مواظب باشیم/

خبر و عکس
صالح رزم حسینی کاریکاتوریست کرمانی به خاطر یکی از آخرین کاراش مورد نقد شدید! و حمایت شماری از بازدید کننده های وبلاگش قرار گرفت. به هر حال مهم اینه که هر کس در یک فضای آزاد بتونه نظرات خودش رو به مخاطبش منتقل کنه و امیدواریم که صالح که کاراش روزبه روز بهتر میشه این فضای آزاد ذهنی اش حفظ بشه و بتونه کاراش رو به راحتی ارائه بده.منتقدین هم لطفا به جای بد و بیراه گفتن انتقاد خودشون رو مطرح کنن تا وسیله ای برای محدود کردن دایره تفکرات صالح و بقیه نباشن.
خداییش مگه چند نفر مثل صالح در کرمان داریم که به این صورت کارشون رو ارائه بدن؟
به امید موفقیت برای صالح و آرزوی حوصله بیشتر برای منتقدین این کاریکاتوریست کرمانی..
اینهم اون کار پر سر و صدای صالح رزم حسینی
تقدیم به :
دکتر شریعتی , بازرگان , عباس عبدی , عباس امیر انتظام , اکبرگنجی , نیک آهنگ کوثر , عباس معروفی , داریوش مهرجویی , محمد قوچانی, احمد شاملو, موسوی خوینی , محمد مصدق , دکتر فاطمی , مسعود بهنود , بهرام بیضایی , جعفرپناهی , جعفرپوینده , محمد مختاری , طبرزدی , چه گوارا , داریوش فروهر , ابراهیم نبوی , پروانه فروهر , مانا نیستانی , عبدا... نوری , ماشاا... شمس الواعظین , مرتضی مردیها, محسن مخملباف , هاشم آغاجری , شرق , جامعه , توس , خرداد , عصر آزادگان , باختر امروز , اقبال , روزگار , ایران فردا , ایران , توانا , و...

و اینهم کار جدیدی از صالح رزم حسینی:

بوی عیدی، بوی توپ
بوی یاس جانماز ترمه ی مادر بزرگ.........
مادر بزرگ عیدی نوه ها رو تو زمستون، کنار گذاشت و رفت.......
رفت پیش پدر و پیش پدربزرگ که هنوز داغ رفتنشون روی دلم تازه است....
چقدر سخت شده سر کردن زمستون....

زندگی لرزان بر زمین تَرَک خورده

وحيد قرايي/اختصاصي بام كوير
اگر دیرزمانی است که کرمان را به مهماننوازی مردمانش و ارگ بم و پسته و کلمپهاش میشناسند ، چند سالی است که زمین لرزههای ویرانگر رخ داده در آن باعث شده تا زلزله و زلزلهخیزی استان کرمان نیز به مشخصههایش افزوده شود.
زلزلهی ویرانگر سیرچ و شهداد در دههی 60، زلزلههای پیاپی در گلباف دردههی 70 و زلزلههای ویرانگر و خانمانبرانداز بم و زرند در دههی 80 باعث شده تا کرمانیها بیش از گذشته متوجه این موضوع باشند که در استانی زندگی میکنند که گسلهای متعدد و آمادهی تحرک آن هر لحظه آنها را تهدید میکند و البته با نگاهی به نقشهی گسلهای این استان به راحتی میتوان دریافت کمتر شهرستانی در استان کرمان از وجود این گسلها در امان است.
معاون سازمان زمین شناسی جنوب خاوری کشور با اشاره به وضعیت حساس استان کرمان ازلحاظ لرزهخیزی در گفتوگو با نشریهی بام کویر به معرفی گسلهای اصلی در استان کرمان و مشکلات فرا رو در این زمینه پرداخت ...
یکی از گسلهای مهمی که فعالیتتخریبی گسل نایبند زیادی نیز در استان کرمان داشته است گسل "نایبند" است. به گفتهی مهندس مسعود ناظمزاده شعاعی این گسل به طول 600 کیلومتر از بشروییه در خراسان جنوبی تا بم ادامه دارد که بخش انتهایی آن واقع در استان کرمان شامل گسلهایی نظیر گسل بم، سیرچ، گلباف، شهداد، چهارفرسخ و سروستان است.
وی میافزاید:« بخش عمدهی این گسل در مناطق بیابانی قرار دارد و آبادی مهمی را در برنمیگیرد اما ظاهرا زلزلهی طبس حاصل فعالیت یکی از شاخههای فرعی آن بوده است و یکی از پرتکاپوترین«زون»های گسلی کرمان است که باعث زلزلههای ویرانگر در بم، سیرچ و گلباف شده است. راستای این گسل نیز شمالی جنوبی است.»

