تبليغاتX
کرمان خبر

کرمان خبر

خبر و عکس

امضای کرمانی ها برای نجات میراث تاریخی ایران

TinyPic image

روز گذشته اگرچه تجمع اعتراض امیز نسبت به آبگیری سد سیوند و آسیب میراث تاریخی ایران در مقابل سازمان میراث فرهنگی به دلایلی مدت زیادی به طول نینجامید اما کرمانی های حاضر با امضای توماری خواسته های خود را در این مورد مطرح کردند.

این رویداد نشان داد که حساسیت نسبت به حفظ میراث کهن کشورمان در همه جای ایران وجود دارد.

هویت ایرانی/کاری از صالح رزم حسینی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 9:52  توسط وحید قرایی  | 

رئيس جبهه اصلاح طلبان استان كرمان:

شعارهاي دولت نهم عملي نشده است

رئيس جبهه اصلاح طلبان استان كرمان گفت:خيلي از آقاياني كه با روي كار آمدن دولت نهم، كرسي مديريت در ادارات استان را به دست آوردند، در اظهارنظرهاي خود در مورد اشتغال جوانان، رئيس جمهور سابق ايران را متهم به بدهكار كردن بيكاران كردند و ما اكنون از آنها سوال مي كنيم كه وضعيت بيكاران چگونه است؟
محمدفرشاد معاون سياسي امنيتي استاندار سابق كرمان (در دوران اصلاحات) در گفت و گو با ايسنا منطقه كوير افزود: دولت نهم تاكنون نتوانسته است به شعارهاي خود عمل كند چراكه شعارها در دوران انتخابات رياست جمهوري، بدون درنظر گرفتن ظرفيت كشور صورت پذيرفت.
وي افزود: شعارهاي آنها در آن مقطع، موجب اميدواري مردم شد و اكنون عدم تحقق شعارهاي فوق، اميدواري مردم را به سرخوردگي تبديل كرده است.
فرشاد تصريح كرد: در ميان بسياري از آرزوهايي كه با شعارهاي شيرين آقاي احمدي نژاد در مردم جامعه ايجاد شد حداقل مردم فكر مي كردند اقلام مصرفي آنها ارزان و مسئله اشتغال جوانانشان حل مي شود.
رئيس جبهه اصلاح طلبان استان كرمان در انتخابات گذشته خبرگان رهبري و شوراهاي اسلامي تاكيد كرد: اينك نه تنها اجناس مصرفي مردم ارزان نشده است بلكه روز به روز نيز در حال گران شدن است و اين در حالي است كه هنوز هم دولت گراني را كاذب ميداند.
وي افزود: اكنون بسياري از جوانان بيكار ما به واسطه بسياري از شعارهاي بدون عمل دولت سرخورده و مايوس هستند و به نظر ما بدهكاري آنها به دولت درگذشته چه بسا بهتر از سرخوردگي آنها در جامعه كنوني است.
فرشاد خاطرنشان كرد: اگر رويكرد دولت نهم همچنان مثل دو سال گذشته، دستوري و غيركارشناسي باشد مشكلات مردم روز به روز بيشتر خواهد شد.
وي افزود: جامعه مدنظر اصلاح طلبان يك جامعه دموكراتيك و همراه با رفاه و نشاط مردم جامعه بود كه متاسفانه تعدادي توانستند با استفاده از سر دادن بعضي شعارهاي به ظاهر شيرين در راه رسيدن به اين جامعه اختلال ايجاد كنند.
اين فعال سياسي در استان كرمان تصريح كرد: اصلاح طلبان همواره تا تحقق اين امر، از هيچ كوششي دريغ نخواهند كرد و همواره با برنامه ريزي دقيق براي رسيدن به اين آرزوي ملي همچنان بيش از گذشته تلاش خواهند كرد.
فرشاد گفت: عملياتي نشدن شعارهاي دولت نهم، سد ميان اصولگرايان و پيروزي در انتخابات آتي را محكم تر از گذشته كرده و اصلاح طلبان را به آينده اصلاحات اميدوار مي كند.
وي در پاسخ به سوال خبرنگار ايسنا كه آيا اصلاح طلبان استان كرمان در انتخابات آتي مجلس هشتم، با كانديداتورهاي خاصي مذاكره داشته اند گفت: در چهارچوب همدلي با تمام گروههاي اصلاح طلب در استان كرمان براي انتخابات مجلس هشتم از هم اكنون در حال رايزني هستيم و در وقت خودش كانديداي مورد نظرمان را به مردم معرفي مي كنيم .
اين فعال اصلاح طلب گفت: بي شك مردم با منش اصلاح طلبانه خود موجب ادامه يافتن روند اصلاحات در كشور خواهند شد. 
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 8:35  توسط وحید قرایی  | 

فیلم 300 رو ولش کن، پاسارگاد رو بچسپ/ کارتونی از جمال رحمتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 7:22  توسط وحید قرایی  | 

 

فقر؛ ماندگار در جنوب استان کرمان

 

 

وحید قرائی/بام كوير 

در خبرها آمده بود که 40 درصد از کودکان و مادران شهرستان منوجان دچار سوء تغذیه هستند و نیاز به رسیدگی فوری دارند.

در این میان نباید از این نکته هم گذشت که در جنوب‌شرق کشور و جنوب‌ استان کرمان مناطق دیگری نظیر منوجان و حتی بدتر از آن از لحاظ اقتصادی و معیشتی وجود دارد که نیاز به رسیدگی فوری دارند.

اما سوال این‌جاست که توزیع درآمد و فعال‌سازی اقتصادی این مناطق چگونه صورت می‌گیرد که پس از سال‌ها از کشف این‌که در این مناطق انسان‌های محروم فراوانی زندگی می‌کنند! هنوز چنین خبرهای ناراحت کننده‌ای از این مناطق درز می‌کند و سال‌هاست که تغییرات آن‌چنانی در آمار آن‌ها که مشکلات اقتصادی و معیشتی عدیده دارند به وجود نیامده است.

سال‌هاست که در این مورد قرار است با برنامه‌هایی مدون فقر از این مناطق ریشه کن که نه بلکه کنترل می‌شود اما واقعا می‌توان با وجود آمار 40درصدی از زنان و کودکانی که در یکی از این مناطق سوء تغذیه دارند و نیاز به رسیدگی فوری موفقیت این برنامه‌ها را تایید کرد. در حال حاضر مشکلات اقتصادی این مناطق سایه سنگین خود رابر مسایل فرهنگی و اجتماعی این مناطق نیز انداخته است و تا زمانی‌که زمینه‌های رشد اقتصادی این مناطق فراهم نشود به بهبود سایر پارامترهای زندگی مردم این مناطق نیز نمی‌توان امید داشت.

در حالی‌که ظاهرا برنامه‌های دولت‌های سازندگی و اصلاحات برای بهبود وضعیت معیشتی مردم این مناطق در نهایت به نتیجه‌ی مطلوب نرسیده است به نظر می‌رسد دولت عدالت محور نیز بعد از آغاز فعالیتش نتوانسته است آن‌چنان که قرار بود به ریشه‌های مشکلات اقتصادی این مناطق بپردازد و تا این‌حای کار همه چیز در حد مانده است.

در این حال اکنون که قرار است رییس جمهور به استان کرمان سفر کند بایستی توجهات را به مشکلات اقتصادی و اجتماعی جنوب استان جلب کرد تا شاید حضور شخص رییس جمهور در این مناطق و دیدن وضعیت موجود، دولت و مقامات را مجاب کند تا برنامه‌هایی اساسی برای رفع مشکلات اقتصادی جنوب استان تدارک ببینند تا وضعیت به این‌گونه تاسف‌بار باقی نماند.

علاوه بر این‌، حل مشکلات اقتصادی مردم جنوب استان کرمان تضمین کننده‌ی مهمی برای ایجاد امنیت در این مناطق است که بخشی از مردمش برای امرار معاش خود مجبورند به اقداماتی متوسل شوند که بر امنیت این مناطق خدشه‌ وارد می‌کند.

به هر حال اکنون که برنامه‌های مختلف نظیر برنامه‌های هسته‌ای کشور تا حدود زیادی به بار نشسته است لازم است که برنامه‌های فقرزدایی که رییس دولت نهم در هنگام انتخابش منادی آن بوده است نیز به صورت بهتری در مناطق جنوب استان کرمان به اجرا در آید تا مردم این مناطق نیز به حقوق مسلم خود از جمله زندگی بهتر و با رفاه بیشتر در سرزمین ایران دست یابند.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 22:3  توسط وحید قرایی  | 

مردم استان کرمان نگران از زمین لرزه‌های متعدد

 

زندگی روی حالت ویبره!

 

 

وحید قرایی/بام کویر-آن‌هایی که در شهرستان‌های راور و زرند و مناطق اطراف آن زندگی مي‌کند در 3 ماه گذشته به طور مرتب شاهد وقوع زمین لرزه‌هایی بوده‌اند که آن‌ها را بسیار نگران کرده است این نگرانی را می‌توان در آن‌هایی که در طبقات بالای آپارتمان‌های شهر کرمان نیز زندگی می‌کنند دید. طبق اخباری که در خبرگزاری‌های کشور موجود است از ابتدای اسفند ماه سال گذشته تاکنون حداقل 4 زلزله‌ی محسوس بالای 5/3 ریشتر حوالی راور و زرند را لرزانده است. تداوم همین زمین لرزه‌ها بود که هفته‌ی گذشته موجی از رعب و وحشت را در زرند به وجود آورد تا حدی که تمامی ادارات دولتی به حالت آماده باش درآمدند و یک شیفت مدارس این شهر تعطیل شدند.

روند نگرانی از وقوع زلزله ویران‌گر در برخی از شهرهای استان کرمان بعد از زلزله مرگ‌بار بم در میان شهروندان شدت گرفت و هراز چندگاهی باعث شده است بسیاری از مردم این شهرها از فرط نگرانی شب را خارج از منازل خود و در پارک‌ها به صبح برسانند.

جیرفت، زرند، راور و کرمان از جمله این شهرها هستند که مردمش چنین شب‌هایی را تجربه کرده‌اند و به‌خاطر زمین لرزه‌های مکرر شمال استان کرمان در حال حاضر این دغدغه هم‌چنان در میان مردم این مناطق وجود دارد.

- گسل‌های نگران کننده

به دلیل وجود گسل‌ کوهبنان و شاخه‌های فرعی آن که باعث بروز زمین‌لرزه‌های مکرر در شمال استان کرمان شده‌اند نگرانی مردم این مناطق بی‌دلیل نیست.

ضمن آ‌ن‌که برخی نظریات زمین‌شناسی نشان دهنده‌ی تاثیرات حرکت گسل‌ها در مناطق جنوب و جنوب‌شرق آسیا بر این گسل است چه این‌که تاکنون هر بار این مناطق دچار زلزله شده‌اند شاهد وقوع زمین لرزه‌هایی در شمال استان کرمان بوده‌ایم.

در این‌حال دو نظریه در مورد زمین لرزه‌های موجود در شمال استان وجود دارد. یکی عنوان کننده‌ی این موضوع است که این زمین لرزه‌های متعدد انرژی درونی زمین را کاهش می‌دهد و در نتیجه مانع روی دادن یک زمین لرزه بزرگ در منطقه می‌شوند و دیگری عنوان می‌کند که این زمین لرزه‌ها می‌تواند پیش درآمدی بر یک زمین لرزه‌ی بزرگ مانند آن‌چه که در بم اتفاق افتاد.

 جایگاه نهادهای مهار بحران کجاست؟

زلزله ویران‌گر بم و تبعات منفی گسترده‌ی آن شک و شبهات زیادی را در کار ستادهای مهار بحران در کشور و سیستم‌هایی که به درستی در این زمینه اطلاع‌رسانی کنند به وجود آورند. مشکل این‌جا بود که قبل از زلزله بسیاری از مردم و حتی مسوولان از وجود گسلی که منجر به آن زلزله خون‌بار شد مطلع نبودند و پیش  لرزه‌ها هم نتوانستند باعث شوند تا منابع رسمی به مردم بم هشدارهای لازم را بدهند.

علاوه بر آن پس از وقوع زلزله نیز ضعف‌های ستاد حوادث غیر مترقبه و سایر نهادهای ذیربط در مهار بحران به وجود آمده و بازگرداندن وضعیت به حالتی مطمئن برای بازماندگان از دید مردم و ناظران این جریانات پنهان نماند و ظاهرا بعد از وقوع این زلزله نیز نهادهای مرتبط با مهار بحران‌های ناشی از حوادث غیر مترقبه به وضعیت استاندارد و متناسب با حوادث استان نرسیده‌اند. در حالی‌که تخصص‌های ویژه در چنین ستادهایی بایستی تعریف شود و آموز‌ش‌های لازم و متناسب با نیازهای استان کرمان به افراد فعال در آن داده شود مشاهده می‌شود که این فرایند به درستی طی نشده است و یا حداقل از دید مردم و رسانه‌ها پنهان مانده است.

