تبليغاتX
کرمان خبر

کرمان خبر

خبر و عکس

نگاهی کوتاه به جاذبه های دیدنی شهرهای استان کرمان

 

منتشر شده در روزنامه ایران

استان كرمان به عنوان پهناورترين استان كشور از شهرهايى تشكيل شده است كه هر يك داراى جاذبه هاى تاريخى و طبيعى قابل توجهى هستند . تنوع فرهنگى و اقليمى عامل مهمى بوده تا در هر گوشه اى از استان كرمان نمودهاى اين گوناگونى قابل مشاهده باشد. ۱۵ شهرستان با ۵۷ شهر و ۱۴۲ دهستان هر يك در خود بخشى از تاريخ اين مرز و بوم را جاى داده اند كه مى تواند براى هر بيننده اى قابل توجه باشد.
شهرستان بافت
بافت با ۱۳ هزار و ۱۸۶ كيلومتر مربع وسعت در دامنه كوه هاى لاله زار واقع شده است . اين شهرستان در ميان رشته كوه هاى هزار و بلندى هاى جبال بارز محصور است و با داشتن ۲ قسمت گرمسير و سردسير محل ييلاق و قشلاق عشاير كرمان است. آثار تاريخى آن عبارتند از: تپه يحيى در روستاى صوغان كه به دوران پيش از تاريخ تعلق دارد، تل تخت قيصر در روستاى سيد مرتضى، قلعه شاهماران در بخش ارزوئيه، امامزاده سيد على در بافت كه بناى آن متعلق به دوران صوفيه است، امامزاده يحيى در بخش ارزوئيه كه بناى آن نيز متعلق به دوران صفويه است و تل كوشك در رابر.
شهرستان بردسير
اين شهرستان با مساحت ۶ هزار و ۳۸ كيلومتر مربع با آب و هوايى سرد و معتدل در منطقه اى كوهستانى در مركز جغرافيايى استان كرمان واقع شده است . توليد قابل توجه چغندر قند به عنوان محصول عمده اين شهرستان موجب ايجاد كارخانه قند در اين شهرستان شده است . آســـياب آبى متعلق به دوران قاجاريه، بقعه پير برحق از دوران ايلخانـــــيان، مسجد جامع گلزار متلعق به دوره سلجوقيان، برج و ارگ بردسير و تل ابليس در روستاى سلطان آباد كه متعلق به دوران پيش از تــاريخ است از آثار تاريخى اين منطقه محسوب مى شوند.
شهرستان بم
بم با مساحت بيش از ۲۱ هزار كيلومتر مربع در جنوب شرقى استان كرمان قرار گرفته است . پس از زلزله دى ماه ۱۳۸۲ شهر بم به عنوان مركز اين شهرستان چهره اى دگرگون از گذشته پيدا كرده است و تنها نخلستان هاى اين منطقه به همان صورت گذشته باقى مانده اند. مجموعه تاريخى ارگ بم كه بناى اوليه آن متعلق به دوران ساسانى است، قلعه تاريخى فهرج متعلق به دوران ساسانى، امامزاده خواجه عسكر و ميل نادرى در نرماشير كه متعلق يه دوران سلجوقى است از آثار تاريخى آن به شمار مى روند. صنايع دستى شهرستان بم حصيربافى، گليم بافى، جاجيم، قاليچه هاى طرح بلوچ و چادر شب هستند. مناطق دهبكرى، مرغك، آب سيد، آب گرم ابارق و آب گرم چهل تن نيز از جمله مناطق خوش و آب و هوا و ديدنى بم است .
شهرستان جيرفت
جيرفت با مساحت ۸۵۹۰ كيلومتر مربع به دليل ۲موقعيت خاص جغرافيايى به «هند ايران » معروف است.
ساخت سد ۴۳۵ ميليون مترمكعبى بر روى رودخانه هليل وضع اين شهر را متحول كرده است . بافت قالى، گليم، جاجيم و چادر شب از گذشته در اين شهرستان رايج بوده است.شهر جيــــرفت كه در تاريخ به «گدروزيا »يا «كمادين » معروف است براساس كاوش هاى باستان شناسى بيش از ۷ هزار سال قدمت دارد و دشت دقيانوس در اين شهر واقع است . قلعه گنج در روستاى كهوروئيه جيرفت متعلق به دوره ساسانيان و مقبره ميرحيدر روستاى اسفندقه كه متعلق به دوره صفويه است از ديگر آثار تاريخى اين شهرستان هستند.
شهرستان راور
راور با ۱۳ هزار و ۸۰۸ كيلومتر مربع در شمال استان كرمان و در محور كرمان - خراسان واقع شده است كه قالى آن شهرتى جهانى دارد . مقبره حاجيه معصومه از دوران صفويه، يخدان راور متعلق به دوران قاجاريه، قلعه قهقهه با قدمتى ۳ هزار ساله و سروهاى تاريخى طرز از جمله آثار تاريخى اين شهرستان هستند. ييلاق فيض آباد، طرز و خورند نيز از مناطق خوش آب و هواى آن به شمار مى روند .
شهرستان رفسنجان
رفسنجان با مساحت ۱۰ هزار و ۶۳۵ كيلومتر مربع با «پسته» شناخته مى شود، در عين حال فرش، گليم و پته نيز از صنايع دستى آن به شمار مى روند. روستاهاى اطراف «سرچشمه » كه معادن آن سرشار از مس است به عنوان منطقه اى كوهستانى و خوش آب و هوا در اين شهرستان شناخته مى شود. قيصريه بازار رفسنجان كه متعلق به دوره آل مظفر است . يخدان كبوتر خان از دوران صفويه و موزه مـــردم شناسى كه متعلق به دوره قاجار است از آثار تاريخى آن به شمار مى رود.
شهرستان رودبار جنوب
رودبار با وسعت ۶۸۸۹ كيلومتر مربع در جنوب شرق استان كرمان واقع شده و به نوشته مورخان ناحيه اى نيمه مستقل در جنوب شرقى ايران بوده است كه تمدن آن از نخستين تمدن هاى بشرى است كه همزمان با تمدن هاى بين النهرين و جيرفت به وجودآمده است.
شهرستان زرند
با مساحت ۴ هزار و ۴۹۱ كيلومتر مربع در شمال غربى كرمان واقع شده است. از آنچه كه در آثار و كتب تاريخى به جامانده است اينگونه استنباط مى شود كه بناى اين شهر مربوط به دوران ساسانيان است . از نظر اقتصادى بيشتر فعاليت مردم منطقه در معادن زغال سنگ متمركز است و كشاورزى منطقه نيز بر پايه كشت پسته، پنبه و غلات پايه گذارى شده است . قلعه دشتخاك با قدمت ۵۰۰ سال و زيارتگاه شيخ احمد در روستاى «حصن» از جمله آثار تاريخى اين شهرستان هستند . قالى، گليم و پته نيز از صنايع دستى زرند محسوب مى شوند به دليل شرايط جغرافيايى منطقه اكثر روستاهاى زرند و خصوصاً سرتخت باغ اسفند از شرايط آب و هوايى مناسبى براى گردشگرى برخوردارند .
شهرستان سيرجان
سيرجان با مساحت ۱۶ هزار و ۱۱۵ كيلومتر مربع از شهرهاى مهم استان كرمان است كه بر سر راه ترانزيت كشورهاى آسياى ميانه به بندرعباس قراردارد و روزگارى نيز مركز استان كرمان بوده است. قلعه سنگ كه متعلق به دوران ساسانى است، شهر قريه، كاروانسراى خانه سرخ، بــــادگير چپقى و باغ سنگى از جمله آثار ديدنى آن محسوب مى شوند . سفالگرى، گليم شيركى پيچ، مسگرى وقالى از جمله صنايع دستى اين شهرستان است و پاريز، سلطان پيرغيب و گــدار خان سرخ به عنوان نقاط خوش آب و هواى آن شناخته مى شوند .
شهرستان شهربابك
اين شهرستان با مساحت ۱۰ هزار و ۵۱۵ كيلومتر مربع در شمال غربى كرمان قرار گرفته كه منطقه اى جلگه اى و كوهستانى است. وجود روستاى تاريخى ميمند كه بناهاى آن در دل كوه كنده شده اند دليلى بر قدمت و تلاش بسيار مردم اين خطه است. از ديگر آثار تاريخى و ديدنى شهر بابك مى توان به مسجد و حسينيه شهر كهنه متعلق به دوران صفويه، عمارت موسى خانى و غار ايوب در روستاى دهج اشاره كرد . گليم، قالى، نمد، مشبك كارى و منبت كارى از صنايع دستى شهر بابك به شمار مى روند .
شهرستان عنبرآباد
عنبرآباد با مساحت ۴ هزار و ۴۷۲ كيلومتر مربع در جنوب شرقى استان كرمان واقع شده است . كشف تپه هاى باستانى كنار صندل در ايــن شهر موجب شد تا نظريات مربوط به نخستين تمدن ها مورد ترديد قرار گيرد .
شهرستان قلعه گنج
قلعه گنج با مساحت ۱۴ هزار و ۲۰۰ كيلومتر مربع در جنوبى ترين نقطه استان كرمان قراردارد . اين شهرستان داراى معادن تيتانيوم، مس، كرم و طلا است كه البته هنوز به بهره بردارى نرسيده اند. تنگ گرشيك، سد گلدشت و درياچه هاى هامون جازموريان به عنوان گردشگاه هاى اين منطقه شناخته مى شوند و خورجين، دست دان، سيك لچك، حصير، چيلك، كپر و پلاس نيز از صنايع دستى مردم اين شهرستان است.
شهرستان كرمان
كرمان بامساحت ۴۴ هزار و ۱۹۳ كيلومترمربع دردشتى به ارتفاع ۲ هزار و ۴۰۰ متر در حاشيه كويرلوت واقع شده است. از مشخصات اقليمى شهركرمان اختلاف شديد درجه حرارت درفصول سرد و گرم وحتى در شب وروز است كه براثر جابه جا شدن هــــوا از سمت كوهستان هاى اطراف به دشت كرمان ايجاد مى شود. از آثار تاريخـى و ديدنـى كـرمان مى توان به مجموعه (حمام بازار ومدرسه) گنجعليخان واقع در مركز شهر متعلق به دوران صفويه، مسجد ملك متعلق به دوران سلجوقيان، مسجد جامع كه درقرن هشتم بنا شده است، گنبد مشتاقيه، يخدان ها، قلعه دختر و قلعه اردشير متعلق به دوران اشكانى و ساسانى، گنبـد جبليـه، ارگ رايـن، باغ شاهــزاده، آستــانه شاه نعمت الله متعــلق به قـــرن نهم هجرى، امامزاده زيد شهداد متعلق به دوره صفويه وتخت درگاه قلى بيگ متعلق به دوران زنديه اشاره كرد. قالى وفرش وقاليچه، مس چكشى و پته نيز به عنوان صنايع دستى اين شهر از اهميت بسزايى برخوردارند. سيرچ، جوپار، كوهپايه، شهداد و ماهان نيز به عنوان گردشگاه هاى طبيعى اين شهرستان به شمار مى روند.
شهرستان كوهبنان
اين شهرستان با مساحت ۳ هزار و ۱۹۰ كيلومتر مربع در شمال غربى استان كرمان واقع شده است.
معادن زغال سنگ پابدانا در اين شهرستان از اهميت زيادى بر خوردار است.
خانقاه ابوسعيد ابوالخير در كوهبنان واقع شده است. علاوه بر آن برج سنگى بى بى عصمت در روستايى به همين نام با قدمتى ۵۰۰ سالـه از اهميت زيادى برخوردار است. قالى از صنايع دستى كوهبنان است. هشونى،گردو كج، پارك طبيعى برهان الدين، پارك حيات وحش داودان و پارك آخوند نيز گردشگاه هـاى اين شهرستان به شمار مى روند.
شهرستان كهنوج
كهنوج با مساحت ۲۱ هزار و ۳۱۵ كيلومتر مربع در جنوب استان كرمان واقع شده است.
خاك حاصلخيز اين منطقه در صورت بارندگى مناسب مى تواند رونق خاصى به كشاورزى اين منطقه بدهد. حصير، زرى دوزى و بلوچ دوزى از صنايع دستى بومى كهنوج است. قلعه گنج، سنگ نوشته هاى زهمكان، باغ ناز دشت، زيارت على، ديوان مريد و باغ روضه ارم نيز از گردشگاه هاى اين شهرستان است.
شهرستان منوجان
منوجان با ۴ هزار و ۸۷ كيلومترمربع وسعت در جنوب غربى استان كرمان قرار دارد و در متون و اسناد قديمى از آن به نام هاى مينوجان ومينوقان نام برده شده است. صنايع دستى اين منطقه حصير بافى وخوس بافى است. ۹۸ درصد مردم منوجان به كشاورزى و دامدارى مى پردازند و غير از زبان فارسى، نوعى گويش محلى منوجانى وبلوچى و گويشى به لهجه بندرعباسى در منطقه رايج است. قلعه منوجان، سد بتنى دستـگرد، شاه اشرف و بى بى طيبه نيز ازگردشگاه هاى اين شهرستان هستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 8:24  توسط وحید قرایی  | 

با دفاع دقيق و آماری از عملكرد دوران اصلاحات انجام شد:

 

حساب‌كشی صريح خاتمی از دولت نهم

نوروز-رییس جمهور سابق كشورمان گفت: معتقدم در همه مواردی كه در آن خطاب به ملت و گذشته شده و یا مطالب نادرستی كه به مردم بیان می‌شود، باید در ازای ارایه آن ، میزگرد گذاشته و مناظره یا بحث شود تا مردم غافل نمانند.

سیدمحمد خاتمی كه در جمع مدیرمسوول، دبیران و روزنامه‌نگاران روزنامه سرمایه صحبت می‌كرد با اشاره به ضرورت توجه به علم و تفاوت‌های بین علوم اجتماعی و علوم دقیقه گفت:«یكی از مشخصات دنیای امروز اعتبار دادن به علم است و البته یك مشكل در این میان وجود داردو آن هم این است كه بخواهیم علم را جای دین قرار دهیم و یا بالعكس؛ بلكه باید توجه داشت كه علم و دین هركدام جای خودشان هستند و دین واقعی هم دینی است كه مخالف با علم نیست.»

رییس بنیاد باران همچنین اظهار كرد:«در زندگی روزمره نیز این كه علم میدان‌دار باشد و كار كارشناسی در امور انجام بگیرد این مساله پذیرفته شده است، تجربه هم نشان می‌دهد كسانی كه به علم در زندگی خود اعتبار بدهند، موفق‌تر خواهند بود وما نمی‌توانیم در مقابل این مساله بایستیم. بنابراگر بخواهیم اقتصاد خوبی داشته باشیم باید به علم و كاركارشناسی با معیارهای علمی توجه كنیم و به خاطر این كه الگوی ما در كشور با الگوی برخی كشورها ممكن است متفاوت باشد، ما نباید با علم مخالفت كنیم، كه در این مساله نیز آمار خیلی مهم است.

خاتمی تصریح كرد:«یكی از مشكلاتی كه ما داریم، آمار است ؛‌ سیاسی شدن مسایل سبب می‌شود كه جامعه از علمی شدن دوری كند و آمار درستی وجود نداشته باشد.» ؛ «اگر خدای ناكرده مشكلی پیدا كردیم برای رفع آن در معیارهای آمارگیری و آمار دست‌كاری كردیم، ممكن است برای یك مدت برخی از مسایل پوشیده بماند و یا برخی از اشكالات را انكار كنیم. اما واقعیت این است كه این مساله مشكلات را حل نمی‌كند.»

وی با اشاره به مساله ای مثل تورم خاطرنشان كرد:«اگر در جامعه تورم وجود دارد و بالاتر از ان احساس فردفرد جامعه هم این است كه تورم وجود دارد و مردم عادی هم تورم را در هنگام خرید خود احساس می‌كنند. حالا شما آمار بدهید كه تورم وجود ندارد و یا تغیری در معیارهای علمی بدهیم که نتیجه دلخواه ما را بدهد؛ اما آن واقعیت از بین نمی‌رود.»

سید محمد خاتمی افزود:«متاسفانه اگر این جامعه احساس كند كه به او دروغ گفته شده است، ولو ا ین كه این دروغ با حسن‌نیت و نیت خیر بیان شده باشد، این اعتماد متقابل نه تنها میان عالمان و نخبگان با كسانی كه مدیریت جامعه را برعهده دارند، از بین می‌رود بلكه اگر اعتماد میان مردم و مدیریت هم از بین برود، این مشكل بزرگی است كه باید برای آن فكری اندیشیده شود.»

هیچ دولتی نمی‌تواند ادعا كند كه ظرف دو یا سه سال می تواند مشكلات را حل ‌كند
وی همچنین با بیان اینكه در تولید علم، صنعت و اشتغال مشکلاتی وجود دارد و همه ما می‌دانیم كه این نواقص و مشكلات یك شبه قابل حل نیست، گفت: «هیچ دولتی هم نمی‌تواند ادعا كند كه ظرف دو یا سه سال این مشكلات را حل می‌كند، گرچه متاسفانه این ادعا هم مطرح شده است ولی آنچه مهم است اینکه جهتی را برگزینیم که به حل مشکلات منجر شود.»

خاتمی گفت: « بنده از اول كه آمدم گفتم، ساختار اقتصادی ما بیمار است، این بیماری هم امسال، سال گذشته، پنج سال و 10 سال پیش به وجود نیامده است. یك بیماری ریشه‌داری است. در كنار این‌ها مسایل سیاسی و اجتماعی هم وجود دارد و برخورد با آن‌ها مشكل است. بنابراین باید با تدبیر، همدلی و همگامی، گام به گام جلو رفت و این مسایل را حل كرد.»

رییس بنیاد باران در ادامه افزود: «یكی از آرزوهایی كه به دل من ماند هدفمند كردن یارانه‌ها در كشور است كه از ابتدا هم مدنظر من بود و تا حدودی هم در این مسیر گام برداشتیم و جهت‌گیری ما نیز به این سمت بود، ولی نتوانستیم و نشد؛ حالا عدم تحقق‌این مساله چقدر به دلیل نقص من به عنوان مدیر كشور مربوط بوده و چقدر به شرایط اجتماعی كه دیكته می‌كرده است ؛امری است که جای بحث آن اینجا نیست ولی مهم این است که جهت گیری به سوی حل مساله باشد و باید ببینیم اکنون این جهت را طی می کنیم یا نه؟

به گزارش روابط عمومی بنیاد باران ، خاتمی ادامه داد: «متاسفانه رسم شده است كه مسایل واقعی پوشیده نگه داشته شوند و مسایل به صورت دیگری گفته شوند و دایما فرار به جلو صورت بگیرد. همچنین هر چیزی كه نسبت به گذشته است، محكوم و بد جلوه داده می‌شود ؛ ادعای حل مساله می شود در حالیکه می بینیم که مشکل همچنان باقی است بلکه بیشتر و بزرگتر می شود.»

وی هشدار داد: «این مساله اعتماد متقابل بین ملت و نظام را از بین می‌برد و همه باید كوشش كنیم. وگرنه چه كسی می‌خواهد دولتی در این نظام وجود داشته باشد كه موفق نباشد، مگر این‌كه آن فرد خائن باشد، همه ما دلمان می‌خواهد كه كمك كنیم.

رییس‌جمهوری سابق كشور افزود: «ولی این‌طور هم نباشد، که ما هرگونه كه می‌خواهیم صحبت كنیم و هر نسبتی كه می‌خواهیم بدهیم.»

خاتمی در ادامه سخنانش برنامه چهارم توسعه را مورد توجه قرار داد و گفت: «بنده نمی‌گویم بهترین برنامه‌ای كه در دنیا تدوین شده، برنامه چهارم توسعه است. ولی معتقدم علمی‌ترین، كارشناسی‌ترین و كارآمدترین برنامه‌ای كه بعد از انقلاب تدوین شده، برنامه چهارم توسعه است كه در آن از تجربیات برنامه‌های گذشته و نظریات كارشناسانه بهره‌برداری شده و سعی شده است كه نظریات كارشناسی در سطح بالاتری در نظر گرفته شود.»

رییس جمهور سابق كشورمان مواردی از برنامه چهارم را نظیر، رشد اقتصادی 8 %، تورم یك رقمی، وضعیت اشتغال و بیكاری، سرمایه‌گذاری و ... را مورد اشاره قرار داده و گفت: «مگر می‌شود بیكاری را بدون زمینه‌سازی برای ایجاد اشتغال از بین برد و مگر بدون شركت دادن بخش خصوصی و جذب سرمایه‌های داخلی و خارجی و جذب تكنولوژی و امكانات خارجی می‌توان به اشتغال پایدار و مورد اطمینان رسید. ما كه سحر و جادو نمی‌كنیم. بالاخره این كار باید انجام بگیرد. این مسایل باید گفته شود و جامعه بداند كه ما چقدر درآمد داشتیم و این درآمد را چگونه مصرف كردیم.

