سفره هفت سین زرتشتیان کرمان
عکس: حمید صادقی


خبر و عکس
عکس: حمید صادقی


نوروز باستانی مبارک باد

ناصر سعيدي
سرآغاز جشن نوروز، روز نخست ماه فروردین (روز اورمزد) است و چون بر خلاف سایر جشنها برابری نام ماه و روز را به دوش نمیکشد، بر سایر جشنهای ایران باستان در ايران به طور اعم و كرمان به طور اخص برتری دارد. در مورد پیدایش این جشن افسانهها بسیار است اما آنچه به آن جنبهی رازوارگی میبخشد، آیینهای بسیاری است که روزهای قبل و بعد از آن انجام میگیرد. اگر نوروز همیشه و در همه جا با هیجان و آشفتگی و درهم ریختگی آغاز شود، حیرتانگیز نیست چرا که بينظمی یکی از مظاهر آن است. ایرانیان باستان، ناآرامی را ریشهی آرامش و پریشانی را اساس سامان میدانستند و چه بسا که در پارهای از مراسم نوروزی، آنها را به عمد به وجود ميآورند. چنانکه در رسم بازگشت مردگان (26 اسفند ماه تا5 فروردین) چون عقیده داشتند که فروهرها یا ارواح در گذشتگان باز میگردند افرادی با صورتکهای سیاه برای تمثیل در کوچه وبازار به آمد ورفت میپرداختند و بدینگونه فاصلهی میان مرگ و زندگی و هست و نیست را در هم میریختند و قانون و نظم یک ساله را محو میکردند. بازماندهی این رسم، آمدن حاجی فیروز یا آتش افروز بود که تا چند سال پیش نیز ادامه داشت. از دیگر آشفتگیهای ساختگی، رسم میرنوروزی، یعنی جا به جا شدن ارباب و بنده بود. دئر این رسم به قصد تفریح کسی را از طبقههای پایین برای چند روز یا چند ساعت به سلطانی بر میگزیدند و سلطان موقت بر طبق قواعدی اگر فرمانهای بیجا صادر میکرد از مقام امیری بر کنار میشد. حافظ نیز در یکی از غزلیاتش در حکومت ناپایدار میرنوروزی، گوشهی چشمی دارد:
سخن در پرده میگویم، چو گل از غنچه بیرونآی
که بیش از چند روزی نیست حکم میرنوروزی
خانه تکانی هم به این نکته اشاره دارد. نخست درهم ریختگی، سپس نظم و نظافت. تمام خانه برای نظافت بر و رو میشد. در كرمان رسم بود که حتی خانهها را رنگآمیزی میکردند و اگر میسر نمیشد، دست کم همان اتاقی که هفتسین را در آن میچیدند سفید میشد. اثاثیه کهنه را به دور میریختند و نو به جایش میخریدند و در آن میان شکستن کوزه را که جایگاه آلودگیهای یک ساله بود واجب ميدانستند. ظرفهای مسی را به رویگران میسپردند. نقرهها را جلا میدادند. گوشه و کنار خانه را از گردو غبار پاک میکردند. فرش و گلیمها را از تیرگیهای یکساله میزدودند و بر آن باور بودند که ارواح مردگان در این روزها به خانه و کاشانهی خود باز میگردند. اگر خانه را تمیز و بستگان را شاد ببینند خوشحال میشوند و برای بازماندگان خود دعا میفرستند. و اگرنه، غمگین افسرده باز میگردند. اینرو چند روز به نوروز مانده در خانه مشک و عنبر میسوزانند و شمع و چراغ میافروختند. درگیر و دار خانه تکانی از بیست روز به عید مانده سبزه سبز ميکردند. ایرانیان باستان دانهها را که عبارت بودند از گندم، جو، برنج، لوبیا، عدس، ارزن، نخود، کنجد، باقلا، کاجیله، ذرت، ماش، به شمارهی هفت نماد هفت امشاسپند یا دوازده شمارهی مقدس برجها در ستونهایی از خشت خام بر میآوردند و بالیدن هر یک را فال نیک میگرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو موجب برکت و باروری خواهد بود. خانوادهها به طور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت(اندیشهی نیک)، هوخت(گفتار نیک)، و هووشت(کردار نیک) سبز میکردند و فروهر نیاکان را موجب بالندگی و رشد آنها میدانستند. چهارشنبه سوری که ازدو کلمهی چهارشنبه به منظور آخرین چهارشنبهی سال و سوری که همان سوریک فارسی و به معنای سرخ باشد و در کل به معنای چهارشنبهی سرخ، مقدمهی جدی جشن نوروز بود. در ایران باستان بعضی از وسایل جشن نوروز از قبیل آینه و کوزه و اسفند را به یقین شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهیه میکردند. بازار دراین شب چراغانی وزیور بسته و سرشار از هیجان و شادمانی بود و البته خرید هر کدام هم آیین خاصی را تدارک میدید. غروب هنگام بوتهها را به تعداد هفت یا سه (نماد سه منش نیک) روی هم میگذاشتند و خورشید که به تمامی پنهان میشد، آنرا بر میافروختند تا آتش سر به فلک کشیده جانشین خورشید شود. آتش میتوانست در بیابان و رهگذرها و یا بر صحن و بام خانهها افروخته شود. وقتی آتش شعله میکشید از رویش میبریدند و ترانههایی که در همهی آنها خواهش برکت سلامت و بارآوری و پاکیزگی بود میخواندند. آتش چهارشنبه سوری را خاموش نمیکردند تا خودش خاکستر شود.
از دیگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بود و آن بیشتر مخصوص کسانی بود که آرزویی داشتند. مانند دختران دمبخت یا زنان در آرزوی فرزند. آنها سرچهار راهی که نمادگذار از مشکل بود میایستادند و کلیدی را که نماد گشایش بود زیرپا ميگذاشتند. نیت میکردند و به گوش میایستادند و گفتوگوی اولین رهگذران را پاسخ نیت خود میدانستند.
آنها در واقع فروهرها میخواستند که بستگی کارشان را با کلیدی که زیر پا داشتند، بگشایند. قاشق زنی هم تمثیلی بود از پذیرایی از فروهرها... زیرا که قاشق و ظرف مسین نشانهی خوراک و خوردن بود. ایرانیان باستان برای فروهرها بر بام خانه غذاهای گوناگون میگذاشتند تا از این میهمان تازه رسیدهی آسمانی پذیرایی کنند و چون فروهرها پنهان و غیرمحسوساند، کسانی هم که برای قاشقزنی میرفتند، سعی ميکردند، روی بپوشانند و ناشناس بمانند و چون غذا و آجیل را مخصوص فروهر میدانستند، دریافتشان را خویش یمن میپنداشتند. اما اصیلترین پیک نوروزی سفرهی هفت سین بود که به شمارهی هفت امشاسپند از عدد هفت مایه میگرفت. دکتر بهرام فرهوشی در جهان فرو ری مبنای هفت سین را چیدن هفت سینی یا قاب بر خوان نوروزی میداند که به آن هفت سینی میگفتند و بعدها با حذف (یای) نسبت به صورت هفت درآمد. او عقیده دارد که هنوز هم در بعضی از روستاهای ایران این سفره را، سفرهی هفت سینی میگویند. چیزهای روی سفره عبارت بود از آب و سبزه، نماد روشنایی و افزونی، آتشدان، نماد پایداری نور و گرما که بعدها به شمع و چراغ مبدل شد. شیر نماد نوزایی و رستاخیز و تولد دوباره، تخممرغ نماد نژاد و نطفه، آیینه نماد شفافیت و صفا، سنجد نماد دلدادگی و زایش و باروری، سیب نماد راز وارگی عشق، انار نماد تقدس، سکههای تازه ضرب نماد برکت و دارندگی، ماهی نماد برج سپری شدهی اسفند، حوت(ماهی)، نارنج نماد گوی زمین، گل بیدمشک که گل ویژهای اسفندماه است، نماد امشاسپند سپندار مزگلاب که بازماندهی رسم آبزیان یا آب پاشان است ( بر مبنای اشاره ابوریحان بیرونی چون در زمستان انسان همجار آتش است، به دود و خاکستر آن آلوده میشود و لذا آب پاشیدن به یکدیگر نماد پاکیزگی آن از آلایش است). نان پخته شده از هفت حبوب، خرما، پنیر، شکر، برسم (شاخههایی از درخت مقدس انار، بید، زیتون، انجیر، در دستههای دوازدهتایی) و کتاب مقدس.
سنتهاي مردمي و آيينهاي نوروزي
جامه نو كن كه فصل نوروز است
مردم در قديم با فرا رسيدن نوروز برنامهها و جشنهاي خاصي را برگزار ميكردند. در برخي از مناطق ايران اين جشنها هنوز بر پا ميشود. اما عمده فعاليتهاي شادي مردم در زمان گذشته به اختصار آمده است.
اسب دواني و چوگان بازي
چوگان زلف و گوي زنخدان يارگير
در روز عيد رسم بود گوي باختن
بر اسب باده سوي طرب تاختن برويم
زيرا به عيد رسم بود اسب تاختن
مسابقههاي پهلواني بين پهلوانان محلهها
اينگونه نمايشها، به هر مناسبتي كه ممكن بود، انجام ميگرفت و گذشته از اين كه جنبه ورزشي و پرورشي داشت انگيزه سرگرمي مردم و رونمايي پهلوانان را نيز با خود داشت.
جامه و كلاه نوروزي
پوشيدن جامه نو، در هر جشني در ايران امر بديهي است. حتي كساني كه درآمد براي نونواري مداوم ندارند، جامهاي را براي مناسبتهاي جشن و شادماني كنار ميگذارند، جامه پاكيزه و مناسب براي پوشيدن، نمايشي از توجه و احترام به ديگران نيز هست. در نوروز بسياري از خانوادهها، اگر هم نتوانند بزرگسالان را به جامه نو بيارايند، ميكوشند تا كودكان را نونوار كنند.
آرايش و زينت و زيور عيد
شرق به عود سوخته دندان سپيد كرد
چون بوي عطر برآمد زمجمرش
حنا بندان
براي برگزاري هر چه با شكوهترجشن نوروز، كه جشن پيروزي و جشن شادماني همگاني بود، مردم از تواناييهاي زيبايي و آرايشي استفاده ميكردند. زنان به آرايش خويش ميپرداختند، به دست و پاي خود حنا ميبستند و آنها را نگارين و پرنقش ميكردند. استفاده از اين گياه؛ تنها به بهانه آرايش نبود، بلكه از اين راه ميخواستند پوست دست و پاهايشان نيز تقويت شود.
همچو خرم دل، جوانان در شب و نوروز و عيد
پاي اندر حنا و دستها اندر نگار
خانه تکانی
مردم از چند هفته كه به نوروز مانده، با خانهتكاني و نونوارسازي خود و خانهشان به پيشواز نوروز ميرفتند، ميكوشيدند كه از پس پيرايش هر آنچه كهنه و پلاسيده شده بود، به آرايش و آذينبندي نيز بپردازند.
اين عيد متفق نشود خلق را نشاط
عيد آنكه بر رسيدنت آذين كنند وزيب
نيكوكاري، بخشش و آزادي زندانيان
در ادبيات فارسي، شواهدي وجود دارد كه بر نيكوكاري و بخشش در روزهاي نوروز تاكيد شده است: "چنين گويند كه رسم ملكان عالم عجم چنان بوده است كه روز مهرگان و روز نوروز، پادشاه مر عامه را باردادي و هيچ كس را بازداشت نبودي و پيش به چند روز منادي فرمود كه بسازيد فلان روز را تا هر كسي شغل خويش بساختي و قصه خويش بنوشتي و حجت خويش به دست آوردي و خصمان كار خويش را بساختندي و چون آن روز بودي، منادي ملك از بيرون در بايستادي و بانگ زدي كه: گر كسي مركسي را باز دارد از حاجت برداشتن درين روز، ملك از خون او بيزار است. پس ملك قصههاي مردم بستدي و همه پش بنهادي و يك يك بنگريدي..."(سياستنامه)
جانم از غم رهان چو عيد رسيد
عيد زندانيان كنند آزاد

دکتر مصدق پس از شهریور ۲۰ و سقوط رضاشاه در انتخابات دوره ۱۴ مجلس بار دیگر در مقام وکیل اول تهران به نمایندگی مجلس انتخاب شد. در این مجلس برای مقابله با فشار شوروی برای گرفتن امتیاز نفت شمال ایران، او طرحی قانونی را به تصویب رساند که دولت از مذاکره در مورد امتیاز نفت تا زمانی که نیروهای خارجی در ایران هستند منع میشد.
در انتخابات دوره ۱۵ مجلس با مداخلات قوامالسلطنه (نخست وزیر) و شاه و ارتش، دکتر مصدق نتوانست قدم بمجلس بگذارد. در این دوره هدف عوامل وابسته به بریتانیا این بود که قرارداد سال ۱۹۳۳ دوره رضاشاه را به دست دولت ساعد مراغهای و با تصویب مجلس تنفیذ کنند. بر اثر فشار افکار عمومی مقصود انگلیسیها تأمین نشد و عمر مجلس پانزدهم بهسر رسید. در ۱۳۲۸ دکتر مصدق و همراهان وی همچون احمدملکی،حسین فاطمی ،دکتر کریم سنجابی ،مهندس احمد زیرکزاده و دکتر سید علی شایگان اقدام به پایه گذاری جبهه ملی ایران کردند. گسترش فعالیتهای سیاسی پس از شهریور ۱۳۲۰ سبب گسترش مبارزات مردم و به ویژه توجه آنان به وضع قرارداد نفت شده بود. دکتر مصدق در مجلس و بیرون از آن این جنبش را که به «نهضت ملی شدن نفت» معروف شد، هدایت میکرد.
پس از شکایت دولت انگلیس از دولت ایران و طرح این شکایت در شورای امنیت سازمان ملل، دکتر مصدق عازم نیویورک شد و به دفاع از حقوق ایران پرداخت. سپس به دادگاه لاهه رفت و با توضیحاتی که در مورد قرارداد نفت و شیوه انعقاد و تمدید آن داد، دادگاه بینالمللی خود را صالح به رسیدگی به شکایت بریتانیا ندانست و مصدق در احقاق حق ملت ایران به پیروزی دست یافت. در راه بازگشت به ایران به مصر رفت و مورد استقبال پر شکوه ملت مصر قرار گرفت.
عکس: وحید قرایی







حضور روحانی جوان برای ارشاد شرکت کنندگان در جهارشنبه سوری:


مشارکت همگانی در جهارشنبه سوری!:

و حسن ختام برنامه البته بدون تنش و درگیری...

سال نو مبارک...
نمود دموکراسی نسبی در انتخابات

وحید قرایی /منتشر شده در نشریه امید کرمان
مردم استان کرمان در انتخابات مجلس هشتم نشان دادند که به مشی اعتدال سیاسی خود همچنان پایبند هستند و در این بین نگاهی ویژه نیز به برنامه های اصلاح طلبان دارند. این در حالیست که ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان کرمان با فعالیتی منسجم و با رویکردی نوین امکان فعالیت سلایق مختلف در میان اصلاح طلبان این استان را فراهم کرد تا حتی حضور دانشجویان اصلاح طلب نیز برای فعالیت انتخاباتی، پررنگ تر از انتخابات سالهای اخیر خود را نشان دهد.
اما نکته مهم در انتخابات مجلس هشتم در استان کرمان این بود که چهره های شاخص اصلاح طلب موفق به عبور از فیلتر بررسی صلاحیت ها شدند و می توان استان کرمان را نمود انتخابات آزاد و نسبتا دموکراتیک در کل کشور دانست . (البته اگر یکی از کاندیدهای مستقل و پرطرفدار در شب انتخابات رد صلاحیت نمی شد این روند کامل تر می شد)
در ده حوزه انتخاباتی استان کرمان امکان رقابت آزاد وجود داشت واصلاح طلبان و اصولگرایان در چنین فضایی برنامه های خود را در معرض قضاوت افکار عمومی قرار دادند. نتیجه ی چنین انتخاباتی نیز تداعی کننده مشی منطقی واعتدالی مردم بود. 5 اصلاح طلب ، 4 اصولگرا ویک مستقل از استان کرمان به مجلس هشتم راه یافتند تا به همه کسانی که رقابت آزاد انتخاباتی در کشور را بر نتابیدند و چیدمان سیاسی خود را برای انتخابات از پیش تعیین کردند اعلام کنند که مردم خودشان بهتر از تمامی این داعیه داران اخلاق سیاست می توانند بهترین گزینه ها را انتخاب کنند و رنگ و بوی اعتدال به فضای سیاسی کشور بدهند . قاعدتا مسوولان اجرایی دولت نهم بایستی از سر بی طرفی نگاهی تحلیلی و عمیق به نحوه و نتیجه برگزاری انتخابات مجلس هشتم در کرمان بیندازند تا نتیجه ی انتخابات آزاد و رقابتی را با انتخاباتی که بخشی از طیف منتقد حذف می شوند را به راحتی متوجه شوند .
در استان کرمان افراد مختلف با دیدگاههای سیاسی متنوع به مجلس راه یافتند و این اطمینان وجود دارد که روند توسعه استان با حضور دیدگاههای مختلف در مجلس بسیار بهتر ومطمئن تر از مناطقی که دیدگاههای یک سویه حاکم شده اند ، طی شود.
به هر صورت کسانی که امروز در سیستم دولتی، پرهیجان تر از فعالان حزبی خبر از پیروزی یک جریان خاص در انتخابات می دهند و فکر می کنند مردم نمی دانند که در چه رقابت یک طرفه ای در بسیاری از حوزه های انتخاباتی شرکت کرده اند می توانند سری هم به کرمان بزنند تا رفتار سیاسی در این استان را نیز ببینند تا به این صورت در قامت نمایندگان دولتی که خود را نماینده ی اجرایی همه مردم ایران می داند این چنین از خود بیخود نشوند.
فضای رقابت انتخاباتی درکرمان ونتایج به دست آمده از آن بسیار پرمعنا بود و امیدواریم که مسوولان بررسی انتخابات کرمان را با جدیت در دستور کار خود قرار دهند تا بتوانند الگوی انتخاباتی مناسب را برای کشور تدارک ببینند. نکته دیگر اینکه مردم کشور ما در تمامی مقاطع تاریخی، توان فکری و قابلیت های واکنشی خود به مسایل سیاسی را به خوبی نشان داده اند و نیک می دانند که مجلسی موفق است که بتواند دیدگاههای سیاسی مختلف را در خود جای دهد وگرنه حذف آنها که دیدگاههایشان را قبول نداریم و غیر رقابتی کردن انتخابات در برخی حوزه های انتخابی سرانجام به یک "به اصطلاح پیروزی" ختم می شود که نمی توان به آن بالید وبه مثابه گل زدن به دروازه بانی است که دستهای او را بسته باشند . به هر حال در میان استانهای کشور ، رقابت انتخاباتی در کرمان نمود دموکراسی را به خوبی نشان داد تا همه ی کرمانی ها سربلند از این انتخابات بیرون بیایند وباز هم جای تاکید دارد که بهتر است برای ایجاد مجلسی توانمند امکان رقابت وحضور گرایش های مختلف سیاسی کشور را در همه جای ایران اسلامی فراهم کرد .

