عدالت محوری/ کارتونی از محمدصالح رزم حسینی

خبر و عکس

نگاهي به وضعیت منطقه ي كوهستاني سيرچ و بي امكانات بودن منطقه

وحيد قرايي/ اختصاصي فردوس كوير
منقطه ي كوهستاني سيرچ كه در فاصله ي 50 كيلومتري شهر كرمان و 60 كيلومتري بخش شهداد كه كويرش از گرم و خشك ترين مناطق كشور محسوب ميشود پاييزو زمستان هر سال به واسطه بارش برف مي تواند به عنوان گردشگاهي ديدني و محلي براي برف بازي و حتي اسكي كويرنشينان كرماني باشد.
براي رسيدن به اين منطقه بايستي از كرمان به سمت ماهان حركت نمود و در مياه راه به سمت منطقه ي سيرچ تغيير مسير داد و دقيقا بعد از تونل جاده كرمان – سيرچ كه از طويل ترين تونل هاي جاده اي ايران نيز مي باشد اين محل ديدني و پوشيده از برف خودنمايي مي كند.
در سال هاي اخير و با بهسازي جاده كرمان- سيرچ و تونل اين جاده تعداد زيادي از كرماني ها در روزهاي برفي پاييز و زمستان، خود را به اين منطقه ديدني مي رسانند و با وسايل ابتدايي نظير تيوپ و يا كفي هاي لاستيكي اتومبيل هايشان شيب دامنه كوه هاي پوشيده از برف را تا پايين سر مي خورند.
در اين ميان نكته قابل توجه اين است كه با وجود استقبالي كه از وجود چنين منطقه اي و حضور خانواده ها و جوانان، هيچ امكانات خاصي براي جذابيت بيشتر منطقه و رفاه حال كساني كه قصد دارند اوقات فراغت خود را در اين مكان سپري كنند وجود ندارد.
به عنوان مثال هيچ مكاني براي همان سر خوردن هاي ابتدايي مردم با وسايلي مانند تيوپ، بهسازي و ايمن سازي نمي شود تا مردم و خصوصا جوانان با امنيت خاطر بيشتري به تفريح بپردازند و از برخورد به سنگ هاي انتهاي مسير حركتي خود نهراسند.
ضمن اينكه اداره كل تربيت بدني استان كرمان و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و صنايع دستي استان كرمان مي توانند زمينه ي ايجاد پيست اسكي را هم فراهم كنند تا در روزهايي از سال منطقه ي سيرچ كرمان هم پذيراي علاقمندان به اين ورزش مفرح باشد.
همچنين جاي خالي كمپ هايي براي استراحت، غذاخوري و حتي ارائه مواد غذايي نظير آش و چاي به مردم كه در اين مواقع مشتريان زيادي دارد به چشم مي خورد كه با تمهيداتي مي توان در چنين روزهايي با ايجاد موقت كمپ هاي ويژه كه اداره كننده ي آن اهالي روستاي سيرچ باشند به درآمدزايي منطقه نيز كمك كرد. براي اين منظور شوراي اسلامي روستاي سيرچ مي تواند طرح هايي را ارائه دهد و با هماهنگي سازمان هاي ذيربط در كرمان اين طرح ها را عملي كند تا عملا جمعيت بيشتري به اين منطقه جذب شوند تا هم علاقه كرماني ها به گردشگري چنين مناطقي افزايش يابد و هم منطقه ي سيرچ رونقي بيش از اين بگيرد.
اما نكته ي مهم ديگري كه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه حضور اكيپ هاي امدادي و خدمات پزشكي در اين منطقه يكي از مسائلي است كه تاكنون به آن توجهي نشده است و در صورت بروز صدمات بدني براي گردشگران در حالي كه هوا هم سرد است و فاصله 50 كيلومتري تا كرمان بايد طي شود ممكن است وضعيت غيرقابل جبراني را براي مصدوم به وجود آورد. همچنين تامين امنيت منطقه توسط نيروي انتظامي نيز از مواردي است كه بايد حتما در دستور كار قرار گيرد. به هر حال در مكاني كه خانواده هاي زيادي براي گذراندن اوقات فراغت خود به آنجا مي روند تامين امنيت از ضروريات است و آسايش بيشتر رواني گردشگران را تامين مي كند.
دراين بين مي توان تورهاي ويژه اين منطقه را نيز ايجاد كرد تا كساني كه امكان رفتن به مناطق كوهستاني سيرچ را با اتومبيل شخصي ندارند بتوانند توسط اين تورها به اين منطقه سفر نمايند و از زيبايي هايي كه طبيعت به رايگان در اختيار اين استان كويري قرار داده است استفاده نمايند. مسلما با توجه به زيبايي هاي منطقه از چنين تورهايي استقبال خواهد شد و همين مي تواند تحركي را در وضعيت اقتصاد گردشگري استان كرمان به وجود آورد.
در حالي كه نبود تفريحگاه هاي لازم براي گذران اوقات فراغت يكي از مشكلات شهروندان كرماني محسوب مي شود و جوانان، نياز به تفريحگاه و تفرجگاه هايي براي گذران اوقات فراغت خود دارند، وجود مناطقي نظير منطقه ي كوهستاني سيرچ نبايد به اين سادگي ناديده گرفته شود. منطقه اي برفگير كه در فاصله ي نزديكي از مركز استان قرار دارد و همچنين در فاصله اي نه چندان دور از آن يكي از گرم ترين نقاط كشور و حتي جهان و كلوت هاي شهداد واقع شده اند.
واقعيت اين است اگر چنين منطقه اي اگر مورد توجه مسئولان استان كرمان واقع شود مي تواند به راحتي به منطقه اي توريستي و مورد توجه بيشتر مردم واقع شود.
يادمان باشد با وجود چنين مناطقي به خاطر عدم سرمايه گذاري هاي لازم مردم مناطق نزديك به آن نظير شهداد و سيرچ به خاطر مسائل اقتصادي مجبور به كوچ به مركز استان مي شوند تا اين مناطق بيش از گذشته از سكنه اصلي خود خالي شوند.

فروپاشي اقتصادي کشور نزديک است

سایت امروز با سعيد ليلاز، اقتصاددان کشورمان، درخصوص نامه 150 نماينده مجلس به احمدي نژاد و اوضاع اقتصادي کشور گفت و گو کرده است. وي دوران کنوني را "سياه ترين دوران ايران از لحاظ رانت خواري در اين 27 سال" مي داند...
نظر شما درباره نامه 150 نماينده مجلس خطاب به آقاي احمدي نژاد چيست؟
من فکر مي کنم سه عامل باعث شده شرايط سياسي به آقاي احمدي نژاد سخت و از هرجهت به سمت ايشان تهاجم انجام شود. عامل اول، نتايج انتخابات 24 آذر است که شکست حاميان آقاي احمدي نژاد را در پي داشت و موجب تضعيف روحيه سياسي ايشان شد. عامل دوم تصويب قطع نامه شوراي امنيت عليه ايران است که هم افکار عمومي کشور و هم محافل سياسي داخلي حکومت آقاي احمدي نژاد را مسئول اين تصويب مي دانند. عامل سوم هم وخامت اوضاع اقتصادي و به سبب آن اوضاع اجتماعي کشور است، زيرا بخش مهمي از اين وخامت ناشي از سياست گزاري ها، عملکردها و موضع گيري هاي آقاي احمدي نژاد و دولت نهم است. اين سه عامل باعث شده که بخش مهمي از نيروهاي سياسي داخل حکومت سعي کنند حسابشان را از حساب آقاي احمدي نژاد جدا کنند و در حقيقت به افکار عمومي هم توضيح دهند موافق آن چيزي که در دولت مي گذرد نيستند. بخصوص کاهش جهاني قيمت نفت خام يک تصوير تيره و بسيار مبهمي براي 1386 براي ما ترسيم کرده. دولت نهم به گونه اي هزينه ها و مطالبات را بالا برده که اگر ترمز هزينه ها را همين الان هم بکشيم، برخلاف تصور بسياري از ناظران سياسي تا اواسط سال 1387 هم چرخ ماشين هزينه هاي دولت نخواهد ايستاد. بنابراين ما سال آينده با چشم اندازي که الان داريم با کسري بودجه احتمالي بسيار بزرگ يا با کاهش شديد درآمدها و هزينه هاي دولت که همه اين ها تداعي کننده شرايط ايران در سال 1356 است، روبرو خواهيم شد. يعني سال 1386 مشابهت هاي زيادي با سال 1356 خواهد داشت که بعد از يک دوره رونق نفتي 7، 8 ساله کشور وارد يک بحران اقتصادي عميق شد و به تبع آن حکومت دوام نياورد. اين شرايط با يک تغييراتي مجددا چشم انداز تکرارش ممکن است وجود داشته باشد. به اين دليل هم مجلس و هم جناح هاي سياسي با اين نامه نگاري ها دارند سعي مي کنند حسابشان را از لحاظ سياسي از آقاي احمدي نژاد جدا کنند، چون ايشان را عامل مهمي در به بن بست رسيدن اقتصادي و اجتماعي کشور مي دانند؛ وگرنه از نظر عملياتي و قانوني، مجلس، بخصوص اکثريت 150 نفري اش، به هيچ وجه نياز به اين ندارد که با آقاي احمدي نژاد نامه نگاري کند. کافي بود متمم هاي پي درپي مورد درخواست دولت براي هزينه کردن هاي بي مورد را تصويب نمي کردند. چرا تصويب کردند؟ کافي است بودجه 1386 را با آرامش و با حداکثر نگاه علمي و واقعي ممکن بررسي کنند. نيازي به صدور اين نامه نبود. اين نامه از نظر من با اينکه محتواي بودجه اي دارد اما صرفا يک حرکت سياسي است.
آقاي احمدي نژاد وعده دادند که قيمت ها را تا سال آينده کنترل کنند. اين حرف تا چه اندازه جدي است؟
به هيچ وجه مبنا و زمينه اي براي اين کار وجود ندارد. آقاي احمدي نژاد اگر واقعا بخواهند قيمت ها را کنترل کنند مي توانند به کسري بودجه دولت لگام بزنند و در وهله دوم هم جلوي افزايش هزينه هاي دولت را بگيرند که دولت مجبور نشود ذخاير ارزي اش را تبديل به ريال کند و در بازار بريزد. عامل اصلي تورم در کشور همين دو مورد است ديگر. اگر دولت نخواهد اين کار را بکند معنايش اين است که بايد يک بودجه انقباضي بدهد که اين هم به معني تشديد رکود و وخامت اوضاع اقتصادي است. از طرفي اگر دولت بخواهد آن ريخت و پاشي را که در سال 1385 شروع کرده براي سال آينده هم ادامه دهد در اينصورت گريزي نخواهد داشت جز اينکه اگر درآمد نفت کفاف داد اين درآمد را تبديل به ريال کند و به بازار ببرد که باز اين موجب افزايش نقدينگي و تورم بيشتر است. يا بايد وارد يک کسري بودجه وحشتناک شود که به معناي تورم لگام گسيخته و ورود کشور به نظام دونرخي است. در اينصورت نظام تک نرخي فرو خواهد پاشيد. احتمالا در سال 86 با چشم اندازي که ما الان مي بينيم دولت مجبور خواهد بود دلار را سهميه بندي کند. اگر دولت دلار را سهميه بندي کند يک نرخ تورم مضاعف دوباره به اقتصاد ايران تحميل خواهد شد. من براي سال آينده نه تنها چشم اندازي براي کنترل قيمت ها نمي بينم بلکه با افزايش پايه پولي که امسال در نيمه دوم 85 اتفاق افتاد يک تورم شديد در نيمه اول 86 را پيش بيني مي کنم.
برداشت از صندوق ذخيره ارزي چه تبعاتي دارد؟
اصلا الان ديگر چيزي از صندوق نمانده؛ کشور را بايد در واقع در بدترين شرايط سياسي و بين المللي و از نظر مالي خلع سلاح شده تلقي شود. در وهله دوم دولت الگوي مصرف ملي را کاملا فاسد کرده و مردم را کاملا به واردات 50 تا 60 ميليارد دلار در سال عادت داده. در اين شرايط سخت اقتصادي و بين المللي ديگر نمي شود انضباط الگوي مصرف ملي را به مردم برگرداند. در وهله سوم باوجود اينکه ما بيشترين درآمد ارزي را داريم اما کارخانه هايمان يکي پس از ديگري دارند ورشکسته مي شوند. صنايع دارند از بين مي روند و اشتغال به خاطر واردات تحت فشار بيشتري قرار گرفته است. چهارمين موردي که اتفاق افتاده وابستگي سياسي و اقتصادي کشور به خارج است. پنجم هم ورود پي در پي ريال ناشي از تبديل اين نقدينگي توسط بانک مرکزي است که رشد نقدينگي را به عدد بي سابقه 35 تا 40 درصد رسانده. با اين حساب يک تورم لگام گسيخته در نيمه دوم امسال، يعني از اواخر مرداد، شروع شده و به نظر مي رسد تا بهار سال 86 هم ادامه خواهد داشت.
اگر فرض محال کنيم که دولت همين فردا بتواند جلوي تورم را بگيرد، اين کارهايي که تا به حال کرده تا چند سال اثر خود را بر اقتصاد مملکت مي گذارد؟
اين افزايش نقدينگي حداقل تا نيمه دوم 86 اثراتش را نشان خواهد داد ولي خيلي از کارهايي که دولت نهم کرده اساسا برگشت ناپذير و جبران ناپذير است. مثلا مصرف ارزي کشور را ديگر نمي شود به 30ميليارد دلار کاهش داد. اين کار بسيار دشواري است و فقط در صورتي مي شود اين کار را کرد که دوباره نظام ارزي را سهميه بندي کنيم. يا بايد دلار را سهميه بندي کنيم يا قيمت هر دلار را بکشانيم به 1500 تومان. آن وقت تازه يک تورم 30، 40 درصدي خواهيم داشت. هم فرض برگشت پذير بودن و جبران بسياري از اين سياست ها غيرممکن و محال است و هم فرض اينکه تورم در سال آينده کنترل شود. من هيچ چشم اندازي براي تحقق هيچکدامشان نمي بينم. سال 86 سال به لحاظ اقتصادي و تبعات اجتماعي اش سالي بسيار وخيم خواهد بود.
با اين حساب آيا احتمال استيضاح دولت وجود دارد؟
از نظر سياسي اين امر را خيلي نامحتمل مي دانم اما تصورم اين است که همانگونه که در دولت هاي آقاي هاشمي در سال 73 و دولت آقاي خاتمي در سال 77، کل حکومت موفق شد بدون تغيير رييس جمهور، سياست هاي اين دولت ها را تغيير دهد ما در مورد دولت نهم هم شايد شاهد چنين وضعيتي باشيم. همين الان نشانه هاي يک هشدار جدي سياسي به آقاي احمدي نژاد را در رفتار برخي از مطبوعات جناح مقابل مي شود ديد. از جمله سرمقاله هاي روزنامه هاي همشهري و جمهوري اسلامي که هر دو در يک روز منتشر کردند و يک هشدار از بالا به آقاي احمدي نژاد بود.
فکر مي کنيد دولت آقاي احمدي نژاد دور بعد هم راي بياورد؟
الان کمي براي اين قضاوت زود است ولي اگر نخواهيم حرفي بزنيم که موجب گرفتاري مان شود واقعيت اين است که انتخابات 24 آذر نشان داد که درباره نتايج واقعي همان انتخابات رياست جمهوري نهم هم بايد با احتياط داوري کرد. تا به حال سابقه نداشته ملت ايران ظرف 16 ماه نظرش را به اين شدت و سرعت عوض کند.
اصلا چگونه ممکن است که يک دولت در عرض يک سال و اندي چنين بلايي بر سر اقتصاد مملکت بياورد؟
همانطور که مي بينيد ديگر. ما خودمان هم تصور نمي کرديم دولت به اين شدت موفق شود کارهايي بکند که جبران ناپذير باشد. برخي از مسايل هست که اصلا شايد شما روزنامه نگاران در وهله اول متوجهش نشويد. از جمله اينکه ميزان مطالبات معوق بانک ها امسال 50 درصد نسبت به پارسال در همين موقع افزايش پيدا کرده. خب مگر آقاي دکتر احمدي نژاد نگفت من آمدم پولي را که مردم گرفتند و بانک ها ندادند از حلقومشان بيرون بکشم؟ پس چطور اين مطالبات 50 درصد افزايش پيدا کرد. اين يک رقم نجومي است. چندين تريليون تومان پول در اين يک سال اخير وام گرفته شده که هنوز به بانک ها پس نداده اند. اين يک فروپاشي نظام پولي و بانکي است ديگر. الان سطح مطالبات معوق در بعضي از بانک ها به بيش از 10 درصد کل مطالباتشان رسيده. معناي اقتصادي و فني اش اين است که اين بانک ها همه ورشکسته هستند، چون چشم اندازي براي اينکه مطالباتشان را وصول کنند وجود ندارد. همه اين ها در همين يک ساله اتفاق افتاده و اتفاقا ايشان هم کاملا برعکس اين ها را شعار مي داده. مثلا باوجود اينکه مي گفت من پول ها را مي گيرم اما فعاليتش نتيجه اي جز افزايش 50 درصدي مطالبات نداشته. در حوزه هاي ديگر هم همينطور بوده. همين کاهش نرخ بهره آسيب هاي وحشتناکي به کشور زده. الان بدون ترديد ما سياه ترين دوران رانت خواري و رانت جويي را در دوران بعد از انقلاب داشتيم. حتي در دوران جنگ تحميلي و چند نرخي بودن ارز چنين شدتي از رانت خواري و استفاده از اعتبارات مجاني بانکي وجود نداشته. شواهدي وجود دارد که حتي بعضا وام هاي ارزي گرفته و يک ضرب آن را تبديل به ريال کرده اند؛ و درحاليکه نرخ بهره شان 5، 6 درصد است. برفرض مثال مسکني که با اين پول خريدند 100 درصد رشد قيمت کرده. ما الان با يک وضعيت لگام گسيخته اقتصادي و پولي و مالي در کشور روبرو هستيم. تمام سوراخ هايي که ما را در آستانه فروپاشي قرار داده فقط با وصول روزانه 200ميليون دلار درآمد ارزي ممکن است پر شود. حالا اگر اين درآمد ارزي خرج شود من خطر يک فروپاشي کلي را از ذهنم دور نمي کنم. با اين وجود اگر قيمت نفت کاهش پيدا کند اصلا احتياج به هيچ فشار خارجي براي اين کار نيست.
پول نفتي که قرار بود سر سفره مردم بيايد چه شد؟
خب از اول هم آمده بود اما اين بار شدت گرفت ولي خيلي بي حساب و کتاب تر و لگام گسيخته تر و رانت جويانه تر اتفاق افتاد. همين الان تورم 15 درصد است در حاليکه با وضعيتي که ما داريم بايد به 30 درصد مي رسيد. خب اين مابه تفاوت را پول نفت پر کرده. منتهي همه اين ريخت و پاش هاي دولت منجر به کوچکترين کاهش فاصله طبقاتي هم نشده. چون طبقات محروم که مثلا به شبکه بانکي دسترسي ندارند يا به وام هاي ارزان قيمت و زودبازدهي که وثيقه اي نمي خواهد يا وام هاي مسکن. اعطاي اين يارانه ها و وام ها چون به سيستم اداري سپرده شده طبيعتا يک گروه هاي نزديک به اين دستگاه ها را متمول کرده نه نيازمندان واقعي را. چون دولت هم رويکردش، رويکرد تبليغاتي بوده تا علمي و اينکه بخواهد واقعا محروميت زدايي کند. به همين دليل خواسته در کوتاه ترين مدت بيشترين اعتبارات را به جامعه تزريق کند. به اين دليل است که اصلي ترين طبقات شايسته دريافت اين اعتبارات به نظر من به جايي نرسيدند. من خيلي بعيد مي دانم کس ديگري بتواند به اين سرعت چنين پيچيدگي اي در اوضاع اقتصادي اجتماعي سياسي کشور پديد بياورد. اين کار دولت از اين لحاظ واقعا سخت است.