گسل کوهبنان
او سپس به گسل کوهبنان اشاره میکند که نقش مهمی در رخداد زلزلههای اخیر در استان کرمان داشته است. ناظمزاده شعاعی در مورد این گسل میگوید:« گسل کوهبنان با 300 کیلومتر طول در راستای شمال باختری ـ جنوب خاوری با مکانیزم حرکتی راست گرد داشت که باعث زمین لرزههای قابل توجهی نظیر زلزله گِوَر (صد سال پیش)، چترود و روستاهای اطراف زرند (داهوئیه، گیسک) شده است.»
گویا زلزلههای مکرر و اخیر زرند حاصل فعالیتهای یک گسل فرعی عمود بر آن است که بر اثر حرکات زمین ساختی گسل کوهبنان فعال و در حال حاضر به گسل «هوتکن» معروف شده است.»
وی در ادامه تصریح میکند که گسلهای دیگر استان کرمان نظیر گسل انار، گسل جیرفت و کهنوج و گسل لکرکوه (بین نایبند و کوهبنان) نیز به اندازهی دو گسل ذکر شده میتوانند خطرناک و حرکت آنها ویرانگر باشد.
گسل جیرفت و کهنوج
او در مورد گسل جیرفت و کهنوج عنوان میکند:« این گسل از شمال جیرفت تا حوالی رودان قابل ردیابی است اما آن گسلی که در جلگهی جیرفت قرار دارد شامل دو گسل سبزهواران شرقی و غربی است که در یکصد سال گذشته فعالیت داشتهاند اما باعث تخریب آن چنانی نشدهاند. ویژگی این منطقهی عمیق بودن نسبی کانون زمین لرزههاست. اما به این معنا نیست که همیشه این وضعیت ادامه دارد.»
البته برخی نظریات حکایت از این دارد حرکات این گسل و زلزلههای ناشی از آن بارها تمدنهای اطراف هلیل رود را از بین برده است و نوع خانهسازی این منطقه در سالیان دور بنا به همین وضعیت ویرانکنندگی ناشی از حرکت این گسل بوده است.
گسل نائین ـ بافت
اما یکی دیگر از گسلهایی که معاون سازمان زمینشناسی جنوب خاوری آن را معرفی میکند گسل نائین ـ بافت است که بین این دو منطقه، امتداد آن روی زمین قابل پیگیری است و از 25 کیلومتری خاور سیرجان نیز عبور میکند.
در مورد این گسل فعالیتهای همراه با تخریب گزارش نشده است اما تحرکات آن قابل ثبت بوده است.
گسل بافق ـ باغین
گسل بافق ـ باغین به موازات گسل کوهبنان قرار دارد که در قسمتهای جنوبی به گسل جرجافک معروف است. ناظمزاده شعاعی در مورد این گسل اظهار میدارد: « علیرغم اینکه آثار و فعالیتهای این گسل روی زمین مشخص است اما گزارشی از تخریب به علت تحرکات آن نرسیده است.»
در این میان گسل رفسنجان و گسل راور ـ بهاباد را نیز در استان کرمان قرار دارند که نباید به حرکات و خطرزایی آنها بیتوجه بود.
وی سپس به گسل ماهان میپردازد و عنوان میکند که آنچه روی زمین مشخص است از حوالی راین تا خود ماهان قابل ردیابی است که امتداد آن به سمت کرمان است اما به علت وجود تپههای شنی و فعالیتهای کشاورزی شاید روی آن پوشانده شده باشد و در این مورد نمیتوان به صراحت اظهار نظرنمود.
او تاکید میکند:« به جرات میتوان گفت که به اندازهی شهرهای استان کرمان گسل با قابلیت تحرک مخرب داریم که بایدبه این نکته توجه کافی شود.»
آیا شهر کرمان نیز بر روی گسل واقع است؟ به این سوالی است که از این کارشناس زمینشناسی میپرسم و او تاکید میکند که پاسخش یک نظر شخصی است و میگوید:« زمین ریختشناسی (ژئومورفولوژی) منطقهای که شهر کرمان بر آن واقع است ناشی از کردار یک سامانه گسلی است ولی به دلیل اینکه شهر کرمان در طول سالیان طولانی مسکونی بوده و اطراف آن کشاورزی میشده است، ظاهرا آثار گسل پوشیده شده و اظهار نظر قطعی در مورد وجود یک گسل فعال در زیر شهر کرمان میسر نیست.»
اما وی تصریح میکند:« در اینکه گسلهای متعددی در اطراف کرمان وجود دارد تردیدی نیست اما اظهار نظر در مورد اینکه حرکت آنها برای شهر کرمان به چه میزان خطر ساز است منوط به مطالعات دقیق با وسایل و امکانات پیشرفته است.»
استان بیامکانات
استان کرمان با این وضعیت به یک شبکهی لرزهنگاری پیشرفته نیازمند است که در چند نقطه استان نصب تا کلیهی رخدادهای زمین لرزهای منطقه پوشش داده شوند اما گویا نصب چنین شبکهای در سالهای اخیر همواره در گیر و دار مسایل اداری مانده است و لازم است برای سرعت بخشیدن به این اقدام تعامل بیشتری میان موسسهی ژئوفیزیک وابسته به دانشگاه تهران و استانداری کرمان صورت گیرد تا مکان نصب تجهیزات مشخص و بودجههای لازم برای این کار در اختیار سازمانهای ذیربط قرار گیرد.
در حال حاضر اطلاعات زمین لرزهای کرمان از سایر مناطق نظیر بافق، تهران و سایتهای کشورهای خارجی دریافت میشود!
کمبود نیروی متخصص
در کنار کمبود امکانات برای مطالعهی گسلها در استان کرمان بحث کمبود نیروهای متخصص نیز مطرح است. معاون سازمان زمینشناسی جنوب خاوری کشور در این مورد میگوید:« کمبود متخصص رشتهی «لرزهزمین ساخت» در ایران با آن وضعیت زلزلهخیزی، عجیب است و تنها 5-3 نفر متخصص این رشته که در خارج از کشور تحصیل کردهاند در سازمانهای مرتبط مشغول به فعالیت هستند و متاسفانه در مجموع برای تحقیقات دراین زمینه آموزشهای لازم ارایه نشده است.
ناظم زاده شعاعی تصریح میکند:«اصولا مسایل مرتبط با گسلها و زمینلرزه در ایران متولی خاصی ندارد و سازمانی نظیر سازمان محیط زیست باید ایجاد شود و با امکانات مونیتورینگ و متخصصین مربوط به صورت خاص به تحقیق و بررسی در مورد چنین مسایلی بپردازد.
مشکلاتی که خودمان ایجاد کردهایم
در این بین، برخی مسایل زیست محیطی نیز مورد غفلت واقع شدهاند که باعث میشود امواج متوسط زمین لرزه در گذر از زیر سازهها خسارات زیادی وارد کنند.
«اضافه برداشت آبهای زیر زمینی» در استان کرمان موردی است که توسط ناظمزاده عنوان میشود. او میگوید:« خارج کردن بیضابطه آبهای زیرزمینی باعث افزایش فضاهای خالی در رسوبات سطحی و زیرزمینی میشود و مقاومت این لایهها در برابر زلزله کم شده و شکست لایههای زیرزمینی در مناطق خالی از آب اتفاق میافتد و نشست زمین باعث خسارت بیشتری میشود.»
وی در این مورد میافزاید:« در بم چنین مطالعهای نشده است اما میتوان حدس زد که در این شهر بخشی از تخریبها بر اثر فروکش کردن زمین بوده است.»
وی به مورد دیگری نیز درشهر کرمان اشاره ميکند.« مسالهی زیست محیطی دیگر بالا بودن سطح فاضلاب شهر کرمان است که در زلزله منجر به پدیدهای با عنوان «روانگرایی» میشود که آب و ماسه از زمین فوران میکند و باعث تخریب سازههای روی آن میشود.»
ناظم زاده تاکید میکند که برای حل این مشکل لازم است تا شبکهی فاضلاب شهری کرمان با سرعت بیشتری به بهرهبرداری برسد تا از خطرات این پدیده کاسته شود.
وی در ادامه میگوید: «واقعیت این است که بایدبرای رویارویی منطقی با این پدیده و سایر پدیدههای خطرزای طبیعی همهی تخصصهای مرتبط ازتوانشان به صورت عملی استفاده کنند تا از خطرات بلایای طبیعی در کشور و استان بلاخیز کرمان کاسته شود.»
***
در حالیکه وضعیت استان کرمان از لحاظ گسلهای موجود نگران کننده است؛ این موضوع که 85 درصد ساختمانهای شهری و 95درصد ساختمانهای روستایی در استان کرمان مقاومت آنچنانی در برابر زلزله ندارند و اکثر ساختمانها حتی ساختمانهای اداری استان کرمان فاقد اصول مهندسی ساخت و ساز هستند نگرانی مردم را تشدید میکند.
این در حالی است که کاستن از خطرات احتمالی وجود گسلهای متعدد در استان کرمان تلاشی گسترده میخواهد که تاکنون از سوی مسوولان به صورتی عملی و اجرایی انجام نشده است.
اینک وضعیت موجود را همهی مسوولان و مردم می دانند اما اینکه چرا اقدامات لازم برای دور کردن خطر از سرمایههای مادی و انسانی در استان کرمان با کندی و تاخیر انجام میشود جای سوال دارد که باید جواب مناسبی به آن داده شود.