در این بین ارتباط خوبی میان این نهاد با مردم و رسانه‌ها برقرار نیست و اطلاع‌رسانی‌ به موقع صورت نمی‌پذیرد و بدین ترتیب مردم بر اساس شنیده‌ها و حدس‌های خود و به صورتی احساسی با پدیده‌ای مانند زمین لرزه برخورد می‌کنند.

برای شفاف‌سازی در زمینه‌ نحوه‌ی فعالیت و توانایی نهادهای مرتبط با حوادث طبیعی بایستی اعضای نهادها معرفی، تخصص‌شان مشخص و فعالیت‌های فعلی و میزان آمادگی آن‌ها در برابر حوادث طبیعی احتمالی، خصوصا زلزله مشخص شود.

ضمن آن‌که وظیفه‌ی اصلی در حال حاضر سرمایه‌گذاری برای ساخت و سازهای اصولی و در صورت امکان استحکام بخشی بناهای قبلی است و کار ستادهای مرتبط با مهار حوادث طبیعی مکمل این سرمایه‌گذاری خواهد بود.

- غیر دولتی‌ها فعال شوند

حال که نمی‌توان تنها روی نهادهای دولتی برای مهار بحران‌های ناشی از حوادث طبیعی حساب کرد فعال شدن نهادهای غیر دولتی برای آگاه سازی مردم و مشارکت در برنامه‌های مقابله با بحران‌ها یک امر لازم است.

بعد از زلزله بم تا حدی این مساله مورد توجه قرار گرفت اما نوع نگاه دولت به سازمان‌های غیر دولتی باعث شد تا برنامه‌های این‌چنین گسترش چندانی پیدا نکنند در صورتی که تجربه بم می‌توانست بیش از این‌ها برای فعال‌سازی نهادهای غیر دولتی و توانمند‌سازی شهروندان جهت آمادگی در برابر حوادث طبیعی نظیر زلزله مورد استفاده قرار گیرد.

****

حداقل 5 گسل عمده با شاخه‌های فرعی‌شان می‌توانند زمینه‌ساز بروز زمین‌لرزه‌هایی بزرگ در استان کرمان باشند. چه آن‌که در حال حاضر نیز مردم بخش‌هایی از استان کرمان احساس می‌کنند زمین زیر پایشان به قولی روی حالت «ویبره» قرار گرفته است و نگرانند که مبادا این حرکات بی‌خطر زمینه‌ساز لرزه‌ای بزرگ‌تر با قدرت تخریب بالا باشد.

در حال حاضر شواهد و گفته‌های مردم نشان دهنده‌ی نگرانی‌ها و عدم آمادگی‌ها برای مقابله با خطرات ناشی از زلزله‌های باقدرت بالا است و حتی اگر استاندار کرمان نیز بر آمادگی ستاد حوادث استان تاکید کند، به دلیل ذهنیت‌های قبلی نمی‌توان مردم را به این آمادگی دلخوش کرد و قاعدتا کارهای بزرگ‌تر و عملی‌تری در این زمینه باید صورت کرد.

 در این میان احتیاط شرط عقل است و نمی‌توان با تکیه بر نظریاتی که وقوع زمین لرزه بزرگ در منطقه را نفی می‌کند مردم را آرام کرد. واقعیت این است که بنا به گفته‌ی مسوولان اکثر مردم در شهرهای استان کرمان در خانه‌هایی زندگی می‌کنند که از استحکام لازم برای مقابله با زمین لرزه‌های باقدرت بالا برخوردار نیستند. مردم نیز به خوبی به این نکته واقفند ولی ظاهرا به دلیل شرایط اقتصادی قادر به استحکام بخشی بنای خود نمی‌باشند. اعتبارات دولتی هم که کفاف این قضیه را نمی‌دهد پس ظاهرا دغدغه‌ی دائمی هراز چندگاهی گریز شبانه از این خانه‌ها و پناه‌بردن به پارک‌ها تنها راه باقیمانده برای مردم است. قاعدتا این موضوع اثرات منفی روحی زیادی نیز بر مردم دارد که باعث می‌شود به مسوولان یادآور شویم که با برنامه‌های فعلی و با وجود زمین‌لرزه‌های متعدد نگرانی‌های مردم در این زمینه کاهش نمی‌یابد و بایستی فکری اساسی‌تر برای این موضوع شود.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 21:48  توسط وحید قرایی  | 

چکش/ کارتونی از توکا نیستانی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 22:1  توسط وحید قرایی  | 

کنفرانس سران!!/ عکس از امید طاهری

 

TinyPic image

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 19:29  توسط وحید قرایی  | 

در حاشیه موج جدید برخورد شدید با بد حجابی

 

یاد آن لبخند به خیر!

 

 

سیما کارآموزیان

موج تازه مبارزه با بدحجابی از اردیبهشت ماه آغاز می‌شود. این خبری بود که در اکثر جراید 19 فروردین ماه به آن پرداخته شد و حتی در برخی روزنامه‌ها به تیتر یک تبدیل شد.

در موج جدید قرار است با همکاری نیروی انتظامی بدحجاب‌ها ارشاد شوند. حتی قرار است این‌بار حریم‌های خصوصی مثل مجالس‌عروسی و.. نیز مشمول این ارشاد شوند و حتی برای مبارزه جدی با بد حجابی، این‌بار اتومبیل‌هایی را که سرنشینان آن‌ها خانم‌های بدحجاب باشند برای ارشاد تا دو ماه توقیف می‌شوند این‌بار بدحجاب هم شامل آقایان است و هم شامل خانم‌ها برنامه‌های رادیویی نیز به شدت مبلغ این طرح هستند و دیالوگ‌ها و نمایشنامه‌ها و مطالب طنزی را در تایید و لازم‌الاجرا بودن این طرح نوشتند و خواندند و اجرا کردند.

این‌که دخالت نیروی انتظامی که امین جان و مال و ناموس مردم در جامعه است در اموری هم‌چون لباس پوشیدن مردم سیاست‌ درستی است یا نه مربوط می‌شود به نخبگان و سیاسیون که عواقب آن‌را سبک و سنگین کنند.

اما از دیدگاه یک شهروند عادی نیز می‌توان به قضیه‌ این‌طور نگاه کرد که در جامعه‌ای که برای طرز و نوع پوشش شهروندانش از نیروی انتظامی استفاده می‌شود و به نوعی با زور آن‌ها را ارشاد می‌کند آیا مردمش می‌توانند پلیس را دوست خود بدانند.

دیگر این‌که اگر نیروی انتظامی ما آن‌قدر نیروی انسانی دارد که برای ارشاد شهروندان خود به این امر که چه بپوشند و چه نپوشند در خیابان‌های شهر وارد عمل شود چرا برخی از این نیروها را در نقاط مختلف شهر نمی‌گمارد تا ارازل و اوباش در روز روشن جرات نکنند اموال مردم را به سرقت ببرند. این اتفاق نه در محله‌های خاص و دور افتاده شهر که در تمام شهر از بالا تا پایین آن‌ بارها و بارها اتفاق افتاده است و احساس امنیت عمومی را کاهش می‌دهند.

اما این قضیه جهات دیگری هم دارد. اگر کمی و فقط کمی به گذشته برگردیم و حافظه خود را بکار اندازیم. و برنامه‌های انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری را به خاطر بیاوریم قطعا برنامه‌ای را به یاد می‌آوریم که مهمان آن محمود احمدی‌نژاد یکی از کاندیدهای انتخابات نهم ریاست جمهوری روبه‌روی مجری برنامه نشسته بود و در جواب این سوال که «می‌گویند اگر شما رییس جمهور شوید به لباس و موی جوانان گیر می‌دهید» لبخندی از سر حیرت زد و گفت: «من چکار به لباس پوشیدن مردم دارم!»

آیا این خلف وعده‌ی رییس جمهور باید گوشزدی باشد برای ایرانیان که دیگر پای برنامه‌ها و شعارهای انتخاباتی کاندیداها ننشینند و قبل از انتخاب کمی بیشتر تعمق کنند؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 16:44  توسط وحید قرایی  | 

نگاهی به وضعیت شهر کرمان و مشکلات آن

 

نگذاریم شهر به مرگ مغزی برسد

 

 

وحید قرایی

 

گذر ازخیابان‌های شهر کرمان می‌تواند سوژه‌ی مناسبی برای یک خبرنگار باشد تا مشکلات مرکز بزرگ‌ترین استان کشور را در یک رسانه‌ی جمعی بازگو نماید. مشکلات شهری که فرمانده سابق نیروی انتظامی آن ( سردار حمید گریزان )در مورد مردمش معتقد بود که آن‌ها بسیار نجیبند و اگر برخی مشکلات (نظیر چاله‌های عمیق خیابانی) که در این شهر وجود دارد در شهری مثل مشهد وجود می‌داشت مردمش اعتراض‌های مکرر و زیادی می‌کردند...

اما آیا این «نجابت» و به قولی کم‌حرفی ناشی از آن چه که کم‌رویی و در مواردی داشتن روحیه «ولش‌کن» مردم کرمان عنوان می‌شود تاکنون به نفع مردم بوده است یا به ضرر آن‌ها؟

مشکلات شهر هر روز بیشتر می‌شود

شهر پر وسعت و کم تراکم کرمان در شرایط عادی هم می‌تواند نمایشگر مشکلات متعددی باشد که برطرف کردن آن‌ها زمان بر و هزینه بر است. اما حال که عوامل دیگری نظیر وجود مهاجران فراوان افغانی در شهر، رشد مهاجرت به حاشیه‌ی شهر و گسترده شدن آن و روحیه‌ی مشارکت پایین مردم در حل مشکلات که گاهی از آن به «نجابت» تعبیر می‌شود، باعث شده است تا دامنه‌ی این مشکلات گسترش یابد. از دیگر سو هنوز مشخص نیست به‌خاطر منابع غنی معدنی، صنعتی و کشاورزی جزو توسعه یافته‌ها هستیم یا به‌خاطر عواملی نظیر خشک‌سالی‌های چند ساله و محرومیت‌های جنوب استان جزو محرومین و کم پول‌های کشور که همیشه برای اجرای برنامه‌های عمرانی در شهر کرمان بی‌پولی به عنوان یکی از موانع عنوان می‌شود؟

مسوولان شهر را نمی‌بینند؟

گویا مسوولان شهر کرمان یا مشکلات را نمی‌بینند ویا می‌بینند و منابع مالی یا طرحی برای بهبود این وضعیت ندارند. کافی است برای دیدن این وضعیت از مناطق مختلف شهر کرمان عبور کنید.

وضعیت نامناسب خیابان‌ها و کوچه‌ها از جهات مختلف نظیر طراحی، آسفالت، جدول‌گذاری و... وجود چاله‌های عمیق در اکثر آن‌ها یکی از این موارد است.

ضمن آن‌که پیاده‌روهای نابسامان که در اکثر خیابان‌ها به دلیل کنده‌کاری‌های مختلف عبور از آن‌ها مشکل است و در خیابان‌های مختلف به‌عنوان تیول شخصی افراد به انباری، پارکینگ و یا محل نمایش کالا تبدیل شده‌اند، وجود متکدیانی که از سروکول شهروندان بالا می‌روند، برخی کوچه‌ها و خیابان‌هایی که شب‌ها در تاریکی مطلق به سر می‌برند، بی‌نظمی ترافیکی که در شهر مشاهده می‌شود، صف‌های شلوغ مسافران تاکسی و اتوبوس‌های درون شهری که حکایت از برخی نابسامانی‌ها در این زمینه دارند، درو دیوارهایی که هنوز مزین به تبلیغات شورای شهر هستند و زمین‌های خاکی که در جای جای مرکز شهر وجود دارند و به مامنی برای معتادان و حتی آشغال‌دانی و سرویس بهداشتی! برخی از مردم تبدیل شده‌اند نمونه‌هایی هستند که سال‌هاست فکری برای ساماندهی آن‌ها نشده است و شهر ما را در میان بسیاری از مراکز استان‌ها و سایر شهرستان‌ها از جهات مختلف در سطح پایینی قرار داده است.

این‌که سکوت عمومی مردم نسبت به این مشکلات را «نجابت» مردم تعبیر کنم سخنی گزاف است چرا که مردم نجیب حاضر نمی‌شوند این مشکلات را ببینند و دم بر نیاورند. در این میان کافی است سری به ستون ارتباطات مردمی برخی نشریات استان بزنید تا ببینید اوضاع از چه قراراست و برخی از مردم از طریق مطبوعات سال‌هاست که این مشکلات را گوش‌زد می‌کنند اما...

مسوولان شهر کرمان که اداره‌ی شهر و گذران امور آن به دستشان است در این زمینه سه راه پیش‌رو دارند. یا تمام توان خودرو را به‌کار گیرند و مشکلات موجود را تا حد ممکن از میان بردارند، یا به صورت جدی مشکلات بر سر راه خود را با شهروندان در میان بگذارند و مشارکت بیشتر مردم را طلب کنند و یا کار را به افرادی بسپارند که از عهده‌ی اداره‌ی شهربا تمام مشکلات آن بر آیند و در حل مشکلات آن سرعت بیشتری به خرج دهند.