وی در مورد اجرای عدالت نیز گفت:«اگر درآمد سرانه ارتقا پیدا كرد آنگاه توزیع عادلانه در جامعه صورت گرفت ،عدالت معنا پیدا می‌كند؛ در غیر این صورت اگر ارتقا پیدا نكند چه چیز را می خواهیم عادلانه توزیع كنیم؟ بنابراین بایدزمینه سرمایه‌گذاری و ایجاد اشتغال فراهم شده و سهم بخش خصوصی مشخص شود.»

وی سپس درآمد نفتی در دولت اصلاحات را مورد توجه قرار داد و گفت: «متوسط درآمد نفتی ایران در آن دوره؛ بیست و یكی دو میلیارد دلار در سال یعنی حدود 160 یا 170 میلیارد تومان در هشت سال بود. با این درآمد 15 میلیارد تومان هم ذخیره ارزی در حساب برای دولتی گذاشتم كه هم‌اكنون سركار است و بعد از آن قیمت‌ نفت تقریبا سه برابر شده است اما در این میان بخش خصوصی چقدر رشد كرده است؟

خاتمی تاکید کرد:برای اولین بار حدود هشت یا 9 میلیارد دلار برای بخش خصوصی ازحساب ذخیره ارزی توافق شدوپنج یا شش میلیارد دلار از پول نفت به بخش خصوصی تزریق شدكه فكر می‌كنم مواردی كه هم‌اكنون در بخش خصوصی كشور در حال به ثمر رسیدن است مربوط به سرمایه‌گذاری‌های همان وقت است. حالا شما بروید ببینید ظرف دو-سه سال گذشته چقدر از حساب ذخیره ارزی صرف امور جاری كشور شده است؟و چقدر در جای خود یعنی در خدمت سرمایه گذاری بخش خصوصی مصرف شده است؟!»

رییس بنیاد باران افزود: «در عین حال معتقدم كه همان زمان هم صددرصد موفق نبودیم و سهمی را كه باید به بخش خصوصی می‌پرداختیم، نپرداختیم و امروز كه باید چندین برابر در حساب ذخیره‌ ارزی، ذخیره داشته باشیم و چندین برابر گذشته به بخش خصوصی كمك كنیم و رونق در اقتصاد ایجاد كنیم؛ می‌بینیم كه باز هم دولت بزرگ‌ترین رقیب بخش خصوصی است.»

سیدمحمد خاتمی در ادامه با اشاره به اصلاح نظام مالیاتی در دولت اصلاحات گفت: «ما ابتدا باید بخش خصوصی را حمایت كنیم. یك روی قانون مالیات‌ها این بود كه بخش خصوصی تقویت شود ما میزان مالیات را به نفع تولید در بخش خصوصی كاهش دادیم و این مساله جزو افتخارات ماهست. امروز رسانه‌های فراگیر این مسایل را مطرح نمی‌كنند و كسی هم نیست كه در این رسانه‌ها به تبیین این موارد بپردازد؛بلکه این رسانه ها و محافل بر عکس در جهت تخریب و وارونه نشان دادن امور حرکت می کنند.»

اتهام زدن و مسائل را وارونه جلوه دادن نه به نفع اسلام و انقلاب است ؛ نه دردی از مردم و نظام درمان می کند
رییس موسسه بین المللی گفت و گوی فرهنگها و تمدنها افزود: «بنده معتقدم در همه مواردی كه در آن خطاب به ملت و گذشته شده و یا مطالب نادرستی كه به مردم بیان می‌شود، باید در ازای ارایه این مطالب نادرست میزگرد گذاشته و مناظره یا بحث شود تا مردم غافل نمانند.اتهام زدن و مسائل را وارونه جلوه دادن نه به نفع "اسلام و انقلاب" است،نه دردی از" مردم و نظام" درمان می‌کند! نه دولت از این طریق تقویت می‌شود؛بلکه باید به گونه‌ دیگری دولت را تقویت كنیم.»

سید محمد خاتمی خاطرنشان كرد كه «دولت باید قبول كند كه از علم، واقعیت‌ها و كارشناسان بهره بگیرد.» وی با اشاره به امكانات دولت نهم افزود: «بنده معتقدم امكانات فراوانی وجود دارد؛ هر چند كه ما زمان را به سرعت از دست می‌دهیم، چرا كه امسال سال سوم برنامه چهارم است.»
در همین زمینه سیدمحمد خاتمی حركت دولت اصلاحات را در جهت تطبیق با برنامه سوم توسعه كشور مثال زد و تصریح كرد: «ما در برخی‌ جاها از برنامه سوم جلو ، در برخی جاها 90 تا 95 درصد با برنامه سوم همگام و البته در بعضی موارد نیز عقب بودیم.

رییس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:در مجموع حاصل برنامه سوم، مثبت بود و اگر ملاك كارآمدی این مساله قرار دهیم و به درستی اطلاع رسانی کنیم میزان خدمت دولتها معلوم می شود؛البته دولت ایده‌آل دولتی است كه نه تنها صددرصد به اهداف برسد بلكه از اهداف برنامه هم جلو بیفتد. همان گونه كه در بخش‌های مختلف نظیر صنعت و كشاورزی، جلو زدیم و در بعضی بخشی‌ها هم گاه عقب بودیم.»

وی افزود: «اتفاقات برنامه چهارم با توجه به نقص‌هایی كه در كار ما وجود داشت یا برآوردهای نادرستی كه در برنامه سوم داشتیم، تكامل پیدا كرد و باید دید واقعا می‌توانیم در پایان چند برنامه‌ای كه داریم به اولین قدرت منطقه تبدیل شویم یا خیر؟ بالاخره همه باید جوابگو باشیم. ما وظیفه داریم كه به مردم خدمت كرده و آن‌ها را رشد داده و جامعه را به جلو ببریم.»

باید از رسانه ملی گلایه كرد...
به گزارش روابط عمومی بنیاد باران، سیدمحمد خاتمی در ادامه ابراز عقیده كرد: «بنده معتقدم كه این مسایل باید با انصاف و منطق در عرصه افكار عمومی بیان شود و از این جهت باید از رسانه ملی كه باید پیگیر چنین مسایلی باشد گلایه كرد كه هر گونه تهمت و نسبتی به برخی افراد و جریان‌ها نسبت داده می‌شود و طرف مقابل هم هر گونه ادعایی می‌كند و البته جریانی كه به آن نسبت ناروا داده شده است نمی‌تواند حرفی بزند و اگر هم حربی بزند به جایی نمی‌رسد و البته مردم را هم اینچنین در بلاتكلیفی می‌گذاریم. این امر به نفع هیچ كس و كشور نیست و آثار بدی نیز برای جامعه به جای می‌گذارد.»

رییس موسسه بین المللی گفت و گوی فرهنگها و تمدنها در ادامه امسال را مورد اشاره قرار داد و گفت:‌«اگر می‌خواهیم در سال اتحاد ملی به این امر دست یابیم، اولین مساله رعایت انصاف است. باید دولت را كه در مركز و محور كار است كمك نمود،نباید آن را مورد تهاجم بی‌جا قرار داد و تضعیف كرد. از طرفی نه دولت و نه جریان‌های دیگر نباید به كسانی كه خدمت‌ كرده‌اند و یا می‌توانند خدمت كنند رفتار ناروا داشته باشند؛امیدوارم خداوند همه ما را هدایت کند که صاقانه با مردم روبرو شویم.»

خاتمی اظهار داشت: «اگر مردم برخی موارد را احساس نكنند برای مدتی می‌توان مسایل را حل كرد اما اگر مسایلی كه ادعای اصلاح آن می‌شود با احساس مردم مغایرت داشته باشد، این موارد ضدتبلیغات است.»

رسانه‌ها باید سعی كنند تا واقعیات را به مردم اطلاع دهند
وی در خاتمه اظهار كرد: «كشور متعلق به همه است. تمام مسوولین باید در كنار هم باشند و رسانه‌ها نیز باید با دلسوزی مطالب را برای مردم و دولت منتشر كنند و سعی كنیم تا واقعیات را به مردم اطلاع بدهیم.»

سید محمد خاتمی افزود: «باید مردم را در امور مشاركت بدهیم. مشاركت در اقتصاد و سیاست و همه عرصه ها؛ اگر می‌گوییم ما طرفدار مردم هستیم باید ملاك و معیارمان مشاركت مردم باشد و موانع را در این زمینه كم و نه این كه زیاد كنیم.»

رییس جمهور سابق كشورمان تاكید كرد: «یكی از معیارهایی كه باید در موفقیت و نحوه عملكردها در ورای شعارها سنجش قرار بگیرد، این است كه ببینم در عمل چقدر به مردم قیمت داده شده است و عملا چقدر مشاركت مردم افزایش یافته و البته باید دید كه مردم نیز تا چه حد احساس مشاركت در امور می‌كنند.»

خاتمی در ابتدای این دیدار با اشاره به پایان ماه مبارك رمضان و ابراز امیدواری از این‌كه همگان از این ماه بهره و فیض كافی برده باشند گفت:«این جمع، جمع مباركی است و فعالیت در حوزه نشر و اطلاع‌رسانی و ارایه آگاهی مسلما از كارهای خوب جامعه است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 17:52  توسط وحید قرایی  | 

باند سرقت از مغازه ها، داخل خودروها و سرقت موتورسیکلت در کرمان متلاشی شد

 

اعتیاد به "شیشه" عامل تشکیل باند سرقت

321747.jpg

 ۵ نوجوان كه براى تأمين هزينه هاى خريد ماده مخدر "شیشه" شبكه سرقت تشكيل داده بودند از سوى كارآگاهان پليس آگاهى كرمان رديابى و دستگير شدند.

فعالیت این باند سرقت در چند مدت گذشته باعث ایجاد جو ناامنی و نگرانی کرمانی ها شده بود.

سرهنگ قاضى زاده رئيس پليس آگاهى فرماندهی انتظامی استان کرمان در اين باره گفت:پس از وقوع چند فقره سرقت موتوسيكلت و دستبرد به مغازه ها و خودروها با شيوه هاى يكسان موضوع به صورت ويژه در دستور كار پليس آگاهى قرار گرفت تا اين كه سرانجام كارآگاهان با شگردهاى پليسى ويژه و دام گذارى در نقاط مختلف شهر ۵ نفر از اعضاى اين شبكه را كه نوجوانان ۱۴ تا ۱۸ سال هستند را دستگير كردند.

به گفته وى سارقان تاكنون به ۱۱۷ فقره سرقت اعتراف كرده اند و تحقيقات در اين زمينه ادامه دارد. سرهنگ قاضى زاده در تشريح شگرد اين باند گفت: آنها مغازه هاى بدون حفاظ و دزدگير را دقيقاً شناسايى و در ساعات پايانى شب پس از شكستن شيشه ها سرقت مى كردند. در سرقت از داخل خودروها نيز سارقان با استفاده از كاشى شمع اقدام به شكستن شيشه خودرو و سرقت مى كردند و با قطع سیم زیر باک موتورسیکلت های بدون قفل آنها را سرقت می کردند.

 تحقيقات ويژه پليسى از نوجوانان بزهكار ادامه دارد تا پس از تکمیل پرونده به مراجع قضایی تحویل داده شوند.

به هر حال اینکه نوجوانانی با این سن و سال کم و با انگیزه مصرف یک ماده مخدر گرانقیمت اقدام به چنین فعالیتی بکنند جای تاسف دارد...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 8:8  توسط وحید قرایی  | 

پیرمرد و گاری

 

عکس: سیما کارآموزیان

عکس: سیما کارآموزیان

می گوید بالای 80 سال سن دارد اما مجبور است برای یک لقمه نان اینگونه کارتن جمع کند و گاری هل دهد و...البته راضی باشد. از این دست آدم های پرسن و سال که مجبورند برای هزینه زندگیشان اینگونه در این سالهای زندگی کار کنند کم نیستند.کافی است به دور و اطرافمان بهتر نگاه کنیم ...احتمالا یک جای کار سیستم تامین اجتماعی کشور لنگ می زند...

عکس: سیما کارآموزیان

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 16:12  توسط وحید قرایی  | 

گروگان گیران همچنان ابراز وجود می کنند

 

داستان بی پایان گروگان گیری

 

وحید قرایی/اختصاصی بام کویر

در همان روزهایی که مقامات ارشد استان کرمان از افزایش قابل توجه شاخص‌های امنیتی در استان کرمان و خصوصا جنوب این استان خبر می‌دادند، اشرار این منطقه یک توریست ژاپنی را ربودند تا نشان دهند که اقدامات آن‌ها از دایره‌ی اعداد و ارقام ارایه شده مسوولان خارج است.

همین چند ماه پیش بود که گروه دیگری از همین اشرار یک زوج توریست بلژیکی را در فهرج بم ربودند و باعث نگرانی کرمانیانی شدند که نگران تبعات چنین رویدادهایی بر وجهه استان‌شان از جهات مختلف فرهنگی، اجتماعی و امنیتی هستند.

واقعیت این است که انتظار مردم این بود که با وعده‌های قاطعانه مقامات و خصوصا استاندار کرمان در مورد تامین امنیت پایدار در جنوب استان کرمان تحولی قابل توجه در این زمینه صورت پذیرد تا شاید به صورتی قابل اطمینان داغ‌ ناامنی از منطقه زدوده شود و امکان معرفی استان کرمان به عنوان استانی امن خصوصا در زمینه‌ی گردش‌گری فراهم شود. اما گویا توانایی اشرار و گروگان‌گیران منطقه بیش از این است که تصور می‌شد و آن‌ها حتی قادرند تا در فاصله‌ی زمانی نه چندان طولانی اقدام به دو گروگان‌گیری گردش‌گران خارجی بنمایند.

در این‌جا این سوال مطرح می‌شود که اشکال کار کجاست که اشرار در مقاطع مختلف فرصت می‌یابند تا این‌چنین اقدام به آدم ربایی نمایند و اقدام به باج‌خواهی و امتیاز طلبی از مقامات دولتی بنمایند و چرا چنین موقعیت‌هایی از اشرار سلب شود تا شاهد تکرار چنین وقایعی نباشیم.

به نظر مي‌رسد تا زمانی‌که بافت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی این مناطق به همین صورت باشد و فعالیت بخشی از اهالی منطقه در راستای قاچاق و شرارت باشد تنها با اتکا به قوه‌ی قهریه نمی‌توان به نقطه‌ی مطلوبی در این زمینه رسید و چرخه‌ی گروگان‌گیری و باج‌خواهی هم‌چنان تداوم خواهد یافت.

تلاش برای تغییر ساختار اقتصادی زندگی مردم منطقه، گسترش آموزش و علم آموزی تغییر دادن مسیر معیشت آن دسته از کسانی که از امور غیرقانونی ارتزاق می‌کنند به کارهای مولد و دارای بازده مناسب اقتصادی، تلاش برای تغییر مسیر ترانزیت مواد مخدر از افغانستان به اروپا در کنار تقویت توان امنیتی و انتظامی در منطقه‌ می‌تواند تا حد زیادی راه‌گشای برون رفت از وضعیت‌ فعلی باشد.

لحظه‌ای تصور کنید که بازتاب‌های منفی به گروگان‌ گرفتن یک توریست خارجی چه اثرات سویی برای استان کرمان دارد و چه هزینه‌ای باید صرف شود تا شرایط پیش آمده اندکی به حالت عادی خود بازگردد. آن وقت سعی نخواهید کرد تا راه‌هایی را که برای ایجاد امنیت در منطقه طی کردید باز هم تکرار کنید.

در این میان اشراری که اقدام به گروگان‌گیری اتباع خارجی در استان‌های کرمان و سیستان‌وبلوچستان می‌کنند معمولا به طوایفی تعلق دارند که از قدرت و نفوذ زیادی در منطقه برخوردارند که تامین امنیت منطقه جز با مشارکت خودشان امکان‌پذیر نیست.

پس ظاهرا منطقی‌تر آن است که شیوه‌های جدیدی برای برقراری امنیت در منطقه و با سنجیدن و در نظر گرفتن همه‌ی عوامل آزموده شود تا بیش از این استان کرمان و مردمانش بهای وضعیت موجود در جنوب این استان را نپردازند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 7:24  توسط وحید قرایی  | 

حمام‌هاي عمومي شهر كرمان رو به تعطيلي

 

آن‌ها كه مشت و مال مي‌دادند و مرده‌اند!

 

سیما کارآموزیان/ اختصاصی بام کویر

مجسمه‌هاي حمام گنجعلي‌خان آن‌قدر طبيعي‌اند كه وقتي وارد حمام مي‌شوي خود را در فضاي بخار گرفته گرمابه‌هاي قديمی مجسم مي‌كني. از در این كه وارد مي‌شويم به قسمت "جوم‌كن" ( جامه‌كن) مي‌رسيم كه محوطه‌اي چند ضلعي است با سكوهاي متعدد که هر كس وارد حمام مي‌شد روي اين سكوها جامه از تن به در مي‌كرد و لنگ مي‌پوشید، از وسط حوض سنگي رد مي‌شد و وارد حمام اصلي كه حوض آب گرم و خزينه بود مي‌شد .

دلاك از حوض آب برمي‌داشت و با گل سرشوي تن و بدن مشتري را مي‌شست و مشتري براي آب‌كشي نهايي به خزينه مي‌رفت و در نهايت از ميان حوض آب سردي عبور مي‌كرد و دوباره به سكو برمي‌گشت تا پول دلاك و حمام را حساب كند و اگر مشتري خوب و مايه‌داري بود با چاي و شربت هم پذيرايي مي‌شد و البته آقايان مشت و مال هم مي‌شدند و البته صداي فرياد گونه « خشك» كه از هر طرف شنيده مي‌شد.

اين حمام‌ها اگر چه فقير و غني را از هم جدا مي‌كردند اما باز هم حال و هواي خاصي داشتند و حوض‌هاي آب گرم و سرد و خزينه و ديگر بخش‌هاي گرمابه‌هاي قديمي گواهي است بردانش و اهميت پاكيزگي براي گذشتگان. اما اين گرمابه‌ها اين روزها به حمام‌هاي نمره با دوش‌هاي تك نفره‌اي تبديل شده‌اند كه عمدتا يا توسط اداره بهداشت تعطيل مي‌شوند و يا به خاطر نداشتن مشتري خود به خود رو به زوال مي‌روند.

تا 12-10 سال قبل حدود 60 حمام عمومی در شهر كرمان فعال بود كه از اين تعداد گرمابه تنها شش حمام كم و بيش سر پا هستند و در ازاي 500تا700 تومان يك دوش يك نفره را در اختيار مشتريان خود قرار مي‌دهند و ديگر از چاي و شربت و مشت‌و مال و دلاك هم خبري نيست.

"مهرابي" رئيس صنف گرمابه‌داران شهر كرمان است. پدرش در حمام ظهير‌الدوله كار مي‌كرد كه اين روزها در دست تعمير است و قرار است جزو ميراث فرهنگي شهر جايي شود براي بازديد مسافران. مهرابي خودش نيز گرمابه‌اي دارد در نزديكي گاراژ سيدي کرمان كه مي‌گويد دير يا زود به‌خاطر كم رونقي بايد تعطيلش كند.

او مي‌گويد:« حمام‌هاي قديمي شهر كه همه‌ تعطيل شده‌اند. تك و توك حمام‌هاي نمره شهر نيز ساختمان‌هاي قديمي دارند بايد تعمير اساسي شوند و تمام كاشي‌ها را عوض كنند كه صاحبانشان به‌خاطر بی‌پولی و يا اداره بهداشت به علت عدم رعایت کامل مقررات آن‌ها را تعطيل خواهند کرد.»

مهرابي در مورد مشتري‌هايي كه به گرمابه مراجعه مي‌كنند مي‌گويد: «ديگر خانه‌هاي كوچك نيز حمام دارند و مشتري‌هاي ما اكثرا كارگران غريبي مثل افاغنه هستند كه در شهر آشنايي ندارند.»

وی در مورد مشت و مال و ديگر خدماتي كه در گذشته به مشتري‌هاي گرمابه‌ها ارائه مي‌شد نيز مي‌گويد: «در ديگر از اين خبرها نيست،مشت و مال دادن هم خاصي دارد كه جوان‌‌تر‌ها بلد نيستند و بدتر دست و گردن مشتري را مي‌شكنند، آن‌هايي هم كه اين كار را بلد بودند همه مرده‌اند.»

مهرابي در پاسخ به اين سوال كه روزانه چند مشتري به گرمابه مراجعه مي‌كنند مي‌گويد: «از صبح تا الان كه نزديك ظهر است جمعا سه نفر نمره گرفته‌اند اما در روزهايي كه تعداد مشتري‌ها زياد باشد تا شب 30 نفر نمره مي‌گيرند.»

او اصلا به جوان‌ترها توصيه نمي‌كند سراغ اين شغل بروند و مي‌افزايد:« درآمد اين كار كفاف قبض‌هاي آب و برق و گاز را نمي‌دهد چه برسد كه جواب‌گوي مخارج يك خانواده‌ باشد.» البته او مي‌گويد: «اين شهر «بن» است و مسافر زيادي هم ندارد كه لااقل آن‌ها بخواهند در گرمابه غبار سفر بشويند اگر مسافري هم باشد همه هتل‌ها و مسافرخانه‌ها حمام دارند و حمام عمومي رفتن ديگر منسوخ است.»

