بودم. ديگری می گويد در تحليل های خود انفجار را پیش بينی کرده بودم [ آخر ايشان بيست و هشت سال است که هر روز انفجار پيش بينی می کند، لابد بالاخره یک بار درست در می آید تازه اگر بتوان دوم خرداد را انفجار نام نهاد]، سومی از آن پس در نوشته های خود مدام نوشت " حرکت توفانی ما در دوم خرداد به بيراهه رفت، دوم خرداد مصادره شد" کسی هم از وی نپرسید کجا قبل از دوم خرداد گفته و نوشته بودید که مردم حرکت توفانی می کنند. يا نوشتيد و گفتید و از مردم خواستید حرکت توفانی بکنند. کسی از کسی نپرسید اين ادعا که تو داری مستندش کجاست. کیست که در انتخابات خرداد 76 به مردم توصیه کرده بود به رای دادن [ من آرزو دارم که اگر کسی از گروه های سياسی هست خود را معرفی کند و بر اطلاعات ما بیفزاید]. دوم خرداد واقعيتش اين است که بروز احساسات دلخوشانه [نه خرد دور انديش] مردم ايران بود که ناراضی از وضعيت آن نوزده بيست ساله، تغيير می خواستند. از هر طیف و گروهی هم بودند، از همه کمتر مخالف و هواداران براندازی نظام.

ديگی که چنين ناگهانی بر سر آتش رفت، اصلا شناختنش کاری بزرگ و غیرممکن بود. عمل کردن به سازش عملی نبود. در فاصله کوتاهی کف کرد. حرکت هایش پشت صحنه اش به ترور رسيد. جان عزيز آن [داریوش و پروانه، محمد و پوینده، حتی پیروز دوانی و مجید] اعلاميه ای بود که صادر شد. دستگاه اطلاعاتی که مانند گا گ ب زمان گورباچف احساس کرده بود ای وای دارد درها باز می شود و وای اگر برملا شود که چه کرده ایم، به دستپاچگی افتاد. درایتی که در سر گورباچف بود که زودتر از موعد دشمن را بیدار نکند و به خشونت وادار نکند در جمع ما نبود و نيست. یکباره اين احساس در مقالات ما جوشید که میتوان داد تاريخ را از ابتدا تا امروز را گرفت. از ميان وحشت زده ها که خود می دانستند کارنامه شان تا چه حد آلوده است، سعید شان احساس کرد از همه باغیرت ترست و دست به همان کارها زد که پانزده سالی است در روسیه می زنند. تازه ترس گاک ب روسی را پوتین ريخته که بابا خبری نیست و هنوز هم دست داریم که مامور دهان لق را در لندن بکشیم . تازه بیشتر سران حزب و کا گ ب به ثروت های میلیاردی رسيده اند اما هنوز روسيه سرزمين مافيا و گانگستری است. اما ايران رفت که از دل دوم خردادش عدالت جوئی احساساتی در نهايت زاده شود. به خونبهای آن سعید عزیزشان این سعید عزیز هم در خیابان بهشت بر آسفالت افتاد.

باری نگویم که چه شد که همه می دانند و داستان امیدواران است و نوشته خواهد شد به سالیان هم. آش جوشید. مدعیان تازه ای که از دوردست ها برای دوم خرداد پیدا شده بود با آنتن های بلندی که صدا و تصويرشان را به داخل کشور می رساند. بی اثبات برادری در طلب ارث به شعار مرگ برخاتمی رسیدند کسانی هم در داخل به شعار عبور از خاتمی. هنوز پله اول را برنداشته همگان در سرهوای پله چهلم کردند که اتفاقا خوش جایگاهی است اگر امکان پذير باشد.

از دل اين مرگ برخاتمی. اول از همه ماجرای انتخابات دومين دوره شوراها بيرون زد. خوب جائی بود. چرا که مردم تهران بدون هندل هم حرکتی نمی کردند از بس که جناب اصغرزاده در آن شورا خرابکاری کرده بود و چهره ای از اصلاح طلبی به نمايش در آمده بود که همه به دل آشوب دچار شده بودند. مردم تصور داشتند شورا می رسد و کرباسچی برمیگرداند. به نظرشان آقای نوری و حجاريان هم برای همين در شورای شهر تهران بودند اما نگو که هیچ سری بی سودای ریاست نیست. هنوز هم آقای الياس نادران معاون سابق سپاه وقتی می خواهد عليه اصلاح طلبان حرف بزند میگوید اینها می خواهند آن ماجرا را تکرار کنند. حق هم دارند و جناح راست لازم نبود زحمتی بکشد و همین طور تحريم کنندگان هم لازم نبود خود را به ناراحتی دچار کنند، خود به خود مردم تهران دیگر رای نمی دادند و همه داستان هم در شورای شهر تهران می گذشت که شهردارش می تواند سیصد میلیارد تومان بدون سند هزینه کند – که احمدی نژاد کرد – وگرنه در بقیه شهرها که همه هشتشان به نه بدهکارست و امکان تکانی نیست و نه دعوائی. در اين موقعيت حزب مسجد [نامی که چمران و حدادعادل داده اند به حزب پادگانی] وارد کار شد و خیلی ساده بازی را برد با پانزده در صد آرا. نه احتياج به دوپینگ شورای نگهبان شد و نه هیچ کار دیگری. مجلس ششم هم ناظر اين انتخابات بود و حتی به ملی مذهبی ها هم اجازه داد. صحبت از انتخاب محسن سازگارا یا عزت الله سحابی و با بازگرداندن غلامحسین کرباسچی به عنوان شهردار تهران بود. اما دوستان سر بی صاحب می تراشیدند و مردم تهران رو گردان شده بودند از رائی که یک نفر به نام ابراهيم بتواند بدان سادگی تباهش کند و حق هم داشتند. اما چیزی را که کسی پیش بینی نمی کرد این بود که حزب پادگان برای شهرداری نه از کسانی که می شناختند و آماده بودند مانند زواره ای و حبیبی و بادامچیان و آل اسحاق و میرسلیم، بلکه از تکه ديگر کيک انتخاب می کند.مگر نه که بعد از دوم خرداد معلوم شده بود که نسل انقلابی از جمله با هاشمی حرف ها دارد. پس کسی را انتخاب میکنیم که همان حرفها را بزند. جسور و بی پروا. کسی که هيچ تعهد به هیچ جناح و گروهی احساس نمی کرد و نمونه کسانی بود که به آنها می گویند سنگ. نه چیزی می شنود و نه چیزی جز خود می بیند. فقط برای شکستن خوب است اما دریغا از ساختنی.

احمدی نژاد وقتی در شهرداری تهران نشست. کار به جای جالب افتاد. شهرداری تهران که از زمان کرباسچی شده بود ويترین کارآمدی نظام و عمليات مردمی و فرهنگی ناگهان دست گروهی افتاد که برنامه مشخصی داشت: دور ريختن برنامه و جمع آوری پول و تقسيم به بهانه های مختلف بين مردم . هياتی و نذری خوری. صندوق آماده و دل بی رحم. بسم الله. جناح راست هم بدش نیامد چون آماده می شد که همین ريتم را در مجلس هم پیاده کند. کردند و شد. مجلس را هم گرفتند. و رسيدند به رياست جمهوری و همين شده است که می بينید و می دانید. اینک از دل آن آش دوم خرداد که سرد شده اش وقتی که ضرب شد در شعار تحريم، خوراک عجيبی به دست آمده است که عطر و هیبتش دنيا را گرفته ، امروز روز نماينده و مظهر ايرانی شده است آقای احمدی نژاد که عکس و تفصيلاتش همه جا هست و مرد سال هم ممکن است بشود. هم اکنون همايش هولوکاستش کار صد بمب اتم کرده است و باش تا حاصلش به بار نشیند. ما که نتوانستم منادی گفتگوتمدن ها باشیم و کار کوروش را تکرار کنیم. اما خرابکاری که می دانیم. همدستی با مقتدا صدر و برپائی همایش هولوکاست که میدانیم.

حالا اين شده چهره ايران. طبقه متوسط ناراضی است طبیعته . در هيات دانشجو فرياد می زند. در هيات کارمند دولت گرچه پول بيش تر میگیرد اما می داند که بی ارزش شده. می داند سرش کلاه رفته . می داند سنگک سیصد تومان است.

حالا ای طبقه متوسط چه می خواهی بکنی. يک طرف کسانی ايستاده اند و میگویند معلوم است بايد رای نداد و به مشروعیت رژيم کمکی نکرد. یک طرف ما ايستاده ايم و می گوئیم رای بدهید و اشتباه شورای دوم و مجلس هفتم ودولت نهم را جبران کنید که انسان عاقل از گذشته درس می گيرد. از کامنت های نوشته پيش هم بر می آید که بعضی آماده اند حرف ما بشنوند و بعضی هم نه.

طبیعی هم هست. اما خوب است بدانيد که هر نسل، ده بار امکان اين پیدا نمی کند که اشتباه خود و ديگران را جبران کند. چنان که نسل ما چنین فرصتی نیافت و دارد می رود. اما چند سئوال کوچک :

شما که در دادن رای عادی مشکل دارید. می خواهید برای اصلاح وضع جامعه مان چه کنيد. آيا حال انقلاب و مقابله با ده ميليون بسيجی را دارید. یا منتظريد که بچه های انگلیسی و آمريکائی اين مهم را به عهده بگیرند. با تفنگ وارد شوند و برای ما دموکراسی بیاورند و مهم تر از آن به ما دموکراسی هم نیاموزند. چون اگر تصمیم بگیرند بیاموزند متهمشان می کنیم به همدستی با جمهوری اسلامی. ما را بی توجه به اين که مانند عراقی ها هستیم اما به معجزه ای مانند آلمان و ژاپن کنند. بيايند در ايران کشته شوند که شايد شما به سينمائی و آزادی و مدرنیزم برسيد.

اگر این دومی است به نظر می رسد بهترست سی سالی صبر کنید که مانند ويت نام اين فاجعه از یاد افکارعمومی آمريکا برود و یکی مانند جورج بوش پيدا شود و آن حلقه محال را به جنبش درآورد، شايد هدفش ايران باشد. البته اگر در آن زمان از نفت و گاز ايران چیزی مانده باشد که بیارزد. وگرنه سودان است و دارفور.

پاسخ ديگر به کسانی است که نوشته اند بگذارید خراب شود چون خرابی از سر بگذرد آب می گردد. اين از آن شعارهاست که برای انشا خوب است مانند همان البته واضح و مبرهن است که علم... روزگاری یک جوان مالزيائی که شاگردم بود و در تهران ادبيات فارسی می خواند. شنيده بود که خواندم با سوز "خنک آن قماربازی که بباخت هر چه بودش/ بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر" گریبان من گرفت که چه خوشی دارد آدمی که همه دارائی اش را باخته و به روز سیاه نشسته، اما چندان معتاد قمارست که مانند داستایوفسکی آرزو دارد سکه ای در جو پیدا کند و باز پای میز برود. این بدبخت است چه خوشی دارد. جز خنده چه می توانستم به تازه زبان آموخته ای چون او تحويل بدهم فقط گفتم اين مفاهيم برای اجرای لغت به لغت نیست. مفهومی کلی در دل آنست که همان داستایوسکی می داند. حالا حکايت ماست. چه خرابی، کدام آبادی.

کس دیگری نوشته آن چه در سوم تیر رخ داد به نفع ما بود چون که احمدی نژاد آنقدر خرابکاری میکند که جمهوری اسلامی را ويران میکند. این هم از آن شعارهاست. هیچ چنين امکانی نيست. هم الان چند ترمز برای او کار گذاشته شده. هم اکنون نمی گذارند با دانشگاه آزاد هر کار بخواهد بکند. هم اکنون قوه قضاييه به او اجازه نمیدهد که همه رقیبایش را به عنوان دزد بيت المال بگیرد. دور و بری های احمدی نژاد خيلی جسورتر و تندروتر از اين هستند که عمل می کنند اما اجازه به آن ها داده نمی شود و از همین رو تعداد سخن های معنا که میگوید و امکان اجرا نمیباید بیش از بیش است. پس امکان آن که احمدی نژاد مخالفان را به آرزو برساند نیست. اما او می تواند وضعیت ایران را سال ها عقب ببرد. جوانان حاضر در روستاها و شهرهای کوچک را با فروش آینده آن ها به خود جلب کند. می تواند همان کار پوپولیست های جهان را با پول نفت انجام دهد و کشور را روز به روز تبه تر کند. سمی که به آرامی در جان جامعه فرومی ریزد.

آیا آماده چنین سرزمینی هستیم.

به قول حریفی انجام ندادن کار، کاری است که همه بلدیم. اگر راست می گوئید برای وزن کردن همفکرانتان پیشنهاد انجام کاری بدهد تا ببنيم ميزان نفوذتان چقدرست. به شرطی که تقلب نکنیم ها. مانند آن گوینده خوش صدا که پارسال شنيدم پيشنهاد کرده بود ساعت دوازده شب جمعه مردم لامپ های خانه را خاموش کنند. و در لحظه موعود گزارش ها پخش می کرد از کسانی که می گفتند سعيدجان مبارک باد این پیروزی. تهران. چه تهرانی ... خاموش... مانند شهر مرده هاست. خاموش...

به نظرم باید آماده شویم برای زندگی در شهرواقعی و نه باسمه ای و دکوری. شهری که زنده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 6:40  توسط وحید قرایی  | 

سید حسین مرعشی:

رأی به لیست اصلاح طلبان پیام سیاسی روشنی دارد

خبرگان نباید در انحصار عده ای خاص باشد

كرمان ما:اصلاح طلبان کرمانی در ششمین روز از آغاز تبلیغات انتخابات خبرگان و شوراها گرد هم آمدند تا در فضایی صمیمی سرود وحدت و همدلی را بر لبان خود جاری کنند.
عصر سه شنبه 21آذرصندلی‌های خانه شهر و راهروهای اطراف و محوطه ورودی آن میزبان زنان و مردان اصلاح طلبی بود که آمده بودند تا پشتیبانی خود را از اصلاحات و اصلاح طلبان اعلام کنند و وحدت اصلاح طلبان را به نمایش بگذارند.
نمایش وحدتی که به گفته سیدحسین مرعشی حامل یک پیام سیاسی است.
در این نشست، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی با ابراز خوشحالی از حضور در جمع فعالان سیاسی کرمان و با اشاره به دو انتخابات آتی گفت: «مجلس خبرگان مجلسی سرنوشت ساز در کشور است و طرازش، طراز رهبری است و هر چه در نظام جایگاه رهبری را بلند ببینیم به همان اندازه جایگاه مجلس خبرگان را بلند خواهیم دید.»
سیدحسین مرعشی افزود: «در مجلس خبرگان نمایندگانی حضور دارند که نظارت بر رهبری و دستگاههای زیر مجموعه را بر عهده دارد و مجلسی است که از سوی ملت رهبر را تعیین می‌کند.»
وی افزود: «سالهاست اصلاح طلبان امروز و همان خط امام‌های دیروز بر سر ترکیب و چگونگی شکل گیری مجلس خبرگان کشمکش دارند.»
مرعشی ادامه داد: بر اساس آنچه که از امام آموخته ایم ، معتقدیم که خبرگان باید پشتوانه مردمی وسیعی داشته باشد و نباید در انحصار عده ای خاص باشد و این مهمترین چالشی است که بین جمع اصلاح طلبان کشور با محافظه کاران و یا به قول خودشان اصولگرایان که البته ما اصولگراتریم وجود دارد.
مرعشی با بیان اینکه امروز در عرصه رقابتهای انتخابات خبرگان کسانی هستند که بر اساس سخنرانی‌هایی که انجام داده‌اند هیچ شأنی برای مردم و رأی آنها درمشروعیت بخشیدن به حکومت قائل نیستند افزود: «این افراد امروز در صحنه‌اند و عدّه و عُدّه دارند و شأنی برای مردمی که به آنها رأی داده‌اند قائل نیستند و اگر بتوانند جمهوری اسلامی را تبدیل به حکومت اسلامی خواهند کرد.»
سخنگوی حزب کارگزاران با اشاره به رد صلاحیت حجه الاسلام والمسلمین مجیدانصاری گفت: «آقای انصاری یکی از معدود اصلاح طلبانی است که در مجلس خبرگان حضور داشت و امروز قربانی تفکر خود شده است.»
وی ادامه داد: آقای انصاری امروز هم چه در مجلس خبرگان باشد و چه نباشد در صحنه حضور دارد و انصاری‌های دیگری نیز در صحنه حضور دارند که حمایت از جمهوری اسلامی را بر اساس افکار امام(ره) در رأس برنامه های خود دارند.
مرعشی گفت: «جمهوری اسلامی باید هماهنگونه که امام طراحی کرده‌اند مردمی باشد و احکام اسلامی در آن جاری باشد نه سلیقه‌های افراد.»
سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی با اشاره به انتخابات مجلس دوم و ارایه لیست از سوی جامعه روحانیت و جامعه مدرسین گفت: «امام می‌فرمودند: همانطور که بعد از مشروطیت عده‌ای گفتند فقها نباید نظر دهند امروز هم عده‌ای می‌گویند فقط فقها نظر دهند.»
وی افزود: «در خصوص آقای انصاری هم مسئله شخصی نبوده بلکه مسئله ایشان فکری است.»
وی در خصوص انتخابات شوراهای شهر گفت: ما برای فرد فرد کسانی که در انتخابات نامزد شده‌اند احترام قائلیم .
مرعشی ادامه داد: عرصه انتخابات کشور کاملاً سیاسی است و اصلاح طلبان اختلاف سلیقه‌ها را کنار گذاشته‌اند زیرا امروز کشور عرصه خودخواهی و منفعت طلبی نباید باشد.
نماینده کرمان در مجلس ششم ادامه داد: نباید بر اثر بی‌توجهی به شرایط سیاسی جامعه امروز شاهد تجزیه آراء باشیم بلکه باید به پیام ترکیب انتخابات دقت کنیم.
وی گفت: «رأی به لیست اصلاح طلبان پیام سیاسی روشنی دارد و اگر می‌خواهیم سیاست به معنای واقعی در کشور وجود داشته باشد و زمینه برای نقش آفرینی مردم باز باشد باید به تفکرات مردمی و اصلاح‌گرا رأی داد.»
وی افزود: «باید یکپارچگی را حفظ کرد و جمهوری اسلامی به تعبیر حضرت امام در جامعه حکمفرما شود.»
سخنگوی کارگزاران ادامه داد: امروز آقای خاتمی با تمام قدرت برای انتخابات شورای شهر تهران به صحنه آمده و آقای کروبی اختلافات را کنار گذاشته زیرا می‌دانند خطری مشترک جمهوریت نظام را تهدید می‌کند.
وی گفت: «باید این پیام روشن سیاسی را به مردم منتقل کرد تا مردم بدانند وقت محاسبه و رأی دادن غیر سیاسی نیست و آراء باید با صلابتی در شأن تفکر امام به صندوق ریخته شود.»
در ادامه این مراسم حجت الاسلام والمسلمین مجید انصاری گفت: «تجربه انقلاب نشان داد که اگر به اسلام مانند نگرش امام نگریسته شود نه تنها اسلام ناتوان از ادامه راه نیست بلکه یگانه راه برای خروج از بن بست زندگی صنعتی، اسلام است.»
البته به شرط اینکه نگاه ما به اسلام نگاه امام و پاک از همه بیراهه‌ها و وصله‌های ناهمرنگی باشد که در طول تاریخ به اسلام چسبانده شده است.
انصاری گفت: «جمهوری اسلامی حاصل این اندیشه امام است که در میدان عمل محقق شده است.»
وی ادامه داد: اساس جمهوری اسلامی بر پایه دو رکن اسلام و مردم پایه‌گذاری شده است.
انصاری افزود: «کسانی که به نام مردم حساب خدا را از مردم جدا کردند، به اندازه یک میلیون سال نوری با اسلام فاصله دارند و اندیشه‌های آنها متعلق به اسلام اصیل نیست.»
وی افزود: «قانون اساسی بر مبنای اندیشه امام و اتکای همه امور به رأی مردم شکل گرفت و سیره امام این بود هر عاملی و با هر توجیهی که در جهت محدود کردن حق انتخاب مردم به صحنه می‌آمد امام آن را رد می‌کرد.»
حجت الاسلام انصاری با اشاره به اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: «در جریان بنی صدر امام به گونه‌ای رفتار نمودند که هیچ کس متوجه نشد که امام نگاه یا نیمه نگاهی به دیگری داشته‌اند .
وی ادامه داد: اگر امام در جریان انتخاب بنی صدر کمترین اشاره‌ای می‌کردند مردم عاشقانه می‌پذیرفتند ولی ایشان نمی‌خواستند نظر خود را بر مردم تحمیل کنند چون به بلوغ سیاسی مردم احترام می‌گذاشتند.
انصاری گفت: «امام ترجیح می‌دادند مردم تازه رها شده از بند استبداد، خود انتخابگر باشند تا اینکه از موضع قیمومیت یا پدر بزرگی به گونه‌ای عمل کنند که مردم در انتخابات احساس حقارت کنند.»
انصاری گفت: «در زمان امام به محض اینکه شورای نگهبان از حدود عرفی و قانونی نظارت خارج می‌شد، ایشان در دفاع از حقوق مردم به صحنه می‌آمدند.»
وی ادامه داد: در جهان امروز که حقوق بشر دغدغه مهم جهانیان است ، باید مدبرانه عمل شود زیرا نمی توان با روش های گذشته با دیگران برخورد کرد.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: «مهمترین مؤلفه قدرت حضور مردم در صحنه، اعتماد مردم به نظام و اتکای امور به اراده مردم است.»
وی افزود: «به هر میزان که احساس وابستگی مردم به نظام و کشور را تقویت کنیم، امنیت نظام را بیشتر تضمین کرده‌ایم.»
انصاری افزود: «تمام کسانی که در جهت محدود ساختن مردم گام برمی‌دارند چه در نظریه پردازی و چه در عمل، دایره مشارکت مردم را محدود می‌کنند.»
وی ادامه داد: باید در جهت منافع این ملت گام برداشت لذا حضور در عرصه انتخابات سرمایه‌گذاری برای تقویت اقتدارملی، رشد کشور و دفع تهدیدات فزاینده نظام جمهوری اسلامی است.
انصاری ادامه داد: نباید مجموعه تبلیغات سیاسی ما به گونه‌ای سامان یابد که بعد از 28 سال، اینگونه القا شود که یا تازه انقلاب شده و به نقطه اول برگشته‌ایم و فراموش کردن همه دستاوردها و تجربه‌ها لطمه به منابع ملی خصوصاً منافع انسانی است.
معاون حقوقی رئیس جمهور سابق با اشاره به تشکیل شوراها در دوران اصلاحات گفت: «از دستاوردهای آقای خاتمی جرأت و جسارتی بود که به انتخابات شوراها به عنوان آخرین حلقه مفقوده مردم سالاری روی آوردند.»
انصاری گفت: «وقتی که از اصلاحات و تقویت آن سخن می‌گوییم معنای آن بازگشت به قانون و اندیشه امام و بازگشت به ارزشهای اسلامی است.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 6:26  توسط وحید قرایی  | 

وزن کشی انتخاباتی/ کارتونی از توکا نیستانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 6:21  توسط وحید قرایی  | 

نوشته ای از مسعود بهنود در مورد لزوم شرکت در انتخابات

 
چرا بايد رای داد؟
 

از جمله دردها که ما در جوانی از بزرگ تر ها به ارث بردیم و به همين درد نسل ما لایق انتقادها شد، اين بود که نگاهی صد در صدی [اوج بدانديشی] به مسائل جامعه و سياست در جانمان، در استدلال هایمان و در حرکت ها و بی حرکتی هایمان بود.

وقتی در سال 1355 ماجرای حزب رستاخيز به گوش ها رسيد. بعض افراد متفکر در گوش ما خواندند که شاه قصد دارد فضای سياسی را باز کند. صاحب اين قلم در همه سال های اخير از امثال روزنامه کيهان دشنام شنيده چرا که در آن سال به شوق آمده برای اولين بار در عمر خود اعلام داشت که رای می دهم و در مقاله ای هم اين را نوشتم و به همه توصيه کردم که رای بدهند.

حالا بيائيد با خود تجسم کنيم که اگر شاه آن بازی "فضای باز سياسی " را تا آخر ادامه داده بود. یعنی همان طور که قول داده شده بود برای هر حوزه انتخابيه حزب سه نفر را نامزد می کرد و مردم کاملا آزاد بودند که از بين آن ها يکی را انتخاب کنند. در شباهت صوری به همان روشی در کشورهای مردم سالار مثل آمريکا رايج است و دو حزب نامزدها را از صافی خود می گذرانند و معرفی می کنند و مردم عملا مختارند که از بين نامزدهای دو حزب يکی را به نمايندگی مجلس و رياست جمهوری انتخاب کنند. اما در آن سال همين که معلوم شد در چند حوزه مانند تبريز و همدان، چند تائی که ساواک نمی پسندید از چهره های با سابقه نظام جلوترافتاده اند و دارند بازی را می برند، ساواک وارد شد و خلاصه همان شد که قبلا بود. اما فرض محال که محال نيست. می توان پرسيد اگر چنان نمی شد. و اگر اکثريتی از مردم هم مانند من رای می دادند و در سال 55 مجلس آزادی نماينده خواست های مردم تشکيل می شد، آيا بهتر نبود.

در آن روزگار تنها امری که باعث شد تا طبقه متوسط شهری، در آن انتخابات شرکت نکند اين استدلال بود که هر عملی که رژيم استبدادی را تقويت می کند نبايد کرد. کسی هم نمی گفت که شرکت کردن يا نکردن در انتخابات چه می تواند به استفاده و یا به زيان نظام وقت انجام دهد. با همين نگاه صد درصدی، اکثر طبقه متوسط که بايد تصميم گيری به جایش وضعيت کشور را روشن کند، انديشه اصلاح در سر نداشت. رای نداد. نظام هم نشان داد ظرفيت چنین ظرافت هائی ندارد و همه کار را زمانی می کند که آب از سر گذشته است.

جلوتر بروم، از دوران مشروطه نيز چون نیک به دوران بنگریم. مراجع و ماخذی که بايد طبقه متوسط را به حرکت در می آوردند در همان نقطه بودند که مرد بزرگ ميزرا جهانگير خان شيرازی[ مدير صور اسرافيل] شهيد بزرگ قلم، در شماره دوم نشريه خود بدان متوهم بود. او نوشت احاد مردم ايران تک تک با تمامی وجود خواهان حريت [بخوانيد آزادی ] شده اند.

اين توهم، وقتی کاملا توهم است و واقعيت نيست که بدانيم در آن زمان نود و هشت در صد مردم ايران بی سواد بودند و "حريت" به گوششان هم نخورده بود. بگذريم که هنوز بعد از صد سال هنوز نمی توان گفت تک تک احاد ايران خواهان حريت هستند. برای اين که گمان بد نکنید بگويم که به نظر من اين مجامله را با هيچ جامعه پيشرفته ای هم نمی توان کرد. کدام جامعه است که واقعا آزادی برای تمام مردمش تک به تک دارای چنان اهميتی باشد که ميرزا جهانگير خان تصور کرده بود. يک سوی اين توهم همان است که جان نازنين صور اسرافيل را تبه کرد، اما زيان ديگرش اين است که آدميانی که چنين می انديشند حق دارند بر اساس اين پندار مثلا استدلال کنند که نبايد به چيزی کمتر از صد رضايت داد. درست هم هست واقعا اگر مردم جامعه ای تک تک تمام حواستشان آزادی باشد و حکومتی و يا گروهی آنان را از آن آزادی محروم کند، البته که اوضاع فوق العاده شکننده است و بايد منتظر ماند که به وزش نسيمی دگرگون شود.

اما اين ها که در عالم واقع نيست.

داستان طبقه متوسط ما و فرهيختگانش به ماجرای حريف بلغاری رضازاده که با نام قطری در مسابقات آسيائی شرکت داشت می ماند. بدان می ماند که وزنه برداری از بلند کردن وزنه 250 کيلوئی [ مثلا] ناتوان نشان دهد، در دفعات دوم و سوم هم نتواند آن وزنه را بلند کند، اما وقتی باز فرصتی برای او پيدا شود مربی دستور دهد که حالا 350 کيلو بردار. آيا اين شرط عقل است. يا درست تر اين که اگر 250 کيلو نشد وزنه 225 کیلوئی طلب شود.

طبقه متوسط ايرانی در دوم خرداد رائی داد و گروهی را به ميدان فرستاد، وزنه 250 کليوئی برداشت. جامعه [ که عبارت است از مردم و حکومت] همان وزنه را نتوانستند به سينه بکشانند. تحمل اصلاحاتی که در سال اول و دوم دولت خاتمی خود را نشان داد، به خود دروغ نگوئیم، از عهده مان بيرون بود. آقای خاتمی [وقتی که ماجرای وزارت اطلاعات و نوار معروف پيش آمد] وقتی که صد نشريه تعطيل شد و آب از آب تکان نخورد، وزنه کوچکتری طلب کرد. به جای دکتر مهاجرانی و آقای عبدالله نوری، جناب مسجدجامعی و جناب موسوی لاری را به ميدان آورد، کرباسچی نشد مرتضی الويری را در شهرداری نشاند. مردم در انتخابات سال هشتاد نشان دادند که به خاتمی اعتماد دارند، اما فرهيختگان صد در صدی چه نکردند.

جالب آن است که کسانی که بنا به اسناد معلوم در دوم خرداد سهم و نقشی نداشتند و تحريم کرده بودند مانند همه سال ها، و بعد از آن که شور مردم را ديدند، بعد از دوم خرداد به ميدان در آمدند، با پذيرش ناسزای همراهان خود اصلاح طلب شدند، به فاصله کوتاهی [ همزمان با تجربه ای که گفتم و محدوده زمانیش به آخرای دوره اول دولت خاتمی می رسد] برگشتند به جای اول خود. عيبی هم ندارد. البته که هر کس بنا به معيارهای خود تصميم می گیرد و مسوول تصميم خويش است. اما وضع وقتی دگرگون شد که در دور دوم و همزمان با انتخابات دوم شوراها شعار تحريم [صد در صد] فضای سياسی را پر کرد. در شهر تهران که هنوز الگوی اصلی در انتخابات است گرفت و گروه در کمين نشسته توانست با پانزده در صد آرا شام شب ما را که اعتصاب غذا کرده بودیم بخورد چاق شود به انتخابات مجلس هفتم برود که در اين جا شورای نگهبان داور بود و ايستاده بود که انواع دوپینگ ها و کمک ها را بکند که کرد، و وقتی آن جناح که تابلوی خود را عوض کرده و به جای جناح راست [ یا بازار] که در دوران اصلاحات به مجامله تبديل به جناح محافظه کار شد، نام خود را گذاشتند اصولگرا، بر سر مجلس نشست. توان آن داشت که چنان پاس های محکمی به گروه ضد اصلاحات بدهد که حاصلش همان شد که شد در سوم تير پارسال. اما باز گمان بد نکنيم. مردم وفادار ماندند.

اتفاقا در انتخابات سوم تير تفکيک و جداسازی آمار نشان می دهد که پيروزی احمدی نژاد بيش تر حاصل اشتباهات رهبران اصلاحات بود که نتوانستند با هم ائتلاف کنند، ورنه کل آرای مردم در دوره اول انتخابات [جمع آرای دکتر معين، مهدی کروبی] برای پيروزی در دور اول هم کافی بود چه رسد که به هر حال قاليباف و مهرعلی زاده و هاشمی رفسنجانی هم در اين معامله به معنای چيزی نبودند که اينک رخ داده است. و اين جا ديگر نمی توان گفت خطای مردم بود. جناح راست با تابلوی جديد در گوشه ای کمين کرده بود و آن چه برسر جامعه ايرانی آمد نتيجه دویست و پنجاه هزار رای [تفاوت کروبی و احمدی نژاد] در دور اول انتخابات است، یعنی يک در صد آرا، بحث تقلب ها و بداخلاقی ها را فعلا ناديده می گیرم که حتما سهمش بيش از یک در صد بود و فغان آقای کروبی به جاست، اما به فرض سلامت کامل هم بايد گفت شعار تحريم وقتی از دهان عزیزانی در داخل و بزرگوارانی در خارج از کشور بلند شد نمی توان گفت که اين اندازه اثر نداشت. اما نمی توان و نبايد زيان اين انتخاب را به حساب تحريم کنندگان نوشت و بايد بيش تر از آن کسانی دانست که بازی سياسی را اداره می کردند و نامزد برمی گزیدند. سياست می ورزيدند.

اين قصه پرغصه بزرگی است و به اين سادگی و کوتاهی هم نمی توان بازش کرد. و خوب می دانم که به ويژه در دنيای مجازی [اينترنت] اکثريتی از کاربران با اين استدلال مخالفند و صد در صد را بيش تر خوش می دارند، اما بايد در همين فرصت اندک درهای ذهن خود گشوده و گفته باشم حالا که سياست ورزان دانستند و درس درست گرفتند و ائتلافی کردند، حالا که از آن بار بهای سنگينی به دوش مردم مانده بايد جامعه متوسطه شهری بجنبد و باز هم حلقه نجاتی بفرستد. گروه به دولت رسيده با حراج خزانه و سرمايه ملت دارد برای خود رای می خرد. اگر در انتخابات اين هفته، ترمزی به حرکت اين گروه [ منظورم دولت احمدی نژاد] است نزنيم ، به قول طنزنویس محبوب روئی کم نکنیم، برای چندين سال کارمان به تاخير می افتد.

اين ها همه گفتم که سهم خود ادا کرده باشم. و اين سند را نگاه می دارم تا در آينده وقتی – بودم یا نبودم – کسی از آن اتهام ها زد که امروز به روشنفکران نسل پيشين زده می شود، مدرکی برای دفاع داشته باشم. از خبرگان حرفی نمی زنم که موضوعی دیگرست و حکايتی ديگر. گرچه می فهمم که بعضی در آن هم رعایت ها می بینند، ولی باری از شدت سنگينی و دشواری در حوصله مان نیست. اما در انتخابات شوراها و به ويژه در شهرهای بزرگ، شرايط برد فراهم است، نسل جوان ايران برخلاف ما فرصت دارد که اشتباه خود را زود جبران کند. بايد رفت و رای داد و منسجم و ساماندهی شده هم رای داد. نه پراکنده .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 7:12  توسط وحید قرایی  | 

جنبش دانشجویی همچنان زنده است.../احمدی نژاد در دانشگاه به زمین سفت رسید

 

دانشگاه اميركبير،رييس جمهور و بلاگرها

شهر فردا-حواشي ديدار رييس جمهور از دانشگاه اميركبير براي وبلاگ نويسها جذابترين سوژه بود. در روزي كه تلويزيون بي توجه به اين واقعه بخش هاي خبري خود را با اخبار ريزو درشت ديگر پر كرد بلاگرها سعي كردند با پوشش همه جانبه ديدار رييس جمهور با دانشجويان از اهميت هاي خود و جامعه مدني بدون رسانه خبر بدهند.