به هر حال مشکلات امروز شهر کرمان از حدود عادی خود فراتر رفته و مردم کرمان را بیش از گذشته خسته و دلزده کرده است چرا که اقداماتی هم که برای بهینه‌سازی و حل مشکلات شهر کرمان انجام می‌شود گاهی آن‌قدر زمان بر و بی‌برنامه می‌شود که بسیاری حاضرند عطای آن را به لقایش ببخشند. (مثلا پروژه‌ی عریض‌سازی خیابان استقلال و یا بهینه‌‌سازی ورودی‌ شهر کرمان)

مردم هم مقصرند

این‌که بخواهیم بار تمام مشکلات موجود شهر را بر دوش مسوولان بیندازیم نمی‌تواند چندان به انصاف نزدیک باشد.

بسیاری از مردم کرمان نیز طی سال‌های اخیر به این وضعیت عادت کرده‌اند و دیگر اعتراضی به وضعیت موجود ندارند. موردی که به غلط از آن به به نجابت مردم کرمان تعبیر می‌شود و از آن سوء استفاده می‌شود.

اکثر مردم نسبت به مشکلات بی‌تفاوت شده‌اند و حاضرند آن‌ها را تحمل کنند اما اعتراضی به مسوولان برای بهبود وضعیت نکنند.

چاله‌های کوچه و خیابان‌ها را می‌بینند، برخی کم‌کاری مسوولان و مجریان شهری را نظاره‌ می‌کنند، دریاچه‌های شهری! پس از هر بارندگی را طی می‌کنند، برخی ناامنی‌های شهری را تحمل مي‌کنند، برخی تصمیمات نادرست و کارشناسی نشده‌ی شهری را که تنها هزینه‌های گزاف برای شهر به همراه داردمشاهده می‌کنند و بسیاری از موارد منفی دیگر را در مقابل دیدگان خود می‌بینند اما اعتراضی به وضعیت موجود نمي‌کنند.

روحیه‌ی پرسش‌گری، انتقاد و اعتراض حلقه‌ی مفقوده‌ای‌ است که در بسیاری از اوقات نبودن آن در میان بسیاری از کرمانی‌ها باعث تداوم مشکلات شهر شده است. روزهای بعد از بارندگی در شهر و افزایش مشکلات عبور و مرور شهروندان و بی‌تفاوتی آن‌ها نسبت به این قضایا نمونه بارزی است که همیشه به چشم می‌خورد و همین روحیه باعث شده است تا زندگی در شهر کرمان مزایای خاصی نداشته باشد و مشکلات شهری هر روز بیشتر از قبل شود.

در این بین برخی شهروندان، خودشان راسا با اعمال خود به عنوان عاملی برای تشدید مشکلات شهری شده‌اند. آن‌ها با نوع رانندگی خود چه با اتومبیل و چه با موتور سیکلت نظم ترافیکی را بر هم می‌زنند، پیاده‌روها را به هر میزان که نیاز داشته باشند! اشغال می‌کنند، در هنگام ساختمان‌سازی یا بنایی، معابر عمومی را سد می‌کنند، تبلیغات کاغذی خود را هر کجا که می‌خواهند می‌چسبانند، در مقابل بی‌قانونی بقیه سکوت می‌کنند، هر کجا که بخواهند حتی در زیر تابلوهای توقف مطلقا ممنوع پارک می‌کنند، با وجود آگاهی از روند رو به رشد تکدی‌گری باز هم منبع درآمد آنها می‌شوند و خلاصه این‌که شهر را نه تنها خانه خود نمی‌دانند بلکه به انحاء مختلف با نحوه‌ی رفتار خود بر مشکلات موجود در آن می‌افزایند.

چندی پیش بود که یکی از مسوولان شهرداری کرمان صراحتا اعلام کرد که اگر رابطه‌ی منطقی میان شهروندان باشهرکرمان به وجود نیاید این شهر به سوی «مرگ‌مغزی» پیش خواهد رفت. این واقعیتی است که امروز در شهر ما وجود دارد و هر نوع بی‌تفاوتی در قبال آن از سوی شهروندان نتیجه‌ای جز همان پیش‌بینی آن مسوول شهری که آن را «مرگ مغزی» شهر تعبیر کرد حاصل نخواهد شد.

مطبوعات حلقه‌های واسط باشند

اما هر چه باشد نباید نقش مطبوعات محلی کرمان در این زمینه را نادیده گرفت .

بیان مشکلات شهر،ارایه راهکارهایی برای خروج از این وضعیت،رساندن پیام شهروندان به گوش مسوولان وتحلیل و نقد برخی راهکارهای نامناسب وغیر کارشناسی مسوولان برای رفع مشکلات شهری حداقل وظیفه ایست که مطبوعات در این میان بر عهده دارند.

وجودمطبوعات به عنوان حلقه های وا سط میان مردم و مسوولان و انعکاس روشن مشکلات شهر می‌تواند کمک شایانی به بهبود اوضاع شهر کرمان بکند و حتی استفاده از فضای مجازی اینترنت چه از طریق سایت‌ها و چه از طریق وبلاگ‌ها به‌عنوان ابزارهای نوین اطلاع‌رسانی مي‌تواند انتقال پیام و بیان مشکلات و راه‌کارها را تسریع کند. ضمن آن‌که نشریات و رسانه‌های غیر مجازی می‌توانند وظایف و حقوق شهروندی را به مردم یادآوری کنند و روحیه‌ی انتقاد و اعتراض به بر طرف نشدن مشکلات را از طریق راه‌های منطقی و غیر افراطی را تقویت کنند.

***

همه ما مشکلات زندگی در شهر کرمان به دلیل ساختار آن‌را می‌دانیم و شاهدیم که تغییرات و تصمیم‌ها اگر برای رفع مشکلات هم باشند به کندی انجام می‌شوند تا حدی که گاهی در مقابل مشکلات بزرگ‌تر به وجود آمده به چشم نمی‌آیند.

از سویی قرار است دراین شهر زندگی کنیم و آن را به نسل‌های بعد تحویل دهیم و قاعدتا کوتاهی ما در رفع مشکلات فعلی آن از دید نسل‌های آینده پنهان نخواهد ماند. بنابراین وظیفه‌ی همه‌ی مسوولان، کارشناسان، صاحبنظران و شهروندان است تا حداکثر تلاش خود را برای رفع مشکلات شهر کرمان که قدمت تاریخی و فرهنگی آن را از قلعه دختر و سایر میراث فرهنگی آن می‌توان حدس زد به‌کار گیرند. تلاشی که در نهایت به این منجر می‌شود که شهرمان را از رسیدن به آن چه که«مرگ مغزی» تعبیر شده است نجات دهیم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 14:57  توسط وحید قرایی  | 

کارتونیست/ کارتونی از حسن کریم زاده

تقدیم به صالح...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 7:33  توسط وحید قرایی  | 

نگاهی به وضعیت مهمان‌پذیری کرمان در ایام نوروز

 

بضاعت‌مان همین است ...

 

سيما كارآموزيان/اختصاصی بام کویر

سال 1386 در کرمان در حالی آغاز شد که شهر هم‌چنان در انتظار زیباسازی ظاهر شهر به مناسبت نوروز و ورود میهمانان نوروزی بود. اما در کمال ناباوری ظاهر شهر تغییر چندانی نکرد و حتی پوسترهای تبلیغاتی کاندیداهای انتخابات شورای شهر همچنان روی دیوارهای شهر خودنمایی می‌کردند و چاله های خیابان‌ها و کوچه‌ها یک سال دیگر به عمرشان اضافه شد. در این میان تنها آثار تاریخی و میراث فرهنگی شهر بودند که برای کرمان آبروداری کردند.

اما امسال با توجه به پایان دوره‌ی خشکسالی آمدن بهار طراوت بیشتری به کشور و مردم داده بود و البته تبلیغات و اطلاع‌رسانی‌های انجام شده موجب شده بود عده‌ی بیشتری از ایرانیان از تعطیلات 13روزه برای سفر و دیدن نقاط مختلف کشور استفاده کنند.

شاید بتوان گفت نوروز امسال در مقایسه با سال‌های گذشته از لحاظ گردش‌گری برای کرمان پررونق‌تر از سال‌های گذشته بود اما هنوز فاصله‌ای عمیق با استان‌هایی هم‌چون یزد، هرمزگان، فارس و اصفهان داریم. در حالی‌که در روزهای میانی تعطیلات رسانه‌های مختلف مرتب اعلام می‌کردند که شهر شیراز دیگر گنجایشی برای پذیرش مهمان نوروزی ندارد و در طول 13 روز تعطیلی بر طبق آمار حدود6 میلیون بلیط اتوبوس و هواپیما و قطار به مقصد بندرعباس فروخته شده است، سهم کرمان با احتساب مسافران عبوری تنها چهارمیلیون 86 هزار و صد نفر بود که از این تعداد یک میلیون 86 هزار نفر در کرمان توقف کردند. ( حتی اگر شده برای نصف روز) که به گفته رییس سازمان میراث فرهنگی این رقم نسبت به سال گذشته 100٪ رشد داشته است.

اما بنا به آمار اعلام شده از سوی سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردش‌گری استان کرمان از یک میلیون 86 هزار نفر گردش‌گری که در کرمان اقامت کردند تنها 537 هزارو صد نفر از اماکن تاریخی و میراث فرهنگی کرمان دیدن کردند.

البته مهندس کمالی معاون عمرانی استانداری کرمان دلیل کم بودن میزان بازدیدکنندگان نسبت تعداد مسافران روزی را گستردگی مساحت استان کرمان عنوان کرد.

اما علی کارنما، رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردش‌گری استان کرمان این مساله را این‌گونه توجیه کرد که بخشی از مسافران برای چندمین بار به کرمان سفر کرده بودند و دیگر این‌که آماری که ارایه شده است تنها مربوط به اماکنی است که مسافران باید برای بازدید بلیط تهیه می‌کردند.

به گفته او محور ارگ تا بازار گنجعلی‌خان و موزه‌ی مردم‌شناسی گنجعلی‌خان بیشترین تعداد بازدیدکنندگان به خود اختصاص داده و حدود 70 درصد مهمانان از این مجموعه بازدید کردند.

در این میان مسافران نوروزی در مورد کرمان و امکانات اقامتی آن نظرات مختلفی داشتند. مثلا اکثر آن‌ها از وضعیت نامناسب سرویس‌های بهداشتی عمومی گله‌مند بودند.

عده‌ای از مسافران نیز از ترافیک نامنظم میدان ارگ گله داشتند و عده‌ای دیگر از وضعیت نابسامان اتوبوس‌های شهری. البته گویا رانندگان تاکسی‌ها هم هر کدام یک نرخ را برای یک مسیر ثابت از مسافران نوروزی طلب می‌کردند.

 نکته‌ای هم که خانم‌ها بیشتر به آن اشاره داشتند عدم کنترل بر قیمت کالاها بود. خیلی‌ها معتقد بودند که اجناس مشابه در مغازه‌ها با قیمت‌های متفاوت فروخته می‌شود.

نکته‌ی دیگری که اغلب گردش‌‌گران به آن اشاره می‌کردند اطلاعات محدود کرمانی‌ها و حتی راهنماهای بناهای تاریخی در مورد قدمت و تاریخچه میراث فرهنگی استان بود. یکی از مسافران می‌گفت که کرمان اثار باستانی بسیار جالبی دارد اما ما باید تنها بناها را تماشا کنیم چون کسی اطلاع دقیقی از تاریخچه و قدمت این آثار ندارد. برای او جای تعجب داشت که چرا کرمان از این گنجینه به درستی استفاده نمی‌کند.

در این میان برداشت برخی از مسافران از کرمان واقعا جای تاسف داشت خانمی که از کرمانشاه به کرمان سفر کرده بود با توجه به آن‌چه در مورد کرمان و فراوانی مواد مخدر شنیده بود. با تعجب به بسته‌های قاقوت در عطاری‌های بازار کرمان نگاه می‌کرد و خطاب به همسرش می‌گفت «این‌جا گرد را بسته‌ای می‌فروشند.»

شاید همین نوع نگاه که نه تنها مسوولان که خود مردم نیز در بوجود آمدن آن نقش دارند یکی از دلایل کم بودن گردشگران نوروزی کرمان نسبت به استان‌های هم جوار باشد.

به هر حال استان کرمان با توجه به گستردگی و قدمت تاریخی و تعدد آثار باستانی این قابلیت را دارد که هم‌چون استان‌های فارس و اصفهان به یکی از قطب‌های گردش‌گری کشور تبدیل شود به شرط آن‌که زیر ساخت‌های لازم در این زمینه فراهم شود.