مهرابي در مورد اين‌كه نهادي يا سازمان خاصي از اين صنف حمايت مي‌كند يا نه نيز اعتقاد دارد:« چه كمكي بكنند، هر كاري كه بكنند براي ما جاي مشتري را نمي‌گيرد. يك وام مي‌توانستند به ما بدهند آن هم آن‌قدر شرط و شروط دارد و ضامن و سفته مي‌خواهد كه از خير آن گذشتيم.»

***

گرمابه‌داران‌ كرماني خيلي كه دوام بياورند يكي دو سال ديگر است و گويا اين شغل هم مثل بسياري از شغل‌هاي قديمي منسوخ مي‌شود و از بين مي‌رود. باز جاي شكرش باقي است كه موزه گنجعلي‌خان را داريم كه نمادي باشد از اين شغل قديمي بر خلاف بسياري شغل‌هاي منسوخ شده كه حتي نامي از آن‌ها باقي نيست يادي از آن باقي باشد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 7:14  توسط وحید قرایی  | 

نیروهای اداری شهرداری کرمان ساماندهی می شوند

 

تعدیل نیرو در شهرداری کرمان

 

منتشر شده در نشریه بام کویر

شهرداری کرمان از لحاظ مالی وضعیت مناسبی ندارد و این حرف تازه‌ای نیست. بودجه شهری با وسعت کرمان تنها با رقمی حدود40 تا 50 میلیارد تومان بسته می‌شود که در مقایسه با بودجه شهرداری‌ اصفهان یا شیراز بسیار ناچیز است هر چند که پراکندگی جمعیت و وسعت شهر کرمان از شهری مانند اصفهان بیشتر است.

از سوی دیگر درآمد شهرداری کرمان از محل عوارض مردمی بسیار ناچیز است چرا که ما کرمانی‌ها هنوز به این نتیجه و اطمینان نرسیده‌ایم پولی را که تحت عنوان عوارض به شهرداری شهرمان پرداخت می‌کنیم در گوشه‌ای دیگر از همین شهر صرف زیباسازی و به‌سازی خود شهر می‌شود.

شهروندان کرمانی معمولا تنها زمانی عوارض خود را پرداخت می‌کنند که بعد از سال‌ها قصد خرید و فروش دارند و یا بنا به دلایل دیگری گذرشان به شهرداری می‌افتد و تازه در این مواقع نیز با هزار جور بالا و پایین کردن سعی می‌کنند تا حد امکان این مبلغ را کم کنند و شاید  بنا به همین مشکلات و مسایل مالی است که شهرداری کرمان دست به تعدیل نیروهای خود می‌زند.

شهردار کرمان در آخرین جلسه‌ی شورای شهر که با حضور و اکثریت اعضای شورای شهر تشکیل از شروع تعدیل نیروها خصوصا نیروهای غیر متخصص خبر داد و گفته است: «شهرداری کرمان در حال حاضر سه‌هزار و صد نفر نیرو دارد و متاسفانه روابط خویشاوندی به شدت در شهرداری ریشه دوانده است.»

ابوالقاسم سیف‌الهی در مقایسه شهرداری کرمان و شهری مانند قزوین عنوان کرد: «شهرداری قزوین تنها با 1000 نفر نیرو همان کاری را انجام می‌دهد که ما در کرمان با سه‌هزار و صد نفر پرسنل، و تازه جای تاسف دارد که  اغلب این نیروهایی که با روابط خویشاوندی وارد شهرداری شده‌اند افراد غیرمتخصص و با تحصیلات دیپلم و فوق دیپلم هستند.»

او تاکید کرد: این نیروها مبلغی قریب یک میلیارد و 600 میلیون تومان از شهرداری حقوق می‌گیرند و در واقع 20 میلیارد تومان از 35 میلیارد درآمد شهرداری صرف حقوق این افراد غیر متخصص می‌شود.»

سیف‌الهی تاکید کرد: «اگر 400 نفر از نیروهای شهرداری تعدیل شوند هزینه یک سال آسفالت خیابانهای شهر تامین می‌شود.»

اما مسوول روابط عمومی شهرداری کرمان در این زمینه عنوان کرد: «با این حجم نیرو بدنه شهرداری بسیار سنگین شده است و شهرداری را از حرکت باز داشته است.»

رضا صاحب‌قدم لطفی یادآور شد: «درحال حاضر و در شروع 400 نفر از نیروها بخش اداری تعدیل می‌شوند که با مراجعه به بیمه تامین اجتماعی می‌توانند از حق بیمه بیکاری استفاده کنند اما در بخش کارگری تعدیل صورت نمی‌گیرد بلکه این نیروها و قالب شرکت‌های خصوصی هم‌چنان باقی می‌مانند.»

او در خصوص این‌که این تعدیل نیرو از چه زمانی آغاز می‌شود گفت: «تعدیل نیروها آغاز شده است و تا کنون 15 نفر از نیروهای سازمان عمران شهرداری تعدیل شده‌اند و این روند پله به پله تمام بخش‌ها و سازمان‌های شهرداری را در برمی‌گیرد.»

لطفی نیز با اشاره به گسترش خویشاوند سالاری در شهرداری کرمان گفت: متاسفانه این روند در شهرداری به چشم می‌خورد که گاهی چندین نفر از اعضای یک خانواده در یک سازمان مشغول به کار می‌شدند و در این طرح تعدیل نیز در درجه‌ی اول اولویت با کسانی است که بر اساس روابط در شهرداری مشغول به کار شده‌اند نه ضوابط و از این پس به این مساله توجه بیشتری می‌شود که مدیران تنها یک نفر از اعضای درجه یک خود را می‌توانند به سر کار بیاورند.»

لطفی خاطر نشان کرد: «با تعدیل 400 نیرو 500 میلیون تومان در هزینه‌های شهرداری صرفه‌جویی می‌شود که این مبلغ صرف ایجاد فضای سبز در سطح شهر خواهد شد.»

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 7:8  توسط وحید قرایی  | 

اجازه‌ی برگزاری نمایشگاه کمپانی لباس مریم در هتل پارس کرمان داده نشد!

 

مجوزهای بی‌اعتبار

 

 عکس: وحید قرایی

 

منتشر شده در نشریه بام کویر

مجوز اولین نمایشگاه لباس زنانه کرمان که قرار بود از 22 تا 27 مهر ماه در هتل پارس این شهر آغاز  به کار نماید در روز افتتاحیه لغو شد.

شرکت نمایشگاه‌های بین‌المللی جنوب‌شرق حدودا از یک ماه قبل کار تبلیغات نمایشگاه لباس زنانه را آغاز کرد و تابلوهای تبلیغاتی این نمایشگاه در سطح شهر این نوید را به خانم‌های کرمانی می‌داد که برای اولین‌بار نمایشگاهی متفاوت از نمایشگا‌ه‌های پاییزه و بهاره و... را در زمینه‌ی پوشاک شاهد خواهند بود. در این نمایشگاه که اگر برگزار می‌شد ورود آقایان و البته  کودکان زیر 12 سال ممنوع بود و قرار بود کمپانی اروپایی «مریم» لباس‌ها و کفش‌هایی را بر اساس آخرین روز اروپایی ارایه نماید.

قیمت لباس‌های ارایه شده در نمایشگاه‌ بین ۲۰۰هزار تا 4 میلیون تومان بود و هر چند خرید این لباس‌ها از عهده‌ی بسیاری از شهروند کرمانی خارج بود اما حتی دیدن این لباس‌های پر زرق و برق می‌توانست برای خانم‌های کرمانی جالب باشد.

اما غروب جمعه هنگامی که تعداد زیادی از خانم‌هایی که بلیط حضور در نمایشگاه را دریافت کرده بودند به هتل پارس، مکان برپایی نمایشگاه مراجعه کردند با این پاسخ مواجه شدند که مشکلی در برگزاری نمایشگاه ایجاد شده است. تاریخ بلیط‌های عصر جمعه برای روزهای بعد تمدید شد اما صبح شنبه اعلام شد که مجوز نمایشگاه لغو شده است و کسانی‌که بلیط نمایشگاه را در دست دارند می‌توانند با مراجعه به هتل پارس پول بلیط خود را پس بگیرند.

یک مقام آگاه در توضیح این لغو ناگهانی نمایشگاه گفت:«مجوز برپایی نمایشگاه توسط سازمان بازرگانی صادر شده بود و حتی در روزهای قبل نمایندگان استانداری کرمان و سازمان بازرگانی از نمایشگاه و غرفه‌های چیده شده آن بازدید کرده بودند و ظاهرا مشکلی وجود نداشت.»

او تصریح کرد:« اما از روز پنج‌شنبه شایعاتی در مورد نمایشگاه شنیده می‌شد مبنی بر این که لباس‌ها قاچاق هستند و این‌که لباس‌ها اروپایی‌اند و یا این‌که نمایشگاه به تولیدکنندگان داخلی ضربه می‌زند و حتی گفته می‌شد که تعدادی مانکن از تهران یا هلند برای حضور در نمایشگاه حضور دارند که متاسفانه این شایعات به خارج از استان کشیده شد و برخی مسوولان نسبت به برپایی این نمایشگاه حساس شدند و سازمان بازرگانی در کمال ناباوری مجوز نمایشگاه را لغو کرد.»

وی یادآور شد:«شاید این بد سلیقه‌گی ما بود که روی بلیط‌ها نوشته بودیم«کلیه‌ی اجناس عرضه شده در نمایشگاه‌ اروپایی می‌باشد و بر اساس آخرین  مد روز اروپا طراحی شده اند» و همین جمله بهانه‌ای شد برای لغو مجوز نمایشگاه.

این مقام آگاه تاکید کرد:« این در حالی است که کمپانی مریم که برگزار کننده‌ی این نمایشگاه بود متعلق به یک ایرانی ساکن هلند است که در 110 کشور دنیا نمایندگی دارد و حتی در شیراز، یزد و تهران نیز نمایندگی‌های فروش لباس‌های این کمپانی فعال هستند و مشکلی هم ندارد و در ضمن قیمت بالای این لباس‌ها نیز به این علت است که تزیینات روی این لباس‌ها همه کار دست است.»

او خاطر نشان کرد:« با لغو برپایی این نمایشگاه‌ها شرکت نمایشگاه‌های بین‌المللی جنوب‌شرق 160 میلیون تومان متضرر شده است.»

وی تصریح کرد:« ما امیدوار بودیم که صبح یکشنبه و بعد از تعطیلات سوء تفاهمات را برای مسوولان برطرف کنیم اما متاسفانه قدرت تخریب شایعات به قدری بالا بود که این امر مسیر نشد و ای‌کاش مسوولان اجازه می‌دادند حداقل یک روز نمایشگاه کار کند و در صورت صحت شایعات حکم به تعطیلی آن می‌دادند.»

گفتنی است حخدود 2000 بلیط برای بازدید از نمایشگاه فروخته شده بود که از خریداران پس گرفته شد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 18:36  توسط وحید قرایی  | 

گزارشی از وضعیت پسته در استان کرمان

 

اسیر بحران مالی

 

 

مهناز پهلوان – مهرداد ایزدپناه/اختصاصی امید کرمان

پسته بعنوان محصولی استراتژیک از جایگاه خاصی در بین دیگر تولیدات کشاورزی برخوردار است واز آنجاکه بخش عمده ای از صادرات غیرنفتی کشور ما متعلق به این محصول است درآمد ارزی حاصل از صادرات پسته قابل توجه می باشد . اهمیت این محصول تا بدانجا است که در ایران بیش از 400 هزار هکتار سطح زیرکشت  پسته وجود دارد وبیش از نیمی از این محصول درکرمان کشت می شود ومابقی دراستانهای یزد ، خراسان  ، فارس ، سمنان ، سیستان بلوچستان ، قزوین ،مرکزی ، اصفهان وقم می باشد. کشت قابل توجه پسته دراستان کرمان موجب شده تا این استان در صادرات غیر نفتی کشور جایگاه ویژه ای داشته باشد وعلی رغم  اینکه این محصول ارزآوری قابل توجهی برای کشور دارد اما فروش آن با مشکلات عدیده ای روبرست که هر ساله امید آن می رود در سال بعد از این مشکلات کاسته شود تا پسته ایران جایگاه واقعی خود را دوباره درجهان بدست آورد .

یکی از بزرگترین مشکلات پسته ایران بحث آلودگی این محصول به زهرابه آفلاتوکسین است  که طی سالهای اخیر با تمهیدات صورت گرفته بر کیفیت این محصول افزوده شده اما همچنان نتوانسته جایگاه واقعی خود را در جهان بدست آورد .

بحث صادرات پسته برای ورود به بازارهای جهانی وکیفیت آن از یک طرف ومشکلات داخلی فرا روی باغداران وتولید کنندگان پسته برای فروش در داخل از سوی دیگر موجب شده که وضعیت پسته ایران در شرایط بحرانی قرار گیرد زیرا آنچه از شواهد برمی آید پسته ایران با اینکه محصولی مهم درصادرات به شمار می رود همچنان از سوی دولتمردان ومسئولین مربوطه مورد بی مهری قرار گرفته و با عدم برنامه ریزی های منسجم وکارآمد در جمع آوری این محصول روبروست . سال گذشته فروش محصول پسته به دلیل نبود نقدینگی از سوی شرکت تعاونی پسته رفسنجان با مشکلات فراوان روبرو شد وامید آن می رفت که با توجه به جایگاه این شرکت در بازارهای جهانی وتجربیات مدیران آن از سوی مسئولین استان کرمان وکشور مورد توجه قرار گیرد و با تزریق نقدینگی از شرایط بحرانی بیرون آید اما علیرغم اینکه دولت قولهای مساعد برای همکاری با این شرکت داد شرکت جدیدی بنام «شرکت ملی پسته ایرانیان» با حمایت دولت تاسیس شد واین شرکت نیز بدلیل نداشتن تجربه کافی وجایگاه بین المللی در خرید پسته از کشاورزان با نواقصی فراوان همراه بود .

در سال جاری با توجه به تشکیل ستاد عالی پسته کشور، انتظار آن می رفت که تمهیداتی در راستای خرید پسته از باغداران صورت گیرد وکشاورزان با مشکلات کمتری روبرو شوند ، اما علیرغم اینکه ستاد عالی پسته کشور مصوباتی به منظور اختصاص نقدینگی در نظر گرفت ، این مصوبات عملی نشد وباغداران پس از برداشت محصول خود همچنان در سرگردانی بسر می برند . مهندس محسن جلالپور رئیس اتاق بازرگانی وصنایع ومعادن استان کرمان که خود از تولید کنندگان وصادر کنندگان پسته می باشد در خصوص جایگاه پسته در کشور و جهان گفت : پسته اولین محصول صادراتی در بخش کشاورزی است که درسال 1384 بالاترین رقم صادرات غیر نفتی کشور را به خود اختصاص داد ودر سال 85 بعد از پتروشیمی باز هم در بخش کشاورزی رتبه اول را داشت وامیدواریم که در سال جاری نیز با افزایش صادرات این محصول روبرو باشیم .

وی افزود : امسال انتظار می رفت که بیشترین رکورد برداشت محصول را در طی تمام دوران داشته باشیم اما مقداری از برداشت بدلیل زیاد بودن محصول پسته پوک ونیمه مغز است وموجب شده تا مقدار پسته خشک به اندازه محصول تر حاصل نشود وحداکثر مانند سال قبل 200 هزار تن محصول داشته باشیم . وی بالاترین میزان صادرات پسته را یک میلیارد وصد میلیون دلار در سال 85 بیان کرد  واظهار داشت : در سال گذشته 172 هزار تن صادرات پسته داشتیم که پیش بینی می شود امسال نیز با توجه به نرخ دلار در دنیا ومیزان محصول کشور افزایش آورده دلاری نداشته باشیم .

مهندس جلالپور با اشاره به اینکه امسال پیش بینی افزایش محصول پسته وجود داشت گفت : آمریکا بر اساس این پیش بینی از سه ماه قبل پسته خود را ارزان کرد وبرای اولین بار زیر قیمت پسته ایران به فروش رساند تا از این طریق جایگاه خود را بدست آورد که این موجب شد تا احتمال افزایش ارز آوری بیشتر وجود نداشته باشد .

وی اصلی ترین مشکل پیش روی صادرات پسته را عدم تزریق نقدینگی مصوب ستاد عالی پسته کشور ودست اندرکاران پسته اعلام کرد ویاد آور شد : ستاد عالی پسته کشور تصویب کرد که در سال جاری 250میلیارد تومان برای خرید پسته استان کرمان اختصاص دهد که از این میزان 90میلیارد تومان به شرکت تعاونی پسته رفسنجان ،50میلیارد تومان به شرکت ملی پسته ایرانیان ، 30 میلیارد تومان در اختیار استانداری برای دیگر شرکتهای تعاونی وشرکتهای بزرگ و80 میلیارد تومان در اختیار صادر کنندگان قرار دهد که متاسفانه از 15 شهریور ماه این مبلغ در بانکها مانده وعلیرغم پیگیریهای متعدد همچنان در اختیار دست اندرکاران پسته قرار نگرفته است .

رئیس اتاق بازرگانی وصنایع ومعادن استان کرمان علت عدم اختصاص این مبلغ را مشکل نبود وثیقه ملکی برای دریافت تسهیلات دانست و افزود : با توجه به اینکه چنین وثیقه ای به دلیل نبود سند دفترچه ای ملکی وجود ندارد ، همچنان تولید کنندگان در سرگردانی به سر می برند.  وی اظهار داشت : تاکنون پیگیریهای فراوانی از سوی اتاق صورت گرفته واز استاندار خواسته ایم که بانکها را توجیه کنند تا به صادر کنندگان در قبال سفته زنجیره ای این تسهیلات پرداخت شود . علاوه بر این نامه ای  نیز به وزیر جهاد کشاورزی نوشته ایم تا با بهترین شرایط وکمترین موانع پول به شرکت تعاونی پسته رفسنجان وشرکت ملی پسته ایرانیان تزریق شود که اگر این کار انجام شود بازار پسته تثبیت خواهد شد . مهندس جلال پور خاطر نشان کرد : اگر این نقدینگی ترزیق نشود صادر کنندگان به تنهایی قدرت خرید وفروش پسته را نخواهند داشت .

جلالپور با اشاره به میزان بالای ارزآوری این محصول از مسئولین خواست تا شرایط تخصیص 250 میلیارد تومان که در مقابل درآمد پسته ناچیز می باشد را در اختیار دست اندرکاران قرار دهند تا معیشت صدها هزار نفر که وابسته به فروش این محصول است نجات یابد . وی مشکلات دیگر فراروی محصول پسته ایران را پایین آمدن قیمت پسته بدنبال تصور بالا بودن میزان محصول پسته ایران در سال جاری ورقابت ایران با آمریکا دانست وگفت : باید در حال حاضر از زمان حداکثر استفاده را ببریم که اگر این کار نشود موانع متعددی پیش رویمان قرار می گیرد .

رئیس اتاق بازرگانی وصنایع معادن استان کرمان در خصوص بازارهای پسته جهان اظهار داشت : در جهان سه دسته بازار برای خرید پسته وجود دارد که شامل بازارهای کیفیتی وسلامت پسته در کشورهای اروپایی، ژاپن وکانادا است ودسته دوم بازارهای متوسط است که به قیمت وکیفیت به اندازه دسته اول اهمیت نمی دهندوشامل کشورهای استقلال یافته و کشورهای عربی ، آمریکای مرکزی وجنوبی است ودسته سوم بازارهای قیمتی است که اختصاص به کشورهای خاوردور وکشورهای ضعیف دارد که پسته را با قیمت پایین خریداری می کنند .

وی اظهار داشت : بیشترین صادرات ایران به خاوردور وکشورهای عربی ودر نهایت اروپا تعلق دارد وافزود : چون پسته ایران به لحاظ کیفیت آلودگی دارد تنها 15 تا 20 درصد آن به کشورهای اروپایی وکانادا صادر می شود .

مهندس جلال پور نقش آموزش را در افزایش کیفیت محصول پسته موثر دانست وگفت : دو سال پیش پس از انجام یکسری تحقیقات به جهاد کشاورزی پیشنهاد دادیم تا با توجه به وجود خورده مالکیتهای فراوان شرکت تعاونی هایی تشکیل شود تا با استخدام مهندسین کشاورزی رسیدگی علمی به باغها ، ترویج کشاورزی مناسب ودر اختیار قراردادن امکانات کشاورزی بر کیفیت محصول پسته افزوده شود تا محصولی عاری از آفت به بازارهای جهانی عرضه کنیم اما تاکنون هیچ اقدامی در این راستا صورت نگرفته است .

 وی ادامه داد :در کوتاه مدت مهمترین راه ، آموزش مداوم ، براساس برنامه منظم در ساعات مشخص از طریق رسانه هایی چون تلویزیون ورادیو است زیرا براساس تحقیقات ثابت شده که در طول روز کشاورزان 2تا 4 ساعت خود را در کنار تلویزیون ورادیو می گذرانند .

وی اظهار امیدواری کرد : تا با ارائه آموزشهای لازم و به موقع و اختصاص نقدینگی موانع را از سر راه باغداران بردارند .