به خدا اسم اين خليج كه در جنوب ايران واقع شده، "خليج فارس" نه خليج هميشه فارس!
با ما مهر ورزي كنيد

سيما كارآموزيان/اختصاصي بام كوير
هفتهی گذشته مطلبی با عنوان «صدای ما را بشنوید» در صفحهی شارستان هفته نامه بام كوير چاپ شده بود. این مطلب نامهی 55 نفر از دختران مجتمع دیلمقانی (خوابگاه دختران بیسرپرست) بود خطاب به مدير كل ادارهي اوقاف و امور خیریه استان کرمان. در این نامه دختران مجتمع دیلمقانی نسبت به تغییر مدیریت این مجتمع اعتراض کرده بودند. این دختران که جوابی برای نامهی خود دریافت نکرده بودند یکشنبهی هفتهی گذشته زیر باران شدید مقابل استانداری جمع شدند تا شاید مشکلشان حل شود که تنها قولهای مساعدی برای پیگیری شنیدند. اینبار چهار نفر از اين دختران بهعنوان نمایندهي 80 دختر ساکن این مجتمع به دفتر نشریه آماده بودند.
وقتی صحبت میکردند آنچه که میشنیدم طی این دو ماهه بر آنها گذشته است با آنچه که بارها از طریق تلویزیون دربارهی اینگونه مراکز دیده بودیم زمین تا آسمان فرق میکرد. زهرا، الهه و بهناز كه به نمایندگی از طرف همهی بچهها آمده بودند صحبت خود را اینطور شروع کردند: خانم مهاجری ده سال مدير خوابگاه دیلمقانی بود ظرف این مدت مشکلات زیادی را برای بچهها حل کرده بود، کارهایی برای ما میکرد که شاید جز وظایفش نبود. او برایمان مثل یک مادر بود.
زهرا ادامه داد: در دورههای قبلی چند باری خانم مهاجری استعفا داده بود اما مدير كل قبلي اوقاف هر بار با استعفای او مخالفت میکرد چرا که به اهمیت وجود او برای بچهها واقف بود. اما اینبار خانم مهاجری استعفایش را قبل از سفر حج مدير كل جدید اوقاف نوشته بود که ایشان بدون هیچ شناختی از او و کارهایش با این استعفا موافقت کردند و به سفر حج رفتند.
او اضافه کرد: یک ماه خوابگاه ما مدیر نداشت و وقتی میخواستیم برای اعتراض از مجتمع خارج شویم مسوولان درها را قفل میکردند و میگفتند اگر اعتراض کنید از خوابگاه اخراجتان میکنیم و این ترس از بیجایی بچهها را ساکت میکرد.
الهه وارد بحث شد و گفت: مدير كل جديد در مدتی که به اين سمت منصوب شده است تنها یک بار آن هم برای مراسم معارفه به مجتمع آمده است و حتی طبق روال قبلی مسوولان برای رفتن به سفر حج برای خداحافظی به مجتمع نیامد و ما امیدوار بودیم در بازگشتشان از سفر حج زمانی که برای دیدن خدمتشان میرویم تصمیمشان عوض شود. به همین جهت روز یکشنبه 29دیماه گذشته 80نفر از دختران مجتمع جلوی ساختمان اداره كل اوقاف كرمان جمع شدیم تا درباره مشکلمان با او صحبت کنیم، اما او در جواب گفت:" تغییر مدیریت هیچ ربطی به شما ندارد" و در جواب گریهی بچهها که خانم مهاجری مادر ما بود بدون هیچ حرفی جمع ما را ترک کرد.
او ادامه داد: اعتراضهای بچهها ادامه داشت تا اینکه قبل از روزهای تاسوعا و عاشورا تمام بچهها به جز 6 نفر را به مرخصی اجباری فرستادند این کار قبلا سابقه نداشت چرا که بعضی از بچهها در خانههایشان شرایط مساعدی نداشتند و هر بار رفتن به خانه مشکلی برایشان ایجاد میکرد اما همه مجبور شدند خوابگاه را ترک کنند.عصر شنبه که به خوابگاه برگشتیم درهای خوابگاه قفل بود و مسوولان خوابگاه ما را به داخل راه ندادند و گفتند امشب هر کجا میخواهید بروید تا فردا تعهد بدهید که دیگر اعتراض نکنید.
طیبه گفت: امسال اولین سالی بود که ما اجازه رفتن به دعای عرفه را نداشتیم. در ده سال گذشته بچههای مجتمع دیلمقانی در مسابقات و گروههای مختلف سرود، قرآن و ... برگزیده بودند اما از زمانی که خانم مهاجری رفتهاند بچهها به لحاظ روحی مشکل پیدا کردهاندو انگيزهاي براي فعاليت ندارند. مسوولان اوقاف میگویند بچههای مجتمع دیلمقانی بیادبند، از کسانیکه در همسایگی مجتمع زندگی میکنند بپرسید ما در ده سال گذشته چطور بودیم. ظرف دو ماه بیادب شدیم؟!
او در حالی که گریه میکرد ادامه داد: از همه بدتر بیحرمتیهایی است که در حق ما میشود. ما که در یتیم شدنمان تقصیری نداشتیم که به خاطر آن از طرف مربیانمان تحقیر شویم. خیلی از ما پدر و مادرمان فوت کردهاند و شنیدن ناسزاهایی در مورد آنها برایمان بسیار آزار دهنده است. وقتی هم به مسوولان اعتراض میکنیم ناباورانه در جواب ما میگویند ما به خاطر یک مشت بچهی پرورشگاهی دست از مربیانمان نمیکشیم.
او در ادامه گفت: ماه رمضان گذشته استاندار كرمان به بچههای مجتمع یک سفر سوریه هدیه داد، اما مدير كل اوقاف با آن موافقت نکرد و گفت پول این سفر را بدهید صرف کارهای دیگر میکنیم.
این دختران معتقد بودند اگر مسوولان ادارهي اوقاف از خانم مهاجری پشتیبانی میکرند او هرگز استعفا نمیداد.
در نهایت اینکه این دختران میگویند خانم مهاجری حکم مادر را برای ما دارد. خیلی از مسوولان درد یتیمی را نکشیدهاند تا بدانند دو بار یتیم شدن چه دردی است و به همین لحاظ صدای ما را نمیشنوند اما ما خواستهی خود را پیگیری میکنیم و حتی اگر لازم باشد تا تهران هم میرویم تا مسوولان بدانند این رسم یتیمنوازی نیست
آنها علت استعفای مهاجری را عدم حمایت مسوولان سازمان اوقاف میدانند و اعتقاد دارند که او مجبور به استعفا شده و به خاطر بچهها حاضر است عليرغم تمام مشكلات دوباره به مجتمع باز گردد.