بهبود وضعیت جاده‌ها، ساخت هتل‌ها و مهمان‌پذیرها، رسیدگی و محافظت از بناهای تاریخی و میراث فرهنگی، آموزش‌ راهنماهای تورها و تقویت اطلاع‌رسانی و حتی آموزش همه‌ی مردم استان‌ کرمان  از راننده تاکسی تا ماموران نیروی انتظامی و حتی مردم عادی و فرهنگ‌سازی برای پذیرش گردش‌گران از نکاتی است که باید مورد توجه قرار گیرد. توانایی استان کرمان در صنعت گردش‌گری بیش از بضاعت کنونی آن است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 20:7  توسط وحید قرایی  | 

چرا باید به ایران افتخار کنیم؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 19:19  توسط وحید قرایی  | 

پيش‌بيني كارشناسان از اقتصاد ايران در سال 86

 

زير بار تورم

 

 

 

وحيد قرايي/اختصاصی بام کویر

در حالي‌كه سال 1385 با نگراني‌هاي زياد مردم از افزايش قيمت بسياري از كالاهاي اساسي به پايان رسيد و در مقاطعي از سال افزايش قيمت‌ها، نگراني‌هاي مردم را در كشورمان دو چندان كرد به نظر مي‌رسد سال جديد نيز به دليل روشن نشدن تكليف پرونده‌ی هسته‌اي ايران و احتمال تحريم اقتصادي ايران براي مردم همراه با نگراني‌هايي باشد. در اين ميان كارشناسان اقتصادي نيز سياست‌هاي اقتصادي دولت را چندان مثمر ثمر به حال قشر آسيب‌پذير جامعه نمي‌دانند به‌طوري كه سعيد ليلاز از كارشناسان اقتصادي كشورمان به صراحت عنوان مي‌كند:" تا اين‌جاي ‌كار، تقريباً تمام شعارها و قول‌هاي دولت نهم از كاهش نرخ تورم و بيكاري گرفته تا افزايش سرعت رشد اقتصادي و مبارزه با فساد و كاهش شكاف طبقاتي و ... به دليل فقدان مباني نظري در رفتارهاي دولت، نتيجه‌ی عكس داده است. به هرحال، نتيجه‌ی عملي اين رويداد، بي‌اعتمادي بيشتر مردم و اقتصادگردانان است. مانند همه‌ی اين سال‌هاي اخير، سال 1386 نيز سال انتظار خواهد بود."

وي هم‌چنين عنوان مي‌كند:" آن طور كه برآوردها نشان مي‌دهد، انتظار مي‌رود متوسط رشد اقتصادي ايران به 5/4 درصد سال 1386 برسد و چهارمين سال پياپي خواهد بود كه متوسط رشد اقتصادي كشور به عددي كمتر از اهداف برنامه و نيز حداقل نيازهاي كشور مي‌رسد. رشد سريع عرضه‌ی نيروي كار، نياز ژئوپوليتيك به تقويت بنيه‌ی دفاعي، ضرورت كاستن از شكاف درآمدي و ترميم شكنندگي ساختار اجتماعي، و نيز عقب‌ماندگي تاريخي نسبت به سرعت رشد ديگر كشورهاي مشابه، حداقل متوسط رشد اقتصادي لازم براي پوشش دادن به اين نيازها 1 تا 6 درصد در سال تعيين مي‌كند. كمتر از اين، هر عددي كه باشد، بحراني به بحران‌ها در گوشه‌اي از گوشه‌هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي و ژئوپوليتيك ايران خواهد افزود."

ليلاز در عين حال عنوان مي‌كند:" رفتار اقتصادي – سياسي دولت در سه ماه پاياني سال 1385 نسبت به سال گذشته، به طرزي كاملاً چشم‌گير آرام‌تر و منطقي‌تر و پيش‌بيني‌پذيرتر شد. اين روند، به ويژه با توجه به نتايج وخيم رفتارها و اظهارات قبلي، در سال 1386 نيز ادامه خواهد يافت. به اين ترتيب، براي تحميل نگاه كارشناسي به دولت و بي‌نتيجه نشان دادن راه‌هاي انقلابي و راديكال براي حل و فصل مسایل اقتصادي– اجتماعي ايران، دولت نهم به كمتر از 16 ماه زمان احتياج داشته است كه ركورد خوبي از نظر انطباق با بايدها و نبايدهاي علمي و كارشناسي به جاي ديدگاه‌هاي احساسي و عوامانه است. از اين جنبه‌ سال 1386 با نگراني كمتري آغاز مي‌شود.

افزايش يك‌باره قيمت بنزين از 80 به 150 تومان براي هر ليتر، استعداد افزايش نرخ تورم و پيامدهاي اجتماعي آن را از همان اوايل سال ارتقا مي‌دهد. با اين دستكاري شديد قيمت كه در 25 سال گذشته سابقه نداشته، در كنار رشد شديد نقدينگي در دو ماه بهمن و اسفند، ماه‌هاي ارديبهشت و خرداد 1386 احتمالاً شاهد موج تورمي شديد خواهد بود."

اما يك استاد اقتصاد دانشگاه تصريح مي‌كند:" در سال 86 ميزان سرمايه‌گذاري‌هاي بخش خصوصي و دولتي و رشد اقتصادي، نسبت به سال 85 كمتر مي‌شود و وضعيت بيكاري همراه با تورم تداوم بيشتري پيدا مي‌كند. " دكتر موسي غني ن‍ژاد با بيان اين‌كه دولت در سال 85 با كسري بودجه نسبتا زيادي مواجه شد و سعي كرد كه به كمك متمم‌هايي كه اغلب با برداشت از حساب ذخيره‌ی ارزي همراه بوده اين كسري‌ها را جبران كند به ايسنا مي‌گويد:" سياست تثبيت قيمت‌ها به ويژه در خصوص فرآورده‌هاي نفتي و ضرورت واردات بنزين براي اين منظور، بار مالي شديدي را براي دولت ايجاد كرده و منجر شد تا منابع ارزي در حدود پنج ميليارد دلار به هدر رود و هم‌چنين مداخله در كاركرد بازار‌ها از بازار‌هاي كالا و خدمات تا بازار‌هاي مالي و بانكي، موجب شده تا كارايي نظام اقتصادي كشور تضعيف شود و اقتصاد كم و بيش بسته و غير رقابتي كشور با معضلات و مشكلات زيادي همراه شود و افزايش بيش از 40 درصدي حجم نقدينگي در سال 85، پتانسيل تورمي‌ شديدي را در جامعه ايجاد كرده و با اندكي توقف در درآمد‌هاي ارزي و واردات كالا مي‌تواند موج تورمي‌ شديدي را پديد آورد. "

غني‌نژاد با بيان اين‌كه براي رسيدن به اهداف برنامه‌ی چهارم و چشم‌انداز بيست ساله كشور لازم است اقتصاد ملي از وضعيت فعلي خود خارج شود، متذكر مي‌شود:" در حال حاضر اعمال كنترل و مداخله در همه‌ی بازار‌ها اختلال قيمتي بزرگ و فلج‌كننده‌اي را به اقتصاد كشور تحميل كرده و در عين حال، بهره‌وري اقتصادي و سرمايه‌گذاري (به ويژه در بخش خصوصي) به دليل اين مداخلات، كاهش يافته و با اين وضعيت، اميدي به رسيدن به نرخ‌هاي پيش‌بيني شده در برنامه‌ی چهارم و سند چشم‌انداز وجود ندارد.

در اين ميان بهترين راهكار كنار گذاشتن سياست‌هاي مداخله جويانه در بازار‌ها و به طور خلاصه آزاد‌سازي اقتصادي است و هم‌چنين متاسفانه در چارچوب اقتصاد حمايتي و بسته كشور ما قادر به رشد و بالندگي لازم نيست. "

اين كارشناس اقتصادي معضل قيمت بنزين و يارانه‌هاي انرژي از يك سو و به جريان افتادن فرآيند تورمي‌ از سوي ديگر را از مهم‌ترين چالش‌هاي پيش روي اقتصاد كشور در سال 86 دانسته و مي‌افزايد:" دولت اگر نتواند قيمت فرآورده‌هاي نفتي را اصلاح كند با كسري درآمد‌هاي ارزي و ريالي عظيمي‌ مواجه خواهد شد كه راهي جز استقراض يا برداشت از حساب ذخيره‌ی ارزي باقي نخواهد گذاشت اما لازم به ذكر است كه اين گونه تامين كسري، حجم نقدينگي را افزايش داده و به خطر انفجار تورمي‌ دامن خواهد زد با اين حال اقتصاد ايران داراي فرصت‌هايي است كه به علت بهره نگرفتن از آن‌ها مي‌توانند به تهديد تبديل شوند، نيروي كار جوان و نبستا آموزش ديده از مهم‌ترين فرصت‌هاي اقتصاد ايران است كه متاسفانه به دليل سياست‌هاي اقتصادي نادرست و تحميل اقتصاد ناكارآمد دولتي، بهره‌برداري درستي از آن نمي‌شود. "

معاون سابق وزير امور اقتصادي و دارايي نيز معتقد است كه رويكرد فعلي دولت نياز به تغيير و اصلاح دارد و دولت در سال 86 بيشتر بايد به بخش خصوصي اطمينان و توجه كند و منابع داخلي و خارجي را به سوي بخش خصوصي سوق دهد.

محسن صفايي فراهاني در گفت‌وگو با ايسنا، درباره‌ی عملكرد اقتصادي كشور در سال 85 متذكر مي‌شود:" با توجه به اين‌كه بودجه‌ی عمراني كشور در سال 85 از رشد قابل توجهي برخوردار بوده و شركت‌هاي ملي نفت، گاز و پتروشيمي‌ فعاليت‌هاي چشمگيري داشتند، حدود 600 هزار فرصت شغلي در سال 85 ايجاد شده است و در عين حال، با توجه به رشد پايه‌ی پولي و افزايش 100 درصدي بودجه‌هاي عمراني و فعاليت‌هاي عمراني پيش‌بيني مي‌شد نرخ تورم به بيش از 15 درصد افزايش يابد.

و مطابق آمار‌هاي موجود، اگرچه نرخ تورم به نسبت سال 84 افزايش يافته و نرخ نقدينگي بيش از 6/36 درصد رشد داشته است، اما دولت تا حدود زيادي در كنترل تورم موفق عمل نكرده است زيرا كه گردش مالي سال 85 نسبت به سال 84 بسيار بيشتر بوده است و نرخ تورم 2/13 درصد كنوني، نشان دهنده‌ی مديريت و كنترل تورم است. "

وي به رشد پايه‌ی پولي و بالا رفتن بودجه‌هاي عمراني اشاره كرده و مي‌افزايد:" اين دو مقوله اثر سوء جانبي بسياري را بر اقتصاد كشور گذاشته كه متاسفانه دولت نتوانسته آن‌ها را به درستي كنترل كند و اميدواريم در اين زمينه اقدامات مثبت و سازنده‌اي صورت بگيرد و به نظر نمي‌رسد در سال 86 رشد اقتصادي كشور به حدود هفت درصد برسد. "

اين كارشناس امور اقتصادي در پاسخ به اين پرسش كه وضعيت نرخ بيكاري، رشد اقتصادي و تورم در سال 86 را چگونه پيش‌بيني مي‌كند، با اشاره به اين‌كه به نظر مي‌رسد توسعه‌ی اقتصادي بودجه‌ی سال 86 بيش از بودجه‌ی سال 85 خواهد بود و انتظار مي‌رود كه نرخ اشتغال‌زايي نيز بهبود يابد تصريح مي‌كند:" تبصره‌اي در بودجه‌ی سال 86 در نظر گرفته شد كه دولت را ملزم كرده تا 60 درصد از سهام شركت‌هاي غير صدر اصل 44 را در سال 86 واگذار كند و كليه‌ی سهامي‌ كه در شركت‌هاي خصوصي دارد را به اين بخش اعطا كند كه اين اقدام مثبت و سازنده‌اي است".

وي به درآمد‌هاي نفتي اشاره و اذعان مي‌كند: "در سال 85 در كنار درآمد‌هاي ديگر دولت، درآمد‌هاي نفتي نيز افزايش قابل توجهي داشته است و درآمد‌هاي نفتي در سال 85 مي‌تواند نوعي تهديد محسوب شود چرا كه وابستگي‌ها به آن روز به روز افزايش پيدا كرد كه اين مساله بر خلاف اهداف چشم‌انداز بيست ساله و قانون برنامه‌ی چهارم توسعه است. "

يك كارشناس اقتصادي نيز در مورد راه حل مهار تورم پيش‌بيني شده در كشور عنوان مي‌كند:دولت با داشتن انضباط مالي، استفاده از ابزار اوراق مشاركت بانك مركزي و تداوم سياست‌هاي تثبيت قيمت مي‌تواند رشد نقدينگي را كه يكي از چالش‌هاي عمده‌ی اقتصاد كشور در سال 86 است كنترل كند.

دكتر يوسف محنت‌فر درباره‌ی مساله‌ی تورم اذعان مي‌كند: افزايش شديد نقدينگي در سال 85 به ميزان 40 درصد رشد داشته و اثر تورمي‌ خود را در سال 86 ايجاد كرده و منجر به افزايش نرخ تورم در اين سال مي‌شود كه بخشي از نقدينگي كشور، در امر توليد و تملك دارايي‌هاي سرمايه‌اي دولت و بخش خصوصي و بخش قابل توجهي نيز به خارج از محدوده و حيطه‌ی توليد اختصاص دارد و اين نقدينگي سرگردان كه در اقتصاد غير مولد تلقي مي‌شود، قطعا بر بازار‌هاي مختلف اثرگذار خواهد بود و انتظار مي‌رود در سال 86 ميزان تورم فراتر از آمار اعلامي‌ بانك مركزي بوده و به حدود 8/15 تا 5/16 درصد برسد.