اين در حالي است که ساير خبرگزاري هاي رسمي کشور يعني ايرنا و واحد مرکزي خبر به واسطه محدوديت هاي رسمي امکان انتشار اخباري مانند ايسنا را نداشته اند. در واقع بودجه ايسنا اگرچه از منابع دولتي تامين مي شود اما هيچگاه به عنوان يک خبرگزاري دولتي مطرح نبوده و حداکثر يک خبرگزاري نيمه رسمي و نيمه دولتي عنوان مي شد. همين ويژگي هم به مديران ايسنا اين امکان را داده بود تا انعطاف خبري زيادي را از خود نشان دهند. ايسنا در همين راستا به پوشش اخباري غيررسمي و البته متفاوت از حوزه هاي حقوق بشر، فقه، حوزه، دانشگاه، سياست، فعالان سياسي، خبري، اپوزيسيون، اجتماع، فرهنگ، کتاب و نشر زنان، کودکان، اقتصاد، انرژي هسته يي، مجامع صنفي و کارگري و... مي پرداخت. در واقع پوشش اخبار همين حوزه ها بود که به ايسنا اعتباري متفاوت داد و بازخورد مثبت فراواني در داخل کشور، منطقه و حتي جهان را به دنبال داشته است. ابوالفضل فاتح که اينک با نگراني احتمال مي دهد تغيير و تحولات مديريتي جديد به جايگاه ايسنا ضربه وارد کند به مسوولان دولتي هشدار مي دهد مبادا اعتبار اين خبرگزاري قرباني برخي ديدگاه هاي اشتباه شود.
به اعتقاد فاتح اينک اعتبار و استقلال چندين ساله جهاد دانشگاهي و ايسنا در معرض خطر اقدامات کساني قرار گرفته است که هيچ نقشي چه به لحاظ انديشه يي و چه به لحاظ عملي در تاسيس ايسنا نداشته اند. فاتح از همين رو ابراز نگراني مي کند کساني براي ايسنا تصميم بگيرند که در شکل گيري فرهنگي ايسنا هيچ نقشي نداشته اند و البته به نام حمايت از ايسنا هم اين کارها را انجام بدهند. به اعتقاد فاتح تغيير در ايسنا دردي از نظام رسانه يي کشور دوا نمي کند و حتي منفعتي براي طراحان اين ماجرا نخواهد داشت که اگر چنين بود، بايد اين همه رسانه هاي همسو کفايت مي کرد.
|
به هرحال تجربه تاسيس يک خبرگزاري غير از خبرگزاري هاي رسمي تا آن حد با موفقيت همراه بود که عده يي را به فکر انداخت مانند ايسنا خبرگزاري هاي غيررسمي تاسيس کنند. در حال حاضر دست کم سه خبرگزاري نيمه رسمي ايلنا، مهر و فارس از روش هاي خبرگزاري ايسنا الگوبرداري کرده اند و در همان راستا شکل گرفته اند. خبرگزاري ايلنا به گروه هاي اصلاح طلب نزديک است و خبرگزاري هاي مهر و فارس هم انديشه هاي محافظه کاران و اصولگرايان را نمايندگي مي کنند. البته اين خبرگزاري ها تفاوت هاي مشهودي با ايسنا دارند و نتوانسته اند به مانند ايسنا تعادل خبري را در پوشش اخبار تمام گروه ها و احزاب سياسي رعايت کنند.
در واقع ايسنا در ميان اين خبرگزاري ها از اعتباري خاص و متفاوت برخوردار است. اما به رغم اين اعتبار اکنون احتمال آن مي رود در صورت تغيير و تحولات جديد در ايسنا، ويژگي پوشش اخبار سياسي و حقوق بشر و برخي حوزه هاي خاص اين خبرگزاري هم تغيير پيدا کند و همان گونه که نخستين مديرعامل اين خبرگزاري هم اعلام کرده است اگر در سياست هاي خبري ايسنا تغيير ماهوي داده شود احتمال اينکه اعتبار چندين ساله ايسنا با چالش مواجه شود بسيار زياد است. اما در عين حال ترديد زيادي وجود دارد تغييردهندگان سياست هاي خبري ايسنا به اهداف خود به واسطه چنين تغيير و تحولاتي برسند.
****
(فعلا که دولت نهم همه چیز خصوصا رسانه ها رو انحصارا برای خودش می خواد و به صورت یک دست و یک رنگ! همون بلایی که سر روزنامه همشهری اومد یا خبرگزاری های دولتی و حتی روزنامه ایران و تعطیلی روزنامه شرق باز هم قراره تکرار بشه...واقعا جای تاسف داره.) |
موزه هنرهای معاصر صنعتی کرمان افتتاح شد

سرانجام موزه هنرهای صنعتی کرمان افتتاح شد تا بار دیگر درهای این موزه ارزشمند به روی علاقمندان به آثار هنری در کرمان باز شود.
این اتفاق خوشایند بر همه هنردوستان مبارک باد.
معاون سیاسی امنیتی استاندار کرمان:
شعار نویسی علیه دولت، بر دیوارهای کرمان عامل تاخیر سفر
احمدی نژاد به این استان نیست

معاون سیاسی امنیتی استاندار کرمان گفت: نوشتن چند شعار برضد دولت، روی بعضی از دیوارهای شهر کرمان نمی تواند دلیل تاخیر سفر ریاست جمهوری به استان کرمان باشد.
ابوالقاسم نصرالهی در گفت و گو با ایسنا منطقه کویر گفت: سفر رییس جمهور به استان کرمان به احتمال قوی قبل از سال نو انجام می گیرد.
وی افزود: سخنان بعضی ها مبنی بر اینکه سفر استانی ایشان به کرمان، آخرین سفر استانی او است را صحیح ندانست.نصرالهی خاطرنشان کرد: البته هنوز مشخص و اعلام نشده است که تاریخ واقعی سفر ایشان به استان کرمان چه زمانی است.
عضو شورای تامین استان کرمان نوشتن بعضی شعارهای ضد دولتی بر روی دیوارهای شهر کرمان را بی ارتباط با تاخیر سفر ریاست جمهوری به استان کرمان دانست و تصریح کرد: معمولاً در همه جای دنیا از این حرف ها وجود دارد و این گونه کارها توسط انسان های ضعیف النفس صورت می گیرد.
معاون سیاسی امنیتی استاندار کرمان افزود: نوشتن چند شعار برضد دولت روی بعضی از دیوارهای شهر کرمان نمی تواند دلیل تاخیر سفر ریاست جمهوری به این استان باشد.
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه ایا در این رابطه کسی دستگیر شده است، گفت : تمهیداتی در این زمینه اندیشیده شده است اما کسی دستگیر نشده است.

انفجاري كه چند روز پيش در ارتفاعات كرمان رخ داد و تاكنون هيچ پاسخي در مورد دلايل آن اعلام نشده است توسط فردي به نام محمد جمالي با موبايل عكس برداري شده است. اين عكس در هفته نامه بام كوير نيز به چاپ رسيده است.
اين گزارش بودار است!

وحيد قرايي/اختصاصي بام كوير
تصور کنید که در یکی ازخیابانهای اصلی شهر کرمان (مثلا حد فاصل میدان مشتاق تا میدان آزادی) نیاز فوری به سرویس بهداشتی پیدا کنید. آن وقت است که متوجه میشویدشهر پر وسعت کرمان از این نظر چه وضعیتی دارد.
این مشکل حتی به وجههی شهر نزد توریستها (چون که ادعایی میکنیم شهرمان ظرفیت جلب توریستهای زیادی دارد) نیز ضربه میزند.یکی از مسوولان صنعت گردشگری کرمان میگوید روزی قرار بود توریستهای خارجی را برای بازدید به بازار قدیمی کرمان ببریم. آنجا بود که یکی از این آقایان گردشگر نیاز به وجود یک سرویس بهداشتی پیدا کرد و در نهایت مجبور شدیم او را تنها، به وسیلهی اتوبوس به هتل ببریم و مجددا به بازار بازگردانیم!
در این میان؛ بسیاری از سرویسهای بهداشتی موجود درشهر کرمان نیز وضعیت مناسبی ندارند. بسیاری از اوقات آب آنها قطع است، شیر آب وجود ندارد، بسیار کثیف و مشمئز کنندهاند و در نهایت صابون هم برای شستن دستها وجود ندارد.
این مورد البته به جز قرار داشتن در حوزهی مسوولیتهای شهرداری به فرهنگ مردم نیز باز میگردد. برخی از شهروندان فرهنگ استفاده از سرویسهای بهداشتی را ندارند. شیرهای آب و لولههایی که به سرقت میروند، سنگهای توالت که شکسته میشوند و نظافتی که به هیچ عنوان رعایت نمیشود باعث میشود تا سایر شهروندان و حتی گردشگرانی که به کرمان میآیند رغبت نکنند که به این سرویسهای بهداشتی مراجعه کنند و گاهی نتیجه آن میشود که در زمینهای خالی شهر که کم هم نیستند اتفاقاتی بیفتد که نباید بیفتد!
برخی نیز ذوق و هنر! خود را بر در و دیوار سرویسهای بهداشتی به یادگار میگذارند تا وضعیت نه چندان مناسب این سرویسها نامناسبتر از آنچه که هست به نمایش گذاشته شود.
اما ظاهرا بودجههای شهرداری نیز برای ساخت، تجهیز و نگهداری سرویسهای بهداشتی شهر پروسعت کرمان کفایت نمیکند.
به عنوان مثال در سال 82 ،حدود 50 میلیون تومان بودجه برای سرویسهای بهداشتی شهر در نظرگرفته شد.
در سال 83 برای بهسازی سرویسهای بهداشتی بازار که بیشتر ان صرف ساخت سرویس بهداشتی جنب مسجد امام شد، 17 میلیون و پانصدهزار تومان صرف شد.
در سال 84 مناطق 1و2و3 شهرداری هر کدام 13 میلیون تومان و شهرداری منطقهی 4 مبلغ 16 میلیون تومان بودجه برای این منظور دریافت کردند. امسال نیز سازمان پارکها و فضای سبز 20 میلیون تومان، شهرداری مرکزی 10 میلیون تومان و شهرداریهای مناطق 1و3 هر کدام مبلغ 10 میلیون تومان برای ساخت، تجهیز و نگهداری سرویسهای بهداشتی؛ بودجه تصویب شده توسط شورای شهرکرمان را دریافت کردهاند.
از سوی دیگر، تعداد چشمههای سرویس بهداشتی نیز در برابر وسعت و جمعیت شهر کرمان چندان قابل ملاحظه نیست. درحال حاضر 122 چشمه سرویس بهداشتی زیر نظر سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری در کرمان وجود دارد که البته نمیتوان اطمینان داشت همهی آنها همزمان سالم و قابل استفاده باشند.
نکتهی تاسفبار دیگر در مورد برخی از سرویسهای بهداشتی کرمان این است که این مکانها به محلی برای مصرف مواد مخدر توسط معتادان تبدیل شدهاند که سرنگهای مصرف شده و رها شده در سرویسهای بهداشتی این موضوع را به خوبی نشان میدهد.
مسوول روابط عمومی و امور بینالملل شهرداری کرمان در مورد وضعیت ادارهی سرویسهای بهداشتی شهر کرمان میگوید:« شهردار کرمان، سازمانپارکها و فضای سبز را موظف کرده است تا نگهداری از سرویسهای بهداشتی شهر به بخش خصوصی واگذار شود که این سازمان نیز آگهی مناقصهی مربوط را از طریق نشریات منتشر کرده و مقدمات کار واگذاری فراهم شده است.» رضا صاحبقدم لطفی با اشاره به اینکه به نسبت نیاز شهر، سرویسهای بهداشتی کافی وجود ندارد عنوان میکند:« دربودجهی سال 86 شهرداری کرمان، ردیف خاصی برای سازمان پارکها و فضای سبز برای رسیدگی بهتر به وضعیت سرویسهای بهداشتی کرمان در نظر گرفته شده است که برای تصویب به شورای شهر کرمان تقدیم خواهد شد و امیدواریم برای جبران عقب ماندگیهای موجود در این زمینه این بودجه به تصویب برسد.»
*****
مناسب نبودن وضعیت سرویسهای بهداشتی و ناکافی بودن آنها در شهرکرمان واقعیتی است که وجود دارد. البته همهی این مشکل به شهرداری که متولی ادارهی چنین مکانهایی است بر نمیگردد. مردم نیز در این زمینه بایستی در حفظ و پاکیزه نگه داشتن سرویسهای بهداشتی شهر کوشا باشند. رابطهی دوسویهای که اگر از سوی هر کدام از طرفین در مورد آن تلاش نشود و فرهنگسازی لازم صورت نگیرد وضعیت سرویسهای بهداشتی شهر بهتر از این نخواهد شد و مشکل چنین وضعیتی علاوه بر شهروندان، گردشگران را نیز که به شهرکرمان سفر میکنند دچار خود خواهد کرد.
علاوه بر این، حال که قرار است شهر کرمان یک مرکز توریستی قلمداد شود، ساخت سرویسهای بهداشتی فرنگی، برای رفع نیاز توریستها نیز در نزدیکی مکانهای دیدنی باید در دستور کار قرار گیرد، تا حداقل یکی از مشکلات گردشگران خارجی در شهر کرمان برطرف شود.
عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان مضروب شد
یک عضو شورای مرکزی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان در مقابل کتابخانه دانشکده فنی مضروب شد.
حسام سعیدی در حال عبور از جلوی کتابخانه بود که توسط ۲ دانشجوی دیگر این دانشگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
۲ نفر از دانشجویان و یک نفر از کارمندان دانشگاه که شاهد این ماجرا بودند پس طرح شکایت این فعال سیاسی دانشگاه کرمان زیر ورقه شکایت او را امضا کردند.
حقیقتش چند شب پیش,صدای انفجارمهیبی در اطراف کرمان شنیده شد(البته با نور بسیار زیاد)وهنوز هم هیچ کس هیچ خبری نداره که ابن نور,نور چی بوده ,از چی بوده ,بابت چی بوده ,انفجار از چی بوده ,از کی بوده....