مرگ دو كودك در كرمان به خاطر جمع آوري پلاستيك

محل حادثه
سيما كارآموزيان-اختصاصي بام كوير
دو کودک در 200 متری قبرستان سرآسیاب(يكي از محله هاي اطراف كرمان) در چالهای از آب خفه شدند.
دو کودک 8و9 ساله که ظاهرا افغانی بودند صبح روز دوشنبه بعد از بارندگیهای شدید روز قبل مثل هر روز به مدرسه نرفتند بلکه مثل هر روز رفتند تا با جمع کردن پلاستیکهای کهنه و فروختن آنها کسب روزی کنند. 200متری محلهی سرآسیاب کرمان بعد از قبرستان و اطراف یک معدن شن، پلاستیکهای زیادی ریخته بود و آن طرفتر روی سطح آبی که داخل یک چاله جمع شده بود چند بطری خالی و تکههای پلاستیک خودنمایی میکرد و دو کودک خردسال گمان میکردند این آب روی یک چاله کم عمق جمع شده و راحت میتوانند تکههای پلاستیک را جمع کنند. یکی از بچهها به طرف گودال آب رفت اما این چاله عمیق شنی همچون باتلاق او را در خود فرو کشید و کودک دوم نیز که برای کمک به دوستش دست او را گرفته بود به همراهش در گلولای فرو رفت. اهالی منطقه میگفتند راننده یکی از لودرها که متوجه این اتفاق شده بود برای کمک به طرف آنها رفت اما انگار دیر رسیده بود. جسد این دو کودک توسط نیروهای امدادی از گودال 5 متری خارج شد. پزشکی قانونی علت مرگ را خفگی اعلام کرد.

خوب دقت كنيد كه اين خانه ها در چه مكاني ساخته شده اند.آيا هر لحظه امكان فرو ريختن آنها نيست؟
اين مكان در نزديكي محل حادثه واقع شده است.

رييس تالار منطقه اي بورس كرمان جان خود را از دست داد
رييس بورس منطقهاي كرمان در سانحه رانندگي جان خود را از دست داد.
خودروي حامل دكتر محمد شريفي در جاده اردستان-نایین دچار حادثه شد .
وی، دكتراي اقتصاد خود را از دانشگاه علامه طباطبايي تهران اخذ كرده بود و عضو هيات علمي دانشگاه كرمان بود.
دكتر شريفي سومين رييس تالار بورس منطقهاي كرمان از زمان گشايش اين تالار بود.
دارش زدند اما زنده ماند!

یک مرد محکوم به مرگ که در زندان مرکزی کرمان به دار آویخته شده بود پس از اجرای حکم زنده ماند و به بیمارستان منتقل شد.
این مرد هم اکنون در بیمارستان افضلی پور کرمان در بخش مراقبت های ویژه بستری است تا پس از بهبودی تکلیف او در مورد اجرا یا عدم اجرای حکمش مشخص شود.
خبر آخر
طبق آخرین اخبار واصله فردی که در زندان کرمان اعدام شد ولی زنده ماند به جرم قتل قصاص می شد و حدود ۱۵ دقیقه بر بالای دار مانده بود و علائم حیاتی در او وجود نداشت اما هنگامی که قرار بود جسدش از محل اجرای حکم اعدام خارج شود علائم حیاتی در او پدیدار می شود.
ظاهرا این مرد دیگر اعدام نخواهد شد...
ورود به دور بي سرانجام