جمهور با اعلام اينكه اميركبير هنوز زنده است نوشت «در حالی که احمدی نژاد 20 آذر، در روزهای میانی تبلیغات انتخابات شورای شهر را برای رفتن به دانشگاه انتخاب می نمود که در این چند ماه ی اخیر در میان تمامی دانشگاه های کشور، امیرکبیر تهران مرکز تندترین اعتراضات دانشجویی بود.

فضای حاکم بر این دانشگاه که حکایت از روح آزادگی دانشجویانش دارد، جلسه ای را که قرار بود نشانه ی قدرت ، محبوبیت و بنوعی تبلیغات انتخاباتی برای هواداران احمدی نژاد باشد به نماد مخالفت جنبش دانشجویی با دولت نهم تبدیل نمود.

حتی دانشجویانی که از دانشگاه امام حسین و بسیج دیگر دانشگاه ها آورده شده و اکثریت فضای سالن را اشغال کرده بودند، نتوانستند صدای دانشجویان امیرکبیر را محو نمایند.

احمدی نژاد در امیر کبیر به زمین سفت رسید. حالا که فریاد "مرگ بر دیکتاتور" را شنید، زمانی که به آتش کشیده شدن عکس را دید و وقتی با لنگه کفش و نارنجک دستی از او استقبال شد، فهمید که فرجام کار به این سادگی ها نیست».بلاگر تهرانشهر هم نوشت «رييس جمهور محبوب كشورمان به دانشگاه پلي تكنيك رفت،دانشجويان«بي حيا» را مورد «مهرورزي» قرار داد چون مي خواست انتفادات تند آنها به حضور خود كه شامل آتش زدن عكسش و شعار مرگ بر ديكتاتور   مي شد را با«آرامش» «پاسخ» بدهد و بنابراين گفت«بايد دانشجو نماها را به صلابه مي كشيم». او همچنين دستور اكيد داد  به دانشجويان سه ستاره درجه ستواني بدهند. راستي بدون اينكه گمان بد بكنيد مثل اينكه دانشجو از جاي ديگري آورده بودند بگم كه سه چهارم سالن از رييس جمهور حمايت خالصانه مي كردند». از نقطه نظر نويسنده وب نوشت ها هم اين ديدار از مابقي اخبار مهمتر بود پس او نيز نوشت «حوالی ظهر خبر تشنج در جلسه سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه امیر کبیر در جمع اهالی سیاست منتشر شد. چه با تلفن و چه با sms. من با عده ای از روزنامه نگاران در جلسه ای انتخاباتی بودیم که آقای کروبی هم در آنجا بود. خبر رسید که در جلسه ی سخنرانی و در حضورش عکس وی را آتش زده اند، شعار مرگ بر استبداد داده اند، ترقه منفجر کرده اند، و احمدی نژاد، و نه دانشجویان، گفته است که: توپ، تانک مسلسل دیگر اثر ندارد. باور کردنی نبود. با فضای بسته ی فعلی و نحوه ی چیدمان این نوع مراسم، یقین داشتیم که اخبار دروغی است. از آنجا قرار داشتم که به سایت شهرفردا برای احوالپرسی و خسته نباشید بروم. در راه هر کانال رادیوئی را که زدم خبری از این ماجرا نبود. سایت شهر فردا اولین جائی بود که دسترسی به اینترنت پیدا میکردم. همه ی آن حرفها ظاهراً درست بود. بر و بچه های سایت، بی آنکه حاشیه ای به خبر ها و تصاویر بزنند، باسرعت در حال کپی عکسها بودند. بارها بنا به تجربه ی حرفه ای دیده بودند عکسهایی مثل آتش زدن عکس احمدی نژاد و یا صحنه های مشابه خیلی زود از روی سایت های خبری برداشته میشود. این اتفاقات دو سه روز قبل از انتخابات به وقوع میپیوندد. از قبل هم خیلی از تحلیلگران حضور دیرهنگام احمدی نژاد به مناسبت ۱۶ آذر را یک میتینگ انتخاباتی تلقی میکردند. طبیعی است که فشار و بی اعتنایی به هر قشری از جامعه و به خصوص دانشجویان، عصیان می آفریند ولی در تعریف انتخاباتی میتوان ادامه ی این اعتراض ها را از طریق صندوق رأی پی گیری کرد. راه صندوقها راه خوبی برای نهادینه کردن اعتراضات است».

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 7:6  توسط وحید قرایی  | 

گپ و گفتي با محمد دانشور، خبرنگار پيشكسوت كرماني/اختصاصي بام كوير

 

هفتاد سال روزنامه نگاري

عكس: وحيد قرايي

وحيد قرايي

همان طور که ساده و بی‌آلایش به درخواستم برای مصاحبه پاسخ مثبت داد، در خانه‌اش و اتاقی که رنگ و بوی 70 سال کار خبری و رسانه‌ای داشت، مرا به حضور پذیرفت.

70 سال کار رسانه‌ای و چاپ چندین کتاب، انگیزه‌ی خوبی برایم ایجاد کرده بود تا با «محمد دانشور» که از سال 1318 کار مطبوعاتی خود را در نشریه‌ی بیداری آغاز کرده، به گفت‌وگو بنشینم. می‌گوید: خانه‌ام مثل خانه‌های دانشجویی است که گاهی با دوستان در آن خلوتی داریم و در اوقاتی که بیماری و پیری اجازه می‌دهد مطالب مربوط به کتاب‌هایی را که در دست انتشار دارم آماده می‌کنم.

شوقش و انگیزه‌اش برای انتشار کتاب‌های جدیدش برای کسی که 7دهه‌ در این حیطه فعالیت کرده است مرا هم بیش‌از پیش برسر شوق می‌آورد.

وقتی از او می‌پرسم اگر زمان به عقب برگردد، آیا بازهم حاضر است به کار رسانه‌ای می‌پردازد، پاسخ می‌دهد: «فواید معنوی کار روزنامه‌نگاری را با هیچ چیز نمی‌توان معاوضه کرد. برای این‌کار و علاقه‌ام تا پای جان پیش رفتم...»

انگیزه

هنگامی ازمحمد دانشور می‌پرسم که به چه‌دلیل کار مطبوعاتی را انتخاب کردید، می‌گوید: هر کسی از همان دوران نوجوانی و جوانی یک‌طرز فکر و ذوقی به‌انجام کاری دارد. وقتی در حوزه‌ی علمیه محصل بودم، همیشه مایل بودم که مطالبی را در زمینه‌های مختلف بنویسم. خدا رحمت کند حجت‌الاسلام امیرجهان‌شاهی را که در این زمینه به من کمک‌های زیادی کرد. همیشه به‌دنبال جایی برای ارایه‌ی نوشته‌هایم بودم. بنابراین فعالیتم را در روزنامه‌ی بیداری که علاوه بر کرمان در استان‌های سیستان و بلوچستان و یزد هم توزیع می‌شد، آغاز کردم. وسایل کار هم مثل امروز پیشرفته نبود و سرعت تهیه‌ی اخبار خصوصا از دو استانی که گفتم پایین بود. مثلا 10 روز طول می‌کشید تا خبری از سیستان و بلوچستان به ما برسد.

هیات تحریریه‌ی بیداری

در مورد هیات تحریریه‌ی آن روز نشریه‌ی بیداری و فعالیت خود در این روزنامه هم اظهار می‌دارد: هیات تحریریه‌ی نشریه‌ی بیداری، در کار خود بسیار قوی و توانا بودند که جلسات مرتبی را برگزار می‌کردند و مطالب نشریه قبل از انتشار در آن بررسی می‌شد. من از همان ابتدا در جلسات نشریه شرکت می‌کردم؛ ضمن این‌که کار من به‌عنوان موزع روزنامه‌ در بیداری آغاز شد.

فعالیت در استانداری و شهرداری

وي در پاسخ به اين سوال كه چه شد که در استانداری و شهرداری مشغول به فعالیت شدید مي گويد:سال 1328 استاندار وقت کرمان مرا خواست. پیش او رفتم. البته آن روزها دیدن استاندار و ملاقات با او به سختی امروز نبود. ضمن این‌که برای فعالان مطبوعاتی و فرهنگی احترام زیادی قایل بودند. استاندار کرمان از من خواست که به‌عنوان رییس دفتر شهرداری کرمان مشغول به کار شوم. من گفتم در حال حاضر کارمند روزنامه‌ی بیداری هستم؛ در این مورد آقای هاشمی باید اجازه دهد. استاندار با مرحوم هاشمی تماس گرفت؛ او هم پذیرفت که من در این پست همه مشغول فعالیت شوم. در همان که حال‌که مسوول روابط عمومی شهرداری و استانداری کرمان هم بودم؛ به کار روزنامه‌نگاری ادامه دادم.

آغاز به کار در رادیو

در آن روزها ارتش در کرمان روزی یک ساعت برنامه‌ی رادیویی داشت که نیمی از آن به استانداری و شهرداری کرمان اختصاص داشت.

دانشور در مورد فعالیت خود در رادیو می‌گوید: چون شهرداری و استانداری این وقت را هم برای اعلام اخبار و برنامه‌هایشان در رادیو داشتند قرار شد که گوینده و خبرنگار رادیویی لشکر هم باشم. یادم می‌آید زمانی که ملک‌الشعرای بهار از دنیا رفت، قرار شد متنی را در مورد این شاعر نامی از طریق رادیو لشکر قرائت کنم. با هماهنگی‌های انجام شده قرار شد قربانعلی شاه نی‌زن با من همکاری کند. زمانی که من متن را می‌خواندم او هم‌نی می‌زد. اما ناگهان برق قطع شد و چراغ‌ها خاموش شدند. به هر وضعیتی بود برنامه را قطع نکردیم قربانعلی‌شاه نی می‌زد. من هم خواندن را ادامه دادم؛ تا این‌که شمع آوردند و من بقیه‌ی متن را خواندم تا برنامه به پایان رسید.

برای رادیو کرمان هم که در سال 1337؛ به ریاست مرحوم یاسایی تاسیس شد من از استانداری معرفی شدم و آقای علی اصغر مظهری از اداره‌ی عمران. وسیله‌ی نقلیه‌ی من برای تهیه‌ی خبر یک دوچرخه بود و آقای مظهری هم گویندگی را بر عهده داشت. یکی از خاطراتم از کار در رادیو کرمان این است که در آن روزها، خبر فقط یک‌بار از رادیو پخش می‌شد و خبرهای مربوط به استانداری را نیز استاندار باید تایید می‌کرد. یک بار یک خبر رسمی مربوط به استانداری زمانی به‌دست ما رسید که استاندار در منزل بود و زمان زیادی برای تایید خبر وجود نداشت. آقای مظهری خواندن خبرها را شروع کرده بود که من با عجله و به‌وسیله‌ی دوچرخه به منزل استاندار رفتم. استاندار در حمام بود، ولی به‌خاطر اهمیت خبر از حمام بیرون آمد و خواند و تایید کرد. زمانی که به ساختمان رادیو بازگشتم آقای مظهری آخرین خبر را می‌خواند که موفق شدم خبر را به او برسانم و او آن خبر مهم را به‌عنوان آخرین خبر آن‌روز خواند و از رادیو پخش شد.

4متر برف

در آن دوران استاندار که به سفری رفت و یا قرار بود طرحی را افتتاح کند 3 نفر خبرنگار و عکاس همراه او می‌رفتند. محمد دانشور که در یکی از این سفرهای خبری تا نزدیکی مرگ هم رفته است می‌گوید: قرار بود استاندار به بندرعباس برود بنابراین من به همراه آقایان محمدی و مشکوه که عکاس بودند همراه با رییس دادگستری وقت، مدیر عامل شیر وخورشید و چند شخصیت مهم دیگر شهر، با اتومبیلی که متعلق به شیر و خورشید بود به سمت سیرجان و بندرعباس حرکت کردیم؛ اما در یکی از گدارهای بین راه کرمان سیرجان به بارش شدید برف برخوردیم، به‌طوری‌که در این گدار حدود 4 متر برف باریده بود و ما دیگر توان حرکت نداشتیم. بعد از 8-7 ساعت، وقتی که ژاندارمری سیرجان از تاخیر ما باخبر شد، با چند دستگاه جیپ آمدند و راه را باز کردند و ما را با خود به سیرجان بردند. آن‌روز شانس آوردیم که زنده ماندیم. اما ریه‌های من از همان سال دچار مشکل شد و هنوز این بیماری ریوی ادامه دارد.

ماهی 5 تومان

وقتی از او پرسیدم که با چه‌قدر حقوق کار مطبوعاتی خود را شروع کردید، می‌گوید:« در نشریه‌ی بیداری غیر از هیات تحریریه 3نفر کارمند بودیم که ماهیانه پنج تومان دستمزد می‌گرفتیم. کار بارادیو کرمان را هم که شروع کردم حقوقم روزانه 4 تومان بود و تا زمانی‌که حکم رسمی من از تهران آمد به همین صورت روزمزد در رادیو کار می‌کرد.

هیچ‌وقت خسته نشدم

از او می‌پرسم هیچ‌گاه از کار رسانه‌ای خسته شدید؟ دانشور پاسخ می‌دهد: تا مرحله‌ی از دست دادن جانم برای کار خبرنگاری ( در مسیر سیرجان) پیش رفتم. اما کار مطبوعاتی برایم ارزش زیادی داشت.

آدمی که علاقه‌مند به کاری است، خصوصا خبرنگاری، باید حوصله‌ی زیادی به خرج دهد. روش کار من هم این‌گونه بود که اگر جایی با ناملایماتی روبه‌رو می‌شدم، حوصله و صبر به خرج می‌دادم و از کوره در نمی‌رفتم. به‌یاد نمی‌آورم که به‌خاطر فرازو نشیب‌ها از کارم ناامید شده باشم. معتقدم باید در برابر ناملایمات خونسرد بود.

وقتی خبرنگار واقعیت‌ها را بدون غرض‌ورزی می‌نویسد هیچ عاملی نمی‌تواند روحیه‌ی او را خدشه‌دار کند و او را از کارش ناامیدسازد. با این ترتیب 10 سال فعالیت کرده‌ام.

دانشور در ادامه اظهار می‌دارد: ما در مکتب مرحوم سیدرضا هاشمی تربیت شدیم. ایشان در مورد یک خبر یا مطلب شاید حدود یک ساعت بحث می‌کرد، یا قانع می‌شد، یا خبرنگار و نویسنده را قانع می‌کرد. او معتقد بود حقایق را باید محترمانه گفت و روش من نیز همین بود.

انتظارات از خبرنگاران بالا رفته

وی در مورد انتظاراتی که در حال حاضر  از خبرنگاران وجود دارد و مقایسه‌ی آن با گذشته می‌گوید: با افزایش افراد باسواد و تحصیل‌کرده، افزایش جمعیت و افزایش امکانات برای کار رسانه‌ای انتظاراتی که امروز از یک خبرنگار و فعال مطبوعاتی می‌رود بسیار بیش‌از گذشته است. خبرنگار باید با دقت بسیار، صبر زیاد و بی‌طرفی کامل به وظیفه‌ی رسانه‌ای خود عمل کند. با این وضعیت، تاثیرگذاری فعالان رسانه‌ای هم بیشتر شده است.و آن‌ها در حوزه‌های مختلفی می‌توانند نمود و تاثیرگذاری خود را نشان دهند.

البته باید این را بگویم که اهمیت و احترام روزنامه‌نگاران در آن دوره بیشتر بود و مسوولان از وجود و توانایی‌های این قشر بیشتر استفاده می‌کردند.

وضعیت مطبوعات کرمان راضی کننده نیست

این خبرنگار و نویسنده‌ی کهنه کار کرمانی صراحتا عنوان می‌کند که از وضعیت موجود مطبوعات محلی کرمان راضی نیست و می‌افزاید: برخی از مدیران روزنامه‌ و خبرنگاران اگر قدری تلاش کنند و آن‌چه که به درد مردم می‌خورد بنویسند، مردم هم رضایت بیشتری از مطبوعات محلی خواهند داشت.

البته این‌را قبول دارم که در حال حاضر وضعیت اقتصادی و حرفه‌ای بسیاری از مطبوعات محلی در وضعیتی نیست که بخواهند تاثیرگذار باشند.

برخی مطبوعات به درآمد هم نمی‌رسند و این یک مشکل است که باعث می‌شود کار روزنامه‌ها نچرخد و باید برای این موضوع و فعالیت حرفه‌ای‌تر روزنامه‌ها فکر اساسی شود.

اگر زمان به عقب باز می‌گشت...

در پایان گفت‌وگویم با محمد دانشور از او می پرسم بعد از 70 سال کار حرفه‌ای رسانه‌ای اگر زمان به عقب باز می‌گشت، آیا بازهم در این حرفه فعالیت می‌کردید. او می‌گوید:« فواید معنوی کار روزنامه‌نگاری  را با هیچ چیز نمی‌توان معاوضه کرد و اگر فردی بتواند از لحاظ معنوی و فکری به خلق خدمت کند برای همیشه ماندگار می‌ماند. قبلا هم گفتم که برای این‌کار تا پای جانم هم پیش رفتم و اگر زمان به عقب باز می‌گشت بازهم خبرنگار می‌شدم.

 

مرور يك عمر روزنامه نگاري

عکس: وحید قرایی 

محمد دانشور در سال 1303 خورشیدی در کرمان، محله‌ی خواجه خضر(ع)، متولد شد. تحصیلات مقدماتی را در مدرسه‌ی معصومیه آغاز و از سال 1313 از محضر درس شادروانان حجج‌اسلام حاج سید محمد حسین امیر جهانشاهی فرزند آیت‌اله حاج آقا سید ابوطالب جهانشاهی معروف به آیت‌اله سیستانی و حاج آقا شیخ محمد باقرنشاط که در مدرسه‌ی معصومیه ضمن تدریس دروس حوزوی، تدریس دروس به سبک فعلی را نیز شروع نموده بودند، کسب فیض نمود.