این روزا زیاد به کارتهای ویزیت دقت می کنم و چیزای جالب زیاد بین اونا پیدا می شه. این هم یکیش که اتفاقا در کرمان خودمون توزیع شده...

استاندار کرمان هم دیگر می داند که ۲ تخم مرغ برای یک پرس املت و آبگرمو کافیست!!
هنوز معلوم نشده این انفجار و نور شدید در ارتفاعات لاله زار کرمان دقیقا علتش چی بوده!!
موزه هنرهاي معاصر كرمان به زودی افتتاح ميشود!!!
مديركل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي استان كرمان با اشاره به اينكه موزه هنرهاي معاصر كرمان پس از بازسازي و مرمت آماده افتتاح است گفت: اين موزه دوشنبه 25 دي ماه جاري افتتاح ميشود.
مهدي محبان با اعلام اين خبر افزود: موزه مذكور با حضور جمعي از هنرمندان مطرح كشور و مسئولان استان افتتاح ميشود.
وي با بيان اينكه اين موزه يكي از 3 موزه مطرح هنرهاي معاصر در كشور است گفت: آيدين آغداشلو و غلامحسين نامي از جمله هنرمنداني هستند كه در مراسم افتتاح اين موزه شركت ميكنند.
يادآور ميشود، در موزه هنرهاي معاصر استان كرمان كه با نام موزه صنعتي از آن ياد ميشود آثاري از هنرمندان مطرح ايران و جهان نگهداري ميشود.
تجسس ادامه دارد
در حالیکه حدود ۷ ساعت از شنیده شدن صدای انفجار و نور شدید بر فراز کوههای لاله زار می گذرد هنوز مشخص نیست که چه اتفاقی در این منطقه روی داده است و تجسسه در این زمینه ادامه دارد.
معاون سیاسی امنیتی استاندار کرمان در این زمینه گفت: با گذشت حدود 6 ساعت از شنيده شدن صداي مهيب انفجار و اعزام تيمهاي گشت هوايي، اثري از عامل صداي انفجار يافته نشده است و از آن جا كه منطقه كوهستاني است، احتمال طولانيتر شدن مدت جستوجو وجود دارد.
به گفته وي عليرغم ادامه تحقيق از شركتهاي هوايي داخلي و خارجي تا كنون خبري مبني بر مفقود شدن هيچ هواپيمايي اعلام نشده است و اين درحاليست كه رادارهاي ما هواپيمايي را نيز در منطقه مشاهده نكردند.
وقتی اومدم تو اتاق و نشستم تا کامپیوتر رو روشن کنم یک نور شدید از کوههای جوپار توجهم رو جلب کرد.شاید انفجار یا ...نمیدونم چی بود. به هر حال اگه خبر خاصی بود تو همین وبلاگ بهش می پردازم...
تعدادی از کارگران کارخانه نوشابه سازی زمزم که در جاده جوپار قرار دارد انفجار و نور شدید ناشی از آن را مشاهده کرده اند. یک مقام آگاه در استانداری کرمان هم گفت که اخباری در این مورد دریافت شده این و در حال پیگیری موضوع هستیم...
آخرین خبر/احتمال سقوط یک هواپیمای باربری
اهالی جوپار گفتند حدود ساعت شش و نیم صبح ابتدا نور شدیدی را مشاهده کرده و سپس صدای ۲ انفجار را در آسمان شنیده اند. آنها گفتند دود سفیدی به مدت ۱۰-۱۵ دقیقه بعد از انفجار در آسمان کوههای اطراف قابل مشاهده بود.
در این حال معاون سیاسی -امنیتی استاندار کرمان گفت منطقه ای که انفجار در آن صورت گرفته کوههای لاله زار بافت بوده اما دقیقا مشخص نیست این انفجار ناشی از شلیک بوده یا انفجار یک هواپیمای باربری. نصرالهی افزود: تیمهای تجسس در حال پیگیری موضوع هستند.
گفتنی است در حال حاضر(ساعت ۱۰و ۵۰ دقیقه) هلیکوپترهای هوانیروز کرمان در حال تجسس بر فراز منطقه برای یافتن دلایل این اتفاق هستند.

مهلت ارسال آثار جشنواره داستان کوتاه کرمان تا ۲۵ دی ماه تمدید شد
برای اطلاعات بیشتر به آدرس www.kermandastan.blogfa.com مراجعه فرمایید
آثاري براي نديدن

وحيد قرايي/اختصاصي بام كوير
بسیاری کرمان را با مرحوم استاد علیاکبر صنعتی کرمانی میشناسند. همان مجسمهساز برجستهای که کارهایش ذهن بینندگان را به تسخیر در میآورد و آثاری از او که از گزند روزگار مصون ماندهاند در موزههایی در تهران و کرمان نگهداری میشوند.
استاد قهاری نیز که مجسمهی خواجوی کرمانی او همچنان هنرمندانهترین مجسمهی به نمایش در آمده در شهر کرمان است، نیز کرمانی است و همچنین مرحوم شاهرخی و...
با وجود این، امروز اگر از میادین و پارکهای کرمان گذرکنی اگر مجسمهای نیز در آن دیده میشود، چنانند که شک میکنی در شهر اساتید مجسمهسازان یاد شده حضور داری گل سر سبد آنها مجسمهی بلال حبشی است، که در یکی از ورودیهای شهر کرمان قرار دارد. اما هرچهقدر به بدقوارگی و نازیبایی آن ایراد گرفته شد اصلاحی رابه دنبال نداشت و اصلا همه از آن اعتراضات خسته شدهاند و شده موضوعی برای کنایههای مردمی که از کنار آن عبور میکنند.
واقعا چه اتفاقی روی داده که تناسبی میان شهر و مجسمههایش با نام اساتید مجسمهسازیاش وجود ندارد، که در این زمینه تغییری هم روی نمیدهد.
هاشمی نژاد یکی از گرافیست ها و طراحان کرمانی در این مورد میگوید:« وضعیت مجسمههای شهری نه در کرمان که در کل ایران قابل مقایسه با بسیاری از کشورها نیست و از آنها عقبتریم. مثلا با کشوری نظیر ایتالیا اصلا قابل مقایسه نیستیم و حتی با کشورهایی نظیر ارمنستان و تاجیکستان هم فاصله داریم.»
وی در مورد دلایل چنین وضعیتی اظهار میدارد: « فرهنگ ما مبتنی بر دیدگاهی بوده است که ساخت مجسمه را مباح نمیدانسته، حتی در سالهای اول انقلاب ما یک دورهی مجسمه خردکنی داشتهایم که جایگزینی هم برای آن مجسمهها ساخته نشد. دورهی طلایی مجسمهسازی در ایران نیز زمانی بود که ابوالحسن خان صدیقی شاگردانی را در این زمینه تربیت کردو آنها توانستند کارهای قابل توجهی را در این رشته ارایه دهند.»
محمد رضا هاشمی نژاد در مورد مجسمههای نصب شده در شهر کرمان میگوید:« با این فضا و تفکری که در نهادهای ذیربط وجود دارد نمیتوان انتظار داشت که تندیسها و مجسمههای شهری، زیبا طراحی شوند؛ چرا که مجموعهای از طراحان و هنرمندان، کار ساخت این مجسمهها و احجام را اداره نمیکنند. در حالیکه شیوهی درست این است که گروهی از بهترین هنرمندان کارها را طراحی کنند تا ساخت و نصب آنها ـ بدون آگاهی ـ در شهر به ذهنیت مردم از مقولهی زیبایی لطمه نزند.»
او تاکید میکند: به خاطر همین عملکرد، زخمهایی به روان مردم وارد آمده که باعث شده است دیگر کسی این زشتی مجسمهها را احساس نکند.»
این هنرمند کرمانی میافزاید:« شهرداری خودش خواسته است که بدون نظارت هنرمندان مجسمه ها طراحی شوند و نتیجه آن شده که مثلا درمیدانهای ارگ، مشتاق، بیرمآباد، باغملی و آزادی میبینیم.» او به اعتراضهایی اشاره میکند که هنرمندان به ساخت و نصب مجسمهی بلال کردهاند و هیچ نتیجهای از آن اعتراض گرفته نشد.
در این میان او تاکید میکند که هنرمندان کرمانی این توانایی را دارند که وضعیت شهر را از لحاظ زیبایی و ساخت مجسمهها و تندیسهای مورد نیاز، متحول کنند اما این بسته به آن است که نهادی مانند شهرداری بخواهد با هنرمندان تعامل برقرار کند.
در این زمینه نکات جالبتر و شنیدنی دارد. مثلا اینکه مجسمهی مادر ساختهی استاد شاهرخی مدتی در سازمان فرهنگی، هنری شهرداری بوده و هماینک در موزهی دفاع مقدس بلاتکلیف و بلا نصب مانده است و اینکه سازندهی مجسمههای شهری کرمان و کارهای حجمی، تحصیلات در این زمینه ندارد و کار اصلی او ساخت جدول خیابان و برخی کارها نظیر ساخت میزهای پینگپنگ بتونی در پارکها و اقلامی مشابه از مبلمان شهری بوده است. البته وقتی تندیس ساخته شده در بوستان خبرنگار را دیدیم به این موضوع بیشتر واقف شدیم که چنین کارهایی و یا حداقل نظارت آنها بایستی به گروهی از طراحان و هنرمندان حرفهای سپرده شود.
هاشمی نژاد در این مورد با اشاره به این که برای چنین مواردی باید برنامهریزی و حساب و کتاب وجود داشته باشد، عنوان میکند: « موانعی برای حضور هنرمندان در جهت فعالیت در زمینهی زیبا سازی شهر وجود دارد که باعث به حاشیه راندن آنها شده است. در این میان افرادی با کمترین سواد و اطلاعات زیباییشناسی فعالیت میکنند و چیز عجیبی نیست که شاهد این مجسمهها و تندیسها درشهر هستیم و توقعی نیز برای بهتر شدن وضعیت وجود ندارد.»
در این حال مجتبی یزدان پناه یکی دیگر از گرافیستهای کرمانی صراحتا وضعیت اکثر مجسمههای نصب شده در شهر کرمان را بد ارزیابی میکند و میگوید:« این کارها اصلا کارهای خوبی نیستند.»
وی تصریح میکند که اینها نمونهای از نتیجهی نگاه بسته و غیر تخصصی مدیران است و جز چند مجسمه، نظیر خواجوی کرمانی، نه نگاه هنرمندانهای در آنها وجود دارد نه تفکر زیبایی شناسانامه».
استاد دانشکدهی هنر دانشگاه باهنر در ادامه میگوید:« کرمان با هنرمندانی نظیر شاهرخی، صنعتی،هژبر ابراهیمی و قهاری مهد مجسمهسازی محسوب میشود، پس این قابلیت را دارد که صاحب مجسمههایی بهتر از اینها باشد ولی متاسفانه در این امور از افراد غیر متخصص استفاده میشود. مثل استفاده از افرادی که کارشان قالبگیری گچ ساختمانی بوده و حالا مجسمهها و کارهای حجمی شهر را میسازند.»
وی با اشاره به این نکته که با این روال هیچ اتفاق خوبی در این زمینه نمیافتد میگوید: « در حالی که نسبت به مجسمهی بلال حبشی اعتراض داشتیم، کوزهها و آبنمای جلو شهرداری منطقهی 3 واقع در ضلع جنوبی پارک مطهری ساخته شد! به هر حال تا زمانی که کار به دست کاردان نباشد، نباید منتظر اتفاق خاصی بود.»
این در حالی است که نبود دیدگاه هنری در شهرداری، یعنی نبود حلقهی واسط میان هنرمندان و شهرداری و نیز اشکالاتی که در ساخت بسیاری ازمجسمههای شهری وجود دارد مورد تایید برخی مقامهای شهرداری کرمان است و بر ضرورت ایجاد چنین ساختاری تاکید میشود.
مسوول روابط عمومی و امور بین الملل شهرداری کرمان میگوید:« حلقهی مفقودهی میان هنرمندان و شهرداری سازمان مدیریت زیباسازی است که میتواند ازضرورتهای شهری باشد تا بر ساخت مجسمهها و آثار حجمی، نورپردازی و جشنهای شهری نظارت کارشناسانهای داشته باشد.»
رضا صاحبقدم لطفی میافزاید:« چنین طرحی نیز از سوی شهردار ارایه شده که به عنوان مدیریت مستقل در حوزهی شهردار قرار میگیرد و یک شورای 7نفره که مدیر این سازمان، دبیر این شورا میباشد آن را اداره میکند.
وی همچنین میگوید: در این طرح کمیتهای تخصصی شامل رییس دانشکدهی هنر، 2 نفر کارشناس هنری، مدیر سازمان زیباسازی و معاون خدمات شهری زیر نظر شورای 7 نفره در مورد زیباسازی و ساخت آثار هنری برای نصب در شهر نظر میدهند.»
لطفی ابراز امیدواری میکند که این طرح در زمان شهردار فعلی یا در دورهی بعدی اجرایی شود تا این حلقهی واسط، ارتباط هنرمندان با شهرداری را در کرمان برقرار کند.
*****
ایجاد تحول اساسی در زمینهی ساخت مجسمه، و تندیس و آثار حجمی در کرمان انتظاری است که هنرمندان و مردم ازمسوولان شهرشان دارند. به یاری طلبیدن هنرمندان کرمانی که تحصیلات و تخصص لازم را دراین زمینه دارند از ضروریاتی است که بایستی به هر طریق ممکن انجام شود تا درسالهای آتی شاهد ساخت مجسمهها و آثار حجمی با ارزش هنری و زیباییشناختی بالا در شهرمان باشیم.
سيما كارآموزيان/اختصاصي بام كوير
چند سالی است بعد ازظهرها ازخیابان استقلال که رد میشویم تقریبا هر روز یک ژیان خاکستری رنگ همان ابتدای خیابان پارک شده است و در صندوق عقب آن همیشه باز است و سمبوسههای داخل محفظه شیشهای جلب توجه میکنند. بعضیها تقریبا پای ثابت این سمبوسهها هستند و خوردن آنرا به ذرت مکزیکی و دیگر خوراکیهای این روزها ترجیح میدهند. مزه این سمبوسه با سمبوسههای جنوبی تفاوت دارد. به آن تندی و تیزی نیست. مزه خودش را دارد شایدبا مذاق کرمانیها سازگارتر باشد.
سس مخصوص آن هم بانوشابه تهیه شده است. تهیه و فروش این سمبوسهها راهی است برای چرخاندن چرخ یک زندگی چهار نفره، خانم درخشان صاحب این ژیان خاکستری رنگ است او هر روز صبح در منزل سمبوسه میپزد و بعد از ظهرها آنها را در خیابان استقلال میفروشد روزانه تقریبا سمبوسه میپزد و.......... آن را میفروشد.
میگوید: چهار سال پیش شوهرم ورشکست شد. برای حل گرفتاری وامی از بانک گرفتم قرار شد درکاری سرمایهگذاری کنیم، کسی که ماسرمایهمان را در اختیارش گذاشتیم گذاشت و رفت ، من ماندم و قسطهای وام که هر ماه شامل جریمه و دیرکرد هم میشد. چارهای نبود باید زندگی میگذشت و فروش سمبوسه یک راهگذران زندگی بود. او اضافه میکند: پخت سمبوسه را چند جا دیده بودم اما سعی کردم یکسری تغییرات در آن ایجاد کنم که خوشبختانه این تغییرات مقبول افتاد و حتی ادارهی بهداشت هم آنرا تایید کرد و مجوز پخت آن را صادر کرد اما سرمایه تهیه یا اجارهی مغازه را نداشتم بنابراین فروش در صندوق عقب ماشین تنها راه باقی مانده بود.
درخشان یادآور میشود: پیش از کار پخت سمبوسه با ماشین بافندگی کار میکردم اما ماشین مال خودم نبود و درآمدم اصلا کفاف خرج زندگی و پرداخت اقساط وام را نمیداد. این بود که این راه را امتحان کردم که خدا را شکر جواب داد.
درخشان تصریح میکند: برای شروع این کار هم نیازبه یک سرمایه اولیه بود که با فروش ظروف مسی جهیزیهام این سرمایه را فراهم کردم و کارم را با توکل به خدا شروع کردم.
درخشان در مورد برخوردهای مردم میگوید: درحال حاضر که همه از سمبوسه هایم استقبال میکنند اما اوایل مشکلات و برخوردهایی با رهگذران داشتم که تک تک مغازهداران اطراف مثل یک برادر مرا حمایت کردند ضمن آنکه مسوولان شهرداری و شورای شهرهم کمکهای خود را از من دریغ نکردند.
او میگوید: در طول این چهار سال اقساط وام را پرداخت کردم و حالا از این طریق بخشی از هزینههای زندگی را بر عهده دارم.
او درمورد مشتریها ثابتش میگوید: خیلی از دانشجوها مشتریان ثابت من هستند. حتی بعضی از آنها چهار سال پیش که من کارم را شروع کردم دانشجوی سال اول بودندو حالا هم که مهندس شدهاند هنوز هم مشتری سمبوسههای من هستند.
درخشان به بیماری قلبی شوهرش اشاره میکند و میگوید: شوهرم در حال حاضر در یک شرکت کار میکند اما حقوقش تنها کرایه خانهمان را تامین میکند بنابراین من باید به کارم ادامه بدهم.
او در رابطه با استفاده از کمک نهادهای حمایتی مثل کمیته امداد میگوید: به کمیته امداد مراجعه کردم اما میگویند باید شوهرم 80درصد بیمار، ازکار افتاده باشد اما با ترجیح میدهیم به جای مستمری وسیلهای برای کار در اختیار ما بگذارند.
او به عنوان سخن آخر عنوان میکند: کاش راهی بود که من و خانوادهام بیمه شویم. من و همسرم هردو بیماری قلبی داریم و بعد از کلی رفت و آمد تنها دو کارت بیمه تخت دریافت کردیم که تنها در شرایط بستری شدن در بیمارستان به کار میآید و الان باید تمام داروها و مخارج درمان را آزاد پرداخت کنیم.
دانشگاه به محيط آشوب و تنش عليه نظام تبديل شده بود!
سایت کرمان ما:
استاندار كرمان گفت: جامعه به دور از هرگونه تنش، منازعه و درگيري سياسي به پيش ميرود و اين در حالي است كه سليقههاي سياسي از افراد گرفته نشده و قرار نيست يك فكر و سليقه بر جامعه تحميل شود.
عبدالمحمد رئوفينژاد در نشستي مشترك با رووساي دانشگاهها و فرماندهان بسيج استان كرمان در دانشگاه شهيد باهنر افزود: آرامش و آسايش بر جامعه و دانشگاه حاكم شده و اين امور تحميلي نيست.
وي گفت: اين آرامش متاثر از فضاي كلي كشور پس از آغاز به كار دولت نهم است.
او اين فضا را ولايي، ارزشي، آرماني، انقلابي، مردمي و خدايي توصيف كرد و افزود: چنين فضايي، فرصت گرانبهايي براي هر شهروند ايراني است تا از آن بهره بگيرد.
استاندار كرمان بر ضرورت تحكيم انسجام، اتحاد و وفاق ملي ضمن حفظ همه مواضع تاكيد كرد و آن را لازمه تحكيم و تثبيت آرمانهاي انقلاب اسلامي دانست.
وي انسجام تشكلهاي دانشجويي را نيز ضروري خواند و افزود: نهاد دانشگاه در سالهاي گذشته متاثر از تحولات بيرون آن، شاهد آسيب پذيري جدي بود.
او گفت: دانشگاه به محيط آشوب و تنش عليه نظام و تريبوني بر ضد ارزشها، آرمانها، تفكر و انديشه انقلابي، ارزشي و جبههاي تبديل شده بود!
وي افزود: يكي از علتهاي آن وضعيت حمايت تريبونهاي ملي از تنشها بود و ما تريبون مجلس و سخنرانان پيش از دستور آن زمان را فراموش نميكنيم.
او گفت: يكي از راههاي فروپاشي نظام از درون توسط بيگانگان در دانشگاهها دنبال ميشد كه برخي از اين آزمون سربلند بيرون آمدند و برخي هم شناسنامه و سوابق ديگري از خود بر جاي گذاشتند.
وي افزود: زماني به واسطه برخي فشارها، بهترين دانشجويان در انزوا به سر ميبردند اما اكنون با نگاه و رويكرد جديد فضا در اختيار نيروهاي ارزشي قرار گرفته است.
استاندار كرمان گفت: فقدان حضور نيروهاي انقلاب در صحنه بطور جدي احساس شد و لذا معنا نداشت كه ظرفيت موجود به كار گرفته نشود.
وي افزود: برخي زمزمه ميكنند كه اين دوره هم مانند دورههاي گذشته ميگذرد اما رويكرد مردم پس از تجربه همه دورانها هماينك الهي، اعتقادي، آرماني، ولايي و ايماني است كه در ذات آنها وجود دارد.
او اضافه كرد: مردم ديگر نميپذيرند كه در محيط دانشگاه خلاف آنچه كه در بيرون وجود دارد اتفاق افتد.
وي گفت: تخريب و تضعيف چهرههاي انقلابي و خدمتگزار ديگر جايگاهي ندارد و مردم طعم شيرين مديريت انقلابي، ولايي و صادقانه را خواهند چشيد.
او فضاي حاكم بر كشور را فضاي رقابت براي خدمتگزاري به مردم توصيف كرد و افزود: اميدواريم در اين فضاي صادقانه مشكلات مزمن و كهنه پيكره جامعه برطرف شود.