کرمان-یک جایی در دل شهر
عکس: وحید قرایی
آهنگ اصلاح طلبی در کرمان
طبق آخرین اخبار رسیده در استان کرمان حضور حداقل ۵ نفر از اصلاح طلبان در مجلس هشتم قطعی شد. کاندیدای اعتماد ملی در سیرجان نیز با اختلاف زیاد نسبت به سایرین در صدر قرار گرفت. در این شرایط ۵ اصلاح طلب، یک مستقل و ۴ اصولگرا از استان کرمان به مجلس راه یافتند.
گفتنی است در دوره قبل تنها دو نماینده اصلاح طلب از استان کرمان در مجلس حضور داشتند.
کرمان: محمد علی کریمی(ستاد ائتلاف اصلاح طلبان)102103رای و غلامرضا کرمی(اصولگرا) 83288رای
بافت: مهندس بختیاری(ستاد ائتلاف اصلاح طلبان)
سیرجان: حسن پور(اصولگرایان منتقد دولت و اعتماد ملی)
کهنوج: حجت الاسلام امیری(اصولگرا)
جیرفت: دکتر اسلام پناه(ستاد ائتلاف اصلاح طلبان)
زرند: دکتر امیری(ستاد ائتلاف اصلاح طلبان)
شهربابک: رضاحسینی(اصولگرا)
بم: حجت الاسلام غضنفر آبادی(اصولگرا)
رفسنجان: حجت الاسلام هاشمیان(ستاد ائتلاف اصلاح طلبان)
عکس: وحید قرایی






آتش را روشن نگه دار...

ناصر سعیدی/بام کویر
اشاره-چهارشنبه سوری که ازدو کلمهی چهارشنبه به منظور آخرین چهارشنبهی سال و سوری که همان سوریک فارسی و به معنای سرخ باشد و در کل به معنای چهارشنبهی سرخ، مقدمهی جدی جشن نوروز بود. در ایران باستان بعضی از وسایل جشن نوروز از قبیل آینه و کوزه و اسفند را به یقین شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهیه میکردند. بازار دراین شب چراغانی وزیور بسته و سرشار از هیجان و شادمانی بود و البته خرید هر کدام هم آیین خاصی را تدارک میدید. غروب هنگام بوتهها را به تعداد هفت یا سه (نماد سه منش نیک) روی هم میگذاشتند و خورشید که به تمامی پنهان میشد، آنرا بر میافروختند تا آتش سر به فلک کشیده جانشین خورشید شود. در بعضی نقاط ایران برای شگون، وسایل دور ریختنی خانه از قبیل پتو و لحاف و لباسهای کهنه را میسوزادند. آتش میتوانست در بیابان و رهگذرها و یا بر صحن و بام خانهها افروخته شود. وقتی آتش شعله میکشید از رویش میبریدند و ترانههایی که در همهی آنها خواهش برکت سلامت و بارآوری و پاکیزگی بود. میخواندند. آتش چهارشنبه سوری را خاموش نمیکردند تا خودش خاکستر شود.
*******
هر ملت و هرگروه فرهنگی دارای یک سری آداب، رسوم و سنتهایی است که در چارچوبهای ملی و مذهبی به آن وابسته است و با آن هویت پیدا میکند و آنها را مورد اجرا قرار میدهد.
در حوزهی مذهبی میتوان به مراسمی که برای اعیادی همچون فطر، قربان، غدیر و مبعث حضرت رسول یا میلاد ائمه برای ما شیعیان و یا عزاداری برای شهادت امامان معصوم اشاره کرد که اینها هویت ایرانی اسلامی ماست و اما در حوزهی ملی و قدیمیتر مراسمی که طی سال با آنها روبهرو هستیم مثل نوروز و چهارشنبه سوری، جشن مهرگان و مواردی از این قبیل هویت ما را تشکیل میدهد و ما را از دیگر فرهنگها جدا میکند.
در چهارشنبه سوری ما آنچه مسنترها به یاد ميآوریم مراسمی چون بوته آتش زدن، فال گوش ایستادن، ملاقه زدن و ... را به یاد میآوریم اما اکنون این جشن همچون سال نو مسیحی در کشورهای اروپایی با ترقه بازی همراه شده است این جشن در ایران چهره شاد خود را از دست داده و نگاهی آسیبشناسانه به خود گرفته است.
چهارشنبه سوری با توجه به مواد منفجرهای که به روشهای مختلف ساخته و در دسترس جوانان قرار گرفته است چهرهای خشن به خود گرفته و شکل سنتی خود را از داده است و خانوادهها و کسانی را که دربارهی مسایل اجتماعی میاندیشند نگران کرده است.
چهارشنبه سوری اکنون به یک نوع قهر آمیز غیرمنطقی از سوی عدهای نسبت به عدهای دیگر بدل شده است. قهرآمیز به این دلیل که عدهای با انفجارهای پرسروصدا موجب مزاحمت برای سالمندان، کودکان و زنان و بیماران جسمی و روانی میشوند. اگر بپذیریم که جنگ وصداهای جنگ خوب نیستند بنابراین هنگام چهارشنبه سوری چهرهی جنگی بخشیدن به شهرها با هیچ منطقی جور در نمیآید و باید از سوی جامعه، خانوادهها و مدارس پیگیری شود.
این ناهنجاری در گروههای خاص و مشخصی از جامه ریشه دارد که شرایط مختلفی را قرار میدهد تا با خرابکاری، شکستن و چپ کردن وسایل نقلیهی عمومی ابراز خشونت میکنند تا به این وسیله عقدههای خود را بیرون بریزند.
مقدار زیادی از این برخورد به خانوادهها وخلل در رابطهی عقلانی ـ عاطفی بین پدر و مادرها و فرزندان آنها برمیگردد به عبارت دیگر نه تنها دربارهی چهارشنبه سوری بلکه در مورد بسیاری از مسایل اجتماعی ناهنجاریهایی را ایجاد میکنند.
ما حتی در سطح کلان حکومت، اگر نهادهای حکومتی را به عنوان ادارهکنندگان جامعه بشناسیم آنها هم به نوعی باید به لحاظ عاطفی و عقلانی با حکومت شوندگان خود به گونهای برخود داشته باشیم که اگر تصمیمی را اتخاذ میکنند از طرف مخاطبانشان پذیرفته باشد.
در دنیای امروز نمیتوان جامعهای عاری از چنین برخوردهای خشنی را متصور بود اما پدیدهی دیگر آزاری آن هم در شبهای متمادی این دیگر چیزی نیست که در حالت عادی بتوان آنرا قبول داشت.
در سیسال گذشته سعی شده سنتهای فرهنگها ایرانی به فراموشی سپرده شود این در حالی است که میدانیم حتی پیامبر عظیمالشان اسلام نیز در بدو اسلام بسیاری از سنتهای عرب را تایید کرد. حتی وقتی مسلمانان به ایران آمدند بسیاری از آداب و سنن ملی ایرانیان را که از جمله آنها نوروز بود را پذیرفتند. وقتی کالبد شکافی میشود میبینیم بسیاری از ما وقتی به سمتی تاثیرگذار در فرهنگ جامعه رسیدیم با برخی مقاومتهای بیجا خواستار محو امری که هزاران سال پیش رواج داشته است شدهایم. بیتوجه به اینکه با این روش آن رسم از یادها نمی رود بلکه به علت عدم اطلاعرسانی صحیح بسیاری از خوشایندهای سالیانه یک فرهنگ حذف میشود و حال آنکه یک جامعه سالم هم نیاز به شادمانی و هم نیز نیاز به غمگینی و عزاداری دارد.
اینکه ما سنتهای یک اجتماع را دستوری کنیم عملیاتی نخواهد شد، شاید یکی از مسایلی که باعث گستردگی بیش از حد این نوع رفتارها در نزد جوانان میشود باطل اعلام کردن سنتی است که پیش از آن در بین مردم رواج داشته است. از نظراو این رفتار نه تنها امنیت بسیاری از مراسم را از بین می برد بلکه باعث از بین رفتن بسیاری از آداب و رسوم ایرانی و رواج فرهنگ غیرخودی میشود.
که درهمه جای دنیا برای رفع چنین معضلاتی تفاهم بین حکومت و مردم را بالا میبرند و اگر قرار است یکسری تخریبهایی صورت گیرد از سوی حکومت به آنها جهت داده میشوند مثلا به عدهای که خواهان ترقه زدن هستند بگوییم خوب اگر میخواهی چنین کاری را انجام دهی در جایی مثل پارک چیتگر حاضر شو و ترقهات را بترکان!
این روش حتی از نظر جامعهشناسی سیاسی نیز قابل تحلیل است و هر قدر مسوولان دولتی بیشتر وارد معرکه شوند و به آن دسته جوانانی که تنها به دلیل تخلیهی انرژی جوانی دست به چنین کارهایی میزنند مارک منحرف و خرابکار را بزنند بین خود به عنوان نمایندهی یک نظام فکری و حکومتی با جوانان و نوجونان فاصلهی بیشتری ایجاد می کنند و به همین دلیل است که اگر نیروی انتظامی جوانان را تا بعد از تعطیلات سال نو در زندان نگه دارد کار چندان مناسبی نکرده است و نگهداری حدود 500 نفر در زندان برای یک ماه کار درست و عملی نخواهد بود.
یکی از راههایی که میتوان از برخوردهای آشوبگرانهی عدهای جلوگیری کرد یاد دادن دوست داشتن به جوانان است، باید خانوادهها به بچهها آموزش بدهند همانگونه که خویشاوندان خود را دوست دارند و از آسیبدیدن آنها نگران و ناراحت میشوند همشهریان خود را نیز دوست بدارند و همانگونه که نزدیک به خانه و خانوادهی خود ترقه در نمیکنند همشهری و همسایههای خود را هم مراعات کنند.
از نظر جامعهشناسی باید راه حلهایی کنترلی و هدایتی را جایگزین راه حلهای مجازاتی و حکومتی کرد.

این عکس حس خاصی در آدم القا می کنه...کویر،کلوت،سکوت و از همه جالبتر اون کاروان شتر که این روزا فقط در فیلمها می تونیم ببینیم

این روزای انتخابات خیلی به همسرم زحمت می دم ...نمیدونم چه جوری ازش تشکر کنم...
عکس: وحید قرایی






دانشجویان فعال در ستاد اصلاح طلبان کرمان در میدان آزادی کرمان سرود "یار دبستانی" سر دادند
چرایی رای زنان به اصلاحات