وی در سال 1318خورشیدی به اخذ مدرک تحصیلی ششم ابتدایی که در آن‌ سال‌ها با توجه به تعداد کم باسوادان اهمیت داشت نایل آمد و در همین سال یعنی سن 15 سالگی در روزنامه‌ی بیداری استخدام شد و همکاری خویش با مطبوعات را شروع نمود. هیات تحریریه روزنامه‌ی بیداری را در آن سال شخصیت‌های فرهنگی و علمی و ادبی برجسته و فرهیختگانی از قبیل استاد دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی و شادروانان دکتر احمد ناظرزاده‌ کرمانی، همایون تجربه‌کار، حسن بقایی، برادران سیدمحمد، سیدمحمدرضا، سید احمد و سید حمید هاشمی، علی‌اکبر و محمد صرافی و گروهی دیگر از این قبیل تشکیل می دادند، محمد دانشور در سال 1328 در شهرداری کرمان استخدام و مسوولیت دفتر شهرداری به وی محول شد. ضمنا با توجه به سوابق مطبوعاتی که داشت تصدی روابط عمومی شهرداری نیز به وی محول گردید. وی این سمت را تا سال‌های پایانی خدمت عهد‌ه‌دار بود. آخرین سمت محمد دانشور در شهرداری کرمان معاونت اداری شهرداری بود و در طول این مدت همکاری وی با مطبوعات کرمان و مرکز ادامه داشت. تاکنون حدود هزار مقاله در زمینه‌های فرهنگی، ادبی‌، تاریخی و اجتماعی در جراید کرمان، روزنامه‌ی اطلاعات و غیره نوشته است. همکاری دانشور با رادیو از سال 1337 آغاز شد. در سال 1334 خورشیدی که یک دستگاه فرستنده رادیویی در کرمان شروع به کارکرد، این فرستنده رادیویی زیرنظر لشکر کرمان اداره می‌شد و هفته‌ای یک‌ساعت برنامه شامل اخبار و موسیقی و برنامه‌ی لشکر داشت  از این مدت یک‌ساعت، بیست دقیقه آن اختصاص به پخش خبرهای استان داشت که ده دقیقه آن به پخش خبرهای استانداری و شهرداری و ده دقیقه دیگر اخبار سایر سازمان‌ها پخش می‌گردید. مسوولیت تهیه‌ی خبرهای مربوط به استانداری و شهرداری و هم‌چنین گویندگی آن به عهده‌ی محمد دانشور بود.

در سال 1337 که رسما رادیو کرمان تاسیس شد، محمد دانشور به دستور استاندار وقت ضمن انجام امور مربوط در شهرداری همکاری خویش را در ساعات غیراداری با رادیو کرمان آغاز نمود. و اولین حکم خبرنگاری که در سال 1338 باعنوان خبرنگار رادیو کرمان از مرکز صادر شد به‌عنوان محمد دانشور بود. هم‌چنین وی پس‌از تاسیس فرستنده‌ی رادیو تلویزیون مرکز، همکاری داشته به نحوی که تاکنون حدود یک‌صد و پنجاه گفتار رادیویی و تلویزیونی در زمینه‌های مختلف تاریخی؛ ادبی، فرهنگی و اجتماعی تهیه کرده که به مناسبت‌های مختلف پخش گردیده است.

شایان ذکر است که محمد دانشور در زمینه‌ی همکاری با مطبوعات محلی و مرکز نیز در سال‌های 1326 تا 1329 خورشیدی که آقای ابریشمی کتابفروش، سرپرستی نمایندگی روزنامه‌ی کیهان را برعهده داشت خبرنگار روزنامه‌ی کیهان در کرمان و در سال 1329 نیز که آقای ولی‌زاده خبرنگار روزنامه‌ی اطلاعات به تهران منتقل شد حدود یکسال خبرنگار روزنامه‌ی اطلاعات و سرپرستی نمایندگی و خبرنگاری روزنامه‌ی پست تهران راعهده‌‌دار بود. پس از آن  با روزنامه‌ی اتحادیه‌ی ملی نیز همکاری مستمر داشت. در طول این مدت با داشتن زن و فرزند ضمن انجام کار برای امرار معاش به تحصیلات خود نیز ادامه داد، به‌نحوی که در سال 1353 با داشتن مدرک تحصیلی دیپلم در رشته‌ی ادبی در کنکور کارشناسی در دانشگاه فردوسی مشهد شرکت کرد در حالی‌که در همان سال فرزند بزرگ‌تر وی در کرمان در کنکور در رشته‌ی دیگری شرکت نمود. هم‌چنین محمد دانشور در طول خدمت خود در شهرداری چند دوره‌ی کلاس‌های آموزش ضمن خدمت از قبیل کلاس مدیریت شهرداری و روابط عمومی را در دانشکده‌ی علوم اداری دانشگاه تهران طی نموده است. وی از سال1357 به بعد مبادرت به تالیف آثاری چند نموده که تعدادی از این آثار از قبیل کتاب« تاریخچه‌ی محله و مسجد خواجه خضر» و کتاب «از قلعه دختر تا دقیانوس» که حاوی مطالب مربوط به تاریخ یک‌صد ساله‌ی سازمان‌های دولتی و انجمن‌های شهر و شهرستان و غیره‌ی کرمان می‌باشد.

وی سه جلد کتاب دیگر در دست تالیف و انتشار دارد. ضمنا کتاب تاریخچه‌ی محله و مسجد خواجه‌ی خضر که در سال 1357 چاپ و منتشر گردید، در بین 415 اثر منتشر شده در آن سال، کتاب برتر سال شناخته شد . به همین خاطر درسال 1376 به تهران دعوت شد و با رییس جمهور وقت دیدارکرد و به اخذ جوایزی نایل آمد. هم‌چنین در سال 1382 در هفته‌ی دولت به مناسبت جشنواره‌ی شهید رجایی که ضمن آن از برگزیدگان بازنشستگان کشوری که دارای آثاری بودند، تجلیل شد. نیز جزو برگزیدگان استانی انتخاب و در مراسمی از وی تجلیل به عمل آمد.

محمد دانشور در حال حاضر 3 کتاب با عناوین محله‌های مدعی شهر کرمان، چهره‌های ماندگار ، نقاط گردش‌گری و تاریخی استان کرمان را در دست تالیف و چاپ دارد.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 11:10  توسط وحید قرایی  | 

ائتلاف اصلاح طلبان را باید به فال نیک گرفت

رای به توسعه همه جانبه

انتخابات آتی شورای شهر فرصت مغتنمی است که بار دیگر می تواند روند حرکت اصلاحات را در کشور سرعت دهد. این وضعیت در کرمان نیز به همین منوال است و قاعدتا اگر مشارکت کسانی که اصلاحات را "گزیده راه" توسعه همه جانبه کشور می دانند در انتخابات صورت گیرد شاهد آغاز فصل نوینی از حرکتهای اصلاح طلبی در کشور خواهیم بود.نگاهی به لیست ائتلاف اصلاح طلبان در کرمان نشان می دهد که این ائتلاف از توان لازم برای اداره شهر کرمان برخوردار است و از گروههای مختلف صنفی در این ائتلاف می توانند آنچه شهر کرمان برای توسعه و زیباتر شدن به آن نیاز دارد فراهم آورند.

تجربه های موجود در سطح کشور و استان کرمان نشان می دهد در جایی که اصلاح طلبان فرصت یافته اند تا تئوری های خود را برای اداره کشور و شهر ارائه داده و به ظهور برسانند آثار مثبت آن همچنان به خوبی قابل لمس و مشاهده است و همین بهترین دلیل است تا آحاد مردم و خصوصا جوانان بار دیگر در صحنه انتخابات حاضر شوند تا با پیروزی اصلاح طلبان بار دیگر حرکت به سمت توسعه شتاب دوباره گیرد.

در اینجا لازم نیست تا به اشکالهای به وجود آمده بر سر راه توسعه کشور پس از خروج اصلاح طلبان از قدرت اشاره شود چراکه همه معایب به وجود آمده از این اتفاق برای همه مردم ایران روشن و واضح است و باید تاکید نمود انچه که می تواند جلوی تداوم این حرکت در کشور را بگیرد و بار دیگر توان و فکر نیروهای متخصص اصلاح طلب در کشور و کرمان را برای اداره کشور بازگرداند مشارکت جدی مردم و رای آنها به اصلاح طلبان است تا به دور از شعارهای بی فایده تحریم انتخابات در یک روال دموکراتیک زمینه بازگشت اصلاح طلبان به سیستم اداره شهرها و کشور فراهم شود.

واقعیت این است کشور ما در شرایط فعلی نیاز به طرز فکری دارد که به دور از نگاهها و شعارهای غیر واقع بینانه و وعده های بی پشتوانه فکری لازم که تنها مردم را خسته و نا امید می کند امور کشور را اداره کند و این رویه در اصلاح طلبان کشور نمود بیشتری دارد و تجارب حضور انها در قدرت نیز این مساله را تایید می کند.

اگر بار دیگر به لیست ائتلاف اصلاح طلبان کرمانی در انتخابات شورای شهر کرمان نظری بیندازیم و با دقت به سوابق و عملکرد آنها در گذشته نگاه کنیم این قضیه روشن خواهد شد که برای رسیدن به نقطه مطلوب مدیریت شهری بهترین گزینه انتخاب لیست واحد ائتلاف اصلاح طلبان و فراهم آوردن زمینه استفاده از توان انها برای اداره بهتر شهر خواهد بود. گزینه ای که با حضور جوانان و زنان و همه آحاد توسعه خواه و فکور کرمانی در انتخابات و دادن رای به لیست اصلاح طلبان در کرمان محقق خواهد شد و ثمرات آن نصیب همه مردم شهر خواهد شد.

باید ثابت کرد که اقتدارگرایی و دادن شعارهای عوام فریبانه دیگر جایی در این کشور که مردمی ترقی خواه و آزاد اندیش دارد نخواهد داشت و آزادی اندیشه و افکار روشن مملکت و شهرمان را به سوی توسعه ای همه جانبه و پایدار سوق خواهد داد.

****************

مهاجری، سیف الهی،محمدسام، زهرا ایرانمنش،دکتر ویدا رضوی،دکتر بدیعی،یوسف جعفری  عباس کاربخش و کامران صنعتی کاندیداهای اصلاح طلبان هستند. 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 5:23  توسط وحید قرایی  | 

گذر

از کاندیداهای محترم شورای شهر که به فکر همه چیز هستند خواهش می کنیم که در وهله اول به فکر زیبایی شهر و در وهله دوم اگر انتخاب شدند به فکر وضعیت نامطلوب اصلی ترین خیابان شهر که عکس هم گوشه ای از اون رو نشون می ده باشن...

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 5:16  توسط وحید قرایی  | 

نگاه

این هم یکی از متکدیان چهارراه خواجوی کرمان در حال شمارش درآمد یکی دو ساعت کار روزانه! صاحب دکه روزنامه فروشی این چهارراه می گفت: در یک نیمروز پول خردهای این خانم متکدی از اسکناسهای من خیلی بیشتر می شه....!

عکس: وحید قرایی

عکس: وحید قرایی

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 7:57  توسط وحید قرایی  | 

نوشته ای از بیژن ادبی به مناسبت روز دانشجو/ منتشر شده در نشریه فردوس کویر

 

جنبشي كه پيشرو بود...

 

16 آذر براي اين مرز و بوم ، سر فصل نويني بود: دگرديسي فرهنگ، فرهنگ سياسي فرهيختگان دانشگاهي، تحول آرمان هاي جامعه ي دانشجويي، راديكاليسم انقلابي و در نهايت شكل گيري جنبش دانشجويي.

تضاد سياسي- اجتماعي بين طبقه ي حاكم و جنبش دانشجويي هر لحظه به مرحله ي بحراني تر مي رسد و تشكل هاي سياسي – انقلابي عملكرد سياسي خود را معطوف به كانون پرالتهاب ايران يعني دانشگاه ها مي سازند و تيغ  دو دم دانشجو يعني تحصيلات آكادميك در خدمت پراكسيس اجتماعي در مي آيد. اين جنبش در سال هاي پس از انقلاب نيز ادامه پيدا مي كند تا اينكه در زمان انقلاب فرهنگي از سرعت پيشروي آن كاسته مي شود. تا قبل از سال هاي اوليه دوران رياست جمهوري سيد محمد خاتمي، جنبش علائم حياتي خود را داشت، اما در آن سال هاي به خصوص، يكباره براي جريان همه گير مردم سالاري و دموكراتيزه كردن حداكثري زيرساخت ها و نهادها، جنبش دانشجويي تاثيرگذارترين مركزيت درنهضت اصلاح طلبانه شد.

در ديدگاه "هربرت ماركوزه"  نظريه پرداز و جامعه شناس مكتب فرانكفورت، دانشجويان و اساتيد و اصولا قشر فرهنگي جوامع در قرن 21 نقشي همانند پرولتر آگاه و انقلابي قرن 19 و 20 را دارد.

شيوه ي تحليل او شايد به نظر كمي آرماني برسد، اما نكته ي مهم تفكر او، برجستگي دانشجو و جنبش دانشجويي در تحولات آتي است.

اين جنبش موثر كه با روند القائي، واسطه ي ميان توده ي مردم و روشنفكران است، مي تواند در شكل گيري تمامي تحركات متهور و آزاديخواه تاثيري انكارناپذير داشته باشد. جنبش دانشجويي در ايران بعد از 18 تير 1378 دچار خمودي و رخوت شد و عملا بر اثر تنگناهاي موجود كاركرد اصلي خود يعني آگاهي رساني را از دست داد و عملكرد آن به تريبون هاي آزاد و غيرآزاد و جلسات محدود خلاصه شد.

 طرفه تر آن كه بخشي از تشكل هاي دانشجويي به صورت بازوي دولت در دانشگاه درآمدند و اصولا ويژگي نقد و دگرگون سازي در آن ها تعطيل شد. فضاي فعلي در دانشگاه ها به شدت غيرسياسي است و اكثريت دانشجويان مشاركت وسيع سياسي خود را از دست داده اند. سر به زيري و سكوت فعالان دانشجويي ناشي از هر چه باشد لطمه بزرگي به استمرار مبارزه براي عدالت و آزادي مي زند و دود ناشي از اين بي تحركي و انفعال به چشم مسببين انسداد و ضعيت جاري در مملكت خواهد رفت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 18:51  توسط وحید قرایی  | 

گذری در شهر/اختصاصی بام کویر

زنی که ساعت ساز است

عکس: وحید قرایی

سیما کارآموزیان-تا چند سال پیش حرف از فعالیت اجتماعی خانم‌ها که می‌شد بسیاری معتقد بودند بهترین کار برای خانم‌ها بعد از خانه‌داری، معلمی است آن‌هم در مدرسه‌ی دخترانه، یعنی درمحیطی کاملا زنانه.

هر چند هنوز جای زنان در بسیاری از پست‌های مدیریتی کشور علی‌رغم توانمندی‌هایشان خالی است اما می‌توان گفت شرایط نسبت به چند سال گذشته کمی تعدیل شده است.

حالا دیگر زنان و دختران ایرانی به دانشگاه می‌روند و علی‌رغم بسیاری از موانعی که هنوز هم وجود دارند در عرصه‌ی اجتماعی فعالیت می‌کنند. و حتی گاهی آن‌ها را در مشاغلی می‌بینیم که تصور می‌کنیم صددرصد مردانه‌اند.

وارد مغازه‌ که می‌شوی درصدای تیک‌تاک ساعت‌ها گم می‌شوی. این جا یک ساعت‌سازی است. اصولا عادت کرده‌ایم برای هر نوع کار فنی که نیاز به آچار و پیچ دارد با یک هیبت مردانه روبه‌رو شویم. در واقع اعتقاد داریم در مسایل فنی آقایان حرف اول و آخر را می‌زنند. اما این‌جا بایک خانم روبه‌رو هستیم که با جدیت منتظر است بداند مشکل ساعت شما چیست؟

خانم حبیبی ازاهالی شهرکرد است که بعد از قبولی در رشته‌ی ریاضی دانشگاه آزاد اسلامی کرمان و ازدواج با یک دانشجوی کرمانی ساکن کرمان شده است.

او در مورد این‌که چگونه این حرفه را فرا گرفته می‌گوید: همسرم در دوران تحصیل برای تامین مخارج زندگی در ساعت‌سازی کار می‌کرد و از آن‌جا که من در کرمان تنها و غریب بودم اکثر مواقع را در کنار همسرم در ساعت‌سازی سپری می‌کردم.

حبیبی می‌افزاید: از بچگی به کارهای فنی علاقه‌داشتم و همین علاقه باعث شد تا زمان حضور درمغازه با دقت به کار همسرم نگاه کنم و کم‌کم بعضی از فوت‌وفن‌های این کار را یادگرفتم. نکات ریز را می‌پرسیدم و همسرم هم بدون هیچ مضایقه‌ای در این راه کمکم می‌کرد.

وی در مورد سابقه‌ی کاری خود می‌گوید: از سال 74 مرتب با شوهرم به مغازه می‌آمدم. اما الان تقریبا 4-5 سال است که به تنهایی کارهای تمعیر را انجام می‌دهم . در واقع همسرم در حال حاضر بیشتر کار فروش، خرید لوازم مغازه و کارهایی مربوط به صنف را انجام می‌دهد. اما کارهای تعمیراتی به عهده‌ی من است.