مهندس جلالپور از باغداران نیز خواست تا تحمل داشته باشند و محصول خود را به میزان نیاز به فروش برسانند و با بالا بردن کیفیت و سلامت پسته برای رسیدن به جایگاه اصلی پسته در جهان تلاش کنند .

وی موفقیت شرکت ملی پسته ایرانیان و شرکت تعاونی پسته رفسنجان را در گرو مدیریت علمی و کارشناسی و رقابت با صادرکنندگان پسته در دنیا برشمرد و گفت : درصورت عدم پشتیبانی مالی دولت از این دو شرکت ، علاوه بر صدمه به شرکت ها به محصول پسته ایران نیز صدمه وارد خواهد شد .

جلیل مظهری نیز یکی از باغداران پسته در استان کرمان است که به عنوان نماینده جمعی از باغداران با انتقاد از وضعیت خرید و فروش پسته امسال گفت : ژانویه بهترین زمان برای عرضه پسته ایران به بازارهای خارجی است که سال گذشته پسته ایران به موقع برای فروش درژانویه و عید چینی ها در بازارهای خاوردور عرضه نگردید واین موجب خوشحالی صادرکنندگان آمریکایی شد .

وی افزود : بر اساس شواهد موجود امسال نیز پسته به واسطه مشکلات داخلی و خارجی به قیمت واقعی و در زمانی مناسب به فروش نمی رسد . مظهری با اشاره به وعده و وعیدهای فراوان مسئولین برای اختصاص نقدینگی خرید پسته اظهار داشت : بعد از مدت ها انتظار که قرار بود پسته نقداً به فروش رسد اکنون شرکت ملی پسته ایرانیان قیمتی را برای خرید پسته اعلام کرده که از سال قبل ارزان تر است و طی سه قسط چهار ماهه و هشت ماهه پول به باغداران پرداخت می شود . این باغدار پسته یادآور شد : در گذشته پسته در ماه مهر در انبارهای اروپا و خاور دور موجود بود که متاسفانه امسال در آبان ماه تازه مسئولین کشور می خواهند اقدام به خرید پسته نمایند که به طور میانگین پس از طی مراحلی چون گذر از مشکلات ، دریافت تائیدیه های بهداشتی  و در نهایت حمل به وسیله کشتی و دریافت مجدد تائیدیه های بهداشتی در کشورهای دیگر پس از ژانویه وارد بازار می شود که این صدمه زدن به پسته ایران می باشد .

یزدانپناه عضو هیئت مدیره صنف آجیل فروش ، خشکبار و فروش پسته نیز در خصوص خرید و فروش پسته اظهار داشت : در حال حاضر بازارخرید و فروش پسته ثبات ندارد به طوریکه نسبت به اول سال زراعی قیمت کاهش یافته است . وی افزود : به دلیل بعضی مسائل سیاسی واقتصادی قدرت ریسک پذیری صادرکنندگان پسته بمنظور انجام قراردادهای سنگین با اروپا کاسته شده است .

وی با بیان اینکه وجود دلالانی چون اتباع افغانی موجب کاهش کیفیت پسته شده است گفت : این نابسامانی در خرید و فروش پسته و عدم اطلاع دلالان از نگهداری بهداشتی و استانداردهای بهداشتی موجب کم شدن اعتبار جهانی پسته ایران شده است . یزدانپناه در خصوص عملکرد شرکت ملی پسته ایرانیان اظهار داشت : این شرکت به دلیل نداشتن تجربه کافی ،اعتبار جهانی و شروع دیرهنگام خرید پسته موجب کاهش صادرات در سال گذشته شد .

وی گفت : امسال تورم در هزینه های برداشت محصول نسبت به سال گذشته داشتیم اما متاسفانه قیمت فروش نسبت به قبل کمتر شده و این موجب ضربه زدن به کشاورزان و دلسردی آنان شده است .

چند تن از نمایندگان مردم استان کرمان در مجلس شورای اسلامی هم با ارسال نامه ای به رئیس جمهور کشور خواستار پیگیری و مرتفع ساختن موانع پیش روی پسته ایران شده اند .

در این نامه آمده است : ما نمایندگان شهرهای پسته خیز استان کرمان به عرض می رسانیم همانطور که مستحضرید پسته مهمترین کالا از صادرات غیرنفتی ایران است ودر سرتاسر ایران میلیون ها نفر به طور مستقیم و یا غیرمستقیم از این راه امرار معاش می کنند . این نمایندگان ادامه دادند با تشریف فرمائی حضرتعالی به استان کرمان استاندار نوید تشکیل ستاد عالی پسته کشور با عضویت چهار وزیر و استاندار کرمان دادند و هم ایشان در مناسبت های مختلف در شهرهای گوناگون حتی روستاهای مورد بازدید رسماً اعلام کردند که 800 میلیارد تومان تسهیلات برای کمک به صادرکنندگان پسته در نظر گرفته شده و بدون تبعیض پرداخت شده و محصول باغداران نقداً خریداری و چنین و چنان خواهد شد و با این قبیل وعده ها همه را امیدوار کردند که امسال یک سال استثنایی از نظر مقدار محصول پسته است و از نظر قیمت و رواج بازار نیز به همین شکل خواهد بود . در این نامه که با امضای 6 نماینده از استان کرمان به رئیس جمهور ارسال شده آمده است: اگر چه با توجه به سوابق امر افراد با تجربه دراین خوش بینی شریک نبودند و اگر چه به نظر می رسد بهتر بود که استانداری کرمان در جریان تشکیل و یا عملکرد این ستاد که سرنوشت حیات وممات بخش عظیمی از مردم به آن وابسته است با نمایندگان مردم مشورت و یا حداقل نمایندگان را در جریان تصمیمات خود قرار می دادند معذلک نمایندگان به امید آنکه دست آویزی برای سستی در حفظ منافع مردم پیش نیاید نه تنها هیچگونه دخالتی نکردند بلکه به شکل مقتضی از کارگزاران دولت نیز حمایت کردند اما متاسفانه با فرا رسیدن فصل برداشت محصول سردرگمی و بی تصمیمی ستاد عالی پسته نمایان شد وبا آنکه فصل برداشت محصول به پایان خود نزدیک می شود نه تنها از پرداخت تسهیلات وعده داده شده خبری نیست حتی قیمت خرید آن نیز از سوی هیچ نهاد و ارگانی مشخص نشده و برخلاف سالهای گذشته مردم در بلاتکلیفی هستند و هر روز قیمت پسته پایین تر می آید و دلالان از این وضع بهره می برند و مردم مخصوصاً تولید کنندگان جز بازماندگان واقعی ورقیبان خارجی ایران ودر راس آنها آمریکا برندگان واقعی این وضعند. در پایان این نامه آمده است:« اگر چه بهتر بود دولت از ابتدا در حیطه ای که به او مربوط نیست دخالت اجرایی نکند ولی اکنون که با ادعای اصلاح وضع پسته وارد میدان شده است و جریان امور آشفته شده ضروری است کار را به آخر برساند وگرنه خدای ناکرده زیان جبران ناپذیری بر تولید کنندگان و در نتیجه منافع ملت وارد خواهد آمد و حل این مشکل نیازمند دخالت سریع و مستقیم حضرتعالی است پسته ایران تنها محصول پسته دنیاست که از نظر شکل ، رنگ ، ظاهر ، اندازه و ابعاد و همچنین مشخصات مغز و طعم ارقام متنوعی دارد در حالیکه محصول پسته سایر کشورها عموماً یکنواخت و تنوع چندانی ندارد واین مزیت ها موجب شده که ایران به عنوان بزرگترین تولید کننده پسته جهان باشد و به همین دلیل آمریکا به عنوان رقیب اصلی پسته ایران سال به سال به تولید خود می افزاید .

علاوه بر این وجود انسجام در پسته آمریکا از دلایل موفقیت آن است زیرا 86 درصد پسته آمریکا در دست یک شرکت به نام «پارامونت» است درحالیکه در ایران بیش از 300 شرکت در امر صادرات دخالت دارند و هنوز معتقدند در داخل انحصار است و باید رقابت بیشتر شودکه در حال حاضر بازار درونی پسته ایران به دلیل عدم تزریق نقدینگی دچار تشنج شده واین روند امکان دارد در بازار خارجی که همان بازار بین المللی است تاثیر بگذارد زیرا در چنین شرایطی دلالان خرده پا فعال می شوند و با توجه به اینکه از استاندارد و شرایط مناسب نگهداری پسته اطلاعات کافی ندارند موجب خواهند شد تا چهره پسته ایران خدشه دار شوند پس امید آن است که مسئولین استانی ، وزیر جهاد کشاورزی و متولیان امر هرچه سریعتر چاره ای بیاندیشند و هر چه سریعتر با کمک های مالی به شرکت ملی پسته ایرانیان و شرکت تعاونی پسته رفسنجان و همچنین صادر کنندگان این بخش مشکلات را از پیش روی دست اندرکاران این محصول بردارند .

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 9:48  توسط وحید قرایی  | 

کیک خزر/ کارتونی از کیوان زرگری

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 9:41  توسط وحید قرایی  | 

 

ربوده شدن یک ژاپنی در بم

افراد مسلح شب گذشته یک توریست ژاپنی را که برای تماشای ارگ قدیم بم به این شهر سفر کرده بود ربودند.

ایرنا با تایید این خبر اعلام کرد:منابع آگاه در منطقه اعلام كردند كه در پي ربودن يك مرد ‪ ۲۳‬ساله ژاپني در استان كرمان، نيروهاي امنيتي و انتظامي منطقه طي عملياتي، تلاش گسترده و وسيعي را براي شناسايي و ردگيري عوامل آن بكار بسته‌اند. گفتنی است وزارت امور خارجه ژاپن چهارشنبه شب باانتشار بيانيه‌اي خبر ربودن اين ژاپني را در جنوب شرقي ايران، اعلام كرد.

چندی پیش نیز یک زن و شوهر گردشگر بلژیکی در منطقه ای از بم ربوده شدند که به فاصله چند روز آزاد شدند.

جزئيات تازه‌اي از ربوده شدن توريست ژاپني در بم

گردشگر ژاپني در سلامت به سر مي‌برد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:18  توسط وحید قرایی  | 

 

اصلاح‌طلبی زنده است

 

اگر چه با هر ترتیبی که بود در چند سال اخیر اوضاع سیاسی کشور ظاهرا به نفع بخشی از محافظه‌کاران تند رو رقم خورده و اگرچه ظاهرا جریاناتی موفق شدند فتیله‌ی اصلاح طلبی را تا آنجا که ممکن بود به زعم خودشان پایین بکشند اما نتیجه این شد که به صورتی عملی فاصله شعار تا عمل گروه های عمده ی سیاسی در کشور عیان شد و مردم به آگاهی لازم در این زمینه رسیدند .

واقعیت این است که اصلاح‌ طلبان اگرچه به دلایل مختلف در رسیدن به بخشی از آنچه که برای جامعه ترسیم کردند ناکام ماندند اما اینک پس از گذشت تنها دو سال از حضور محافظه‌کاران در تمامی عرصه‌های قانونگذاری و اجرایی کشور مشخص شده است که اداره‌ی کشور با شعارهایی که برای رسیدن به آنها برنامه‌ی کارشناسی شده‌ای وجود ندارد  تا چه میزان مشکل است .

 حتی اگر دلارهای نفتی هم از بابت افزایش بی سابقه قیمت نفت در اختیار باشد جهت گیری‌های سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی می تواند حتی این پول فراوان را به عاملی برای كاستن از سرعت پیشرفت‌های بیشتر اقتصادی در کشور تبدیل کند .

این روزها با یک نگاه ساده و کلی هم می توان دریافت که برنامه ریزی نامناسب می تواند اثر درآمد از فروش نفت بشکه‌ای 77 دلار بر زندگی مردم را در همان حد و اندازه‌های فروش نفت با بشکه‌ای 12 دلار و حتی بدتر از آن قرار دهد .

وضعیت بی ثبات اقتصادی مردم که بایستی هر روز در انتظار رویداد جدیدی در این حوزه باشند و عدم اطمینان فعالان صنعتی و اقتصادی به بازدهی فعالیت خود ، عدم بهبود اوضاع اجتماعی ، رفاهی و معیشتی مردم که شعار آن  داده می‌شد و اعمال محدودیت در حوزه‌های مختلف که تنها به خواست و سلیقه سیستم اجرایی حاکم و اغلب برای به سکوت کشاندن منتقدان انجام می‌شود خود گویای وضعیتی است که اینک در کشور ما به وجود آمده است.

در این میان با شرایط پیش آمده لزوم حضور فعال‌تر اصلاح طلبان که توانایی بالایی در استفاده از بدنه کارشناسی کشور و نخبگان را دادند برای اصلاح رویه‌ی موجود احساس می شود که جز با حضور گسترده مردم در انتخابات آتی مجلس و سپس ریاست جمهوری محقق نمی‌شود .

اصلاح طلبی فرایندی نیست که در مقطعی نیاز به آن باشد و سپس چراغ آن خاموش شود بلکه نیازی است که در کشور به وجود آمده و تا حصول نتیجه‌ی مطلوب به زمان زیادی نیاز دارد .

در این راه ممکن است اشتباهاتی رخ دهد و حتی حرکت اصلاح طلبی خود نیازمند اصلاحات نیز باشد اما مساله مهم این است كه این حرکت همیشه وجود دارد و جریان سیال اصلاح طلبی در کوتاه مدت توقف ندارد و فرد یا گروهی نیز قادر به از بین بردن تفکر و پویایی آن نیستند .

هر نسل نيز قاعدتا با تفکری نو با نگاهی تازه به ساختارهای موجود آن را نیازمند به اصلاح و به روز شدن می‌بیند و اقدامات لازم را برای این اصلاح و ساختار انجام می‌دهد .

بنابر این در شرایط فعلی مهم این است که برنامه ریزی داشت و آینده نگر بود . نتیجه‌ی شعارهای پوپولیستی و به شدت "حال نگر" امروز برای ایرانیان روشن شده است و از ارائه برنامه‌هایی که آینده‌ی جامعه را تضمین می‌کند نباید هراس داشت .

در اين حال تبادل افکار و تعامل اصلاح طلبان با بدنه‌ی جامعه براي بيان حقايق و كاستي هاي امروز بیش از گذشته لازم شده است و بايستي مسایل را به طرق مختلف با مردمی که تجارب زیادی را در چند سال اخیر اندوخته‌اند در میان گذاشت .

ائتلاف بسیاری از گروههای اصلاح طلب نیز فرصت بسیار خوبی را برای انسجام بیشتر در جهت رسیدن به آرمان‌ها فراهم کرده است  و می‌توان به آینده‌ای خوشبین بود که از دل تعاملات اصلاح طلبان و مردم پایه‌ی آن ریخته شود .

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 6:29  توسط وحید قرایی  | 

نگاهي به عملكرد دولت در حوزه گردشگري استان کرمان

 

چشم انداز هاي مبهم

 

 

منتشر شده در نشریه مهر کرمان

در حالی‌که مسوولان مرتبط با صنعت‌ گردش‌گری استان کرمان برنامه‌هایی را برای معرفی هرچه بیشتر قابلیت‌های این استان در دستور کار خود قرار داده‌اند اما به نظر می‌رسد عوامل دیگری وجود دارند که جاذبه‌های گردش‌گری کرمان را تحت تاثیر قرار می‌دهند و البته هنوز راه حل مناسبی برای خنثی کردن این عوامل ارایه نشده است.

از زمان آغاز دولت نهم نیز فعالیت‌های مختلفی برای معرفی کرمان به ایرانیان و جهانیان انجام شده است. برگزاری همایشی با حضور70 سفیر کشورهای خارجی، برگزاری هفته‌ی فرهنگی کرمان در تهران و چند همایش مرتبط با صنعت گردش‌گری از جمله این برنامه‌ها بوده است.

در دولت قبل نیز برنامه‌های جالب توجهی در همین زمینه صورت گرفته بود که می‌توانست همین کارکرد را داشته باشد که برگزاری جشن شهریور و برگزاری نمایشگاه توانمندی‌های ایران در مالزی و چندین همایش دیگر نمونه‌ای از آن بود.

در این میان ظاهرا برنامه‌های اخیر تاثیرات موثر و قابل توجهی برای گسترش صنعت گردش‌گری در استان کرمان نداشته است که وضعیت هتل‌های کرمان و میزان بازدید از موزه‌ها و مناطق دیدنی این استان به خوبی گویای همه چیز است...

زیر ساخت‌های ضعیف

دولت هر چه قدر بکوشند و بخواهد استان کرمان را به عنوان یک منطقه‌ی گردش‌گری مورد توجه گردش‌‌گران قرار دهد بازهم نمی‌تواند بدون سرمایه‌گذاری گسترده و یا فعال کردن بخش خصوصی در توسعه‌ی زیر ساخت‌ها به نتیجه‌ی قابل قبولی برسد.

همین شهر کرمان را در نظر بگیرد که هنوز صاحب یک پایانه‌ی مسافری مناسب نیست و بسیاری از مناطق دیدنی آن مراکز رفاهی و حتی سرویس‌ بهداشتی مناسب برای بازدید کنندگان خود ندارند. هنوز گردش‌گران وقتی به کرمان سفر می‌کنند از سردرگمی و وضعیت رفاهی مربوط به مسافران می‌نالند و در کنارش هنوز بسیاری از مردم کرمان به مزایای حضور گردش‌گر خصوصا خارجی‌ها در این شهر به اندازه‌ی کافی واقف نیستند.

شما لحظه‌ای خود را جای یک گردش‌گر بگذارید و ببینید برای تفریح و سفر کویر شهداد را انتخاب می‌کنید و یا صحراهای امارات و برنامه‌های جنبی آن‌را؟ واقعیت این است که با وجود تمام زیبایی‌هایی که از مناطقی نظیر شهداد و کلوت‌هایش و مسیر مناطق استان کرمان سراغ داریم اما می‌توانیم بسنجیم که زیر ساخت‌ها گردش‌گری ما چقدر ضعیف‌تر از همین زیر ساخت‌ها در کشورهایی نظیر ترکیه و امارات است.

سهمیه‌بندی بنزین

اشکالات اجرایی طرح سهمیه‌بندی بنزین باعث شد که بخش گردش‌گری داخلی ایران ضربات قابل توجهی را خصوصا در استان کرمان متحمل شود.

در کشوری که  70 درصد سفرهای داخلی آن توسط اتومبیل مشخصی صورت می‌گیرد سهمیه‌بندی بنزین اولین تبعاتش نصیب صنعت گردش‌گری می‌شود و این واقعیتی است که امروز اثراتش برای همه آشکار شده است. این در حالی‌است که سفر با اتوبوس جاده مناسب، با قطار ظرفیت و توان مناسب حمل مسافر و امکانات رفاهی و با هواپیما جیب پر پول و هواپیمای مطمئن می‌خواهد.

تاثیر سهمیه‌بندی بنزین بر صنعت ‌گردش‌گری این استان را می توانید از هتل‌داران و صاحبان مراکز خدماتی بپرسید.

استان کرمان بسیاری از مسافران و گردش‌گران خود را در فصل پیک گردش‌گری از دست داد و حداقل انتظار این است تا در زمان‌های پیک‌ گردش‌گری در کشور و تا زمان آمادگی کامل بخش حمل و نقل عمومی برنامه‌هایی برای ممکن شود را سفر با اتومبیل شخصی تدوین شود تا دغدغه‌ی بنزین مانع از مسافرت مردم نشود.

جایگاه بخش خصوصی کجاست؟

زمانی‌که همه چیز تحت سیطره‌ی دولت باشد و تنها شعار خصوصی‌سازی در بخش‌ گردش‌گری داده می‌شود نمی‌توان انتظار داشت این بخش ریسک سرمایه‌گذاری در بخش گردش‌گری کشور را بپذیرد و وارد عمل شود.

سخنان چندی پیش رییس انجمن تورهای گردش‌گری ایران که در همایش نقش صنعت حمل و نقل در توسعه‌ی گردش‌گری و نکاتی را روشن می‌کند که دولت را موظف به روشن کردن تکلیف خود با بخش خصوصی و عملی کردن شعارهایش در این زمینه می‌کند.

کرمانی گفته بود.« به علت این حاکمیت مطلق دولت حتی در حداقل‌های صنعت حمل و نقل ضعیف هستیم و با اقدامات اخیر دولت نیز که موجب سهمیه‌بندی سوخت شده ضعیف‌تر هم شدیم و باید تنها منتظر تعطیلی گردش‌گری باشیم. دولت هیچ‌گاه در کارهای اجرایی موفق نبوده است و باید در مرز سیاست‌گذاری باقی بماند و کارهای اجرایی را به بخش خصوصی حتی بدون دخالت واگذار کند. وی یاد‌آور شد: بخش خصوصی سایر کشورهای دنیا را ندارند و چون زیرساخت‌ها فرسوده و پوسیده است بخش خصوصی مایل به مالکیت در این حوزه نیست.»