الهه کولایی نماینده اصلاح طلب مجلس ششم نمونه ای از حضور و مشارکت زنان در کشور است که نقش بارزی در جنبش اصلاحات در ایران دارد
مهناز پهلوان- سیما کارآموزیان:زنان نیمی از پیکرهی جامعه هستند. نیمهای که حداقل هنوز در کشور ما نسبت به بسیاری از کشورهای توسعه یافته کمتر وارد عرصهی سیاست شده است اما همیشه بیشترین تبعات سیاست به زنان باز میگردند چرا که همیشه علاوه بر زن بودن و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات این قشر، مادر و همسر مردانی هستند که نیمهی دوم جامعه را تشکیل میدهند و به تبع آن تحت تاثیر مشکلات این قشر نیز قرار میگیرند.
در ایران اگرچه زنان و دختران نسبت به سالهای گذشته بیشتر در فعالیتهای اجتماعی مشارکت میکنند اما هنوز هم بخشی از جامعه خصوصا پس از ازدواج و تشکیل خانواده، نقش سنتی را از آنها انتظار دارند. اما زنان و دختران امروز علیرغم همهی سختیهای گذر از جامعهی سنتی به اهمیت حضور و نقش خود در عرصهی اجتماعی آگاه هستند و شاید شمار بیشتر پذیرفتهشدگان در رشتههای مختلف دانشگاهی در سالهای اخیر گواه این مدعا باشد هرچند که حتی در قرن 21 نیز سنگهایی نظیرکنکورهای جنسیتی بر سر راه پیشرفت زنان قرار میگیرد.
این در حالی است که باید توجه داشت که آینده و سرنوشت کشور در گرو درک تغییرات ایجاد شده در جامعه و جهان است و میتواند به حل مشکلات پیش روی زنان برای ورود به جامعه کمک کند. الگوی حضور مشارت جویانه اصلاحطلبان هم یکی از الگوهایی است که در طی هشت سال دولت اصلاحات اقدامات خوبی برای ورود زنان در عرصههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی انجام شد و انتظار آن ميرفت در دولت نهم نیز این روند برای حضور گستردهی زنان ادامه یابد. از جمله اقداماتی که در طول هشت سال دولت آقای خاتمی صورت گرفت ایجاد مرکز «امور مشارکت زنان» بود که فعالیتهای بنیادین خود را در راستای اجرای مادهی 157 قانون برنامهی توسعه کشور با هدف ساماندهی ساختار و تشکیلات مرتبط با امور زنان در کشور و نیز اصلاح و تقویت باورها نسبت به توانمندیهای زن ایرانی انجام میداد. به علاوه این مرکز با حضور فعال در تدوین برنامهی چهارم توسعهی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور، گام دیگری در راستای نهادینه کردن اقدامات مرتبط با امور زنان در سطح کلان برداشت که متاسفانه در دولت نهم در اولین گام با نگاهی مردسالارانه نام «مرکز امور مشارکت زنان» را به «مرکز امور زنان و خانواده» تغییر داد و این اولین عملکرد نامناسب دولت نهم در خصوص زنان بود که نشان از آن داشت که دولت استقلال لازم را برای زنان قابل نیست و زنان جامعه را بدون خانواده به رسمیت نمیشناسد.
اگرچه زیباترین و برترین موقعیت یک زن نقشی است که به عنوان مادر ایفا میکند و محوریتی که در خانه دارد منتج به تربیت نسلهای سالم و صالح میشود. این موضوع که تنها زن را در قالب خانواده بشناسیم و بدون خانواده برایش هویت و ارزشی قایل نباشیم، کاری شایسته و هماهنگ با تحولات جهان و اسلام نیست. اقدام دیگری که در دولت اصلاحات بسیار بدان توجه میشد باور داشتن به توانمندیها و ظرفیتهای زنان در کنار مردان بود. در واقع نگاه اصلاحطلبان به فعالیت زنان و مردان یکسان است و هیچ مرزی بین این فعالیتها وجود ندارد که این خود نشان از افزایش منزلت زن نسبت به گذشته در دیدگاه دولتمردان دورهی اصلاحات دارد که متاسفانه در دولت نهم علیرغم اینکه شاه بیت تمام شعارها برقراری عدالت بود بحث تقلیل ساعت کاری زنان مطرح شد که اگرچه کاهش ساعت کاری زنان در ظاهر کمک به آنان محسوب میشود اما به نظر میرسد هدف چنین کارهایی حذف تدریجی زنان از جامعه و از صحنهی کار و تلاش در عرصههای اجتماعی میباشد که به دنبال آن مسلما اولویت استخدام مراکز دولتی و خصوصی به مردان تعلق میگیرد و شکاف عمیقی میان فعالیت زنان و مردان ایجاد خواهد شد که در واقع نگاهی عدالت محور به حقوق زن به حساب نمیآید.
تصویب «منشور حقوق و مسوولیتهای زن» توسط شورای عالی فرهنگی اجتماعی زنان علیرغم انتقادهایی که در این منشور وارد بود و عدم توجه به این انتقادات نیز اقدامی دیگر در راستای نگاه مرد سالارانه دولت نهم به نقش زنان در جامعه دارد.
طرح مساله ازدواج موقت از سوی یکی از وزرای کابینه و لایحه حمایت از خانواده هم از مواردی بود که واکنشهای زیادی از زنان را برانگیخت زیرا چنین سخنان و لوایحی با رشد فزایندهی علمی و فرهنگی جامعهی زنان سنخیتی ندارد و موجب تضعیف پایهها و بنیان خانواده و آسیبرسانی به جایگاه زن در جامعه از یکسو و کمرنگ شدن تمایل جوانان برای ازدواج از سوی دیگر میشود. این قبیل کارها نشان از عدم شناخت نسبت به جایگاه زن، خانواده و عدم کارشناسی است که با نگاهی سنتی به حقوق زن میپردازد.
به طور کلی میتوان گفت: در دولت نهم برنامهی خاصی برای حضور زنان در عرصههای مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی تاکنون وجود نداشته و بسیاری جایگاههایی که اینک زنان به آن رسیدهاند اقداماتی است که در دولت اصلاحات صورت گرفته است.
اصلاحات بنیادین در جامعه برای تغییر نگرش به زن به عنوان عنصر اجتماعی و تغییر الگوها و نگاهها سنتی نسبت به زن، شناخت استعدادها و توانمندیهای زنان، اصلاح قوانین و مقررات در چارچوب نظام جامع حقوقی، توجه به گروههای محروم زنان و زنان آسیبپذیر رویکرد و حمایتی و توانمندسازی آنان، افزایش مشارکت زنان در راستای تحقق نرخ رشد پیشبینی شده در برنامهی چهارم توسعه، تلاش فراگیر در جهت برآورده ساختن حقوق حقه و آزادیهای بنیادین و اساسی زنان و رفع بیعدالتیها و قوانین تبعیضآمیز، استقرار نظام مناسب جهت برخوردار نمودن زنان از سلامت، رفاه و تامین اجتماعی و... از جمله اقداماتی بود که در دولت اصلاحات از سوی اصلاحطلبان برای افزایش جایگاه ومنزلت زنان در جامعه و محکم کردن پایههای خانواده صورت گرفته است. اینک در آستانهی انتخابات مجلس هشتم میبایست زنان با نگاهی عمیق به عملکرد افراد به انتخاب کسانی بپردازند که در دفاع از جایگاه زنان از هیچ اقدامی فروگذار نکرده باشند.
برای توسعه کرمان متحد شویم
این یک واقعیت است که بسیاری از نحوه رسیدگی به صلاحیت داوطلبان نمایندگی مجلس هشتم توسط هیات های اجرایی و نظارت رضایت ندارند اما یک نکته را خصوصاً ما کرمانی ها نباید فراموش کنیم و آن نکته این است که در شرایط فعلی نباید هیچ فرصتی را برای توسعه از دست بدهیم. با شرایطی که خصوصاً از لحاظ اقتصادی برای کشور به طور اعم و کرمان به طور اجض پیش آمده است تلاش برای جلوگیری از گسترش مشکلات و بازگشت به وضعیت با ثباتی که بسترهای توسعه در آن فراهم باشد یک وظیفه است. در این میان حضور یک استاندار سابقه و معاون عمرانی وی ( که در زمان حضور آنها در استانداری کرمان رتبه ی توسعه یافتگی کرمان از پانزدهم به چهارم کشور رسید) در میان کاندیداهای انتخاب مجلس را می توان فرصتی برای کرمان و کرمانی ها دانست تا با انتخاب آنها ضمن روشن نگه داشتن چراغ اصلاحات به ادامه روند توسعه یافتگی کرمان که در دوران اصلاحات نمود خود را به خودی نشان می دهد امیدوار بنماییم.نگاهی به سابقه و عملکرد دو کاندیدای اصلاح طلب انتخاب مجلس هشتم یعنی محمد علی کریمی و دکتر محمد جواد فدایی نشان می دهد که این دو نفر از توانایی تجربه هوشمندی و دانش لازم برای پیش بردن روند توسعه یافتگی کرمان برخودارند و نیز این قابلیت را نیز دارند که از تخصص سایر افراد در این راه به خوبی استفاده کنند.
فعالیت یک تیم کارشناسی قوی در استانداری دوران اصلاحات و به پیش رفتن برنامه ها مطابق زمانبندی آنها خود گویای این مسئله است . بنابراین اتحاد کسانی که به توسعه همه جانبه و پایدار این دیار چشم دارند می تواند از انتخابات مجلس هشتم فرصتی نیکو بوجود آورد که چشم اندازهای توسعه را محقق کند.
در این حال دیگر دوره سکوت و گوشه گیری و بی تفاوتی به سر آمده و عملکرد همه مدعیان حضور در عرصه قدرت رحنمون شده است.
نتیجه عدم مشارکت نیز در سالهای اخیر به خوبی خود را نشان داده و نیازی به توضیح واضحات نیست و قدعدتاً شرایط امروز حاصل طرز تفکری است که تحول و اصلاح را در جایی خارج از اراده شهروندان می بیند. پس در یک اقدام جمعی و همگانی باز هم مردم می توانند آنچه را که در دل دارند فریاد بزنند و به مسیر توسعه پایدار باز گردند. این مسئله را باید پذیرفت که هیچ جامعه ای بدون خواست اراده و مشارکت خود به پیشرفت نمی رسد که حاصل خواستن و مشارکت استفاده بهینه از همه نیروهای فکری و علمی جامعه است.
کرمانی ها از ظرفیت و قابلیت لازم برای پیشرفت در زمینه های مخلتف برخوردارند و حلقه ای که این رشته را تکمیل می کند انتخاب نمایندگانی شایسته و کارشناس در مهمترین مرجع قانونگزاری کشور است که تحقق آن دور از ذهن نیست و در یک رقابت با رعایت اصل بی طرفی برگزار کنندگان و مشارکت حداکثری شهروندان در این دوره انتخابیه محقق خواهد شد . به یاد داشته باشیم که مفهوم توسعه در زمان حضور اصلاح طلبان معنای حقیقی خود را بازیافت و این امکان وجود دارد که با اتحادی تاریخی میان توسعه خواهان و تحول طلبان شرایط را بسیار بهتر از گذشته برای حرکت رو به جلو فراهم کرد و به خوبی از توانایی این نیروهای فکور و با تجربه که مدتها نیز در میحط علمی دانشگاه به فعالیت مشغول بوده اند استفاده کرد. قطعاً توسعه یافتگی فردا مرهون اتحاد رای دهندگان برای انتخاب افرادی است که توانایی مدیریت کرمان در مسیر توسعه را دارند.
بخش عظیمی از پروژههای اقتصادی بزرگ محصول کار مجلس ششم است
.jpg)
دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی در جمع اصلاح طلبان استان کرمان با تأکید بر تلاش برای حضور پررنگ و با اقتدار مردم در انتخابات گفت: بعد از گذشت سی سال از انقلاب امروز در شرایطی هستیم که در ابعاد سیاسی و اقتصادی اگر چه کامیابیهای فراوانی به دست آوردیم اما با گرفتاریهای زیادی نیز دست به گریبانیم.
غلامحسین کرباسچی با بیان اینکه در یک نظام مردم سالار همواره مجلس ابزاری برای کنترل قدرت حاکمیت و دولت است اظهار داشت: در مقطع انتخابات یکی از برکات این است که مسائل سیاسی که به دلیل مشغلههای روزمره کمی از آنها فاصله گرفتهایم را مرور کنیم. وی اظهار داشت: وقتی دولتی تشکیل میشود برای اداره کشور نیاز به اقتدار و قدرت دارد تا با نظارت مسائل کشور را حل و فصل کند.
کرباسچی افزود: طبیعت انسان این گونه است که در این اقتدار زیاده روی میکند و وقتی سوار بر توسن قدرت میشود از حد خود تجاوز میکند و تجربه بشری امروز در شرق و غرب ثابت کرده که برای اداره کشور راهی جز اتکا به آرای مردم وجود ندارد.
او بیان کرد: عموماً دولتها به دنبال اقتدار مطلق هستند و تمام نظامهای دنیا برای اینکه کشور را به خوبی اداره کنند ناگزیرند که اقتدارشان را تقویت کنند اما نه اقتداری که حقوق مردم را پایمال کند و بخواهد مردم کشور را به هر عنوانی طبقه بندی و نادان قلمداد کند و این مجلس است که حکم یک دستگاه مهار کننده قدرت را در نظامهای مقتدر دنیا را دارد.
دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی با اشاره به اینکه حکومتها وقتی بخواهند حقوقی را پایمال کنند اول تهمت میزنند و بعد گروه یا فرد مورد نظر را وابسته به بیگانگان معرفی میکنند و بعد هر ظلمی را که بخواهند انجام میدهند گفت: نقش مجلس این است که این قدرت مطلق را مهار کند. کرباسچی تصریح کرد: مثلاً مجلس باید بیان کند که امروز روزی نیست که پول را زیر تشک بگذاریم و هر کس مراجعه کرد سهمی از پول به او پرداخت کنیم.
او افزود: بعضی حاکمیتها نمیخواهند ما نظام برنامهریزی تنظیم بودجه داشته باشیم و میگویند ما بهتر میفهمیم که پول مملکت را باید کجا خرج کنیم و مسائل اقتصادی را ابزار حاکمیت قرار میدهند. وقتی رئیس جمهوری در شهری با کمتر از یک میلیون نفر جمعیت چند میلیون نامه تقاضا دریافت میکند به معنای آن است که هر کدام از افراد چند تقاضا دارند که این نظام و شیوه اداره کشور در جهان امروز نیست.
وی همچنین گفت: وقتی دولت علیرغم اینکه بنا بود طبق برنامه چشم انداز توسعه، روزنامه و خبرگزاری جدید دولتی ایجاد نکند، اما هر روز یک روزنامه جدید دولتی با خبرگزاری دولتی تأسیس میکند و به آن افتخار میکند نشان اقتدار گرایی دولت است در حالی که در برنامه توسعه تنظیم شده و حتی رهبری نیز تصویب کرده است که دولت در چنین اموری سرمایه گذاری نکند.
مدیر مسئول روزنامه توقیف شده هم میهن در ادامه با اشاره به وضعیت اقتصادی کشور گفت: اگر امسال 70 میلیارد دلار به برکت قیمت نفت وارد این کشور شده است به این معنا نیست که دولت به هر کس که دلش خواست بگوید هر چقدر دلت خواست واردات داشته باش و تنها برای اینکه بگوید من به فکر مردم هستم مرغ و گوشت و کالاهای دیگر وارد کند. این برنامهریزی مناسبی برای کشور نیست و در واقع ورشکست کردن سرمایه گذاران داخلی است.
کرباسچی عنوان کرد: به قول وزیر اسبق کشاورزی که بعد از 12 سال وزارت در جمهوری اسلامی توسط هیأتهای اجرایی رد صلاحیت شد در زمان دولت هاشمی که نفت تنها 7 دلار بود زحمات فراوانی کشیده شد که کشور از نظر واردات شکری نیاز شود و موفق هم شده بودیم اما طی دو سال گذشته 5/3 میلیون تن شکر به کشور وارد شد که موجب ورشکستگی کارخانههای شکر داخلی شد. این پیشرفت و توسعه کشور نیست که ما هر وقت دلمان خواست واردات را آزاد کنیم.
وی افزود: باید نظامی به عنوان نظام پارلمانی شناخته شود که با برنامهریزی و تنظیم امور توسعه و تولید را در جای خود قرار دهد و تولید کننده را مورد حمایت قرار دهد و برای اینکه کار و اشتغال در کشور ایجاد شود باید واردات، قیمت و مقدار تخصیص بودجهها را تنظیم کرد که این نظام مناسب امروز در دنیا است. حال اگر میخواهیم به قبل از قرون وسطی برگردیم باید پول را زیر تشک بگذاریم و هر طور که دلمان خواست خرج کنیم.
کرباسچی در ادامه گفت: مجلس جایگاهی است برای تعدیل این قدرت و کنترل و مهار دولتی که کشور را اداره میکند زیرا به گفته امام (ره) مجلس در همه امور در رأس قرار دارد و اگر قرار باشد تنها دولت همه کاره باشد این یعنی اقتدار مطلق که در زبان امروزی به آن اقتدارگرایی میگوییم.
او تأکید کرد: مجلس باید آنچنان قدرتی داشته باشد که بتواند خواسته روزافزون دولت و مسئولین دولتی را برای تسلط بر همه امور کنترل کند و راه دستیابی به چنین مجلسی این است که متکی به حداکثر آراء مردم باشد.
کرباسچی با استناد به آمار منتشر شده از سوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی گفت: طبق گزارش سازمان صدا و سیما، 70 درصد واجدین شرایط رأی در انتخابات مجلس ششم شرکت کردند و این در حالی است که در مجلس هفتم تنها 51 درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت نمودند. وی با اشاره به اینکه قصد ارزیابی عملکرد مجلس هفتم را ندارم گفت: این مجلس همانگونه که دیدید به لحاظ پشتوانه مردمی مجلس کاملاً یک طرفه و از یک جناحی که جناح اکثریت ملت ایران نیز نیست تشکیل شد و حضور حداکثری مردم در انتخابات هیچ گاه چنین ترکیبی را رقم نخواهد زد.
وی دلیل عدم شرکت مردم در انتخابات مجلس هفتم را رد صلاحیت گسترده آن دوره عنوان کرد و افزود: مجلس هفتم مجلس کاملاً یک جناحی است که در بهترین شرایط اقتصادی در طول تاریخ کشور، اداره امور را به دست گرفت اما همانگونه که میدانید عملکرد خوبی در بعد اقتصادی، فرهنگی، سیاست خارجی و سیاست داخلی نداشته است و این در حالی اتفاق افتاد که تاریخ کشور ما، تاریخ صد ساله پارلمانی دارد و مدرس و امثال او برای این در مجلس حضور پیدا کرد تا در برابر اقتدار حاکمیت آن زمان قد علم کند.
کرباسچی بیان کرد: اکنون نیز باید با حضور حداکثری در انتخابات شرکت کنیم زیرا هر چه مردم در سراسر کشور بیشتر شرکت کنند این مجلس نماینده اکثریت بیشتری از ملت ایران است. مجلسی که زمانی شخصیتهای تاریخی بزرگ این کشور به عنوان نمایندهای از مردم با سوابق مختلف اجرایی و تجربیات مختلف در اداره جامعه حضور داشتند. اما زمانی که یک نماینده برای تبرک از لیوان آب یکی از مدیران ارشد اجرایی کشور آب مینوشد هیچ گاه نمیتواند نسبت به حریم قدرت او انتقادی وارد کند. این اتفاقات در حالی است که ما امروز به بن بست در اقتصاد رسیدهایم و مرتباً تصمیمات اقتصادی را عوض میکنیم. به عنوان مثال روزی نرخ بهره بانکی را پایین میآوریم و روز دیگر افزایش میدهیم و این ناشی از عدم تخصص مجلس در ارائه راهبرد در بهترین شرایط اقتصادی کشور است.
وی همچنین گفت: اکنون در اقتصاد با گرفتاریهایی روبرو هستیم که اوایل انقلاب و یا حتی در زمان جنگ هم با این گرفتاریها روبرو نبودیم. همه میدانیم که آمریکا با ما دشمن است و هیچ کس در این موضوع شکی ندارد اما این دشمنی مربوط به 30 سال گذشته است نه یکی دو سال قبل که دچار قطعنامهها و تحریمهای فراوان شدهایم. چرا آن روز که جوانان انقلابی لانه جاسوسی را تسخیر کردند این تحریم یک پارچه علیه کشور ما اتفاق نیفتاد و این نارساییها را در سیاست خارجی نداشتیم.وی با بیان اینکه نماینده مجلس باید با تمام توان انتقاد خود را بیان کند افزود: «کسانی میتوانند در این عرصه عرض اندام کنند که سابقه کار اجرایی دارند و در طول 15 ساله گذشته خاک خدمت را سرمه چشم خود کردند تا گرفتاریهای مردم را حل و فصل کنند.
کرباسچی در ادامه گفت: یک سری قوانین وجود دارد که تنها به زندگی امروز ما مربوط نمیشود بلکه سالهای سال بر زندگی مردم این مملکت تأثیر گذار است پس باید روابط درستی بین دولت و مجلس تنظیم شود تا برنامهریزی مناسبی در کشور شکل گیرد.
دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی بیان کرد: مدیریت تحت کنترل اراده ملت باید توسط مجلس باشد و نباید قانونی توسط مجلس تصویب شود که تمام زحمات 30 سال گذشته را به باد دهد. بعضی وقتها یک پارلمان نقشی ایفا میکند که ده پارلمان بعد هم برای جبران باید به دنبال آن برود و این تجربهای است که ما در همین مدت داشتیم.
وی در ادامه با بیان اینکه رد صلاحیت بسیاری از مدیران ضایعهای بود در طول 29 سال گذشته اتفاق نیفتاده گفت: مدیرانی که سالهای سال وزیر بودند و کارهای اجرایی فراوانی در کارنامه خود داشتند و مجموعه انباشته شدهای از سالها تجربه بودند با مهر رد صلاحیت آن هم با نام اسلام کنار گذاشته شدند و این وضعیتی است که ما بسیار از رخداد آن ناراحتیم اما این دلیل نمیشود که سست شویم. برعکس باید وضعیت موجود را آسیب شناسی کنیم که چرا برخی خواهان ورود افرادی به مجلس هستند که جریان رد صلاحیتها را تقویت میکنند و با اینکه نمیپسندیم این همه تجربه اجرایی مملکت به راحتی کنار گذاشته شود.