حبیبی در خصوص برخورد مراجعین به مغازه می‌گوید: اوایل اکثر مراجعین باورود به مغازه جا می‌خوردند و می‌پرسیدند صاحب مغازه کجاست وقتی می‌گفتم من در خدمت‌تان هستم تاکید می‌کردند" نه با خودشان کار داریم". خیلی‌ها هم با اکراه ساعت‌شان را دست من می‌دادند. اما الان بعد از تقریبا 5 سال جایگاه خودم را پیدا کرده‌ام.

او درباره‌ی برخوردهای ناشایستی در این مدت بعضا با آن‌ها روبه‌رو بوده است عنوان می‌کند: متاسفانه هنوز توانایی‌های خانم‌ها برای خیلی‌ها قابل قبول نیست. درست مثل قضیه‌ی رانندگی است. برای همه‌ی خانم‌ها پیش آمده در حین رانندگی جملاتی را شبیه" بروپشت ماشین لباس‌شویی بنشین" را شنیده‌اند. برای من هم این نوع برخوردها در محیط کارم پیش آمده است. و حتی گاهی موجب دل‌سردی‌ام شده است. اما به‌خاطر لجاجتی که روی کارم داشته‌ام سعی کرده‌ام با این مسایل کنار بیایم.

او در مورد برخورد همکارانش می‌گوید: برخوردها متفاوت است. اوایل تعداد بیشتری در مقابلم جبهه می‌گرفتند اما حالا وضعیت کمی بهتر شدهاست و حتی بعضی همکاران مشتری‌های خود را به من ارجاع می‌دهند، اما هنوز هم عده‌ای با یک زن به عنوان ساعت‌ساز مشکل دارند و این حساسیت‌ها گاهی چنان زیاد می‌شود که با خودم فکر می‌کنم شاید من واقعا جای آن‌ها را تنگ کرده‌ام!

حبیبی در رابطه با مشکلات هماهنگی کار منزل و بیرون نیز می‌گوید: در واقع من هم صبح و هم بعد از ظهر باید سرکار باشم و از طرفی تمام مسوولیت خانه از خرید و رسیدگی به بچه‌ها و... با خودم است و واقعا گاهی خسته می‌شوم و به اصطلاح کم می‌آورم که در این مواقع همسرم بهترین دل‌گرمی است. اگر او نباشد حتی در کار هم احساس غربت می‌کنم.

حبیبی باردیگر ازمشکلات کار می‌گوید: بااین‌که چند سال است در این‌جا کار می‌کنم اما چون صاحب کار شوهرم است نمی‌توانم بیمه شوم. در حالی‌که این مدت هر جای دیگری کار می‌کردم می‌توانستم از مزایای بیمه استفاده کنم

او می‌افزاید: اوایل حتی اداره‌ی اماکن هم ایراد می‌گرفتند که چون این‌جا بیشتر مراجعه‌کنندگان مرد هستند شما نمی‌توانید دراین محل کار کنید و زمان زیادی برای قانع کردن مسوولان اداره‌ی اماکن صرف کردم. یا مثلا وقتی برای توسعه‌ی کارم تقاضای وام می‌کردم علی‌رغم این‌که تمام شرایط را داشتم با تقاضایم موافقت نشد.

وی در مورد مراجعه خانم‌ها برای یادگیری این شغل می‌گوید: تا به‌حال دختران زیادی برای یادگیری این شغل به من مراجعه کرده‌اند اما من به‌دلیل مشغله‌ی زیادی که هم در خانه و هم در مغازه دارم از قبول آن‌ها معذورم.

حبیبی درباره‌ی فعالیت اجتماعی خانم‌ها معتقد است: در خیلی از کارها خانم‌ها بسیار دقیق‌تر و بهتر از آقایان عمل می‌کنند فقط باید از ورود به اجتماع و مقابله با مشکلات جامعه نترسند و خودشان کم‌کم جامعه را برای پذیرش خانم‌ها در شغل‌های مختلف آماده کنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 6:2  توسط وحید قرایی  | 

علی برزیده هم رفت...و چه زود

علی برزیده، از فعالان سیاسی جوان استان کرمان به همراه همسر و فرزند 4 ساله اش درمسیر رفسنجان به سرچشمه بر اثر تصادف با یک دستگاه بنز خاور جان خود را از دست داد.

وی در طول تحصیلات خود در دانشگاه شهید باهنر کرمان در انجمن اسلامی دانشجویان و کانون دانشجویان مسلمان از اعضای تاثیر گذار سیاسی اصلاح طلب و از بنیانگزاران نشریه دانشجویی "ندای دانشجو" نیز بود.

برزیده دانشجوی ترم آخر مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد شیراز و در حال تدوین پایان نامه خود بود.

این فعال سیاسی، در روزهای اخیر رابط ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در رفسنجان نیز بود. وی در ۲۵ شماره اول هفته نامه امید کرمان نیز به عنوان عضو هیات تحریریه فعالیت کرده بودو از کسانی بود که در راه اندازی این نشریه سهم بسزایی داشت.

روحش شاد و یادش گرامی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 8:57  توسط وحید قرایی  | 

گشایش/ کارتونی از کیوان زرگری

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 5:41  توسط وحید قرایی  | 

در بيانيه ائتلاف اصلاح طلبان كرمان عنوان شد:

حذف آقاي انصاري از رقابتهاي انتخابات خبرگان در شأن مردم و روحانيون کرمان و شخص آقای انصاری نبود

مردم شریف کرمان
نظام مقدس جمهوری اسلامی که میراث اندیشه گهر بار امام خمینی سلام الله علیه و مجاهدت و جانفشانی هزاران انسان وارسته است در آستانه ثبت برگ زرین دیگری در کارنامه جمهوریت خویش در 24 آذر ماه جاری است که انشاء ا... انسانهای دیندار و وطن دوست با حضور در پای صندوقهای رأی انتخابات خبرگان رهبری و شوراهای اسلامی شهر و روستا و میان دوره ای مجلس این حماسه را رقم خواهند زد .
ما فرزندان سیاسی و دوستداران استان نام آور و عالم پرور کرمان وظیفه خود دانستیم ضمن حضور جدی در انتخابات، نظر به اهمیت انتخابات خبرگان و نقش اراده مردم در انتخاب نمایندگان این مجلس با حضور جدی خود در این انتخابات فضایی پر از شور و نشاط ایجاد نمائیم . به همین منظور از دو روحانی برجسته و شخصیت مهم و بومی استان حضرات آقایان حجج اسلام انصاری و حجتی کرمانی برای نامزدی مجلس خبرگان دعوت کردیم که آقای حجتی بنا به دلائلی رضایت ندادند و آقای انصاری با اصرار فراوان پذیرفتند که از استان کرمان که زادگاه آن بزرگوار نیز هست کاندیدا بشوند .
بزودی خبر کاندیداتوری ایشان در محافل سیاسی انتشار یافت و می رفت که برای اولین بار در کرمان انتخابات خبرگان کاملاً رقابتی برگزار شود، اما متاسفانه و در کمال ناباوری شورای نگهبان از حضور این چهره خوشنام کرمانی در انتخابات ممانعت بعمل آورد که موجب تأسف و البته شگفتی شد.
در همین ارتباط به اطلاع می رسانیم :
1 ـ حضرت حجه الاسلام والمسلمین انصاری با سیره و بیت امام بزرگوار ارتباطی غیر قابل انکار داشته اند بگونه ای که سالهاست نام اخوان انصاری همواره مقارن نام بیت حضرت امام (ره) شنیده شده است . منزلت علمی ایشان نیز بر کسی پوشیده نیست، کسب رتبه ممتاز در آزمون سطح چهارم حوزه علمیه قم و تلّمذ نزد اساتید بزرگ حوزه نشان از تیزهوشی و مرتبه علمی ایشان دارد ، مضاف بر اینکه جناب آقای انصاری در آزمون خبرگان دوره قبل نیز شرکت کرده و قبول شده بودند و در طول دوره نمایندگی خود در این مجلس همواره طراح ایده های جدید و مفید در ارتباط با شیوه عمل خبرگان رهبری بوده است .
سوابق سیاسی و مدیریتی آقای انصاری نیز نیاز به معرفی ندارد ، حضور ایشان در چهار دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی عضویت در مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام با حکم مقام معظم رهبری ومسئولیتهای اجرایی دیگر، همه و همه بر صلاحیت این روحانی برجسته کرمانی برای حضور در مجلس خبرگان صحه می گذارد ، اما با کمال تأسف هیچ کدام از این شایستگی های علمی ، سیاسی و تجربی باعث نشد شورای نگهبان حضور آقای انصاری را قابل تحمل بداند و در کمال ناباوری دیدیم آن شورای محترم، آن کرد که شایسته شأن مردم و روحانیت کرمان و شخص جناب آقای انصاری نبود .
2 ـ کرمان ما سرزمینی پهناور و تاریخی است با فرهنگ و تمدنی منحصر به فرد .
کرمان ما در سالهای دور گاهواره علم و ادب بوده و سلسله جلیله روحانیت در این استان همانگونه که فقیهان بزرگی بوده اند از مصلحان اجتماعی بنامی نیز بوده اند .کرمان شهر حاج آقا احمد ، حاج ابوجعفر ، حاج میرمحمد رضا مجتهد کرمانی بوده و تاریخ سیاسی و مذهبی ایران ، نام پیشتازان کرمانی را در نهضت مشروطه خواهی ایرانیان بخوبی ثبت و ضبط کرده است .
کرمان شهر آیات عظام صالحی ، حقیقی ، شاکری ، روحانی و بسیاری بزرگان دیگر است .
در مسیر انقلاب اسلامی نیز کرمان به وجود مجاهدانی چون  هاشمی رفسنجانی ، شهيد باهنر و حجتی کرمانی افتخار کرده است .
استان کرمان سرزمینی از هر حیث بزرگ بوده و هم اینک نیز از وجود نماینده ولی فقیه و امام جمعه ای اهل فضل و از سلسله سادات برخوردار می باشد . اما متأسفانه این روزها طوری رفتار شده است که گویی جناب حجه الاسلام انصاری وقتی از استان تهران برای خبرگان کاندیدا می شود. مشکلی ندارد ،اما همینکه می خواهد با مردم استان خودشان با اوصافی که ذکر آن رفت پیوند بخورد ، محرومیت ها آغاز می شود تا کرمانی ها نتوانند رأی خود را به نام شخصیتی مبارز ، خلاق و قابل اعتماد به صندوق انتخابات خبرگان بیندازند .
3ـ با درمندی اعلام می داریم ، آنان که روحانیت اصیل و انقلابی این مرز و بوم ، به ویژه استان کرمان را به تیغ قهر می زنند و یاران امام را یکان یکان از صحنه می رانند از این کار چه طرفی خواهند بست جز فراهم آوردن شادی دشمنان ؟
« چو پرده دار به شمشیر می زند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهند ماند »
اگرچه هاشمی ها و انصاری ها و حجتی ها دست پرورده امام بزرگواری هستند که مقید به ادای وظیفه بود نه حصول نتیجه و دمسردی زمانه ی دوست کش و دشمن پرور آنها را گامی بل کمتر ، از صراط مستقیم انقلاب منحرف نخواهد کرد ، اما باید از آنان که با سادگی به سادگی در کسوت متولی ، حرمت امامزاده را می شکنند پرسید آیا حذف یاران صمیمی امام راحل ، تقویت نحله های فکری جان گرفته ای نیست که این روزها کمر به قلع و قمع اندیشه آن امام بزرگوار بسته اند و ملت رشید ایران را طفل یتیمی می دانند که صلاح کار خود را نمی داند ؟!
4 - مردم بزرگوار استان کرمان 

 ستاد ائتلاف اصلاح طلبان این استان که همگی از خدمتگزاران آزمون داده نظام هستند ، تضعیف علمای گرانقدرمان را توسط هر جریانی که باشد محکوم می کنند و ضمن دعوت از مردم شریف در انتخابات خبرگان و شوراهای اسلامی در نبود کاندیدای اول خود حجت الاسلام و المسلمین انصاری که می توانست وزنه سنگینی چون گذشته برای مجلس خبرگان باشد ، به حمایت از روحانیت جلیل القدر استان برخاسته ، آیات عظام و حجج اسلام ، آقایان هاشمیان ، بهرامی و موحدی را به عنوان کاندیداهای مورد نظر خود برای شرکت در انتخابات مجلس خبرگان رهبری معرفی می نماید و از عموم مردم شریف و عالم پرور استان کرمان درخواست می نمائیم در روز 24 آذر ماه با حضور درحوزه های انتخابیه ، رأی خود را به نام این بزرگواران کرمانی به صندوق ها بریزند .
با آرزوی سربلندی شما


ستاد انتخاباتی ائتلاف اصلاح طلبان استان کرمان

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 5:40  توسط وحید قرایی  | 

برف، شهر کویری کرمان را هم سفید پوش کرد...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 14:17  توسط وحید قرایی  | 

با شکایت یک عضو شورای شهر کرمان

مدیر مسئول هفته نامه فردوس کویر به دادگاه احضار شد

با شکایت ع-ش یکی از اعضای شورای شهر کرمان، محمد علی فردوسی، رییس سابق خانه مطبوعات استان کرمان و مدیر مسئول هفته نامه فردوس کویر به دادگاه احضار شد.

این گزارش حاکیست، شکایت این عضو شورای شهر در پی انتشار مطلبی در هفته نامه مذکور صورت گرفت که وی را متهم کرده بود در خرید یک قطعه زمین از یکی از شهروندان کرمانی جانب انصاف را رعایت نکرده است و با استفاده از ناآگاهی فروشنده زمین، آن را بسیار کمتر از قیمت واقعی از وی خریده است. همچنین در آن نوشته عنوان شده بود که این عضو شورا از تحصیلات و سواد لازم برای عضویت در شورای شهر نیز بی بهره است.

گفتنی است، شهروندی که زمین او توسط این عضو شورای شهر کرمان خریداری شده است قبلا عنوان کرده بود شکایت ع-ش باعث روشن شدن بسیاری از حقایق در مورد وی که از خیرین شهر کرمان نیز محسوب می گردد خواهد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 4:44  توسط وحید قرایی  | 

نوسان قيمت ها همچنان ادامه دارد

 

بار گراني همچنان بر دوش مردم

وحید قرایی/منتشر شده در نشریه فردوس کویر

در حالي كه بيش از يك سال از عمر دولت نهم كه بر پايه ي شعارهاي اقتصادي بنا شد، مي گذرد، مسائل و مشكلات مربوط به معيشت و اقتصاد مردم همچنان از سوي اقشار مختلف مطرح مي شود و در اين ميان نوسانات قيمت اقلام اساسي مردم و گراني بيش از پيش، رنجش خاطر بخش زيادي از مردم كرمان و ديگر شهرهاي ايران را فراهم كرده است.

اگر چه دولت قصد دارد با برنامه ريزي هاي زيربنايي به سمت عدالت اجتماعي و بهبود وضع اقتصادي مردم پيش برود ولي اين نگاه كلان برنامه ريزان را از سفره ي مردم غافل كرده است.

شهروندان كه ناچار به خريد كالاهاي اساسي خود هستند اسير اين نوسان قيمت ها شده اند ونمونه ي بارز آن را در اقلامي نظير تخم مرغ، گوشت و حبوبات در كرمان به وضوح مي توان ديد.

اين روزها با وجودي كه همواره اخباري دال بر بخشنامه هاي صادره از سوي دولت براي كنترل يا كاهش قيمت ها به گوش مي رسد، اما ناكارآمدي بخشي از اين بخشنامه ها و تداوم گراني ها، مردم را از اينگونه دستورالعمل ها براي كاهش قيمت ها نااميد مي كند.

حسين زاده يكي از شهروندان كرماني با اشاره به اينكه پديده ي گراني و ناتواني بخش زيادي از مردم در تامين مايحتاج خود مساله امروز و ديروز نيست، تصريح مي كند: وظيفه ي دولتي كه بيش از دولت هاي گذشته وعده ارزان شدن كالاها و توزيع عادلانه ثروت را به مردم داده است اقتضا مي كند كه بيش از ساير دولت ها به اين شعار پايبند باشد و به مردم در مورد وضعيت اقتصادي اطمينان خاطر بدهند.

او همچنين مي گويد: «واقعا اگر دليل خاصي براي گران شدن اجناس وجود دارد بايد بيان شود تا آگاهي بيشتري از مسائل اقتصادي كشور عايد مردم شود. آن هم در حالي كه نفت كشور با قيمت بالايي به فروش مي رسد

عليزاده، ديگر شهروند كرماني است كه در يكي از سوپرماركت هاي كرمان از گراني ها انتقاد مي كند و از دولت و مجلس مي خواهد در اين زمينه فكري به حال مردم بكنند. او كه بازنشسته يكي از سازمان هاي دولتي است به اين مورد نيز اشاره مي كند كه وقتي با جمعيت 60 تا 70 ميليوني كشور اين مشكلات اقتصادي و گراني ها براي بخشي از مردم و خصوصا بازنشسته ها كمرشكن شده است چگونه صحبت از مخالفت با شعار 2 بچه كافي است مي شود؟

در اين راستا چندي پيش يكي از اعضاء كميسيون برنامه و بودجه مجلس هفتم در گفتگو با خبرگزاري آفتاب بيان كرده بود كه دولت در عدم كنترل قيمت ها مقصر بوده و با مديريت درست مي توانست از تورم جلوگيري كند.