این یک حقیقت است تا زمانی که زیرساخت‌ها ترمیم و اصلاح نشوند، وضعیت سهمیه‌بندی سوخت برای سفر مشخص نشود. بخش خصوصی با تمام توان خود وارد عرصه نشود وامنیت کامل برای گردش‌گران فراهم نشود نمی‌توان از برنامه‌هایی که برای معرفی جاذبه‌ها و قالبیت‌های استان کرمان به ایرانیان و جهانیان ارایه می‌شود. نتیجه گرفت و دولت نیازمند تدابیر دیگری برای بهبود شرایط گردش‌گری در کشور و استان کرمان دارد که لازمه‌ی آن سرمایه‌گذاری بیشتر برنامه‌ریزی دقیق‌تر و سپردن بخش  بیشتری از کار به بخش خصوصی است.

به هر حال اگر قرار نیست که برای توسعه‌ی گردش‌گری در استان کرمان، تنها آب در هاون کوبیده شود و هزینه‌ی بدون بازگشت صورت گیرد بایستی به همه‌ی مسایل را که در توسعه‌ی گردش‌گری دخیل هستند با هم پرداخت. کاری که تاکنون دولت نهم موفق به انجام آن نشده است و در این زمینه موفقیت چندانی حاصل نکرده است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 8:25  توسط وحید قرایی  | 

نگاهی به سازهای موسیقی نواحی در استان کرمان

 

آیینه تمام نمای زندگی

 

محقق: سید فواد توحیدی

 موسیقی نواحی به عنوان بخشی مهم از میراث شفاهی مناطق مختلف همواره مورد توجه و علاقه ویژه فرهنگ پژوهان و مردم شناسان بوده است .شاید دلیل اصلی  توجه این است که موسیقی نواحی آیینه ای است  تمام نما از زندگی مردم هر ناحیه به طوری که با قاطعیت می توان گفت با بررسی موسیقی هر منطقه به راحتی می توان با ساختار زندگی ، آداب ، ارزشها و سایر ویژگی های آن محیط آشنا شد . در میان استانهای کشور ،کرمان به عنوان پهناورترین استان ایران گنجینه ای  گرانبها از موسیقی و سازهای نواحی است  وسعت زیاد این استان و همجواری آن با استانهای هرمزگان ، فارس، یزد ، خراسان جنوبی  و سیستان و بلوچستان و تاثیر پذیری و تاثیر گذاری موسیقی و فرهنگ این استان در تقابل با نواحی همجوار و همچنین وجود اقوام و ایلات مختلف که هر یک دارای آداب و رسوم مخصوص خود هستند باعث شده است تا تنوع فرهنگی و موسیقایی چشم گیر و حیرت انگیزی را در این استان شاهد باشیم .

با این همه  در گذر زمان تعدادی از سازهای کرمان تقریبا از صفحه روزگار محو شده است و تنها به بازسازی و آشنایی دوباره آن پرداخته شده است . تعدادی نیز به خاطر عدم تمایل هنرمندان جوان به سازهای دستگاهی ایران بتدریج جایگاه اصلی خود را از دست می دهد .ادامه گزارش به معرفی سازهای نواحی کرمان اختصاص دارد :  

سازهای کوبه ای

چوغ : سازی است  سنگی که روی یک طرف آن را با پوست بز یا گوسفند می پوشانند. تا دو دهه قبل این ساز در بین گروهی از ساربانان و شتربانان رواج داشته است به این  ترتیب که آن را با طناب روی شتری به نام شتر سرآهنگ ( راه بلد ) می بستند و ساربانان در هنگام بروز طوفان شن از آن به عنوان ساز راهنما استفاده می کرده اند.

چوغرو: در روستای «بیدخون مرغک» بم شناسایی شده و در هنگام رقص و پایکوبی نواخته می شده است . پوست چوغرو از جنس پوست بز و گوسفند بوده و دو زنگوله در دو طرف کمانه و تعدادی حلقه فلزی در چهارچوب چوبی آن آویزان است.

جاریگ : سازی است استوانه ای و کوچک که بر دو دهانه آن پوست می کشند و داخل آن مقداری سنگ ریزه ( ریگ ) می ریزند . نوازنده در حال اجرای ریتم بر روی یکی از پوستها ، جاریگ را در حالتی شوک دار پایین و بالا می کنند و از برخورد ریگها با پوست بالاو پایین صدایی ایجاد می شود. جنس بدنه در قدیم چوبی بوده است و در حال حاضر برای راحتی بیشتر از حلب ساخته می شود.

درک:نوعی ساز پوستی دو طرفه است که با تسمه به گردن نوازنده آویزان می شود و برعکس دهل ، پوستها موازی زمین قرار می گیرند و به جای چوب و ترکه با انگشتان دست نواخته می شود . معمولا بر بدنه این ساز زنگوله با نخی از جنس کنف آویزان است و نوازنده در مواقعی زنگوله را بر روی پوست بالایی می گذارد تا در هنگام نواختن و لرزش پوست ، صدای زنگ داری ایجاد شود . این ساز توسط گروهی ازکولیان سیرجان نواخته می شود و تا به حال نظیر آن در کشور دیده نشده است .

کرنا و نقاره شهربابک

نقاره: دو نوع نقاره در استان کرمان رایج است ، یکی نقاره های سفالی که در مناطقی مانند امیرآباد شول رایج است و دیگری نقاره های فلزی که در مناطقی مانند شهربابک و شهداد مورد استفاده است .

مراسم نقاره نوازی (نوبت نوازی ) که قبل از طلوع آفتاب و هنگام غروب اجرا می شده است هنوز هم در یکی از امازاده های شهداد به نام امزاده زید برگزار می شود. در اصطلاح محلی به این نقاره ها طبل امامزاده می گویند و دلیل اجرای آن را یادآوری شکوه و معنویت امامزاده می دانند.

کوزک : مناطق شناسایی شده این ساز دهستانهای نزدیک فهرج و نرماشیر است . کوزک در این مناطق با دو اندازه کوچک و بزرگ استفاده می شودکه کوزک بزرگ را با دست و کوبه ای قابل انعطاف (در حال حاضر دمپایی ابری) می نوازند .

نوازندگان برای تولید صدا هم از بدنه سفال کوزک و هم دهنه آن (به صورت متراکم کردن هوای داخلی آن ) استفاده می کنند . جالب اینکه این کوزک، شنوندگان را به یاد صدای طبلهای هندی می اندازند .

سنگ : این ساز بـــــــــدوی در بعضی از روستاهای کهنوج و سبزه واران  نـــــــواخته می شود به این صورت که سنگها را به شکل های مسطح و تیغه ای می تراشند و در سرزرد آهنگها و ترانه ها به هم می کوبند .

چوبسر( چوب سحر ): چوبی است به ارتفاع بیش از دو متر که با زنگوله ، پارچه های رنگی ، خرمهره و خرده فلز تزئین می شود .

چلیک : سازی حلبی است که با چوب نواخته می شود از این ساز در روستای راویز رفسنجان در مراسم مذهبی استفاده می شود.

خلخال : شامل زنجیری است که به آن تعدادی زنگوله آویزان شده است و خانمها درمراسم شادی  به مچ پای خود می بندند و با حرکت دادن پا ، آن را به صدا در می آورند تا با ریتم آهنگ همراهی کند. خلخال بیشتر در بین کولی ها و بعضی عشایر منطقه کاربرد دارد.

سازهای بادی

سرنا : به سرنا در اصطلاح محلی «ساز» و به نوازنده آن «ســــــــازی » گفته می شود. باستان شناسان در کاوشهای منطقه بشاگرد به نوعی سرنا دست یافته اند که قدمتی 7 هزار ساله دارد . سرنای دیگری مربوط به دوره هخامنشی در موزه ساز کرمان نگهداری می شود . به طــــور کلی چهار نمونه سرنا در استان کرمان رایج بوده که سه نمونه آن در ایران بی همتا است .

نوع اول : با بدنه ای یک تکه مانند اکثر سرناهای کشور است ، از این سرنا در نواحی سیرجان،شهربابک و بردسیر (خرمنده و لاله زار ) استفاده می شود.

نوع دوم : دارای بدنه ای دو تکه که در اصطلاح محلی به آن«نرلاس» گفته می شود و قسمت شیپوری ساز از بدنه جدا می شود که از این لحاظ با سایر سرناهای کشور متفاوت است . در جــــــیرفت ، بم ، قلعه گنج و قسمتهایی از بافت و کهنوج از این ساز استفاده می شود .

نوع سوم : مانند سرنای نوع اول ولی با ارتفاع بیش از 60 سانتی متر است .این سرنا بلندترین سرنای شناخته شده ایران است و در شهرستان منوجان استفاده می شود.

نوع چهارم : تنها سرنای گلی در جهان است که در روستای سبلوییه زرند بسیار محدود استفاده می شود .

کرنا: شکل کرنا مانند سرنا است ولی ابعادی بزرگتر دارد. قسمت شیپوری کرنا فلزی و معمولا از جنس برنج است و در مناطقی از سیرجان ، شهربابک و بافت رایج است . معمولا کرنا را به همراه نقاره یا دهل می نوازند.

سفید مهره : این ساز نوع خاصی از بوق صدفی است که در مراسم عزاداری و همچنین برای اعلان فوت افراد به کار می رفته است  به طوری که برای اعلام خبر مرگ افراد سه بار در این ساز می دمیده اند . سفید مهره درمناطقی مانند چترود ، ســـــیرچ ، ده زیار ، دوران ، جوشون ، شهداد ، گودیز و اندهجرد رایج است.

نی نواز، بیدخون

نی محلی : این ساز در بیشتر مناطق استان کرمان به صورت لبی نواخته می شود . ابعاد و تعداد سوراخهای نی در مناطق مختلف استان متغیر است . اکثر نوازندگان نی دارای صدایی خوش هستند و در بین نی نوازی به غریبی خوانی و کرتی خوانی که دو نمونه مهم از سوگ آواهای استان کرمان است می پردازند.

نی جفتو : از این ساز بیشتر در نواحی جیرفت ، بم ، شهداد و بافت استفاده می شود و شامل2 نی کوچــــــــــک است که بوسیله روده گوسفند به هم متصل شده است . اکثر نی جفتوها چهارسوراخ دارند ولی در بعضی مناطق با پنج سوراخ نیز دیده شده اند.

فیقو: نوعی ساز بــــــادی است که در بعضی مناطق آن را از ساقه جو در بعضی مناطق با نی می سازند . در برخی مناطق چوب فیقو فاقد سوراخ است و فقط یک صدای واحد را تولید می کند. نوازندگان این ساز را کودکان تشکیل می دهند .

شاخ نفیر: سازی است بادی از جنس شاخ که توسط قلندران ودراویش دوره گرد استفاده می شود . درگذشته از این ساز در مسیر سفرها و برای دور کردن حیوانات وحشی و ترساندن آنها استفاه می شده ولی در حال حاضر برای باخبرکردن اهالی محله ها و جمع آوری نذورات استفاده می کنند.

سوتک : ســـازی است گلی که در بعضی مناطق استان و بیشتر به وسیله نوجوانان نواخته می شده است . در حال حاضر پیرترین سوتک ساز ایران با 95 سال سن در شهداد زندگی می کند. نوعی سوتک در استان کرمان ساخته می شود که درون آن را با آب پر می کنند تا صدایی شبیه به صدای پرندگان تولید کند . سوتکی مربوط دوره ساسانیان نیز در حفاریهای منطقه قلعه دختر شهر کرمان کشف شده است .

سازهای زهی آرشه ای

چنگ : نوعی قیچک است که در اصطلاح محلی به آن چنگ گفته می شود . این ساز در مناطقی از جیرفت ، منوجان ، کهنوج ، قلعه گنج و بردسیر رایج است و به نوازنده آن چنگی گفته می شود . شایان ذکر است که قیچک بردسیر در اصطلاح محلی « کمانچه » گفته می شود .

چنگ قطی : از قوطی های حلبی و تخته ساخته می شود و دارای سه سیم است . از این ساز در روستای چاه دادخدا و شهرستان منوجان استفاده می کنند .

یروتی : سازی است که تصور می شد از سال 1340 منسوخ شده است اما اخیرا نواختن این ساز زهی در مناطقی از منوجان مشاهده شده است .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 18:54  توسط وحید قرایی  | 

از ياد برده رمه، فصل كوچ را...

 

آقاي احمدي نژاد! براي ما هم گريه كنيد

 

عکس: اعظم جوشایی

احمد یوسف زاده/ مدیر مسئول نشریه رودبارزمین کرمان
 
خبرگزاري جمهوري اسلامي نقل كرد، دختر بچه اي فقير در پايتخت بوليوي، با جعبه واکسی در مسير رئيس جمهور قرار گرفت، رئيس جمهور او را نوازش كرد و گفت: دلم مي خواست دوربین ها نبودند تا  يك ساعت  آن دختر بچه را در آغوش می گرفتم و گريه می کردم...
 راستي از زهكلوت(منطقه ای محروم در جنوب استان کرمان) تا شهر لاپاز پايتخت بوليوي چقدر راه است؟ به نظر شما آن دخترك واكسي در آن پايتخت شلوغ روزي چقدر درآمد دارد؟ و به نظر شما پدر دختران بي عروسك زهكلوتي آيا در هجوم خشكسالي و فقر به اندازه همان دخترك واكسي بوليویايي درآمد دارند؟
رئيس جمهور محترم، آقاي احمدي نژاد!
اينكه شما دلتان مي خواسته يك ساعت آن دخترك فقير را در آغوش بگيريد و گريه كنيد نشان از نوعدوستي شما دارد و قابل تقدير است، اما اي كاش فرصت مي كرديد يك ساعت كه نه، يك دقيقه با بچه هاي ما هم گريه مي كرديد. بچه هايي كه زير كپرهاي قلعه گنج نيش عقرب در بدن نازكشان فرو مي رود و قبل از رسيدن به اولين درمانگاه، كبود و نابود مي شوند. بچه هايي كه بهترين غذايشان آن طور كه من از نزديك ديدم يك قاشق رب گوجه است كه در ظرفي آب گرم مي ريزند و ناني اگر باشد در آن تريت مي كنند و سر بر بالين خشك مي گذارند تا فردا با پاي برهنه به مدرسه بروند و چون كيسه آرد كميته امدادشان ته كشيد و از نان خبري نيست بالاجبار بگويند «بابا آب داد»
رئيس جمهور محترم!
يك فيلمساز درد آشناي كرماني از گرسنگي و بيماري هاي ناشي از سوء تغذيه بچه هاي جنوب استان كرمان مستندي ساخته است كه دردمندانه ديدن دارد. ديروز هم خبرگزاري مهر خبر داد كه بسياري از بچه هاي روستاهاي منوجان از سوء تغذيه رنج مي برند. من همچنين از فقر كودكان كهنوجي قصه اي شنيده ام كه تلخي روايتش را هميشه با خود داشته ام. قصه دختر فقيري كه بيمار بود و پولي و ايضا وسيله اي نداشت تا به شهر برسد، او به يكي از مردان ده كه ماشيني داشته، مي گويد: اگر مرا به دكتر برساني «بره» اي دارم كه به جاي كرايه مي دهمت، اما كسي درد او را جدي نگرفت و او را به طبيب نرساند و مُرد به همين سادگي.
برادر احمدي نژاد!
اين روزها خيلي از مردم دنيا شما را قهرماني مي دانند كه پنجه در پنجه استكبار جهاني گذاشته ايد به همين خاطر است كه در مصر خرمايي مرغوب را «احمدي نژاد» نام گذاشته اند و خرمايي ديگر را «سيدحسن نصراله» و نامرغوب ترين نوع خرمايشان را «بوش».
اما آقاي رئيس جمهور اين همه براي كودك زهكلوتي نان و براي سوء تغذيه اش درمان نمي شود.
آقاي رئيس جمهور!
 دل سوزاندن براي دختربچه اي در ينگه ي دنيا و در يك كشور كمونيستي و يك ساعت گريه كردن به حال زار او كار ناپسندي نيست، ناپسند اين است كه علي رغم تلاش شما براي برقراري عدالت اجتماعي، هنوز عفريت فقر مثل گذشته در ميان كپرهاي قلعه گنج و رودبار جولان مي دهد و توزيع پر طمطراق سهام عدالت، گريه غم انگيز هيچ كودك گرسنه اي را به خنده تبديل نكرده و از آه هيچ كشاورز تنگدست ورشكسته اي هم نكاسته است، بلكه داشتن يك شيشه يك ليتري بنزين اگر چه به قيمت 1000 تومان هم حسرتي است كه به حسرت نداشته هايشان اضافه شده است. براي اثبات ادعايم تقاضا دارم دستور فرمائيد آقاي شمقدري مجموعه عكسي كه دانشجويان تهراني در اردوهاي تابستاني هجرت، از اوج فقر در جنوب استان كرمان تهيه كرده اند، به محضرتان بياورد تا مطمئن شويد بچه هاي آمريكاي لاتين حال و روزشان از بچه هاي ما بدتر نيست، اگر بهتر نباشد.
جناب آقاي احمدي نژاد!
دختر واكسي بوليويايي حتما در روز مي تواند كفش چند عابر مهربان را برق بيندازد و پولي به دست بياورد، اما هيچ برق اميدي در دل كودك فقير منطقه ما ديده نمي شود او دمپايي پاره ي پلاستيكي كدام روستايي را واكس بزند؟
شما لطفا از مسئولان بانك هاي اين منطقه بپرسيد علي رغم تلاش استاندار محترم و مسئولان مربوطه!
 از ميلياردها توماني كه در سفر به جنوب استان كرمان در قالب طرح هاي زود بازده وعده فرموديد، چه مقدار توسط روستائيان فقير جذب شده و چقدر اشتغال ايجاد كرده است؟ از 25 هزار واحد مسكوني كه قرار بود تا پايان سال 86 جايگزين كپرهاي فرسوده بشود، چند واحد ساخته شده است؟ چرا سيماي جمهوري اسلامي كه دربست در اختيار دولت شماست، گزارشي از آفريقاي ايران لااقل به طور خصوصي جهت اطلاع حضرتعالي تهيه نمي كند؟ پس اين كامران رجب زاده فقط بلد است به پيرمرد كروبي طعنه پينه بزند؟!
برادر احمدي نژاد!
 مي دانم كه شما به شعار «عدالت اجتماعي» و «مهرورزي» تان ايمان داريد و ان شاءا... اينها شعار تبليغاتي و انتخاباتي نبوده اند، اما حالا كه تصميم گرفته ايد جهان را اصلاح كنيد، اول از ايران خودمان و محروم ترين نقاط آن شروع كنيد و قول آن شاعر جوان قلعه گنجي را هم بشنويد كه مي گويد:
 
«از ياد برده رمه، فصل كوچ را
چوپان نشسته شب ختم قوچ را
نخلي خميده و دشتي ترك ترك
قحطي بريده امان بلوچ را»
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 17:28  توسط وحید قرایی  | 

سخنگوی دولت اعلام کرد:

 

يك روزِ؛ تعطيلى عيد فطر 

سخنگوى دولت اعلام كرد: تعطيلى عيدسعيد فطر تنها يك روز خواهد بود.
دكتر غلامحسين الهام  در گفت وگو با روزنامه دولتی ایران افزود: هر روزى كه به عنوان عيد فطر اعلام شود تعطيل رسمى است و دولت تصميمى براى افزايش تعطيلات به اين مناسبت را ندارد.

**

البته با توجه به اینکه در چنین مواردی دولت تصمیم ناگهانی و غیر مترقبه! می گیرد باید همچنان در انتظار تصمیمات جدید باقی ماند...

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 6:50  توسط وحید قرایی  | 

گفت‌وگو با دکتر ایوب احمدپور، حقوقدان و استاد دانشگاه كرمان

 

حقوق شهروندی ضمانت اجرا می‌خواهد

 

دکتر ایوب احمد پور/عکس: وحید قرایی 

وحید قرایی/اختصاصی بام کویر

 

«آیا ما ایرانی‌ها و کرمانی‌ها به حقوق شهروندی خود واقفیم و تلاش لازم را برای احقاق آن انجام می‌دهیم؟» این سوالی است که از دکتر ایوب احمدپور، حقوقدان و عضو هیات علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان می‌پرسم و او از زوایای مختلف به این موضوع می‌پردازد.

ایوب احمدپور مدرک دکترای حقوق خصوصی خود را در کشور انگلستان اخذ کرده است و پنج سال نیز سابقه‌ی قضاوت در سیستم قضایی کشور را دارد او که در حال حاضر استاد دانشگاه شهید باهنر و عضو هیات علمی این دانشگاه است در مورد کرمانی‌ها معتقد است که:«مردم کرمان از شعور بالای سیاسی برخوردارند و در به دست آوردن حقوق شهروندی سیاسی خود خوب عمل کرده‌اند اما در زمینه‌ی احقاق حقوق رفاهی، شهری و اجتماعی ضعیف بوده‌اند...»

 

در ابتدا فکر می‌کنم لازم باشد تا در مورد حقوق شهروندی صحبت نمایید تا روشن شود زمانی‌که از حقوق شهروندی بحث می‌کنیم از چه می‌گوییم؟

شهروند در اصطلاح خارجی آن همان سیتی‌زن(Cityzen) و کسی است که از لحاظ قانونی عضوی از یک اجتماع محسوب می‌شود که در تعابیر اسلامی معادل«رعیت» برای آن استفاده می‌شود.