اعدام صدام و ما
به شهادت آن دريچه اي که زير پايش دهان گشود و آخي که گفت. به شهادت صداي صلواتي که برخاست و شهادتين قرباني را زير فرياد خود خفه کرد که مي گفت برو به جهنم. به شهادت فضاي موقع اعدامش که تمام تمهيدات آمريکائي ها و دولت المالکي را براي تاکيد بر رعايت موازين حقوقي به هم زد، به شهادت صداهائي که زنده باد مقتدا مي گفت تا همه بدانند که در ميان سه گروه داخلي عراق کدام گروه است که صدام را اعدام کرده و پيروزست، باري به صداي آخرين بازدم صدام که در فيلم فجيع و قبيح اعدامش به گوش ها رسيد ديگر صدام حسيني زنده نيست. او مرده و به بدترين عاقبت متصور براي ديکتاتورهاي شرقي دچار آمده.
اينک هر کس مي تواند از زوايه مطلوب خود در وي، در خودکامگي و در احوال خاورميانه و مردمانش و بر آينده اين منطقه ، نفت، اقتصاد جهاني و مسلمانان انديشه کند. حالا ديگر نوشتن درباره او حتي در عراق هم عقوبيتي ندارد. آزاد مي توان نوشت. نوشتم به بدترين عاقبت ها رسيد داستان زندگي صدام، چون محاسباتي که بر سرش هزاران جان فدا کرد و از جمله بازماندگان خود را، غلط از کار درآمد، او خود تحقير شده، به آرزو نرسيده رفت. حتي آرزوي آخرين که اعدام با گلوله باشد در دلش ماند.
کساني که وي را شهيد و قهرمان مي دانند چندان نيستند، و آن ها که وي را جنايتکار مي خوانند نيز. اکثر مردم جهان وي را ديکتاتوري خشن مي بينند که سرنوشت ملتي را به تلخي کشيد و پايان کارش عبرت آموز شد. و اين تصوير غلطي از وي نيست. و در چنين فضائي مي توان جدا از اين صفت هاي صد در صدي، حتي جدا از ديدگاه هاي انسان دوستانه، يا مباحث سياسي و حقوقي، انتقام جوئي و يا عدالت طلبي سووال هائي را مطرح کرد و در پاسخش به نکته هائي رسيد پراهميت.
سئوال اول اين است. آيا آن چه آمريکا برايش به عراق لشکر کشيد تنها با جنگ و دستگيري صدام و اعدام وي حاصل مي شد، يا اين ها شرط لازمش نبود. پاسخ اکثر تحليلگران منفي است. به اعتقاد آنان سياست هاي صدام – و به راستي و به تنهائي او – موجب شد که نومحافظه کاران کاخ سفيد که دنبال فرصتي براي برداشتن گام بزرگ به سوي منابع انرژي مي گشتند، موقع را مناسب ديدند که سيب را با حضور نظامي پرهيبت خود در منطقه خاورميانه، بچينند.
سئوال دوم اين است که: صدامي که از توان نظامي خود خبر داشت، و در سال 1991 هم ضرب شستي از آمريکا خورده بود، به همين جهت هم از ده سال قبل گام به گام در اطاعت از تصميمات سازمان ملل جلو رفت، چطور شد که در نهايت با تمرد کار را به اين جا کشاند. پاسخ نمي تواند "غرور" باشد. چون غرور به تنهائي عملي چنين بزرگ را توجيه نمي کند.
به باور نگارنده تنها يک پاسخ براي اين سئوال متصورست. صدام گمان داشت آمريکائي ها به عراق لشکر نمي کشند چرا که مي دانند چقدر هزينه اش زيادست و مردم آمريکا توان پرداخت چنين هزينه اي را ندارند.
اين منطقي است. آري کسي که بيش از سي سال در راس قدرت در کشوري ثروتمند و مرتبط با جهان بود، به قاعده بايد همين اندازه صحنه را بشناسد که صدام و همراهانش. اينک که نتيجه همه چيز روشن شده مي توان به صدام براي چنان تحليلي نمره قبولي داد چرا که واقعيت هاي موجود نشان مي دهد که وي بيش از آمريکائي ها و انگليسي ها، عاقبت کار را گمان زده بود. با مشاهده شرايط امروز جورج بوش و نومحافظه کاران آمريکائي و چهره جهاني دولت آمريکا مي توان گفت تحليل صدام حسين با آن چه آلان شاهد آنيم يکي است.
با قبول اين پاسخ، براي هر کس سئوال ديگري ظاهر مي شود که پس چرا صدام که عاقبت کار را پيش بيني کرده بود، به اين سرنوشت افتاد.
به نظرم همه ماجرا همين جاست. صدام جواب مساله را مي دانست اما گمان مي کرد که دشمن هم به اندازه وي از اين صورت مساله خبر دارد و به همين جهت از حمله به منطقه خطرناک خودداري مي کند. صدام نمي دانست که آمريکا منطقه را نمي شناسد. زور دارد و دليلي براي ورود به جزئيات نمي شناسد. چنان قدرتمند و تاريخسازست که حتي خطاهاي بزرگش هم از اندازه هايش نمي کاهد. همچنان که در ويت نام خطا کرد و شکست هم خورد. اما مگر چه شد، بالاخره ويت نامي ها بعد سي سال دريافتند بدون آمريکا سرزمين سوخته شان را نمي توانند آباد کنند.هزاران مجروح شيميائي و معلول دارند که بدون آمريکا نمي توانند از درد آن ها بکاهند. شاليکارهايشان را ناپالم غيرقابل کشت کرده، جنگل هايشان تا دويست سال نمي رويد. ميليون ها مين هنوز در حاشيه رودخانه هايشان دست و پا قطع مي کند و بر بار دولت افزون مي سازد. پس ناگزير هوشي مين سيتي [سايگون سابق] براي واشنگتن پيام دوستي فرستاد و آمريکا هم از خدا خواسته براي ترميم چهره مغرور خود، سخاوتمندانه به شهري رفت که روزگاري ارتشش از بالاي بام سفارت آمريکا از آن جا گريخته بود. آمريکائي ها محل سفارتشان را دوباره ساختند و رنگ زدند و آغاز به کار کردند، جائي که پشت ديوارش فرماندهان ويت کنک به دست فروشي مشغول بودند. اين واقعيت تلخ را نمي توان نديد. بايد ديد و اگر لازم است بر آن تلخ تلخ گريست اما در عين حال پذيرفت که عين واقعيت است.
صدام اين نديد. نديد که آمريکائي ها به همان دامي که او مي ديد پا مي نهند، اما تانک غول پيکرشان از روي جسد وي و خانواده اش و هزاران مردم عراق مي گذرد. خون ها هم تانک را از کار نمي اندازد. تا سال ها بعد که تاريخ چه قضاوت کند. آيا همچنان خواهد بود که امروز ژاپن و آلمان. يا عراقي ها آنقدر خون مي ريزند که آمريکا مي گريزد و بيست سي سال بعد باز مي گردد به شهرهاي سوخته. اين رسم زمانه است. اينک آدمي اين رسم را دوست ندارد، باعث نمي شود که از قبولش بگريزد.
پس صورت مساله چنين خلاصه مي شود آمريکا شرق مسلمان را نشناخت و صدام حسين ديکتاتور عراق، غرب را با عملکردهايش نشناخت. و هزينه اين نشناختن ها و رجزخواني ها و غرور فروشي را هزاران تني انسان دارند مي دهند. در حالي که اين ناگزير نبود.
از اين مقدمه گريزي بزنيم به صحراي مالوف ايرانيان. که همان سرنوشت ما باشد.
هم اکنون آن چه صلح دوستان جهان، و از جمله صلح دوستان آمريکائي را نگران مي دارد، تکرار حکايت عراق در مورد ايران است. تبليغات حاکم و مسلط بر رسانه هاي دولتي و هوادار دولت در کشور همان را مي گويد که صدام مي گفت و مدام روزنامه هاي عراق همان را با کلمات مختلف تکرار مي کردند. تکرار مدام اين واقعيت که حمله به ايران براي آمريکا خطرناک است و نمي کند. محاسبه اين که اگر آمريکا يا اسرائيل به ايران حمله بردند چه ها خواهد شد. تنگه هرمز بسته مي شود، اقتصاد جهاني به هم مي ريزد، سونامي سياسي و اقتصادي مي آيند. سنگ سرمايه داري روي سنگ بند نخواهد شد، و از همه اين ها نتيجه مي گيرند که آمريکا همين ها را محاسبه مي کند و دست به چنين جنوني نخواهد زد. هر روز تکرار مي کنند که دست زدن به ايران به معناي به آتش کشيدن منطقه است. به هم زدن اقتصاد جهاني و ....اما نمي بينند که در صدام نيز همين تحليل ها را داشت اما اين ها زماني بازدارنده است که آمريکائي ها همان طور فکر کنند که روزنامه کيهان. همين قدر عاقل باشند.
شناخت صحنه يک چيزست و نمره خود را دارد و بايد امتيازش را هم به گويندگان داد، اما بهتر آن است که بتوان حرکت بعدي حريف را هم خواند. براي اين کار بايد حريف را درست شناخت. اين کاري است که نه صدام بلد بود و نه دولت ايران. مثال ها فراوان است. همين حکايت ترديد در هولوکاست. به اطمينان مي توان گفت که نه احمدي نژاد و نه همان کساني که از فکرش خبرش داشتند و منع صريحش نکردند، گمان نداشتند همين تفنن تبليغاتي پرونده هسته اي را به چنين روزي مي اندازد که انداخته. وگرنه بعد از آن گفتن اول، ديگر دليلي براي اين همايش مسخره با حضور بدنام ترين نئونازي هاي اروپا، در حساس ترين زمان وجود نداشت. اما چنين شد و همان همايش کاري کرد که روسيه جواب تلفن هاي تهران را نداد و حتي قطر نتوانست، حتي راي ممتنع به قطعنامه اي چنين خطرناک بدهد.
اندازه شناخت رييس جمهور منتخب از آمريکا و سيستم دروني آن چنان است که دوبار گفته [ دولت] آمريکا ده ها ميليارد دلار هزينه کرده که مردم را به پاي صندوق هاي انتخابات مياندوره اي مجلس بکشاند. اين سخن به اندازه اي دور از ذهن آمريکائي است که حتي خنده هم نمي اندازد. احمدي نژاد يک بار گفته جورج بوش جرات ندارد به ميان مردم آمريکا برود، مثل ما. اين فقط ناشي از نشناختن هاست. حتي کسي به خود زحمت نمي دهد که با يک فيلم و عکس معلوم از حضور وي در ميان درياي جمعيت ثابت کند که چند نفر به محافظت از رييس جمهور ايران در ميان درياي جحمعيت مشغولند، چرا که خود رييس جمهور آمريکا هم – حتي قبل از مبارزات تروريسي اخير با ده ها گارد در مراکز عمومي ظاهر مي شد. کيهان سه روز پيش نوشته بود دولت آمريکا مجوز پخش فيلم اعدام صدام را به تلويزيون هاي آن کشور نداده است. ظاهرش گمانش اين نيست که در آمريکا کانال دولتي وجود ندارد. گاهي مسوولان مي گويند در همه جاي دنيا شوراي نگهبان هست. دبير شوراي نگهبان مي گويد آزادترين انتخابات دنيا در ايران است. رييس مجلس خبرگان گاه از اين هم جلوتر مي رود. نبايد پنداشت که دروغ به تعمد مي گويند که چنين نيست، بلکه دنيا را نمي شناسند. آزادي و دموکراسي را نمي دانند چيست.
اين نشناختن ها، در شرايط عادي موضوعي است براي طنزنويسان، اما چندان که آدمي به سرنوشت صدام و عراق انديشه مي کند، ديگر طنز نيست. گويند قورمه سبزي را نه با "غ" مي پزند نه با "ق" بلکه با سبزي و گوشت و پياز داغ. در اين مجادله هم مردمند که مانند گوشت در تابه مي سوزند و سرمايه نسل ها از بين مي رود.
خودنمايي چشم اندازهاي تيره در برابر چشم اندازهاي روشن