به اعتقاد اين كارشناس اقتصادي نحوه‌ی محاسبه‌ی شاخص قيمت مصرف‌كننده در اقتصاد ايران داراي اشكالاتي است كه ميزان تورم در كشور را تقريبا غير واقعي اعلام مي‌كند و افزايش حداقل دستمزد‌ها در سال 86 نيز مي‌تواند يكي از عوامل افزايش قيمت كالا‌ها و خدمات در سال جديد باشد.

وي به مساله‌ی بيكاري نيز اشاره كرده و مي‌گويد: مساله‌ی بيكاري در اقتصاد ايران ريشه در سال‌هاي گذشته دارد، به طوري كه عليرغم همه‌ی تلاش دولت‌هاي گذشته و دولت فعلي، مساله‌ی بيكاري هم‌چنان مشكل اساسي كشور تلقي مي‌شود و به نظر مي‌رسد اختصاص اعتبارات لازم به پروژه‌هاي نيمه تمام و ايجاد صنايع توليدي جديد در بخش‌هاي مختلف اقتصادي، به كاهش نرخ بيكاري كمك كند.

محنت‌فر پيش‌بيني مي‌كند كه در سال 86 نرخ بيكاري كاهش يابد و به حدود 8/11 تا 12 درصد برسد و نرخ بيكاري سال 85 اعلام شده توسط دولت حدود 1/12 درصد است ولي به احتمال زياد نرخ بيكاري در اين سال بيشتر از 8/13 درصد باشد.

به اعتقاد اين مدرس دانشگاه مهم‌ترين چالش‌هاي اقتصاد كشور در سال 86 افزايش هزينه‌هاي دولت و رشد كسري بودجه است و در اين خصوص، دولت بايد در راستاي كاهش هزينه‌هاي جاري و نظام‌مند و هدف‌مند كردن يارانه‌ها به خصوص يارانه‌ی حامل‌هاي انرژي به درستي گام بردارد تا ميزان كسري بودجه‌ی خود را كه در سال‌هاي اخير افزايش يافته كاهش دهد.

يك كارشناس ديگر مسایل اقتصادي نيز عنوان مي‌كند:" دولت براي جبران كسري بودجه‌ی خود به راه‌‏هاي مختلفي تملك مي‌‏جويد كه بسياري از اين راه‌‏ها به ايجاد تورم منتهي مي‌‏شود. "

دكتر محمد حسين مهدوي، در رابطه با طرح تثبيت قيمت‌‏ها، مي‌گويد: "چنان‌چه معيار قيمت‌‏گذاري در تثبيت قيمت‌‏ها به جاي عرضه و تقاضا دستورالعمل باشد شايد در كوتاه مدت موثر واقع شود، اما در درازمدت مشكلات ديگري را در اقتصاد به همراه دارد."

وي، با اشاره به مطرح بودن عرضه و تقاضا در اقتصاد، عنوان مي‌كند:" در ابتداي هر سال به دنبال ايجاد تورم رواني در اقتصاد قيمت اقلامي نظير بنزين، آب، برق و ساير مواردي از اين قبيل افزايش مي‌‏يابد كه البته اجراي سياست تثبيت قيمت‌‏ها در طي دو سالي كه اجرا شد توانست تا حدودي از اثرات رواني اين امر بكاهد؛ اما مشكلات عديده‌ی ديگري در بلندمدت در اقتصاد ايجاد شده است و شركت‌‏هاي دولتي به دليل افزايش ميزان هزينه‌‏ها با افزايش بدهي‌‏ها، عدم تحقق درآمدها و سرمايه‌‏گذاري‌‏هاي جديد روبرو شدند، به طوري كه اين شركت‌‏ها نتوانستند مابه‌‏التفاوت مبلغي كه به خاطر تثبيت قيمت‌‏ها درآمدهايشان را كاهش و هزينه‌‏هايشان را افزايش داده بود بپردازند و اين امر در نهايت با افزايش كسري بودجه‌ی دولت همراه بوده است.

وي، اظهار مي‌دارد: دولت براي جبران كسري بودجه‌ی خود به راه‌‏هاي مختلفي تمسك كرده كه بسياري از اين راه‌‏ها به ايجاد تورم منتهي شده است؛ لذا از آن‌جايي كه دولت و شركت‌‏هاي دولتي با كسري بودجه همراه مي‌‏شوند و دولت بايد تامين مالي اين شركت‌‏ها را برعهده گيرد هرچند كه تورم به لحاظ قيمتي و اثرات رواني در اثر تثبيت قيمت‌‏ها كنترل شود؛ ولي كسري بودجه‌ی دولت نوع ديگري از تورم را وارد ساختار اقتصاد مي‌‏كند.

اين استاد دانشگاه، با بيان آن‌‏كه تثبيت قيمت‌‏ها به مصرف بي‌‏رويه‌ی بنزين و حامل‌‏هاي انرژي دامن مي‌‏زند، افزود: "در حال حاضر ميزان مصرف بنزين در جامعه به غولي تبديل شده كه بايد سالانه بيش از 5 ميليارد دلار واردات بنزين صورت گيرد؛ ضمن آن‌كه پالايشگاه‌‏ها بايد تمام وقت براي تامين مصرف داخلي فعاليت داشته باشند كه به نظر مي‌‏رسد امسال اين ميزان مصرف و واردات افزايش يابد.
وي، تصريح كرد: براي كنترل تورم لجام گسيخته لازم است دولت سياست قيمتي را در پيش گيرد؛ اما از طرفي نبايد اين سياست به نوعي اعمال شود كه قيمت واقعي از بين برود و هزينه‌ی فرصت كالاها به صفر مي‌‏رسد؛ زيرا در اين صورت كالاها بيش از حد نياز مورد استفاده قرار مي‌‏گيرند و تعادل ميان قيمت‌‏ها اثرات تورمي و مطلوبيت كالاها از بين مي‌‏رود." دكتر مهدوي، برقراري تعادل ميان قيمت‌‏ها و مطلوبيت كالاها و نيز اثرات تورمي را از هنرهاي دولت در برنامه‌‏ريزي‌‏هاي اقتصادي عنوان كرده و مي‌گويد:" سياست تثبيت قيمت‌‏ها در كوتاه مدت براي يك يا دو سال با موفقيت نسبي همراه بوده است كه تا حدودي توانست آثار تورمي را تقليل دهد؛ اما در دراز مدت به نوع ديگري تورم را وارد ساختار اقتصادي كرده كه موفقيت نسبي طرح را به شكست منتهي كرده است."

****

به هر حال سال 86 به دليل برخي چالش‌ها در روابط بين‌المللي كشورمان مي‌تواند در زمينه‌ی اقتصادي تبعاتي را به همراه داشته باشد كه چندان براي عموم مردم جامعه‌ی ايران خوشايند نباشد ضمن اين‌كه انتقادات زيادي نيز به سياست‌هاي اقتصادي ملي و استاني دولت مطرح شده است كه لزوم برنامه‌ريزي‌هاي كارشناسي شده‌تر در كشور و استان‌ها از جمله كرمان را بيشتر نمايان مي‌كند.

مهم اين است كه دولت و سازمان‌هاي استاني در سال جاري به گونه‌اي برنامه‌ريزي كنند كه تورم و تبعات اقتصادي آن مردم را بيش از گذشته با مشكلات و ناامني‌هاي اقتصادي مواجه نسازد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 13:29  توسط وحید قرایی  | 

نوشته ای از مهدی محبی کرمانی منتشر شده در نشریه بام کویر کرمان

 

دردسری از سر ِدرد

 

معذورم اگر دردسری دارم از آنک                     آن دردسرم از سَرِدردی بوده است

 

 

 

1-روزنامه‌نگاری نه در ایران که در سراسر بلاد عالم، کار پردردسری است که البته درد سرهم درست می‌کند! و این همه هم حتما از سر ِ دردی است. این کار پردرد سر اما دارد جهان امروز را به جهانی متفاوت از همیشه‌ی تاریخ تبدیل می‌کند. جهانی که دیگر جز بر مدار اطلاعات نمی‌گردد.

گسترش هولناک نظام ر سانه‌ای جهانی و همه‌ی آن چه که تحت عنوان عصر اطلاعات عصر ارتباطات، دهکده‌ی کوچک جهانی و... مشخصات جهان دوران ما را تعریف می‌کند؛ اتفاق برنامه‌ریزی شده و هدفمندی است که طی آن تمام هویت فرهنگی و باورهای چندین هزارساله ما را به چالش کشانده و به مخاطره انداخته است.

غول‌های رسانه‌ای جهان در صدد تغییر سبک زندگی، اندیشه، باید و نبایدها و در یک کلام تمامیت فرهنگی ما هستند و این میان، تنها عاملی که می‌تواند سپر پایداری ما، دراین ستیز سخت نابرابر باشد، تکیه بر فرهنگ ملی و تلاش در تقویت تمامی عناصر فرهنگی جامعه و میهن اسلامی ماست.

نقشی که در شرایط کنونی می‌تواند در موثرترین شکل آن در اقدام رسانه‌های ملی و محلی متجلی گردد.

اگر اطلاعات امروز ما از اخبار وقایع دارفو، انفجارهای بغداد و سونامی جزایر سلیمان، بیش از اخبار و اطلاعات ما از وقایع کوچک و بزرگ شهرمان و میهن‌مان است؛ اگر شناخت امروز فرزندان ما از جزییات زندگی فلان بازیگر هرزه‌ی سینمای هالیودی یا فلان خواننده‌ی بی‌هویت گروه‌های لوس‌آنجلسی، بیش از اطلاعات آن‌ها از تلخی معیشت همسایه روبرویی ماست؛ و اگر... بیش از آنچه که بخواهیم تقصیر را به گردن امواج هولناک   اطلاعات دیجیتال بگذاریم، باید مقصر آن را در میان خود جستجو کنیم.

شک نیست که نظام رسانه‌ای جهان، ما را ناخواسته وارد عصری نموده است که با شکستن بعد فاصله، حساسیت‌های محلی ما نسبت به اطراف‌مان از ما گرفته شده است. کاهش حساسیت‌های محلی یک خطر است. این خطر را باید جدی بگیریم. باید در مقابل همه‌ی آن‌چه که رسانه‌های جهانی با ما می‌کنند، با سلاح رسانه‌ای مقابله کنیم، باید در عرصه‌ی پیکاری این چنین، سربازانی از جنس سربازان آن‌ها به میدان بفرستیم. رسانه‌ در مقابل رسانه، روزنامه‌نگار در مقابل روزنامه‌نگار.

 توسعه‌ی نشریات محلی و ارتقاء کمی و کیفی نظام رسانه‌ای محلی تنها راه مقابله با شرایط سهمگینی است که توسط BBC، CNN... و VOAبر ما تحمیل شده است. و نمی‌دانم که چرا فقط من روزنامه‌نگار باید تنها نگران این میدان باشم؟ و نمی‌دانم چرا در این جنگ نابرابر، سربازان از جان گذشته‌ی خود را بی‌تدارکات و پشتیبانی در میدان رها کرده‌ایم؟...

همه‌ی مایی که در غیاب رسانه‌های مقتدر محلی چشم به اخبار BBC و CNNمی‌دوزیم حکایت منجمی را می‌مانیم که شیخ اجل به سخره خطاب می‌کند که:

تو بر اوج فلک چه دانی چیست...       چون ندانی که در سرای تو کیست؟!

 

2- تعطیلات عید هم گذشت، تعطیلاتی که برای بسیاری از اهل حساب، با بهره‌گیری از مرخصی‌های بین‌التعطیلین!؟... دو هفته‌اش به سه هفته کشید. و در این مدت هیچ روزنامه‌ای هم منتشر نشد و آب هم از آب تکان نخورد. یعنی در واقع با دو هفته بی‌خبری از عالم و آدم، جهان اما هم‌چنان بر مدار خود می‌گشت

این که توی تعطیلات عید همه فکر می‌کنند که دارد به آن‌ها خوش می‌گذرد. شاید احتمالا ناشی از همین بی‌خبری‌ها باشد!... وگرنه مسافرت‌ها و دید و بازدیدها و آجیل‌خوری‌ها که همیشه می‌تواند باشد و هست!...

و اما این چنین حالی نمی‌دهد که خوش به حالی‌های عید می‌دهد!؟ رندی می‌گفت در تعطیلات عید، دو طایفه تعطیل هستند.

مدرسه‌ای‌ها و مطبوعاتی‌ها ـ که اتفاقا هر دو این طایفه اهل قلم و کاغذ هستند، اهل تعلیم و تعلم ـ و تمام آرامش عید ما از تعطیلی این دو طایفه است! و پر بی‌راه هم نمی‌گفت این رند! راست است که ما از دانسته‌های خود رنج بیشتری می‌بریم تا از ندانسته‌های‌مان! حتی اگر این دانستنی‌ها، اخبار روز باشند! استقلال و پیروزی یا باید مساوی کنند یا بازی‌هایشان تحت پوشش خبری نباشد که قرمز و آبی زندگی آرامشان را بکنند!... چه حالی می‌دهد وقتی که این دو هم مساوی بکنند و هم بازیشان در تعطیلات عید باشد و روزنامه‌های ورزشی هم تعطیل!