وحید قرایی/اختصاصی فردوس کویر
يكي از خبرهاي هفته ي گذشته كه در رسانه هاي جمعي استان كرمان بازتاب يافت، در دستور كار استانداري قرار گرفتن قانوني شدن بخشي از ساخت و سازها و زمين هاي حاشيه شهر كرمان بود. در بخشي از اين خبر آمده بود، شهردار كرمان اعلام كرده است ساخت و ساز غيرمجاز و خلاف قانون در محدوده ي اين شهر به يك معضل جدي تبديل شده است.
مهندس جلال مآب افزوده بود: با اينگونه ساخت و سازها به شدت برخورد شده و نسبت به جمع آوري مصالح آن ها اقدام مي شود.
اما در جاي ديگري از خبر در مورد زمين هاي شهرك پدر در حاشيه ي شهر كرمان عنوان شده بود كه «قانوني شدن بخشي از اين زمين ها در دستور كار استانداري كرمان قرار گرفته است.»
چندي پيش بود كه جمعي از اهالي شهرك پدر كه در خارج از محدوده ي شهري قرار دارد. با بستن بزرگراه امام به وسيله ي آتش زدن لاستيك حتي با ماموران انتظامي نيز درگير شدند كه اين اتفاق در رسانه هاي مختلف استان انعكاس هاي مفاوتي داشت. برخي معتقد بودند كه بايد اين شهرك را به داخل محدوده ي شهر آورد و برخي نيز با اين مساله به شدت مخالف بودند.
در اين ميان به نظر مي رسد راه حل اول تنها، پاك كردن صورت مساله اي است كه سال ها شهر كرمان براي حل آن با مشكل مواجه است و به نتيجه اي نيز نرسيده است. با همين وضعيت فعلي نيز شهر كرمان پيش از حد استاندارد گسترده و از لحاظ جمعيتي كم تراكم است و كافي است تا با افزودن بر اين وسعت مشكلات شهري كرمان نيز افزايش يابند ضمن اينكه در اين خبر وسعت مناطقي از شهرك پدر و محدوده ي آن كه به شهر كرمان ملحق مي شوند ذكر نشده است و هنوز استانداري، راسا در مورد اين خبر توضيحي نداده است.
چندي پيش بود كه يكي از كارشناسان شهرسازي عنوان كرده بود:«در مورد شهر كرمان ، اصولا مشكل اصلي، تراكم بسيار كم تر نسبت به وضع پيش بيني شده در طرح جامع است. يعني در همين سطح موجود، سه برابر جمعيت مي تواند به جمعيت شهر اضافه شود. دكتر مسعودي افزوده بود:«به همين دليل حتي در شرايط فعلي نيز تراكم شهر بسيار كم بوده و يا به عبارت ديگر نسبت جمعيت به مساحت بسيار كم است و اگر به مساحت شهر اضافه شود، به منزله ي كاهش هر چه بيشتر امكان خدمات رساني و تامين زيرساخت هاي اوليه مورد نياز شهر كرمان خواهد بود.»
او تاكيد كرده بود:«افزايش محدوده ي شهري و خدماتي به صورت موردي و مقطعي، پاك كردن صورت مساله خواهد بود و عدم تثبيت محدوده و گسترش آن باعث مي شود كه مديريت شهري با دور تسلسل مواجه شده و همواره تقاضا براي افزايش اين محدوده وجود داشته باشد.»
با وجود اين هشدارها انتشار اين خبر كه استانداري قصد افزودن بر وسعت شهر كرمان را دارد نگران كننده است چرا كه امكان اينكه ساكنان ديگر اين مناطق نيز كه زمين هايشان به محدوده ي شهري اضافه نمي شود به اميد اقدامي مشابه، تلاش خود را براي گسترش محدوده ي شهري افزايش دهند.
اين در حالي است كه شهرداري مركزي كرمان و شهرداري منطقه ي يك كرمان اقدامات هشداردهنده اي را در مورد تبعات افزايش وسعت شهر كرمان انجام مي دهند كه نمونه آن اقدامات رسانه اي، مهندس باقري شهردار منطقه ي يك كرمان براي گوشزد كردن فعاليت افراد فرصت طلب و مشكلات خريداران زمين هاي حاشيه ي شهر بود.
سئوالي كه در اينجا مطرح است اين است كه با كدام طرح كارشناسي و با مشاوره ي كدام كارشناسان طرح افزايش محدوده ي شهري كرمان قرار است انجام شود و مگر اصولا شهر كرمان داراي طرح تفصيلي كه محدوده هاي آن را به روشني مشخص كند نمي باشد؟ و در صورتي كه اين طرح تفصيلي وجود ندارد اشكال كار از كدام مسئول و يا سازمان شهري بوده است؟
اينكه براي خاموش كردن اعتراض جمعي از حاشيه نشينان كه به نوعي فريب افراد سودجو و فرصت طلب را خورده اند به هر اقدامي دست زده شود نتيجه اي جز ايجاد مشكلات جديد براي مسئولان آينده شهر كرمان ندارد و قطعا در اين مورد كارشناسي بيشتر و ارائه ي راه حل هاي منطقي تر با بهره گيري از نظرات افراد كارشناس در زمينه هاي مختلف اجتماعي و شهري لازم است.