وحید قرایی/منتشر شده در روزنامه آینده نو
در حالی که بیش از سه سال از زلزله ویرانگر بم گذشته است هنوز مشکلات و چشم اندازهای تیره از آینده بم در برابر چشم اندازهای روشن خودنمایی می کنند.وعده پایان بازسازی واحدهای مسکونی در بم در برابر روند افزایش بیکاری در بم، شیوع سالک، عدم پایان آوار برداری در شهر، ادامه زندگی کانکس بخشی از مردم شهر، وضعیت مبهم ساخت و ساز واحدهای تجاری و 1200 دانش آموزی که در کانکس ها تحصیل می کنند قرار گرفته است و مردم منتظرند تا وضعیت مطلوبتری از زندگی را برای خود ترسیم کنند.
در این حال به نظر می رسد، رساندن بم به آن نقطه مطلوب مورد نظر مردم، نیازمند تداوم تلاش فراوان تر مسئولان حتی پس از اعلام پایان بازسازی است چراکه بسیاری از مشکلات بمی ها فراتر از آن است که با اعلام اتمام روند ساخت و سازها بتوان آنها را تمام شده دانست.
نگرانی از افزایش بیکاری در بم
استاندار کرمان در حالی که عنوان می کند 87 درصد بازسازی بم به پایان رسیده است و وعده می دهد تا پایان امسال پرونده بازسازی واحدهای مسکونی در بم بسته خواهد شد، نسبت به افزایش بیکاری در این شهر بعد از بازسازی بم در این شهر هشدار می دهد و تصریح می کند:" کار بازسازی بم تمام شود اولین مشکل جدی ما، بحث اشتعال در این شهر است چرا که بسیاری از زیرساختهای توسعه صنعتی و کشاورزی بم تخریب شده است و در زمینه بازسازی آنها کار عمده ای انجام نشده است".
عبدالمحمد رئوفی نژاد با دعوت از سرمایه گذاران کشور برای سرمایه گذاری در بخش های صنعتی و کشاورزی شهر بم، تاکید می کند:"با توجه به تسهیلات ویژه ای که دولت برای سرمایه گذاری در بم قائل شده است، از تمام سرمایه گذاران کشور دعوت می کنیم تا در بم سرمایه گذاری کنند."استاندار كرمان همچنین می گوید: "حدود شش هزار ميليارد ريال اعتبار طي سه سال گذشته در شهرستان زلزله زده بم هزينه شده است و برای بازسازي بم در زمان حاضر هيچ مشكلي از نظر تامين اعتبار وجود ندارد."
او در پاسخ به اين سوال كه چرا اعتبارات با تاخير به بم ميرسد می گوید:"تاخير در پرداخت اعتبارات جدي نيست و تاثيري بر روند بازسازي ندارد و بديهي است كه براي پرداخت اعتباراتي كه در تهران تصويب ميشود بايد مراحل قانوني طي شود که با تضمينهاي صورت گرفته در خصوص تخصيص اعتبارات جاي نگراني نيست. "
البته ذکر این نکته هم قابل توجه است که در حالی صرف رقم شش هزار میلیارد ریال برای بازسازی بم در سه سال گذشته از سوی استاندار کرمان عنوان شد که مجید اعتمادی، فرماندار بم، در گفتگو با ایسنا، تسهيلات اختصاص يافته براي بازسازي شهر بم را تنها در بخش مسکن و اماکن تجاري شش هزار ميليارد ریال اعلام كرده و گفته بود:" مجموع هزينه بازسازي بم بالغ بر ده هزار ميليارد ریال است که گوياي عمق خسارات زلزله دي ماه 82 در اين شهرستان است. "
تاخیر در بازسازی واحدهای تجاری
در این میان تاخیر در بازسازی واحدهای تجاری در بم اعتراضاتی را برانگیخته است.حتی برخی معتقدند تا زمانیکه تکلیف واحدهای تجاری بم از لحاظ ساخت و ساز روشن نشود و این واحدها ساخته نشوند شکل ظاهری شهر بم نیز به صورت مطلوبی در نمی آید چراکه بخش مهمی از ظاهر شهر بسته به ساخت و ساز واحدهای تجاری آن است.
این نکته هم گفتنی است که در حال حاضر از پنج هزار و ۲۸۲واحد آسيب ديده تاكنون تنها حدود هزار واحد بازسازي شده است.
استاندار کرمان با اشاره به اين كه بازسازي واحدهاي تجاري در گذشته بلاتكليف به نظر ميرسيد، می گوید:" تملك برخي از اين واحدها براي تعريض خيابانها از مشكلاتي بود كه برطرف كردن آن به عهده استانداري كرمان گذاشته شد."رئوفينژاد در این مورد می افزاید: "هزار واحد تجاري در دو خيابان اصلي شهر بم در طرح تعريض قرار گرفتند و به اين ترتيب بازسازي اماكن تجاري از اواخر پارسال شروع شد. "
مشکلات فراوان
وي همچنین با بيان اين كه مسائل و مشكلات شهر بم و بروات فراوان است،می افزاید:" ساماندهي بازار، كنترل قيمتها، بهداشت و درمان، امنيت و مديريت متناسب با وضعيت اين دو شهر پيش ميرود. " استاندار كرمان همچنين آسيب پذيري فرهنگي و اجتماعي مردم بم را جدي خوانده و می گوید:" برنامههاي آموزشي، فرهنگي، هنري و حوزوي زيادي طي سه سال گذشته در اين شهرستان اجرا شده است , اكنون آثار اين برنامهها را شاهد هستيم به گونهاي كه روحيه مردم بم بسيار متفاوت با سه سال قبل است. "
رئوفينژاد مشكلات روحي و رواني مردم بم را نخستين مشكل آنان دانسته و می افزاید": مشكل روحي مردم بم جدي است و بايد براي حل آن بسيار بيشتر از وضع موجود كار كرد و در خصوص مداخلات رواني كارهاي زيادي انجام شده اما ترميم كامل آسيبهاي رواني زمان بر است. "
تحصیل 2000 دانش آموز بمی در کانکس
اما یکی از مشکلات بزرگ در شهر بم این است که با وجود گذشت سه سال از زلزله بم در حال حاضر حدود 2000 دانش آموز در 30 کانکس مشغول تحصیل هستند.
رییس سازمان آموزش و پرورش شهرستان بم در این مورد می گوید:"تاكنون 85 مدرسه به آموزش و پرورش اين شهرستان تحويل داده شده و اين در حاليست كه بر اساس برنامههاي قبلي، تحويل 98 مدرسه اعلام شده بود، از اين رو 12 مدرسه تا پايان سال جاري تحويل داده شده و دانشآموزان از كانكسها به مدارس جديد منتقل ميشوند. "
حافظ آبادیان همچنین اظهار می دارد:" سیستم گرمایی در مدارس بم مناسب نیست و علی رغم اینکه دستگاه جدید به منظور گرم کردن مدارس خریداری شده است اما از آنجایی که این دستگاه نیاز به برق سه فاز دارد اداره برق به علت بالا بودن مصرف برق در بم همکاری نمی کند و به منظور گرم کردن کلاسها از از چراغهای نفتی استفاده می شود البته وسایل گرمایی دانش آموزانی هم که در کانکس درس می خوانند چراغ نفتی و بخاری برقی است."وی در ادامه درباره مشکلات و نیازهای مدارس و دانش آموزان مشغول تحصیل در بم می گوید: "دانش آموزان با کمبود کتابخانه و آزمایشگاه مواجه هستند. البته برخی کتابخانه ها و آزمایشگاههای مدارس توسط یونیسف تا حدودی تجهیز شده اند اما هنوز هم در این زمینه با مشکل مواجه هستیم و همچنین مرکز مشاوره در مدارس وجود ندارد."
افزایش ابتلا به سالک
بحث افزایش ابتلا به بیماری سالک نیز از مواردی است که مردم ساکن بم و بروات را آزار می دهد.رئیس دانشگاه علوم پزشکی کرمان در این مورد می گوید : "مشکل عمده بهداشتی که در شهرستان بم وجود دارد افزایش موارد ابتلا به بیماری سالک است. این بیماری بومی این منطقه قبل از زلزله بوده و به لحاظ شرایط این شهرستان پس از وقوع زلزله آمار بیماری افزایش داشته است ."دکتر زاهدی در باره دلایل افزایش ابتلا به این بیماری می گوید: "عدم آوار برداری کامل و تخلیه نخاله های ساختمانی از سطح شهر و نیز عدم حصار کشی دور خانه ها و باغات این شهرستان رشد عامل بیماری را که پشه خاکی است فراهم کرده است و به انتشار بیماری کمک می کند ." وی درباره اقدامات بهداشتی لازم برای کنترل این بیماری گفت:" سم پاشی و توزیع پشه بندهای آغشته به سم در منطقه به اندازه کافی صورت گرفته و در برنامه های آینده نیز مد نظر است ولی تا تکمیل ساخت و سازهای بم و کامل شدن آوار برداری کنترل کامل بیماری بسیار مشکل خواهد بود ."
او در ادامه این نکته را نیز یادآوری می کند که علی رغم مصوبه هیات دولت در سال 1382 مبنی بر پرداخت 19 میلیارد تومان به بخش بهداشت شهرستان بم، این وعده تحقق پیدا نکرده و در سال جاری متاسفانه هیچ گونه وجهی از بابت این مصوبه به دانشگاه کرمان و شبکه بهداشت بم تخصیص نیافته است.رئیس دانشگاه علوم پزشکی کرمان یادآورمی شود: "این اتفاق باعث شده که حقوق پرسنل شبکه بم و نیروهای شرکتی شاغل در مراکز بهداشتی بم با مشکل جدی همراه شود به طوری که از مرداد ماه سال جاری متاسفانه شبکه بم قادر به پرداخت حقوق کارکنان خود نبوده است و این قضیه باعث ناراحتی شدید آنها گردیده است ."
زندگی در کانکس ها ادامه دارد...
اما یکی از مسائلی که در شهر بم همچنان جلب توجه می کند وجود کانکسهایی است که کماکان محل زندگی مردم می باشند.روشن نشدن وضعیت هزار واحد مسکونی استیجاری که وعده آن داده شده بود نیز به این وضعیت دامن زده است. به هز حال با وجودی که بسیاری معتقدند که کندی روند بازسازی و برخی بی نظمی ها عامل تداوم زندگی مردم در این کانکس ها خصوصا در این فصل سرد سال است اما فرماندار بم در این مورد توضیح می دهد: "دولت به مالك هر واحد ساختماني تخريب شده،15 ميليون و 500 هزار تومان وام بازسازي ميدهد. در اين ميان برخي از خانوادهها تمايل به هزينه بيشتر براي ساختمانهاي مسكونيشان دارند و از اين رو مجبور به صرف هزينه شخصي هستند؛ بنابراين تا زمان تهيه كامل هزينه احداث منزل مورد نظر، در كانكس سكونت ميكنند. "
به گفته اعتمادي، پس از زمين لرزه بم برخي از افراد غير بومي به اين شهرستان آمده و با اخذ اين وامها اقدام به ساخت و ساز منازل كردهاند كه البته شناسايي شده و وجوه اخذ شده باز پس گرفته شده است.
وي در خصوص حفظ بافت سنتي شهر بم در ساختوسازهاي جديد که دغدغه بسیاری از اهالی بخصوص فرهنگیان این شهر است عنوان می کند: "بافت جديد شهر بم بر اساس طرحهاي نظام مهندسي ساخته شده و در آخر نيز نظر كارشناسان شهرسازي و ساختمانسازي در خصوص بافت اين ساختمانها مد نظر قرار ميگيرد. "
او همچنین تصریح می کند: "براي اتمام بازسازي مراکز خدماتي و تفريحي مانند پارکها و تاسيسات زيرساختي اين شهر حداقل 180 ميليارد تومان ديگر نيز نياز است تا نمود ظاهري بازسازي هم براي مردم قابل لمس باشد. "
مشکل نخاله های ساختمانی
شهردار بم نيز با اشاره به توليد روزانه 140 تن زباله شهري و نخالههاي ساختماني در اين شهر می گوید: "وجود اين زبالهها در نقاط مختلف شهر براي تردد و معيشت ساكنان اين شهرستان مشكلاتي را به وجود آورده است. "
باقريزاده در خصوص مشكلات شهري بم به مشكل فاضلاب شهرستان اشاره كرده و عنوان می کند:" به دليل مخالفت سازمان مديريت و برنامهريزي با برخي طرحهاي ارائه شده هنوز نتيجه لازم را در اين خصوص نگرفتهايم و حال آن كه در شهرستان بم قنوات زيادي وجود دارد كه به دليل عدم ساماندهي، مشكلاتي را براي ساكنان ايجاد كرده است. "
وی در خصوص انتقال زبالههاي شهري و نخالههاي ساختماني كه بعضا براي ساكنان اين شهرستان مشكل ايجاد كرده است، می گوید:" به دليل ساختمان سازي فراوان در شهرستان بم نخالههاي ساختماني فراواني در نقاط مختلف آن به چشم ميخورد كه مشكلاتي را براي ساكنان اين شهرستان ايجاد كرده است. "
به گفته شهردار بم، برخي مسوولان معتقدند، به جاي صرف بودجه براي پاركهاي بازي، اعتبارات در بخش احداث واحدهاي تجاري هزينه شود كه شهرداري با اين ديدگاه مخالفت كرده و وجود مراكز تفريحي را براي تقويت روحيه آسيب ديدگان از زلزله ضروري ميداند.
****
به هر حال با وجودی که نباید از تلاشهای زیادی که برای بازسازی مناطق زلزله زده بم انجام شده است، گذشت اما کاستی ها و مشکلات را نیز نمی توان نادیده گرفت.مردم خسته بم نیاز دارند تا هرچه سریع تر نمود وعده های داده شده از سوی دولت را ببینند و کمتر در هزار توی مراحل خسته کننده اداری خود را گرفتار ببینند.
در این حال روزهای سرد و زمستانی بم نیز از راه رسیده و زندگی کانکسی بخش زیادی از جمعیت بم و بروات ایجاب می کند که تامین سوخت وسایل گرمایشی، فراتر از تامین سوخت در شرایط عادی پیگیری شود تا سرما در کنار خستگی سه ساله از روند بازسازی مردم بم را آزار ندهد. برخی از مردم و کارشناسان غیردولتی هم به آمار و ارقام ارائه شده از سوی دولت با دیده تردید می نگرند و نگرانند که مبادا با اعلام پایان بازسازی در بم مشکلات فراوان بمی ها فراموش شود.
به هر حال انتظار بیش از حدی نیست که دولت امور مربوط به بازسازی بم را تا آخرین مرحله به خوبی پیگیری نماید تا روند بازسازی با آن هزینه ای که صرف آن شده است به صورت کامل انجام شود و بم باز هم به صورت شهری با امکانات کامل و به دور از مشکلات فعلی به حیات خود ادامه دهد.
"آبگرمو" هم غذای لوکس سفره ها شدهاست!