حقوق شهروندی نیز کلیه‌ی حقوقی است که یک شهروند به موجب قوانین و قواعد الزام‌آور یک کشور یا حوزه‌ی سیاسی از آن برخوردار است.

زمانی‌هم که از حقوق شهروندی بحث می‌کنیم شامل حقوق عمومی و خصوصی است که حقوق عمومی بحث از رابطه‌ی فرد با حاکمیت است و حقوق خصوصی در مورد ارتباط خصوصی فرد با دیگر که متن جامعه بحث مي‌کند.

شهروند و حقوق شهروندی به لحاظ تاریخی از یونان باستان گرفته شده و البته به صورت فعلی هم نبوده است و شهروندان به درجه‌ی یک درجه‌ی دو تقسیم‌بندی می‌شدند.

در بحث فلسفه‌ی حقوق نیز حقوق شهروندی بخشی از حقوق طبیعی است که هر انسانی از آن‌جا که یک موجود ذی‌شعور است از آن برخوردار می‌باشد و به صورت طبیعی وجود دارد و وضع شده نیست.

حقوق شهروندی در واقع یک روح واحد است که در قوانین مختلف تجلی پیدا کرده است.

شأن شهروندی از لحاظ سیاسی از ملزومات اساسی یک نظام دموکراتیک است و در واقع یک رابطه‌ی مستقیم میان دموکراتیک بودن یک نظام و رعایت حقوق شهروندی وجود دارد.

مفهوم شهروندی و حقوق آن در انقلاب فرانسه به اوج شکوفایی و بالندگی خود رسیده و در اعلامیه‌ی حقوق انسان و شهروند سال 1789 میلادی تجلی یافت و برداشت‌های متفاوتی از حقوق شهروندی از سوی طرفداران نظریه اصالت و نیز فردگرایان از آن زمان تاکنون صورت گرفته است. حقوق شهروندی امروزه در برگیرنده‌ی تمام جنبه‌های سیاسی، حقوقی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است.

در حقوق اسلامی چگونه از حقوق شهروندی بحث شده است؟

در حقوق اسلامی نیز شهروند و حقوق آن از مضامین عمده و اساسی است و درجای جای این دین به آن اشاره شده است که نشان‌گر پیشتر اول اول بدون دین مبین اسلام در تمام زمینه‌های انسانی است. یکی از نمودهای قابل توجه آن را نیز می‌توان در عهدنامه‌ی حضرت علی‌(ع) به مالک‌اشتر دید که سرشار از مطالبی راجع به حقوق شهروندی است و در این عهدنامه توصیه‌هایی برای عمران و آبادانی شهرها، ملاطفت با مردم، توجه به اقلیت‌های مذهبی، استکبار زدایی در رابطه حاکمان و مردم، رعایت انصاف در برخورد با رعایا، تکیه بر رضایت توده‌ی مردم، رعایت عدل، رازداری و خطاپوشی، مبارزه با مظاهر فساد و فحشا، رایزنی بامردم در امر حکومت، از بین بردن رابطه یک‌سویه و تحمیلی با مردم، استفاده از متخصصان در امور، عدم تبعیض و جلوگیری از انحصارطلبی وجود دارد که بسیار قابل توجه هستند که البته متاسفانه افرادی با برداشت‌های سلیقه‌ای خود باعث نادیده گرفته شدن این حقوق اساسی انسانی و اسلامی می‌شوند.

چرا شهروندان ایرانی در برخی موارد در احقاق حقوق خود به عنوان شهروند ضعیف عمل می‌کنند. در مورد مردم کرمان وضعیف به چه صورت است؟

چند عامل وجود دارد که یکی از آن‌ها زمینه فرهنگی است. اگر به یک شهروند ایرانی در طول تاریخ نگاه کنیم می‌بینیم که در گذشته محکوم حکومت‌های استبدادی بوده است و به عنوان یک عامل فعال در حاکمیت نقشی نداشته ومطالبات خود را به صورت نهادینه از این حاکمیت طلب نکرده است. در همین حال حکومت‌های استبدادی نیز فعالیتی جدی برای توسعه آگاهی مردم و حقوق خود انجام نداده‌اند و عمدا حکومت‌ها مردم را در بی‌خبری قرار داده‌اند لذا این‌که می‌بینیم در جامعه ایرانی به طور عام و کرمانی به طور خاص ضعف آگاهی نسبت حقوق اساسی و شهروندی وجود دارد ریشه‌ی تاریخی دارد.

دیگر این‌که سطح دانش عمومی مردم نسبت به حقوق شهروندی خود پایین است که این مورد حتی در بین اقشار تحصیلکرده نیز خودنمایی می‌کند.

مساله‌ی دیگر این است که شرایط تحمیلی اجتماعی و اقتصادی بر مردم باعث می‌شود نسبت به حقوق خود ناآگاه بمانند و یا فرصت مانور برای تامین حقوقشان را به دست نیاورند.

در یک بحث بومی راجع به کرمانی‌ها باید بگویم که مردم کرمان  از شعور بالای سیاسی برخوردارند و بعد از انقلاب در بدست آوردن حقوق شهروندی سیاسی خود خوب عمل کرده‌اند و از فضای ایجاد شده به خوبی استفاده کرده‌اند.

اما همین مردم در زمینه‌ی مسایل رفاهی، شهری و اجتماعی ضعیف بوده‌اند که بر می‌گردد به رابطه‌ی یک سویه‌ی مردم و حکومت و این‌که احساس نمی‌کردند می‌توانند حق خود را بگیرند و در این زمینه تلاش زیادی نکرده‌اند.

مثلا همین ساختار شهری در کرمان را ببینید که نشان می‌دهد علی‌رغم تلاش‌هایی که شده است در عملکرد نهادهای شهری، مسیر کلی به این نحو بوده است که بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول و نظامات شهری کارهایی انجام شده که به خدشه‌دار شدن حقوق شهروندان منجر شده و با وجود موقعیت خوب اقتصادی ساختار مناسب شکل نگرفته و شهروندان نیز در این بین به صورتی موثر این حقوق را مطالبه نکرده‌اند. یااین‌که فعالیت در نهادهای مختلف و یا شرکت‌های خاص صنعتی و اقتصادی بر امتیازات، مزایا و حقوق افراد تاثیر زیادی می‌گذارد که در مواردی بسیار تبعیض‌آمیز است.

فضای بسته اجتماعی تا چه حد در این مورد موثر بوده است؟

در مورد فضای بسته‌ی اجتماعی باید بگویم که انقلاب اسلامی در برخی موارد با خطرات زیادی از ناحیه‌ی دشمنان داخلی و خارجی مواجه شده و این باعث شد تا نظام ما نگاهی همراه با سوء ظن به بعضی حرکت‌های اجتماعی داشته باشد که این عواقبی برای فعالان اجتماعی به همراه داشت که باعث ایجاد هراس از عواقب شرکت در فعالیت‌های اجتماعی شده است. متاسفانه تشکل‌های سازمان یافته و قانونی نیز در شروع فعالیت نظام اسلامی ما به صورت دموکراتیک سازمان نیافتند که امیدواریم روند به سمت و سویی باشد که چنین تشکل هایی به شکل گسترده‌ای به وجود آیند تا ضمن التزام به اصول انقلاب و اسلام به مطالبه‌ی نظام‌مند و مسالمت‌آمیز حقوق شهروندی  مردم بپردازند.

نقش حاکمیت، نخبگان و مردم در ایجاد شرایطی برای اعمال و اجرای حقوق شهروندی چیست؟

حاکمیت در وهله‌ی اول باید قوانین جامع و کاملی را در مورد حقوق شهروندی تدوین کند و پس از تدوین قانونی، مردم را از طریق آموزش و پرورش دانشگاه‌ها و رسانه‌های جمعی با حقوق خود آشنا کنند.

هم‌چنین حکومت بایستی مکانیزم خص را برای تضمین اجرای حقوق شهروندی در نظر بگیرند چرا که اگر قانونی تصویب شود اما ضمانت و مکانیزم مناسب اجرایی نداشته باشد هیچ فایده‌ای نخواهد داشت.

نخبگان و حقوقدانان نیز باید مطالعه بیشتری در زمینه‌ی حقوق شهروندی داشته باشند و به تولید کتاب، مقاله و تئوری دراین مورد بپردازند و بابرگزاری سمینارهایی به تبادل تجارب خود بپردازند. مورد دیگر نیز مشارکت حقوق‌دانان برجسته در تدوین حقوق شهروندی است که در تعامل با قانون‌گذاران صورت خواهد گرفت.

و اما مردم باید سطح دانش خود را نسبت به حقوق شهروندی بالا ببرند و از مجاری مختلف نظیر کتاب و اینترنت و رسانه‌ها برای افزایش آگاه خود استفاده کنند. حقوق خود را مطالبه کنند و از این مطالبه صرف‌نظر نکنند. البته نظام‌مند و مسالمت‌آمیز. اگر مطالبه حقوق شهروندی یک اخلاق عمومی شود به یک فرهنگ عمومی تبدیل خواهد شد و دولتمردان را وادار می‌کند آن را مد نظر قرار دهند.

به هر حال ترویج حقوق شهروندی و رعایت آن توسط حکومتگران از لوازم یک حکومت اسلامی است که نه تنها باعث  رشد و پیشرفت جامعه می‌شود بلکه ضامن بقای جامعه است و نادیده گرفتن آن ظلم به مردم است و باعث سست شدن پایه‌های حکومت می‌شود.

نظر شما در مورد تدوین قانون حقوق شهروندی که بحث آن مدتی مطرح است چیست؟

قانون حقوق شهروندی یک قانون جزیی است که در مورد حقوق قضایی است و عنوان کلی آن با متن چندان هم‌خوانی ندارد اما به هر صورت همین قانون هم تاثیرات مثبتی داشته از جمله در مورد نحو‌ه‌ی برخورد با وکلا در محاکم قضایی، رفتار ضابطان انتظامی و شرایط زندان‌ها.

البته با یک قانون، حقوق نادیده گرفته شده بدست نمی‌آید و در کنار آن مکانیزم‌های خاص اجرایی و فرهنگ‌سازی مقتضی هم لازم است. در این زمینه و خصوصا در دستگاه قضایی زیربناهای اساسی باید برای اعمال حقوق شهروندی به یک سطح منطقی برسد تا قانون اجرای مناسبی داشته باشد. ما می‌بینیم که قانون اساسی ما مملو از حقوق شهروندی و حقوق اساسی است اما این کافی نیست و تا زمانی که فاکتورهای موثر دیگر وجود نداشته باشد و تصمیمات دستگاه‌های مختلف یکسو نگر باشد تحقق حقوق مردم غیر ممکن است.

در دولت آقای خاتمی یکی از تلاش‌های خوب تدوین لایحه‌ی حریم خصوصی بود که اگر به تصویب می‌رسید می‌توانست یکی از نکات مثبت در بحث تدوین قوانین مرتبط با حقوق شهروندی باشد.

در پایان اگر صحبتی باقی مانده است بفرمایید...

دستگاه‌ قضایی ما نیازمند یک بازسازی قانون و سازمانی است. حقوق شهروندی صرفا یک امر دستوری نیست بلکه احیاء و ترویج آن در سطح قابل قبول نیازمند تامین مجموعه شرایط و عوامل موثر در این زمینه می‌باشد از جمله این شرایط همان‌طور که اشاره شد می‌توان به‌صورت فهرست‌وار به تدوین قوانین جامع، تلاش در جهت اطلاع‌رسانی و ارتقاء دانش عمومی مردم و جامعه نسبت حقوق خود. پیش‌بینی مکانیزم‌های اجرایی و عملی تامین حقوق شهروندی از سوی حاکمیت در تمام زمینه‌های سیاسی، خصوصی، اجتماعی، فرهنگی و غیره، نظارت موثر و قاطعیت در عمل، ایجاد زمینه‌های فعالیت اصولی و مسالمت‌آمیز مردم و گروه‌های اجتماعی قانونی در زمینه‌ی مطالبه حقوق شهروندی اشاره کرد.

 امیدوارم همان‌طور که حفظ حقوق شهروندی از اهداف ارزشمند اولیه‌ی انقلاب اسلامی و آرمان‌های بنیانگذار آن امام راحل (ره) بوده است، شاهد آن باشیم که حقوق شهروندی از دغدغه‌های اصلی دولتمردان ما باشد و تلاش همه جانبه‌ی خود را در راستای تامین کامل آن بکار برند چه این‌که ملت، شایسته‌ برخورداری از این حقوق بوده و در کنار آن موجب حفظ اصول و شروع نظام جمهوری اسلامی و استحکام پایه‌های ارزشی انقلاب خواهد بود.

دکتر ایوب احمدپور/عکس: وحید قرایی

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 13:18  توسط وحید قرایی  | 

بعد از صابری و پورابراهیمی، جواد کمالی هم از استانداری کرمان رفت

 

تغییر دوباره در سطح معاونان استاندار کرمان

با انتقال مهندس کمالی معاون عمرانی استانداری کرمان به استان قم گمانه‌زنی‌ها درباره‌ی انتصاب جانشین وی در محافل سیاسی آغاز شده است.

اين تغيیر سومين جابه‌جايي در سطح معاونان استاندار از زمان انتصابات جديد در استانداري كرمان در دولت نهم محسوب مي‌شود. پيش از اين يك‌بار ديگر معاون عمراني عبدالمحمدرئوفي‌ن‍ژاد، استاندار كرمان تغيير يافته بود و كمالي جانشين صابري در اين سمت شده بود. در تغييري ديگر چندي پيش نيز مهندس جلال‌مآب به‌عنوان جانشين دكتر پورابرهيمي معاون سابق مالي اداري و برنامه‌ريزي استانداري كرمان منصوب شده بود. بدين‌ترتيب استانداري كرمان بعد از تغييرات گسترده‌اي كه از زمان روي كار آمدن دولت نهم در آن صورت گرفته بود مجددا دچار تغييراتبنیادین ديگري شده است.

البته چنين تغييراتي در سطح كلان كشور به اتفاقي عادي در دولت محمود احمدي‌ن‍ژاد تبديل شده است و در كرمان نيز علاوه بر استانداري تغيرات قابل توجهي در بخش‌هاي مختلف سازمان‌ها و ادارات كل انجام شده است. در سطح فرمانداران در استان كرمان نيز چنين تغييراتي صورت گرفته است.

برخي معتقدند كه اين تغييرات در راستاي تقويت مديريتي استان كرمان مي‌تواند مفيد واقع شود اما منتقدان عدم ثبات مديريتي و تغيير پياپي برنامه‌هاي اجرايي را در اين استان حاصل جابه‌جايي‌هاي پياپي مديريتي در استان كرمان قلمداد مي‌كنند.  

گفتنی است به گزارش سايت کرمان ما تاکنون از انتصاب ابوالقاسم نصرالهی و صانعی دیگر معاون استاندار به‌عنوان جایگزین کمالی نام برده شده و گفته می‌شود چنان‌چه نصرالهی به معاونت عمرانی استانداري كرمان منتقل شود سیف‌الله امینی فرماندار رفسنجان جایگزین وی می‌شود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 15:54  توسط وحید قرایی  | 

گزارشی از یک کلاهبرداری خاموش

 

سوء استفاده از ناشنوایان با ابزار قانونی

 

فاطمه آرا/اختصاصی بام کویر

رسم بر اين است كه طبق عادت معمول مناسبت ها را فراموش نكنيم و به مناسبت شان پارچه نصب كنيم و همايش برگزار كنيم. 8 مهر روز جهانی ناشنوایان بود و از همه‌ی روزهای خدا این یک روز به نامی و یادی و دست‌نوازشی می‌گذرد. می‌گویند معلولیت محدودیت نیست، يعني با آن حساب و كتاب هاي سر انگشتي و آن همه آيين نامه‌ي جور وا جور نبايد هم معلوليت محدوديت باشد. اما مگر هميشه به هر چه كه توي آيين‌ نامه‌ها نوشته‌اند و توي تلويزيون مي‌گويند ؛ حتما عمل مي شود؟ واقعيت اين است كه بر اساس يك قانون نانوشته به اين جور حرف ها عمل نمي‌شود. زيرا كسي از كسي نمي پرسد كه چرا عمل نشده است. یک فرد ناشنوا محدود است؛زيرا مانند ديگر اعضاي جامعه نمي‌تواند از شرايط مناسب زندگي برخوردار باشد. اين فرد از فرصت شغلي مساوي با ديگر افراد جامعه نيز محروم است.

وقتي آن ها اخراج مي شوند

 قانون جامع حمايت از معلولان، براي استخدام آنان سهميه‌ي ويژه اي در نظر گرفته است به طوري كه هر كارفرما مي‌تواند در مقابل استخدام معلولان از دولت تسهيلات ويژه دريافت كند. به اين ترتيب اين قانون در واقع بايد منجر به جذب معلولان در حرفه‌هاي مختلف با توجه به توان مندي هايشان شود.اما گويي برخي از كارفرمايان هدف را فراموش كرده اند و براي سواستفاده مالي از معلولان نيز واهمه اي به خود را ه نمي دهند. اين چنين است كه در كرمان  یک شرکت تولیدی پوشاک با استخدام 13 ناشنوا را‌ه‌اندازی شد و پس از دریافت اعتبارات مالی از دولت،  منحل شده و کارگران ناشنوای خود را در بیابان بیکاری تنها گذاشته است.

با مسعود میرزاده رییس کانون ناشنوایان تماس گرفته بوديم تا حداقل در یک روز از سال به یاد این ناشنوايان باشیم وقتی به مشکل اشتغال ناشنوایان اشاره می‌کنیم. با کوهی از گلایه‌ها روبه‌رو می‌شویم.

به گفته‌ی وی کارفرمایان در برخورد با معلولان عقب‌نشینی کرده و آن ها را مانند سدی بر سر راه خود می‌بینند که مانع بهره وري هستند.

میرزاده به موضوع شركت مورد اشاره مي پردازد و با تاييد اين خبر مي گويد: «سال گذشته یک شرکت تعاونی تولید پوشاک راه‌اندازی شد تا تعدادي از ناشنوایان مشغول به کار شوند اما پس از مدتی کارگاه به دلایل نامعلوم منحل شد و 13 نفر از ناشنوایان برگ تسویه‌ي خود را  امضا  کردند.» به گفته‌ی میرزاده آن‌ها سه ماه کار کردند و تنها 30 هزار تومان حقوق گرفتند؛ ميرزاده اضافه هم مي‌كند: « البته اين کارگاه دوباره راه‌اندازی شد اما نه با همان هدف اوليه . حتی کانون هم به عنوان یک تشکل غیردولتی از روند اداری تاسيس آن بی‌خبر است. وی در ادامه تصریح می‌کند: «هر چند در ابتدا این کارگاه وام پرداختی اشتغال‌زایی ويژه اي را به بهانه‌ي استخدام هر ناشنوا دریافت کرد؛ اما از سوی هیچ نهاد و مسوولی پی‌گیری نشد که چرا بعدا با ناشنوایان تسويه حساب شده است . او در ادامه فرصت کسب تجربه را برای معلولان ضروری می‌داند و می‌گوید: افراد سالم از همه نوع امکانات و فرصت‌ها استفاده می‌کنند ولی می‌توان فرصتی را هم به معلولان داد تا آن‌ها هم از استعداد و توانایی‌هایشان بهره ببرند. وی تاسيس کارگاه‌های زودبازده را يكي از راه هاي مناسب برای اشتغال‌زایی مي داند و می‌افزاید: این کار بهترين نتیجه را در زمینه‌ی اشتغال معلولان فراهم می‌کند. اما ما به کارآفرین سالم و با انگیزه نیاز داریم که تاکنون نتیجه‌ی مطلوبی نگرفتیم.

آن ها از پا نمي نشينند

به گفته‌ی رییس کانون ناشنوایان استان  تاكنون400 ناشنوا شناسایی شده اند که 65 درصد آنان زن هستند. تعداد زيادي از این ناشنوایان بیکارهستند و برای ازدواج، تامین مسکن و زندگی کردن که حق آنان است به اشتغال نیاز دارند. میرزاده درآمد کانون را ناکافی می‌داند و از مردم می‌خواهد با مشارکت خود در تامین نیازهای ناشنوایان تلاش کنند.

وی اعتقاد دارد حمایت دولت ناکافی است؛ زیرا هر روز انتظارات به‌حق جمعیت ناشنوایان بیشتر می‌شود. او خانواده و جامعه را مکمل هم می‌داند و از این‌که بعضی از خانواده‌ها فرزند ناشنوای خود را طرد کرده و یا از اجتماع پنهان می‌کنند انتقاد می‌کند.

 8 مهر روز جهاني ناشنوايان بود. آنان برای گذران زندگی خود هنوز هم با مشکلات زیادی روبه‌رو هستند...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 19:48  توسط وحید قرایی  | 

 

از ریشه درآوردن دهها درخت پسته در حاشیه شهر کرمان

عکس: وحید قرایی

عکس: وحید قرایی

عکس: وحید قرایی

عکس: وحید قرایی

از ریشه درآوردن این درختان پسته بعد از فصل برداشت پسته امسال انجام شده است. ظاهرا قرار است در این منطقه(حاشیه شهرک مطهری کرمان) آپارتمان سازی انجام شود. البته به گفته برخی، وضعیت نامناسب بازار پسته نیز در این اتفاق بی تاثیر نیست...