 

3-     حال و روز مطبوعات کشور و بیشتر مطبوعات محلی خوب نیست!

خیلی ها اعتقاد دارند همین تعطیلات کشدار دو هفته‌ای مطبوعات در ایام عید ناشی از حال و روز بد مطبوعات است، ضرر و زیان کمتر خودش فایده است، یعنی که این دو هفته بیرون نیامدن بی‌بی از بی‌چادری بود! وگرنه دیدیم که توی تعطیلات عید همه‌ی سوپری‌ها و میوه‌فروشی‌ها و شیرینی‌فروش‌ها نه تنها که تعطیل نبودند، کشیک 24 ساعته هم داشتند! وقتی سودی در کار باشد، تعطیلی عین زیان است. و وقتی که تعطیل می‌کنی یعنی سودی در کار نیست یا داری جلوی ضرری را می‌گیری!...

تعطیلات مطبوعاتی احتمالا همین حال را داشته است. نگویید که متاع مطبوعاتی‌ها در تعطیلات عید خریدار ندارد. اتفاقا دارد. امتحان نکرده‌اید!

گفتم که حال و روز مطبوعات و بیشتر مطبوعات محلی خوب نیست. اگر روزی روزنامه‌نگاری یک شغل بود و اقتصاد رسانه، اقتصادی پررونق، امروز اما با وجود تیراژهای حقارت‌آمیز و صفحات نه چندان پربار، کار روزنامه‌نگاری تنها پاسخی به یک دغدغه است!... پاسخی به یک مسوولیت!

چیزی مثل ادای یک وظیفه، یک دردسر که نه احتمالا، حتما از سرِدردی است و گرنه ندیدم که این سال‌ها امورات روزنامه‌نگاران از قلم‌زنی آن‌ها بگذرد، بسیاری از حقوق‌ ماها نه یا مستمری تقاعد خود چیزی هم روی کار روزنامه‌ها گذاشته‌اند که شاهد دارم!

پیشترها، روزنامه نگاران سری هم به سودای سیاست داشتند و روزنامه البته نردبانی بود برای ارتقاء به مدارج سیاسی، این سکه هم اما به روزگار ما از رونق افتاده است. سیاستمداران نردبان‌های استوارتری برای ترقی یافته‌اند، که روزنامه‌نگاری در مقایسه با آن‌ها، عصایی هم به حساب نمی‌آید!

با افزایش غیر منتظره‌ی بهای بسیاری از مواد و خدمات کار روزنامه‌نگاری و با کاهش مستمر روزنه‌های درآمدی این کار، به‌نظر می‌رسد آغاز سال جدید، برای روزنامه‌نگاران چندان امیدوار کننده نباشد.

یک قلم افزایش چند صد درصدی بهای کاغذ و معادل همین رقم افزایش سایر هزینه‌ها ـ از اجاره بها بگیر تا حق الزحمه‌ی مجموعه کادر تحریریه، فنی، پشتیبانی، ـ نوید آغاز فصل دل‌انگیزی نیست. عرصه‌ی فعالیت هم‌چنان بر روزنامه‌ها - ومحلی‌ها بیشتر ـ تنگ‌تر و تنگ‌تر می‌شود. و این یعنی‌همان رهاسازی سربازانی بی‌تدارکات و پشتیبانی در میدان جنگ!... و این یعنی‌ همان واگذاری میدان به دشمن... و نمي‌دانم که چرا فقط من روزنامه‌نگار باید تنها نگران این میدان باشم؟

به‌نظر می‌رسد جامعه هم در هجوم بی‌وقفه اطلاعات ارزان و رایگان و حتی جایزه‌دار؟! تمایل طبیعی خود را به بازکردن یک سرفصلی دیگر در سبد هزینه‌های زندگی خود از دست داده است. بی‌که حقیقتا بداند آیا در این میان چیزی هم از دست می‌دهد یا نه؟

مردم، پول بابت پفک نمکی بچه‌هایشان می‌دهند، بابت لپ‌لپ می‌دهند، بابت کلاس زبان و کنکور می‌دهند!... و بابت روزنامه اصلا؟!...

حساسیت مردم روی افزایش قیمت گوجه‌فرنگی و پیاز بیشتر از حساسیت آن‌ها روی افزایش قیمت کاغذ است!؟... و این یعنی همان رهاسازی سربازان در میدانی بی‌پشتیبانی و تدارکات و حساسیت مسوولان ما...! بماند.

روزنامه‌های کشور ـ و بیشتر روزنامه‌های محلی ـ شاید هنوز نتوانسته‌اند اهمیت حضور خود را در جامعه نشان دهند! و ارایه‌ی این اثر هم البته مستلزم حضور پررنگ، شفاف و فعالی است که آن نیز خود در گرو تجهیز و سرمایه‌گذاری و منابع مالی است و سرمایه جایی نمی‌رود که بازدهی نداشته باشد و این دور باطل هم‌چنان ادامه دارد.

و کمترین تقصیر در این میانه متوجه روزنامه‌نگاران است، مردم و دولت شاید مقصر باشند. روزنامه‌نگاران اما اصلا. دلیل دارم... که این، هم بماند!

 

۴- گیرم که درد من روزنامه‌نگار، درد مردم باشد. گیرم که درد من روزنامه‌نگار تعالی فرهنگ جامعه باشد. گیرم که دردمن، درد دین و ملت باشد... و از سر این درد بخواهم که هر دردسری را هم به جان بخرم. درد نان و معیشت و امنیت من، اما درد کیست؟ و آن‌گاه ناخواسته من قلم فرو می‌گذارم، آن‌چنان که در دو هفته‌ی قبل همه فرو گذاشتند و دیدیم که آب از آب هم تکان نخورد و دیدیم که مردم هم تعطیلاتشان را به شادمانی گذراندند و دیدیم که کسی هم در غیاب روزنامه‌ها، یادی هم از غیبت آن‌ها نکرد.

این قصه اما آیا نباید برای دولتمردان و متولیان فرهنگی جامعه ایجاد نگرانی و دغدغه‌ای بکند؟... آیا نباید کسی از مهندس فردوسی به خاطر تعطیلی فردوس کویر فقط یک کلمه بپرسد. فقط یک چرا؟ و نمی‌دانم آیا کسی این چرا را پرسید؟

کاش حداقل خانه‌ی مطبوعات این سوال را از رییس سابق خود می‌کرد!... آن‌هم در یک کنفرانس مطبوعاتی ... و شاید کمی هم تقصیر خودمان باشد!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 12:15  توسط وحید قرایی  | 

بازی یلدا

ظاهرا بنده از طرف سعید نویسنده وبلاگ تك به تك به بازی یلدا (این یک بازی بین وبلاگ نویس هاست که در اون مدیر وبلاگ باید 5 مورد مهم خودش رو اعتراف کنه که البته خیلی کاره سختیه چون همیشه اعتراف برای آدم گرون تموم شده...)فرا خوانده شده ام . با توجه به اینکه بنده مدت زیادی نیست که ازدواج کرده ام و از زندگی مشترک خودم هم راضی راضی هستم پس سعی می کنم ۵ بند اعتراف خود را با نهایت دقت و البته صداقت در وبلاگم بنویسم!

۱) از دانشکده فنی سیرجان و خوابگاه اون شروع می کنم که یک مورد وجود داره که وقت افشای اون رسیده. مهندس امیر کمالزاده که در اون دوران باهاش هم ورودی بودم شبی رو به یاد داره که وقتی نیمه های شب از آشپزخونه سوئیت ۶ خوابگاه بیرون می اومد صدا و سایه های ترسناکی رو دید که منجر شد به سرعت از محل دور بشه و در حالت نیمه خواب و نیمه بیدار به وضعیتی برسه که خودم هم ترسیدم که نکنه بلایی سرش بیاد.وقتی من ترس شدید امیر رو دیدم از به خواب بودن دانشجوهای ساکن اون سوئیت استفاده کردم، به سوئيت ۲ رفتم و دوباره برگشتم و خودم رو زدم به اون راه. حالا اميدوارم امير منو ببخشه .يك عذر خواهي هم به مهندس نساج مقدم بدهكارم كه همه فكر مي كردن اون حركت ترسناك كار اون بوده...خدا رو شکر که سر امیر بلایی نیومد.

۲)وقتي كه كلاس اول دبستان بودم حرفي رو از عمه عزيزم به بچه هاي عموي محترمم نقل كردم كه باعث شد يك سال با هم قهر كنن. البته عمو هيچوقت نگفت كه اين اطلاع رساني! كار من بوده ولي هميشه در عذاب وجدان اين اقدامم بودم.

۳)كلاس پنجم دبستان بودم كه پدر پدرم به رحمت خدا رفت و چند شب پرسه اون مرحوم در خونه عموي بزرگم برگزار مي شد. در اون چند شب بعد از هر بار مراسم كفش هاي تعدادي از مهمونها گم مي شد و به سختی از نقاط مختلف خونه پیدا می شد و چون من پسر خوبي بودم! كسي به من اتهام قايم كردن كفش های مردم رو نمي زد و من الان شرمنده تمام كساني هستم كه اين اتهام به اونها وارد مي شد و راهي براي نفي اين اتهام نداشتن!

۴)در حرفه روزنامه نگاري من مدتي نشريه زن و اجتماع رو اجاره كردم و چند ماهي اون رو منتشر مي كردم. مي دونيد چرا؟ بنده به خانم كارآموزيان(همسرم) كه در اون موقع در ايسنا مشغول فعاليت بود و همسر بنده هم نبود علاقمند شده بودم. از اينكه اين موضوع رو بهش بگم خجالت مي كشيدم و شنيده بودم كه به كار مطبوعاتي در حوزه زنان هم علاقه داره پس روزنامه رو اجاره كردم و از ايشون دعوت به همكاري كردم. خوشبختانه ايشون هم پذيرفت و اومد و از همونجا بود كه موضوع علاقه من به ايشون و ازدواج ما مطرح شد و به سرانجام رسيد.البته هيچوقت كار روزنامه نگاري و تعهداتمن به اين روزنامه و مدير مسئولش تحت الشعاع اين مساله قرار نگرفت. خوب ضرر مالي اين قضيه هم فداي سر من و سيما...!

۵)واقعيتش اينه كه من يك كم! دیر متوجه شدم به چه رشته دانشگاهي و شغلي علاقه دارم و همين باعث شده من در زندگي راههاي متفاوتي رو تجربه كنم(البته بعضیا می گن بخاطر کم نظمی منه):از دبيرستان ديپلم تجربي گرفتم/ در كنكور رياضي شركت كردم و در رشته مهندسي عمران قبول شدم/۹۸ واحد كه پاس كردم ييهو رفتم تهران و در مركز تحقيقات رسانه هاي وزارت ارشاد(خوشبختانه در زمان دولت خاتمي) دوره روزنامه نگاري گذروندم/ دوباره در كنكور شركت كردم و در رشته حقوق پيام نور كرمان مشغول به تحصيل شدم/حالا هم سعي مي كنم در كنكور كارشناسي ارشد جامعه شناسي قبول شم(اگه خدا بخواد). بايد اعتراف كنم كه يك كم سخت بود ولي شيرينيهاي خودش رو داشت. تجربه هاي نسبتا خوبي به دست اوردم كه اميدوارم به دردم بخوره. در ضمن كار روزنامه نگاري رو خيلي دوست دارم و تا اونجايي كه بشه ازش دست نمي كشم. و اين اعتراف كه مرحوم علي برزنده از فعالان اصلاح طلب دانشگاه باهنر كرمان اولين كسي بود كه كار روزنامه نگاري رو در دانشگاه باهاش شروع كردم و اون بود كه كمكم كرد تغييرات تحصيلي و شغلي خودم رو شروع كنم(يادش به خير و گرامي)...

    

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 14:47  توسط وحید قرایی  | 

حقوق مسلم آنها گم شده است!

 

۴۰‬درصد از كودكان و مادران در منوجان سوء تغذيه دارند

 

 

رييس مركز بهداشت شهرستان منوجان در استان كرمان گفت:‪ ۴۰‬درصد از كودكان و مادران در اين شهرستان دچار سوء تغذيه هستند و نياز به رسيدگي فوري دارند.

دادخدا صادقي با بيان اين مطلب افزود: نبود مايحتاج مناسب خانوار و عادات بد غذايي سبب افزايش مبتلايان به سوء تغذيه در اين شهرستان شده است.

او با اشاره به وضعيت نامناسب بهداشت در اين منطقه ،افزود: همچنين‪۴۰‬درصد از خانوادهاي كپرنشين ،محروم و كم درآمد از سرويس بهداشتي مناسب برخوردار نيستند.