وحيد قرايي/اختصاصی بام کویر
در حالی که یکی دو ماهی است که شهروندان کرمانی با قیمت 90 تومان به بالا هردانهی تخم مرغ را میخرند، یکی از تولیدکنندگان تخم مرغ در استان کرمان تاکید میکند که دولت بایستی حمایتهای اصولی و جدیتری از صاحبان صنعت تولید تخم مرغ و طیور داشته باشد.
رزمحسینی، مدیر شرکت سیمرغ واحد کرمان در این مورد میافزاید:« بحث آنفلوانزاي مرغی درسال گذشته باعث شد تا جوجه ریزی در کرمان با کاهش قابل توجهی مواجه شود و درنتیجه تولید تخم مرغ کاهش یابد.»
وی مي افزايد:« افزایش قیمت نهادههای کشاورزی که در تولید غذای مرغ استفاده میشوند نیز عاملی بود تا قیمت تمام شده تخم مرغ تولیدی افزایش یابد.»
البته وی به این نکته نیز اشاره میکند که کمبود نقدینگی تولیدکنندگان نیز بر مشکلات فوق افزوده است تا قیمت تخم مرغ در فصلی که تقاضای تخم مرغ افزایش مییابد، روند صعود طی کند.
وی درادامه تصریح میکند:« دولت بایستی در تمام سال از تولید کنندگان حمایت اصولی و جدی بکند و خصوصا با خرید تولید مازاد تولید کنندگان در شش ماههی اول سال که تقاضا براي خريد تخم مرغ کاهش مییابد، کوتاه کردن دست واسطهها، کمک به جبران کمبود نقدینگی توليد كنندگان و بدهکاری آنها به بانکها زمینهی مناسبسازی قیمت تخم مرغ را فراهم آورد.»
در این میان نیاز سالانه استان کرمان به 16 هزار تن تخم مرغ با تولید 9هزار تن تخم مرغ در استان کرمان جبران میشود و در عین حال قیمت بالای تخم مرغ در استانهای همجوار نیز باعث شده است تا جبران کمبود تخم مرغ استان کرمان با خريد آن از استانهاي ديگر با مشکل مواجه شود و همین باعث به هم خوردن نسبت عرضه و تقاضا و افزایش قابل توجه قيمت تخم مرغ شده است.
در این حال قیمت فروش تخم مرغ توسط شرکت سیمرغ که از عمدهترین تولید کنندگان تخم مرغ استان کرمان است در ماههای حدودا کیلویی 1050 تومان بوده است که نسبت به میانگین قیمت فروش تخم مرغ در شش ماههی اول امسال که کیلویی 500 تومان بوده است افزایش چشمگیری را نشان میدهد.
به هر حال تخم مرغ یکی از نیازهای اصلي غذایی مردم است که لازم است تولید آن مورد حمایت جدی دولت قرار گیرد تا شهروندان با چنین قیمتهای سرسامآوری که مسلما سفرهی آنها را تحت تاثیر قرار میدهد مواجه نشوند.
مسلما با قیمت فعلي تخم مرغ، املت و آبگرمو هم برسر سفرهی کرمانیها، غذایی لوكس محسوب خواهند شد!
*آبگرمو نوعي غذاي سنتي و ارزان قيمت در كرمان است كه ماده اوليه پخت آن تخم مرغ است.
اگر عمر دوباره داشتم

دار مجازات براي دیکتاتور

صدام، ديكتاتور جنايتكاري كه به مدت ربع قرن مستبدانه بر عراق حكومت كرد و به همسايگانش از جمله ايران و كويت حمله نظامي كرد و بسياري از مردم خود عراق را با سلاحهاي شيميايي از پاي درآورد، بالاخره امروز (شنبه) صبح به پاي چوبهي دار كشانده و اعدام شد كه با جشن و پايكوبي بسياري از عراقيها مخصوصا در مناطق شيعه نشين همراه شده است.
به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس، تلويزيون دولتي عراق صبح امروز در راس اخبار خود اعلام كرد: اعدام صدام اجرا شد. صدام در پاي چوبهي دار از گذاشتن سرپوش خودداري كرد و فرياد زد"الله اكبر" و اين پاياني بر زندگي رهبر 69 سالهي پيشين عراق بود.
بر اساس گزارش تلويزيون عراق "صدام تا زماني كه مرگش تاييد نشد، بر بالاي چوبهي دار باقي ماند و به اين ترتيب برگ تاريكي در تاريخ عراق ورق خورد."
در همين حال موفق الربيعي، مشاور امنيت ملي عراق به شبكهي تلويزيوني العراقيه گفت: ما خواسته بوديم تا او در يك روز خاص اعدام شود.
وي دربارهي جزئيات اعدام صدام گفت: قاضي حكم اعدام صدام را كه به صورت دست بسته در اتاق اعدام منتظر بود، قرائت كرد و زماني كه صدام در اتاق اعدام ايستاد، عكاسان و فيلمبرداران از وي عكس گرفتند. او هيچ چيزي نخواست و قرآني را كه به همراهش بود خواست كه به عواد بندر داده شود.
وي افزود: با صدام زماني كه زنده بود با احترام برخورد شد و پس از مرگش نيز اينگونه عمل ميشود. اعدام صدام صد در صد عراقي بود و طرف آمريكايي هيچ مداخلهاي در آن نداشت. علاوه بر صدام دو تن از همدستان جنايتكارش نيز به دار آويخته شدند.
مريم الرئيس، يك مقام رسمي از وزارت خارجهي عراق كه در مراسم اعدام صدام و برادر ناتنياش، برزان ابراهيم تكريتي و همچنين عواد البندر، رييس دادگاه انقلابي حكومت صدام حضور داشت، در مصاحبهاي با تلويزيون دولتي عراق گفت كه اين سه تن يكي پس از ديگري به دار آويخته شدند.
اين مقام وزارت خارجهي عراق افزود: از تمام مراسم اعدام كه بين 30/5 تا 30/6 صبح امروز روي داد، فيلمبرداري شد و اين فيلم پخش خواهد شد. يك پزشك نيز در محل اجراي حكم اعدام حاضر بود.
وي افزود: نوري المالكي، نخست وزير عراق در مراسم اعدام حضور نيافت و مشاورش اين مراسم را از نزديك نظارهگر بود. صدام و دو تن از همدستانش كه به دار آويخته شدند در تاريخ پنجم نوامبر از سوي دادگاه عالي عراق به اتهام جنايت عليه بشريت در پروندهي الدجيل مجرم شناخته شده و به اعدام با چوبهي دار محكوم شدند.
مقام عراقي كه شاهد اجراي مراسم اعدام بود، همچنين عنوان داشت: ابتدا صدام، سپس برزان ابراهيم و بعد عواد بندر اعدام شدند.
از سوي ديگر سامي العسگري، مشاور سياسي نوري المالكي، نخست وزير عراق نيز گفت: صدام در لحظهاي كه از سلولاش در زندان نظامي آمريكايي بيرون آورده شد، مقاومت ميكرد اما در آخرين لحظات زندگياش هيچ مقاومتي از خود نشان نداد.
صدام قبل از اعدام لباسي سراسر مشكي به تن داشت. كمي پيش از اعدام وي كلاهش برداشته شد و از او سوال شد كه آيا چيزي ميخواهد كه او پاسخ منفي داد. صدام پس از يك روحاني مسلمان سني دعايي را تكرار كرد و از گذاشتن سرپوش خودداري كرد و به هنگام انداختن طناب به دور گردنش فرياد اللهاكبر سرداد و گفت "عراق پيروز خواهد بود و فلسطين عربي است."
وي گفت: صدام در مقر اطلاعات نظامي سابق عراق در كاظميهي بغداد اعدام شد. دولت هنوز تصميم نگرفته با جسد صدام چگونه عمل كند. يك مقام عاليرتبه از وزارت دفاع عراق نيز اعلام كرد صدام وصيتنامهاش را به يكي از برادرانش داده است. به گزارش رويتر دختر صدام تقاضا کرده است که جسد پدرش در يمن دفن شود.
* واكنشها
در همين حال سخنگوي يکي از احزاب اصلي دولت ائتلافي عراق گفت: اميدوار است که اکنون صفحه جديدي در تاريخ عراق گشوده شود اما عدنان پاچهچي، از اعضاي شوراي حکومتي عراق که پيشتر اداره امور عراق را در دست داشت، به بي.بي.سي گفته است اوضاع اين کشور آنچنان وخيم است که اعدام صدام تغيير چنداني در آن ايجاد نميکند.
در همين حال ريچارد ديكر، مدير برنامهي عدالت بينالمللي ديدبان حقوق بشر از اين اعدام انتقاد كرد و محاكمهي صدام را توام با نقص خواند. وي اظهار داشت: صدام مسوول نقضهاي گستردهي حقوق بشر بود اما مجازات اعدام براي او منصفانه نبود.
جورج بوش نيز اعلام كرد، اعدام صدام پايان يك سال سخت را براي مردم عراق و سربازان ما رقم زد اما مرگ صدام خشونتها را در عراق متوقف نميسازد. بوش همچنين در بيانيهاي در تگزاس اظهار داشت: اعدام صدام نقطهي عطف مهمي در تاريخ عراق در مسير برقراري دموكراسي است كه ميتواند از طريق آن خودش را اداره و همچنين از خودش دفاع كند و به عنوان يك متحد در جنگ با ترور باشد.
بوش در پيغامي براي مطمئن ساختن مردم عراق گفت: اين اعدام يادآور مسير طولانياي است كه مردم عراق از زمان پايان حكومت صدام پيمودند. وي ادامه داد: پيشرفتي كه آنها كسب كردهاند بدون فداكارهاي و خدمات زنان و مردان نظامي ما امكان پذير نخواهد بود. وي همچنين نسبت به چالشهاي بيشتر براي سربازان آمريكايي هشدار داد.
رييس جمهور آمريكا گفت: انتخاباتهاي بسيار سخت و فداكاريهاي بيشتري پيش رو است. امنيت و آرامش مردم آمريكا همچنان نيازمند اين است كه ما به پيشرفت دموكراسي جوان عراق ادامه دهيم.
بوش در سال 2003 زماني كه صدام دستگير شد قول داد صدام با عدالتي روبهرو ميشود كه از ميليونها تن دريغ كرده بود. بوش در دسامبر سال 2003 با اشاره به صدام گفته بود: شرش كم! جهان بدون صدام بهتر خواهد بود. چند ساعت پيش از اجراي حكم اعدام صدام اف.بي.آي و وزارت امنيت داخلي آمريكا به آمريكاييها نسبت به احتمال يك حملهي تروريستي هشدار دادند و از آنها خواستند تا گوش به زنگ باشند.
سناتور جوزف بيدن، رييس كنوني كميتهي روابط خارجي سناي آمريكا نيز دربارهي اعدام صدام در بيانيهاي اعلام كرد: عراق يكي از تاريكترين برگها در تاريخاش را بست و جهان را از شر يك خائن نجات داد. از سوي ديگر انگليس، متحد اصلي آمريكا در عراق با اعلام اين مطلب كه صدام بايد به دليل جناياتش پاسخگو ميبوده، اما برمخالفتش با استفاده از مجازات مرگ تاكيد كرد.
مارگارت بكت، وزير خارجهي انگليس اظهار داشت: من از اين واقعيت استقبال ميكنم كه صدام از سوي يك دادگاه عراقي به دليل تعدادي از جناياتش كه عليه مردم عراق مرتكب شده بود، محاكمه شده است.
وزير خارجهي انگليس گفت، اين کشور از استفاده از مجازات مرگ در عراق يا هيچ مکان ديگري حمايت نمي کند اما براي تصميم يک کشور و دولت مستقل احترام قائل است. همچنين الكساندر داونر، وزيرخارجهي استراليا نيز كه كشورش از متحدان كليدي آمريكا در عراق است، دربارهي مرگ صدام گفت: موضوع اين نيست كه چه كسي دربارهي مجازات اعدام چگونه ميانديشد. دولت عراق از موضع دولت استراليا درخصوص مجازات اعدام آگاه است. ما بايد همچنين به حق كشورهاي مستقل براي داشتن قوانين دادگاهي مرتبط با جنايات مرتكب شده عليه مردمشان احترام بگذاريم.
ژاپن، ديگر متحد آمريكا نيز با بيان اين مطلب كه به تصميم عراق احترام ميگذارد، گفت، اين تصميم دولت جديد عراق است كه مسوول اجراي قوانين است و ما به آن احترام ميگذاريم.
فرانسه نيز كه رهبري مخالفان در سازمان ملل را عليه جنگ عراق برعهده داشت، از مردم عراق خواست از اين اعدام به عنوان ابزاري براي پايان دادن به اختلافاتشان استفاده كنند. وزارت خارجهي فرانسه با انتشار بيانيهاي از تمام مردم عراق خواست تا به آيندهي عراق چشم دوخته و در جهت اتحاد و آشتي ملي تلاش كنند.
در اين بيانيه آمده است: اكنون بيش از هر زمان ديگر بايد استقلال كامل و ثبات در عراق برقرار شود. فرانسه با اشاره به مخالفت اروپا براي مجازات اعدام خاطرنشان كرده تصميم اعدام صدام از سوي مردم و مقامات مستقل عراق اتخاذ شده است.
در روسيه نيز ميخائيل مارگلف، رييس كميتهي روابط بينالمللي دوما اعلام كرد اين اعدام بيثباتي را در عراق افزايش ميدهد و چرخهي جديدي از خشونتها را باعث ميشود. يكي از نمايندگان مجلس سفلي روسيه نيز گفت: اعدام صدام اوضاع را نه تنها در عراق بلكه در كل منطقهي خليج فارس بيثبات مي كند.
وزارت خارجهي روسيه نيز با ابراز تاسف نسبت به اعدام صدام اعلام كرد درخواستهاي بينالمللي براي عفو صدام ناديده گرفته شد. مالزي، كه رياست سازمان كنفرانس اسلامي را برعهده دارد، نسبت به پيامد اعدام صدام كه ميتواند آغازگر خونريزيهاي بيشتر باشد هشدار داد.
سيد حميد البار، وزيرخارجهي مالزي، به خبرگزاري فرانسه گفت: بسياري از مردم و به طور عموم جامعهي بينالمللي با اين اعدام موافق نبودند. فدريكو لومباردي، سخنگوي واتيكان اعدام صدام را به عنوان يك اقدام تراژيك محكوم كرد و نسبت به وقوع چرخهي جديدي از خشونتها و اقدامات انتقام جويانه در عراق ابراز نگراني كرد.
از سوي ديگر خبرگزاري رسمي ليبي، جانا، گزارش كرد، به دنبال اعدام صدام ليبي سه روز عزاي عمومي اعلام كرده است! پرچمها در ساختمانهاي عمومي به حالت نيمه افراشته درآمد.
در اسراييل نيز شيمون پرز، معاون نخست وزير اعلام كرد اسراييل از اعدام صدام استقبال ميكند و اين خائن سابق خودش اسباب مرگش را فراهم كرد. در فلسطين نيز دولت حماس اعلام كرد اعدام صدام يك ترور سياسي است و تمامي قوانين بينالمللي را نقض ميكند. فوزي برهوم، سخنگوي دولت حماس به خبرگزاري فرانسه گفت: صدام يك زنداني جنگي بود و اعدام او يك ترور سياسي است.
* نگاهي به محاكمهي صدام و همدستانش
دادگاه عالي عراق روز 14 آبان (پنجم نوامبر) سرانجام اولين حكم خود را در رابطه با صدام صادر كرد كه به موجب اين حكم صدام در پروندهي الدجيل گناهكار شناخته شده و به "مرگ" با چوبه دار محكوم شد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) محاكمهي صدام در حالي در تاريخ 27/07/84 آغاز شد كه وي در تاريخ 11/ 4/ 83 در اولين جلسهي دادگاه قضايي عراق حاضر شد و تفهيم اتهام گرديد.
نزديك به 500 اتهام عليه صدام مطرح شد اما مقامات دادگاه تصميم گرفتند تنها در 12 مورد صدام را محاكمه كنند كه در اين ميان اشاره به حمله به ايران نشده است. دادگاه موارد كلي اتهامي صدام را اينگونه برشمرد: آزار و شكنجهي زندانيان، مصادر اموال، تجاوز به نواميس مردم، جرايم انساني و غير اخلاقي، محروم كردن مردم از حقوق قانونيشان، دستگيري و ترور نخبگان علمي و ديني، جنايات مربوط به حلبچه و كشتار عشيره بارزاني، جنگ عليه ايران، سركوبي قيام شيعيان و كردها در سال 1991، از بين بردن زير بناي اقتصادي عراق، ربودن ثروتهاي ملي، فساد اخلاقي، مالي و اداري.
اولين پروندهي رسيدگي به جنايات صدام، پروندهي الدجيل بود. قتل عام الدجيل در سال 1982 اتفاق افتاد و طي آن 148 نفر از اهالي اين شهر به دستور صدام كشته شدند.
دجيل شهري است در 50 مايلي شمال بغداد كه به عنوان يكي از مراكز فعاليت اپوزيسيون در زمان قدرت صدام مطرح بود. مصاحبه با شاهدان عيني قتلعام 148 نفر از ساكنان اين شهر از زمان سقوط صدام به اين سو از جمله مصاحبه مه 2003 بوسيله آسوشيتدپرس زواياي اين جنايت را بيشتر مشخص كرده است. در سال 1982 اين شهر به عنوان يكي از مراكز مهم فعاليت حزب شيعي الدعوه بود كه با جنگ صدام عليه ايران مخالفت جدي ميكرد. زماني كه صدام و همراهان او در 8 ژوييه 1982 براي شركت در اجلاسي وارد دجيل شدند، مردان مسلح حزب الدعوه به روي صدام و همراهان وي آتش گشودند به طوري كه درگيري بين آنها ساعتها طول كشيد.
در نهايت اين هليكوپترهاي نظامي و تانكهاي ارتش عراق بودند كه توانستند صدام و همراهان او را از خطر مرگ برهانند.
پس از اين واقعه پليس مخفي عراق خانوادههاي اين شهر را يكجا جمع كردند، درختان ميوه، باغات و خانهها را تخريب كردند و حدود 150 نفر از اهالي شهر از جمله نوجوانان را پس از يك محاكمه صوري اعدام كردند. در پروندهي الدجيل علاوه بر صدام، طه ياسين رمضان، معاون سابق رييس جمهور عراق، عواد حمد بندر، قاضي دادگاهي كه براي برخي قربانيان در حكومت حزب بعث حكم مرگ داده بود، برزان ابراهيم التكريتي، برادر ناتني صدام و چهار متهم ديگر به نامهاي عبدالله الرويد، مزهر عبدالله، علي دايح و محمد عزاوي كه در كشتار مردم الدجيل با رژيم صدام همكاري كردند، متهمان اصلي بودند.
دادگاههاي صدام كه در آنها پروندهي الدجيل و بخشي از پروندهي الانفال بررسي شد، با فراز و نشيبهاي بسيار و تغييرات گوناگوني همراه بوده است. اولين قاضي دادگاه "رزگار محمد امين" از كردهاي عراق بود كه پس از چند جلسه به دليل آنچه دخالت دولت در كارش و مسائل شخصي ناميد، استعفا كرد. با استعفاي وي قاضي رئوف رشيد عبدالرحمن انتخاب شد كه وي نيز از اهالي حلبچه عراق بود. رسيدگي به پروندهي الدجيل 40 جلسه طول كشيد. در اين جلسات خليل الدليمي، رياست تيم دفاعي را برعهده داشت و در تيم دفاعي رمزي كلارك، دادستان آمريكا در دههي1960 و گروهي حدودا 20 نفره از وكلاى عرب و غير عربى حضور داشتند. همچنين چند تن از وكيلان مدافع تيم دفاعي در جريان برگزاري جلسات ترور شدند. جعفر الموسوي نيز دادستاني دادگاه صدام را برعهده داشت.
55 روز پيش دادگاه عراق احكام متهمان الدجيل را اينگونه صادر كرد:
- طه ياسين رمضان معاون صدام به حبس ابد به علاوه 10 سال حبس محكوم شد؛
- برزان تكريتي برادر ناتني صدام به اتهام قتل و كشتار و وادار كردن مردم به مهاجرت به اعدام با چوبهي دار و نيز 10 سال حبس محكوم شد؛
- عواد بندر قاضي دادگاه انقلاب و معاون رييس دفتر صدام به اعدام محكوم شد؛
- محمد عزاوي به دليل نبود مدارك كافي عليه وي آزاد شد؛
- علي دايح علي و عبدالله رويد هر كدام به 22 سال حبس محكوم شدند؛
- ناصر عبدالله كاظم به 15 سال حبس محكوم شد؛
* اصليترين جنايات صدام
- 16 ژوئيه 1979، زمان كوتاهي پس از به قدرت رسيدن، 15 تن از سران حزب بعث به اتهام جاسوسي عليه وي توسط جوخهي مرگ اعدام شدند؛
- 22 سپتامبر 1980، تهاجم نيروهاي عراقي به ايران و آغاز جنگ هشت ساله عليه ايران كه بيش از يك ميليون كشته برجاي گذاشت. حملهي شيميايي به ايران و كشتن بيش از هزار تن در سال 1983، اقدام عليه قبيلهي كرد بارزاني به بهانهي كمك به ايران و كشتن 8000 كرد و ايجاد گور دسته جمعي؛
- 88-1986، حملهاي با عنوان انفال كه شامل حملات شيميايي عليه كردها و كشتن بيش از 180 هزار تن شد؛
- 28 مارس 1988، حملهي شيميايي به شهر كردنشين حلبچه و كشتن بيش از 5000 تن و 2 اوت 1990، دستور حمله به كويت، شليك موشكهاي اسكاد به عربستان سعودي، شكنجه و اعدام صدها كويتي و آتش زدن چاههاي نفت كويت؛
- 1991، كشته شدن بيش از 60 هزار تن در سركوب شيعيان در جنوب عراق و كردها در شمال عراق در آستانهي جنگ خليج فارس؛
- 20 فوريه 1996، قتل دو دامادش پس از بازگشت از اردن.