در عين حال زمين هاي خالي از سكنه فراوان و با وسعت زيادي در همين محدوده ي فعلي شهر كرمان وجود دارد كه براي جلب جمعيت جهت زندگي در اين مناطق برنامه ريزي خاصي نشده است و به نظر مي رسد بهتر است استانداري با كمك كارشناسان شهرداري و ساير سازمان هاي ذيربط به جاي گسترده كردن وسعت كرمان، برنامه هاي عملي در اين زمينه ارائه دهد تا از افزودن بر مشكلات قبلي جلوگيري نمايد.
اين درست است كه بايستي به فكر ساكنان محروم حاشيه ي شهر بود اما هر گونه عملكرد كارشناسي نشده در اين مورد نه تنها مشكلات را كاهش نمي دهد بلكه برنامه ريزان شهري را براي ارايه ي امكانات به اين افراد و ساير مردم شهر كرمان با مشكلات بيشتري مواجه مي كند.
لازم است در اين زمينه به جاي حاشيه زايي هاي جديد با برنامه هاي مناسب كه قطعا از سوي كارشناسان ذيربط قابل ارايه است حاشيه زدايي منطقي صورت گيرد تا مردم شهر پروسعت كرمان تاوان برنامه ريزي هاي ناصحيح كه منجر به گسترده شدن حاشيه ها در برابر متن شهر شده است بيش از اين ندهند...
ساخت پايانه جديد مسافربري كرمان با مشارکت یک کرمانی مقیم آمریکا آغاز مي شود
با مشاركت و سرمايه گذاري يك كرماني مقيم آمريكا به زودي ساخت پايانه ي جديد مسافربري كرمان آغاز مي شود.
معاون اقتصادي و برنامه ريزي شهرداري كرمان با بيان اين مطلب افزود: حدود 5 سال قبل زميني از سوي سازمان مسكن و شهرسازي براي ساخت پايانه مسافربري كرمان در اختيار سازمان حمل و نقل و پايانه هاي استان قرار گرفت ولي به دليل عدم تامين اعتبار لازم، در اين مدت تنها تسطيح، تعيين ابعاد و تهيه ي نقشه ي اين پايانه با هزينه ي 200 ميليون تومان انجام شد.
عباس دعاگويي در ادامه گفت: اين موضوع سال گذشته از سوي استانداري كرمان پيگيري و قرار شد زمين موردنظر با تمامي حقوقش به شهرداري واگذار شود تا طبق ماده ي 5 قانون اصلاح قانون حمل و نقل توسط شهرداري ساخته شود.
وي اظهار داشت: از آنجايي كه ميزان سرمايه گذاري لازم بيش از شش ميليارد تومان پيش بيني مي شد، شهرداري مترصد اين بود كه كار با همكاري بخش خصوصي انجام شود و به همين جهت فراخواني در نشريات استان كرمان براي جلب مشاركت بخش خصوصي منتشر شد و دكتر محمدجواد آدينه زاده كه يكي از اساتيد كرماني فعال در دانشگاههاي كرمان و صاحب تجربه در ساخت پروژه هاي عمراني بود براي همكاري و مشاركت ابراز تمايل كرد.
اين مقام مسئول در شهرداري كرمان عنوان كرد: طي حدود 20 جلسه در طول ده ماه گذشته، ابتدا تفاهم نامه اي در تاريخ 24 مردادماه امسال براي ساخت پايانه امضا شد و به تاييد شوراي شهر رسيد و متعاقب آن در مورد نحوه ي ساخت، مشاركت، نوع سازه، نقشه ها و ساير موارد مربوط به ساخت و قيمت گذاري زمين و ساختمان و نحوه ي مشاركت در عرصه را عيان پايانه مذاكرات مستري انجام شد و قرارداد نهايي در تاريخ نهم دي ماه امضا و هفته ي گذشته براي اجرا ابلاغ شد.
دعاگويي در مورد جزئيات اين قرارداد گفت: آورده ي شهرداري عبارت از زمين و هزينه هاي تفكيك، صدور پروانه و ساير مجوزهايي است كه شهرداري بايد صادر كند و سهم شريك نيز ساخت پايانه مي باشد و بعدا اگر وي از شهرداري طلبكار شد (آورده ي او بيشتر شد) به صورت نقدي به او پرداخت مي شود و يا زمين از شهرداري تحويل مي گيرد و اگر به صورت ديگري شد، از غرفه هاي تجاري داخل پايانه به شهرداري تعلق مي گيرد.
وي افزود: در حال حاضر، 15 دفتر شركت مسافربري، تاسيسات جنبي نظير غرفه هاي تجاري، رستوران، نمازخانه، سرويس هاي بهداشتي، پاركينگ و عرصه ي مناسب براي توقف اتوبوس ها در اين پايانه براي ساخت پيش بيني شده است. اما سرمايه گذار تمايل دارد نسبت به ساخت و ساز تاسيسات جنبي مثل پمپ بنزين، تعميرگاه بازارچه و اقامتگاه نيز اقدام نمايد.
او با اشاره به اينكه كارهاي مقدماتي براي خريد آهن آلات مورد نياز در حال انجام است. ابراز اميدواري كرد از 22 بهمن ماه كار ساخت پايانه ي مسافربري جديد كرمان آغاز شود.
دعاگويي تصريح كرد:سير تملك زمين به شهرداري و شريك ساخت پايانه با نظر مساعد وزير مسكن و شهرسازي و استاندار كرمان توسط سازمان مسكن و شهرسازي در حال انجام است. وي همچنين گفت: اگر چه زمان ساخت اين پايانه در قرارداد سه سال ذكر شده است اما سرمايه گذار گفته است ساخت پايانه مسافربري كرمان را در مدت دو سال انجام خواهد داد.
هنوز به وضعيت جديد عادت نكرده ايم