کرباسچی تأکید کرد: برای اینکه پارلمان و مجلس در جمهوری اسلامی که نماینده اراده ملت است تقویت شود اول حضور همه جانبه و محکم همه مردم در پای صندوقهای رأی لازم است. اینکه بگوییم مجلس کاری نمیتواند انجام دهد درست نیست. بعضی القا میکنند که مجلس ششم چه کرده؟ در پاسخ این عده باید گفت: بخش عظیمی از کارها و پروژههای اقتصادی محصول کار همان دوره است.
وی گفت: گاهی اوقات کسانی که میبایست در تقویت مجلس و مشارکت مردم تلاش کنند نقششان به گونهای است که احساس میشوند میخواهند به نوعی مردم را دلسرد کنند که باید مقتدرانه در عین اینکه ظلم و ناروایی به برخی کاندیداها وارد شد در انتخابات شرکت کرد و به افراد متدین و دارای سوابق اجرایی روشن رأی دهیم و به توصیه امام که تأکید داشتند در هیچ شرایطی فکر نکنند که اگر پای صندوقهای رأی را خالی کنید مسئلهای حل میشود عمل کنید.
کرباسچی اظهار داشت: اگر به هر دلیلی از اوضاع ناراضی هستید و منتقد وضعیت موجود هستید باید با رأی دادن شرایط را تغییر داد بنابراین هم شرکت در انتخابات مهم است و هم تشویق همگان برای حضور و از همه مهمتر گزینش درست در انتخابات بسیار تأثیرگذار است.
نگذاريم اقتدارگرايان به آرزوهايشان برسند
جبهه مشاركت ايران اسلامي در بيانيه ای دلايل خود را براي حضور در انتخابات مجلس هشتم براي هواداران و مردم ايران تشريح كرده است.
متن كامل اين بيانيه به شرح زير است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت عزیز ایران در حالی خود را برای تصمیمگیری در خصوص شرکت در انتخابات مجلس هشتم آماده می کند که با نادیده گرفتن حقوق اساسی شهروندان، ناعادلانهترین رویهها در اجرا و نظارت بر آن غلبه دارد.
حذف اكثريت قاطع نامزدهای باتجربه، کارآمد، مؤمن و شجاع از جبهه اصلاحات، نشانه عزم حاکمیت یکدست برای حفظ قدرت به هر بها حتی به قیمت عبور از میراث گرانبهای امام راحل (قده) و خونبهای شهیدان و جانبازان و امید حقطلبان و آزادیخواهان است.
رویکردی که در این انتخابات برای حذف اصلاحطلبان در پیش گرفته شد و مدیریتی که در مراحل مختلف تعیین و اعلام صلاحیت نامزدها، اعمال گردید، نه تنها با موازین و آموزههای دینی بیگانه است، بلکه از هر تدبیر و عاقیت اندیشی نیز به دور است.
اساس جمهوری اسلامی که امام آن را بنیان گذاشت آرای واقعي مردم است و هدف آن باید پاسداری از حرمت و کرامت و حقوق سلب ناپذیر آحاد آدمیان باشد. جمهوری اسلامی مورد تأیید مردم همانطور كه در قانون اساسی آمده نظامی است توحیدی که در آن خداوند مردم را بر سرنوشت خود حاکم گردانده است.
هرگز قرار نبود این نظام كه جمهوریت و اسلامیت دو وجه جدانشدنی آن است، با قرائتی اقتدارگرا و متحجرانه از دین مضمون مردمی و آزاد خود را از دست بدهد. قرار نبود در نظام جمهوری اسلامی برای ورود به خانه ملت در شجاعت و حقگویی را ببندند و راه تزویر و ریا را بگشایند. قرار نبود در نظام جمهوری اسلامی به عوض اینکه مردم رئوس حکومت را تعیین کنند حكومت نمايندگان مردم را تعيين كند. قرار نبود در نظام جمهوری اسلامی عدالت به پوستینی وارونه و آزادی به عطیهای حکومتی آن هم در محدودهای تنگ و جناحی تبدیل شود.
قرار نبود در جمهوری اسلامی، یخبندان سیاسی، زوال سرمایه اجتماعی، بیرونقی اقتصادی و بحرانهای اخلاقی به جای آن همه آرمانها و دستاوردهای بزرگ دوران انقلاب و پس از آن بنشیند.
خوشبختانه در شرایطی به سر میبریم که هنوز نسل اول انقلاب و مبارزان عرصه ستمشاهی و مجاهدان جنگ تحمیلی حضور دارند و این حضور به اقتدارگرایی اجازه تحقق سناریوی خود را نمی دهد. هنوز اکثریت مردم ایران با یاد روزها و شبهای انقلاب و آرمانهای بزرگی که برای آن انقلاب کردند زندگی میکنند. هنوز عمق آموزههای معمار فقید انقلاب و نظریهپردازان نواندیش و مردمسالار آن چنان تأثیرگذار است که مردم بخوبی میتوانند دو قرائت اقتدارگرا و دموکراتیک از جمهوری اسلامی را تفکیک کنند.
خوشبختانه تمایل مردم ما برای پیگیری آن آرمانها و دستاوردها همچنان روح غالب بر جامعه است. میل به پیشبرد اصلاحات از درون و ترجیح نیروی ملت بر هر نیرو و راهبرد خارجی آن چنان نیرومند هست که بتواند ترفندهای مختلف را برای اخراج ملت از صحنه اعمال حق حاکمیت خنثی کند. هنوز جوانان ما چنان به توان و آینده خود باور دارند که حاضر باشند برای جلوگیری از انحراف پیش آمده در مسیر انقلاب که همان مسیر پیشبرد معنویت ، عدالت و آزادی است به فداكاري و تلاشهای اصلاحطلبانه دست بزنند. هنوز انگیزههای آزادیخواهی، برابریجویی و برادریطلبی در اقوام متنوع ایران زمین آنقدر قوی هست که برای تحقق شعار همیشگی «ایران برای همه ایرانیان» سختیها و مشقات کمرشکن را تحمل کنند و عرصه دشوار سیاستورزی را به نفع اقتدارگرایان ترک نکنند. و هنوز زنان تاريخساز ایران در عین به تنگ آمدن از تبعیضهای روز افزون، چنان مصمم هستند تا نگذارند سرنوشت ایران و ایرانی سيري واپسگرا طي كند.
امروز انتخابات عرصه تجلی و رقابت دو رویکرد و دو تفکر کاملاً متفاوت درباره اساسیترین مسائل کشور است. در يك سو تفکری است که به رأی مردم ، به آگاهی مردم و به حق مردم برای تعیین سرنوشت اعتماد واهتمامی ندارد، در سوي دیگر تفکری است که میزان همه امور را رأی مردم میداند و مشروعیت حکومت را (حتی اگر صالحترین انسانها در رأس آن باشند) جز با اعمال رأی مردم محقق نمیداند.
تفکر نخست خود را قیم و شبان مردم میداند و برای مردمی که آنها را به اندازه کافی بالغ نمیداند حداکثر حقی که قائل است تشخیص « اصلح » از میان «صالحانی» است که مدعیان اصولگرایی قبلاً آنان را برگزیدهاند. در حالی که تفکر دوم نه تنها مردم را به حد کافی دارای شعور و آگاهی برای تشخیص افسد از اصلح، صالح از فاسد و فاسد از افسد میداند، بلکه انتخاب حاکمان را حق آنان می خواند.
تفکر اول بیم آن دارد که اگر مردم در انتخابات آزاد باشند اول کسانی که باید عرصه قدرت را ترک کنند خود آنها هستند، اما در سوی دیگر تفکری است که بیم ٱن دارد که اگر به مردم آزادی در انتخابات داده نشود نه تنها جمهوریت، بلکه اسلامیت و در حقیقت اساس جمهوری اسلامی به خطر خواهد افتاد.
تفکر اول جمع محدود خود را عالم جامع می داند و چون به گمان خود برای هر مشکلی اعم از سياسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و بینالمللی جوابی سهل الوصول و البته امنیتی در آستین دارد به مشارکت عموم مردم نیاز نمیبیند و میداند که مشارکت عموم مردم سبب خواهد شد منافع سرشار عدهای در این دایره بسته قدرت از بین برود، اما تفکر دوم حل مشکلات عدیده و طاقتفرسای جامعه امروز ایران را همانطور كه در قانون اساسي تصريح شده است جز با مشارکت همه مردم ایران اعم از زن و مرد، پیر و جوان، ترک و بلوچ و لر و کرد و عرب و ترکمن، گرایشهای متنوع سیاسی و اجتماعی، مذاهب و اقلیتهای دینی، هماندیشان و دگراندیشان، حوزویان و دانشگاهیان، در چارچوب میثاق ملی مشترک که قانون اساسی است امکان پذیر نمیداند و تنها راه مشارکت واقعی را برگزاری انتخابات آزاد و سالم و انتخاب نمایندگان شجاع و آزاده می داند.
تفکر اول وقتی از حریم جمهوری اسلامی و صیانت آن و جلوگیری از نفوذ غیر در آن سخن میگوید آن را محدود به حریم جناحی و حزبی خود و جلوگیری از نفوذ آگاهیهای نو و اندیشه اصلاحات میکند. اما تفکر دوم از آن جمهوری اسلامی دفاع میکند که مبشر و مبلغ پیشرفت، آزادی و عدالت همه جانبه باشد و تکثر و تنوع جامعه و برخورداری شهروندان از حقوق اساسی و پایبندی به برنامهریزی علمی و وجود نهادهای مدنی مستقل از قدرت را به رسمیت بشناسد و به قدرت به صورت امانت و نه ملکیت بنگرد و برای پیشبرد این امور، حق برابر برای همه ایرانیان قائل باشد و راه آنان را برای ورود به هر سطحی از قدرت باز کند.
جبههمشارکتایراناسلامی مفتخر است از زمان تأسیس تا کنون توانسته است از آرمانهای اصیل انقلاب و امام طرفداری کند و شجاعانه در برابر کژیها و زياده طلبي ها و خودخواهيها و خود محوريهائي که به نام دین و انقلاب در درون حکومت ایجاد شده است بایستد و البته هزینه سنگین آن را نیز بپردازد.
ما خدای بزرگ را سپاس میگزاریم که به ما این توفیق را عنایت فرمود تا در دفاع از حق مردم - حتی آنان که همفکر و همسو با ما نیستند-، پیرو امام خود علی ابن ابیطالب (ع) باشیم که بیرون کشیدن خلخال از پای دخترک یهودی را برنتافت و مرگ را بر چنان جفایی قابل سرزنش ندانست.
ما خدای بزرگ را سپاس میگزاریم که به ما قدرت تشخیص را عطا کرد تا در برابر حاکمیت تبعیض و ستم راه صحیح را بپیمائیم. ما افتخار می کنیم که به نام دین از آزادی و عدالت، از دموکراسی و حقوق بشر و از صلح و گفت و گو سخن گفتیم و با اندیشه اصلاحات، راه گشوده شده در انقلاب را برای اعتلای نام اسلام و ایران پیش بردیم.
ما افتخار میکنیم در دوره اصلاحات جز به حقوق ملت و اعتلای ایران اسلامی نیندیشیدیم، اگر به دولت رفتیم به ایران سربلند در جهان بر اساس دانش و تجربه بشری اندیشیدیم و اگر به مجلس رفتیم، آن را «خانه ملت » و در «رأس» امور دیدیم. ما تا آنجا که توانستیم به اصلاح قوانین و ساختارهای کشور کوشیدیم و در آنجا که پای حقوق پایمال شده ملت به میان آمد با اقتدا به شهید مدرس که الگوی همه نمایندگان و منتخبان این سرزمین است در برابر ناروائیها و انحرافات ایستادیم. در این روند است که ما تحصن نمایندگان مجلس ششم را برگ زرینی در تاریخ سیاسی کشور میدانیم که از سر احساس مسؤولیت و شجاعت در برابر انحراف آشکاری که برای بیاثر کردن رأی ملت در شرف وقوع بود ایستادند و با صدای بلندی که در تاریخ شنیده می شود گفتند که مردمان نباید جمهوری اسلامی را به اعتبار رویه و اندیشهای بشناسند که رأی مردم را زینتی برای تأیید خود و انتخابات را نمایشی از پیش تدارک شده میداند. متأسفانه ما امروز صحت تحلیل و احساس خطر آن نمایندگان مردم را به وضوح مشاهده می کنیم و میبینیم حق انتخاب آزاد مردم چگونه به بازی گرفته میشود.
در انتخابات مجلس هشتم کسانی به اتهام عدم التزام به اسلام و جمهوری اسلامی و قانون اساسی رد صلاحیت شدهاند که سابقه آنان در مبارزه با نظام شاه و در دفاع از جمهوری اسلامی و قانون اساسی از مجموع سوابق رد کنندگانشان در شورای نگهبان و در نهادهای اجرایی بیشتر است. امروز کسانی رد صلاحیت شدهاند که سلامت نفس و وارستگی و ثبات قدم آنها از بسیاری از آنان که به مصلحت روز و منفعت قدرت سر از انقلابیگری و رادیکالیسم در آوردهاند به مراتب بیشتر است. اکنون کسانی ردصلاحیت شدهاند که حتی در پشت درهای بسته شورای نگهبان جز به صداقت و صراحت سخن نگفتهاند و نخواستهاند از ایمان و اعتقادخود به امام و انقلاب و مردم و اصلاحات برگردند. کسانی رد صلاحیت شدهاند که اگر در میدان رقابتهای انتخاباتی حضور مییافتند به احتمال بسیار زیاد رأی اکثریت مردم را جلب میکردند و در درون خانه ملت صدای رسای مظلومیت و محرومیت مردم را انعکاس میدادند. کسانی رد صلاحیت شدند که چشم و گوش بسته مطیع هر فرمانی نبودند و «صلاح مملکت خویش را به خسروان» نمیسپردند.
غالب آنان همان کسانی بودند که چه در قوه مقننه، چه در قوه مجریه و چه در عرصه فعالیتهای مدنی و سیاسی و فرهنگی و دانشگاهی خود جز به مصلحت مردم راهی را برنگزیدند و تحت فشارهای آشکار و مخفی قدرتمندان از مسیر حقی که انتخاب کرده بودند برنگشتند.
آری روح حاکم بر شورای نگهبان به نمایندگی از حاکمیت یکپارچه نمی خواهداجازه دهد تا کسانی وارد دایره قدرت شوند که توان فکری، شجاعت روحی و سلامت نفس در ایستادگی مقابل هرگونه تبعیض و خودکامگی و مقاومت در برابر برنامههای بر باد دهنده ایران را داشته باشند.
آنان کسانی را میخواهند که به جای سیاستورزی قانونی و مدنی با تکیه بر سازماندهیهای نظامی و امنیتی، قدرت یکپارچه را چنانکه خود میگویند به انحصار کامل در آوردند و به جای پیشبرد و اصلاح امور فضای کشور را از تبلیغات رسمی و دولتی پر کنند. آنان کسانی هستند که در برابر قتلهای مخوف زنجیرهای فریاد عدالتخواهی سر ندهند و مفاسد اقتصادی صاحبان قدرت و ثروت و منزلت را نبینند و گرانی و تورم کمر شکن، بیخانمانی مردم، ازدیاد فقر و فساد و فحشا، تعطیلی روزافزون بنگاههای اقتصادی، ناکارآمدی مخرب دستگاه دولتی، حذف نیروهای کارآمد از مدیریت کشور، انزواي كم نظير ايران در عرصه بين المللي و .... را وارونه به تصویر در آورند و برعکس توجیه کنند.
آنها حتی نمی خواهند کسانی به مجلس راه پیدا کنند که سکوت کنند بلکه می خواهند تنها کسانی در صحنه باشند که بطور مطلق از هر چه و هر که جریان یکپارچه قدرت مي خواهد حمایت کنند. البته این خواست حتی اگر تحقق یابد سرشت و سرنوشتی جز آنچه بر حکومت های بسته و احزاب و نظامهای کمونیستی گذشته است ندارد. باید از تاریخ آموخت و تجربه دینی و ملی ما نیز خوشبختانه نشان میدهد که در جامعه ایران امکان اعمال این شیوه به طور کامل و دائم وجود ندارد. نه به خاطر اینکه آنان نمیخواهند بلکه به خاطر اینکه نمی توانند. واکنش هوشمندانه فرزندان و تربیت یافتگان امام خمینی و بزرگان آئین و ملت حتی در همین ایام ورای تقسیمبندیهای روز سیاسی و بر سر بروز انحرافهایی چون ورود نظامیان به سیاست، خرافهگرایی و حذف جناحهای سیاسی نمونهای روشن از همین واقعیت است. واقعیتی که تکیهگاه جنبش اصلاحات نیز هست. به همین سبب علیرغم اینکه ما در این انتخابات با یک « فاجعه » روبرو هستیم و آن را در کمترین نسبت با مبانی جمهوری اسلامی میدانیم، اما عرصه سیاسی را رها نکردهایم و همچون همه «ایران دوستان» و مؤمنان به انقلاب اسلامی میدانیم که نباید تکمیل کننده سناریوی اقتدارگرایانی شویم که اینک اصل انتخابات را در کشور هدف گرفتهاند.
واقعیت این است که دایره عمل اصلاحطلبی در انتخابات مهندسی و مدیریت شده پیشرو بسیار محدود و تنگ شده و درست است که اکثریت چهره های مشهور اصلاحطلب در انتخابات آینده به تیغ ناصواب نظارت استصوابي شورای نگهبان قلع و قمع شدهاند اما برای همه کسانی که طالب اصلاح، آرامش، رفاه مردم و پیشرفت کشور هستند چارهای جز این نمی ماند که این بار «نه» بزرگ خود را به گونه ای دیگر بیان کنند.
ما در این انتخابات اساس را بر آن گذاشتهایم که در کنار خاتمی که نماد اندیشه و گفتمان و مشی اصلاحات است، با «ائتلاف حداکثری میان نیروهای اصلاحطلب» به حداقلهای ممکن در سیاست اکتفا کنیم. ما می دانیم که رقیبان اقتدارگرای ما کمر به اجرای پروژه «متفرق کردن اصلاحطلبان و حذف درصد عظیمی از آنها از انتخابات و سپس برخورد مرحله به مرحله با آنان» بسته اند. ما می بینیم که مجلس هشتم با اکثریتی از پیش معین طراحی شده است، در عین حال نمیخواهیم میدان را به رقیب اقتدارگرا واگذاریم تا با تشکیل مجلسی یکدست و یکصدا مراحل بعدی برنامه خود را به مرحله اجرا بگذارد.
هنوز در تعدادي از حوزه هاي انتخابيه می توان در میان کسانی که به هر علت باقی ماندهاند افرادی را جست که نماینده واقعی مردم باشند. هنوز می توان با حضور و انتخاب آگاهانه اقلیتی از نمایندگان را به مجلس فرستاد که با آگاهی، ایمان و شجاعت و با تکیه بر حمایت اکثریت مردم بتوانند برهم زننده طرحهای اقتدارگرایانه حاکمیت یکدست برای نقض کامل حقوق شهروندان و تبدیل «جمهوری اسلامی» به «حکومت اسلامی» باشند.
هنوز می توان بر اندیشههای روشن، ارادههای مصمم و دلهای پرسوز– هر چند محدود- نقش امید زد و برای دفاع از آزادی و استقلال و پیشرفت کشور و پاسداشت دستاوردهای اصلاحات رأی به آنان داد.
جبههمشارکتایراناسلامی به رغم آنکه روند انتخابات را، غير عادلانه و دور از معیارهای انتخابات سالم و رقابتی میداند و به رغم آنکه تکلیف حدود دو سوم کرسیها و طبعاً اکثریت مجلس را قبل از انجام انتخابات روشن شده می بیند و علیرغم آنکه به فرآیندهای درون جبهه متحد اصلاحات برای گزينش نامزدها نیز انتقاد دارد، اما خود را پایبند به سیاستورزی اصلاحطلبانه و پیشبرد اصل ائتلاف میداند. جبهه مشارکت در این مرحله حساس، اتحاد و همبستگی ائتلاف همه اصلاحطلبان را مقدم بر هر اقدام و نتیجه سیاسی دیگر می بیند.
بر این اساس ما ضمن اعلام حمایت از تصمیمات ستاد ائتلاف اصلاحطلبان که خود از ارکان آن بودهایم اعلام میداریم که در حوزههایی که امکان رقابت حتی محدود هست در انتخابات شرکت میکنیم. ما با تمام توان خود برای اینکه نگذاریم اقتدارگرایان به همه آرزوهای غیردموکراتیک خود برسند، از نامزدهای معرفی شده توسط ائتلاف اصلاح طلبان (یاران خاتمی)حمایت می کنیم و از مردم عزیز، نجیب و شریف ایران می خواهیم تا در حوزههایی که این ائتلاف کاندیدامعرفی کرده است حضوری پرشور داشته باشند و با حمایت از کاندیداهای اصلاحطلب آن حوزه و اعمال نظارت بر صندوقهای رأی، وفاداری خود را به آرمانهای امام و انقلاب و پیشبرد روند دموکراسی در ایران ابراز دارند.
ما از مردم عزیز ایران می خواهیم هوشیارانه مراقب حرکات اختلاف افکنی باشند که از سوی اقتدارگرایان و گاه حتی به نام اصلاحطلبی انجام شده است و میشود. نامهای غلط انداز، شعارهای انحرافی و چهرههای با نقاب سبب نشوند تا کسانی با هجوم به اندیشه و گفتمان خاتمی و آرمانهای روشن اصلاحات به مخالفان اصلاحات کمک کنند و در این شرایط دشوار سیاسی راه را به سوی حاکمیت یکپارچه تر اقتدارگرایان بگشایند.
جبههمشارکتایراناسلامی از نخبگان و عموم مردم میخواهد که با حضور انتخابگرا و فعالانه خود در انتخابات ناعادلانه پیشرو در حوزههایی که امکان رقابت نسبی و حداقلی وجود دارد به نامزدهای اصلاحطلب رأی دهند تا به رغم همه موانع نمایندگان معدود آنان بتوانند در دایره یک اقلیت پارلمانی اندیشه و راه اصلاحات را پیش برند.
امید داریم ملت آگاه و هوشیار ایران نیز با حضور معنادار خود در انتخابات نا عادلانه پیشرو نگذارد مفهوم «جمهوریت» نظام و فرایند «انتخابات» به طاق نسیان سپرده شود و همه آرای مردم صورتی زینتی و نمایشی به خود بگیرد. ما پیشاپیش مسؤولیت عواقب مخرب چنین انتخاباتی بخصوص در حوزههایی که امکان رقابت را از اصلاحطلبان و حتی نیروهای مستقل گرفتهاند به عهده آنانی میگذاریم که در مراحل دشوار اداره کشور به جای جلب مشارکت همه شهروندان و استفاده از تمامی ظرفیتهای ملی برای رفع مشکلات مختلف دایره قدرت را هر چه توانستند محدود کردند و به جای تکیه بر «قانون اساسی»، سلیقه و سیاست جناحی را مبنای حاکمیت قرار دادند.
ما امیدواریم که ملت با تکیه بر میراث انقلاب اسلامی و اصلاحات، تجربه «ائتلاف» را ولو در حد محدود با مؤفقیت پیش برد و راه را برای پیشبرد حق حاکمیت مردم و اصل انتخابات باز نگاه دارد.
از خداوند بزرگ توفیق ملت و فرزندان اصلاحطلبشان را در گذار از این مقطع سخت و حساس آرزو میکنیم.
دکتر فدایی: اگر مجلس متخصص و کارشناس نباشد نتیجه این می شود که امروز با آن مواجهیم