آخرین نگاههای دیکتاتور
همانطور که در رسانه ها و همینطور این وبلاگ عنوان شد صالح رزم حسینی(ابو کوروش) در چند جشنواره کاریکاتور عنوان برگزیده را کسب کرد. به درخواست تعدادی از دوستان این کارههای برگزیده برای بازدید علاقمندان در این وبلاگ قرار گرفتند. با آرزوی موفقیتهای بیشتر برای صالح...

برگزیده جشنواره سلام بر نصرا...

برگزیده جشنواره مقاومت

برگزیده جشنواره باور

برگزیده جشنواره اروپا عاشقت هستم در کشور رومانی
یکصد سال اعتبار

با وجودیکه امروز انتقادات زیادی بر وضعیت کیفی مطبوعات محلی استان کرمان وارد است اما از یک نکته در مورد مطبوعات این استان نمیتوان گذشت. پشتوانهای یکصد ساله که در «موزهی مطبوعات استان کرمان» در خیابان دکتر شریعتی جنب مسجد شیخیهای کرمان به نمایش درآمدهاند.
«اعتبار» یکصد سال پیش، آغازی بود بر انتشار نشریه در کرمان و شعلهای را افروخت که تاکنون خاموش نشده است. گرچه دیگر از اعتبار، جز برگههایی بر دیوار تنها موزهی اختصاصی مطبوعات کشور باقی نمانده است، اما راهی را گشود که اینک پس از یکصد سال حدود 40 نشریهی محلی در کرمان به فعالیت مشغولند.
برای آنها که به مطبوعات و تاریخ آن علاقهمند هستند موزهی مطبوعات کرمان میتواند محیط جالب توجهی برای نگاهی عمیقتر به راه پیموده شدهی مطبوعات محلی کرمان در یک قرن اخیر باشد.
مرداد ماه سال 1384،تلاشهای محمد علی فردوسی رییس وقت خانهی مطبوعات و همکاری محمد سام رییس آنزمان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان کرمان نتیجه داد تا در ساختمانی 70 متری که یادگار دوران قاجار است، موزهی مطبوعات استان کرمان افتتاح شود. به طوری که حال حاضر بخشی از آرشیو و وسایل کار حدود 50 نشریهی قدیمی کرمان در آن نگهداری میشود.
محسن پور موسی، مسوول و راهنمای این موزه در مورد ساختمان آن حرفهای جالب توجهی دارد. او میگوید: « این ساختمان تا 15 سال پیش به انباری و مغازه تبدیل شده بود که ادارهی کل میراث فرهنگی بازسازی و نگهداری آنرا بر عهده گرفت و از سال گذشته نیز تبدیل به موزهی مطبوعات شد.»
در این ساختمان موزه 2 نفر از شخصیتهای برجستهی کرمانی نیز به خاک سپرده شدهاند، سید علوی و ناظمالاسلام کرمانی که اولی از سادات مورد احترام مردم بوده و دومی نیز از مشروطه خواهان نامی ایران.
پورموسی در این مورد میگوید:«سید علوی عارفی بود که در زمان آقامحمد خان قاجار در همین بنا به تدریس علوم دینی و موعظه مردم شهر میپرداخت که برای وی احترام زیادی قایل بودند. در زمان هجوم محمد شاه قاجار به کرمان که آن فجایع را به بار آورد، وقتی به این نقطهی کرمان رسید، سید علوی با قرآن و شمشیر جلوی قشون او ایستاد. قرآن و شمشیرش را جلوی آغامحمدخان قاجار گرفت و گفت: یا به این قرآن مردم را ببخش و یا به این شمشیر بکش. آغامحمد خان نیز به او پاسخ میدهد آنزمان که پشت دروازههای شهر مانده بودم نیامدی واسطهی مردم و من شوی، تا به این حمله اقدام نکنم! سپس بدون آگاهی از احترام و درجهی علمی سید علوی دستور قتل او را میدهد و پساز اینکه به او میگویند که سید مورد احترام مردم را کشته است دستور میدهد او را با احترام غسل و کفن کنند و در همین مکان به خاک بسپارند.»
او در مورد ناظمالاسلام کرمانی نیز که در دوران مشروطه از رجال قابل توجه آنزمان بوده است نیز اظهار میدارد:« نظامالاسلام در کتاب علایم الظهور نوشته است که وقتی از دنیا رفتم مرا در پایین قبر سید علوی دفن کنید و به احترام او هیچ نشانی از محل دفن من به جا نگذارید.»
وی در ادامه میافزاید: « به هر حال این مکان قابل توجه از لحاظ تاریخی به موزهی مطبوعات تبدیل شده است و آثار موجود در اینجا نیز از سوی مردم و بازماندگان صاحبان نشریات قدیمی کرمان به این موزه اهدا شده است و اگر کسی از این دست آثار را در اختیار دارد میتواند به این موزه اهدا نماید.»
در این میان مسالهی گسترش این موزه و مدیریت آن نیز مطرح است. ایزدی مسوول موزههای سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کرمان در این مورد میگوید:« احتمال گسترش موزه مطبوعات بهدلیل کوچک بودن محیط آن در دراز مدت امکان دارد اما در حال حاضر به دلیل شغلهای فراوان سازمان میراث امکان اینکار وجود ندارد.» وی در مورد ادارهی این موزه توسط خانهی مطبوعات استان کرمان نیز میگوید:« افتتاح و ایجاد این موزه یک کار مشارکتی بین میراث و خانهی مطبوعات بود و اگر پیشنهاد خاصی بهصورت رسمی از سوی خانهی مطبوعات استان کرمان برای ادارهی آن ارایه شود حتما بررسی خواهد شد.»
اما محمد لطیفکار، رییس خانهی مطبوعات استان کرمان با اشاره به اهمیت کیفیت ادارهی این اماکن فرهنگی تاکید میکند ادارهی این موزه در هر حال باید با نظر خانهی مطبوعات باشد. زیرا از اول بنابر همین بوده است. ثانیا موزهی مطبوعات یک موزهی تخصصی است که باید با تلاشهای کارشناسی روز به روز بر کیفیت و غنای آن افزوده شود. و از همه مهمتر آثار به نمایش درآمده در موزه متعلق به خانهي مطبوعات هستند که باید به درستی حفظ شوند.
وی ضمن استقبال از پیشنهاد میراث فرهنگی افزود: اگر چه خانهی مطبوعات بودجهای برای هزینهی نگهداری و ادارهی موزه ندارد اما تلاش میکنیم تا با برنامهریزی، پیشنهاد مناسبی برای ادارهی بهتر موزهی مطبوعات ارایه نماییم.»
وی تصریح کرد:« قطعا در جلسات آیندهی شورای مرکزی خانهی مطبوعات به این موضوع پرداخته خواهد شد.»
*****
یک دستگاه چاپ سنگی 90 ساله، دوربینهای عکاسی که دیگر قابلیت استفاده ندارند، آرشیو روزنامههایی که زمانی برای خود تاثیرگزار و سرنوشت ساز بودهاند و دیگر جز نام آنها باقی نمانده، عکسها و قلم دانها و حتی کلاه و عصای بعضی روزنامهنگاران قدیمی در موزهی مطبوعات، جلوههایی است از یکصد سال روزنامهنگاری در کرمان که همچنان با فراز نشیبهای بسیار به راه خود ادامه میدهد... اما نکته ای را در مورد این موزه نباید فراموش کرد و آن نگهداری مناسب تر آثار و خصوصا اعمال تدابیر ویژه برای مقابله با خطراتی چون آتش سوزی است.به هر حال نباید این پشتوانه صد ساله را به راحتی از دست داد...
برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان

با برگزاری پنجمين دوره انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان، هفت عضو جديد شوراي مركزي اين انجمن انتخاب شدند.
به گزارش كرمان خبر، محمد مهدوي، محسن خسروي، وحيد زارع، وحيد دانشور، رضا عبدالرحمني و حجت نجارباشي افرادي هستند كه با انتخابات اخير به شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه كرمان راه يافتند.
۶ نفر اول انتخاب شده از ائتلاف توتم و نفر هفتم از ائتلاف يار دبستاني بودند كه از ميان ۱۵ كانديدا انتخاب شدند. حسن حسني و وحيد رنجبري نيز به عنوان اعضاي علي البدل انتخاب شدند.
گفتني است شوراي مركزي جديد انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر كرمان پس از تاييد انتخابات توسط هيات نظارت دانشگاه مي تواند فعاليت خود را آغاز نمايد.