وي ادامه داد: طي سال گذشته در اين منطقه ‪۶۰۰‬چشمه توالت بهداشتي در روستاها براي خانواده‌هاي محروم از طرف مركز بهداشت با همكاري خانواده‌ها با اعتباري بالغ بر ‪ ۴۲۰‬ميليون ريال ساخته شده است. صادقي گفت: وجود بيماريهاي عفوني و شايع در بعضي از فصول سال ، فقدان شبكه آب آشاميدني سالم و بهداشتي در برخي از روستاها،خطر بيماريهاي واگير و اعتياد و نيز بروز سوانح و حوادث از ديگر معضلات و مشكلات مهم بهداشتي منوجان است.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 13:29  توسط وحید قرایی  | 

راه قلم/ کارتونی از جمال رحمتی

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 12:15  توسط وحید قرایی  | 

وقتی انگلیسی ها نمک گیر نمی شوند!

"حلِ...؟" کاری از صالح رزم حسینی

ملوان های متجاوز انگليسی رسيدند به انگلستان، کت و شلوارهای اهدائی  را از تن در آورده و پس از پوشيدن لباس های نظامی خود، در يک مصاحبه مطبوعاتی شرکت کردند. همانگونه که همگان پيش بينی می کردند، آنها در اين کنفرانس مطبوعاتی آنچه را در جريان اعترافات تلويزيونی در تهران گفته بودند تکذيب کرده و آن اظهارات را متاثر از فشارهای روانی در دوران بازداشت اعلام داشتند. نه کت و شلوارهای اهدائی، نه گز و سوهان های اعلای قم و اصفهان و نه چلوکباب های سلطانی زعفرانی نتوانستند هيچکدام آنها را نمک گير کنند و نمی توانستند بکنند.

وزارت خارجه کشورمان بلافاصله اين کنفرانس مطبوعاتی و اظهارات جديد ملوانان را رد کرده و مدعی شد که اين اظهارات تحت فشار دولت انگلستان بيان شده است. يعنی همان ادعائی که دولت انگلستان قبل از رهائی ملوانان طرح کرده و گفته بود که اظهارات پخش شده ملوانان از سيمای جمهوری اسلامی تحت فشار بيان شده است.

واقعا بازداشت انگلیسی ها، نگهداري چند روزه آنها، پخش اعترافاتشان و آزاد كردن آنها با آن وضعيت كه انتقادات بسياري از ايرانيان را برانگيخت چه دستاوردي براي كشورمان داشت؟

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 11:7  توسط وحید قرایی  | 

عضو كميسيون امنيت ملي مجلس هفتم:

آزادي متجاوزان انگليسي در زمان اولتيماتوم بلراز خردمندي به ‌‏دور بود

عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس هفتم گفت: آزادسازي متجاوزان بازداشت‌‏شده انگليسي در فرجه تعيين‌‏شده از سوي انگليس، از عزتمندي و خردمندي به‌‏دور بود و نشان از ضعف و سستي حاكم بر دستگاه ديپلماسي كشور دارد.

داريوش قنبري در گفت‌‏وگو با "ايلنا"، افزود: در مورد اينكه 15 ملوان انگليسي در واقع متجاوزان به آب‌‏هاي ساحلي ما بودند، ترديدي نيست و بايد با اين متجاوزان با قاطعيت برخورد مي‌‏شد اما آزاد كردن آنها بعد از اولتيماتومي كه انگليس براي ما تعيين كرد، با اقتداري كه ما اول از خود نشان داديم منافات داشت.
وي افزود: حداقل اگر قصد بر آزادي داشتيم، بايد پيش از آنكه انگليسي‌‏ها به اولتيماتوم دو روزه متوسل شوند و تهديداتي به شكل وسيع صورت گيرد، اين اقدام را انجام مي‌‏داديم زيرا ما به هر حال با بازداشت اين متجاوزان به هدف خود رسيده و اقتدار خود را به نمايش گذاشته بوديم و به اعتقاد بنده نگهداري آنها خيلي به مصلحت نبود تا شوراي امنيت سازمان ملل بيانيه دهد و اتحاديه اروپا بخواهد به شكل تند اعلام موضع كند.
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي ادامه داد: ما مي‌‏توانستيم پيش از اين موضع‌‏گيري‌‏هاي تند با محاسبات صحيح‌‏تر ديپلماتيك، اين متجاوزان را آزاد كنيم ولي حال كه تصميم به نگهداري آنها گرفته بوديم، نبايد بلافاصله بعد از اولتيماتوم دو روزه بلر آنها را آزاد مي‌‏كرديم زيرا اين با اقتداري كه نشان داده بوديم، به‌‏ويژه با شرايط حساسي كه پرونده هسته‌‏اي ما دارد، همخواني نداشت.
نماينده ايلام افزود: متاسفانه با روند مذكور، غربي‌‏ها كم‌‏كم به اين نتيجه مي‌‏رسند كه ايراني‌‏ها در مقابل فشار كوتاه مي‌‏آيند و در بحث هسته‌‏اي هم اگر يك فشار كوتاهي به شكل مذكور وارد شود، كوتاه خواهند آمد و ايراني‌‏ها از حق و حقوق هسته‌‏اي خود به راحتي مي‌‏گذرند.
قنبري اضافه كرد: به اعتقاد بنده موضع تندي كه در اول كار در قبال گروگان‌‏ها داشتيم و از موضع اقتدار برخورد كرديم، با اين سستي روزهاي آخر در آزادي متجاوزان بازداشت‌‏شده انگليسي همخواني نداشت.
وي افزود: اين بيانگر اين است كه دستگاه ديپلماسي ما يك مقدار محاسبات علمي و منطقي خوبي ندارد و بايد با خردمندي بيشتري كار كند و از افراد باتجربه و افرادي كه به اصول اساسي روابط بين‌‏الملل و به يك سياست خارجي درست آگاه باشند، استفاده كند.
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس هفتم گفت: به اعتقاد بنده موضع‌‏گيري‌‏ها يك مقدار تناقض داشت.
وي در خصوص تضمين وزارت خارجه انگليس مبني بر عدم تكرار تجاوز نيروهاي اين كشور به آب‌‏هاي سرزميني ايران، گفت: انگليسي‌‏ها تاكنون پنج تا شش بار به آب‌‏هاي سرزميني ما تجاوز كرده‌‏اند و به اعتقاد بنده نمي‌‏توان روي تضمين آنها حساب كرد.
اين عضو فراكسيون اقليت مجلس هفتم ادامه داد: در نقاط ديگر مرزي و در نقاط خشكي هم به نظر مي‌‏رسد انگليسي‌‏ها تحركاتي را داشته‌‏اند و اين نشان مي‌‏دهد كه اين حرف و حديث‌‏ها و وعده‌‏ها و تعهدات قابل اعتماد نيست.
وي افزود: البته در مجموع نگهداري متجاوزان بازداشت‌‏شده انگليسي بيش از اين به صلاح نبود اما اينكه در مدت دو روزه تعيين‌‏شده توسط بلر آنها را آزاد كرديم نيز به مصلحت نبود و بهتر بود اعلام مي‌‏كرديم كه اين بازداشت‌‏شدگان را ظرف چهار الي پنج روز آتي آزاد مي‌‏كنيم و به اين ترتيب اجازه مي‌‏داديم چند روزي از اولتيماتومي كه انگليس داده بود، مي‌‏گذشت.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 15:35  توسط وحید قرایی  | 

خبر خوب برای کرمانی ها

بارندگي در كرمان به بيش از۲ برابر سال گذشته رسيد

 

هرچه كه در 8-7 سال گذشته كرماني ها از كمي بارندگي و خشكسالي هاي مداوم گلايه داشتندامسال آنقدر باران باريد كه همه احساس كنند كه شايد دوره اين خشك سالي ها به آخر رسيده است. درهمين زمينه مديركل هواشناسي استان كرمان گفت كه ميزان بارندگي در شهر كرمان در سال زراعي جاري نسبت به مدت مشابه سال گذشته به بيش از دو برابر رسيده است.

جلال‌الدين محمد محزوني اضافه كرد كه از ابتداي سال زراعي جاري تاكنون در شهر كرمان ‪ ۱۲۲/۷بارندگي به ثبت رسيده است كه اين مقدار در مدت مشابه سال زراعي گذشته تنها ‪ ۵۶/۵ميليمتر بوده است.

طبق آمار ارائه شده بيشترين ميزان بارندگي در سال زراعي جاري در استان كرمان با ‪ ۲۰۸/۱ميليمتر در شهر بافت و كمترين آن با ‪ ۴۱/۴ميليمتر در شهداد صورت گرفته است با اين توضيح كه  بيشترين ميزان بارندگي در مدت مشابه سال زراعي گذشته با ‪ ۱۵۰/۴ميليمتر در لاله‌زار بردسير و كمترين آن با ‪۱۰/۹ميليمتر در كهنوج به ثبت رسيده بود.

به هر حال اميدواريم با تداوم بارندگي ها در ماهها و سال هاي آتي كرماني ها كاملا از شر خشكسالي هاي رنج آور گذشته كه آسيب هاي زيادي خصوصا به بخش كشاورزي وارد كرد راحت شوند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 11:21  توسط وحید قرایی  | 

300 / کارتونی از حسن کریم زاده

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 10:54  توسط وحید قرایی  | 

نوشته ای از رسول رستگاری در سایت خبرگزاری انتخاب

چند سئوال در خصوص آزادي ملوانان انگلیسی!

 

در چند سال گذشته و هرچه به زمان حال نزدیک میشویم بویژه بعد از دفاع مقدس بدلیل استفاده ابزاری از کلمات، بار معنوی آنها کم شده است دیگر واژه هایی چون آزادی، احزاب، انتخابات، شهادت، شجاعت، غیرت، رافت اسلامی و عطوفت دقیقا برای مردم همان تعریفی را ندارد که سالها پیش داشت و وقتی آنرا میشنوند به یاد می آورند که چگونه بسیاری از مسئولان در این سالها با این کلمات ضعفهای خود را پوشانده اند.
بگذاريد اين مبحث را با سئوالاتي به صحنه نقد و بررسي ببريم.
1-با انجام یک تعقیب و گریز ساده میتوانستیم بدون دستگیری این افراد قائله را ختم کنیم. که نکردیم!
2-در صورت دستگیری این افراد و نشان دادن اقتدار نظامی بعد از یک یا دو روز مي توانستيم آنها را آزاد کنيم که نکردیم.
3-اما رسانه هاي غربي خبر از برنامه ريزي قبلي مي دادند...اگر این بازداشت برخلاف اصرار خیلی ها یک کار از پیش برنامه ریزی شده با هدفي مشخص بود.«ادعاي اين سئوال، حضور گروه فیلم برداری از تجاوز ناگهانی یک گروه انگلیسی به آبهای ایران است، آیا ایران از تمام عملیاتهای نظامی پدافندی خود فیم برداری میکند؟»
حال سوال اینجاست که با چه هدفی این عملیات انجام شد؟ و آیا به آن اهداف دست پیدا کردیم؟ (مثلا معاوضه با 5 دیپلمات)که نکردیم.
 4-اگر هدف از بازداشت این ملوانها نشان دادن اقتدار جمهوری اسلامی بود با آزاد کردن آنها قبل از پایان ضرب الاجل توني بلر آيا نتيجه دلخواه حاصل شد؟ بهتر نبود قبل از دادن اولتیماتوم یا بعد از پایان آن این رافت را بخرج میدادیم؟
5-رئیس دولت آنقدر از آزادی این 15 ملوان خوشحال بودند که شخصا برای بدرقه متجاوزین((نقل از خود رئیس جمهور)) رفتند. این برخورد متضاد معنايش چيست؟ رئیس دولت ایران با گروهی ازمعاونان و وزرا برای بدرقه متجاوزین حضور بهم رساندند. به نظر مي رسد باید شأن ملت ایران را به نحوي ديگر حفظ ميكرديم، آيا كرديم؟!
 6-حال سوال اینجاست از اين تجربيات كجا سود جويئم و چه كنيم كه در آينده كار به اينجا نرسد؟ اگر سیاست هسته ایی ما از جنس همین كنش و واكنش اخير در خصوص بازداشت و ازادي ملوانان انگليسي باشد، چه کسی پاسخگو خواهد بود؟!
به نظر مي رسد كه بايد نهادها و مجامع مسئول چتر نظارت خود را بر عملکرد آقایان بيشتر بگسترانند تا تمامي سياست هايي كه اتخاذ مي كنيم به سود ايران تمام شود. هرچند بريتانيا از موضع اخير ايران خوشنود است اما 13روز گذشته هيچگاه از ياد آنان نخواهد رفت.
و نيز بماند بر قضاوت تاريخ كه در دو هفته گذشته چقدر به میزان فرار سرمایه ها و مغزها اضافه شد!؟

****

البته این درخواست هم از رییس جمهور وجود دارد که حالا که امکان آزادی متجاوزان انگلیسی به دلایل و مناسبت های مختلف وجود دارد شرایط آزادی زندانیان سیاسی ایرانی را هم در حد امکان و توجه به اتهام وارده فراهم آورد...