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 10:41  توسط وحید قرایی  | 

سوء تغذیه و مشکلات شدید بهداشتی در جنوب استان کرمان

رییس مرکز بهداشت استان کرمان گفت:40 درصد مادران و کودکان شهرستان منوجان به علت سوءتغذیه شدید نیاز به رسیدگی فوری دارند.

حسین صافی زاده، با بیان این مطلب گفت: فقر اقتصادی، نداشتن مایحتاج اولیه برای زندگی وهمچنین نداشتن آب سالم از مهمترین دلایل افزایش آمار سوءتغذیه کودکان و مادران در شهرستان منوجان است.

وی با اشاره به وضعیت نا مناسب بهداشت در روستاهای این شهرستان گفت: شیوع بیماری های عفونی و شایع در بعضی از فصول سال یکی از مهمترین مشکلات بهداشتی این شهرستان است.

وی در پایان یادآور شد: به دلیل فقر شدید اقتصادی پیشگیری از این بیماری ها در این شهرستان امکان پذیر نیست.

در همین حال رییس مرکز بهداشت شهرستان منوجان نیز در گفتگو با خبرنگار سایت انجمن روابط عمومی های استان کرمان  گفت: سال گذشته در این شهرستان 600 چشمه توالت با اعتباری بالغ بر 420 میلیون تومان ساخته شده است که با این اقدام تنها 60 درصد از مردم این شهرستان به سرویس بهداشتی مجهز شده اند.

دادخدا صادقی در این مورد افزود: روستاهای شهرستان منوجان از آب آشامیدنی سالم برخوردار نیستند. وی نیز وجود بیماریهای عفونی و شایع در برخی از فصول و همچنین خطر بیماریهای واگیردار را از جمله مهمترین مشکلات روستاهای این شهرستان عنوان کرد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 10:23  توسط وحید قرایی  | 

دکه روزنامه فروشی/ کارتونی از علی درخشی

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 8:3  توسط وحید قرایی  | 

گفت و گو با معاون سابق ترافیک و حمل و نقل شهرداری کرمان

 

كار تكراري نكرديم

 

 

عکس:وحید قرایی

سیما کارآموزیان/اختصاصی بام کویر

 

ترافیک نمادی از پویایی و رونق یک شهر است. اما متاسفانه آن‌چه ما در کرمان ترافیک می‌نامیش در واقع تراکم است نه ترافیک. این تراکم یا همان ترافیک درشهر ما عوامل متعددی دارد که از نظر بسیاری کارشناسان امر بی‌نظمی و عدم رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی از سوی رانندگان دلیل عمده آن است

مهندس محمدحسین انجم‌شعاع مشاور معاونت ترافيك و حمل و نقل شهرداري و معاون سابق همين بخش در شهرداري کرمان است. او که مدرک کارشناسی ارشد مهندسي ترافيك و حمل و نقل خود را از یکی از دانشگاه‌های آمریکا دریافت کرده است هم‌اکنون مدرس این رشته در دانشگاه‌های شهید باهنر و آزاد کرمان است.

با مهندس انجم شعاع در خصوص مسایل ترافیکی شهر کرمان به گفت‌وگو نشستیم.

از نظر شما به‌عنوان یک کارشناس ترافیک عمده مسایلی که در شهر کرمان مشکل ترافیک را به وجود می‌آورند کدامند؟

در وهله‌ی اول مسایل ترافیکی به دو شاخص جمعیتی و افزایش خودرو باز می‌گردد که متولیان حمل و نقل نمی‌توانند کنترلی روی این دو شاخص داشته باشند. جمعیت که رو به افزایش است و تولید خودرو هم که بخشی از اقتصاد کشور است و باید انجام شود. اما در شهر کرمان علاوه بر این دو شاخص ما با مسایل مهم دیگری نیز روبه‌رو هستیم. اول این‌که در کرمان شبکه‌ی معابر خوبی نداریم، خصوصا در محور شرقی ـ غربی از نظر تعداد خیابان‌ در مضیقه‌ایم. دوم آن‌که یک سرویس حمل و نقل عمومی مناسب نداریم. وقتی سرویس حمل و نقل عمومی شهر مطلوب باشد من و شما از اتومبیل شخصی استفاده نمی‌کنیم.

سومین نکته این است که تجهیزات راهنمایی شهر بسیار کهنه قدیمی‌اند، ما هنوز از چراغ‌های راهنمایی عهدقاجار استفاده می‌کنیم. چهارم و از همه‌ی این نکات مهم‌تر این‌که شهر ما کمربندی ندارد. وجود یک کمربندی می‌توانست خیل عظیم هفت تا ده هزار کامیون‌های عبوری را کم کند. و نتیجه‌ی این چند موضوع وضعیتی است که در شهر می‌بینیم.

شما تا چندی پیش معاون ترافیک و حمل و نقل شهردار کرمان بودید فکر می‌کنید در دوره‌ی مدیریت شما چه اتفاقات مهمی در زمینه‌ی ترافیک شهر کرمان انجام شده است؟

مهم‌ترین اتفاقی که از نظر من در این دوره افتاد این بود که بعد از 100 سال که از تاسیس شهرداری در کرمان می‌گذشت امر ترافیک یک متولی واحد پیدا کرد. در این دوره معاونت ترافیک توانست جایگاه خود را بین دیگر سازمان‌ها و ارگان‌ها تثبیت کند ودر مواقع تصمیم‌گیری حرفی برای گفتن داشته باشد. از طرف دیگر برای اولین مرتبه با مسایل ترافیکی شهر به‌طور علمی برخورد شد و از تمام تجهیزات و امکانات روز کشور چه به لحاظ سخت‌افزاری و چه به لحاظ مطالعاتی بهره بردیم. و البته بیشترین کاری که انجام شده است و جزء افتخارات ما در این دوره محسوب می‌شود این است که ما توانستیم بیش از 30 نقطه از 40 نقطه‌ی حادثه‌خیز شهر را بهبود ببخشیم که در هیمن راستا در سال 85 تلفات جانی ناشی از تصادفات در شهر کرمان 30 درصد کاهش داشت و دیگر آن که تجهیزات مدرن کنترل ترافیک را به شهر آوردیم و امروز در بعضی تقاطع‌ها نظیر تقاطع فیروزه و سه‌راهی سیلوله از چراغ‌های «پری‌تایم» استفاده می‌کنیم. ضمن‌ آن‌که کارهای عملیاتی نظیر برنامه‌ریزی پل‌های غیرهم سطح، هوشمند کردن چراغ‌های راهنمایی، ساخت پل‌های عابر پیاده و مطالعه و برنامه‌ریزی اصول شبکه معابر نیز انجام شده است.

گاهی در سطح شهر شاهد هستیم یک‌سری اقدامات مثل ایجاد دست‌انداز یا آن‌چه در تقاطع خیابان اقبال و بهمنیار می‌بینیم که عملیاتی انجام می‌شود و هزینه‌ای صرف می‌شود و بعد تغییر می‌کند علت این تغییرات چیست؟

در قسمت ترافیک به جرات می‌گویم کاری را انجام نداده‌ایم که مجبور به تغییر آن شده باشیم.

اما یک‌سری کارها توسط شهرداری‌های مناطق انجام می‌شود که بعد از مدتی متوجه غیر کارشناسی بودن آن می‌شوند و طرح را تغییر می‌دهند. البته در نظر بگیرید در شهرداری کرمان بسیاری معاونت‌ها و سازمان‌ها نوپا هستند و یک مقدار برنامه‌ریزها و با هم تداخل دارند که امیدواریم در دوره‌ی جدید این مشکل برطرف شود.

در حل مسایل ترافیکی شهر چقدر از نیروهای متخصص کارشناس این رشته استفاده می‌شود؟

در رشته‌ی حمل و نقل اصولا در کشور نیروی متخصص کم داریم. فارغ‌التحصیلان نیز عموما جذب مرکز یا کلان شهرها می‌شوند تا شهری مثل کرمان. هم‌اکنون تعداد نیروی کارشناس ما در رشته‌ی ترافیک تنها 5 نفر است.

نقش مردم در حل معضل ترافیکی تا چه اندازه جدی است؟

یکی ازمشکلات ترافیکی ما عدم رعایت قوانین توسط رانندگان است. متاسفانه ما کرمانی‌ها هر چه در همه‌ی موارد با گذشت و صبور هستیم و به رانندگی که می‌رسد بسیار از خودراضی می‌شویم.

و نقش آموزش و فرهنگ‌سازی در حل این مشکل؟

شهروندان کرمانی در بسیاری زمینه‌ها نیاز به آموزش دارند و متاسفانه ما در بخش آموزش بسیار ضعیف هستیم. شاید به این دلیل که همکاری صدا و سیما و حتی آموزش و پرورش را نداریم. ایجاد تقاطع غیر هم‌سطح و تعریض خیابان و این‌گونه عملیات‌ها مشکل ترافیک را کم نمی‌کند. بلکه تنها تراکم را جابه‌جا می‌کند آن‌چه که اهمیت دارد آموزش شهروندان در همه سطوح است.

سوال آخر این‌که آیا تمام برنامه‌هایی را که در ذهن داشتید در دوران مدیریت شما عملی شد؟

من تقریبا تمام کارهایی را که در ذهن داشتم و به عنوان یک شهروند دلم می‌خواست در شهر ما ایجاد شود، عملی شد بیش از 90درصد پروژه‌ها اجرایی، برنامه‌ریزی و پایه‌گذاری شدند و تنها یک برنامه ام باقی ماند و آن جابه‌جا کردن و یک طرفه‌کردن خیابان‌های عدالت و معلم است که امیدوارم در دوره‌ی مدیریت آينده اجرا شود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 11:57  توسط وحید قرایی  | 

بررسی یک موضوع اجتماعی گفت‌وگو با دکتر سیامک زندرضوی

 

چرا کتاب نمی‌خوانیم؟

 

 

 وحید قرایی/اختصاصی بام کویر

 

با وجود جمعیت جوان و قاعدتا جویای علم در کشورمان متاسفانه وضعیت مطالعه و سرانه‌ی آن چندان جالب توجه نیست. بسياري از افراد هم تا هنگامي كه کتاب خواندن برای آن‌ها منفعتی مانند کسب نمره و امتیاز و ارتقای شغلی نداشته باشد به سراغ این کالای فرهنگی نمی‌روند. گفت‌وگو با دکتر سیامک زندرضوی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه کرمان هم در همین زمینه بود. او نظام آموزشی کشور را در این زمینه قابل نقد می‌داند ضمن آن‌که قائل به حذف ممیزی کتاب به صورت فعلی در کشور است. او می‌گوید:« با وجود ممیزی‌های سختگیرانه، امکان چاپ و کتاب با ایده‌های مختلف به وجود نخواهد آمد.»

*در کشور ما به دلیل جوانی و اهمیت یافتن سواد و دانش دارای دانش‌آموزان و دانشجویان زیادی است اما در اکثر مواقع مطالعات جوانان ایرانی تنها مربوط به دروس مدرسه و دانشگاه و یامرتبط با آن برای آمادگی در برابر امتحانات است این وضعیت در کشورمان چگونه به وجود آمده است؟

 

به نکته‌ی درستی اشاره کردید. در حالی که تیراژ میلیونی کتاب‌های درسی را داریم تیراژ کتاب‌های غیردرسی ما دو هزار و در بهترین حالات تا پنج هزار و حداکثر تعداد نشر تا 20 چاپ است.

برای بررسی این موضوع اول باید ببینیم از چه زمانی سواد و کتابخوانی عمومی شد. در تاریخ کشور ما حداکثر عمر عمومی شدن خواندن و مطالعه 50 سال و دو نسلي كه در همين سال ها زندگي كرده اند نسل كتاب خوان ما را تشكيل مي دهند. یکی از اتفاقاتی که در ایران روی داد و با سواد بودن مهم شد، گسترش شهرنشینی و امکان اشتغال در مناصب دولتی و اداری بود. برای داشتن این مشاغل هم رفتن به مدرسه الزامی بود. همزمان ما شاهد شکل‌گیری یک نظام مدرسه‌ای بودیم که ویژگی‌اش این بود که فرد تحت تاثیر یک کنترل بیرونی مطالعه می‌کند و مهم‌ترین ابزار آن نمره است.

روش‌های تنبیهی نیز در کنار آن وجود دارد که ساده‌ترین شکل آن توبیخ می‌باشد. پیامد این مساله تقسیم نوسوادان به دو گروه بود: اول موفق‌ها در محدوده‌ی کتاب‌های درسی و دوم آن‌ها که بر چسب ناموفق و تنبل را می‌خورند و هرگز لذت خواندن و آموختن را کسب نمی‌کنند.

دانشگاه هم در ادامه‌ی همین نظام است و خواندن و مطالعه در این سیستم نیز غالبا داوطلبانه نیست و متکی بر نمره است. بدین‌ترتیب مشاهده می‌کنیم که تیراژ کتاب‌ها متناقض و سطح مطالعه‌ی غیردرسی پایین است.

* و اين نسل کتابخوان كشور در حال حاضر با چه موانع و مشکلاتی روبه‌رو است؟

در حال حاضر ما با دو مشکل برای نسل کتابخوان خود مواجهیم.

اول عدم علاقه‌ی دولت‌ها به خواندن و مطالعه‌ی شهروندان به دلیل این‌که خواندن به معنی آگاه شدن و طرح پرسش و درخواست پاسخ است که این هزینه‌بر است.

دوم این‌که آشنایی نسل کتابخوان ایران با کالایی به نام کتاب محدود است. توضیح این‌که در سالیان اخیر انتخاب کالا به جز کتاب‌، ساز و کارهایی پیدا کرده است و مکان‌هایی وجود دارد که کتاب معرفی و تبلیغ شود که در مورد کتاب چنین وضعیتی وجود ندارد.

تجربه ما در انجمن دوستداران کودک این است که در آموزش پیش‌دبستانی با کمک متخصصان کتاب تهیه می‌کنیم تا در دسترس کودکان قرار گیرد و با این کالای فرهنگی آشنا شوند. چند سال قبل این فعالیت در برخی مدارس هم انجام می‌شد که نتیجه‌ی جالب توجهی داشت. در این میان مسوولان آموزش و پرورش نیز می‌توانند با تشویق موسساتی که با کتاب آشنایی دارند و می‌توانند آن‌‌را به استفاده‌کنندگان معرفی کنند گام بزرگی در راه تشویق دانش‌آموزان به مطالعه بردارند.

* نقش کتابخانه‌های عمومی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

کتابخانه‌های عمومی در بسیاری از موارد به قرائت خانه‌ی کنکور تبدیل شده‌اند و کتاب‌ها در این مکان‌ها محبوس شده‌اند. می‌توان از افراد داوطلبی استفاده کرد تا کتاب‌ها را به صورت بسته‌هایی تحویل بگیرند تا در محله‌های مختلف در میان خانواده‌ها به امانت بسپرند. این کار در یک مقیاس کوچک و به عنوان پروژه مشترک دانشگاه باهنر کرمان و یونیسف در بم اجرا شد. به این صورت که بسته‌های کتاب به صورت امانت از کتابخانه‌ مرکز اجتماعات محله‌ای به خانواده‌های علاقه‌مند تحویل داده می‌شود و پس از مدتی نیز تحویل گرفته می‌شود.

این کار باعث می‌شود که خانواده‌ها با این کالای گران‌قدر بیشتر آشنا شوند و بخشی از فراغتشان صرف مطالعه شود.

* نظام آموزشی در زمینه‌ی گسترش کتابخوانی چه نقشی را باید برعهده بگیرد؟

در این زمینه نظام آموزشی ما باید به طور جدی مورد نقد و بررسی قرار گیرد. روش‌های کنترل بیرونی در مدرسه باید تعدیل و جایگزین آن‌ها بر اساس تجارب کشورهای موفق در این زمینه به کار برده شود.

یکی از این تجارب توسط دانشمندی به نام«ویلیام گلا‌سر» در آمریکا کاربردی شده است که مدارس بدون مردودی و متکی بر کیفیت کار هر دانش‌آموز جایگزین نظام مدرسه‌ای سابق شده است که البته این جایگزینی نیازی به ملزومات پیچیده، ساختمان‌های بزرگ و ابزار پیچیده ندارد بلکه در اصل تغییر نگاه معلم مدیر و کارکنان مدرسه به دانش‌آموز است.

* اصلا  آيا ما مهارت مطالعه کردن را داریم و برای سوق دادن جامعه به مطالعه باید بکنیم؟

ببینید! خواندن برای لذت بردن یک عادت است و برای ایجاد این عادت یک مهارت لازم است و اگر این مهارت کسب نشود کتاب‌ها همان‌قدر برای ما غریبه‌اند که انگار به زبان چینی نوشته‌ شده‌اند. در این میان هنگامی که یک سوال و مساله‌ی اجتماعی مطرح است وضعیت نیاز به مطالعه خودبه‌خود به وجود  می‌آید مثل سال‌های 57و58 که مسایل اجتماعی و سیاسی زیادی در کشورمان مطرح بود و تیراژ برخی کتاب‌ها را به 500 هزار هم رساند.

کتابخوان کردن بزرگ‌سالان شرایطی دارد مثلا باید امکان چاپ کتاب با ایده‌های متفاوت به وجود آید که با وجود ممیزی‌های سختگیرانه‌ این امکان ایجاد نخواهد شد. از طرف دیگر باید امکان طرح سوالات اجتماعی مهم به وجود آید تا مطالعه برای رسیدن به پاسخ‌ها نیز گسترش یابد.

البته سرمایه‌گذاری روی گروه‌های سنی پایین یک اصل است. به هر حال یکی از نیازهای اساسی هر انسان تفریح است که بخشی از آن با مطالعه تامین می‌شود مشروط بر این‌که رسانه‌های جمعی و مدارس و دانشگاه‌ها آموزش‌های لازم را ارایه دهند. از طرفی آموزش و پرورش درب مدارس را برای عرضه‌ی کتاب باز بگذارد و تنها به دنبال ارایه‌ی کتاب توسط دیدگاه‌های خاص نباشد و کتابخانه‌های عمومی نیز ساز و کاری تعریف کنند که بسته‌های کتاب به صنعت امانی به درخانه شهروندان برود تا فرهنگ مطالعه به صورت مناسبی گسترش پیدا کند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 11:9  توسط وحید قرایی  | 

عملکرد دولت نهم از نگاه عبدالله‌رمضان‌زاده:

 

هر روز 17 وعده

عکس: وحید قرایی

روزنامه اعتماد - ارزيابي عملکرد دولت احمدي نژاد از جمله مهم ترين مباحث مورد توجه کارشناسان در رسانه هاي گروهي است. با توجه به فراگير بودن و تاثيرگذاري عمومي تصميمات دولت بر اقشار جامعه اين گونه مباحث که از طرف مخالفان دولت با رويکردي انتقادي و از طرف موافقان دولت نيز داراي رويکردي تاييدآميز است، همواره مورد توجه افکار عمومي جامعه قرار مي گيرد. منتقدان دولت در بخش هاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي با مقايسه آمار و ارقام درآمدها و هزينه هاي دولت خاتمي و احمدي نژاد بر اين نکته پافشاري مي کنند که دولت نهم نه تنها در بخش هاي مختلف موفقيت چشمگيري نداشته بلکه به دليل عدم ارائه برنامه اقتصادي، نوسانات مديريتي، تصميمات شتابزده و غيرکارشناسي، هزينه بيش از 120 ميليارد درآمد نفتي طي دو سال و... بر مشکلات موجود هم افزوده است. در عرصه سياسي و فرهنگي عملکرد دولت نهم نيز برخلاف دولت گذشته به سمت فضاي باز و پلوراليسم سياسي و فرهنگي نبوده است.بنابراين اصلاح طلبان بر اين عقيده هستند که در دوره رياست جمهوري خاتمي فضاي اقتصادي، فرهنگي و سياسي داخلي و خارجي نيز بسيار مناسب تر از دولت احمدي نژاد بوده است. عبدالله رمضان زاده که خود در دوره يي سخنگوي دولت خاتمي بوده، با استناد به آمار و ارقام در گفت وگويي اختصاصي با اعتماد به تشريح عملکرد دولت احمدي نژاد پرداخته است. اين مصاحبه را در پي مي خوانيد.

گزارشي که هفته گذشته آقاي احمدي نژاد از برنامه چهارم توسعه ارائه کرد، نشان دهنده شاخص هاي بالاتر و عملکرد بهتري در بخش اقتصاد نسبت به دولت آقاي خاتمي است. آيا شما اين مقايسه را قبول داريد؟
فرض کنيم تمام حرف هاي آقاي احمدي نژاد درست است و هرآنچه گزارش داده است دستاورد دولت نهم است. خوب است ايشان اعلام کنند منابع در اختيار براي دستيابي به اين اهداف و دستاوردها چقدر بوده است و همين را مقايسه کنند با منابعي که در اختيار دولت هفتم و هشتم بوده است. اين گونه مقايسه کردن مثل اين است که بگوييم يک نفر دست هايش بسته و يک نفر با دست هاي باز هر دو با هم مسابقه شنا داده اند و الان يکي از آنها جلوتر است. از اين مطلب که بگذريم از نظر اقتصاددانان بي طرف داخلي و خارجي آمار و ارقامي که آقاي احمدي نژاد ارائه مي کنند با واقعيت منطبق نيست.