*****
محمد علی کریمی: آیا نمیشد بهتر تدبیر کرد تا قطعنامهها یکی پس از دیگری علیه کشورمان تصویب نشود؟

دکتر محمدجواد فدایی کاندیدای اصلاحطلب حوزهی انتخابی کرمان و راور در همایش انتخاباتی "کرمان سلام" و در جمع پرشور مردم کرمان عنوان کرد: کارآیی یک مجلس بسیار مهم است و ما اعتقاد داریم مجلسی برای مردم مفید است که از توان کارشناسی و تخصصی برخوردار باشد. وی افزود: اگر عملکرد مجلس هفتم را با مجلسهای دورههای پیش مقایسه کنیم به راحتی میتوان فرق بین یک مجلس کارآمد را با مجلسی که از تخصص کافی برخوردار نیست درک کرد.
او تصریح کرد: مجلس در کنار همهی وظایف خرد و کلان دو مسوولیت مهم دارد، اول تدوین قوانین و مقررات و دوم نظارت بر عملکرد دولت. آنچه مشهود است آن است که مجلس هفتم این دو وظیفه را به خوبی انجام نداده است و امیدواریم با همت مردم این وضعیت در مجلس هشتم تکرار نشود.
دکتر فدایی بیان کرد: من در اینجا برای روشن شدن عدم کارایی مجلس هفتم دو نمونه را بیان میکنم. اول اینکه در بعد نظارت بر عملکرد دولت نهم که یکی از شعارهای اساسی آن پیاده کردن عدالت در جامعه بود آیا این شعار تحقق پیدا کرده است؟
او افزود: معیار عدالت محور بودن یا تحقق عدالت در جامعه از لحاظ اقتصادی کم کردن فاصله بین ثروتمندان و فقر است که این خواست تمام دولتها است و سایر کشورهای دنیا نیز با این دیدگاه تلاش میکنند. برای سنجش این فاصله نیز دو معیار وجود دارد، ضریب"جینی" که عددی بین صفر و یک است که هر چه این عدد به یک نزدیکتر باشد فاصلهی طبقاتی جامعه بیشتر است و نیز سهم ده درصد ثروتمندترین افراد جامعه به نسبت سهم ده درصد فقرا.دکتر فدایی افزود: بر طبق اعداد و ارقام سایت بانک مرکزی ضریبجینی در سال 68 و در شروع دولت آقای هاشمی 4092/0 بوده که در سال 76 در دولت آقای خاتمی به 4029/0 رسید. یعنی دولت خاتمی در جهت برقراری عدالت حرکت کرده است. در سال 82 و در پایان دوران آقای خاتمی این رقم به 3996/0 رسیده بود حال آنکه این ضریب در سال 85 بخ 4004/0 افزایش داشته یعنی برنامهها و استراتژی دولت نهم خلاف شعار عدالت محوری بوده است.
اما ضریب دوم یعنی نسبت سهم ده درصد ثروتمندترین افراد جامعه به سهم ده درصد فقیرترین افراد جامعه در سال 68، 6 /17 بوده که در سال 76، به 7/15 کاهش داشته و در سال 83، این ضریب 6/14 بوده اما در سال 85 این ضریب به 9/14 افزایش داشته و مجلس هم نظارتی بر این امر نداشته و این نشان میدهد مجلس کارشناس نیست تا این عوامل را کنترل کند.
اما نکتهی دیگری که دکتر فدایی نقد عملکرد مجلس هفتم بیان کرد نحوهی تصویب قوانین بود که مهمترین آن قانون بودجه است. او گفت: قانون بودجه باید در چارچوب قانون برنامهی توسعهی چهارم و در راستای سند چشمانداز 20 ساله کشور باشد اما متاسفانه قانون بودجه سال 87 از اهداف برنامهی توسعهی چهارم و سندچشمانداز 20 ساله فاصله داشته و حتی اقتصاددانان جناح اصولگرای مجلس نیز به این بودجه رای منفی دادند با این حال این بودجه به تصویب مجلس رسید.
این کاندیدای اصلاحطلب مجلس هشتم افزود: حداکثر تورم در سال آینده میبایست 9/7 باشد اما بودجهی87 طوری تنظیم شده که در خوشبینانه حالت تورم به 15درصد میرسد و رشد نقدینگی که میبایست 20درصد باشد در حالیکه در سال گذشته به 35 درصد میرسید.
او گفت: حرف ما این است که اگر مجلس متخصص و کارشناس نباشد نتیجه این می شود که با آن مواجهیم. باید تحولی در سرنوشت مردم ایجاد شود چرا که خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر آن قوم خود اراده کنند.
دکتر فدایی بیان کرد: در انتخابات افراد زیادی اعلام آمادگی میکنند و این مردم هستند که باید صلاحیت آنها را بررسی کنند.
او سپس با ارایهی عملکرد دوران فعالیت خود در استانداری کرمان گفت: ما مدعی هستیم که در بخشهای مختلف اجرایی و مدیریتی دارای تجربه هستیم و این تجربه یک تجربهی فرابخشی است و امیداریم اگر با صلاح دید مردم به مجلس راه یافتیم از این تجربه برای خدمت به استان استفاده کنیم.
در ادامه محمد علی کریمی دیگر نمایندهی اصلاحطلب حوزهی انتخابیه کرمان و راور در سخنانی گفت: انتخابات صحنهی حضور مردم برای تعیین سرنوشت و دفاع ازآزادی است و در انتخابات علاوه بر انتخاب گزینههای اصلح آنچه برای همهی ما اهمیت دارد مشارکت حداکثری است هر چند که درکنار آن شاهد بیمهریهایی هم بودیم.
او با اشاره به رد صلاحیت گستردهی اصلاحطلبان گفت: نمیشود از یک طرف مشارکت حداکثری را بخواهیم از طرف دیگر رقیب را از صحنه برانیم. با این حال ما امیدواریم حتی کسانی که نسبت به عملکرد من یا دولت و نظام نیز انتقاد دارند روز جمعه پای صندوقهای رای بیایند چرا که در سیاستورزی حرفهای قهر کردن و خالی کردن میدان خودزنی است و همهی ما باید بدانیم که اگر قرار است اتفاقی بیافتد تنها در سایهی حضور است.
کریمی گفت: انتخابات جمعهی آینده از منظر دیگری نیز اهمیت دارد و آن تعیین مجلسی از طرف شما مردم است که قرار است در راس امور باشد. استاندار سابق کرمان تاکید کرد: شخصیت مجلس برآیند تکتک اعضای آن است که حتی اگر این گروه از افراد صاحبنظر در اقلیت باشند مسلما در سرنوشت و برآیند مجلس میتوانند تاثیرگذار باشند.
او یادآور شد:اگر مجلس هفتم قدرتمند بود با بسیاری از عملکردهای غلط مقابله میکرد و امروز شاهد بسیاری از نابسامانیها نبودیم. اگر امروز همهی ما از گرانی و تورم و... گله داریم نتیجهی سیاستهای نادرستی است که مجلس در مقابل آن نایستاد.
کریمی افزود: در دولت اصلاحات پس از کارشناسی فراوان و نیز با تنفیذ مقام معظم رهبری سند افتخارآمیز چشمانداز بیست سال تنظیم شد که بر اساس آن قرار بود ایران قدرت برتر منطقه باشد ولی متاسفانه امروز شاهد حرکت رو به عقب هستیم. امروز دیگر قدرت برتر، قدرت نظامی نیست بنابراین برای بقا در دنیا باید به سمت توسعه برویم و نتیجهی این استراتژی تنظیم سند چشمانداز 20 ساله بود اما دریغ از کمترین اعتنا به آن.
کریمی با تاکید بر این نکته که اگر مجلس هشتم قدرتمند باشد باید به سمت کارشناسی برود گفت: در بحث سیاست خارجی در دوران آقای خاتمی به سمت آرامش و ثبات میرفتیم اما هر آنچه در آن دوران بافته شده بود پنبه شد.
وی افزود: چه کسی امروز باور ندارد که انرژی هستهای حق مسلم ماست. بنده نیز به همهی دستاوردهای این حوزه افتخارمیکنم و معتقدم آنان که در برابر آمریکا و غرب مرعوب شدند صلاحیت حضور در مجلس را ندارند اما سوال اساسی این است که آیا نمیشد بهتر تدبیر کرد تا قطعنامهها یکی پس از دیگری علیه کشورمان تصویب نشود؟ اگر مجلس قدرتمند باشد میتواند جریان امور را به مسیر کارشناسی برگرداند که امیدواریم چنین باشد و مردم در کنار وظیفهی دینی و ملی خود با چشم بصیرت رای دهند تا مجلسی قدرتمند تشکیل شود.
کریمی نیز به عملکرد خود به عنوان استاندار سابق کرمان اشاره کرد و گفت: علیرغم همهی مشکلات مثل دو زلزلهی بم و زرند و خشکسالی 8 ساله که دو برابر زلزلهی بم خسارت داشت استان کرمان در سالهای گذشته به خوبی از بحرانها عبور کرد هرچند که مشکلاتی نیز داشته و هنوز هم دارد.
او به تاسیس موسسهی خیریهی مولیالموحدین و هواپیمایی ماهان اشاره کرد و گفت: استان کرمان نه ذخیرهی نفتی دارد و نه آب و هوای شمال را پس باید به سوی استراتژی صنعتی سوق داده میشد و خیریهی مولیالموحدین در این راستا با هدف اشتغال ایجاد شد و امروز 25 هزار نفر از طریق شرکتهای وابسته به آن ارتزاق میکنند و هواپیمای ماهان که 30 درصد ناوگان هواپیمایی کشور را تامین میکند.
وی تصریح کرد: اما حال عدهای می آیند و کرمان را از محرومترین استانهای کشور می نامند اما حتی خودشان هم نمی توانند این مساله را به دولت نهم اثبات کنند. مگر سفرهای استانی آقای احمدینژاد به ترتیب محرومیت استانها نبود؟
کریمی افزود: در عرصهی اقتصادی استان نیز با قاطعیت اعلام میکنم در هنگام تحویل به دولت نهم بسیاری از زیربناهای عمده مثل شبکهی آب، برق، گاز و شهرکهای صنعتی آماده بود.
استاندار سابق کرمان در ادامه گفت: متاسفانه در انتخابات گذشته هم شاهد بودیم که قولهای غیرکارشناسی به مردم داده میشد اما چون کار اجرایی کردهایم بنا نداریم وعدههای غیرکارشناسی بدهیم بلکه به شما قول میدهیم چنان که شما خواستید و ما به مجلس راه یافتیم ارتباطی سازمان یافته و فراتر از معمول با همهی موکلانمان در حوزهی انتخابیه برقرار کنیم و دوم اینکه از بام تا شام به دنبال مشکلات مردم باشیم.
کریمی در ادامه به تهمتها و افتراها و پخش شبنامهها در سطح استان علیه اصلاحطلبان اشاره کرد و افزود: در فضای دوستانه میشود نقد کرد. ما باید باور کنیم که مردم فهیم و با شعورند و اگر ما شایستگی برای عرضه داریم دلیلی برای تهمت و تخریب باقی نمیماند.
او در پایان تاکید کرد: اگر شما خواستید و ما وکیل شما شدیم، همان اندازه که نمایندهی شما هستیم که به ما رای دادید به همان اندازه نمایندهی آنانی هستیم که به ما رای ندادند.
گفتنی است محمد جهانشاهی یکی از برگزارکنندگان این همایش انتخاباتی در این همایش در سخنانی کوتاه گفت: ما امروز به مجلسی نیاز داریم که درک درستی از موقعیت جامعه داشته باشد و سرنوشت تکتک ما در گروه انتخابی است که پیشرو داریم.
او افزود: مجلس جایگاه زنان و مردانی کارآمد است که امیدواریم هر یک از ما با انتخابی شایسته سهمی در توسعه و آبادانی کشور داشته باشیم.

چرا رای می دهم؟
کسانی که بین سال 76 تا 84 دانشجو بوده اند به خوبی می دانند که چگونه شور و شوق وصف ناپذیر برای اصلاح طلبی در جامعه و دانشگاه به رخوت و بی نشاطی در عرصه ی سیاسی کشور بدل شد و به دلایلی از جمله به نتیجه نرسیدن ظاهری بخشی از پروژه ی بزرگ اصلاح طلبی در ایران در تصمیم مردم برای پیمودن این راه، خلل به وجود آمد.
تا آنجا که در ذهنم است در 2 انتخابات رای ندادم انتخابات دور دوم شورای شهر و دیگری انتخاب مجلس هفتم و دقیقاً همان زمانی بود که بحث بی تفاوتی و عدم لزوم به شرکت در انتخابات به موج غالب آن زمان تبدیل شده بود. با این اقدام من و بسیاری دیگر از افرادی که مثل من فکر می کردند طیفی که طرفدار برنامه هایشان نبودیم بر کرسی های اجرایی و قانونگذاری تکیه زدند و اتفاق دیگری که نتیجه ی مثبت تصمیم گیری من و امثال من برای رای ندادن باشد نیفتاد.
نتیجه این شد که در شرایطی حساس، کشور به سمتی رفت که اکنون بسیاری از بزرگان نظام نیز برای آن نگران هستند و فکر نمی کنم همان هایی که از سر بی تفاوتی و یا بی فایده دانستن روند اصلاح طلبی رای ندادند نیز دستاورد مهمی کسب کرده باشند.
واقعیت این است که تغییر و تحول برای توسعه کشور و رسیدن به آرمانهای اصلاح طلبانه ، آزادی خواهانه و دموکراسی واقعی با کنار کشیدن از عرصه های مختلف در کشور میسر نمی شود و مشکل درست از همانجایی آغاز می شود که صاحبان فکر و افراد کارآمد عرصه جامعه منفعل می شوند و خود را از حرکت در مسیر فعالیت اجتماعی کنار می کشند.
از آنهایی که این بار هم در قهر سیاسی به سر می برند و اصلاح طلبان دیروز که حاضر نمی شوند دیگر به رویه ی اصلاح طلبی رای دهند می پرسم که چه برنامه و جایگزینی برای پر کردن خلاء عدم مشارکت خود دارید و به انتظار چه اتفاقی برای تحول نشسته آید؟
در حال حاضر وضعیت به گونه ایست که با حضور پررنگ همه ی مردم برای تعیین سرنوشت خود است که می توان تحولی اساسی ایجاد کرد ولو اینکه این حضور درابتدا به تغییرات کوچک منتهی شود چرا که تغییرات و اصلاحات اساسی و به کرسی نشاندن آرمانهای بزرگ از همین حرکت کوچک امروز آغاز می شود و کنار کشیدن و قهر چاره ساز نیست . باید از هر فرصتی برای رساندن صدای خود به گوش بلند پایگان امروز استفاده کرد تا آنها صدا و خواسته را به صورت واضح و رسا بشنوند. اینک در شرایطی هستیم که باید با قدمهای محکم حضور خود را نشان دهیم و خواست خود را برای تداوم اصلاحات و دموکراسی خواهی ابراز داریم. مبادا که فردایی بیاید و بدون حضور خود آن را برای خود مشابه امروز بسازیم باید از کوچکترین فرصتها هم استفاده کرد و حضور و توان خود را به رخ بکشیم تا با طی مسیری عقلانی به آنچه که در ذهنمان ساخته ایم برسیم. تداوم اصلاحات واقعی نیازمند حضور همه ی ما در صحنه است.
محيط زيست و قنات هاي جوپار در معرض خطر
وحید قرایی-جمعي از مردم و مسئولان جوپار كرمان در اعتراض به تخريب زيست محيطي منطقه "چشمه چراغو"ي اين شهر در دامنه ي كوه جوپار اقدام به تجمع كردند.
تجمع كنندگان خواستار جلوگيري از آغاز فعاليت معدن سنگ اين منطقه شدند كه چندي پيش اقدامات اكتشافي آن انجام شده است . رئيس شوراي شهر جوپار در اين مورد گفت: تنها تفريحگاه مردم منطقه با فعاليت معدن سنگ و كارخانه سنگ بري به نابودي كشيده خواهد شد و اين منطقه زيباي طبيعي و گردشگري از بين خواهد رفت .
مهدي زندي افزود: يكي از مهمترين آسيب هايي كه وجود اين معدن سنگ به منطقه مي زند تخريب قنات هاي اطراف اين منطقه است كه آب كشاورزي جوپار و مناطق اطراف آن را تامين مي كنند و لرزش هاي ايجاد شده توسط دستگاههاي معدني باعث ريزش ديواره قناتها مي شود. وي در همين مورد افزود: علاوه بر آن فاصله كم معدن سنگ تا كم ارتفاع ترين چشمه منطقه كوهستاني جوپار و ضايعات صنعتي و معدني باعث آلودگي آب چشمه و سفره هاي آب زيرزميني منطقه خواهد شد . زندي تصريح كرد: تاكنون براي پيگيري موضوع به سازمان صنايع و اداره كل محيط زيست كرمان مراجعه كرده ايم و آخرين اقدام نيز مكاتبه با استانداري كرمان براي جلوگيري از فعاليت اين معدن بوده است .
در همين حال خبر آغاز به فعاليت اين معدن باعث نگراني طبيعت دوستان كرماني شده است و آنها نيز عنوان مي كنند اين معدن باعث تخريب محيط زسيت منطقه و كوچ اجباري جانوان منطقه خواهد شد .
گفتني است حدود دو سال پيش نيز يك معدن سنگ و كارخانه سنگ بري در حوالي اين منطقه و نزديكي قنات" گوهر ريز" كه از طولاني ترين رشته قناتهاي ايران محسوب مي شود آغاز به فعاليت كرد كه بعد از تخريب هاي زيست محيطي و آسيب هايي كه به قنات مذكور وارد آورد با پيگيري اهالي منطقه و مسئولان، فعاليت آن متوقف شد. مسئولان در استان كرمان عنوان كرده اند كه اين مساله را به صورت جدي پيگيري خواهند كرد تا منطقه از لحاظ زيست محيطي و گردشگري آسيب نبيند.
در منطقه جوپار كه در 20 كيلومتري شهر كرمان واقع شده است22 رشته قنات قديمي وجود دارد كه آب جوپار و مناطق اطراف را براي شرب و كشاورزي تامين مي كند . فعاليت دستگاههاي اكتشاف و استخراج معادن مي تواند به ريزش و از بين رفتن اين قناتها منجر شود .
اسامی کاندیداهای ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان کرمان
مهندس محمد علی کریمی و دکتر محمدجواد فدایی از شهرستان کرمان و راور
حجت الاسلام والمسلمین حسین هاشمیان از رفسنجان
محمد حسین دعا گویی از شهرستان سیرجان
جعفر رضازاده از شهر بابک
مهندس محمد تقی بختیاری از بافت
دکتر علی اسلام پناه از جیرفت
حجت الاسلام والمسلمین مختار وزیری از کهنوج
دکتر حسین امیری از زرند
دکتر اصغر مکارم از بم
برای اصلاح باز شده اند
در پی انتشار مطلب" سرقت گسترده تابلوی شماره کوچه ها در شهر" یک مقام آگاه در شهرداری کرمان توضیحاتی در این مورد داد که متن آن به این شرح است:
"شهرداری مدتی است بخش جدیدی به تابلوها افزوده که بیانگر منطقه شهرداری باشد.فکر کنم تابلوهایی که اشاره کرده ای برای اصلاح باز شده اند و بر اساس دستور معاون خدمات شهری قرار است تا 27 اسفند همه باز شده ها نصب و تابلوهای دیگر تا آخر تعطیلات باز نشوند.در مناطق 3 و4 اصلاح به پایان رسیده است."
من هم امیدوارم قضیه همین باشد.
سرقت گسترده تابلوی شماره کوچه ها در شهر