واقعا انجام همه این کارا به این سادگیه؟!

البته با این آقایی که ادعا می کنه همه این کارها رو انجام میده!! تماس گرفتیم که گفت استخاره مجانی ولی برای بقیه کارها باید به آدرسی که روی کارت هست مراجعه کنید تا کارتون رو راه بندازم!!!آیا این سوء استفاده از مبانی مذهبی نیست؟

هرچی بخوای نسبت به بعضی اتفاقاتی که در شهر رخ می ده بی تفاوت باشی ولی از بعضی مسائل به راحتی گذشتن امکان نداره. مثلا همین تبلیغات شورای شهر که هنوز آثارش رو در و دیوار شهر قابل دیدنه و چسبوندن آگهی روی دیوار موزه صنعتی که از میراث فرهنگی شهر کرمان محسوب می شه و نقاط تاریخی و فرهنگی مشابه از اون دست کارایی بود که هیچ توجیهی نداره.
بهتره از این به بعد کاندیداها حسابی اونایی رو که براشون آگهی می چسبونن توجیه کنن تا این صحنه های نازیبا چهره شهر کرمان رو بیشتر از این خدشه دار نکنه.
درست يک هفته بعد از پيامی که در انتخابات شوراها و خبرگان، از سوی مردم ايران، برای دولت آقای احمدی نژاد فرستاده شد، پيام جامعه جهانی هم با تصميم به اتفاق آرای شورای امنيت سازمان ملل در مورد فعاليت های هسته ای واصل شد. اينک بسيار مهم است که با اين دو پيام دولت و هوادارانش چه می کنند و بقيه مردم ايران چه.
هر دو پيامی که اولیش را اکثريت مردم در صندوق ها انداختند و دومی را نمايندگان دولت هايشان با بلندکردن دست ها در تالار شورای امنيت کاخ شيشه ای، شکل دادند در تبليغات جای گريز دارد. اولی را می توان گفت که برای ما پيامی نرسيده و فهرست رايحه خوش خدمت ربطی به دولت نداشته [ پاسخ اين سخن به لبخندهای مردم می ماند و سوژه هائی که طنزپردازان خواهند پرداخت] در مورد دومی هم می توان گفت که اين پيام دولت هاست و نه مردم که مردم با ما هستند. چنين مغالطه ای هم باز جای لبخند عقلا و سوژه طنزنويسان است که خواهند نوشت به خصوص که رييس جمهور هم مدام با اشاره به نامه هائی که از آمريکا و جاهای ديگر به او می رسد، چنين سوژه هائی را زنده نگاه می دارد .
اين استدلال ها در روز های گذشته در سرمقاله های روزنامه کيهان به چشم می آید و هواداران دولت هم درست بر اساس سرمشق کيهان عمل فرموده اند. آقای واعظی آشتيانی نيز که دو روز قبل به خبرنگار روز گفت ما پيروز شده ايم و اولين کار عزل قاليباف است، وقتی معلوم شد پيروز نشده اند اعلام فرمود که اصلا حکايت پيروزی و شکست نیست و اگر مردم از دولت احمدی نژاد شکايت داشتند پس چرا پريروز در کرمانشاه از وی استقبال کردند. اما صداقت تمام در بيان آقای خورشيدی بود. که اتفاقا در سوم تير سال قبل تعداد اين گونه پاکدلان فراوان بودند، از آن جمله پدر و برادر يکی از چهره های مشهور اصلاح طلب که پيش از آن در انتخابات احتياط می کرد و شرکت نمی کرد اما در سوم تير علیرغم فرزند شناسنامه طلبيد و رفت و رای داد و در پاسخ هم گفت ديدم اين جوان امام زمانی است. دريغا که همين شخص دوماهی به زندان رفت و باور بايد داشت که ديگر در آن مقام نيست که بود. از اين گونه کسان در بين رای دهندگان به آقای احمدی نژاد در سوم تير پارسال فراوان بودند. اما به نظر می رسد که اکثريتشان ديگر نیستند. ريزش در همين بخش رخ داده است وگرنه آن ها که به مناصب و مراتب رسيده اند که البته از مراتب بندگی شان کاسته نشده و تا دو سال و نيم ديگر هم کاسته نمی شود.
در اوايل انقلاب در اوج دعواهای سياسی و درگيری ها، ظاهرا هر گروه وقتی به ملاقات بنيان گذار جمهوری اسلامی می رفت نظر خود را با جملاتی در لزوم رها کردن دنيا و چشم پوشيدن از علقه های دنيوی، و با قسم برای حفظ اسلام و دين خدا آغاز می کرد. آن مرد جهانديده در همان زمان در يک سخنرانی کار را تمام کرد. گفت من [ که آيت الله خمينی باشد] در همه عمر يک رکعت نماز برای خدا نخوانده ام. نه که چنين بود، بل گفت تا جماعت کار خود بدانند. یعنی برو اين دام بر مرغ دگر نه. حالا حکايت اين هاست که همه کار برای حفظ قدرت می کنند و از هر وسيله استفاده می برند، اگر مکروه یا کمی هم حرام بود با ترتيبی کار را درست می کنند، اما اگر با همه اين ها نشد، در اين جاست که ناگهان حدقه چشم را تنگ می کنند و در خلسه روحانی فرو می روند و مکاشفات می فرمايند که ای آقا همه بنده خدا هستند پيروز و شکست خورده معنا ندارد. ما همه برای يک معنا کار می کنيم.
اگر کسانی مانند واعظی آشتیانی آنقدر شتاب نداشتند برای اعلام شادمانی و صدور فرمان عزل، جا می ماند برای دور زدن آرام. اما گرفتاری اين است که معمولا اين "مردان خدا" آن قدر مال انديش نيستند که جائی بگذارند برای دور زدن. به مثال آقای علی آبادی را مانند و آن حکم عزل که لابد فکر کرد که اگر ندهد و فردا دادکان خودش استعفا بدهد زمين و زمان به هم خواهد ريخت. و هيچ نگوئيم که همين حرکت ساده از سر ناآشنائی به قوانين جهانی و خود محوری تا همين الان چقدر صدمه زده است و چقدر هزينه برده است.
در مورد حکايت دوم [قطعنامه صادره از سوی شورای امنيت] نيز باز همين است. به عنوان مثال روزنامه کيهان در ماه های گذشته به دفعات و دفعات [ سيزده بار در شش ماه] به تاکيد نوشته که شورای امنيت غيرممکن است به توافقی در زمينه تحريم ايران دست يابد. چهار بار تيتر اول روزنامه بوده است شکست شورای امنيت در توافق بر سر تحريم ايران. و بار ها [ دست کم در سه يادداشت روز ] با قطعی گرفتن ناتوانی کشورهای غربی و چين و روسيه برای توافق بر سر تحريم ايران، از دولت خواسته شده که موقع آن است از گرفتاری آمريکا در داخل خود و در عراق بهره برداری کرده و حرف آخر را بزند و بازرسان را هم راه ندهد. چرا که به فرموده مدير کيهان "آمريکا و اروپا هيچ غلطی نمی توانند بکنند". در چهار يادداشت تاکيد کرد که واقعيت ايران اتمی ديگر کارش تمام است و دنيا اين را می داند و در عراق و لبنان هم شمه ای از قدرت ايران اتمی را به چشم ديده اند و ديگر غيرممکن است بتوانند عليه ما کاری بکنند. دست کم در چهار يادداشت همين روزنامه خطاب به اصلاح طلبان با قطعی گرفتن پيش بينی های خود نوشته است ديديد آمريکا نتوانست اجماعی عليه ايران به وجود آورد، ديديد راهی که می رفتيد غلط بود.
اما با همه اين ها مدير کيهان ديروز در زمانی که قطعی بود که کار تحريم تمام شده است و توافق ها حاصل، نوشت "در سه سال گذشته بارها پيش بينی کرديم که دنيا ايران هسته ای را تحمل نمی کند و توافق بر سر تحريم معلوم بود"
با همين شيوه انکار است که حرکت دوم دولت معنا می يابد که هفته گذشته بعد از وصول پيام اول، هم وابستگی شکست خوردگان را به خود تکذيب کرده و هم سياست تهاجمی در پيش گرفته مانند سخنرانی آقای احمدی نژاد در کرمانشاه و بازآفرينی اشخاص مجهول و تيپ سازی های مجعول که ديگر به هيچ روی مردم ايران را حتی به هيجان در نمی آورد. مگر چند وقت می توان از مافيا سخن گفت و از افرادی که کارشکنی میکنند و از ان ها که نمی خواهند دولت موفق شود، يا از پرونده های ميلياردی. و مردم مگر چقدر منتظر می مانند. اگر آن سخن ها در مورد مافيای نفتی. بوی تعفن قراردادها، ميلياردهائی که به هدر رفت[ جالب رييس ديوان محاسبات است که يک بار دويست ميليارد دلار هم به عنوان ميزان تخلفات نفت و گاز به کار برد و بی انصاف نگفت مگر اصلا مجموعه چقدر نفت و گاز فروخته و استخراج شده که چنين رقمی از دل آن اختلاس شده و يا به هدر رفته است].
ديروز در کرمانشاه رييس جمهور بدون نام بردن از کسی گفته است "مثلاً مي آيند و در وظايف رئيس جمهور دخالت مي کنند. مثلاً وقتي رئيس جمهور مي خواهد معاونان را انتخاب يا مسوولي را جابه جا کند، مي آيند و دخالت مي کنند، مي گويند که بايد با ما در اين ارتباط صحبت کنيد يا فردي را انتخاب کنيد که از ما باشد. من به آنها مي گويم به شما چه ربطي دارد که در اين گونه کارها دخالت مي کنيد؟"
اين ديگر مانند بردن نفت بر سر سفره مردم نیست و روزنامه شرق هم توسط دولت توقيف شده و نمی توان گفت آن روزنامه ساخته و نوشته و ما هم قرارمان نبود تکذيب کنيم، بلکه به طور طبيعی مردم حق دارند تا آخرين روز حضور آقای احمدی نژاد از وی بپرسند اين آدم چه کسی بود. چرا نامش را اعلام نکردی.
سئوال ها را می توان خلاصه کرد و پرسید اين مقامی که جرات دارد از رييس جمهور چنين چيزهائی را بخواهد به قاعده هر کس از کوچه و خيابان نيست. يا رهبر جمهوری اسلامی است، يا رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام است و يا روسای دو قوه ديگر. مطابق قانون تعيين سياست های کلان با رهبرست و جائی نيامده که انتصاب ها هم با ايشان است، چه رسد به ديگران. پس چرا نام اين افراد برده نمی شود. اگر نگران ايجاد تشنج در کشورست که همين عمل بيش تر تشنج زاست و مغاير وظايف رييس يکی از قوا. اگر دلايل ديگر دارد به مردم چه مربوط است. چرا دعواهای درون حکومتی به مردم منتقل می شود.
البته راه ديگری هم وجود دارد و به نظر می رسد همين هاست که توسط رييس جمهور به دليل بی تجربگی وی در مديريت سطح بالا به گونه ديگری وانمود می شود. به عنوان مثال رييس قوه قضاييه وقتی قرارست دبير ستاد مبارزه با قاچاق ارز و کالا را تعيين کنيد نظر بدهد که کسی را پرونده هائی دارد در چنين مقام مهمی گمارده شود که تازه قرارست نيروی مسلحی هم در اختيارش باشد. يا وقتی کسی قرارست معاون رييس جمهور شود که قبلا در يک مرکز فرهنگی مورد اتهام مالی قرار داشته نظر بدهند که چنين انتصابی درست نيست. يا وزارت اطلاعات در مورد انتخاب فلان کس به استانداری نظری بدهد که انتخاب وی به فلان دليل به مصلحت نيست. اين امور هم همواره وجود داشته و در ممالک دموکراتيک هم نمونه و سابقه دارد. اصلا دخالت در وظیفه نیست بلکه بيش تر هماهنگی های بين قواست. در نهايت اعلام سربسته آن به مردم دخلی ندارد. مگر با نام و نشان. مگر موقع عمل.
در مورد تصميم شورای امنيت سازمان ملل که متاسفانه به اتفاق آرا به دست آمد و هيچ يک از اقدامات و تهديدها و دادن امتيازهای اقتصادی اثر نداشت، بسيار سخن ها می توان گفت. اين درست است که از امروز از مردم دعوت می شود که مخالفت خود را با اين تصميم اعلام دارند و نشان دهند که حقوق خود در زمينه فن آوری را می طلبند. اما اين نادرست و دروغ است که به مردم وانمود شود که اين تصميم خودبه خودی و يا بر اثر زورگوئی اعضای شورای امنيت گرفته شد. اين دروغ است که به مردم نشان داده شود که تصميم های یک سال و نيم گذشته هيچ اثری در پديد آمدن اجماع عليه ايران نداشته است. اين نادرست است که به مردم گفته نشود برپايش همايشی که هيچ فايده ای جز مطرح کردن نام رييس دولت در آن نبود، و عليه منافع ملی بود در چنين اجماعی اثر نداشت.
بايد راست و درست به مردم گفت گروهی در کنار دولت هستند که تفسير با مزه ای از جهان دارند. به نظر آن ها می توان با گفتن سخنان تحريک کننده و مسائلی که قبلا مدافعان دين و مليت هم از طرح آن پرهيز کرده بودند دنيا را غلغلک داد و به اين ترتيب هم بهای نفت را بالا برد و سودی به خزانه رساند و آن را خرج عمليات ضدغربی کرد، هم با ريخت و پاش در بين فقيران و محرومان محبوبيت آورد.
بايد راست و درست به مردم گفت که اين توهم شيرين و خطرناک موجد چه حرکت هائی و چه سخنرانی هائی بوده و در جلسات خصوصی چطور باعث شده که رييس دولت به کسانی که نگران کاهش بهای نفت بوده اند گفته است اين کار را به من بسپاريد و دبير هيات دولت افزوده که آقای دکتر با يک جمله مثل هولوکاست بهايش را به جائی بالا تر می برند.
مردم بايد بدانند که کدام کسان [در داخل و يا خارج کشور] باعث شده اند که ملت ايران به حق مسلم خود در زمينه فن آوری هسته ای نرسد. اين حق مسلم مردم است.

کرمان در سفر بیست و ششم
برخی اخبار حکایت از این دارد که بیست و ششمین استانی که رییس جمهور به آن سفر می کند کرمان خواهد بود.
در این حال با وجود اینکه بسیاری سفرهای استانی رییس جمهور را دارای فایده چندانی برای استانها ارزیابی نمی کنند اما عده ای نیز معتقدند که این سفر ها می تواند بودجه هایی را اضافه بر آنچه تصویب شده است برای سازمانهای استانی به همراه داشته باشد. باید منتظر ماند و دید سفر احمدی نژاد به کرمان چه زمانی خواهد بود و چه فایده ای را برای کرمانی ها و خصوصا ساکنین مناطق محروم جنوب استان به همراه دارد.
تاکنون بیست و سه سفر احمدی نژاد به استانهای مختلف کشور انجام شده است.
عباس کاربخش در شورای شهر کرمان
با استعفای مهندس نامجو از شورای شهر کرمان، عباس کاربخش عضو علی البدل شورای دوم شهر کرمان تا پایان این دوره به عنوان عضو اصلی شورای شهر فعالیت خواهد کرد.
کاربخش پنجشنبه گذشته در مراسمی با حضور فرماندار کرمان به عنوان عضو جدید شورای شهر کرمان سوگند یاد کرد. هنوز 4 ماه تا آغاز فعالیت شورای جدید شهر کرمان زمان باقی است.
گفتنی است عباس کاربخش که دبیر خانه کارگر استان کرمان و از فعالان و مدافعان حقوق کارگران است در دور سوم شورای شهر کرمان نیز به عنوان عضو علی البدل انتخاب شده است.