از چه نظر منطبق بر واقعيت نيست؟
از روز اول تاکنون نه آقاي احمدي نژاد و نه تيم اقتصادي ايشان هيچ برنامه يي براي اداره کشور ارائه نکرده اند، الا شعارهايي که در سخنراني ها مطرح مي کنند. نکته ديگري که مي توان به عنوان شاخص عدم موفقيت دولت نهم در حوزه اقتصاد بيان کرد، تغييرات پي درپي وزراي کليدي اقتصادي است.شما نگاه کنيد در اين دو سال کدام وزرا تغيير کرده اند؛ وزير تعاون، رفاه، رئيس سازمان تامين اجتماعي، رئيس بانک مرکزي، وزير نفت، وزير صنايع. اين تغييرات به چه معنا است؟ يا آقاي احمدي نژاد قبول دارد که از اول اشتباه کرده است و نيروهاي ضعيفي براي اين مناصب انتخاب کرده که همه کارشناسان همين را بيان کردند يا اين نيروها ناموفق بودند و توان شان در حد و اندازه اداره اين وزارتخانه ها نبوده يا اينکه تيم اقتصادي دولت ضعيف عمل کرده است. همه شاخص ها نشان مي دهد چون اين دولت بدون برنامه است نمي تواند در اقتصاد ايران اثر مطلوب بر جاي بگذارد. من هم سوال معروف دکتر ستاري فر را مطرح مي کنم که آقاي احمدي نژاد بگويند در دو سال نخست 120 ميليارد دلار و من امروز اعلام مي کنم بيش از 120 ميليارد دلار درآمد نفت و گاز غير از درآمدهاي مالياتي را چگونه مصرف کردند. فقط آمار اين هزينه را بدهند کفايت مي کند.

علاوه بر درآمدي که شما بيان کرديد، صندوق ذخيره ارزي هم به اين دولت به ارث رسيد. در حال حاضر وضعيت صندوق ذخيره ارزي در چه حالي است؟
دبيرخانه صندوق ذخيره ارزي تشکيل جلسه نمي دهد و گزارشي هم نمي دهد. آمار واقعي هم مشخص نيست.

با توجه به هزينه هايي که دولت اعلام کرده، در حال حاضر چقدر بايد در صندوق ذخيره ارزي موجود باشد؟
مصرف ارزي که آقاي احمدي نژاد در مجلس اعلام کرده است، مي شود 96 ميليارد دلار. در دو سال اخير رقمي نزديک به 30 ميليارد دلار بايد به حساب ذخيره ارزي اضافه کرده باشند. 10 ميليارد دلار هم از قبل مانده بود مي شود 40 ميليارد دلار. يعني ما الان بايد در حساب ذخيره ارزي با فرض قبول آمار آقاي احمدي نژاد 40 ميليارد دلار داشته باشيم. آقاي احمدي نژاد مي توانند چنين ادعايي کنند؟

ظاهراً شش و نيم ميليارد دلار است.
بقيه اش کجا است. اين يک پرسش اساسي است. آقايان مي گويند 96 ميليارد دلار مصرف کرده اند. بقيه اين پول کجا است. بنابراين يا مساله سوء استفاده پيش مي آيد يا گزارش غلط به مردم.

دولت اعلام کرده است که ما برداشتي بدون اجازه مجلس نداشته ايم. آيا چارچوب مشخصي براي تفاوت آمار وجود ندارد؟
ساز و کار استفاده از حساب ذخيره ارزي اين گونه بوده که 50 درصد در اختيار دولت باشد و 50 درصد در اختيار بخش خصوصي و برداشت از حساب هم بايد با اجازه مجلس باشد. من در اين نابساماني اقتصادي فقط دولت را مقصر نمي دانم، من تقصير اصلي نابساماني و بي برنامگي امروز را متوجه مجلس هفتم هم مي دانم. آقايان مدعي اصولگرايي و صداقت با مردم و عدم سوء استفاده و تقلب بيايند موجودي حساب ذخيره ارزي را اعلام کنند. ما مدعي هستيم براساس آمارهاي شرکت ملي نفت ايران و صورت حساب شرکت ملي نفت با امضاي وزير اقتصاد، رئيس بانک مرکزي و رئيس جمهور درآمد نفت و گاز کشور بالاي 120 ميليارد دلار بوده، خودشان هم تکرار مي کنند 96 ميليارد دلار مصرف کرده اند. باقي اين پول کجا است؟

از نظر شما چه اتفاقي افتاده است؟
من نمي دانم. اگر به دولت اعتماد کنيم بايد بگوييم مافياي نفتي در دو سال اخير 40 ميليارد دلار پول ملت را خورده است. اگر به آمارهاي دولت بي اعتماد باشيم پس سوء استفاده يا پنهان کاري پيش مي آيد که مردم نبايد از آن باخبر شوند. ديگر هيچ گزينه يي نداريم.

به عملکرد اقتصادي دولت چه نمره يي مي دهيد و چرا؟
اقتصاد علم هزينه و فايده است. ارزيابي هر کس براساس منابعي است که در اختيار داشته و هزينه هايي که کرده است. ما مي گوييم مجموع هزينه هاي دولت آقاي احمدي نژاد از نظر اقتصادي بيش از 6 سال دولت آقاي خاتمي بوده است. آيا مجموع منافعش براي اقتصاد ملي هم به همين ميزان بوده است؟، شاخص ها که اين را نشان نمي دهد.به نرخ واردات نگاه کنيد، ارقامي بين 33 تا 42 ميليارد دلار براي سال گذشته و يک سال قبل از آن اعلام مي شود. کار به جايي رسيده، ما که جزء کشورهاي توليدکننده ميوه بوديم حالا تعرفه واردات انگور، هندوانه و گيلاس شيليايي را صفر کرده اند براي اينکه قيمت ها پايين بيايد. به رغم اين باز هم نتوانسته اند تورم را کنترل کنند. مساله ديگر تاثير اقتصاد بر زندگي مردم است. آيا شما که در سال گذشته در تهران مستاجر بوده ايد، امسال هم با همان قيمت مي توانيد مستاجر باشيد؟مساله ديگر اينکه آقايان معتقدند صنعت موتور محرک اقتصاد ايران است. چرا دولت جرات نمي کند اعلام کند نرخ رشد بخش صنعت چقدر بوده است. مطابق خبرهايي که ما داريم بانک مرکزي خواسته اعلام کند دو درصد. امسال با اختلاف پيش آمده در شاخص هاي بانک مرکزي نرخ رشد صنعت اعلام نشد. اينها نشان دهنده اين است که اقتصاد ما زمين گير شده است. در حوزه توليد اشتغال هم مطابق آمار مرکز آمار ايران که در سرشماري عمومي به دست آمده در سال 1385، 500 هزار نفر به بيکاران ايران اضافه شده است- آمار دقيق 496 هزار نفر - برنامه اشتغالزايي به کجا رفته است. آقاي محجوب در سال 85 اعلام کرد؛ تا مرداد 85 و در پي سياست غلط افزايش دستمزد کارگران که ابتداي سال اعلام شد حدود 300 هزار کارگر بيکار شده بودند اين را هم اضافه کنيد به آن 500 هزار نفر. شما دقت کنيد حاضر نيستند تعداد بيمه شدگان تامين اجتماعي را اعلام کنند تا مشخص شود چه تعداد شغل جديد ايجاد شده است.دولت نهم، دولت فرار از آمارهاي رسمي و دولت توسل به آمار تريبوني است. اين دولت از دادن آمارهاي کتبي خودداري مي کند.

يعني شما معتقديد به علت اختلاف بين آمارهاي رسمي و آمارهاي تريبوني از اعلام آمار واقعي خودداري مي کنند؟
حتماً همين طور است. دليل ديگري ندارد. چون اگر دولتي خودش را موفق بداند آمارهاي رسمي ارائه مي دهد. آقاي خاتمي هر سال به مجلس مي رفتند و گزارش سال قبل برنامه کشور را ارائه مي کردند. سوال اين است اولاً چرا آقاي احمدي نژاد دو سال تاخير کردند؟ ثانياً خواهش ما اين است که مطابق شاخص هاي رسمي جدولي برنامه چهارم گزارش بدهند.

از نظر شما دولت نهم هيچ عملکرد اقتصادي موفقي ندارد؟
دولت نهم يک آمار موفقيت آميز دارد که به شدت روي آن تاکيد مي کند و آن بالا رفتن آمار صادرات غير نفتي است. خب ما خواهش مان اين است که نسبت به اعلام جزيي اين صادرات اقدام کند تا مشخص شود چقدر اين افزايش آمار از پتروشيمي، افزايش قيمت مس و افزايش ديگر محصولات نفتي است و چقدر دستاوردهاي دولت قبلي است و چقدر از اين آمار متعلق به دولت نهم است.

پس از نظر کيفي اتفاق خاصي نيفتاده است.
صادرات غيرنفتي ناشي از توليد است. يعني افزايش ميزان توليد يا افزايش قيمت. اگر مدعي باشند در نيمه دوم سال 84 و سال 85 افزايش توليد ناشي از مديريت اينها است بايد اعلام کنند چه کار جديدي انجام داده اند. تا آنجا که ما مي دانيم حتي يک قرارداد جديد نفتي هم امضا نشده است. بنابراين مي ماند توليد محصولاتي که کارگاه هايش قبلاً راه اندازي شده و از آن سال بازار صادراتي اش راه افتاده است. شما ببينيد پروژه بزرگ پتروشيمي که راه اندازي شد نزديک به 7 يا 8 سال کار برده تا به اين دولت رسيده است. به اين مساله افزايش قيمت نفت از 40 دلار به 80 دلار را اضافه کنيد. معلوم است قيمت محصولات پتروشيمي حداقل دو برابر شده است. بنابراين اگر دولت خاتمي مثلاً سه ميليون دلار صادرات پتروشيمي داشته الان بايد 6 ميليون دلار حساب کنيم. شما نگاه کنيد قيمت مس در بازارهاي جهاني چقدر است در مقابل همين مسائل شما به ميزان واردات و ترکيب واردات نگاه کنيد.

در يکي از سايت هاي طرفدار دولت نهم آمارهايي بيان شده بود که مثلاً رشد صادرات در اين دولت خيلي زياد بوده و واردات کاهش پيدا کرده است. ما در دولت خاتمي در سال آخر بيش از 75 درصد واردات مان کالاهاي سرمايه يي بوده است و کمتر از 20 درصد کالاي مصرفي داشته ايم، اما براساس آمار مرکز پژوهش هاي مجلس در اين دوره آمار واردات کالاهاي مصرفي به شدت افزايش پيدا کرده است. يک مرکز تحقيقاتي مستقل اعلام کرده است دولت نهم تا پايان سال 85 هر يک روز 17 وعده به مردم داده است. در مورد صادرات و واردات اولاً بايد به قيمت ها توجه کرد، به اينکه اگر اين دولت واقعاً با مردم ايران صادقانه رفتار مي کند، اعلام کند که کدام اقدام دولت نهم باعث افزايش صادرات شده است. آيا دولت نهم مقررات زدايي کرده است. چون ما مدعي هستيم در دولت آقاي خاتمي بيش از دو هزار مقررات زائد صادرات را حذف کرديم تا فضا براي رشد صادرات فراهم شود. آقايان اعلام کنند آيا مقررات زدايي کردند. آيا يک کارگاه جديد راه اندازي کرده اند و اين کارگاه باعث افزايش توليد شده است. ما مدعي هستيم به دليل تلاشي که در سياست خارجي انجام داديم، توانستيم بازارهاي ايران را از 70 بازار به 170 بازار برسانيم. آقايان اعلام کنند با سياست خارجي موفقي که داشته اند توانستند بازارهاي جديدي باز کنند.

براي همين است که شما مي بينيد هيچ اثري از مديريت يا توليد جديد در دولت نهم در مورد صادرات غير نفتي وجود ندارد.

وزراي اقتصادي دولت طرح هاي اشتغالزايي زودبازده يا بحث توسعه صنايع را مطرح مي کنند اين کارها نمي تواند يک نمونه از آن چيزي باشد که شما مي خواهيد؟
آقاي وزير کار روزي اعلام کرده بود طرح هاي زودبازده روزي 10 هزار شغل ايجاد مي کند. شما حساب کنيد روزي 10 هزار شغل مي شود سالي 3 ميليون و 650 هزار شغل، در حالي که ما نرخ رسمي بيکاران مان زير 3 ميليون نفر است. بنابر وعده وزير کار ما نبايد الان در کشور بيکار داشته باشيم. حتي بايد به نيروي کار خارجي هم نياز داشته باشيم. پس معلوم است اين طرح هم شکست خورده است چون مطابق مرکز آمار ايران در سال 85 نرخ بيکاري در 8 استان افزايش پيدا کرده است.

دولت مدعي است که تمام استان هاي کشور را ديده و 6 هزار مصوبه سفرهاي استاني دارد. آيا اين سفر دور و دراز و اين 6 هزار مصوبه تاثيري بر زندگي مردم داشته است؟
به نکته بسيار خوبي اشاره کرديد. من به هيات دولت پيشنهاد مي کنم مصوبات را فهرست و اين شش هزار مصوبه را اعلام کنند.پيش از رفتن من به استانداري کردستان، فرد ديگري در آنجا استاندار بود که الان از نزديکان دولت نهم است. در مراسم توديع و معارفه اعلام کرد که در 4 سال 13 هزار پروژه انجام داده است. چهار سال مي شود هزار و چهارصد و شصت روز يعني روزي 10 پروژه افتتاح شده است. جزوه يي که ايشان آمارش را از روي آن اعلام کرد بعدها به دست من رسيد. يکي از 13 هزار پروژه استاندار سابق مطالعه احداث يک انبار کاه در فلان روستا بوده است.تقاضاي من از دولت آقاي احمدي نژاد اين است که اين 6200 مصوبه را فهرست کنند و در اختيار همگان قرار دهند و ميزان موفقيت هرکدام از اين مصوبات را اعلام کنند.

شما از جزئيات مصوبات اطلاع داريد؟
مثلاً يکي از مصوبات دولت در يکي از استان ها تشکيل 16 تعاوني توسط مردم است. آقاي رئيس جمهور در تبليغات تلويزيوني در هفته دولت اعلام کردند در گيلان هزارمين پروژه ورزشي دولت را افتتاح کردند. خب اعلام کنند اين هزار ورزشگاه کجاست.

دولت خبرنگاران را براي تهيه گزارش از ميزان پيشرفت مصوبات مي فرستد؟
من تاکنون هيچ گزارشي از اين خبرنگاران نديده ام.

خبرنگاران صدا و سيما گزارش هاي زيادي پخش مي کنند؟
صدا و سيما ارگان رسمي دولت است.

با اين حال امکان دارد سفرهاي استاني مجدداً انجام شود؟
آقاي احمدي نژاد در سفر به خراسان رضوي اعلام کردند به هر استاني سه بار سفر مي کنند. دو سال و نيم گذشته است، هنوز دور دوم سفرها شروع نشده است. آقاي احمدي نژاد در استان ايلام اعلام کرد بعد از دو سال استان از محروميت خارج مي شود. با اين حساب ايلام نبايد محروم باشد. خب براي قضاوت هر کسي مي تواند به اين استان سفر کند و وضعيت زندگي مردم را ببيند. من معتقدم هر کسي به مردم ايران وعده بدهد که پيش از 20 سال مي تواند تغيير محسوس در وضعيت اقتصادي کشور به وجود آورد، شعار تريبوني داده است.

يعني درست نمي گويد؟
من مي گويم شعار تريبوني داده است.

مبناي اين حرف ها که وعده هاي آني مي دهند، چيست؟
کاش من هم مي دانستم.

آقاي احمدي نژاد در پاسخ به اين پرسش که چرا سازمان مديريت را منحل کرديد، گفت که وضعيت کنوني ما محصول سازمان مديريت است. بنابراين بايد آن را منحل کرد و آن مقررات دست و پا گير را برداشت. چنين تحليلي از نظر شما قابل قبول است؟
ضبط را خاموش کنيد. تا پاسخ تان را بدهم.

صرف نظر از اين پاسخ شما فکر مي کنيد انحلال سازمان مديريت چه دليلي داشت؟
تمام کارشناسان سازمان مديريت با برنامه هايي که دولت اجرا مي کرد مخالف بودند. در سال 82 از 120 نفر از اقتصاددانان مطرح کشور تحقيقي درباره دلايل تورم صورت گرفت. تقريباً 96 درصد اين اقتصاددانان يکي از دلايل تورم را رشد نقدينگي مي دانستند. متاسفانه به رغم تلاش هايي که در دولت خاتمي صورت گرفت تنها نقطه يي که نتوانست طبق برنامه عمل کند کنترل نقدينگي بود که بيش از حد پيش بيني شده بود. قرار بود ما نرخ رشد را به 16 درصد برسانيم که وقتي دولت را تحويل داديم 26 درصد بود. در دو سال اخير نرخ رشد نقدينگي 40 درصد بوده است. آقاي احمدي نژاد سعي کرد با واردات جلوي افزايش قيمت ها را بگيرد به همين خاطر است ما افزايش واردات داريم. نتيجه اين شد که باغداران و کارخانه داران هم دارند ورشکست مي شوند. ما از مهرماه امسال به بعد دچار بحران شديد تورمي مي شويم هم به دليل افزايش نقدينگي و هم به خاطر کسري بودجه دولت.

چرا کسري بودجه؟
چون دولت بزرگ تر شده و همه هزينه هايش افزايش پيدا کرده است. من اقتصاد دولت نهم را يک اقتصاد بي برنامه، روزمره و غيرکارشناسانه توصيف مي کنم که نتيجه اش نابودي اقتصاد ملي است و فکر نمي کنم تا 20 سال آينده بتوان خسارات اين اقدامات را جمع و جور کرد.

يعني اصلاح طلبان اگر به قدرت برسند هيچ وعده اقتصادي نمي دهند جز اينکه از خرابي هاي بيشتر جلوگيري کنند؟

اين پيشنهاد من است. نمي دانم دوستان چه کاري انجام خواهند داد اما کسي در اين شرايط فعلي حق ندارد دوباره مردم را فريب بدهد که مي تواند مشکلات اقتصادي کشور را 6 ماهه حل کند و وعده بدهد پول نفت را سر سفره مردم مي آورد.

شما در حالي در طول مصاحبه دولت نهم را متهم به بي برنامه بودن کرديد که آقاي خاتمي هم در دور اول رياست جمهوري شان برنامه يي براي اداره کشور ارائه نکردند.

آقاي خاتمي اولين رئيس جمهوري بودند که قبل از برگزيده شدن برنامه ارائه کردند. برنامه کلي بود اما همان هم برنامه بود. اما آقاي احمدي نژاد حتي يک برگ هم به عنوان برنامه دولت خودش ارائه نکرد. شما مصاحبه آقاي خوش چهره را حتماً خوانده ايد. آقاي خوش چهره مي گويد به من زنگ زدند که شما با ما همفکريد. فردا برويد تلويزيون برنامه اقتصادي ما را ارائه کنيد. حرف شما را مي پذيرم که آقاي خاتمي برنامه مدون منطبق بر اعداد و ارقام نداشت اما به برنامه اعتقاد داشت و بلافاصله با جمع آوري اقتصاددانان مختلف طرح ساماندهي اقتصاد ملي را تدوين کرد. نتيجه آن برنامه سوم اقتصادي کشور شد که برنامه يي متفاوت از برنامه دوم بود. خاتمي پس از آن برنامه چهارم دولت را تدوين کرد و مهمتر از آن سند چشم انداز 20 ساله بود که به تاييد همه مراجع قانوني رسيد. بنابراين امروز ما برنامه داريم البته با اقدامات دولت نهم بايد ويرايش شود.

يعني همه اصلاح طلبان برنامه دارند؟
من از طرف همه اصلاح طلبان صحبت نمي کنم. ما در جبهه مشارکت از دو سال پيش برنامه مان فعال است، کميته استراتژي مان فعال است و اميدواريم رسماً آن را ارائه بدهيم.

چرا ارائه نمي دهيد؟
مشکل ما با اين دولت اين است که تريبون را از ما گرفته است.

يعني برنامه آماده داريد اما تريبون براي ارائه آن نداريد؟
من نمي گويم برنامه ما صد درصد کامل است، اما مي گويم در حال تدوين استراتژي هستيم و اگر تريبون داشته باشيم آن را بيان مي کنيم.

مي توانيد رئوس آن را بيان کنيد؟
ما هيچ برنامه يي در خارج از برنامه چشم انداز نداريم و اين سند هنوز قانون است و ما به عنوان اصلاح طلبان تا قانون تغييري نکرده به آن عمل مي کنيم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 8:29  توسط وحید قرایی  |