سيما كارآموزيان/اختصاصي بام كوير
وقتی که شهرها بزرگ و بزرگتر شدند و مردمانش بیشتر و بیشتر زمین همان اندازه که بود باقی ماند.
دیگر جا برای خانه باغها و خانههای ویلایی نبود که هیچ حیاطها هم روز به روز کوچکتر شدند از طرفی استقلالطلبی جوانان مانع آن میشد که مثل گذشته به اتاقی در خانهی پدری قناعت کنند.
آنها درس خوانده بودند و کارهای شده بودند میخواستند خانهای جدا داشته باشند خرجشان دست خودشان باشد و به اصطلاح دست در جیب خود داشته باشند.
این بود که خانههای گنبهای قدیمی با چندین و چند اتاق را کوبیدند و حوضهای چند ضلعی با ماهیهای قرمز برچیده شدند تا خانههای کوچک کوچک روی سرهم سوار شوند.
اوایل این خانههای کوچک زیبا و دلنشین بودند. آشپزخانههای اپن داشتند و کفشان سرامیک بود. در کل با خانههای بزرگ و قدیمی که همیشه مادرها از جمع کردن و نظافتشان شاکی بودند متفاوت بودند پس این کوچکی هم حسن به حساب آمد.
اما زندگی در این واحدهای کوچک قوانین خاص خودش را داشت که عدم آگاهی و توجه به آنها هر روز جنگ اعصابی است با همسایگان.
در خانههای قدیمی که بودیم با صدای بلند یکدیگر را صدای میزدیم هر وقت دلمان میخواست صدای ضبط و تلویزیون را بلند میکردیم. هر کجای حیاط که اراده میکردیم اتومبیل را پارک میکردیم و...
اما در آپارتمانها از این خبرها نیست باید آهسته بیایید و آهسته بروید تا مزاحم آرامش دیگر همسایگان نشوید و از طرفی آنقدر آهسته صحبت کنید تا رازخانهتان از دیوارهای نازک آپارتمان به گوش همسایهها نرسد.
خانم مقیمی مدیر مجتمع مسکونی فرهاد است که از بیتوجهی به مقررات آپارتمان نشینی در این مجتمع ناراحت است. او معتقد است از آنجایی که مسابقهی آپارتماننشینی در کرمان بیش از 20 سال نیست اکثر مردم با فرهنگ و قوانین زندگی آپارتمان آشنایی ندارند و در واقع آپارتماننشینی در کرمان با فعال شدن دانشگاه رونق گرفت و به تدریج بنا به نیاز شهر مرتب ساختمانهای جدید ساخته شد.
مقیمی تصریح میکند: دانشجویانی که از شهرهای دیگر به کرمان میآمدند و ساکن آپارتمانها میشدند. به دلیل اینکه در شهر خودشان هم با پدیدهی آپارتماننشینی آشنا بودند بسیاری از مسایل این نوع زندگی را رعایت میکردند اما این مساله در مورد خود کرمانیها صادق نیست. بیشتر کسانی که در کرمان به زندگی آپارتمانی روی میآورندجوانانی هستند که تا دیروز در خانههای بزرگ والدینشان زندگی میکردند و به دلیل عدم آگاهی از قوانین مجتمعهای مسکونی معمولا مشکلاتی را برای خود و دیگر همسایگان ایجاد میکنند.
او به برخی از این مشکلات اشاره میکند و میافزاید: بهعنوان مثال پول شارژ مبلغی است که هیات مدیرهی ساختمان برسر میزان آن توافق میکنند و این مبلغ تغییر نمیکند مگر با تشکیل مجدد جلسهی هیات مدیره. این پول صرف تعمیرات جزیی ساختمان، نظافت و مخارج ساختمان و در کل نگهداری ساختمان میشود. اما بعضی مالکان با این استدلال که من سه ماه در خانهام بسته بوده از پرداخت آن خودداری میکنند مقیمی ادامه میدهد. نمونه دیگری که واقعا جالب است این که مالکان طبقات پایین حاضر به پرداخت سهم خود از تعمیر پشت بام نیستند زیرا سقف خانه آنها مشکلی ندارد!
اما مهندس حسيني یکی از مشکلات آپارتمان نشینی را مربوط به نوع ساخت و سازها میداند و میگوید: بیشتر آپارتمانهای کرمان مهندسیساز نیستند و اکثرا توسط بساز و بفروشها ساخته شدهاند. بنابراین این نوع ساختوسازهای غیر مجاز برای ساکنین مجتمعها مشکلاتی را ایجاد میکند. بهعنوان مثال اکثر ساکنین مجتمعهای مسکونی با مشکل پارکینگ روبهرو هستند. به این معنی که سازنده تنها برای افزایش قیمت ساختمان پارکینگی را که برای 6 ماشین ظرفیت دارد برای تعداد ماشین بیشتر طراحی میکند و برای ساکنین مسایلی را ایجاد میکند.
آپارتمان نشینی قانون مکتوب دارد
برخلاف جمله«چهاردیواری اختیاری» زندگی در آپارتمان قانون دارد قانونی مکتوب که در سال 1343 تصویب شده است.
در بخشی از این قانون آمده است. حقوق و تعهدات و همچنین سهم هر یک از مالکان قسمتهای اختصاصی از مخارج قسمتهای مشترک متناسب است با نسبت مساحت قسمت اختصاصی تمام ساختمان به جز هزینههایی که به دلیل عدم ارتباط با مساحت زیربنا به نحو مساوی تقسیم خواهد شد و یا اینکه مالکان ترتیب دیگری را برای تقسیم حقوق و تعهدات و مخارج پیشبینی کرده باشند. پرداخت هزینههای مشترک اعم از اینکه ملک مورد استفاده قرار گیرد یا نگیرد الزامی است
همچنین قانون میگوید:
هر یک از مالکین میتواند با رعایت مقررات این قانون و سایر مقررات ساختمانی عملیاتی را که برای استفاده بهتری از قسمت اختصاصی خود مفید میداند انجام دهد و هیچ یک از مالکین حق ندارند بدون موافقت اکثریت سایر مالکین تغییراتی در محل یا شکل در یا سر در یا نمای خارجی در قسمت اختصاصی خود که در مرئی و منظر باشد بدهند.
و یا اینکه در صورت امتناع مالک یا استفاده کننده از پرداخت سهم خود از هزینههای مشترک از طرف مدیر یا هیات مدیران وسیله اظهار نامه با ذکر مبلغ بدهی و صورت ریز آن مطالبه میشود. هرگاه مالک با استفاده کننده ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ اظهارنامه سهم بدهی خود را نپردازد مدیر یا هیات مدیره میتوانند به تشخیص خود و با توجه به امکانات از دادن خدمات مشترک از قبیل شوفاژ، تهویه مطبوع، آبگرم، برق، گاز و غیره به او خودداری کنند در صورتی که مالک و یا استفاده کننده همچنان اقدام به تصفیه حساب ننماید اداره ثبت محل وقوع آپارتمان به تقاضای مدیر یا هیات مدیران برای وصول وجه مزبور بر طبق اظهارنامه ابلاغ شده اجراییه صادر خواهد کرد. عملیات اجرایی وفق مقررات اجرای اسناد رسمی صورت خواهد گرفت و در هار حال مدیر یا هیات مدیران موظف میباشند که به محض وصول وجوه مورد مطالبه یا ارایه دستور موقت دادگاه نسبت به برقراری مجدد خدمات مشترک فورا اقدام نمایند.
در مادهی دیگری از قانون آمده است در صورتی که به تشخیص سه نفر از کارشناسان رسمی دادگستری عمر مفید ساختمان به پایان رسیده و یا به هردلیل دیگری ساختمان دچار فرسودگی کلی شده باشد و بیم خطر یا ضرر مالی و جانی برود و اقلیت مالکان قسمتهای اختصاصی در تجدید بنای آن موافق نباشند، آن دسته از مالکان که قصد بازسازی مجموعه را دارند، میتوانند بر اساس حکم دادگاه، با تامین مسکن استیجاری مناسب برای مالک یا مالکان که از همکاری خودداری میورزند نسبت به تجدید بنای مجموعه اقدام نمایند و پس از اتمام عملیات بازسازی و تعیین سهم هر یک از مالکان از بنا و هزینههای انجام شده، سهم مالک یا مالکان یادشده را به اضافه اجوری که برای مسکن اجاری ایشان پرداخت شده است از اموال آنها از جمله همان واحد استیفا کنند. در صورت عدم توافق در انتخاب کارشناسان، وزارت مسکن و شهرسازی با درخواست مدیر یا هیات مدیره اقدام به انتخاب کارشناسان یاد شده خواهد کرد.
این تنها بخش کوچکی از قوانین مربوط به زندگی آپارتمانی است.
قوانین غیر مکتوب: اما علاوه بر قوانینی که در کتاب قانون ذکر شده است در هر مجتمع هیات مدیرهی ساختمان یکسری مقررات برای زندگی در آن مجتمع را تصویب میکند و این قوانین تا زمانی که به آزادی و حقوق دیگر افراد تعدی نکنند قابل اجرا هستند. مثل نحوهی برگزاری مهمانیها، گذاشتن وسایل شخصی در راهروها و...
در نهایت امر چیزی که اهمیت دارد این است که آپارتمان نشینی مثل کارکردن در یک شرکت، مدرسه رفتن و رانندگی قانون دارد این که آگاهی از این قوانین زندگی توام با آرامش را برای همه ساکنین یک مجتمع به همراه دارد.
کاریکاتور: صالح رزم حسینی