اگر یک غریبه وارد شهر کرمان شود و بخواهد آدرس مورد نظر خود را پیدا کند احتمالا برای پیدا کردن کوچه مورد نظر به مشکل برمی خورد چرا که بسیاری از تابلوهایی که شماره کوچه ها را نشان می دهند سرقت شده اند.
این سرقت ها در نقاط مختلف شهر به چشم می خورد و مدت هاست از خیابان ابوذر تا شفا و امام جمعه و... را در بر می گیرد. به هر حال ظاهرا سارقان هر چیز قابل سرقتی را میدزدند حالا این جنس قابل سرقت سیم های برق باشد و یا تابلو شماره کوچه و حتی تابلو اسامی مجتمع های مسکونی و نهال های تازه کاشته شده توسط شهرداری در خیابان ها!
تایید صلاحیت کاندیدای اصلی اصلاح طلبان در کرمان
طبق آخرین اخبار رسیده محمد علی کریمی استاندار سابق کرمان و نامزد اصلی اصلاح طلبان برای کاندیداتوری مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه کرمان و راور به طور رسمی تایید صلاحیت شد.
بدین ترتیب اصلاح طلبان کرمانی با آرامش خاطر بیشتری می توانند برنامه های انتخاباتی خود را دنبال نمایند.
برق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان کرمان که به علت بدهی به شرکت برق کرمان قطع شده بود وصل شد. پس بقیه خبر حذف میشه!
اسحاق جهانگیری در رابطه با تحصن در مجلس ششم گفت: يك جريان سياسي ميخواهد تحصن را چماق كند و بر سر عدهاي ديگر بزند اما جوانمردي اين نيست كه وقتي يك عده مورد تهاجم قرار گرفتند ما هم برويم يكي بزنيم.
عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران خاطرنشان كرد: هر فعلي عكسالعمل يك عملكرد است، شما يك بار ردصلاحيت بشويد ببينيم چهكار ميكنيد. در مجلس ششم نيز نمايندگان احساس ميكردند اين بهترين راهي است كه ميتوانند مقابله كنند.
جهانگيري با بيان اينكه سياسيون واقعي در سختيها خودشان را نشان ميدهند، افزود: ما هماكنون در شرايط سختي هستيم و خيلي از كانديداهايمان ردصلاحيت شدهاند؛ اما بايد ماند و رقابت كرد؛ چون شرايط مردم شرايط سختي است و بايد اين شرايط را اصلاح كرد.
سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان معیارهای این ستاد برای انتخاب کاندیداهای مورد حمایت را اعلام کرد.
عبدالله ناصری در گفت و گو با بهارستان ايران با اشاره به وضعیت پیش آمده برای اصلاح طلبان پس از رد صلاحیتهای انجام شده گفت:با توجه به این که محدوده انتخاب کاندیداهای اصلاح طلب بسیار محدود شده و برخی از نبروهای دیگر نیز به عنوان گزینه های مورد حمایت توسط ستاد ائتلاف اصلاح طلبان مطرح شده اند، این ستاد سه شاخص اصلی را برای حمایت از کاندیداها مد نظر قرار داده است.
وی تصریح کرد:احتمال کسب آرا توسط نامزد هاي مورد حمایت باید بالای 50 درصد باشد.
ناصری پذیرش مشی اصلاحالت و چارچوب و فعالیت حرکت و فعالیت اصلاحات در 10 سال گذشته را یکی دیگر از ملاکهای مورد نظر برای حمایت از کاندیداهای ستاد ائتلاف اصلاح طلبان ذکر کرد.
ناصری درباره سومین شرط ستاد ائتلاف درباره کاندیداها نیزگفت:کاندیداهای مورد حمایت از سوی دیگر نباید حرکت اصلاح طلبی را تخطئه کرده باشند.
ناصری درپاسخ به سئوالی پیرامون اخذتوبه نامه از برخی از کاندیداهای رد صلاحیت شده و تائید آنان پس از این توبه نامه ها گفت:بر اساس شنیده ها برخی از کاندیداها توسط شورای نگهبان دعوت شده و فعالیتهای اصلاح طلبانه خود ار انکار کرده اندچنانچه این موارد صحت داشته باشدهر چند که ما شرایط آنان را درک می کنیم و معتقدیم که برخلاف میل باطنی خود نسبت به این کار اقدام کرده اند اما کسانی که فعالیتهای اصلاح طلبانه خود را تخطئه کرده باشند و توبه نامه ای در این رابطه امضا کرده باشند درلیست ستاد ائتلاف اصلاح طلبان قرار نمی گیرند.
سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان تصریح کرد:از برخی از کاندیداهای اصلاح طلب و کسانی که در آستانه انتخابات مجلس هفتم به دلیل عدم آمادگی شرایط برای برگزاری انتخابات نامه استعفا امضا کرده اند خواسته شده بود که نامه ای برای بیان ندامت از اقدامات خود بنویسند که به دلیل این که این امر را صحیح نیم دانستند نسبت به این کار اقدام نکردند.
ناصری با اشاره به رد صلاحیت بسیاری از مدیران،چهره های دانشگاهی و نمایندگان سابق مجلس در شهر تهران تصریح کرد:ستادائتلاف اصلاح طلبان درشهر تهران نمی توانند لیست کاملی را داشته باشند.
وی درباره سر لیست ستائ ائتلاف اصلاح طلبان در شهر تهران نیز تصریح کرد:همانطور که قبلا هم عنوان شده بود بحث سر لیستی مطرح نبوده است و بعد زا استعفای دکتر عارف نیز موضوع سرلیستی منتفی شده است.
من هم از دیدن لطیفه ای که از رییس جمهور به صورت خاصی در اون ذکر شده بود در "تله تکست فارسی صدا و سیما" تعجب کردم. البته به نظرم رسید اگه آقای احمدی نژاد هنوز شهردار بود و این جوک منتشر می شد شاید به سرعت جمع آوری زباله ها توسط شهرداری ربط پیدا می کرد و لاغر شدن گربه ها. اما الان نمیشه همچین ارتباطی رو قائل شد. به هر حال برخی رخدادها در رسانه ها در سراسر جهان اتفاق می افته که باعث ایجاد یک فضای شگفتی و تعجب عمومی میشه که در ایران هم چنین مواردی کاملا مسبوق به سابقه بوده و ربطی هم به رسانه ملی و غیر ملی و اصولگرا و اصلاح طلب نداره. فقط باید یک نکته یادآوری بشه و اون اینه که مسئولین اگه با سعه صدر با چنین مواردی مواجه بشن از ایجاد حساسیت زیاد و دردسر ساز جلوگیری خواهد شد...سعه صدری که در برابر خیلی از رسانه ها وخصوصا رسانه های اصلاح طلب اعمال نشد.
غبار محرومیت همچنان بر چهره جنوب استان کرمان

وحید قرایی/اختصاصی بام کویر
سفر رییس سازمان بهزیستی کشور به مناطق محروم جنوب استان کرمان فرصتی فراهم آورد تا بعد از حدود چهار سال مجددا گزارشی در مورد وضعیت این مناطق بنویسم. البته نکتهی قابل توجه این بود که حرف بسیاری از مردم در جنوب استان تکرار همان چیزی بود که سالهاست گفته میشود و نشان از محرومیت و مشکلاتی دارد که همچنان پایدارند. گرچه میتوان بهبود نسبی در مسایلی نظیر جادهسازی، برقرسانی و آبرسانی را مشاهده کرد اما ظاهرا درآمد پایداری برای تعداد زیادی از ساکنان وجود ندارد و کشاورزی و دامداری کپرنشینان و روستاییان منطقه برپایهای لرزان بنا شده است که با خشکسالیهای پیدرپی فرو میریزد. همین باعث شده است که بخشی از جوانان این منطقه همچنان ناخواسته به سمت فعالیتهای غیرقانونی تمایل پیدا کنند و این وضعیت ناخوشایند همچنان در منطقه پایدار باشد.
قابل توجه اینجاست که روستاییان در برخی از این مناطق حتی توان مالی پرداخت خدمات ارایه شدهی دولت را ندارند و برق و آب شرب آنها هم مدتهاست که از سوی سازمانهای ذیربط قطع شده است. مثلا روستاییان در منطقهی «پنگ» سه ماه است که به علت بدهکاری، برقشان قطع شده و در «چشمه علی شاه» آب شربی در لولهها وجود ندارد.
علاوه بر این گلایهی دیگر آنها این است که برای مسایل درمانی خود باید مسیرهای سختی را طی کنند و این باعث مشکلات زیاد بهداشتی شده است. به عنوان نمونه در همین سفر دکتر فقیه بود که تعدادی از افراد دارای شرایط برای تحت پوشش قرار گرفتن درمانی و مالی برای اولین بار توسط بهزیستی شناسایی شدند و برای درمان و کمک مالی به آنها تصمیماتی اتخاذ شد که البته با توجه به وسعت منطقه شاید تعداد زیادی نیز شناسایی نمیشوند و به زندگی خود در سختترین شرایط ممکن ادامه میدهند.
یکی از مسوولین بهداشت و درمان منطقه اذعان میدارد که پراکندگی جمعیتی در مناطق جنوبی استان کرمان عامل مهمی است که خدماترسانی را بسیار مشکل کرده است. عدم وجود تمرکز جعیتی واقعیتی است که وجود دارد و برای بهبود این وضعیت باید چارهای اندیشید. در فواصل کم و زیاد تجمعات خانوادگی برای زندگی وجود دارد و پراکندگی زیاد باعث هزینه برشدن ارایهی خدمات عمومی میشود. اگر این امکان به وجود میآمد که مراکز جمعیتی وسیعتر مانند «چشمهی علی شاه» در منطقه به وجود آید قاعدتا ارایهی خدمات درمانی و آموزشی و سایر خدمات نیز به صورت بهتری ممکن میشد.
در این میان به گفتهی برخی افراد فعال در مجموعههای خدماتی جنوب استان کرمان، شیوههای سنتی برای بهبود بخشیدن به وضعیت زندگی مردم خود مشکلاتی ایجاد میکند. مثلا توزیع برخی اقلام خوراکی و پول ناچیزی که به عنوان مستمری از سوی نهادهای خیریهی دولتی پرداخت می شود جمعیت منطقه را وابستهی دایم به این کمکها کرده است بدون اینکه اتفاقی اساسی برای اشتغال دایمی، آموزش روشهای نوین دامداری و کشاورزی و بهرهوری مناسب از همان امکانات منطقه روی دهد.
توانمندسازی مردم منطقه و فرهنگسازی لازم برای آنها به کندی پیش میرود و به قول یکی از مسوولان در منطقه، افسردگی، ناامیدی و پذیرش شرایط موجود در این مردم نهادینه شده است که در ابتدا بایستی این وضعیت را برای آنها عوض کرد تا بتوانند به صورت جدی در برطرف کردن محرومیت مشارکت جدی، پویا و فعالانه داشته باشند.
در این حال تعدد سفرهای مسوولان که از سوی برخی ساکنان جنوب استان کرمان بیفایده و تکرار مکررات و با اثرات قطعی ارزیابی میشود آنها را نسبت به این سفرها بدبین کرده است و حتی در مواردی به عکاسان و فیلمبرداران و گزارشگران عنوان میکنند که اقدامات و حضور شما و مسوولان فایدهی اساسی برای زندگی ما نداشته است.
اما این وضعیت تاثیر منفی برکارکرد کارمندان و مسوولان نهادهای مختلف در جنوب استان کرمان نیز گذاشته و در مواردی کم انگیزگی حاصل این فرآیند بوده است. برخی تصریح میکنند که محرومیت در این مناطق نیز خمیری شده است که از هر طرف آنرا مهار کنید از سوی دیگر از دستتان خارج میشود و مهار نهایی آن بسیار مشکل به نظر میرسد. آنها راست میگویند... تا زمانیکه امکان ارایهی خدمات متمرکز در منطقه به وجود نیاید و مردم حس مشارکت فعال در رفع محرومیت نداشته باشند، خسارت ناشی از خشکسالی و گاهی سرمازدگی و شنهای روان و گرمای بیش از حد هوا روحیهی زندگی با نشاط را از آنها بگیرد و قاچاق و شرارت بر پیشانی منطقه بماند، امیدی به بهتر شدن این اوضاع به وجود نمیآید و دولت نهم که نه حتی دولت نوزدهم! نیز نمیتواند تغییر بنیادین ایجاد کند. حتی خانهسازی در کنار کپرها نیز فایدهای قابل توجه برای در برندارد. فقط خانه ای در کنار کپرها احداث ميشود که اگر صاحب کپر، درآمد مناسب داشت خودش بر حسب نیاز آنرا بنا میکرد و زندگی بهتری برای خود دست و پا میکرد.
به نظر میرسد متمرکز کردن بیشتر جمعیتهای پراکنده، گستردن بیشتر چتر خدمات آموزشی، اقدامات اساسی برای درمان افسردگی و بیروحیهگی برخی ساکنان، توانمندسازی بر اساس اجتماعات محلهای و جمعیتی مشابه آنچه که دکتر سیامک زندرضوی در بم انجام داد، افزایش امکانات و آموزش برای استفاده از وسایل ارتباط جمعی و متصل کردن آنها به پهنهی زندگی رو به پیشرفت در دنیا، تغییر دادن ذهنیتها بر ایجاد تحول بر اساس اندیشه و فکر و نوآوری، سرمایهگذاری برای مکانیزه کردن کشاورزی و دامداری منطقه برای کاهش اثرات بلایای طبیعی، افزایش حمایتهای درمانی و بهداشتی خصوصا در مورد مسایل قبل و بعد از ازدواج و جلوگیری از تولد کودکان معلول و بیمار و ناخواسته و ایجاد امکانات و جاذبه برای جلوگیری از کشش جوانان به سمت کارهای غیرقانونی، شرارت زا و خطرساز برای منطقه بتواند (البته با خواست و مشارکت اهالی و حمایت کامل دولت و نهادهای غیردولتی بدون نگاه مقطعی و کوتاهمدت) به بهبود شرایط زندگی مردم در جنوب استان کرمان منتهی شود.
قاعدتا رسیدن به نقطهی ایدهآل، سخت، زمان بر، نیازمند مشارکت همه جانبه و سرمایهگذاری زیاد است و بدون فرهنگسازی مناسب چنین اقداماتی تاثیر زیادی برجا نخواهد گذاشت.