+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 10:43  توسط وحید قرایی  | 

نگاه

 

تعطيلات بد نيست، اگر…

احمد زیدآبادی-روز:نمي دانم چرا بعضي از همکاران من از تعطيلي نيم ماهه کشور در آغاز فصل بهار اين همه مي نالند. به باور من، تعطيلات نوروز در کشوري مانند ايران که نظام اداري آن فاسد و فشل است، به جايي آسيب نمي رساند و حتي منتشر نشدن روزنامه ها هم!
در واقع تعطيلات طولاني نوروزي، فرصتي است براي تمدد اعصاب مردمي که در طول سال خبر خوشي نمي شنوند و به مدد بنزين ارزان قيمت، ماشين هاي قسطي و چادرهاي مسافرتي اين امکان را مي يابند که از چهار گوشه اين کشور پهناور به سوي سرزمين هاي گرم جنوب هجوم آورند و بدون آنکه لازم باشد هتلي رزرو کنند يا در رستوراني غذا بحورند، در کنار هر تک درخت و حتي بوته اي بيتوته مي کنند و املت خود را بر روي گاز پيک نيکي طبخ مي کنند و اگر از شانس شان باران هم نيايد، نيازي به حياط مدرسه اي هم پيدا نمي کنند تا چادرهاي رنگارنگ خود را در آن علم کنند و يا به زير سايباني بخزند.

از اين رو، تعطيلات طولاني نوروزي به نظر من نه فقط جاي جوش زدن ندارد، بلکه من نگران آنم که در سال آينده که بنزين به احتمال زياد گران و يا کوپني خواهد شد، اين همه مردمي که اکنون تمام دلخوشي شان سفرهاي ارزان نوروزي است، سال بعد چه خواهند کرد.

دلپذيرتر از تعطيلات اما دور بودن اجباري از اخبار کسالت آور و نگران کننده اي است که امثال ما در طول سال مجبور به پيگيري و تحليل آنها هستيم. چه خوش است دنياي بدون خبر، بخصوص آنکه در اين دوره مسئولان هم امکان اظهار نظرهاي پي در پي ندارند و به عيد ديدني مشغولند.

امان اما از مسئولاني که سکوت در همين چند روزه عيد را هم تاب نمي آورند و به هر طريق ممکن، خود را به رسانه اي مي رسانند تا راديو و تلويزيون که همانند مشروطه پدران ما به هيچ روي تعطيل بردار نيست، خبري داخلي به جز اعلام شرايط جوي و تلفات تصادفات جاده اي مسافران نوروزي هم داشته باشد.

چقدر آدم بايد کم شانس باشد که مثلا در روستايي در حاشيه شهر لردگان که براي خريدن پفک براي فرزندش از ماشين پياده شده است، به طور اتفاقي از راديوي مغازه دار بشنود که وزير محترم اطلاعات به «عوامل دشمن» هشدار داده است که زير ذره بين قرار دارند و اگر به آغوش ملت باز نگردند، با آنها قاطعانه برخورد خواهد شد.

من و دوستان و همکاران و همفکرانم که بحمد الله عوامل دشمن نيستيم و در آغوش ملتيم، پس خيالمان راحت، اما از آنجا که به خلاف اصرار مدير مسئول کيهان عوامل دشمن چندان هم تابلودار نيستند، ذهن وامانده چقدر بايد فسفر بسوزاند تا به ماهيت عوامل مورد نظر وزير محترم پي ببرد و سرانجام هم گيج و منگ بماند!

به هر حال از کم شانسي من بود که در گذر از حاشيه هاي شرقي سلسله کوههاي به فلک کشيده زاگرس، به جاي آنکه جان و دلم را به طبيعت زيبا و دلپذير خداوند بسپارم، ذهنم مشغول تحليل چيزي شد، که از در فرار بودم.با اين همه، تعطيلات طولاني نوروزي بد نيست، البته اگر مسئولان هم در تعطيلات باشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 12:42  توسط وحید قرایی  | 

وقتی قراره از یک سانحه وحشتناک رانندگی جون سالم به در ببری....

تا حالا ماجراهای عجیبی از سوانحی که افراد به طور معجزه آسا از اونها جون سالم به در بردند شنیدیم. این هم یکی از اونهاست که ظاهرا در کشور آمریکا اتفاق افتاده..

با تشکر از مجید قرایی که عکسها رو برام فرستاد

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 14:5  توسط وحید قرایی  | 

یادمان

 

به بهانه اولين سالگرد درگذشت استاد علي اكبر صنعتي

 

داود غضنفری

آري بهار آمد و خاطرات فروردين 1385 كه در آن عزيزي از دردانه هاي روزگار ، استادي بزرگ و هنرمند در عرصه زندگي و هنر از اين دنيا به سراي باقي شتافت . او كسي نبود جز استاد سيد علي اكبر صنعتي کرمانی...

 داستان از آنجايي شروع شد كه كودكي از خاك بر افلاك رفت . او كه در كودكي پدر و نان آور خود را از دست داده بود با چرخ ريسي مادر زندگي را گذران مي كرد و تكه ناني براي خوردن داشت در آن سالهاي سياه بعد از جنگ جهاني اول در همه جاي ايران مردم اين وضع را تجربه مي كردند ولي كودك به جا مانده از محمدرضا در دامن پر مهر بي بي جز نان چيز ديگري نمي ديد . مادر كه چاره اي نمي ديد از مردم شنيده بود كه پير مردي مهربان در شهر كريمان زندگي مي كند نامش علي اكبر و كنيه اش صنعتي است. وي كه خود داستاني زيبا دارد با سفارش سيد جمال الدين اسد آبادي در شهر خود يتيم خانه اي را بنا كرده بود كه كودكان بي سرپرست كرماني را در آن نگهداري مي كرد .

بي بي خسته از زمان و روزگار كودك خود را به نزد حاجي برد ، حاجي به مهرباني و روي باز از اين مادر و فرزند استقبال كرد و سرپرستي اين كودك را به عهده گرفت . خيلي زود حاجي متوجه شد كه اين كودك ، استثنايي و با كودكان ديگر متفاوت است ،‌ وي كه تجربه يك عمر زندگي را داشت ،‌ از نگاه نافذ كودك پي به روشن بودن آينده اين بچه برده بود . او كه با تكه زغالي بر تن تازه سفيد شده يتيمخانه نقش گل آفريده بود با بازخواست خدمتكار يتيمخانه روبرو شده بود ، خود استاد مي فرمود كه بنده خدا نمي دانست كار چه كسي بوده است و مرتب فرياد مي كشيد و ما هم در صف از ترس تكان نمي خورديم تا اينكه حاجي سر رسيد و پرسيد چه شده بابا ، اين همه فرياد مي كني ، وي گفت حاجي جان نگاه كن بر ديوار تازه سفيد كاري شده اينجا چه كرده اند ،‌ حاجي با نگاه هميشه مهربانش بر ديوار نگاه كرد و شروع به خنديدن و تعريف كردن كرد. او با اين كارش علي اكبر كودك را به سوي جاده پيشرفت رهنمون ساخت ، حاجي گفت به .. به .. چه نقاشي هاي زيبايي ، بابا كار چه كسي بوده ،‌ بيايد جلو ، مي خواهم به او جايزه اي بدهم . علي اكبر كه در صف كودكان ايستاده بود پاي جلو مي گذارد و مي گويد من كشيده ام آقا . حاجي كودك را به داخل ساختمان برده و به او مي گويد پسرم تو كه اينقدر به نقاشي علاقه مندي بگو برايت كاغذ و قلم بخرم تا در آن نقاشي كني . همان روز حاجي قلم كاغذي را خريداري كرده و به علي اكبر مي دهد و او نيز كه بسيار شادمان شده تصميم مي گيرد اين كار حاجي را جبران كند و شروع به كشيدن دو كف دست كه به رسم ادب شاخه گلي را در ميان دارد و قصد هديه دادن شاخه گل را دارد مي كند. او اولين اثرش را با رنگ گلبرگ ها و برگ گل هاي طبيعي رنگ مي كند و اثري زيبا را پديد مي آورد و آنرا به جهت پيشكش به نزد حاجي برده ، حاجي بعد از ديدن نقاشي منقلب شده و آنرا قاب مي كند و بالاي سرش در دفترش نصب مي كند سكه اي را كه اولين دستمزد علي اكبر مي باشد را به او مي دهد . او از فرط خوشحالي سر از پا نمي شناسد و اينقدر ذوق زده مي شود كه تصميم مي گيرد براي دوستانش در يتيم خانه تصاوير آنها و يا اقوامشان را به روي كاغذ بياورد.

آري اين طفل در دامن مردي پرهيزگار و عاشق تبديل به بزرگ مرد هنر ايران شد . تشويق حاجي چنان در وي تاثير گذاشت كه وي را به افلاك برد .

حاجي كه از ذوق و هنر سرشار اين كودك آگاهي پيدا كرده بود و علاقه وافر او را به يادگيري هنر مي دانست با پسرش عبدالحسين تماس مي گيرد و علي اكبر را به تهران نزد او مي فرستد ، خود استاد مي فرمود سر از پا نمي شناختم و باور نمي شد من علي اكبر صنعتي مي خواهم وارد مدرسه صنايع مستظرفه شوم . براستي مي توانم كمال الملك را از نزديك ببينم .

آري بدين طريق علي اكبر به مدرسه صنايع مستظرفه وارد شد و در عين ناباوري متوجه عدم حضور كمال الملك در مدرسه شد بعد از پرس و جو از شاگردان وي متوجه شد كه به روستاي احمد آباد نيشابور رفته و در آنجا زندگي مي كند .

هر چند كه بعدها علي اكبر تصميم گرفت به قصد زيارت بارگاه امام هشتم به مشهد برود و آرزوي چندين ساله مادرش را كه به همراه مي برد برآورده سازد . استاد خودش اين چنين مي گفت كه در نيشابور مادرم را درجايي گذاشتم و خود كه طي نامه يكي از شاگردان كمال الملك به وي معرفي شده بودم به نزدش شتافتم و در روستاي احمد آباد توانستم مراد خود را ببينم . كمال الملك با روي باز و منش والا از شاگرد مدرسه اش پذيرايي كرد و نصايح بسياري به من كرد و مرا را رهنمون ساخت و در پايان ديدار نمي توانستم از وي دل بكنم و جدا شوم .

آري در مدرسه ابتدا مينياتور و نقش فرش را يادگرفت و بعد نقاشي و بعد از آن با پدر مجسمه سازي ايران مرحوم استاد صديقي آشنا شد و رو به مجسمه سازي كرد و تكنيك هاي اين كار را از استاد صديقي مي آموخت .

استاد صنعتي تنها شاگرد اين مدرسه بود كه در تمام رشته ها از جمله نقاشي ،‌ مينياتور ،‌ مجسمه سازي و موزاييك به درجه استادي رسيد .

بعد از يادگيري تصميم گرفت دين خود را به كسي كه همچون پدر دوستش مي داشت ادا كند . پس تصميم گرفت به كرمان برود و از بين بچه هاي يتيم آن يتيمخانه 40 نفر را كه استعداد بيشتري داشتند ،‌ انتخاب كرد و به آنان هر آنچه كه آموخته بود ، ياد داد كه از بين اين 40 كودك چندين نفر آنان به درجات عاليه هنر دست يافتند .

اين قسمتي از زندگي نامه و سرگذشت اين نابغه ايران زمين است كه عمر خود را وقف هنرش كرد و عاشقانه زيست و عاشقانه به پيش معبودش شتافت .

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 10:7  توسط وحید قرایی  | 

سیزده به در!/ کاری از صالح رزم حسینی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 13:28  توسط وحید قرایی  | 

نگاهی به منطقه زیبای سیرچ

 

نگینی در دل کویر 

وحید قرایی-سیرچ یک منطقه ی دیدنی در 50 کیلومتری شرق شهر کرمان است. جایی که در 30 کیلومتری آن شهر شهدادبه عنوان یکی از گرم و خشک ترین شهرهای ایران قرار دارد.

موقیت مکانی سیرچ و آب و هوای خنک و باغ های دیدنی آن برای کسانی که کرمان را به عنوان یک منطقه کویری می شناسند بسیار جالب توجه است. رودخانه ای که از میان این روستای زیبا می گذرد، باغ ها، مناطق برف گیر و کوهستانی زیبا و استخرهای آب گرم در نزدیکی آن می تواند برای هر کسی که قصد استراحت و تفریح در یک طبیعت زیبا را داشته باشد مورد توجه قرار گیرد.

البته بارندگی های قابل توجه امسال بر همه زیبایی های این منطقه دیدنی خواهد افزود.30 کیلومتر آن طرف تر هم شهداد به عنوان شهری کویری با تاریخ چند هزار ساله و دیدنی های خاص خودش می تواند برای هر کسی جالب و قابل توجه باشد. ضمنا هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده معروف کشورمان متولد این منطقه زیبا در استان کرمان است.

عکس سیما کارآموزیان

جاده زیبای سیرچ

عکس: سیما کارآموزیان

عکس: وحید قرایی

عکس: وحید قرایی

عکس: وحید قرایی

عکس: وحید قرایی

عکس: وحید قرایی

...و پاکیزه نگه داشتن چنین مکناطقی وظیفه همه ماست تا چنین مناظری به وجود نیاید

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 16:46  توسط وحید قرایی  | 

 

نورورز باستانی

 

مبارک باد

 

پاینده ایران و ایرانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 0:14  توسط وحید قرایی  |