جشن هسته ای احمدی نژاد در کرمان

در حالی که به علت قرار داشتن استان کرمان در میان استان های غیر محروم! سفر محمود احمدی نژاد به کرمان جزو سفرهای پایانی او محسوب می شود آخرین خبرها حکایت از آن دارد که جشن هسته ای احمدی نژاد در کرمان برگزار می شود.
این گزارش ها حاکی است این جشن 22 بهمن ماه برگزار می شود پس سفر رییس جمهور به کرمان نیز در همین زمان صورت می گیرد. قبلا گفته شده بود سفر احمدی نژاد به کرمان سفر بیست و ششم او خواهد بود و باهنر نایب رییس مجلس نیز اعلام کرده بود سفر احمدی نژاد به کرمان آخرین سفر استانی او خواهد بود.
به هر حال باید به انتظار نشست و دید آیا بالاخره اخبار مبنی بر سفر احمدی نژاد در 22 بهمن ماه به کرمان تحقق خواهد یافت یا خیر؟
آزادي فكر!/ كارتوني از حسن كريمزاده

جای نگرانی نیست/ کارتونی از جمال رحمتی


در غبار ايستاده اند به نگهباني پاكي...

وحید قرایی/اختصاصي بام كوير
سرما، باد، باران و هر چیز دیگری نباید مانع کارش باشد. حتی اگر زمان این کار بین ساعات 8 شب تا 2 یا 3 نیمه شب و آن هم در خیابانهای شهر باشد.
مراد علی که خودش میگوید هفت کلاس سواد دارد همان یکباری هم که در مورد شغل آیندهاش انشاء نوشته بود به این که در آینده میخواهد رفتگر شود فکر هم نکرده بود. شاید این تقصیر جامعهای باشد که کار او و امثال او را شغلی سطح پایین میبیند و فراموش میکند که اگر مرادعلی و مراد علیها نباشند شهر پر میشود از آشغال و کثیفیهایی که شهروندان به هیچ عنوان تحمل آن را ندارند.
مراد علی دلگیر است از حقوق ماهانه 150 هزار تومانیاش که او را مانند بسیاری دیگر زیر خط فقر نگه داشته است و از قراردادهایی که آنها را 89 روزه مینامند و هر لحظه امکان دارد دیگر این قرارداد بسته نشود. همین حقوق اندک را هم چند ماهی یکبار میدهند و زمانیکه در یکی از شبهای سرد کرمان از او میپرسم آخرین حقوقت را کی گرفتهای، میگوید:« آذرماه». اما به هر حال با این وضعیت اقتصادی موجود چاره چیست؟ باید با همان شرایط حداقلی کار کند و انتظارات را زیاد بالا نبرد که ممکن است از همین هم که هست بیفتد.
مرادعلی اما دلخوریهای بزرگتری دارد. دلخوری از بعضی مردم که شبها او و یا همکارانش را با جملاتی طعنهآمیز میرنجانند. راستی مگر مراد علی برای چه کسانی کار میکند. همین چند شب پیش بود که 2موتور سوار لامپ مهتابی افتاده در گوشهی خیابان را به کمرش زدند، خندیدند و رفتند و یا رانندهی مستی چنان به طرف او پچیده بود که خودش کارش را تمام شده میدانست....
در بسیاری از شبها هم وقتی آشغالها را جمع میکند تا آنها را به ماشینهای حمل زباله بدهد، جویندگان کارتن، این آشغالها را به هم میریزند تا کارتنهایش را جدا کنند برای فروش به بازیافت کنندگان و آن وقت است که برای او روز از نو است و روزی از نو برای جمع کردن این آشغالها.
میگوید:« اگر مردم آشغالهایشان را غیر مسوولانه در کوچه و خیابان رها نکنند مگر غیر از این میشود که شهرشان زیباتر و تمیزتر میماند؟»
و راست میگوید. بسیاری از ما هنوز نمیدانیم «شهر ما خانهی ماست» و در هر نازیبایی و ناپاکی آن شریکیم.
زمان انتخابات و خصوصا روزهای بعد از آن نیز سختترین روزهای کاری مرادعلی است. دیگر شهر را که خودمان میبینیم و با نحوهی تبلیغات کاندیداها آشناییم که زحمت جمع کردن پوسترهای تاریخ مصرف گذشته و کارتهای تبلیغاتی برزمین مانده هم بر دوش اوست. در سالهای اخیر هم که در کرمان از چسبهایی استفاده میشود که با هیچ تکنولوژی! نمیتوان پوسترها را از درها و دیوارها جدا کرد و ای کاش خود کاندیداها طبق قانونی موظف بودند پوسترهایشان را از سطح شهر جمع کنند....
در مورد شبهای اعیاد اسلامی و خصوصا شب نیمهشعبان که لیوانهای شربت خیابانهای شهر را پر میکنند زیاد ناراحتی ندارد:« تمام زحماتمان در شب و نیمهشعبان فدای امام زمان (عج)» ولی کاش ما هم مراعات میکردیم.
اما حرفی از او بیشتر ناراحتم میکند:« برخی مردم آنقدر در مورد شغل ما منفی فکر میکنند و آن را سطح پایین میدانند که بچههایمان خجالتشان میشود شغل پدرشان را بگویند.»
راست میگوید. یکی از رفتگران همین شهر مرا قسم میدهد که عکس و نامی از او چاپ نشود و چرا که به فرزندش نگفته است چه شغلی دارد و برای چه کاری شبها از خانه بیرون میرود. او گفته است کارمند شهرداری است تا مبادا فرزندش از شغل پدر خجالت بکشد و این نتیجهی دیدگاههای غلطی است که در مورد مشاغل مختلف در کشورمان بوجود آمده است...
***
در حال حاضر حدود 1150 نفر کارگر رسمی در شهرداری کرمان مشغول به کار میباشند که حدود60درصد آنها را کارگران بخش تنظیف یا همان رفتگران تشکیل میدهند و در این میان 206 نفر از کارگران شرکتهای بخش خصوصی نیز در این حیطه مشغول به کار هستند که 174 نفر از آنها را رفتگران تشکیل می دهند و قراردادهای 89روزه با همین کارگران بخش خصوصی بسته میشود.
به گفتهی مسوول روابط عمومی شهرداری کرمان حتی افرادی که با قراردادهای 89 روزه برای تنظیف شهر به خدمت مشغول هستند عیدی و پاداش دریافت میکنند و بیمه هستند ولی از سنوات خدمتی محروم میباشند.
رضا صاحبقدم لطفی با اشاره به اینکه همه مردم بایستی قدر خدمات رفتگران شهر را بدانند تصریح میکند. «گاهی برخی از مردم رفتاری با رفتگران شهرداری و سایر کارگران این بخش دارند که مایه تاسف است و باید این فرهنگ به وجود آید که کسی به خاطر شغلی که دارد خصوصا به عنوان کارگر تنظیف شهری یا همان رفتگران مورد توهین قرار نگیرد.»
وی میافزاید:« این امیدواری وجود دارد تا با بهبود وضعیت مالی شهرداری حقوق این قشر زحمتکش جامعه در موعد مقرر پرداخت شود تا دچار مشکلات اقتصادی و دلسردی نشوند.»
لطفی همچنین با اشاره به اینکه به احتمال فراوان طرح تفکیک زباله از مبدا در سال جدید در کرمان به مورد اجرا در خواهد آمد میگوید:« بدین ترتیب 4 گروه فلزات، شیشه، پلاستیک و کاغذ در مبدا توسط مردم از هم جدا میشوند که در نهایت به بهبود جمعآوری زباله از سطح شهر و آسانتر شدن کار کارگران تنظیف شهرداری منتهی خواهد شد.»
***
یک روز را تصور کنید که رفتگران شهر کرمان را از زبالههای موجود در آن پاک نکنند. آن وقت درک اهمیت کار رفتگران برای همهی ما روشنتر خواهد شد.
از طرف دیگر برخی بیاحتیاطیهای رانندگان در هنگام کار رفتگران باعث تصادف و آسیب دیدگی آنها شده است که رعایت اصول رانندگی و دقت بیشتر رانندگان را برای جلوگیری از برخورد با رفتگران را جدیتر مینماید: باید همه به این موضوع بیشتر فکر کنیم این شهر خانهی ماست و قدرشناس همه زحمتکشان برای زیبا و تمیزتر شدن آن باشیم...

مشاور سابق رییس جمهور و رییس ستاد رایحه خوش خدمت در نامه اي به محمود احمدي نژاد از او خواسته است تا كساني را كه از ديد او نسبت به وضعيت نامناسب موجود كشور از تريبونهاي مختلف به مردم و مسئولان هشدار مي دهند به دادگاه معرفي كند! ظاهرا منظور او افرادي نظير هاشمي رفسنجاني و يا سيد محمد خاتمي هستند كه اخيرا در اظهار نظرهاي خود(خصوصا سخنراني اخير هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه تهران) نسبت به اوضاع فعلي كشور و خصوصا در مورد پرونده هسته اي هشدار داده اند و عملكرد دولت را مناسب ندانسته اند.
مهرداد بذرپاش در نامه ای به رییس جمهور نوشته است:"حرف و حدیث های فراوانی که متاسفانه بعضی از افراد از تریبونهای رسمی، ملي و ديني كه وظيفه اي جز دعوت مردم به تقوا و آرامش بيان مسائل دنياي اسلام ندارند مطرح مي كنند، نخبگان كشور را دچار نگراني كرده است.
كساني كه بايد مرتب آرامش را به جامعه تزريق كنند براي اينكه خود را يگانه منجي اوضاع كشور مي دانند جامعه را نگران و مضطرب توصيف مي كنند كه معلوم نيست چه اهداف و مقاصدي پشت آن خوابيده است. نگراني از اينكه اينگونه حرف ها شما را از مسيري كه در حوزه بين الملل به طور خاص هسته اي در پيش گرفته ايد باز دارد و اين افراد نگذارند آن اهداف مقدس محقق شود."
او از رييس جمهور خواسته است به عنوان شخص دوم مملكت از اين افراد در دادگاه صالحه اقامه شكايت كند!!
گفتني است خود محمود احمدي نژاد نيز از اين سخنراني ها و هشدارهاي اخير انتقاد كرده است.


به دلیل امتحانات پایان ترم وحید، این
وبلاگ تا هفتم بهمن ماه مسدود است
با تشکر
سیما کارآموزیان