"کل ماشاءالله" نماد فرهنگ با اصالت کرمان نیست
سیما کارآموزیان/ وحید قرایی
همایش نقش رسانهها در توسعهی گردشگری و سفرهای همگانی در حالی در شهر کرمان برگزار شد که ظاهرا استانداردهای مرتبط با صنعت گردشگری در ایران و به خصوص تعامل میان رسانهها و سازمانهای فعال در زمینهی توریسم با بسیاری از کشورهای جهان فاصلهی زیادی دارد.
به خصوص در شرایطی که کشورمان به صورت بالقوه شرایط بسیار مناسبی از لحاظ تاریخی و فرهنگی برای جذب گردشگر در دنیا دارد ولی این ظرفیتها به دلایل متعدد بلااستفاده مانده است. در همین حال نحوه انتقاد معاون استاندار کرمان از صدا و سیمای مرکز کرمان جلب توجه می کرد آنجا که گفت:" در نشان دادن فرهنگ کرمان هم اشتباه میکنیم و برخی رسانهها برای نشان دادن فرهنگ کرمان مسایل سخرهآمیزی را مطرح میکنند تا این و آن بخندند و «کل ماشاءا...» و امثال آن نماد فرهنگ با اصالت کرمان نیستند و به فتوای من همهی این رویههای غلط باید تارومار شود."
در این همایش رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان کرمان گفت: دنیای امروز، دنیای تحولات سریع و گسترده است و صنعت گردشگری نیز از این قاعده مستثنی نیست و با سرعت در حال تحول است.
علی کارنما با اشاره به اینکه رقابت گستردهای میان دولتها و قطبهای گردشگری جهان وجود دارد افزود: یکی از عواملی که به کسب موفقیت در عرصهی گردشگری کمک میکند قرار گرفتن رسانهها در متن فعالیتهای حوزهی گردشگری است و تاکنون استفاده از ظرفیت رسانهها در جهت پیشبرد اهداف این صنعت کمکهای فراوانی کرده است.
وی تاکید کرد: رسانهها با توجه به نفوذ بر لایههای مختلف اجتماعی در کشورها نقش انکارناپذیری در توسعهی توریسم دارند اما در کشورمان و استان کرمان با وجود تنوع رسانهها، صنعت گردشگری به عنوان ارزش مشترک رسانهها جایگاهی ندارد و برنامهی کلانی نیز برای این موضوع وجود ندارد در حالیکه مطبوعات آینه تمام نمای گردشگری تلقی میشوند و در دنیا گردشگری با کمک رسانهها توسعه یافته است.
کارنما در پایان سخنانش گفت: در کشور ما، رسانهها میتوانند نقش مهمی در ارایهی توانمندیهای صنعت گردشگری و ترغیب بخش خصوصی به سرمایهگذاری در این بخش ایفا نمایند و حتی تبلیغات منفی علیه کشورمان را نیز خنثی نمایند.
در ادامه این همایش معاون عمرانی استاندار کرمان گفت: اثراث مثبت اقداماتی که در حوزهی گردشگری کشور صورت گرفته است به زودی مشخص خواهد شد.
جواد کمالی افزود: بعضی کشورها به صورت بادبادکی و پفکی در زمینهی جذب گردشگر رشد کردهاند و زمانیکه این مساله را بررسی میکنیم میبینیم که نظام توریستی آنها پایدار نیست و جذابیتهایی که ایجاد کردهاند مقطعی و ناپایدار است و فتیله آن به زودی پایین خواهد آمد.
وی در همین مورد اظهار داشت: برعکس این موارد در ایران مشاهده میشود که آثاری نظیر تخت جمشید، قلعهدختر، بازار کرمان و کنار صندل و بسیاری دیگر از مجموعههای تاریخی و فرهنگی ماندگار جاودانهاند و دائما بر ارزش آنها افزوده میشود.
او تصریح کرد: بایستی با ابتکارات نوین اقدام به جذب گردشگر نماییم تا از قافله عقب نمانیم و روشهای سنتی در این زمینه دیگر جواب نمیدهد. رییس کارگروه گردشگری استان کرمان با اشاره به اینکه انتشار اخبار توسط رسانهها خوب است اما کافی نیست اظهار داشت: رسانهها وظیفهی مهمتری دارند و آن این است که مسایل مرتبط با گردشگری را بررسی و تحلیل نموده و راهکار ارایه دهند.
کمالی تاکید کرد: برای توسعهی گردشگری ورود به دنیای الکترونیک بسیار مهم است و باید هجمهای را از این طریق در سطح دنیا به راه اندازیم و میخ گردشگری ایران و کرمان را در دنیا بکوبیم.
وی همچنین گفت: در نشان دادن فرهنگ کرمان هم اشتباه میکنیم و برخی رسانهها برای نشان دادن فرهنگ کرمان مسایل سخرهآمیزی را مطرح میکنند تا این و آن بخندند و «کل ماشاءا...» و امثال آن نماد فرهنگ با اصالت کرمان نیستند و به فتوای من همهی این رویههای غلط باید تارومار شود.
او گفت: فرهنگ ما، ارزش و محتوای تاریخی ما است و ما میتوانیم به نیکوترین وجه این موضوع را منعکس کنیم.
نمایندهی روزنامه اطلاعات هم در این همایش گفت: در عصر ارتباطات همهی ما زیر چتر رسانهها قرار داریم و امروز تصور زندگی بدون رسانه مشکل است و ایستادن در برابر دنیای مجازی نیز کار بیفایدهای است. مشکیان افزود: در سال 2010 بیش از یکمیلیارد گردشگر در دنیا داریم که تا سال 2030 این رقم 6 برابر خواهد شد و در حالیکه درآمد سالانه گردشگری دنیا 750 میلیارد دلار است رتبه ایران در جذب گردشگر هشتادم جهان است و حداکثر ورودی گردشگر به ایران در چهار ماههی اول امسال 400 هزار نفر بوده است.
وی با اشاره به اینکه صنعت گردشگری رونق خود را از طریق رسانهها به دست میآورد افزود: فاصلهی زیادی تا وضعیت مطلوب در این زمینه داریم.
او تاکید کرد: دسترسی آسان خبرنگان به مسوولان یک اصل است و رسانهها برای فعالیت موثر در حوزهی گردشگری باید از لحاظ اقتصادی تقویت شوند.
مدیرعامل خبرگزاری مهر سخنران دیگر همایش ملی نقش رسانهها در توسعهی گردشگری و سفرهای ارزان قیمت بود. او در خصوص جایگاه ایران در صنعت گردشگری جهان گفت: با توجه به حضور ایران در بین ده کشور برتر دنیا از لحاظ جاذبههای گردشگری و اکوتوریسم، ما به لحاظ گردشگری در رتبهی سیوپنجم ایستادهایم که این جایگاه چندان مطلوب نیست. پرویز اسماعیلی افزود: واقعیت این است که در این جایگاه نه رسانهها مقصر هستند و نه دولتها، بلکه در کل نظام مدیریتی کشور نگاه راهبردی لازم را به صنعت گردشگری ندارد. اوتصریح کرد: در دنیا برنامههای توسعه فراوانی اجرا میشود بهعنوان مثال چین محور توسعهی خود را بازار قرارداده و کشورهای حوزهی خلیجفارس نفت را محور توسعهی خود قرار دادهاند، اما در ایران محور توسعه باید گردشگری باشد که اگر چنین باشد ما میتوانیم در ازای صدور فرهنگ کشورمان دلار را وارد کشور کنیم.
اسماعیلی افزود: در وضعیت فعلی، نرخ رشد توسعهی گردشگری در کشور ما 2درصد است حال آنکه در کشوری مانند اندونزی این نرخ 2/14 درصد میباشد و این اهمیت نگاه ویژه به این مقوله را نشان میدهد. وی تاکید کرد که ما نیاز به یک نگاه مدون در مقولهی گردشگری داریم و لازم است که نهادهای مدنی و NGOها وارد این عرصه شوند و البته تمام اینها نیاز به پشتوانهی قانونی هم دارد که ما نسبت به آن غفلت کردهایم. مدیرعامل خبرگزاری مهر به نقش رسانهها در توسعهی گردشگری اشاره کرد و افزود: ماموریت ذاتی رسانهها کمک به گردشگری نیست و نمیتوان توقع داشت که رسانهها دائما دست گردشگری را بگیرند چرا که رسانهها نیز مشکلات خاص خود را دارند اما واقعیت آن است که رسانهها میتوانند بسیار موثر باشند.
اسماعیلی در ادامه گفت: در حال حاضر در کشور هند 770 تلویزیون خصوصی وجود دارد که 220 تلویزیونها مربوط به گردشگری این کشور هستند اما ما شبکهی تجاری راه میاندازیم این نشان میدهد که ما اولویتها را نشناختهایم.
تا وقتی این نگاهها از بالا تصحیح نشود این وضعیت باقی میماند.
سخنران بعدی این همایش محمدعلی اینانلو رییس موسسه طبیعتگردی ایران بود. او که البته با تاخیر به همایش رسید سخنرانی خود را اینگونه آغاز کرد: در کمی دورتر، آن طرف آبها، ایران را سرزمینی بیابانی و خشک میدانند، حتی خیلی از ایرانیها این سرزمین را نمیشناسند بسیاری از کرمانیها هم نمیدانند و این استان چندین قلهی بالای چهار هزار متر وجود دارد که از لحاظ طبیعت گردی اهمیت بسیاری دارد.
این کارشناس ارشد ارتباطات افزود: من مدتهاست که در سیمنارها شرکت نمیکنم چرا که معمولا نتیجهای ندارد. در این سمینارها صحبت میشود بدون آنکه نتیجه داشته باشد و این بحثها بسیار فنی است که باید در گروههای کارشناسی بررسی و خروجی آن باید ثبت شود. تا به درد بخورد. این سمینارهای نیم روزه و یک روزه دردی را از گردشگری ما دوا نمیکند. با این همه اینانلو به نکات ضعف این مقوله اشاره کرد او گفت: تبلیغات در زمینهی گردشگری به کسانی داده میشود که هیچ تجربه و آگاهی در این زمینه ندارند و این در حالی است که بسیاری از کارشناسان در بیرون از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در این امر دخالتی داده نمیشوند.
او تصریح کرد: بررسی نقش رسانهها در هر پدیدهی اجتماعی نیاز به بررسی دارد به خصوص در رابطه با گردشگری که بزرگترین پدیدهی قرن 21 است و ما در این مقوله به شدت نیازمند آموزش و تبلیغات هستیم.
اینانلو ادامه داد: در دنیای امروز در تمام صنایع سعی میشود نقش ماشین بیشتر و نقش انسان کمتر شود اما صنعت گردشگری روی نیروی انسانی تکیه دارد، البته نه هر نیروی انسانی بلکه نیروی انسانی آموزش دیده. در واقع عدم آموزش در صنعت توریسم کشور ما باعث شده گردشگری در کشور ما پیشرفت نکند. البته چند سالی است که سازمان میراث اقدام به آموزش کرده است اما کافی نیست و آموزش باید از سطوح بالای هر سازمانی از جمله سازمان میراث فرهنگی شروع شود.
او توضیح داد: ما یادگرفتیم برای کارهایمان کسانی را که از آن تجربه و آگاهی دارند بر مسند کار بگذاریم و بعد از دو سال که این آدم از تجربیات دیگران استفاده کرد و آموزش دیده شد او را جا به جا کنیم.
وی درادامه به این نکته اشاره کرد که هماکنون در ایران بیش از دو هزار آژانس مسافرتی داریم که بسیاری از آنها تنها کار بلیط فروشی انجام میدهند و مابقی نیز از ایران به دیگر کشورها مسافر میفرستند نه اینکه توریست وارد کشور کنند. که این آژانسها احتیاج به آموزش، درجهبندی دارند تا سرانجام اجازهی تور دریافت کنند. بخشی از این آموزش به عهدهی سندیکای آژانس داران، بخشی به عهدهی رسانهها و بخشی نیز بر عهدهی دولت است.
اینانلو افزود: باید بگویم که رسانهها هم در این زمینه کوتاهی کردند، یعنی ترجیح دادیم در هر زمینه برای اینکه برنامهها را پر کنیم سریالهای طنز و... را بگذاریم و برنامههایی که به درد ممکلت میخورد را تولید نکنیم و اگر هم تولید میکنیم ساخت آنها را به افراد با رابطه و بدون آگاهی میسپاریم حال آنکه نقش رسانهها آن است که ساخت برنامهها را به دست آدمهای آگاه با عوامل فنی کارآمد بسپارد.
رییس موسسهی طبیعتگردی با اشاره به ورشکستگی نشریاتی که در زمینهی گردشگری فعالیت میکردند گفت: اگر میخواهیم رسانهها در رونق گردشگری نقش داشته باشند اول باید نقش خود را در رابطه با رسانهها به عنوان سازمان میراث فرهنگی ایفا کنیم.
او افزود: نقش دیگر رسانه نقش آموزش کسانی است که میبایست صاحبان اصلی صنعت گردشگری باشند یعنی مردم. مردم باید آموزش ببینند هم در مقابل صنت گردشگری و هم در برابر توریست.
اینانلو در ادامه به جاذبههای گردشگری در ایران اشاره کرد و گفت: بنا به گفتهی کارشناسان یونیسکو بیش از یک میلیون اثر تاریخی در ایران وجود دارد و ما جز ده کشور برتر دنیا به لحاظ جاذبههای توریستی هستیم اما توریست نداریم. بخشی از این مشکل به مسایل سیاسی باز میگردد و اینکه ایران را کشوری تروریست میدانند که امنیت هم ندارد اما ما که در ایران هستیم میدانیم اینها واقعیت ندارد پس باید با تولیدات خبری و رسانهای این افکار مسموم دنیا را خنثی کنیم و البته از نقش تبلیغات هم غافل نباشیم.
او تاکید کرد: نقش رسانهها در زمینهی آموزش، تبلیغات و اطلاعرسانی را نباید نادیده گرفت اما این ارتباط باید دو سویه باشد.
مظفر طاهری مدرس دانشکدهی هنر کرمان نیز آخرین سخنران این همایش بود.
او به معطلی چند ساعتهاش برای ایراد سخنرانی اشاره کرد و خیلی کوتاه گفت: من نشانه عکس در صنعت گردشگری و رسانه هستم ببینید الان چند عکس با کیفیت در رسانههای محلی ما چاپ میشود؟
طاهری افزود: عکسهایی 150 سال پیش با دوربینهای سنگین گرفته میشد از عکسهایی که ما امروز با دوربینهای دیجیتال میگیریم کیفیت بهتری داشتند و کارت پستالهای ما نیز بسیار بیکیفیتتر از گذشته هستند. از طرفی شاید عکاسات ما هم حق داشته باشند که در ازای پول کمی که میگیرند عکسهای بیکیفیت خود را ارایه دهند.
او در پایان گفت: من برای وضعیت و نقش عکس و عکاس در رسانه های ایران متاسفم.
سازمان های دولتی، رسانه ها را در حد روابط عمومی های خود ارزیابی می کنند
بهنام خداوند رنگینکمان
خداوند بخشندهی مهربان
متکلم را تاکسی عیب نگیرد، سخنش صلاح نپذیرد!
من میخواهم درست از همان جایی شروع کنم که آقای مشکیان تمام کردهاند! یعنی کاری که روزنامهنگاران باید بکنند، نقد آنچه که اتفاق افتاده است و آنچه که دارد در عرصهی گردشگری اتفاق میافتد. بحث من در خصوص گردشگری و رسانه است و عجالتا هم کاری به همهی نویدها و آماری که ارایه شده است و میشود و احتمالا هم مورد تقدیر قرار میگیرد ندارم. قبلا میخواهم چند مطلب پراکنده را عرض کنم، بعد همهی حرفهایم را جمع کنم.
1- در سورهی روم آیهی هشتم از قرآن مجید آمده است: «آیا مردم در زمین سیر و سیاحت نکردند تا عاقبت کار پیشینیان را به بینند که از اینها تواناتر بودند و بیش از اینها در زمین کشتزار و کاخ و عمارت برافراشتند.»
2- هبوط آدم، عقوبت عشق، گندم بهانه بود! سفر اولین کار انسان بود. اصلا هبوط آدم خودش یک سفر بود، سفری که تاوان گناه آدم بود به وسوسهی نگوییم حوا که او را هم شیطان وسوسه کرد، در هر حال آدم تا آمد به نعمات بهشتی عادت کند، در زمین رها شد و این تازه آغاز سفرهای دور و دراز او و ابنای بشر شد.
بشر از همان روز اول در کار سفر بود، انسان اولیه، انسان کوچ رو بود، دنبال غذا و سیر کردن شکم خود و فرزندانش از این جا به آنجا میرفت و همین آمد و رفتها بود که پایههای تمدن بشری را گذاشت، همهی چیزهایی که در طول این سفرها کشف کرد، حیواناتی که میتوانست رام کند، دانههایی که میتوانست بکارد و به درود... و اینگونه بشر یکجا نشین شد...
و تا رسید به کشف فلز که مس بود و مفرغ و بعد آهن تا به امروز، حالا هر چند هم که بنالد:
بس آسان مينمود اول غم دریا به بوی سود / غلط کردم که یک موجش به صد گوهر نمیارزد
و دیدیم که بعد از حافظ دریاها از کشتیها خالی نماند، و بعد از ماجرای تایتانیک هم سفرها همچنان ادامه یافت تا به فضا!
میگویند حدود 000/40 سال قبل اولین ساکنان آمریکای شمالی از طریق تنگهی برینگ از میان یک معبر زمینی که حالا وجود ندارد عبور کرده و از آسیا به آنجا رفتهاند.
تجارت شاید در حدود 000/10 سال قبل و پس از پایان عصر یخبندان آغاز شد.
اصلا جور دیگری بگوییم، اختراع چرغ یعنی انقلابی که مسوولان گردشگری میتوانند آن را مبداء تاریخ کار خود بدانند. محصول سفر انسان بود.
همین مسوولان حالا به یُمن جمع شدن همهی فعالیتهای میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در تشکیلات خود به راحتی میتوانند این بحث را داشته باشند. که نمیشود زیرساختی نداشت و چیزی حدود هفت هزار سال قبل کمی کمتر یا بیشتر مردمانی از بینالنهرین غله به تمدت ارتا بیاورند و به جای آن فلز ببرند. تمام اینهایی که این روزها در کنار صندل دارد پیدا میشود و همهی آثاری که از یغماگری هولناک آثار جیرفت جان سالم به در بردهاند... ویا همهی آن اشیایی که در تل ابلیس، تپهی یحیی و شهداد کشف شد، قطعا مصرف مردمان همان منطقه نبوده است، آنها را به اقصا نقاط دنیا میبردهاند، لااقل از این سو تا سند و از آن سو تا بینالنهرین... حتما که به ماورالنهر و خلیجفارس هم میرفته است.
3- اروپا بزرگترین میزبان گردشگری بینالمللی است، 60درصد گردشگران جهان را اروپا جذب میکند، 50درصد از کل درآمد گردشگری جهان در اروپا ایجاد میشود، 30درصد در آمریکا، با 21 درصد کل گردشگران. سهم خاورمیانه از گردشگری بینالمللی بین 5/1 تا 2 درصد است که این را هم مصر و عربستان به خود اختصاص داده است، 70 درصد کل درآمد گردشگری خاورمیانه سهم این دو کشور است، مجموعهی کشورهای افغانستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، هندوستان،
ایران، میانمار، جزایر مالدیو، نپال و سریلانکا تنها یک درصد از سهم گردشگران جهانی را به خود اختصاص میدهند، هندوستان از این یک درصد سهم اول را دارد و ایران سهم ششم را؟
یک آمار دیگری هم بدهم. ایران در میان 150 کشور عضو سازمان جهانی توریسم WTO در مقام هفتاد پنجم گردشگر پذیر است، در حالیکه با وجود ظرفیتهای بالقوهی گردشگری حداکثر درین 10 کشور اول دنیاست. پولی که در یک سال در رابطه با گردشگری در جهان هزینه شده معادل 5/2 برابر درآمد سالانهی کشورهای عضو اوپک از محل فروش نفت است. و سهم ما از این درآمد عظیم حدود یکدهم درصد است، یعنی یک هزارم.
4- خاک مشرق شنیدهام که کنند
به چهل سال کاسهی چینی
صد به روزی کنند در مردشت
لاجرم قیمتش همی بینی
5- ویلدورانت در اهمیت وجود زیرساختهای ارتباطی بین تمدن پارس با فرهنگ سایر ملل به نقش راههایی اشاره میکند که توسط مهندسان ایرانی ساخته شدهاند او میگوید:«فرشتگان و شیاطین به وسیلهی همین راهها از افسانههای پارسی به افسانههای یهودی و مسیحی راه یافتند.»
6- و سفر ناصرخسرو شاعر و نویسندهی قرن پنجم هجری را هم به یاد داریم و سفرنامهاش را، یک آدمی به سبب خوابی و تحولی در جستوجوی حقیقت هفت سال، سه هزار فرهنگ راه میپیماید. شیخ سعدی هم همینطور، او سفر را عامل پختگی آدم میداند،
بسیار سفر باید تا پخته شود خامی
صوفی نشود صافی تا در نکشد جامی
7- داشتم آماری را از WTO میدیدم در انفجار مسافرتهای بینالمللی، کل گردشگران جهان در سال 1950 حدود 25میلیون نفر بودهاند، این رقم در سال 1960 به 70 میلیون نفر، در سال 1970 به 160 میلیون، در سال 1980 به 250 میلیون و در سال 2000 به 700 میلیون نفر میرسد، رقمی که برای سال 2010 به بیش از یک میلیارد نفر بالغ میشود، یعنی اگر ما سال 1950 را شاخص صد بگیریم، متوجهی این صفت انفجاری رشد مسافرتها میشویم. ما از 100 به 280 دهسال بعد به 640، 1000و 2800 و4000 میرسیم و این رشدی است که توی عرصههای دیگر اقتصادی لااقل در این 50 سال اخیر نباید اتفاق افتاده باشد.
8- ما یک سلیمان سیرافی داشتهایم که حدود 400 سال قبل از مارکوپولو از سیراف، یعنی همین بندر طاهری فعلی در نزدیکی منطقهی عسلویه یک سفر دریایی به چین میکند و سفرنامه هم مینویسد. امروز تمام بچههای عالم، حتی بچههای من و شما اسم مارکوپولوی ونیزی را به خاطر همان سفر چین و عجایب آن سفر میشناسند، اما سلیمان سیرافی برای خیلی از اهل مطالعهی ما هم آدم شناخته شدهای نیست.
9- چند سازمان در ایران، در طول سالهای پس از انقلاب تغییرات تشکیلاتی زیادی داشتهاند، یکی از این سازمانها همین سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی است، ماجرای این تغییرات و تجدید سازمان هم مفصل است، ماهیت گستردهی کار این تشکیلات و اینکه موفقیت آن در گرو هماهنگی خاص میان 70 نهاد و سازمان است و یا به روایتی 40 نهاد ـ که آقای اینانلو گفتهاند و 70 نهادی که یکی از کارشناسان استان ـ طوری است که به هر حال میتوان آنرا همه جور تعریف کرد... و متاسفانه ما دیر به یک جمعبندی روشن و تقریبا مقتدر در ترکیب معاونت ریاست جمهوری به این سازمان رسیدیم.
این افت و خیزها حتما مانع از هر گونه برنامهریزی درازمدت میشده است که شده است! یک سازمان که میخواهد تجدید سازمان شود، حداقل چند سال باید به خودش مشغول باشد که بوده است.
10- نقل است که شاه عباس گویا نذر میکند که پانصد یا به روایتی هزار کاروانسرا در مسیر راههای ممالک محروسه بسازد، حالا چند تایش را ساخت و عمرش به اتمام آنها وصال داد نمیدانم، آنقدر هست که توی همین راه کرمان به تهران، حداقل 10 دوازده تایش را توی مسیر فعلی جاده ببینی. آقای مشایی در یک مصاحبهی تلویزیونی در اوایل کار خود گفته بودند، تا پایان دورهی مدیریت خود آنقدر هتل پنجستاره در کشور میسازند که نتوان شمرد.... نمیدانم چند تا از این هتلها تا حالا ساخته شده است؟ اصلا شده است که بشود آنها را شمرد؟ هتل 5 ستاره را هم دو ساله نمیتوان ساخت، ولی انتظار داریم که بالاخره چیزی ساخته شود، ستارهاش مهم نیست.
11- سالهاست که بحث توسعهی استان، بحث روز محافل علمی، اقتصادی و فرهنگی وسیاسی است، یک دورانی امر بر این بود که کشاورزی محور توسعهی استان است، بعد آمدیم و گفتیم که ما بهشت معدنکاران هستیم و باید محور توسعه را صنعت با تاکید بر صنایع معدنی بگذاریم.
دورانی هم بود که گردشگری محور توسعهی استان تعریف میشد. سند برنامهی توسعهی چهارم در استان هم البته تکلیف این قضیه را روشن نکرده است، حالا هر کدام از اینها که محور توسعه باشند. فرقی نمیکند، گردشگری در هر حال آنهم در استانی که پهناورترین استان کشور است، استانی که تنوع اقلیمی ویژهای و در حد یک قاره دارد. استانی که مجموعهای گسترده از فرهنگها و خردهفرهنگهای فعال و پویای این سرزمین اسلامی را در خود جای داده است، استانی که حالا دیگر به جرات میتواند ادعا بکند خاستگاه یک تمدن عظیم هفت هزار ساله بوده است و چیزی بیش از بینالنهرین و چیزی جلوتر از سومر. در واقع این سومریان که یکباره توی تاریخ ظاهر میشوند، اصلا از کجا آمدهاند، یک روایت دارد دکتر محمود ماهری، همشهری عزیز خودمان که میگوید.
اینها از همین جا مهاجرت کردهاند و به بینالنهرین رفتهاند. سَند هم میدهد.
استانی که لااقل به اعتبار مطالعات چند سالهی این حقیر قطعا در جریان پیدایش ذوب مس نقش اولیهی بشری را هم حتی اگر نداشته باشد، در پیشگامیاش نمیتوان تردید کرد، استانی که تنها در یک اکوسیستم خَبر خود میتواند در حد جهانی قد علم کند، کلوتهای شهدادش در دنیا گویا فقط یک نمونهی کوچک دارد، استانی که...
باقی را شما بهتر از من میدانید
فقط این را بگویم که توی همان منطقهی خبر ما میتوانیم یک مثلث گردشگری داشته باشیم که در فاصلهی پنجاه کیلومتر بتواند یک اکوسیستم ناب، یک تپهی تاریخی هفت هزار ساله به نام تپهی یحیی و قدیمترین معدن موجود مس جهان را در شیخ عالی ارایه دهد. با چنین امکانی هست، وقتی که میبینیم مثلا توی سوئد آمدهاند و یک معدن سیصدسالهی نقره را بازسازی کردهاند و آن را به عنوان معدنباستانی به خورد گردشگران بهتزدهی اروپایی میدهند. و پنج سال است که من دارم داد میزنم که حیف این امکان است، بیاییم این مجموعه را یکجا تعریف بکنیم. بعد میرویم دنبال شکارچی خارجی و تولید و عرضهی گوشت شکار از بقایای کَل و بُز خبر و تلهی کابین
12- برادر عزیزم آقای مهندس کارنما در خرداد ماه گذشته در یک مصاحبه به سه مطلب مهم اشاره کردند.
اول؛«بزرگترین مشکل استان کرمان در بخش گردشگری عدم اطلاعرسانی کافی در زمینهی معرفی آثار تاریخی و اقلیم متنوع طبیعی استان است...»
دوم؛«بدون حضور موثر مردم و دوستداران توسعهی گردشگری نمیتوانیم به نتیجهی مطلوبی در بهبود وضعیت گردشگری در استان برسیم و سازمانهای غیردولتی در این زمینه میتوانند در جهت فرهنگسازی برای توسعهی این بخش فعالیت زیادی داشته باشند.»
سوم؛«امیدواریم تمامی سازمانها و ارگانهای ذیربط ومدیران میانی به دور از بخشینگری برای رونق گردشگری در استان کرمان تلاش خود را انجام دهند.»
بحث اول این مطلب را بعدا خواهم گفت، فعلا ناچار به ذکر دو مورد عینی در خصوص بحث دوم این مصاحبه هستم، خانم دکتر طاهر صفارزاده اخیرا در مصاحبهای اشاره به یک انجمن دوستدار میراث فرهنگی نمودهاند و آن «ادیف» است، ادیف، انجمن دوستداران یادگارهای فرهنگی سیرجان است، ایشان میگویند«دیگر اینکه اهل علم دلسوز شهر با کمک برخی مسوولان گرد هم آمده و مرکزی به نام ادیف تاسیس کردهاند که از آثار فرهنگی و موزهای شهر در جهت حفظ میراث فرهنگی سیرجان، پاسداری کنند و در این راستا شهر خودشان را در زمرهی منطقهای برای گردشگری مهیا سازند، آنها حتی یک دفتر و بودجه برای یک نشریه در اختیارشان نیست تا در آن به اطلاع برسانند. که اشیای موزهای توسط دلالان دارد به صورت قاچاق از شهر خارج و در موزههای بیگانگان وارد میشوند، حتی یک مجوز دایمی از سوی میراث فرهنگی مرکز به آنها داده نشده است.»
یک گروه از دلسوختگان فرهنگ کهن معدنکاری این استان 5 سال قبل گردهم آمدند که یک انجمن درست کنند، انجمن دوستداران میراث معدنکاری کهن کرمان و این حقیر پیگیر ثبت این تشکیلات بودم، این انجمن امسال به ثبت رفت. فقط این را داشته باشید که سه بار اساسنامهی انجمن موصوف توی تهران گم شد؟
برناردشاو میگوید«آثار بزرگ ادبی آثاری هستند که هیچکس دوست ندارد آنها را بخواند، اما همه دلشان میخواهد آنها را خوانده باشند.» این داستان NGOها و سمنها هم حکایت غریبی است، در اقتصادی که 85 درصد آن دولتی است، NGOها بدون حمایت دولت پا نمیگیرد اگر چه میدانم اینهم نقض غرض است. همه میگویند NGO خوب است ولی کسی پای حمایت آنها نمیآید.
در بحث سوم، عمیقا با آقای مهندس کارنما احساس همدردی میکنم. ما کار جمعی نمیکنیم، هر کدام ساز خودمان را میزنیم، و چه رنجی میکشد این آقای کارنما وقتی که رهبریِ یک ارکستری را دارد که 40 یا 70 ساز زن، سازِ خودشان را میزنند...
اینها را گفتم که بدانید، میدانم در مورد چه چیزی صحبت میکنم. استانی با 1200 اثر باستانی باید که بتواند پایتخت تاریخی جهان باشد، اما طرح این شعار حتی برای خود ما هم نه بلند پروازانه که با وضع موجود کمی هم شوخی به نظر میرسد.
این استان 85 چشمهی آبگرم شناخته شده دارد. آلمان اولین کشور جاذب گردشگر آب درمانی است، آبگرمهای تمام آلمان به تعداد آبگرمهای استان کرمان نمیرسد. دو سال است که داریم داد میزنیم که بیایید روی این چشمهها یک مطالعهی جامع انجام دهید، حتی تیم آنرا هم معرفی کردهایم، آیا برای این کار هم باید یک مشاور با کیف سامسونت از تهران بیاید.
طرح جامع گردشگری استان تهیه نشده است، تمام کارهایی که دارد انجام میشود جزیرهای است، اینگونه راه به جایی نمیبریم به روزمرگی میافتیم، به جرات میگویم استان ظرفیت اداره کردن تخصصی خودش را لااقل در زمینهی گردشگری دارد، بگذارید بچههای استان بگویند که چه باید بکنیم.
ما در استان یک تنگ آشوب داریم که گذرگاه تمدنهای بزرگ عصر ماقبل تاریخ است، چند نفر از ما آن را دیدهایم؟ سنگ نگارههای جنوب استان یک رویای گردشگری است، روی شناسایی آنها چه کردهایم؟
و حالا همین پراکنده گوئیهایم را میخواهم در مورد رسانه بگویم
1/- ما در این استان چیزی بالای 50 نشریهی در حال انتشار داریم و79 مجوز انتشار! از مسائل ساختاری این نشریات در ضعفهای تاریخی، آسیبپذیریهای اقتصادی، شکنندگی سیاسی و... که بگذریم، واقعیت امر این است که این نشریات به هر حال و صرفنظر از تیراژ اندک و نومیدکنندهی خود آیینهی افکار عمومی استان هستند، یعنی که مجموعهی گروهبندهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جامعه را نمایندگی میکنند. به خصوص آن که بخشی از این نشریات نماینده جفرافیایی پراکندهی استان هم هستند.
2/- به لحاظ نظری اعتقاد بر این است که توسعهی رسانههای گروهی عامل عمدهای برای تغییر و تحولات و توسعه در کشورهای در حال توسعه است، ضمن این که اساسا ضریب نفوذ رسانهها موید میزان توسعه یافتگی کشورها هم هست، یعنی که ما در بحث توسعه و رسانه از یک الزام و ملزوم حرف میزنیم، از یک علت و معلول متقابل.
3/- حالا دیگر همه به این نتیجه رسیدهایم که توسعه الگوبردار نیست. توسعهی چینی، ژاپن، الگوی آلمان بعد از جنگ، الگوی کرهی جنوبی و جوجه اژدهاهای جنوبشرق آسیا، الگوهای آن هاست، ما در توسعه باید دنبال الگوی ایرانی اسلامی خودمان باشیم. و این الگو را هم باید که خودمان تعریف کنیم، حدقل در اهداف و چشمانداز این کار شده است .
4/- تعارف نکنیم، ما هنوز در اقتصاد وابسته به صادرات نفت هستیم، اقتصاد، یک اقتصاد نفتی است، در یک چنین اقتصادی نقش دولت پر دامنه است، نقش نهادهای مدنی و مطبوعات قطعا کم دامنه. میزان انتقاد پذیری دولت، بیش از آن چه که به توان نقد مطبوعات برگردد به آستانهی تحمل دولت برمیگردد، اگر دولت این آستانه را بالا ببرد در حقیقت فرصتی به انعکاس افکار عمومی داده است، یعنی توانسته است از طریق مطبوعات تغییرات نبض جامعه را کنترل کند. و این باید برای یک دولت اسلامی که مبشر آزادی و استقلال است. و برای جمهوری اسلامی یک فرصت تلقی شود.
در یک کلام ما نباید از نقد گران باشیم، باید استقبال کنیم، و نیائیم نقد را با صفات منصفانه سازنده و امثالهم محدود کنیم، قانون مطبوعات خط قرمزها را مشخص کرده است و همه که انشاءالله رعایت میکنند.
5/- و خود مانیم، همهی سازمانهای دولتی، مطبوعات را در حد روابط عمومیهای خود ارزیابی میکنند، این نقش مطبوعات نیست، این وظیفهی روابط عمومی دستگاههاست، یعنی که عمل یک رسانهی خوب نسبت به یک دستگاه باید در میزان نقد آن رسانه از آن دستگاه باشد، حتی که اگر مسئولانه هم نباشد، منصفانه هم نباشد، جا برای روشنگری وجود دارد، این را قانون مطبوعات میگوید، اگر قرارست تعاملی انجام شود، تعامل همین جاست. سازمان میراث فرهنگی و گردشگری هم از این قاعده مستثنی نیست. این همان بحثی است که گفتم بعدا میکنم، صحبت برادر عزیزم آقای کارنما را میگویم.
نشریات به لحاظ اقتصادی روی لبهی تیغ حرکت میکنند، خودشان را سانسور میکنند که بتوانند به حیات خود ادامه دهند، چیزی نمینویسند که به دستگاهی بر بخورد، چرا که جواب آن را در تحریم آگهی میبینند و گفتم که آگهیهای دولتی عملا رگ حیات نشریات است.
6/- ما نگاهمان به بسیاری از مسایل موردی، ناهماهنگ و سازمان نیافته است همهی آنها که امروز سهم بیشتری از صنعت گردشگری طلب میکنند، بدون شک روی تکتک موارد هدف مطالعه و برنامهریزی کردهاند، در مجموعهی ارکان صنعت گردشگری، یعنی منابع طبیعی، تجهیزات حمل و نقل، عوامل زیربنایی و منابع فرهنگی ما در استان خود، در بخش زیرساختها و تجهیزات حمل و نقل و تقریبا تمام مجموعهی عوامل زیربنایی از قبیل هتلها، رستورانها، ارتباطات، سیستمهای بهداشتی، سوخترسانی و... نقایص آشکاری داریم، منابع طبیعی و فرهنگی خود را هم که مزیت ما در این صنعت به شمار میرود. نه خوب میشناسیم و نه خوب معرفی کردهایم، و این همه، تمام استعدادی است که اتفاقا فقط از رسانهها بر میآید، کار هم با یک یا دو همایش سامان نمیگیرد، به نظر من بهترین راه سازماندهی یک کارگروه ویژه است، با ترکیبی از مسوولان سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی از یک سو و خانهی مطبوعات استان از سوی دیگر بنشینند و روی نقاطی که میتوانند هماهنگ حرکت کنند به توافق برسند. و تقسیم کار کنند، اطمینان داشته باشید نتیجه بیش از حد تصور ما خواهد بود. و مهمتر از همه اول بیایید یک مرکز پژوهشی در استان بگذارید که روی کارگردشگری کار پژوهشی بکنند، اطلاعات موجود را جمع کنند، مستندسازی کنند، ما کم عکس و مطلب و پژوهش پراکنده نداریم. این باید اولین قدم باشد.
مطلب خیلی ساده است، مردم اگر بدانند که یک جایی دیدنی است، حتما پای دیدن آن برنامهریزی میکنند، جایی که مورد بازدید و گردش قرار گیرد خود به خود ظرفیت سازی میکند، حالا اگر این ظرفیت بازی شارژ هم شود سرعت عمل بیشتر میشود. ما اگر بتوانیم فقط روی معرفی منابع طبیعی و فرهنگی خودمان کاری هماهنگ، مستقر و پایدار انجام دهیم، بقیهی اسباب کار فراهم شدنی است، این جایی است که رسانهها میتوانند معجزه کنند.
7/- و میخواهم یک نکتهی آخر هم بگویم.
اگر مطبوعات محلی توان اقتصادی خود را بالا ببرند، قادر خواهند بود که از نویسندگان بزرگتر استفاده کنند، از کارشناسان کمک بگیرند، دانشگاهیان را دعوت کنند و آن وقت همهی گرهها لااقل معلوم میشود، همه کار یک مدیر خوب کمک به نشریات محلی در ارتقاء نقش و مسئولیت آنهاست، یعنی که حتی سفارش کار بدهد از نشریات بخواهد که بروند روی گردشگری کار کنند، نظرخواهی کنند، مصاحبه کنند، گزارش بگیرند، گزارش بدهند و البته هزینه همهی آن را هم بپردازند، قطعا پاسخ این مسئله کمتر از نظریات مشاور و کارشناسان ریز و درشتی که مینشینند توی اتاقهای در بسته در تهران و برای گردشگری در کرمان طرح میدهند نیست.
و حالا میخواهم حرفهایم را جمع کنم، یعنی که بگویم رسانهها برای توسعهی گردشگری چه میتوانند بکنند.
یک روزی واقعهای در جیرفت اتفاق افتاد، در جیرفت گنج پیدا شد، خیلیها اظهار عقیده دارند که این موهبت الهی به جبران خشکسالیها برای مردم جیرفت است، اشیاء باستانی به غارت رفت...
و این میان نشریات محلی وارد عرصه شدند. نتیجهی آن چیزی شد که امروز میبینم، حقیقتا این یک موهبت الهی بود، نه فقط برای جیرفت، که برای کل استان، که برای کل ایران.
اما حالا از راه درستش این موهبت برکت میشود.
بگذارید مطبوعات به وظیفهای که قانون و عرف و مسئولیت تاریخی رسانهها بر دوش آنها گذاشته است عمل کنند، مطمئن باشید که خیر همهی ما در آن است، نگران بعضی بداخلاقها هم نباشیم، اسلام به ما آموخته است که سعهی صدر داشته باشیم... گمراهان هم براه خواهند آمد، انشاءالله.
8- و مادام که ما تصور کنیم که مرغ همسایه غاز است وهمه چیز را بخواهیم با کارشناسان مرکز حل کنیم، حالمان همین حال است، خاصه که نگاه مرکزنشینان به کرمان هنوز یک نگاه جهان سومی است، و این اشکال از خودمان است. استان نیروی تخصصی فوقالعادهای دارد، بگردید، پیدا میکنید! و اتفاقا همه هم اهل همین نشریات هستند.