مرتضي تمدن در مورد تاثير قيمت نفت بر اقتصاد ايران نيز گفته بودوقتي نفت بشكه اي 75 دلار مي شود. هر چيزي كه وارد اين كشور مي شود تحت تاثير نفت 75 دلاري است، بنابراين بخشي از گراني ها را گراني جهاني وارد كشور مي كند. افزايش قيمت نفت يك بعدش اين است كه هر چيزي مستقيم و غيرمستقيم با واردات ارتباط دارد، گراني را به همراه مي آورد

اما مسئول مجمع امور صنفي توزيعي استان كرمان كه عضو شوراي شهر كرمان نيز مي باشد، با تائيد گراني هاي فزاينده در ماه هاي اخير در شهر كرمان مي گويدمتاسفانه سيستم نرخ گذاري در كشور مناسب و هماهنگ نيستفتح ا... مويدي تصريح مي كندموضوع گراني هاي اخير را در نشست اخير شوراي شهر كرمان با استاندار مطرح كردم و درخواست شد تا برنامه اي براي جلوگيري از افزايش قيمت ها در كرمان ارائه شود.

وي با اشاره به اينكه عرضه و تقاضا مشخص كننده نرخ كالاها هستند، عنوان مي كند كه صادرات بيش از اندازه برخي كالاهاي اساسي باعث افزايش قيمت در اقلامي نظير تخم مرغ شد و دولت براي حفظ توازن عرضه و تقاضا بايد برنامه ريزي بهتري بكند.

مويدي در پاسخ به اين سئوال كه چرا نرخ موادغذايي از جمله گوشت در كرمان گرانتر از شهرهايي نظير تهران و مشهد است، مي گويد: «اين مسئله به ناهماهنگي مسئولان استان ها در نرخ گذاري برمي گردد كه مديران مياني كشور براي رفع اين مشكلات بايد اقدامات جدي تري به عمل آورند

با اين وجود به نظر مي رسد هنوز در كرمان خريد از فروشگاه هاي زنجيره اي كه نظارت كامل دولتي بر آن ها حاكم است براي شهروندان به صرفه تر است. حسن ميرطهماسب، مدير يكي از اين فروشگاه هاي شبه دولتي در كرمان در اين مورد مي گويد: علت ثبات بيشتر قيمت در اينگونه فروشگاه ها اين است كه بايد قوانين دولت در تثبيت قيمت ها را رعايت كنيم و نظارت دولتي و خود نظارتي بر قيمت كالاها را همواره وجود دارد

او مي افزايدملزم به خريدار از مجاري تاييد شده از نظر قيمت هستيم و خارج از اين مجاري خريد نداريم و از توليد كنندگاني كه مصوبات مربوط به قيمت را رعايت نمي كنند، خريد نمي كنيم

ميرطهماسب تاكيد مي كند: «اگر افزايش قيمتي هم در كالاهايمان باشد خارج از ضوابط تاييد شده دولت نيست

اما دكتر مهدي ايرانمنش، مدرس اقتصاد و مديريت دانشگاه هاي كرمان در خصوص رابطه افزايش قيمت نفت در بازارهاي جهاني و اقتصاد ايران مي گويد: «با افزايش قيمت نفت يكسري درآمدهاي ارزي ما در صندوق ذخيره ارزي جمع مي شود و برداشت بخشي از آن براي مصارف خاص و با تصويب مجلس صورت مي گيرد، كه بايستي در كارهاي زيربنايي و پروژه هاي بزرگ اقتصادي مصرف شود و نتايج آن در سال هاي آتي مشخص مي شود. از طرفي با افزايش قيمت نفت، بايد بسياري از واردات مورد نياز كشور از جمله بنزين را با قيمت گران تر بخريم و در واقع درصد زيادي از اين افزايش قيمت نفت خام را با پرداخت پول اضافه براي واردات مورد نياز بايد خودمان بپردازيم و براساس سياست هاي دولت، در واردات، بسته به نحوه ي استفاده از اين موارد افزايش قيمت نفت تاثير خود را بر اقتصاد ايران خواهد گذاشت

دكتر ايرانمنش تصريح مي كند: «به عنوان مثال علي رغم اينكه قيمت بنزين وارداتي براساس افزايش قيمت نفت خام افزايش داشته است ليكن براساس سياست هاي دولت، قيمت بنزين عرضه داخلي ثابت مانده است و مي بينيم افزايش قيمت بنزين وارداتي تاثير آنچناني روي قيمت بنزين داخلي و ساير قيمت هاي تاثير پذير از بنزين نداشته است

وي مي افزايد: «بنابراين اين باور در خيلي از مردم كه فكر مي كنند با بالا رفتن قيمت نفت خام بايستي فورا تاثيرات آن را در اقتصاد كشور ببينند اشتباه است

اين مدرس دانشگاه تاكيد مي كند: «مسئولين كشور بايستي اين افزايش قيمت نفت خام را در راه هايي سرمايه گذاري نمايند كه ما را از واردات بيشتر در آينده بي نياز كند. مثلا ما مي توانيم با همين بودجه حاصل از افزايش قيمت نفت چند پالايشگاه بسازيم كه علاوه بر بي نيازي كشور از واردات بنزين، بسياري از مشكلات كشور مثل بيكاري، كمي درآمد سرانه و گردش سرمايه در كارهاي مولد را حل نمايد

اما دكتر ايرانمنش در مورد گراني هاي اخير در كرمان و ساير نقاط كشور معتقد استهمان طور كه توضيح داده شد، تاثيرات افزايش قيمت نفت در اقتصاد ايران به فوريت نمي تواند ملموس باشد. از طرفي گراني هاي اخير هم ممكن است با قيمت نفت مرتبط نباشد.

وي تصريح مي كند: «در نظر بگيريد زماني كه مسئولان و متوليان مسكن در كشور خبر پرداخت وام هاي ده ميليوني و سه ميليون توماني را از طريق خبرگزاري ها و جرايد اعلام مي كنند بايد در نظر بگيرند كه اين كار نه تنها مشكل مسكن مستضعفين را حل نمي كند بلكه باعث افزايش قيمت مسكن و اجاره بها در كشور مي شود و دليل آن هم از نظر علمي بسيار ساده و روشن است

دكتر ايرانمنش در اين مورد مي افزايد: «با اعلام اين وام ها ، تقاضا را افزايش داده ايم و براساس يك اصل ساده اقتصادي با افزايش تقاضا قيمت ها بالا مي رود در شرايطي كه نتوانسته ايم عرضه (توليد مسكن ارزان قيمت) را بالا ببريم

وي تصريح مي كند: «در همان تاريخ از طريق مصاحبه هاي متعدد اعلام شد به جاي پرداخت اين وام ها، بهتر است اين وام به انبوه سازان داده شود تا توليد مسكن ارزان قيمت بالا برود تا با اين كار هم با افزايش عرضه، قيمت ها را پايين بياوريم و هم براي افراد مستضعف، مسكن با قيمت پايين و تسهيلات مناسب عرضه نماييم

اين مدرس دانشگاه يادآور مي شود: بسيار جاي تاسف است كه متوليان كشور به دليل اهميت ندادن به فكر و تجارب انديشمندان خسارات زيادي را به كشور تحميل مي كنند و بايد به جاي اين آزمون سعي و خطا از افكار انديشمندان و صاحب نظران بيشتر در كشور استفاده شود

***

به هر حال شهروندان كرماني اين روزها چندان به ثبات قيمت ها خوش بين نيستند و حتي گفته ي مقامات سازمان بازرگاني استان مبني بر كاهش قيمت برخي اقلام نمي تواند آن ها را در درازمدت به اينكه ثباتي بر قيمت ها حاكم شود دلخوش كند.

شايد اين احساس ناشي از افزايش ناگهاني قيمت برخي كالاها از جمله تخم مرغ، گوشت و پوشاك باشد.

وقتي كه شهروندي مجبور مي شود تخم مرغ را شانه اي 2450 تومان، گوشت گوساله را كيلويي 5000 تومان بخرد، نوسانات هر روزه ي قيمت گوشت گوسفند و مرغ و شير را شاهد باشد و يا البسه مورد نياز خود را با قيمت هاي جديد كه بالاتر از قيمت هاي گذشته است تهيه نمايد، نمي توان انتظار داشت از وضع موجود راضي بوده و معتقد باشد كه ثبات قيمت ها حاكم است و گراني يك هجمه رسانه اي است و اثري بر زندگي اش كه با خريد همين اقلام توام است ندارد...

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 5:0  توسط وحید قرایی  | 

ائتلاف برای انتخابات/ کارتونی از جمال رحمتی

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 4:29  توسط وحید قرایی  | 

آغاز فعالیت پایگاه اطلاع رسانی ائتلاف اصلاح طلبان کرمان در انتخابات شورای شهر

پایگاه اطلاع رسانی ائتلاف اصلاح طلبان کرمان با نام

"کرمان ما"

آخرین اخبار این ائتلاف در مورد انتخابات شوراها را به اطلاع همگان می رساند....

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 7:6  توسط وحید قرایی  | 

انتقاد سید حسین مرعشي از رد صلاحيت مجید انصاري

يكي بر سر شاخه بن مي‌بريد

رفتار شوراي نگهبان در بررسي و تاييد صلاحيت نامزدهاي مجلس شوراي اسلامي و نيز خبرگان رهبري هميشه داراي ابهامات متعدد و بعضا" داراي ويژگي‌ها و شگفتي‌هايي است . يكي از رفتارهاي سوال‌برانگيز و شگفت‌انگيز شوراي نگهبان در انتخابات خبرگان اخير جلوگيري از ورود جناب حجت‌الاسلام والمسلمين مجيد انصاري به مبارزات انتخاباتي خبرگان رهبري است.
آقاي مجيد انصاري و اخوان محترم ايشان از وفاداران به امام راحل (ره) و اعضای ثابت ‌قدم دفتر ايشان و استوار در دفاع از اسلام و خط امام و رهبري بوده و هستند. اين خانواده مفتخر است شهيدي والامقام تقديم كشور كرده‌اند.
آقاي مجيد انصاري روحاني فاضلي است كه قبل از پيروزي انقلاب در سال ۵۶ عالي‌ترين سطح امتحانات حوزه علميه (رتبه سوم) را با درجه ممتاز طي نموده و پس از آن درس خارج فقه و اصول را نزد آيات عظام وحيد خراساني و تبريزي گذرانده و پس از پيروزي انقلاب اسلامي در كنار مسووليت‌هاي سياسي و اجتماعي و اجرايي ،بطور مستمر، در درس خارج فقه و اصول حضرات آيات عظام موسوي اردبيلي،‌ صانعي، محمدي گيلاني، بجنوردي، شركت نموده و در سال ۷۴ در امتحانات كتبي سطح چهارحوزه (آخرين سطح حوزه كه امتحان گرفته مي‌شود) شركت و با نمره ممتاز قبول گرديده است.
آقاي مجيد انصاري روحاني صاحب فضل، خوش‌فكر و فعالي است كه در پرونده خود چهار دوره نمايندگي مجلس (۱۶ سال)، يك دوره عضويت در مجمع تشخيص مصلحت نظام با حكم مقام معظم رهبري، معاونت قوه قضائيه، معاونت حقوقي رئيس جمهور و نمايندگي خبرگان رهبري را ثبت كرده است.
ايشان در انتخابات قبلي خبرگان رهبري(هشت سال قبل) در امتحان شوراي نگبهان شركت و پس از تاييد علمي و كسب راي از مردم وارد خبرگان شده است و متاسفانه در انتخابات اخير در يك اقدام شگفت‌انگيز صلاحيت علمي ايشان زير سوال رفته است. اقدام اخير شوراي نگهبان ازچند زاويه قابل انتقاد است.
۱- زير سوال رفتن عملكرد قبلي شوراي نگهبان در ۸ سال قبل براي تاييد صلاحيت علمي ايشان.
اگر شوراي نگهبان امروز خود ،حرمت خود را حفظ نكند از ديگران چه انتظاري است؟
اگر شوراي نگهبان خود مصوبات ديروز خود را به راحتي زير سوال ببرد، چگونه انتظار دارند كه منتقدان حرمت اين نهاد محترم را حفظ كنند؟
۲- حذف آقاي مجيد انصاري با آن همه سابقه خدمت و پيوستگي به انقلاب و رهبري چه پيامد سياسي درپي خواهد داشت؟ آيا كشور به شخصيت‌هاي موثر خود نياز نخواهد داشت؟ اين برخوردها در همكاري ساير اشخاص با نظام چه اثري خواهد گذاشت؟
ظاهرا وضع به گونه‌اي است كه فعاليت آقاي انصاري در طول هشت سال گذشته در خبرگان و ارائه طرح‌هايي در جهت اصلاح وضع خبرگان باعث شده است كه آقاي انصاري هم ديگر تحمل نشود.
شوراي محترم نگهبان بايد توجه داشته باشند اعمال اين محدوديت‌ها در برخورد با فرزندان امام و انقلاب براي كشور مفيد فايده نخواهد بود. انصاري و انصاري‌ها اصيل‌تر و بزرگ‌وارتر از آن هستند كه با اين برخوردهاي ناهنجار ذره‌اي از همراهي با مردم، اسلام ، ايران و انقلاب و تلاش براي تحقق اهداف عاليه امام راحل(ره) دچار ترديد شوند ولي خوب است كه فعالان شوراي نگهبان با انصاف با مسائل برخورد كنند.
جناب آقاي جنتي بداند اوضاع هميشه يكسان نخواهد ماند و دوباره روزي فراخواهد رسيد كه آقاي انصاري و انصاري‌ها بايد از دامنه بحران‌ها بكاهند.

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 7:0  توسط وحید قرایی  | 

تبلیغات انتخاباتی/کاری از حمید خلوتی

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 17:11  توسط وحید قرایی  | 

انتقاد شديد نماينده جيرفت از هيات رئيسه مجلس هفتم

 

به مردم اعلام كنيد كه نمايندگان هيچ كاره‌‏اند تا كسي سراغ ما نيايد

نماينده جيرفت گفت: هيات رئيسه به مردم اعلام كند كه نمايندگان هيچ كاره هستند تا ديگر مردم سراغ ما نيايند .

"علي زادسر"، نماينده جيرفت در مصابحه‌‏اي كه متن آن را در اختيار خبرنگاران قرار داد، با اشاره به اظهارات اخير يكي از اعضاي هيات رئيسه مبني بر اينكه اگر وزرا پاسخ تذكرات كتبي نمايندگان را بدهند در حق آنها لطف كرده‌‏اند، تصريح كرد: برخي از وزرا بدون اين حرفها هم به نمايندگان مجلس بي توجه هستند .

وي با تاكيد بر اينكه هيات رئيسه موظف به پيگيري همراهي و كمك براي پاسخ گرفتن به نامه‌‏هاي نمايندگان است، افزود: هيات رئيسه با اين گونه اظهارات به وزرا در بي توجهي به تذكرات نمايندگان، جرات مي‌‏دهد .زادسر گفت: ما كه خيري از هيات رئيسه درحمايت از نمايندگان نديديم، حداقل شر نرسانند و وزرا را در قبال مجلس بي اعتنا نكنند.
وي افزود: به مردم بگوييد اين نمايندگان هيچ كاره‌‏اند و هيچ كاري از آنها بر نمي‌‏آيد، وقتي وزرا به تذكرات ما پاسخ نمي دهند چه توقعي داشته باشيم كه به نامه‌‏ها ما پاسخ دهند.

زادسر خطاب به هيات رئيسه خاطرنشان كرد: شما كه مي‌‏گوييد تعدادن سوالات بيش از هزار شده و نوبت به آنها نمي رسد، سرنوشت استيضاح هم كه مشخص است! گزارش تحقيق و تفحص را هم كه مي‌‏گويند بيش از ده صفحه نشود! فكر نمي‌‏كنيد اگر روزي اكثريت با شما نبود، پشيمان خواهيد شد كه چرا اين همه محدوديت براي مجلس به وجود آورده‌‏ايد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 11:14  توسط وحید قرایی  | 

این آگهی هم برای اونهایی که میخوان از کافی نت مذهبی استفاده کنن...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 21:29  توسط وحید قرایی  | 

استاد باستاني پاريزي از بيمارستان مرخص شد

محمدابراهيم باستاني پاريزي از بيمارستان مرخص شد.

به‌گزارش ايسنا، اين نويسنده و استاد پيشكسوت تاريخ دانشگاه تهران كه از چندي پيش در بيمارستان مهر بستري شده بود، مرخص شده و در منزل استراحت مي‌كند.

باستاني پاريزي گفت كه طبق تشخيص پزشك، به‌دليل چند بيماري مدتي را در بيمارستان به‌سر برده است.

او همچنين در روزهاي اخير با اين‌كه جزو سخنران‌هاي مراسم بزرگداشت محمدعلي جمالزاده و نشست رونمايي كتاب "يونانيان و بربرها" معرفي شده بود، در اين برنامه‌ها نتوانست حضور پيدا كند.

باستاني پاريزي چندي پيش با ابراز نارضايتي از وضعيت انتشار كتاب، از تجديد چاپ «بازيگران كاخ سبز» و «خودمشت‌مالي» پس از 12 سال خبر داد و گفت، به‌نظر مي‌رسد ديگر كسي كتاب ما پيرمردها را چاپ نمي‌كند؛ ظاهرا نه ناشران زير بار اين امر مي‌روند و نه جوان‌ها مي‌خواهند اين كار را انجام دهند.