هوشنگ مرادي كرماني در بستر بيماري هم از روحيهي بالا و طنز خاص برخوردار است و ميگويد: اگر امروز مرخص شده بودم، فردا صبح ميرفتم دركه؛ 30 سال است كه هر هفته ميروم.
اين نويسندهي پيشكسوت در ديداري كه خبرنگاران بخش ادب ايسنا با او داشتند، گفت: سه داستان "دوربين شكاري"، "زير نور ماه" و "پلو خورش" از سوي بنياد سينمايي فارابي براي اقتباس ادبي مورد تصويب قرار گرفتهاند. همچنين چاپ چهارم "پلو خورش" و چاپ نهم "مهمان مامان" به تازگي منتشر شدهاند.
او با اشاره به فروش خوب "پلو خورش" در بازار كساد نشر كتاب، متذكر شد: اين رمان در كرمان بعد از "مستطاب آشپزي" نجف دريابندري، پرفروشترين كتاب بوده است و به نظرم، بهخاطر اسمش است و اينكه ايرانيها به غذا اهميت بسياري ميدهند!
اين داستاننويس كه از روز يكشنبه به دليل تپش قلب در بيمارستان شهيد رجايي بستري شده، روز گذشته (دوشنبه) مورد آنژيوگرافي قرار گرفته است.
مسؤول بخش بيمارستان، وضعيت مرادي كرماني را خوب توصيف كرد و گفت: فردا ايپياس (EPS) (مطالعهي الكتروفيزيولوژي قلب) روي بيمار صورت خواهد گرفت و اگر جواب مساعد باشد، از بيمارستان مرخص خواهد شد.
برای این نویسنده گرانقدر کرمانی سلامت آرزو داریم...