از قلم اين نويسنده و استاد تاريخ 81ساله، تاكنون بيش از 60 عنوان كتاب منتشر شده كه تعدادي از آن‌ها عبارت‌اند از: «گذار زن از گدار تاريخ»، «حصيرستان»، «حماسه‌ي كوير»، «از پاريز تا پاريس»، «اژدهاي هفت‌سر»، «پير سبزپوشان»، «از سير تا پياز» (سفرنامه‌ي بيرجند)، «هزارستان»، «آسياي هفت‌سنگ»، «پيغمبر دزدان»، «هواخوري در باغ»، «جامع‌المقدمات»، «تاريخ كرمان»، «شاه منصور» و«آفتابه‌ي زرين فرشتگان. »

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 19:37  توسط وحید قرایی  | 

سقوط گاه/ کارتونی از کیوان زرگری

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 4:33  توسط وحید قرایی  | 

اختصاصی بام کویر

 

شهر کرمان زود تعطیل می‌شود!

 

وحید قرایی-کرمانی‌ها به باز بودن اغلب مغازه‌های شهرشان در ساعاتی خاص عادت کرده‌اند. صبح‌ها معمولا 9:30 تا 12 ظهر و عصرها معمولا از ساعت 5 عصر تا ۸-۹ شب.

شهروندان کرمانی معتقدند اگر در غیر این ساعات به بسیاری از فروشگاه‌های شهر مراجعه کنند با کرکره‌های پایین کشیده مغازه‌ها مواجه خواهند شد.

البته به‌گفته‌ی مغازه داران عوامل متعددی در ایجاد این وضعیت دخیل هستند.

1- نبودن کار و کاسبی

این اعتقاد مغازه‌داران کرمانی است. البته سوپرمارکت‌ها و غذاخوری‌ها را باید در این مورد مسثنی کرد. یک فروشنده پوشاک معتقد است تا زمانی‌که احساس کنیم مشتری وجود دارد می‌توانیم کرکره‌های فروشگاه را بالا نگه داریم. او تصریح می‌کند: وقتی که مردم اکثرا ساعت 30/8 شب به بعد به خانه‌هایشان می‌روند و یا فقط با اتومبیل‌هایشان در شهر چرخ می‌زنند چه دلیلی دارد ما بیش‌از این در مغازه‌هایمان بمانیم.

یک‌پارچه‌فروش هم همین را می‌گوید و می‌افزاید: شما انتظار دارید ما بدون وجود مشتری تاساعت چند مغازه‌های خود را باز نگه داریم. مشتری در ساعات خاصی می آید، ما هم در ساعات خاصی این‌جا هستیم.

2- نبود امنیت

این را اغلب، طلافروشان می‌گویند. یکی از آن‌ها می‌گوید: تا چه ساعتی از شب مگر می‌توان باطیب خاطر یک طلا فروشی را باز نگه داشت. او می‌افزاید: در ساعات خلوت شبانه روز کدام طلافروشی می‌تواند مغازه‌ی خود را باز کند و با اطمینان فعالیت کند.

هر وقت خیابان‌ها شلوغ می‌شود ما هم به سرکار می‌آییم تا خیالمان راحت‌تر باشد

3- می‌خواهیم پیش خانواده‌مان باشیم

یک ساعت فروش هم می‌گوید: ما هم می‌خواهیم شب‌ها پیش خانواده‌ی خود باشیم ولزومی نمی‌بینیم از یک ساعت مشخص بیشتر مغازه‌ی خود را باز نگه داریم.

او می‌افزاید: مردم از ساعت 8:30 شب کمتر به خیابان‌ها می‌آیند و ما هم نمی‌توانیم مغازه‌ی خود را به‌خاطر "هیچی" بازنگه داریم ضمن این‌که سردی هوا در این فصل به این موضوع دامن زده است. صبح‌ها هم وضعیت همین است و تا ساعت 9:30 تا 10 مشتری نداریم.

همه متهمند!

 پای حرف هر کدام از کرمانی‌ها که بنشینی بقیه‌ی شهروندان را متهم می‌کند که شور و حال ندارند و از حدود ساعت 8 شب به‌طور ناگهانی خیابان‌ها از جمعیت خالی می‌شود و همه یا در اتومبیل‌ها دور می‌زنند و یا به خانه‌های خود می‌روند. به‌هر حال واقعیت این است.

"شهر کرمان شور و حال لازم را ندارد" و تنها گرمی شب‌های کرمان در پتزا فروشی‌ها وفاست‌فودهای شهر مشاهده می‌شود! آن‌هم به‌دلیل این‌که جایگزینی برای آن تاکنون برای شهروندان به وجود نیامده.

شهروندان کرمانی معتقدند که شب‌ها جایی برای رفتن ندارند که بخواهند وقت خود را در آن‌جا سپری کنند و می‌ماند پیتزا فروشی‌ها و البته کافی‌شاپ‌ها که جوانان و خانواده‌های جوان‌تر را تا حد زیادی جلب کرده‌اند.

در این میان یک مسوول شهری نیز معتقد است کرمانی‌ها چندان به پارک‌هایی که در شهر ایجاد شده توجهی ندارند و به قدر کافی از این ظرفیت‌‌ها برای تفریح استفاده نمی‌کنند.

اما یک جوان کرمانی هم می‌گوید یکی بگوید شهری با وسعت کرمان که تنها 2 سینمای قابل استفاده دارد، کنسرت موسیقی باب‌طبع جوانان در آن بسیار کم اجرا می‌شود و تئاترهایش با کم‌ترین اطلاع‌رسانی اجرا می‌شوند و فرهنگ‌سرایی هم در آن نیست چگونه می‌تواند احساس خوبی از گذران وقت برای شهروندانش به ارمغان بیاورد؟

در چنین اوضاعی است که پیتزافروشی‌ها و کافی‌شاپ‌ها رونق می‌گیرند و برنامه‌های ماهواره‌ای جایگزین جالب توجهی برای تمام کاستی‌های شب‌های کرمان می‌شود. همین باعث شده است که بسیاری بگویند:" شهر کرمان زود تعطیل می‌شود!"

 

روی‌خوش موجود نیست!

سیما کارآموزیان-اصولا خرید کردن مخصوصا اگر پول کافی داشته باشید لذت خاصی دارد خصوصا برای خانم‌ها در هر یک از شهرهای ایران به هر فروشگاه و مغازه‌ای که وارد می‌شوید به شما به چشم یک مشتری نگاه می کنند. بنابراین بعد از یک سلام بلند بالا برای خوش آمد شما هر نوع کالایی را که در مغازه دارند با روی گشاده باز می‌کنند و می‌بندند و آن‌قدر زبان می‌ریزند تا شاید شما یکی را انتخاب کنید و در غیر این‌صورت باز هم با روی گشاده و لبخند شما را بدرقه می‌کنند. چون احتمال دارد شما روزی روزگاری دوباره گذرتان به این مغازه بیفتد. ولی آن‌چه که گفته شد مربوط به دیگر شهرها بود...

در کرمان ما اما قضیه به نوعی دیگر است. وارد برخی مغازه ها که می‌شوید در واقع آرامش مغازه‌دار را بر هم زده‌اید. خوش‌شانس که باشید فروشنده در جواب سلام شما سرش را تکان می‌دهد و اگر کالای انتخابی شما فقط کمی آن طرف‌تر باشد تنها در صورتی فروشنده لطف کرده اجازه می‌دهد آن ‌را از نزدیک ببینید که حتما آن‌را خریداری کنید و البته باید به نوشته‌ی " جنس فروخته شده به هیچ عنوان تعویض یا پس گرفته نمی‌شود" توجه کنید.

یادتان باشد گاهی حتی اگر فروشنده مشغول صحبت با تلفن یا دوستی بود ساکت و آرام گوشه‌ای بایستید تا صحبتش تمام شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 11:33  توسط وحید قرایی  | 

یک روز خوب بارونی و 3 تا چرا...

 

 

چرا؟(آموزش دانشگاه پیام نور)

چرا؟(خیابان مطهری)

و چرا این زن سرپناه نداره؟....(اطراف بزرگراه شرقی کرمان)

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 16:5  توسط وحید قرایی  | 

توقف اعتراض آمیز و خود خواسته انتشار پنج نشريه اصلاح طلب استان زنجان

به نوشته اعتمادملي، انتشار 5 نشريه مستقل و اصلاح طلب استان زنجان در اعتراض به سياست‌هاي مطبوعاتي دولت احمدي‌نژاد و در اعتراض به محدوديت‌هاي ايجاد شده براي مطبوعات متوقف شد. دست‌اندركاران مطبوعات اصلاح طلب و مستقل استان زنجان (هفته‌نامه‌هاي پيام زنجان، بهار زنجان، صداي زنجان، البرز خرم و موج بيداري) به دنبال ايجاد محدوديت‌هاي مختلف براي مطبوعات و تلاش برخي از مسوولان دولتي براي كشاندن مطبوعات به دادگاه و منع مقامات دولتي از دادن آگهي‌هاي دولتي به مطبوعات مستقل با انتشار اطلاعيه‌اي مشترك، اعلام كردند كه اين مطبوعات تا رفع محدوديت‌هاي ايجاد شده، انتشار خود را متوقف مي‌كنند.

دراين اطلاعيه آمده است: برخورد تحكم آميز و موهن استاندار به عنوان نماينده عالي دولت در استان با اهالي مطبوعات و خبرنگاران و عدم پاسخگويي وي و برخي از مديران استان به تبع رفتار و كردار استاندار با مطبوعات، فضاي رسانه‌اي استان را با بن‌بست مواجه كرده و مانع آگاهي مردم از عملكرد مسوولان گرديده است. اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان نيز كه خود بايد مدافع حقوق مطبوعات باشد، تمامي كارويژه‌ها و ماموريت‌هاي خود را به كناري نهاده و صرفا به خدمت مداحان كمر بسته است.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 12:7  توسط وحید قرایی  | 

برگزاری هماهنگ انتخابات انجمن‌های دانشجویی دانشگاه پیام‌نور کرمان

 

انتخابات 33 انجمن علمی و هنری دانشگاه پیام‌نور کرمان به‌صورت هماهنگ برگزار خواهد شد.

این انتخابات زیر نظر اتحادیه‌ی انجمن‌های دانشجویی دانشگاه پیام نور که اخیرا فعالیت‌ خود را شروع کرده است و بر اساس اساسنامه‌ی مستقل هر یک از این انجمن‌ها برگزار می‌شود.

این اقدام در جهت انسجام بیشتر اتحادیه‌ی مذکور، تخصیص هماهنگ‌تر بودجه تشکل‌های علمی و هنری دانشجویی دانشگاه و نیز مشخص شدن شفاف‌تر فعالیت‌های این انجمن‌ها و با هماهنگی معاونت فرهنگی دانشگاه پیام نور کرمان انجام می‌شود.

نام‌نویسی کاندیداها تا پنجم آذر ماه با هماهنگی انجمن‌های علمی و هنری، توسط اتحادیه‌ی انجمن‌ها صورت خواهد گرفت و انتخابات دهم آذرماه در دانشگاه پیام نور کرمان برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 8:2  توسط وحید قرایی  | 

اختصاصی بام کویر

زندگی بر روی چاله‌ها

وحید قرایی /سیما کارآموزیان-استان‌ما که و احتمالا شهرمان بر روی گسل‌های آماده به لرزه واقع است و به قولی به زندگی بر روی گسل عادت کرده‌ایم.البته از زمانی که یادمان می‌آید به زندگی بر روی پدید‌هایی که کاملا وابسته به زندگی شهرنشینی هستند و نام« چاله» هم به خود گرفته‌اند نیز به مرور زمان خو گرفته‌ایم.

کوچک‌تر که بودیم و به مدرسه می‌رفتیم خصوصا در روزهای بارانی این چاله‌ها بلای جانمان بودند. چه این‌که بارها وقتی کوچه‌های شهر از آب پر می‌شد! و تشخیص این چاله‌ها غیر ممکن به درونشان ‌می‌افتادیم و هزار و یک زحمت و اعصاب خردی و خیسی عایدی ما بود.

بعدها که بزرگ‌تر شدیم و با این چاله‌ها انس گرفتیم و دست تقدیر ما را پشت فرمان یک اتومبیل نشاند باز هم حضور این چاله‌ها برایمان ملموس شد و ما که این‌بار می‌دانستیم این چاله‌ها پر شدنی نیستند و اگر هم پر شوند چاله‌ای دیگر و در نقطه‌ای دیگر دهان باز می‌کند سعی کردیم با آن‌ها دوست شویم.

اتفاقا این دوستی نتایج بدی در بر نداشت و ما رانندگانی شدیم که زیگزاگ رفتن و حرکت‌های مارپیچ را به خوبی فرا گرفتیم. باور کنید اگر ما رانندگان چاله دیده‌ی کرمانی را به رالی‌های اتومبیل‌رانی ببرند از همه‌ی این‌ها که فکر می‌کنند راننده‌اند سرفرازتریم و این نتیجه‌ی همان زندگی بر روی چاله‌های شهرمان است.

در ضمن زمانی که بر اثر حواس پرتی به داخل این چاله‌های عمیق می‌افتیم لازم نمی‌دانیم هیچ‌کدام از مسوولان شهری را برای تذکر در مورد وجود این چاله‌ها به زحمت و دردسر بیندازیم... لحظاتی تمرکز می‌کنیم و بعد با تمام وجود به زمین و زمان بدوبیراه می‌گوییم که فقط خودمان را خالی کرده باشیم!

این است مزیت زندگی و روندگی و رانندگی بر روی چاله‌ها و به‌خاطر همین دست یک‌یک مسوولین شهری را که هرگز لحظه‌ای اجازه نداده‌اند خیابان‌ها و کوچه‌های شهرمان بدون چاله و دست‌انداز بمانند می‌بوسیم...

گذر ازچاله‌ها

برای همه ما پیش آمده روزهایی که به‌هر دلیل برای رسیدن به یک قرار کاری، مهمانی یا هر با برنامه‌دیگری با عجله در خیابان‌های شهر رانندگی کنیم. برای زودتر رسیدن و رهایی از ترافیک بی‌نظم ساعات شلوغ شهر، راه میان بر خیابان‌های فرعی و کوچه پس‌کوچه‌های شهر را ترجیح دهیم. در حین رانندگی در کوچه‌های تاریک (علی‌رغم این‌که شما هزینه‌ی روشنایی معابر را به سازمان برق پرداخته‌اید) ناگهان چرخ جلوی ماشین در یک چاله فرو می‌رود و با سرعت از آن خارج می‌شود این تازه اولین چاله است. دیگر استرس تاخیر را از یاد می‌برید چون باید شش دانگ حواستان را برای رد کردن چاله‌ها جمع کنید چون در غیر این صورت هزینه‌ی تعمیر کمک فنرهای ماشین به مخارج آخر ماه اضافه خواهد شد و تازه اگر زمستان باشد و چاله پر از آب باید نفرین عابران پیاده را هم باید به جان بخرید. این چاله‌ها کم و زیاد در تمام شهر پراکنده‌اند و تقریبا هیچ کوچه‌ای بدون چاله نیست.

اما اگر در مورد چاله‌ها نیمه پر لیوان را نظر بگیریم، می‌شود گفت در شهر بی‌تحرک و بی‌تفریح ما، عبور از چاله‌ها بخش هیجان‌انگیز زندگی روزمره است و باید از شهرداری بابت عدم تعمیر آسفالت خیابان‌ها و ایجاد این هیجان سالم تشکر کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 7:59  توسط وحید قرایی  | 

به بهانه محرومیت فوتبال ملی ایران/صالح رزم حسینی، بزرگمهر حسین پور و جمال رحمتی

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1385ساعت 21:10  توسط وحید قرایی  | 

با سلام...

با توجه به اینکه دامنه تخریب همکاران مطبوعاتی در قسمت نظرات این وبلاگ زیاد شده در صورت ادامه این روند قسمت نظرات حذف و یا فیلتر گذاری خواهد شد...

با تشکر از همه دوستان

در ضمن...

 محروم شدن فوتبال ملی کشور دسته گل جدیدی بود که از مسوولان ورزشی رده بالای دولت نهم چندان بعید نبود...جز اظهار تاسف برای این آقایون چیز دیگه ای نمیشه گفت...به هر حال فعلا هر دم که بری داره می رسه ...

 فيفا ايران را از فعاليت‌هاي بين‌المللي در زمينه‌ي فوتبال محروم كرد


كميته‌ي اضطراري فيفا كه متشكل از رييس فيفا و يك نماينده از هر شش كنفدراسيون است ديروز تصميم گرفت كه فدراسيون فوتبال جمهوري اسلامي ايران را به دليل آنچه "دخالت دولت در امور فوتبال" خواند كه بر خلاف ماده‌ي 17 اساسنامه‌ي فيفاست از تمامي فعاليتهاي بين‌المللي محروم كند.
كميته اضطراري فيفا پس از اين كه تشخيص داد وضعيت فدراسيون فوتبال ايران با موضوع استقلال فدراسيونهاي عضو در اساسنامه‌ي فيفا مغاير است، چنين تصميمي را اتخاذ كرد. طبق اساسنامه‌ي فيفا فدراسيونها بايد مستقل و خارج از مسير تصميم‌گيري دولتهاي كشورشان در تغيير مديريت فدراسيون باشند.
كميته‌ي اضطراري فدراسيون جهاني فوتبال براي خارج شدن ايران از اين محروميت سه موضوع را مطرح كرد كه اين سه موضوع اينچنين است:
1-تشكيل كميته‌ي ساماندهي فدراسيون فوتبال جمهوري اسلامي ايران كه تركيبي از نفرات مستقل و مورد اعتماد فيفا و كنفدراسيون فوتبال آسيا خواهند بود. نفرات كميته‌ي فوق را اين دو نهاد تعيين خواهند كرد.
2-اساسنامه‌ي جديد اصلاح‌شده بر اساس اساسنامه‌ي فيفا.
3-برگزاري انتخابات جديد تحت نظر فيفا و كنفدراسيون فوتبال آسيا پس از تأييد نهايي اساسنامه‌اي كه در بالا به آن اشاره شد.
محمد بن همام، رييس كنفدراسيون فوتبال آسيا و عضو كميته‌ي اضطراري فيفا درباره‌ي محروميت ايران، گفت: اميدواريم متوليان فوتبال ايران شرايط مطرح‌شده را بپذيرند كه اين مسأله نه تنها براي بهبود وضعيت فوتبال بلكه براي حضور تيم‌هاي فوتبال ايران در مسابقات مهم آسيايي اهميت دارد. مرداد 1385 فيفا و كنفدراسيون فوتبال آسيا به ايران مهلت دادند تا تاريخ 24 آبان 1385 محمد دادگان، رييس فدراسيون را بار ديگر به پست سابقش بازگردانند و اساسنامه را مطابق با اساسنامه فيفا كند. فيفا و AFC اعلام كرده بودند كه مقام دادگان و اعضاي هيأت رييسه‌ي او را همچنان به رسميت مي‌شناسند و آنها داراي مشروعيت رياست و اداره‌ي فدراسيون فوتبال جمهوري اسلامي ايران مي‌دانند.

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1385ساعت 6:23  توسط وحید قرایی  | 

پیام اصلاح طلبان:

ترجیح عملگرایی بر بنیاد گرایی

شهر فردا-در حالي كه هر دو ائتلاف اصولگرا و اصلاح‌طلب هنوز فهرست نهايي نامزدهاي مورد نظر خود براي انتخابات سومين دوره شوراهاي شهر و روستا را اعلام نكرده‌اند در محافل سياسي تهران بازار گمانه‌زني درباره شهردار آينده پايتخت داغ است.

از اصولگرايان خبر مي‌رسد كه مهمترين مانع براي معرفي فهرست واحد مخالفت جدي محمود احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور با شهردار شدن محمدباقر قاليباف است و به همين دليل اين دو چهره اصولگرا هر يك محور انشعاب در جبهه متحد راست شده‌اند بدين ترتيب كه محمود احمدي‌نژاد قصد دارد فهرستي با شناسه پروين احمدي‌نژاد خواهرش و محمدباقر قاليباف قصد دارد فهرستي با شناسه مرتضي طلايي ارائه كند. طبيعي است كه پيروزي فهرست قاليباف (كه به فهرست طلايي معروف شده است) به شهرداري قاليباف بينجامد اما در فهرست احمدي‌نژاد شانس اول شهرداري تهران با مهرداد بذرپاش است. بذرپاش تا چندي پيش (كه به علت نامزدي از مقام خود استعفا داد) رئيس مشاوران جوان احمدي‌نژاد بود در واقع فرزندخوانده رئيس‌جمهور به حساب مي‌آيد و به علت سوابق دوستي پدر شهيدش با احمدي‌نژاد مورد اعتماد او براي هدايت پروژه شوراها قرار گرفته است. در واقع ايده‌آل احمدي‌نژاد، شورايي است كه در آن پروين احمدي‌نژاد رئيس و مهرداد بذرپاش شهردار باشد. بذرپاش گرچه دانش‌آموخته دانشگاه صنعتي شريف است اما فاقد حتي يك روز تجربه كار اجرايي است و از او به عنوان رئيس شوراي مشاوران جوان كابينه به عنوان سايه رئيس‌جمهور نام برده مي‌شود. استعفاي بذرپاش از مقام خود تنها زماني اتفاق افتاد كه مقام معظم رهبري در سخنراني عمومي خود خواستار عدم دخالت دولتيان و نظاميان در انتخابات شدند.

با همين استدلال جناح ميانه اصولگرايان كه نه از تك‌روي احمدي‌نژاد دل خوشي دارند و نه از عملكرد غيرجناحي قاليباف و تمايل او به اصلاح‌طلبان راضي هستند قصد دارند با منصرف ساختن اين دو از ارائه فهرست مستقل و با قراردادن پروين احمدي‌نژاد و مرتضي طلايي در فهرستي واحد روياي ائتلاف اصولگرايان را محقق كنند. محور اين تلاش مهدي چمران رئيس فعلي شوراي شهر تهران است كه مي‌كوشد با يادآوري وضعيت اصلاح‌طلبان، رقباي آنان را به ائتلاف وادارد. چمران در آخرين سخنراني عمومي خود با بيان اين نكته كه «اصلاح‌طلبان سرانجام به ائتلاف مي‌رسند» و «شايد هم به ائتلاف رسيده باشند ولي سعي مي‌كنند آن را اعلام نكنند» اصولگرايان را به اتحاد بخوانند اما روزنامه كيهان كه ظاهرا همين هدف (اتحاد) را (البته با خشم و خشونت) دنبال مي‌كند در گزارش‌هاي چند روز اخير خود موجوديت ستادي به نام ائتلاف اصلاح‌طلبان را منكر شده است.
اين در حالي است كه اصلاح‌طلبان در متحدترين دوره خود از دوم خرداد 1376 بدين‌سو به‌سر مي‌برند. نكته جالب توجه آن كه اصلاح‌طلبان نه‌تنها توانسته‌اند در درون خود به ائتلاف برسند بلكه روابط سازنده و مستقلي با اصولگراياني مانند محمدباقر قاليباف هم سازماندهي كرده‌اند. با سياست واقع‌گرايانه‌اي كه دو حزب اصلاح‌طلب؛ جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در پيش گرفته‌اند فهرست پيشنهادي انتخابات شوراها دربرگيرنده چهره‌هايي خواهد بود كه مورد توافق همه گروه‌هاي اصلاح‌طلب به ويژه حزب اعتماد ملي و حزب كارگزاران است. اگرچه صداوسيما و روزنامه كيهان سعي مي‌كنند با برجسته‌سازي انتقادات مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي از اصلاح‌طلبان ديگر، وي را رودرروي ائتلاف اصلاح‌طلبان قرار دهند اما كروبي در واقع يكي از ستون‌هاي اين ائتلاف است و با بسياري از نامزدها شخصا گفت‌وگو كرده است. تركيب ثبت‌نام‌ها و نامزدها نيز از جمله عواملي است كه به اصلاح‌طلبان ميانه‌رويي همچون كروبي اين آرامش را داده است كه گلايه‌هاي خود از اصلاح‌طلبان را در تنظيم فهرست‌ها دخالت ندهد و همچون هميشه از موضع يكي از بزرگان جبهه اصلاحات (و نه فقط رهبر حزب اعتماد ملي) وارد انتخابات شود. بر همين اساس اصلاح‌طلبان از هم‌اكنون درباره رياست شوراي شهر و شهردار آينده تهران دغدغه‌اي ندارند. وضعيت اصلاح طلبان بيانگر پيام آنان در دوره جديد به مردم و نظام سياسي است: ترجيح كارآمدي بر كار سياسي و عمل‌گرايي بر بنيادگرايي.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 5:35  توسط وحید قرایی  | 

کمی تا قسمتی پیروزی/ کارتونی از یحیی تدین

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 5:28  توسط وحید قرایی  | 

کار هلال!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 6:6  توسط وحید قرایی  | 

وقوع زلزله هر لحظه امکان دارد

 

بیش از40 درصد شهر در معرض خطر

کوچه‌های تنگ، بافت ناهمگون و غیر مقاوم و قدیمی بودن اکثر بناها، مشخصه‌ی عمده‌ی بافت فرسوده‌ی شهر کرمان است. وضعیت در اکثر قسمت‌های این مناطق به گونه‌ای‌ست که امکان امدادرسانی در مواقع حادثه‌ نیز به سختی امکان‌پذیر است. اگر امروز فکری به‌حال این وضعیت نشود شاید فردا دیر باشد.

وحید قرایی/اختصاصی بام کویر

این‌که 85 درصد ساختمان‌های شهری در استان کرمان در برابر زلزله مقاوم نیستند و با یک تکان بالای 6 ریشتر امکان فرو ریختن‌شان وجود دارد واقعیتی است که بایستی بیش‌از این مورد توجه مسوولان استان زلزله‌خیز کرمان قرار گیرد.

به این‌ها اضافه کنید 95 درصد ساختمان‌هایی که در روستاها مقاومت آن‌چنانی در برابر زلزله ندارند که مورد اول، خود را در فاجعه‌ی زلزله‌ی مرگ‌بار مناطق شهری بم نشان داد و مورد دوم، مرگ تعدادی از اهالی روستاهای زرند و راور را در زلزله‌ای دیگر به بار آورد.

این در حالی است که معاون امور عمرانی استاندار کرمان صراحتا اعلام کرده است، بیشتر ساختمان‌های استان کرمان (حتی ساختمان‌های اداری) فاقد اصول ساخت و ساز مهندسی هستند...

در این حال وقتی به کوچه‌های قدیمی‌تر شهرهای استان کرمان پا می‌گذاریم ناخودآگاه هراسی ما را فرا می‌گیرد. هراسی که ناشی از دیدن آثار زلزله بر این گونه محله‌ها در شهر بم، پس‌از زلزله‌ی سال 1382 است. اما آیا بعد از آن رویداد تلخ و بعد از تخریب خانه‌های روستایی در زرند، چه‌قدر این موضوع خارج از حوزه‌ی شعار جدی گرفته شد و به چه میزان مثلا در همین شهر کرمان، مقاوم‌سازی بناهای قدیمی‌تر شهر و اجرای آیین‌نامه‌های مربوط به مقاوم‌سازی در برابر زلزله‌ برای ساختمان‌های در حال ساخت به‌طور جدی مطرح شد؟

به گفته‌ی معاون اقتصادی و برنامه‌ریزی شهر کرمان 40 درصد این شهر را بافت فرسوده و تاریخی تشکیل می‌دهد که برای بازسازی و مقاوم سازی آن به بودجه‌ی بسیار زیادی نیاز است.

عباس دعاگویی عنوان می‌کند که تلاش‌ زیادی صورت می‌گیرد تا بخش خصوصی وارد جریان نوسازی و مقاوم‌سازی بافت تاریخی و فرسوده کرمان شود.

در این حال قرار است وزارت مسکن 32 میلیارد تومان تسهیلات بانکی برای بازسازی بافت‌های فرسوده پرداخت نماید. البته تا پایان برنامه‌ی چهارم توسعه قرار است تمام بافت‌های فرسوده بازسازی شود تا اثرات حوادثی مانند زلزله دامنه‌ای هم‌چون زلزله‌‌ی بم نداشته باشد. در استان کرمان هم قرار است 30 هزار واحد مسکونی در مناطق زلزله‌خیز مقاوم سازی شود. مهندس حمید جلالی، معمار و شهرساز کرمانی در مورد وضعیت شهرهایی نظیر کرمان که دارای بافت فرسوده و غیر مقاوم در برابر زلزله هستند می‌گوید:« بایستی در این‌گونه شهرها توانایی خود را در برابر زلزله افزایش دهیم و پیش‌بینی راه‌های برون رفت از تبعات بحران نیز هدفمندتر باشد.» وی تصریح می‌کند. به‌عنوان مثال باید نقاطی را که در معرض آسیب بیشتری ناشی از حوادث هستند، نقاط بحران‌زا را (شبکه‌ی گاز، کارخانجات مواد شیمیایی و...) و نقاط امن شناسایی کنیم و شهروندان را برای مقابله با خطرات احتمالی ناشی از زلزله در گروه‌های مشخص آموزش دهیم.»

مهندس جلالی تاکید می‌کند:« در هر صورت بایستی شرایطی را به وجود آورد که در همان محلات فرسوده و در معرض آسیب شرایط تخلیه همیشه فراهم باشد. تا در صورت وقوع حادثه‌ای نظیر زلزله‌امکان امداد رسانی فراهم شود.»

اما خانم مهندس حکمت از اساتید معماری دانشگاه به این نکته اشاره می‌کند که متاسفانه ساخت و ساز در نقاط مختلف شهر هم به گونه‌ای پیش رفته است که تنها بافت فرسوده در شهرهایی نظیر کرمان در معرض آسیب ناشی از زلزله‌ نیست و باید فکری اساسی‌تر شود.

او تصریح می‌کند که با وضعیت و سیاست‌های فعلی در بخش ساخت‌وساز نمی‌توان کار بزرگی در این زمینه انجام داد.

مهندس حکمت در ادامه می‌گوید:« سازمان نظام مهندسی و مراجع ذی‌ربط بایستی کنترل خود را با ضمانت اجرای بیشتر بر ساخت و سازها انجام دهند چرا که یک جوش ضعیف و ناجور می‌تواند در یک زلزله‌ باعث تخریب یک ساختمان شود که نمونه‌ی آن‌را در زلزله‌ی بم مشاهده کردیم.» البته وی این‌را هم می‌گوید که ساخت اتاق امن در خانه‌های موجود در بافت فرسوده و در سایر مناطقی که ساخت‌وسازها بر اساس آیین‌نامه‌های مقاوم سازی در برابر زلزله صورت نگرفته می‌تواند مفید باشد.

وی در ادامه عنوان می‌کند:« باید قوانین مربوط به مقاوم سازی با سخت‌گیری بیشتری اعمال شود و قاعدتا برای فرار از مخاطرات احتمالی زلزله در شهرهایی که بافت فرسوده دارند با دستورات لحظه‌ای و احساسی و در کوتاه مدت نتیجه‌ای نمی‌گیریم.»

این معمار و شهر ساز کرمانی هم‌چنین می‌گوید: «می‌توان یک محله را به صورت نمونه ساخت و نشان داد که چگونه می‌توان این‌کار را انجام داد و البته جلب اعتماد مردم خصوصا در بافت فرسوده برای اجرای راهکارهای افزایش ضریب ایمنی در برابر حوادثی چون زلزله بسیار مهم است

پهنه‌ بندی بافت فرسوده و ایجاد سازه‌ی فلزی در بناها

یک کارشناس سازمان بهسازی و نوسازی شهر کرمان نیز می‌گوید:« تاکنون در مورد مدل سازی مقاومت سازه‌های سنتی و مصالح سنتی در برابر زلزله مطالعه‌ی چندانی صورت نگرفته است اما یکسری روش‌های تجربی نظیر کنترل پی‌ها و طاق‌های سنتی تا حدی برای افزایش بناهای قدیمی و خشت‌و گلی در کوتاه مدت موثر است.»

مهندس محمد علی اشرف گنجویی می‌افزاید:« مقاوم سازی بافت فرسوده کرمان برنامه‌ی علمی و دقیق و تلاش و بودجه‌ی گسترده‌ می‌خواهد و می‌توان فعلا از روش‌های موقت و افزایش دهنده‌ ضریب ایمنی با هزینه‌بری کمتر استفاده کرد.»

این مدرس دانشگاه در این مورد می‌افزاید:« راهکار ارزان‌تر و مناسب، ‌ایجاد یک ساختار با چارچوب فلزی در خانه‌های بافت فرسوده است که تا 3 طبقه هم جواب می‌دهد و از لحاظ سرعت عمل و نتیجه می‌تواند به صرفه باشد.»

وی تصریح می‌کند:« هم‌چنین بافت فرسوده و غیر مقاوم در برابر زلزله باید پهنه‌بندی شده وبرای این پهنه‌های مشخص در نقاطی که بهترین دسترسی به خیابان‌های اصلی شهر را دارند مراکز امداد و خدمات‌رسانی ایجاد کنیم تا اگر امکان مقاوم‌سازی و تعریض و مناسب‌سازی کوچه‌ها امکان ندارد بتوان خدمات امدادی را به شهروندان ساکن این مناطق ارایه دارد»

مهندس اشرف گنجویی به نکته‌ی جالب توجه دیگری نیز اشاره می‌کند. او می‌گوید:« باید به‌جای افزایش وزن شالوده‌ها در ساخت و سازها کیفیت مصالح ساختمانی را بالا ببریم. بدین‌گونه سازه‌ها سبک‌تر می‌شوند و در برابر زلزله هم مقاومت بیشتری پیدا می‌کنند.»

وی هم‌چنین اظهار می‌دارد:« یکی از تفاوت‌های کرمان با برخی شهرهای دیگر ایران این است که تعداد زیادی از ساختمان‌های قدیمی آن اهمیت فرهنگی زیادی دارند و حتی از آن‌ها استفاده می‌شود بنابراین باید ضوابط خاصی برای مقاوم‌سازی این گونه ساختمان‌ها در شهرهایی نظیر کرمان تدوین شود و از تجارب کشورهایی که همین‌گونه بافت‌های فرسوده و تاریخی را دارند استفاده شود.»

کرمان و سایر شهرهای استان کرمان دارای پهنه‌ی وسیعی از بافت فرسوده و تاریخی هستند که مردم هنوز در آن زندگی می‌کنند. ظاهرا بودجه‌ی لازم برای انجام کارهای زیربنایی در این قسمت‌های شهر برای مقابله با زلزله که اتفاقا در استان نیز زیادروی می‌دهد وجود ندارد. بنابراین طرح‌های مقاوم‌سازی که شامل اضافه کردن سازه‌هایی مقاوم به بنا می‌باشد راه حل ارزان و مناسبی برای شهروندان این مناطق است. ضمن این‌که گشودن راه‌های بسته و تنگ این‌گونه بافت‌ها برای تسهیل امدادرسانی یکی از نیازهای اساسی در این مناطق است.

به‌هر حال هر اقدامی که لازم است باید در مدت کوتاه‌تری برنامه‌ریزی شود تا از خسارات و تلفاتی که زلزله، هر لحظه‌ می‌تواند در شهرها و روستاهای استان کرمان به وجود آورد جلوگیری کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 6:5  توسط وحید قرایی  |